خرید بازی گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

وطن امروز«مبارکتان باشد!»عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم فرهاد صابري است كه در آن مي‌خوانيد:ماجراي علاقه وافر مطبوعات زنجيره‌اي به ژوليت بينوش را نمي‌توان به همين سادگي ناديده گرفت چراکه در عين حال مي‌تواند تبعات بسيار خطرناکي به دنبال داشته باشد. ژوليت بينوش از جمله بازيگران فرانسوي است که به برهنگي در فيلم‌ها اشتهار دارد. فيلم‌هاي مشمئز کننده‌اي که اين بازيگر در آنها نقش نخست را در اختيار داشته در برخي موارد حتي داد سينماي بدون سانسور غرب را هم درآورده است. فيلم «damage» از جمله اين فيلم‌هاست که داستان رابطه پنهاني يک مرد با نامزد پسرش – اين نقش را خانم بينوش ايفا کرده است- را به نمايش مي‌کشد. در اين فيلم ضداخلاقي که جاي کمترين ارزشي براي بنيان‌هاي خانوادگي باقي نگذاشته صحنه‌هايي از برهنگي بسيار فجيع ژوليت بينوش در معاشقه با 3 نفر به نمايش گذاشته شده است. همانگونه که گفته شد بي‌اعتنايي اين فيلم و بسياري صحنه‌هاي آن به ابتدايي‌ترين اصول اخلاقي و بنيان‌هاي خانوادگي باعث اعتراضات فراواني در «غرب» شد. طبيعتا در چنين شرايطي مخاطب ايراني نه تنها کمترين سنخيتي ميان مفاهيم اين فيلم با ارزش‌هاي ايراني و اسلامي خود نمي‌بيند که حتي آن را يک تهاجم فجيع فرهنگي به حوزه‌هاي اخلاقي جامعه معتقد مي‌پندارد. با اين وجود سال 85 خبر مي‌رسد که ژوليت بينوش در قواره دوست آقاي کيارستمي به ايران مي‌آيد و روزنامه‌هاي زنجيره‌اي چنان به ذوق مي‌آيند که در پوشش خبري و تصويري سفر اين بازيگر بدکاره از يکديگر سبقت مي‌گيرند. تهران امروز«شفاف‌سازي روابط با روسيه» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسن وزيني است كه در آن مي‌خوانيد:اظهارات محمود احمدي‌نژاد در كرمان درباره موضع‌گيري مسكو در قبال تحولات هسته‌اي ايران، دومين تلنگر رئيس‌جمهوري ايران به مقامات روسي محسوب مي‌شود كه در هفته‌هاي اخير به صراحت بيان شده است. طرح چنين موضوعي از سوي احمدي‌نژاد و خطاب مستقيم ايشان نسبت به رئيس‌جمهور روسيه گرچه به زبان گلايه مطرح شد اما به دليل واكنش ارشد‌ترين ديپلمات كشور به رفتار ديپلماتيك يك همسايه مهم و صاحب نقش و قدرت در مناسبت‌هاي جهاني، يك بار ديگر اين سوال را مطرح كرد كه مسكو و تهران در تعاملات دو سويه حمايت از حقوق يكديگر در چه نقطه‌اي قرار دارند؟ اهميت طرح اين پرسش در آن است كه توجه كنيم اولا طرح مسئله فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران در نهادهاي بين‌المللي از جمله شوراي حكام، دبيرخانه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل و مسائل مربوط به مذاكرات 5+1 با ايران به‌خصوص در دو، سه سال گذشته و اخيرا گروه وين كه در همگي آنها روسيه نقش مهم و از جهتي ويژه‌ دارد، موجب شده است كه رفتار دولتمردان روسي از سوي دولت و افكار عمومي ايران بسيار پراهميت تلقي شود. ثانيا روسيه به عنوان مجري طرح نيروگاه هسته‌اي بوشهر است كه سال‌هاست زمان راه‌اندازي اين پروژه هسته‌اي نيروگاهي با تاخيرهايي مواجه مي‌شود كه در ايران عمدتا به دلايل سياسي تعبير مي‌شود اما روس‌ها دلايل حقوقي و فني را پيش مي‌كشند.رسالت«تمرين دموکراسي در مجلس هشتم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد:فرايندهاي پايين دستي و بالادستي انتخاب هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي يک رقابت منحصر به فرد و هدفمند طي31 سال گذشته بوده است. رقابت در بين نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به هيچ عنوان با جو حاکم بر عرصه رقابت سياسي ساير پارلمان‌ها قابل مقايسه نيست. اين رقابت مجال خوبي براي وزن کشي اقليت و اکثريت در مجلس شوراي اسلامي است. انتخاب هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي در برخي مقاطع انقلاب حتي عينيت بخش جبهه بندي‌هاي سياسي جديد در کشور بوده است. به عنوان نمونه وزن کشي جناحين رقيب درمجلس سوم شوراي اسلامي پس از ارتحال امام خميني(ره) به آرايش سياسي جديد در کشور تجسم بخشيد. انتخاب رئيس مجلس پس از کناره گيري آيت الله‌هاشمي رفسنجاني صف بندي‌هاي جديد سياسي در کشور را بيش از پيش روشن کرد. نامزد فراکسيون اکثريت مهدي کروبي و نامزد فراکسيون اقليت علي اکبر ناطق نوري بود. هر چند از همان ابتدا کفه ترازو به نفع جناح چ‘ و مهدي کروبي سنگين بود اما فراکسيون اقليت با معرفي نامزد مستقل نشان داد که بر خلاف‌هاشمي که دو جناح بر روي وي توافق داشتند کروبي از حمايت جناح مقابل برخوردار نيست.فرايندهاي پايين دستي و بالادستي انتخاب هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي يک رقابت منحصر به فرد و هدفمند طي31  سال گذشته بوده است. رقابت در بين نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به هيچ عنوان با جو حاکم بر عرصه رقابت سياسي ساير پارلمان‌ها قابل مقايسه نيست. اين رقابت مجال خوبي براي وزن کشي اقليت و اکثريت در مجلس شوراي اسلامي است. انتخاب هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي در  برخي مقاطع انقلاب حتي عينيت بخش جبهه بندي‌هاي سياسي جديد در کشور بوده  است.مردم سالاري«اقتصاد کشور در انتظار برنامه پنجم توسعه» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم مجيد سليمي بروجني است كه در آن مي‌خوانيد:بدون شک سال 89 جايگاه حساسي در رشد و توسعه  اقتصاد کشور خواهد داشت. برنامه چهارم توسعه پايان يافته و اجراي برنامه پنج ساله پنجم آغاز خواهد شد.برنامه چهارم توسعه در مقايسه با 3برنامه قبلي از اهميت و منزلت بالا تر و پررنگ تري برخوردار بود. اين برنامه قرار بود برآيند 3 برنامه  گذشته و نقطه صعود توسعه کشور به دور از آزمون و خطاهاي رايج گذشته باشد. از سوي ديگر برنامه چهارم توسعه به عنوان  اولين برنامه سند چشم انداز بيست ساله بايد بنيادهاي اساسي تبديل شدن به کشور اول منطقه را فراهم مي ساخت. به اذعان گزارش‌ها و آمار رسمي و غيررسمي داخلي و بين المللي و همچنين گزارش‌هاي مجلس شوراي اسلا مي و واقعيت‌هاي موجود در ساختار اقتصادي و شرايط کسب و کار کشور، برنامه چهارم توسعه در اکثر اهداف و شاخص‌هاي تعيين شده و همچنين اهداف سند چشم انداز ناکام بوده است.ميزان تحقق رشد اقتصادي هدف در 3سال  اول 90 درصد، رشد سرمايه گذاري 53 درصد، اشتغالزايي 85 درصد، رشد نقدينگي 65 درصد و تورم 87 درصد بوده است. گزارش‌ها و آمار بين المللي نيز نشان از بهبود وضعيت منطقه اي ايران براساس سند چشم انداز بيست ساله ندارد و در بسياري از شاخص‌هاي اقتصادي به ويژه رشد اقتصادي و نرخ تورم در رتبه پاييني قرار گرفته است. شايد توقع جايگاه اول ايران در منطقه در مدت زمان ربع اول سندچشم انداز بيست ساله توقعي بيجا و غيرمنطقي باشد،  اما اين انتظار که در مدت 5 سال فاصله توسعه اي ايران با اکثر کشورهاي منطقه کاهش يافته و حداقل به لحاظ کمي و کيفي رشدي متناسب با روندهاي منطقه اي داشته باشد، انتظاري غيرمنطقي نيست. بنابراين مي توان چنين قضاوت کرد که عملا  نشانه اي از زيرسازي قانوني و بنيادي براي تحقق اهداف سندچشم انداز ايجاد نشد و به عبارتي مي توان گفت 5 سال اول سند چشم انداز دستاورد قابل ذکري به همراه نداشت. شناسايي و تحليل عوامل اين ناکامي چندان سخت نيست. دليل اول اينکه دولت نهم از همان روزهاي آغازين اعتقادي به ماهيت برنامه چهارم توسعه نداشت.  كيهان«نامه‌اي براي فردا»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد:نامه جمهوري اسلامي ايران درباره تبادل سوخت هسته اي كه در پي بيانيه تهران در روز دوشنبه-3/3/89- به يوكيا آمانو مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي تحويل داده شد از اهداف و اغراض آمريكا و يكي، دو كشور همپيمان آن پرده برداشت چرا كه اتخاذ مواضع عجولانه و خشمگينانه مقامات آمريكايي پس از ارسال اين نامه به آژانس بين المللي انرژي اتمي نشان داد كه آمريكا و چند كشور دنباله رو كاخ سفيد از نيات خصمانه خود دست برنداشته اند و نه تنها به دنبال مذاكره و گفت وگو نيستند بلكه كماكان بر طبل باج خواهي‌ها و زياده خواهي‌هاي خود مي كوبند و در اين ميان بصورت كامل منطق و عقلانيت را ذبح نموده اند. در همين ارتباط، اظهارات هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكا پس از ارسال نامه به آژانس، تعجب افكارعمومي دنيا را برانگيخت. وي بدون هيچ توضيحي و بي آنكه دليلي را ضميمه اظهاراتش كند يكسويه نامه كشورمان به آژانس بين المللي انرژي اتمي را داراي ضعف‌ها و كاستي‌هايي خواند و مدعي شد كه در اين پيشنهاد اشكالاتي هست كه به نگراني جامعه بين المللي پاسخ نمي دهد!جالب اينجاست كه رژيم صهيونيستي نيز يك روز پس از ارسال نامه بيانيه تهران به آژانس بين المللي انرژي نتوانست خشم خود را پنهان كند و مجبور به موضع گيري دراين باره شد.بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي با لحني خشمگينانه طي سخناني در كنيست اين رژيم، بيانيه تهران را «فريب آشكار» قلمداد كرد و با فرافكني از اصل موضوع گفت:  «ايران با هدف انحراف افكار عمومي دنيا از مسئله وضع تحريم‌ها عليه اين كشور در شوراي امنيت، اين پيشنهاد دروغين را مطرح ساخته و ميزان كافي اورانيوم براي ساخت سلاح هسته اي در دست دارد»!اين واكنش‌ها به نامه بيانيه تهران در حالي است كه نامه جمهوري اسلامي ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي در واقع شاخصي است براي قضاوت و داوري افكارعمومي دنيا كه اقدام و منطق ايران و نوع مواجهه آمريكا و آن چند كشور غربي را در كفه ترازوي انصاف و عدالت قرار دهند.ابتكار«بهانه ثبات، عامل بي‌ثباتي» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم فاطمه عطري است كه در آن مي‌خوانيد:چندي پيش موافقتنامه‌اي بين واشنگتن و بيشكك شکل گرفت که حاکي از توافق دو کشور براي ايجاد دومين مرکز نظامي آمريکا در استان باتکن قرقيزستان بود. آمريكا براي ايجاد اين مركز که با عنوان مركز آموزشي ضد‌تروريسم فعاليت خواهد کرد، پرداخت مبلغ پنج و نيم ميليون دلار را به قرقيزستان وعده داده است.آغاز همكاري‌هاي نظامي بيشكك و واشنگتن به سال 2001 و شروع جنگ ضدتروريسم امريكا در افغانستان باز مي‌گردد كه آمريکا به اين بهانه اقدام به ايجاد پايگاه در قرقيزستان و مستقر كردن نيروهاي خود در اين كشور مبادرت كرد. از آن پس حضور نظامي آمريکا در منطقه تقويت شد و اينک با ايجاد دومين مرکز نظامي آمريکا در اين کشور حضور نظامي دائمي آمريكا در آسياي مركزي تقويت مي‌شود. شايان ذكر است كه پس از تحولات قدرت در قزقيزستان، دولت جديد اين كشور نيز همچنان به همكاري با امريكا از جمله در حوزة نظامي تأكيد دارد. با اين ملاحظه، از آنجا که حضور آمريکا در منطقه براي ايران تهديدات بسياري را در پي دارد، لذا در اين مقاله به ابعاد حضور نظامي آمريکا در قرقيزستان و تاثير آن بر امنيت ملي ايران پرداخته شده است.سابقه حضور آمريکا در آسياي مرکزي، منطقه‌اي که تا پيش از سال 2001 حياط خلوت روسيه محسوب مي‌شد، به حوادث 11 سپتامبر باز مي‌گردد. واقعه‌اي که ظاهرا با نشان دادن نقش طالبان و القاعده در نا امن سازي منطقه، بهانه را براي حضور آمريکا آن هم با تائيد روسيه فراهم کرد. در اين ميان يکي از مهمترين پايگاههاي لجستيکي آمريکا در جنگ با طالبان در آسياي مرکزي، در نزديکي بيشکک، پايتخت قرقيزستان، قرار گرفت. پايگاه هوايي «ماناس» که در دسامبر سال 2001 گشايش يافت، آشيانه هواپيماهاي نظامي آمريکايي و فرانسوي است. در سال 2008 اين پايگاه سه هزار و 294 مأموريت سوخت گيري براي هواپيماهاي جنگنده و بمب افکني انجام داد که در جنگ افغانستان شرکت مي‌کنند. در اين پايگاه حدود يک هزار و 200 نظامي مستقر هستند و ناتو از اين پايگاه به عنوان پل ارتباطي با افغانستان بهره مي‌برد. در سال 2008 ميلادي، حدود 170 هزار نيرو و پنج هزار تن کالا از طريق فرودگاه ماناس، جابه‌جا شده است.ايران«آزمون تاريخي كرملين»عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم سيد احمد نجفي است كه در آن مي‌خوانيد:بيانيه سه جانبه ايران، برزيل و تركيه درباره مبادله سوخت هسته‌اي فرصت طلايي را براي تبديل گفتمان تقابل به تعامل پيش روي غرب نهاده است. افكار عمومي جهان كه در كمتر از يك هفته دو گام اعتمادساز تهران را نظاره‌گر بوده است هم اينك رفتار گروه وين متشكل از امريكا، روسيه و فرانسه را رصد مي‌كند كه در آزمون تاريخي فراروي خود، آيا مطابق قانون با اقدام انساني در تأمين سوخت رآكتور تحقيقاتي تهران همراهي مي‌كند؟در ميان سه حلقه غربي مذاكرات مهرماه 88 وين، امريكا و فرانسه در اتخاذ مواضع عليه حقوق هسته‌اي ايران در سال‌هاي اخير همسويي خاصي داشته و همواره باني و پيشرو در طرح قطعنامه‌هاي ضدايراني بوده‌اند. در اين ميان تصوير سياست خارجي روسيه به عنوان كشوري با مواضع دوپهلو و غيرافراطي مطرح بود كه – حداقل در ژست‌هاي مقام‌هاي كرملين- سعي داشت با ملاحظه منافع ملي خود، ديپلماسي مستقلي را در برابر خواست‌هاي ضدايراني در پيش بگيرد، ضمن اين كه بكوشد از كلوب كشورهاي پيروز جنگ جهاني دوم موسوم به اعضاي دائم شوراي امنيت خارج نشود و براي پايدار ماندن اين ساختار ناعادلانه جهاني با ديگر اعضا همنوا شود. بررسي مواضع يك ماه اخير كرملين، نماي متفاوتي را از سياست خارجي مسكو به نمايش مي‌‌گذارد تا جايي كه مدال رضايت اوباما، رئيس جمهوري امريكا را بر روي سينه همتاي روس وي به دنبال داشته است. يك بررسي اجمالي نشان مي‌دهد در يك‌ماه اخير روس‌ها حدود 20 موضع در حمايت از تحريم‌هاي ضدايراني داشته‌اند و حتي از همتايان اروپايي خود که سابقه قديمي‌تري در مخالفت با حقوق هسته‌اي ايران دارند هم پيش افتاده‌اند.شايد از اين رو بود كه محمود احمدي‌نژاد، رئيس جمهور روز گذشته در اجتماع مردم كرمان، مدودف همتاي روس خود را مخاطب قرار داد كه «امروز توضيح رفتار مدودف براي ملت ايران مشكل شده است. مردم نمي‌دانند اين‌ها دوست ما هستند، در كنار ما هستند، با ما هستند يا اين‌كه دنبال چيز ديگري هستند.»از اين روست كه مي‌توان گفت نوع تعامل آتي روس‌ها با ايران به آزمون و محكي تاريخي براي مقام‌هاي كرملين تبديل شده است كه مي‌طلبد مسكو با ملاحظه و مرور مجدد بر منافع ملي خود، با سياست‌هاي واشنگتن همراهي نكند؛ ملاحظه‌اي كه بيش از هر زمان ديگري ضروري است تا نام روسيه نيز در ليست دشمنان تاريخي ملت ايران ثبت نشود. حداقل منفعت مرور مسكو بر منافع ملي خود آن است كه دريابد ناتو براي مهار چين و روسيه به افغانستان آمده است و طالبان براي لشكركشي چندده هزار كيلومتري بهانه‌اي بيش نيست و البته قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي به دنبال حضور بيشتر در منطقه هستند.بدون ترديد روزهاي آتي كه گروه وين نظر خود را درباره نامه اعلام آمادگي ايران مبني بر مبادله سوخت هسته‌اي اعلام مي‌كند، محكي جدي براي كرملين است. اهميت اين موضوع در روند مناسبات آتي تهران- مسكو به حدي است كه رئيس شوراي عالي امنيت ملي ايران به فاصله سه روز به صراحت مقام‌هاي كرملين را مخاطب قرار داده است. نخستين بار محمود احمدي نژاد در حاشيه جلسه روز يكشنبه هيأت وزيران تصريح كرده بود كه از يك كشور دوست و همسايه انتظار داريم كه قاطع‌تر از ديگران در كنار ملت ايران بايستد.منابع خبري غرب نظير پايگاه اطلاع رساني «فارين پاليسي»، از بيانيه تهران به عنوان نشانه تحول در نظم جهاني ياد كرده‌اند، بيانيه به هم پيوسته‌اي كه اين پيام صريح را در متن خود دارد كه همكاري در مسير احترام متقابل و نه از مسير تهديد، فشار و تحريم مي‌تواند براي طرفين مذاكرات وين معامله‌اي برد- برد باشد و نيز سنگ بنايي  جمهوري اسلامي«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقالهِ‌ روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:خرداد كه از راه مي‌رسد، خاطرات زيادي در اذهان متبادر مي‌شود. اين ماه در تقويم ايام سخن‌هاي بسياري را با خود به همراه دارد و ناگفته‌هاي فراواني را در سينه جاي داده كه سوم خرداد، نخستين اين رخدادهاست.سوم خرداد به مناسبت خلق پرشورترين حماسه دوران دفاع مقدس يعني سالروز فتح خرمشهر و ياد شهداي شورآفرين عمليات بيت المقدس در خاطرات اين ملت، عطرآگين است. اين روز كه “روز ملي مقاومت، ايثار و پيروزي” لقب گرفته و در تاريخ دفاع مقدس از جلوه خاصي برخوردار است، يادآور نقش‌آفريني رزمندگاني است كه 28 سال پيش خونين‌شهر قهرمان را با ايثار و مقاومت مثال زدني خود آزاد كرده و نقشه شوم استكبار جهاني را براي جدا كردن بخشهايي از خاك عزيز ايران نقش بر آب نمودند. فتح خرمشهر در واقع، نقطه عطفي در تاريخ جنگهاي معاصر بود كه تحقق آن با هيچيك از معيارهاي نظامي و راهكارهاي اتاق‌هاي جنگ قابل محاسبه نيست و بر همين اساس، حماسه شگرف آزادي خرمشهر، انتهاي جانفشاني و منتهاي روحيه توكل و نماد نصرت الهي لقب گرفته است. آفرينش«دولت فدراتيو شوراي همکاري،آرمان ياواقعيت»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن مي‌خوانيد:يک هفته اخير با توجه بيشتر به طرح دولت فدراتيو کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس اين طرح با مخالفت‌ها و موافقت‌هايي از سوي کارشناسان و رسانه‌هاي کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس روبرو شده است اين طرح که در واقع از سوي يکي از نمايندگان سابق پارلمان کويت مطرح شده است طرحي بلند پروازانه است طرحي که بر آن مبنا کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس در قالب دولتي فدرال قرار مي گيرند و داراي ارزشي واحد خواهند شد اما براستي اين طرح قابليت اجرا را دارد يا اينکه صرفا ايده اي براي همکاري بيشتر کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس است؟در واقع با نگاهي به شرايط شکل گيري شوراي همکاري خليج فارس در سه دهه گذشته و سياست‌هاي در پيش گرفته شده اين شورا در مناسبات منطقه اي و جهاني بايد گفت هر چند شوراي همکاري خليج فارس تا حد زيادي توانسته است همگرايي در ميان کشورهاي عضو خود (امارات، عربستان، بحرين، قطر، کويت، عمان) را افزايش دهد اما بي شک بافت سياسي اجتماعي و فرهنگي کشورهاي اين حوزه افزايش همگرايي بيشتر در ميان اعضا» را نپذيرفته است چه اينکه در گذشته و اکنون نگاه‌هاي مختلفي به اتخاذ سياست‌هاي واحد از سوي شوراي همکاري وجود داشته است چنانچه در سالهاي گذشته برخي سياست‌هاي شورا از جمله پول واحد و … با مخالفت‌ها و چالش‌هايي از سوي دولت‌هاي عضو روبرو شده است در اين حال بايد اشاره کرد از آنجا که ساختارهاي سياسي کشورهاي عضو شوراي همکاري اکثرا سنتي و در قالب حکومت‌هاي پادشاهي‌هاي اقتدار گرايانه است بي گمان خاندان‌هاي حکومتي اين کشورها بويژه کشورهاي کوچکي نظير بحرين، قطر و کويت چندان با کاهش اختيارات خود در قالب دولت فدراتيو متحد کشورهاي شوراي همکاري موافق نيستند و در اين حال آنچه که مشخص است مدعي است و شايد قدرت نخست جمعيتي، اقتصادي سياسي و نظامي شوراي همکاري يعني عربستان هر چند با توجه به اميال استراتژيک خود در مورد گسترش نقش چند بعدي در منطقه باشد اما بي شک اين نگاه‌ها از سوي دولت‌هاي کوچک تر و شوراي همکاري خليج فارس و حتي دولت‌هاي رقيب همانند امارات متحده عربي به چشم تهديد نگريسته شده است چه اينکه رفتارهاي دو رقيب يعني امارات و عربستان در قالب شوراي همکاري خليج فارس نشان داده است که هريک بيشتر به فکر منافع و اهداف خاص خود در شورا مي باشند.قدس«بيانيه تهران و مواضع دوگانه روسيه» يادداشت روز روزنامه قدس به قلم اسماعيل کوثري است كه در آن مي‌خوانيد:بيانيه تهران در خصوص مبادله سوخت مورد نياز ايران که توسط سه کشور ايران، ترکيه و برزيل صادر شد، واکنشهاي متفاوتي را از سوي کشورهاي مختلف در پي داشت که پيش بيني بسياري از آنها بخصوص از سوي دولتهايي چون آمريکا، انگليس و فرانسه کار دشواري نبود.آمريکاييها از قبل نيز با آنکه مي دانستند ايران با ترکيه و برزيل به توافقهايي دست خواهد يافت، پيش نويس قطعنامه اي را عليه جمهوري اسلامي ايران آماده کرده بودند، ولي واقعيت اين است که بيانيه تهران با اقدامهاي قبل تفاوتهاي جدي دارد که عمده ترين آنها توجه دو کشور خارج از 1 + 5 به صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران است.جالب آنکه آمريکاييها ميانجيگري اين دو کشور را قبول کرده بودند، اما اکنون که آنها با ايران به توافق رسيده اند، دوباره به دنبال بهانه جويي هستند. در واقع بايد گفت، غرب هيچ گاه حاضر نيست منافع خود را کنار بگذارد؛ هرچند طرف مقابل کاملاً بر حق سخن بگويد و رفتار کند، حتي اگر قوانين حقوقي را هم خود آنها نوشته باشند.آمريکا بويژه پس از بيانيه تهران نشان داد به هيچ وجه قابل اعتماد نيست و نمي خواهد مسأله پرونده هسته اي ايران به آرامي و با گفتگو حل شود. آنها به دنبال بهانه هستند و از هر وسيله اي براي رسيدن به مقاصد خود استفاده مي کنند و به هيچ يک از قوانين بين المللي پايبند نيستند.لذا بايد گفت، نوع واکنش آمريکاييها به بيانيه تهران موضوع دور از ذهني نبود و در مورد انگليس و فرانسه هم شرايط به همين ترتيب است. آنها به روشني آلت دست آمريکا در اروپا محسوب مي شوند و همواره از هدفهاي زورگويانه اين کشور در سراسر جهان حمايت و پشتيباني کرده اند. اما در مورد روسيه يک بحث جدي وجود دارد و آن اينکه اين کشور هيچ گاه شرايطي مانند انگليس و فرانسه نداشته است و همواره با وجود فروپاشي شوروي سابق، به عنوان يک قدرت بزرگ همسايه ايران مورد توجه بوده است. به همين دليل است که دکتر احمدي نژاد صحبتهاي اخير رئيس جمهور اين کشور را مورد نقد قرار داده و گفته است:  مردم نمي دانند اينها دوست ما هستند، در کنار ما هستند، با ما هستند يا اينکه دنبال چيز ديگري هستند.دنياي اقتصاد: ذهنيت منفي به ميلياردرها، چرا؟«ذهنيت منفي به ميلياردرها، چرا؟»عنوان سرمقالهِ‌ روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد صادق جنان‌صفت است كه در آن مي‌خوانيد؛نشريه معتبر اكونوميست در سال 2006، در مقاله‌اي نوشت كه در سوئد، انگلستان و آمريكا بيش از يك قرن است كه ثروت خانواده‌ها محاسبه مي‌شود و يادآور شد،اين كار در برخي كشورهاي پردرآمد نيز سابقه‌اي چند ده ساله دارد. نشريه فوربس با استناد به آمار و اطلاعات منتشر شده كشورهاي گوناگون، سال‌ها است، فهرست ثروتمندترين مردان و زنان جهان را براساس مليت، نوع فعاليت، ميزان ثروت، تغيير ثروت آنها نسبت به سال قبل و … منتشر مي‌كند. به اين ترتيب بود و هست كه شهروندان آمريكا، سوئد، مكزيك، هند، روسيه، فرانسه، آلمان، انگلستان و حتي در حال حاضر شهروندان چيني و اندونزيايي نيز اطلاعات مربوط به ثروتمندان كشورشان را مي‌دانند و اخبار اين موضوع عادي شده است.در برخي از كشورهاي جهان از جمله در ايران، اطلاعات و آمار مرتبط با بيشترين توليدكنندگان ثروت و درآمد به دلايل گوناگون شايد جمع‌آوري شود؛ اما منتشر نمي‌شود. انتشار يك فهرست 30 نفره از فعالان اقتصادي تحت عنوان ميلياردرهاي ايران توسط يك سايت اينترنتي داخلي، بازتاب‌هاي متفاوتي ‌داشت. درباره كنش و واكنش‌هايي كه پيرامون اين خبر پديدار شد و به نظر مي‌رسد، مي‌شود درباره آن بحث و تبادل‌نظر بيشتري كرد تا خدشه‌ها برطرف شود، يادآوري چند نكته خالي از فايده نيست.جهان صنعت: بي‌قانوني در حساب ذخيره ارزي«بي‌قانوني در حساب ذخيره ارزي»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم خاطره وطن‌خواه است كه در آن مي‌خوانيد؛ با وجود روند کاهشي بهاي نفت طي روزهاي اخير، دولت همچنان به نسبت بودجه مصوب 89 با مازاد درآمد ارزي روبه‌رو بوده، اين در شرايطي است که حساب ذخيره ارزي بلاتکليف و مشخص نيست منابع مازاد درآمد نفت براساس چه سازوکاري به حساب ذخيره ارزي واريز مي‌شود.با پايان برنامه چهارم توسعه و عدم تمديد اين قانون براي سال‌جاري، خلاء قانوني براي برخي از مواد برنامه چهارم وجود دارد که از جمله آنها حساب ذخيره ارزي است. بر‌اساس ماده يک قانون برنامه چهارم دولت مکلف است که مازاد درآمد ارزي را به حساب ذخيره ارزي نزد بانک مرکزي واريز کند. اما با پايان عمر برنامه چهارم مشخص نيست که اکنون مازاد درآمد نفت براساس چه سازوکاري به حساب ذخيره ارزي واريز مي‌شود زيرا قانون برنامه چهارم تمديد نشده و مجلس برنامه پنجم را نيز به تصويب نرسانده است. پول: کارخانه‌داري يا خانه‌داري «کارخانه‌داري يا خانه‌داري »عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم مهرداد خدير است كه در ان مي‌خوانيد؛اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران به تازگي کتابي منتشر کرده با عنوان«در راستاي نوآفريني و بالندگي» که به بررسي عملکرد اين نهاد پرداخته و به سوابق آن نيز اشاره کرده است.در بخش «اتاق در گذر ايام» دو نامه تشکرآميز از امام خميني با دستخط ايشان و با تاريخ 5 ربيع‌المولود 1299هجري قمري (بهمن‌ماه 1357خورشيدي) به چاپ رسيده که در آن رهبر فقيد انقلاب با ذکر نام و عنوان از اکبر لاجورديان و علي‌محمد بنکدار( نايب رييس و دبير کل وقت اتاق بازرگاني ايران) که از جانب هيات‌رييسه بازگشت ايشان به ميهن را تبريک گفته بودند، تشکر مي‌کنند.تنها چند ماه بعد شوراي انقلاب- که در غياب مجلس قانون‌گذاري مي‌کرد- قانون دو ماده‌اي «حفاظت و توسعه صنايع ايران» را تصويب کرد که در بند «ب» آن چنين آمده بود:  «صنايع و معادن بزرگي که صاحبان آنها از طريق روابط غيرقانوني با رژيم گذشته به استفاده نامشروع از امکانات و تضييع حقوق عمومي به ثروت‌هاي کلان دست يافته‌اند و برخي از آنها متواري هستند و دولت طبق لايحه قانوني مديريت آنها را در اختيار گرفته است، سهام اين گونه اشخاص به تملک دولت در‌مي‌آيد و هرگونه رسيدگي مالي و فني و حقوقي در اختيار دولت خواهد بود»، دو ماه بعد و در نهم مرداد 1358اسامي 51 مشمول اين بند اعلام شد. 

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در بازی