خرید بازی در بدنه رسانه ای میراث فرهنگی چه می گذرد؟

گزارش اختصاصی””ـ شايد براي نخستين بار شوراي راهبردي رسانه اي در زمان رياست محمدرضا مهرانديش مدير پیشین روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ايران تشكيل شد. طرحي كه يكي از اهداف آن تعامل مناسب با خبرنگاران و اصحاب رسانه براي بهبود وضعيت اطلاع رساني در اين حوزه بود. اما اين طرح، چون بسياري از طرح هاي ديگر از سوي مدير روابط عمومي و برخي از مشاوران آن دريافت شده و با تغييراتي به اجرا در آمد بدون اينكه نامي از طراح آن به ميان آيد.به گزارش “” البته عضوگيري و شكل گيري نخستين شوراي رسانه اي سازمان ميراث فرهنگي نيز ماجراهاي جالبي داشت. در آن زمان، يكي از خبرنگاران حق التحرير روزنامه همشهري كه اتفاقا همجنس اكثر مديران منتخب رئيس كنوني سازمان است، به عنوان مشاور حداكثر نفوذ خود را به كار برد تا روزنامه نگاران و خبرنگاراني را وارد اين شوراي رسانه اي كند كه همسو با سازمان بوده و يا تاحدودي با سازمان همسو باشند. با اين حال، اين شورا هم نتوانست آن طور كه بايد كاري از پيش برده و نقشي را در جريان هاي رسانه اي ايفا كند.تشكيل اين شورا با هدف ساماندهي در امر اطلاع رساني در حوزه گردشگري و ميراث فرهنگي  بود، اما به دلايلي نامعلوم، خروجي اين شورا آنقدر نامحسوس بود كه هيچ كس را به جز اعضاي شورا مستفيض نمي كرد.به هر حال، در آن زمان، اين شورا، جشنواره هايي را با عناوين مختلف چون ميراث فرهنگي و گردشگري در چند دوره برگزار كرد و هر بار هم، به تعداد مشخصي از خبرنگاران حوزه جوايزي ارائه شد و به عنوان نفرات برتر، سكه ها و پاداش هاي بسياري توزيع شد. خبرنگاراني كه در برخي موارد چون ماجراي گفتگوي یکی از خبرگزاری دولتی، حتي ارتباطي به حوزه ميراث فرهنگي هم نداشت.بنابر این گزارش در آن دوره، یکی از همین خبرگزاری ها براي نخستين بار عليه مشايي رئيس سابق سازمان ميراث فرهنگي شمشير را از رو بسته و ماجراي رقص زنان تركي را در برابر مشايي بر روي خط گذاشت و در اين راستا، خبرنگار خانم اين خبرگزاري مصاحبه اي را با مشايي انجام داد كه حتي بي ارتباط بودن آن مصاحبه با حوزه ميراث فرهنگي هم نتوانست از انتخاب اين خانم به عنوان خبرنگار برتر جلوگيري كند. در همان جشنواره ها بود كه خانم آزاده اردكاني نيز به عنوان نفر برتر در رشته گفتگو جايزه اي دريافت كرد و سابقه رسانه اي خويش را با كمك هاي حمید بقايي آغاز كرد! البته ماجراي مرخصي يك هفته اي اين خانم و سفر به بيروت براي گذراندن دوره يك هفته اي خبرنگاري خبرگزاري رويترز نيز سابقه بعدي بود كه با كمك هاي بي دريغ بقايي از طريق فراهم كردن سوابق كاري خبرنگاري از طريق يكي از مطبوعات، انجام شد.به هر حال اما اين شورا همچنان به كار خود ادامه داد و در اين راستا، ماجراي سفرهاي رسانه اي خبرنگاران با تفسيرها و تحليل هاي بسياري شروع شد. شوراي رسانه اي نهايت تلاش خود را به كار بسته بود تا برخي از خبرنگاران حوزه را با جاذبه هاي طبيعي و گردشگري كشور آشنا كند. اما  جالب اين بود كه ليست ارائه شده خبرنگاران همواره تعداد مشخصي از خبرنگاران را به سفر و آشنايي با جاذبه ها فرا مي خواند و هر بار، براي برخي از اين خبرنگاران سرويس هاي ويژه از جمله فرستادن با تاكسي برخي از آنان و به خصوص خبرنگار برتر خبرگزاري فارس به مقصد، در نظر گرفته مي شد. جالب اين بود كه در جريان شوراي رسانه اي، به جاي همفكري و هم راستايي با جريانات رسانه اي، هر روز بر منتقدان رسانه اي افزايش يافته و تا چشم كار مي كرد جوابيه بود كه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به رسانه ها مي فرستاد. اين كار تا جايي پيش رفت كه قائم مقام اين سازمان را كه آن زمان بر دوش ظريف حمید بقايي نهاده بودند، به واكنش واداشته و در مطلبي در سايت شخصي خويش به اين ماجرا پرداخت كه برخي ارتباطات برون سازماني برخي از مديران موجب به وجود آمدن فضايي شده است كه عملكرد سازمان ميراث فرهنگي را به زير سوال مي برد.ماجرا همچنان ادامه يافت تا جايي كه مشايي رئيس وقت سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كه بارها به رفاقت و دوستي خود با محمدرضا مهرانديش مدير روابط عمومي سازمان مطبوعش اشاره كرده بود، با فشار اطرافيان مجبور به بركناري مهرانديش از اين سمت شد و سيد رضا موسوي را ـ كه در حال حاضر، معاونت گردشگري اين سازمان را بر عهده دارد ـ به سمت مدير روابط عمومي اين سازمان برگزيد.سيد رضا موسوي كه از كاركنان راديو قرآن بود، با ورود به حوزه گردشگري طبيعتا به صدا و سيما روكرده و بيشتر ارتباطات خود را به ارتباطات تصويري و صوتي متمركز كرد. تا جايي كه با تاسيس راديو پارسه و گنجاندن برخي از اهالي مطبوعات تصويري در روابط عمومي اين سازمان، گروهي را تشكيل داد تا از طريق آن صدا و سيما را غرق كند و با اين كار، ديگر نيازي به رسانه هاي مكتوب نداشت و به همين دليل بسياري از رسانه هاي مكتوب را از ليست دعوتنامه برنامه هاي سازماني حذف كرد. از آنجا كه اين فرد به گفته برخي از سوي بقايي معرفي شده بود، بسياري از خبرنگاران دوره قبل را از برنامه ها حذف كرده و برگزاري سفرهاي رسانه اي را لغو كرد. اين در حالي بود كه به دليل ارتباطات گسترده اي كه مهرانديش با بسياري از خبرنگاران به واسطه سفرهاي رسانه اي خويش ايجاد كرده بود، فضايي را براي دفاع از مدير سابق ايجاد كرد كه از همان ابتدا با حملات سخت و سنگين بقايي از طريق مدير روابط عمومي جديد يعني موسوي مواجه بود. اين حملات تا جايي پيش رفت كه به شكايت از رسانه ها و تشكيل دادگاه ها و حتي كشاندن خبرنگاران به دادگاه هاي مختلف انجاميد و همين امر باعث شد كه ارتباط رسانه ها با سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري تا حدودي كمرنگ شود.در اين ميان، پس از مدت هاي طولاني ناگهان موسوي از طريق مشاوره هاي رسانه اي خويش و از سر ضرورت تصميم گرفت كه بار ديگر جشنواره رسانه اي را برگزار كند، اما برگزاري اين جشنواره نيز نتوانست اين ارتباط را عمق بخشيده و بسياري از خبرنگاران با اينكه در اين جشنواره از جوايزي چون كمك هزينه سفر به مكه، عتبات عاليات و … برخوردار شدند، باز هم از ته دل نتوانستند ارتباط خود را با سازمان عمق بخشيده و به سازمان در جريان رسانه اي كمكي كنند.اينجا بود كه اين سازمان به اين نتيجه رسيد كه براي مثبت شدن روابط با رسانه ها، بايد به سراغ مديران بالاتر رفته و از آنها براي اطلاع رساني كمك بطلبد. براي اين كار نيز با برگزيدن مديرعامل یکی از خبرگزاری های ملی و برخي ديگر از رسانه ها، باب گفتگوي ديگري را با رسانه ها گشود. اما اين كار، نيز سودي نداشت. منتقدين باز بر سر انتقادات خويش بوده و حتي به واسطه دريافت جوايز ارزشمند دست از انتقاد برنداشتند. خبرگزاري منتخب نيز هر از گاهي خبري را البته نه به تندي روزهاي اول، به روي خط مي فرستاد. اين فقط يك روي سكه بود و آن روي سكه خبرهاي ديگري را داشت. انتخاب مديرعامل، گويي خبرهاي ديگري را به رسانه ها گوشزد مي كرد و آن هم، اين بود كه سازمان سر كيسه را شل كرده و به لحاظ اقتصادي وارد معاملاتي با برخي از رسانه ها خواهد شد. البته در اين راستا، انتخاب خبرنگاران منتقد نيز بي تاثير نبود. اين ماجرا براي تمام خبرگزاري ها صدق نمي كرد. مثلا خبرگزاري ايسنا يا مهر، بلكه فقط مختص برخي از خبرگزاري ها بود. گويي براي حذف ژست و پرستيژ خبري اينگونه پيمان بسته شده بود كه در برخي از موارد جريان رسانه اي و انتقال اخبار حفظ شود. اما در باطن آن شور و شوق اوليه براي كوبيدن و زير ذره بين نهادن سازمان در ميان نبود. البته نبايد نقش خبرنگاران اين حوزه را نيز ناديده گرفت. ارتباطي كه شايد از ديد بسياري پنهان نمانده باشد. چرا كه در بسياري از محافل خبري به وضوح ارتقاي سمت اين خبرنگار تازه كار به سمت قائم مقامي گروه اجتماعي اين خبرگزاري به وضوح اشاره مي شد و به نقل بحث هاي خبري تبديل شده بود.با اين حال، ارتباطات رسانه اي مدير روابط عمومي جديد يعني سيد رضا موسوي نيز نتوانست جريان رسانه اي را تحت تاثير قرار داده و بر ارتباطات مثبت آن بيافزايد، چرا كه در اين دوره، حتي خبرگزاري هاي ميانه رويي چون خبرگزاري مهر نيز به جمع منتقدان پيوسته و گزارش هايي را پيگيري مي كرد كه جوابيه هاي تند و پر از تهديد سازمان ميراث فرهنگي را در پي داشت.اين دوران نيز گذشت. انتخابات برگزار شد و مشايي از سازمان ميراث فرهنگي به نهاد رياست جمهوري انتقال يافت و بقايي از سمت قائم مقامي به سمت رياست سازمان منصوب شد و نيامده، برخي را از جمله معاون صنايع دستي، مديرعامل كانون اتومبيلراني و جهانگردي عزل كرده و ديگران را جايگزين كرد. براي مديريت روابط عمومي نيز حسن محسني كه در دوران موسوي، سمت معاونت مدير روابط عمومي را عهده دار بود، به عنوان مدير روابط عمومي برگزيد.حسن محسني كه قبل از اينكه معاون موسوي باشد، در دوره مهرانديش نيز به عنوان كارمندي ساده در روابط عمومي مشغول به كار بود، پس از به قدرت رسيدن، بر حسب عادت و از روي تعلق به سراغ طرح هايي رفت كه از دوره مهرانديش طراحي شده بود. چرا كه به هر حال، در پشت صحنه مديريت روابط عمومي او همواره به عنوان تئوريسين و ايده پرداز مشغول به فعاليت بود. از اين رو، طرح شوراي رسانه اي دوباره رو شد. اين بار اما شوراي رسانه اي را خبرنگاراني تشكيل دادند كه در دوره هاي گذشته منتقد بودند. اما منتقداني كه ياد گرفته بودند نبايد بيش از حد انتقاد كرد. به نظر مي رسيد جريان انتخابات و تاثيري كه بر قلع و قمع خبرنگاران و رسانه ها داشت، بي تاثير نبود و برخي از منتقدان اين سازمان كه از قضا از طرفداران پر تلاش خاتمي و جريان به اصطلاح چپگراي دنياي سياست بودند را بر آن داشت تا با اين سازمان وارد معامله شود.شورا تشكيل شد و دبيري برخي از قسمت هاي آن را برخي از منتقدان از جمله خبرنگار خبرگزاري ايسنا و خبرنگار سابق روزنامه اطلاعات بر عهده گرفتند. اما در اين ميان، حتی خبرگزاري فارس با انتقاد از تشكيل اين شورا، از تشكيل آن استقبال نكرد و براي هيچ سمتي در اين شورا از سوي خبرنگاران انتخاب نشد.تشكيل اين شورا در اذهان برخي نويد آغاز فصلي ديگر در رسانه ها بود، اما آنان را كه عمري در اين عرصه قلم فرسايي كرده بودند، نه تنها خوشحال نكرد بلكه بر اين باور رساند كه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري بار ديگر قصد خريد خبرنگاران منتقد خويش را دارد. قصدي كه هر بار با اينكه به سنگ مي خورد اما باز تكرار مي شد. اما به دلیل خريد خبرنگاران منتقد است يا خستگي از حوزه ميراث فرهنگي و گردشگري و يا هر دليل ديگر، چندي است كه رسانه ها را به سكوت خبري دعوت كرده است. كافي است براي اين كار رسانه هاي مكتوب را ورق زده و اخبار آن را ملاحظه كنيد. ديگر هيچ كسي نه از اين سازمان انتقادي درخور دارد و نه از آن تعريف مي كند. برخي رسانه ها نيز چون “”، آن زمان كه لب به انتقاد مي گشايند، با عناويني چون وابستگي سياسي و جريانات رسانه اي براي سركوبي ميراث و گردشگري اين مرز و بوم مورد خطاب قرار مي گيرند. حال آنكه انتقاد اين رسانه ها، به نوع انتخاب مديران است كه خود آفت بزرگ ميراث فرهنگي و گردشگري اين مرز و بوم به شمار مي آيد و ارتباطي با جريانات رسانه اي كه اين سازمان در انواع و اقسام جوابيه هاي طولاني و پر از تهديد خود به آن اشاره مي كند، ندارد. اين در حالي است كه نبايد فراموش كنيم كه يكي از نقش هاي رسانه هاي مكتوب و تصويري در تمام دنيا، جريان سازي است. چرا كه حضور رسانه همواره براي اطلاع رساني صرف در اين مرز و بوم معنا نداشته و همواره به دليل وابستگي رسانه ها به بخش هاي دولتي، نوعي جريان سازي در پشت پرده موجود بوده كه آن هم طبيعي است و بقايي نبايد بر اين موضوع كه يكي از شرايط حاكم بر اجتماع ماست خرده بگيرد و اگر هم، شكايتي در اين راستا دارد، بايد به وزارت ارشاد اسلامي مراجعه كرده و از ايشان در اين رابطه كمك بطلبد. وی در حال حاضر با در دست داشتن انواع و اقسام رسانه هاي مكتوب و تصويري اگر حرفي براي دفاع از خود دارد، مي تواند با دلايل منطقي در رسانه ها بيان كند و هيچ ترسي براي بازگو نشدن حرف هايشان نداشته باشد. چرا كه بسياري از رسانه ها، از جمله خبرگزاري ها و بسياري از روزنامه ها دولتي بوده و حتما با كوچك ترين سخن درست و منطقي وی به انتشار آن روي خواهند آورد.اما نكته جالب اين است كه حتي با تعويض مديران روابط عمومي اين سازمان، برگزيدگان جشنواره هاي مختلفي چون صنايع دستي تغييري نكرده و همچنان دريافت كننده جوايز ارزشمند اين سازمان هستند. شاهد اين مثال نيز جشنواره صنايع دستي اين سازمان است كه چند روز پيش با حضور معاون اول، رئيس دفتر رئيس جمهور و رياست سازمان ميراث فرهنگي برگزار شد. در اين جشنواره باز هم خبرنگار برتر از همان خبرگزاري ملی، روزنامه جام جم و ميراث آريا معرفي شدند. صرف نظر از حضور رحيمي در اين مراسم، بايد گفت به نظر مي رسد كه  اين سازمان با برخي از خبرنگاران قراردادهايي را منعقد كرده است كه هر ساله به بهانه هايي چون ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري بخشي از هزينه هاي زندگي اين افراد را تامين كند!!اين در حالي است كه چندي پيش نيز در خبرها خوانديم كه يكي دو نفر از مجريان تلويزيون و خبرنگاران تصويري نيز در بدنه دولت مشغول به كار شدند. به همين دليل مي توان به اين دوستان توصيه كرد كه اگر از دريافت اين جوايز خسته نمي شوند و همچنان با تمام انتقادات خود دست به سوي سازمان ميراث فرهنگي دراز كرده و هداياي آن را با اشتياق دريافت مي كنند ـ كاري كه در هيچ كشوري از سوي هيچ خبرنگاري انجام نمي شود ـ حداقل از همين حالا براي دريافت سمت هاي مديريتي در كابينه دولت خود را آماده كنند تا به گونه اي بيت المالي كه در قالب هديه به آنان مي رسد، در آينده با خدمات ارزشمند ايشان به جامعه بازگردد. شايد از اين طريق بتوان كور سوي اميدي به بهتر شدن وضعيت اين سازمان داشت. چرا كه  تمامي روساي اين سازمان در حال حاضر، گوش هاي خود را بسته و با اتهام انتساب منتقدان خود به گروه هاي مخالف سياسي و غرض ورزي آنان نسبت به اين سازمان، از تمامي مسئوليت ها خود را مبرا مي كنند. از سوي ديگر نيز بايد به سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري پيشنهاد بدهيم كه اگر مي خواهند به برخي از خبرنگاران خدمات اختصاصي ارائه دهند، چون تمامي ماجراهاي ديگر، در پشت درهاي بسته اين كار را انجام دهند تا از اين طريق مجبور نباشند كه وقت خود را صرف تهيه  تكذيبيه هاي مختلف كنند. چرا كه به هيچ عنوان راضي نيستيم كه كاغذهايي كه با پول بيت المال به اين سازمان ارائه مي شود، براي چنين بديهياتي به هدر برود.و در پایان شايد بهتر اين باشد كه به جاي فرصت سوزي و وقت صرف كردن براي پاسخگويي به رسانه ها و متهم كردن آنها، كمي به عملكرد خويش رجوع  كرده و بگذاريم كه تحليل عملكرد رسانه ها را كارشناسان اين حوزه بر عهده بگيرند.

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در بازی