خرید بازی گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

جام جم«تصور كنيد اين گزينه‌ها را» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن مي‌خوانيد؛ حوادث سال 88 كه بدرستي «فتنه”  نام گرفت، هنوز هم جاي تحليل و بررسي دارد و به دليل تاثيرات آن، تداوم تبيين و روايت صحيح وقايع ضروري است. اين اشاره نيز لازم است كه با توجه به تجربه برخي تاريخ‌نگاري‌هاي مغرضانه درباره اصل انقلاب و چرايي، چگونگي و ماهيت آن بايد مراقبت كرد اين تجربه درباره حوادث سال گذشته تكرار نشود.امروز سالگرد نماز جمعه تاريخي 29 خرداد 88 به امامت رهبر انقلاب اسلامي است. نمازي كه معظم‌له مجاري قانوني را تنها مسير رسيدگي به شبهات دانستند و به صراحت اعلام كردند: «بنده زير بار بدعت‌هاي غيرقانوني نمي‌روم چرا كه در هر انتخاباتي طبعا برخي برنده نيستند و اگر امروز چارچوب‌هاي قانوني شكسته شود، در آينده نيز هيچ انتخاباتي مورد اعتماد نخواهد بود و مصونيت نخواهد داشت.از جمله مواردي كه درباره آن يا سخني گفته نشده يا كمتر به آن پرداخته شده است پاسخ اين سوال است كه آيا دو طرف ماجرا يعني «نظام”  و «معترضين به نتيجه انتخابات”  مي‌توانستند غير از آنچه عمل كردند، عمل كنند يا آنچه رخ داد گزينه‌هاي منحصر به فرد بود؟ روشن است كه در اين پرسش، رويكرد كلان دوطرف موردنظر است نه رفتارهاي خرد كه درباره آنها سخن زياد است و امكان نقد، بيشتر.تصور كنيد، نظام به جاي آنچه عمل كرد يعني عدم عقب‌نشيني و نپذيرفتن ابطال انتخابات، البته پس از مهلت و فرصت طولاني به معترضين براي ارائه مستندات خود، اگر مي‌پذيرفت كه انتخابات را باطل اعلام كند و آن را تجديد نمايد چه اتفاقي مي‌افتاد؟ابتكار«جنگ سوم نبردي از نوع ديگر» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم علي شمخاني است كه در آن مي‌خوانيد:نظاميان رژيم اشغالگر اسرائيل در يک اقدامي دفاع ناشدني حتي توسط بنيانگذاران، متحدين و شرکاي خويش، با ثبت رکورد جديد از ميزان ددمنشي جنگ سومي و نبردي از نوع ديگر، اما با پاياني مشابه دو جنگ پيشين (33 روزه و غزه) از نظر نتيجه، يعني شکست را به کارنامه خود افزود.رژيم صهيونيستي پس از تهيه گزارش وينوگراد، سعي در القاي اين پرسش در ذهن صاحب نظران را داشت که براي بازسازي هويت شکست ناپذيري نظامي اش (تا پيش از دو جنگ نامبرده) به دنبال فرصتي براي اقدام نظامي پيروزمندي عليه يا چند ضلع از مربع مقاومت (ايران، سوريه، حزب الله، حماس) است.هرچند اين رژيم، هنوز يک سال به پايان پنج ساله گزارش وينوگراد به عنوان فرصت را در اختيار دارد؛  اما در چهار سال گذشته، با مجموع اقدامات آماده سازي دروني در ابعاد رواني و عملياتي و نيز افزايش مانورهاي نظامي و هوايي طولاني مسير و افزايش ميزان کمک‌هاي نظامي ويژه دريافتي از ايالات متحده آمريکا و مانورهاي مشترک با ايالات متحده آمريکا و تقرب به ناتو با سناريوهاي مشخص براي بازيابي هيبت از دست رفته و حتي در بوق و کرنا کردن عبور زيردريايي هايش از کانال سوئز، به اين واقعيت نزديکتر شد که توان اقدام نظامي پيروزمند عليه ضلع محکم مربع يعني جمهوري اسلامي ايران را در خود به دليل ضعف‌هاي جدي درون سيستمي و قابليت‌هاي پاسخگويي حريف با توجه به شرايط ويژه منطقه‌اي و جهاني را ندارد و نتيجه اين کار، نيز اين بود که با افزايش قطر کارنامه، شکست پس از هر عمليات نظامي را محتمل تر از هر برآورد ديگري را بايد انتظار کشيد؛  بنابراين، مي‌توان نتيجه گرفت که از اقدام نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران به عنوان يک ضلع از مربع مقاومت براي بازسازي گذشته برگشته و اين واقعيت را به شکل تحميلي و ناخواسته پذيرفته است.اما در کنار پذيرش واقعيت پيش گفته، نکته ديگري خودنمايي مي‌کند و آن اين که اين رژيم غاصب صهيونيستي، ديرکرد در مقابله با تهديد برگرفته از افزايش ظرفيت نظامي مربع مقاومت (ايران، سوريه، حزب الله و حماس) را مستلزم افزايش هزينه ثبات و بقاي رژيم را در آينده تصور مي‌کند و خود را در چهارراه تصميم گيري اجتناب ناپذير براي مقابله يا کنار آمدن به شکل گيري فزاينده تهديد مي‌بيند؛  چهارراهي با خيابان‌هايي همنام با صلح و جنگ و تأخير اختلافي و بن بست؛  چهارراهي که يک راه آن چنانچه برگزيدن صلح باشد، مستلزم عقب نشيني سرزميني است و چنانچه راه جنگ را مد نظر قرار دهد، عدم قطعيت پيروزي است.راه سوم، راه تأخيري با ايجاد مسائل فرعي براي دوري از پذيرش سه واقعيت ديگر اين چهارراه، يعني اختلاف اندازي با بهره گيري از فرصت اختلاف درون فلسطيني، درون لبناني و درون منطقه‌اي (اعراب و ايران) اختلاف با غرب و آمريکا در موضوع چالش گيري موضوع صلح (شهرک سازي و روند صلح) و يا سياست هسته‌اي آمريکا (در برگيري «ان.پي.تي”  و شمول آن بر رژيم اشغالگر) و اين در حالي است که جوامع غربي (دولت‌ها و ملت ها) فرايند احساس سنگيني هزينه اقدامات اسرائيل را بيش از پيش در نظرسنجي‌ها روي دوش خويش بازتاب داده اند و سرانجام پيامدهاي هر سه راه پيش گفته، به سمت راه چهارم که درون جامعه اسرائيل است که سرريزي غير از اختلاف بين مردم و حکومت وبين سياسي‌ها و نظامي‌ها و در درون سياسي ها، دستاوردي نداد و اين راه چهارم، همان راه بن بست است.وطن امروز«تشکيل دولت در عراق و چالش‌هاي پيش رو» عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم سعدالله زارعي است كه در ان مي‌خوانيد:با تشکيل مجلس جديد عراق، راه براي انتخاب دولت آينده اين کشور که انتظاري چند ماهه را تاکنون شامل شده است، هموار شد و براساس قانون پس از انتخاب رئيس‌جمهور که در 2 هفته آينده انجام خواهد شد، پست نخست‌وزيري جديد به فراکسيون بزرگ‌تر يا به قول عراقي‌ها (کتله‌اکبر) خواهد رسيد و براساس سنت جاري در عراق، رئيس‌جمهور جديد يک نفر از گروه‌هاي شيعي را براي کسب راي اعتماد مجلس، به پارلمان معرفي مي‌کند.مشکلي که تا چندي قبل وجود داشت، مساله توافق گروه‌هاي شيعي بود که اين توافق در هفته‌هاي گذشته انجام شد و شيعيان علاوه بر اينکه فراکسيون بزرگ‌تر را در پارلمان تشکيل دادند، رايزني‌هايي را نيز در درون خود براي رسيدن به کانديداي واحد صورت دادند. براساس خبرهايي که از محافل شيعه عراق به گوش مي‌رسد، گروه‌هاي مختلف شيعه به نوري مالکي به عنوان کانديداي مشترک تمام گروه‌هاي شيعه رسيده‌اند و قاعدتاً پس از انتخاب رئيس‌جمهور، کانديداي شيعيان به مجلس معرفي خواهد شد.در عين حال با توجه به اينکه دولت عراق به هر حال يک دولت ائتلافي خواهد بود و علاوه بر آراي مردم به توافق بين گروه‌هاي مختلف عراق هم نياز است، رايزني‌ها و گفت‌وگوهايي از چند روز پيش بين ائتلاف شيعيان و ساير ائتلاف‌هاي انتخاباتي، انجام شد که اين گفت‌وگوها شامل گفت‌وگو با ائتلاف کردها به رهبري مشترک طالباني و بارزاني و ائتلاف العراقيه (يعني ائتلاف سني‌ها به رهبري اياد علاوي) بود.براساس گفت‌وگوهايي که بين نوري مالکي و اياد علاوي انجام شد، به نظر مي‌رسد العراقيه از ادعاي قبلي خود مبني بر انتخاب نخست‌وزير از فهرست العراقيه فاصله گرفته و مشغول چانه‌زني با نوري مالکي (نخست‌وزير احتمالي آينده) براي دستيابي به سهم مناسب در کابينه اين کشور است.در گذشته اهل سنت 5 کرسي از 24 کرسي دولت را در اختيار داشتند و به نظر مي‌آيد که با افزايش تعداد کرسي‌هاي اهل سنت در دولت آينده، سهم بيشتري خواهند داشت و احتمالا تعداد کرسي‌هاي اهل سنت بين 6 تا 8 کرسي خواهد بود. در عين حال بحث بر سر تصدي وزارتخانه‌هاي مهم و حساس نظير وزارتخانه‌هاي دفاع، خارجه، کشور، نفت و صنايع دنبال خواهد شد و اهل سنت تلاش مي‌کنند دست‌کم 2 وزارتخانه مهم را در اختيار بگيرند. حساسيت اهل سنت عمدتا معطوف و متوجه 3 وزارتخانه خارجه، دفاع و کشور است و بويژه چانه‌زني‌هاي خود را روي وزارت کشور متمرکز خواهند کرد.در وزارتخانه‌هاي فعلي، وزارت کشور در اختيار جواد بولاني شيعه بود که به دليل ارتباط نزديک بولاني با اهل سنت، فراکسيون سني عراق روي بولاني توافق کردند اما با توجه به اينکه بولاني در فهرستي جداگانه وارد مبارزات انتخاباتي شد و با فراکسيون العراقيه ائتلاف نکرد، به نظر مي‌رسد فراکسيون اهل سنت روي انتخاب فردي از درون فراکسيون العراقيه تاکيد خواهد کرد.در عين حال بعيد به نظر مي‌آيد که اين فرد اياد علاوي باشد، چرا که علاوي يک شيعه است. در چشم‌انداز آينده عراقي‌ها با موضوع بسيار استراتژيک خروج نيروهاي آمريکا‌يي از عراق مواجه هستند که بر اساس توافقات قبلي تا شهريورماه آينده آمريکايي‌ها بايد دست‌کم نيمي از نيروهاي نظامي خود را از عراق خارج کنند و پس از آن در فرآيندي 15 ماهه يعني تا پايان سال 2011 حضور نظامي خود را در عراق خاتمه دهند.كيهان«ترفندي براي خروج از انزوا» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن مي‌خوانيد:دفتر بنيامين نتانياهو، پنجشنبه پيش طي بيانيه اي اعلام كرد؛  كابينه امنيتي رژيم صهيونيستي با طرحي براي «كاهش محاصره غزه”  موافقت كرده است. منابع صهيونيستي اعلام كرده اند دولت نتانياهو قصد دارد واردات اقلام ضروري به نوار غزه را تسهيل كند. آنها تاكيد دارند كه محاصره دريايي اين منطقه همچنان اعمال خواهد شد. تل آويو مدعي است با اين اقدام قصد دارد از ارسال سلاح و مهمات براي جنبش حماس جلوگيري كند.صهيونيست ها همين استدلال فريبكارانه را نيز درباره علت حمله به كاروان كمك هاي مردمي «آزادي”  به غزه مطرح كردند اين در حالي است كه اين كاروان تنها حامل كمك هاي بشردوستانه فعالان صلح به زنان و كودكان فلسطيني بود. با اين وجود كماندوهاي اسرائيلي با شبيخون به ناوگان آزادي 19 تن را كشته، دهها نفر را زخمي و مانع ورود آن به غزه شدند.واقعيت چيست؟ آيا اسرائيل پس از 4 سال محاصره بي حاصل غزه، كوتاه آمده و تسليم مقاومت مردم فلسطين و فشارهاي بين المللي براي پايان دادن به محاصره غزه شده است؟رژيم صهيونيستي از 4 سال پيش محاصره غزه را آغاز و با ايجاد شرايط بحراني، منطقه را دچار يك فاجعه بزرگ انساني كرد. دولت مصر نيز در گذرگاه رفح همدست صهيونيست ها شد و با مسدود كردن مرز خود با غزه در احداث ديوار فولادي با اسرائيل مشاركت كرد. اين ديوارها با هدف تخريب تونل ها يعني تنها كانال ارتباطي مردم مظلوم و بي پناه غزه با بيرون از مرزها بنا شدند؛  تونل هايي كه مي توانست امكانات اوليه مردم براي زنده ماندن را فراهم كند.مجامع بين المللي و مردم جهان با غيرقانوني و غيرانساني خواندن محاصره غزه، بارها خواستار پايان آن شده بودند. حمله رژيم صهيونيستي به ناوگان آزادي سرآغاز تشديد فشارهاي بين المللي بر اين رژيم به منظور شكستن حصر غزه بود. پيش از آن نيز ماجراي حمله به لبنان در سال 2006 و شكست در جنگ 33 روزه، حمله به نوارغزه در اواخر 2008 و شكست در جنگ 22 روزه و افتضاحي كه از عمليات ترور محمود المبحوح در دبي اوايل سال 2010 دامان رژيم صهيونيستي را گرفت، مقامات اين رژيم را در كانون اعتراضات مردم جهان و نهادهاي بين المللي و همچنين انزواي شديد سياسي قرار داد.اواسط هفته گذشته يك رسانه چاپ مناطق اشغالي فلسطيني از وحشت و نگراني شديد شيمون پرز درباره آينده نامعلوم رژيم صهيونيستي به سبب وخامت اوضاع سياسي و متزلزل شدن جايگاه آن در سطح جهاني پرده برداشت. پس از ابراز نگراني شديد رئيس رژيم صهيونيستي، وزير جنگ اسرائيل نيز درباره منزوي شدن اين رژيم در جهان به ويژه پس از جنايت حمله به كاروان آزادي هشدار داد.روز يك شنبه پيش ايهود باراك – وزير جنگ رژيم صهيونيستي – برنامه سفر خود به فرانسه را لغو كرد. تحليل گران معتقدند اين اقدام بي ارتباط با حمله دو هفته پيش نظاميان صهيونيست به ناوگان آزادي نبوده است. باراك به خاطر ترس از دستگيري و آبروريزي بيشتر سفر خود به فرانسه را لغو كرد، چرا كه در فرانسه تعدادي از فعالان صلح حاضر در ناوگان آزادي عليه باراك طرح شكايت كردند، امري كه منجر به تعقيب قضايي وزير جنگ رژيم صهيونيستي شد.تهران امروز«اگر به اين خطبه گوش مي‌كردند» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم سيد جواد سيدپور است كه در آن مي‌خوانيد:29 خرداد سال گذشته كه اكنون درست يك سال از آن مي‌گذرد، روزي بسيار تاريخي، حساس و سياسي بود. يك هفته پس از انتخابات باشكوه رياست‌جمهوري كه تجلي حضور ملت با مشاركتي بي‌نظير در تاريخ سياسي ايران بود، رهبر معظم انقلاب با حضور در نماز جمعه به مسائل و شبهات پيش آمده پس از اعلام نتايج انتخابات پاسخ دادند و گروه‌ها و جناح‌هاي سياسي را به حفظ اتحاد و آرامش و رعايت قانون دعوت و از اتخاذ رويكردهاي افراطي و «اردوكشي خياباني”  پرهيز دادند تا همه چيز در چارچوب قانون روند طبيعي خودش را طي كند. اين روز به اندازه روز انتخابات در تقويم سياسي ايران از اهميت و حساسيت ويژه‌اي برخوردار است چرا كه ملاك و معيار كاملي از ولايت‌پذيري و قانونگرايي نخبگان سياسي ايران به شمار مي‌آيد.در اين روز كه بسياري از رسانه‌هاي خارجي نيز به طور زنده آن را پخش كردند مقام معظم رهبري در نماز جمعه تاريخي خود حجت را بر همه تمام كردند و آنچه را كه مي‌بايست گفته شود را فرمودند. اما متاسفانه سران معترضين نخواستند يا نگذاشتند كه بخواهند، يا به هر شكلي كه بود، به ولايت كه اصلي‌ترين ماده قانون اساسي است، گردن ننهادند و به راهي افتادند كه جز خسران و آشوب و درگيري هيچ سرنوشت ديگري در انتظارشان نبود و نيست.اين مسئله در حالي اتفاق افتاد كه مهندس موسوي 26 روز قبل از اين خطبه‌ها در دانشگاه فردوسي مشهد و در پاسخ به دانشجويي كه از وي پرسيد «نظرتان در مورد ولايت فقيه چيست؟”  گفته بود: «ما بدون اصل ولايت فقيه در 30 سال گذشته در برابر تهديدات آسيب‌پذير بوديم و هر لحظه ممكن بود كه كشور به وضعيت گذشته برگردد. بنابراين بايد توجه داشت كه اصل ولايت فقيه ما را در مقابل كودتاها حفظ كرده است.” رسالت«شبهه؛ زمينه بازگشت و رشد واپسگرايي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دکتر امير محبيان است كه در ان مي‌خوانيد:اشاره: چندي است که مجددا بر سر نحوه رويارويي با پديده بد حجابي يا اساسا روش مواجهه با پديده هاي اجتماعي ميان رئيس جمهور و پاره‌اي از گرايشمندان به کنترل اجتماعي بحث هايي پديد آمده است.از آنجايي که اين بحث ها بارهاو بارها در فضاي سياسي و اجتماعي ايران بدون نتيجه تکرار شده اند و گويا جز نتايج انتخاباتي و ارسال سيگنال به طرف هاي راي دهنده فايده‌اي نداشته‌اند؛ شايسته است نظام سياسي کشور يک بار بصورت جدي در اين مورد سياستگذاري کلان کرده و امکان سوء استقاده از فضاي شبهه را بستاند. در اين راستا ؛  نگارنده نکاتي را متذکر مي گردد شايد مفيد واقع گردد.انقلاب اسلامي براساس فلسفه و دلايلي رخداد و در مسير حيات اجتماعي مردم ايران حرکتي جهشي و کيفي در مسير تعالي و ترقيخواهي بود؛  زندگي مردم ايران در همه ابعاد در اين راستا دگرگون شد و نحوه زيست اجتماعي هم يکي از آن ابعاد بود.متاسفانه جوانان کنوني ما تصوري از آن دوران ندارند يا صرفا پاره اي از آن وضعيت گاهي مواقع به صورت يک طرفه به آنها انتقال يافته است.تلاش براي سياه نمايي مطلق يا سفيد نمايي آن دوران جوانان را در تشخيص واقعيت هاي اجتماعي خود به نتيجه اي نمي رساند ولي ترديدي وجود ندارد که پدران و مادران آنها بر اساس شعوري ژرف و با اختياري گسترده در انتخاب خويش انقلاب اسلامي را رقم زدند ونتيجه عمل آنها هم رشد شگرف شخصيت و هويت و نيز جايگاه ايراني در درون و بيرون کشور بود .هيچکس نمي تواند مدعي شود ما در اوج ارزش ها قرار داريم و به همه اهداف وآرمان هاي خويش دست يافته ايم ولي نمي توان با هر ديدگاهي منکر شد که وضعيت ايران و ايراني پيش و پس از انقلاب قابل مقايسه نيست وايران در مقياس با آن دوران کشوري از خاک مذلت وابستگي برخاسته و در فضاي استقلال و تعالي قرار دارد اکنون خود ما هستيم که خوب يا بد براي خود آينده فرزندانمان را مي سازيم.از اين رو؛  حرکت تکاملي انقلاب اسلامي انکار ناپذير است و اگر اين مفروض که واقعيت هاي بي شماري آن را تائيد مي کند ؛  بپذيريم ؛  آن گاه هر حرکتي که در مسير خلاف اين جريان قرار گيرد و بخواهد جامعه را به سمت و سوي ارزشهاي پيشين با هر توجيهي برگرداند و برخلاق حرکت تکاملي ملت ايران حرکت کند؛  حرکتي واپسگرايانه کرده است و نام آن جريان با هر ادعا و تحت هر لباسي “واپسگرايي” است.بايد بدانيم شبهه، جامعه را آبستن واپسگرايي مي کند زيرا در فضاي شبهه ملاک حق و باطل از دست مردم خارج شده و جريان واپسگرايي از اين فرصت استفاده کرده و از اين فضاي باز به عنوان جولانگاه خود بهره گرفته و با ايجاد انحراف در اذهان عمومي مي کوشند دستاوردهاي انقلاب را زير سئوال برده ومسير باطل را به عنوان حق در برابر ديدگان مردم بيارايند و اين کار چيزي نيست جز فتنه  براي بازگرداندن جامعه به مسيرواپسگرايي که جهل يا غفلت انقلابيون راستين که موتور محرکه رشد و تعالي و ترقيخواهي ايران هستند؛  بدان دامن خواهد زد.جمهوري اسلامي«عواقب بازي قطعنامه‌ها» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:اتحاديه اروپا در اقدامي همسو با سياستهاي ضد ايراني آمريكا، تحريم‌هاي مضاعفي را عليه جمهوري اسلامي ايران با انگيزه متوقف كردن فعاليتهاي هسته‌اي كشورمان تصويب كرد. سران اين اتحاديه در پايان نشست پنجشنبه خود در بروكسل بيانيه‌اي را در مورد اعمال تحريم‌هاي يكجانبه و افزون بر آنچه در قطعنامه چهارم شوراي ا منيت آمده، منتشر كردند. اين اقدام، با توجه به صدور قطعنامه چهارم شوراي امنيت در تشديد تحريم ايران، آشكارا مواضع خصومت آميز اتحاديه اروپا در پيروي از سياستهاي ضد ايراني كاخ سفيد را به تصوير مي‌كشد، زيرا همزمان با اين اقدام نيز دولت آمريكا از وضع تحريم‌هاي جديد عليه ايران خبر داده است.هر چند كه اين دو اقدام از دو مركز ثقل رايزني‌هاي سياسي در جهان يعني بروكسل و واشنگتن كه هزاران كيلومتر دورتر از يكديگرند انجام مي‌شود اما مركزيت اين دو محور تصميم گيري، از ماهها پيش در مسير مقابله با جمهوري اسلامي ايران و فعاليتهاي هسته‌اي كشورمان همسو شده و يك ماموريت مشخص را پيگيري مي‌كردند. اتحاديه اروپا عليرغم منافع ويژه‌اي كه در ايران دنبال مي‌كند و عليرغم داشتن مبادلات چند ميليارد دلاري كه همواره بر ا فزايش آن تاكيد دارد، اين بار در مسير طرحي قرار مي‌گيرد كه آمريكاي بدون منافع در ايران، براي او ترسيم كرده است.اينكه چرا اروپائيهاي منفعت پرست و اقتصاد محور حاضر شده‌اند منافع اقتصادي قابل توجه خود در ايران را به هدف سياسي رويارويي با جمهوري اسلامي ايران كه آمريكائيها براي آنها ترسيم كرده‌اند گره بزنند و وارد چاهي شوند كه هيچ چشم اندازي از عمق آن ندارند، بايد در نفوذ قوي و بلامنازع لابي صهيونيستي در پايتختهاي اروپايي و وجود سياستمداراني دانست كه همچون بلر، نخست‌وزير ساقط شده انگليس در پيروي از سياستهاي كاخ سفيد دست آموزتر از حيوانات خانگي عمل مي‌كنند. سران كشورهاي عضو اتحاديه اروپا براساس چنين تبعيتي از آمريكاست كه در بيانيه پاياني نشست خود در بروكسل مدعي مي‌شوند “زمان در قبال ايران درحال به پايان رسيدن است و بايد دست به اقدامات بيشتري زد”.در اين بيانيه كه ديپلماتها آنرا به “چماقي با پتانسيل بالا” توصيف كرده‌اند اعلام شده كه تحريم‌هاي بخش انرژي شامل سرمايه‌گذاري جديد، كمك فني و نقل و انتقال فناوري نفتي و تجهيزات و خدمات مربوط به اين حوزه بويژه بخشهاي مربوط به پالايش و قابليت‌هاي مربوط به گاز، علاوه بر اقدامات تحريمي شوراي امنيت اعمال مي‌شود تا ايران را به تسليم در قبال توقف غني سازي وادار كند و اين درحاليست كه جمهوري اسلامي ايران از سه سال پيش عملاً و بدون اينكه بيانيه‌اي از سوي اتحاديه اروپا صادر شده باشد، مورد تحريم شركتهاي اروپايي قرار گرفته بود و شركتهاي اروپايي مجبور شده بودند با عقب نشستن از قابليت‌هاي سرمايه‌گذاري در حوزه‌هاي نفتي و گازي ايران، اين عرصه را با حسرت، به شركتهاي رقيب چيني و ايراني واگذار كنند.صدور اين بيانيه هرچند در بروكسل و از سوي سران كشورهاي اتحاديه اروپا انجام گرفته، اما به وضوح بيانگر عمق نفوذ سياستهاي آمريكا و لابي صهيونيستي بر مراكز تصميم گيري اروپاست كه پس از جنگ دوم جهاني روز به روز بر عمق و بر وسعت آن افزوده شده است. اين بيانيه در عين حال از چند لايه زيرين و پنهان در پوشش بيانيه اتحاديه اروپا پرده برمي دارد كه عبارتند ازسياست روز«حجاب و عفاف يک باور ايراني و اسلامي» عنوان سرمقاله روزنامه سياتس روز به قلم علي يوسف‌پور است كه در آن مي‌خوانيد:1ـ در ايران قبل از اسلام و در کشورهاي شرق مانند هند و چين نهاد خانواده يک نهاد مقدس به شمار مي‌رفت و استواري اين جوامع براساس حفظ نهاد خانواده و آنهم حفظ پوشيدگي زنان در ميان آنان بوده است اين مسئله از تعاليم دين زرتشت ـ بودائيسم و کنفوسيوس کاملا مشهود است و در ميان متون باستان و مجسمه‌ها و نقش و نگارهايي که در آثار باستان کشورهاي شرق به دست آمده است مسئله روشن و مشهوري است در مقابل در کشورهاي باستاني غرب مانند روميان، برهنگي يک عمل رايج و شايع در ميان جوامع آنان بود که مدارک و شواهد بسياري در متون قديم و آثار تاريخي آنان به دست آمده است.2ـ در دين اسلام و در آيات قرآن به صراحت بر حفظ حجاب تاکيد شده است و در ميان تمام فرق اسلامي بر روي مسئله حجاب اجماع وجود دارد و اساس سلامت و پايداري جامعه برمبناي سلامت خانواده و آنهم براساس سلامت و عفاف بانوان قرار داده شده است و در مقابل به شدت از اعمال منافي عفت نفي شده است حتي از اعمال و کرداري که مقدمات رسيدن به اعمال منافي عفت را باعث مي‌شود نهي شده است.3ـ در عصر حاضر استکبار جهاني براي ادامه سلطه خويش بر جوامع بشري بخصوص جوامع اسلامي تبليغات گسترده و دامنه‌داري را مبني بر اباحه‌گري و کم‌رنگ کردن و محو احکام اسلامي بخصوص در حوزه زنان و خانواده نموده است که مقابله دولت‌هاي غربي با حجاب بانوان و تبليغات گسترده شبکه‌هاي ماهواره‌اي آنان براي ازهم‌پاشيدگي خانواده‌ها کاملا مشهود مي‌باشد که دراين تبليغات محورهاي اصلي آن زن را به عنوان ابزار تبليغاتي، کالاي تجاري و شهوت‌راني معرفي مي‌نمايند که جهت‌گيري اين تبليغات روي ملت ايران به علت پايداري در مقابل استکبار قوي‌تر و گسترده‌تر مي‌باشد.4ـ ملت ايران در طول تاريخ بخصوص يکصد سال اخير نشان داده است که در مقابل دسيسه‌هاي شياطين غربي به خصوص سياست‌هاي فرهنگ غربي آنان ايستادگي و مقاومت نشان داده است. مسئله کشف حجاب در دوره پهلوي اول و به اصطلاح جشن‌هاي فرهنگي و ملي در دوره پهلوي دوم از اين مقوله‌ها مي‌باشد که باعث مقاومت و عکس‌العمل به موقع حوزه‌هاي علميه و مقابله گسترده مردم گرديد. در سي سال گذشته که ابزارهاي رسانه‌اي و تبليغاتي غرب بسيار گسترده‌ و برنامه‌هاي تهاجم فرهنگي آنان قوي‌تر شده است، شاهد حرکت‌هاي خودجوش و سازنده مسئولين و مردم براي مقابله با سياست‌هاي برنامه‌هاي ضد عفاف و حجاب بوده‌ايم و برنامه‌هاي مبتذل و ضد باورهاي ديني استکبار جهاني نتوانسته است در باورها و اعتقادات ملت ما کمتر رخته‌اي نمايد و اثرات آنان در افراد کمي مشهود بوده است که آنهم با حساسيت و عکس‌العمل ساير اقشار ملت مواجه شده است.5ـ شوراي انقلاب فرهنگي وزير مجموعه آن شوراي فرهنگ عمومي موظف است در زمان‌هاي مختلف برنامه‌ها و سياست‌هاي اجراي فرهنگي را براي حفظ کيان خانواده و عفاف عمومي جامعه تدوين و به دستگاه‌هاي اجرايي ابلاغ نمايد و قواي سه‌گانه و در راس آنها دولت موظف است تمام امکانات خود را براي اجراي سياست‌هاي شوراي انقلاب فرهنگي که رياست محترم جمهوري در راس آن مي‌باشد به کار گيرد.6ـ در انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم مردم به آرمان‌هاي انقلاب و حضرت امام خميني(ره) راي دادند و اين آرمان‌ها که در راس آن عدالت اجتماعي و حفظ ارزش‌‌هاي اسلامي بوده است از مهمترين آنها حفظ حجاب و عفاف و سلامت خانواده و بانوان بوده و مي‌باشد از دولت مردمي انتظار ‌دارند ضمن تاکيد بر برنامه‌هاي درازمدت فرهنگي حساسيت لازم را نسبت به کساني که عامل سياست‌هاي بيگانه شده‌اند يا نادانسته به عفت عمومي و باورهاي ملت بزرگ ايران خدشه‌ وارد مي‌نمايند نشان دهند و با آنان برخورد لازم قانوني انجام دهند. آفرينش«آزاد راه تهران-شمال» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در ان مي‌خوانيد:”آزاد راهي براي نسل ها”اين تنها عنواني است که مي توان به طرح ملي آزاد راه تهران-شمال اطلاق کرد.آزاد راهي که حدود سه دهه است پاياني براي آن مشخص نيست و تداوم وضعيت فعلي نه تنها چندان اميدوارکننده نيست بلکه بر نگراني هاي کارشناسان و شهروندان کشور از آينده اين طرح کلان ملي افزوده است.در واقع آزادراه تهران -شمال در دهه 1350 به بحث گذاشته شد و بنا بود با 121 کيلومتر آزاد راه استراتژيک بزرگترين مشکل ارتباطي شمال ايران با مرکز حل شود.آزادراهي که با توجه به گذر از رشته کوه هاي البرز عملا راهگشايي براي حصر شمال ايران است و اهميت فوق العاده دفاعي،امنيتي،اقتصادي و گردشگري براي کشور دارد.اين اهميت ويژه آزادراه است که از آن به عنوان طرحي ملي ياد مي کنند.اما اين طرح ملي به نظر مي رسد همچنان و با وجود گذشت 14 سال از آغاز به کار آن در سال 1375 پيشرفتي کمتر از 5 درصد داشته است.پيشرفتي که در صورت تداوم و رشد نيم درصدي در برخي از قطعات به نظر مي رسد نسل هاي آينده شاهد افتتاح اين آزاد راه باشند تا نسل کنوني.در واقع بر همه آشکار است که هر طرح بزرگ و ملي عزمي ملي و تلاشي چند بعدي لازم دارد تا با گذر از چالش ها و موانع و با مديريت توانمند و آينده نگر توان گذر از مشکلات را داشته چه اينکه آزادراهي همانند آزاد راه فوق با توجه به مشکلات بزرگ ترافيکي جاده هاي ارتباطي مرکز کشور با شمال نيازي فوري و استراتژيکي است.در اين راستا بر کسي پوشيده نيست که چالش ها و موانع بزرگي در راه گشايش اين آزادراه است اما آنچه مسلم است مي توان با تدوين راهکارها اختصاص تلاش ويژه از سوي دولت اين طرح در چندسال آينده به بهره برداري برسد.در اين حال دولت هرچند در سال هاي گذشته تلاش کرده است تا با جلب سرمايه گذاري خارجي و حضور شرکت هايي از فرانسه و چين روند کار در اين آزادراه را به پيش ببرد اما مشکلات پيش رو داخلي همانند تملک اراضي اطراف آزادراه و برآورد هاي نادرست شرکت هاي داخلي و خارجي مجري و مديريت ناقص بخش دولتي از يک سو و وجود عاملي به نام تحريم هاي بين المللي و کناره گيري،ناتواني و برآوردهاي غلط شرکت هاي خارجي مجري در کارها از سوي ديگر باعث شده است تا معماي گشايش آزادراه شمال همچنان بر روي ميز دولت باقي بماند.معمايي که هرچند با تشکيل کارگروه تخصيص اعتبار و گاه اظهار نظرها و قول هايي مبني بر انجام و يا اتمام برخي قسمت ها ، بعدي رسانه اي يافته اما واقعيت تلخ اين است که جدا از اتلاف ميلياردها تومان سرمايه در طول سال هاي گذشته بنابه دلايل مختلف هم اينک ايرانيان بايد شاهد پيشرفت هاي حداقلي در روند احداث اين طرح کلان ملي باشند.آرمان«بيانيه تهران و اعلام تحريم‌هاي جديد» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم سهراب شهابى است كه در آن مي‌خوانيد؛  پس از فعاليت‌هاي فشرده و قابل توجه ديپلماتيک ايران، ساعت 11 شب دوشنبه 26 ارديبهشت خبرگزاري‌ها اعلام کردند که نخست وزير ترکيه سفر رسمي‌خود را به آذربايجان تغيير داده است و به جهت پيشرفت‌هايي که در اجلاس سران سه کشور ترکيه، برزيل و ايران صورت گرفته است همان شب به ايران خواهد رفت و فرداي همان شب، 27 ارديبهشت برابر با 17 ماه مه، خبرگزاري‌ها اعلام توافق در ارتباط با تبادل سوخت هسته‌اي را بين سه کشور اعلام کردند، اين توافق بسياري از خواسته‌هاي گروه پنج به علاوه يک را از ايران که پاييز گذشته در مذاکرات مسئولان بلندپايه کشورهاي فوق با ايران عنوان شده بود در بر مي‌گرفت.براي چند ساعتي به نظر مي‌رسيد مسير دارد عوض مي‌شود و مواضع مثبت يا با احتياط مثبت کشورهاي خارجي و مقامات بين‌المللي در کنار محدود نظرات منفي خودنمايي مي‌کرد پشتيباني اغلب مقامات سياسي و مسئول در ايران و نفس امضاي بيانيه در تهران حاکي از عزم جدي ايران نيز بود که يکباره همه با تعجب نظاره‌گر سخنان وزير خارجه آمريکا شدند که اعلام نمود پيش‌نويس توافق شده دور جديد تحريم ايران (تحريم چهارم) مابين اعضاي دائم شوراي امنيت سازمان ملل و اعضاي ديگر جهت بررسي و تصويب در اولين فرصت توزيع گرديده است. اين اعلام وزير خارجه آمريکا بزودي با سخنان مسئولين بلندپايه روسيه، سکوت و حاشيه‌روي سخنگوي وزارت خارجه چين تاييد گرديد و البته در مورد انگليس و فرانسه چندان توقعي نيز نبود، اضافه بر اينکه سياست‌هاي دولت جديد محافظه‌کار انگليس در قبال ايران انتظار مي‌رفت که تندتر شود.البته مي‌شود تصور کرد که هم روسيه و هم چين مايل بودند که پس از بيانيه تهران موضوع تحريم را عقب بياندازند و اين به خوبي زماني که وزير خارجه روسيه هفته پيش در پکن بود آشکار شد. وقتي او اعلام کرد که به دنبال مذاکراتش با مسئولين چيني “ با عجله و فشار براي راي در مورد تحريم مخالفند “ اما اين موضع فقط چند روز بعد با سخنان آقاي مدودف در کنفرانس مطبوعاتي‌اش با خانم مرکل نقض شد وقتي او گفت روسيه هيچ فعاليت عمده‌اي براي تاخير در راي‌گيري نخواهد کرد. و لذا به نظر مي‌رسد اين بار هر دو کشور امتيازات قابل توجهي را به دست آورده‌اند که محدوده مانور انها را در مقابل خواسته امريکا محدود مي‌نمايد و اين البته از لحن مطمئن امريکا نيز قابل درک است.عده‌اي نيت جمهوري اسلامي‌ ايران را براي حل و فصل موضوع مورد شک قرار دادند، گروهي شرايط را متفاوت از پاييز گذشته دانسته، بعضي آنرا اشتباه سياسي و ديپلماتيک غرب و خلاصه تعدادي نيز آن را نوعي اخم به نيروها و کشورهاي با قدرت ميانه فرض نمودند. نگاه به تحليل‌هاي مختلف يک سوال را جواب نمي‌دهند، چرا آمريکا، روسيه و چين، يک هفته صبر نکردند؟ عجله براي اعلام پيش‌نويس قطعنامه چه بود؟ چرا که اين بار بيانيه تهران به يک زمان‌بندي مشخص و بسيار محدود اشاره مي‌کرد و اعلام مي‌داشت ايران بصورت رسمي‌ موافقت صورت‌گرفته را در عرض يک هفته به صورت کتبي به آژانس انرژي اتمي ‌اعلام و پس از توافق بر سر جزئيات با گروه وين آماده انتقال اورانيوم پس از يک ماه خواهد بود. چرا آمريکا، روسيه و چين حتي منتظر دريافت نامه رسمي ‌ايران به آژانس انرژي اتمي ‌نشدند؟ در حقيقت نامه ايران پس از رايزني نهايي قطعنامه ارسال شد و جواب آن فقط چند ساعت قبل از جلسه نهائي تصويب قطعنامه دريافت گرديد که در سخنراني نماينده دائمي ‌برزيل به آن اشاره و از اين بابت گله گرديد. دنياي اقتصاد«صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و ضرورت انحصارزدايي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد صادق جنان‌صفت است كه در آن مي‌خوانيد:كارنامه و سابقه فعاليت صندوق‌هاي قرض‌الحسنه در ايران به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، موضوع بحث‌برانگيزي بوده است.گستردگي صندوق‌هاي قرض‌الحسنه در سراسر كشور، ناشناس بودن موسسان اين نهادها و تمايزبخشي فعاليت آنها با بانك‌هاي دولتي از دلايل بحث‌برانگيز بودن اين نهادها است.در چند سال گذشته، اما برخي سوء‌تفاهم‌ها درباره نظارت بر فعاليت‌هاي صندوق‌هاي قرض‌الحسنه توسط بانك مركزي با بعضي نهادهايي كه بخشي از اين صندوق‌ها را مديريت مي‌كنند، موجب شده است كه بر ابهام‌ها افزوده شود.بانك مركزي معتقد است، صندوق‌هاي قرض‌الحسنه به دليل پرشمار بودن، اگر سازوكارهاي مربوط به سياست‌هاي پولي را رعايت نكنند، بازار پول به ويژه حجم پول را تحت تاثير قرار داده و سد راه تنظيم سياست‌ها به ويژه عرضه پول خواهند شد و به همين دليل بايد فعاليت صندوق‌ها تحت چارچوب سياست‌هاي پولي باشد. از طرف ديگر، موسسان صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و به ويژه نهاد متولي اين بنگاه هاي كوچك پولي باور دارند كه سخت‌گيري‌هاي بانك مركزي، راه فعاليت آنها را ناهموار كرده است و بانك مركزي بايد اندازه دخالت و نظارت خود را در چارچوب معيني محدود كند. با اين سابقه از سوءتفاهم‌ها و واگرايي‌ها بود كه در همايش سازمان اقتصاد اسلامي و صندوق‌هاي قرض‌الحسنه، اين موضوع بار ديگر در كانون توجه قرار گرفت.رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران در اين همايش از بانك مركزي خواست، نظارت بر فعاليت اين بانك‌ها را به نهادهاي بخش خصوصي تفويض كند. از طرف ديگر، رييس كل بانك مركزي نيز اظهار تمايل كرد، تاسيس صندوق‌ها توسط بخش خصوصي انجام شود. آيا با اين خواست و تمايل، سوء‌تفاهم‌ها برطرف خواهد شد؟ به نظر مي‌رسد براي اينكه مساله صندوق‌هاي قرض‌الحسنه به صورت ريشه‌اي حل شود، گام اول و بسيار بااهميت اين است كه تاسيس آنها از حالت انحصاري و ابهام خارج شده و ضابطه‌هاي روشن، قابل‌اجرا و شفاف براي فعاليت‌هاي بنگاه‌هاي كوچك فراهم شود. در صورتي كه اين كار از روي كاغذ به صحنه عمل درآيد و شهروندان بتوانند بانك‌هايي در ابعاد كوچك، تاسيس كنند، رقابت در اين كار در نهايت به كاهش نرخ سود منجر شده و به سمت بهره حداقل به ويژه در شهرهاي كوچك حركت خواهيم كرد.جهان صنعت«تاخير 4 ساله 40 ساله نشود!» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم ليلا ناطقي‌ است كه در آن مي‌خوانيد؛  درست چهار سال پيش ريوتينتو يکي از بزرگ‌ترين شرکت‌هاي معدني دنيا از سرمايه‌گذاري و انجام عمليات اکتشاف در طرح طلاي ساري‌گوني کردستان ايران به بهانه اينکه ميزان طلاي اين معدن در حد پيش‌بيني‌هاي انجام شده‌اش نبوده کناره‌گيري کرد و شرکت سرمايه‌گذار ايراني را که تنها 30 درصد سهام آن را داشت تنها گذاشت. معدن طلاي ساري گوني که بزرگ‌ترين معدن طلاي کشور است از چهار سال پيش تاکنون بلاتکليف باقي‌مانده و با وجود اينکه وزارت صنايع قرار شده بود نسبت به انتخاب يک سرمايه‌گذار جايگزين اقدام کند اما هنوز پس از چهار سال خبري از معرفي سرمايه‌گذار در کار نيست و با وجود تاکيدات موجود بر لزوم اتکا بر توان مهندسي داخل و جذب سرمايه‌هاي داخلي اين امر تاکنون محقق نشده است.طرح طلاي ساري‌گوني يک طرح ملي است و حساسيت آن از اين نظر که بزرگ‌ترين معدن طلاي کشور مي‌باشد و اجراي عمليات اکتشاف آن موجب اشتغالزايي در منطقه محروم قروه کردستان و سود‌آوري براي کشور مي‌باشد، تاخير بيش از اين در عدم معرفي سرمايه‌گذار از سوي وزارت صنايع توجيه‌پذير نيست.موضوعي که محمدرضا سجاديان، رييس کميته معدن کميسيون صنايع مجلس بر آن تاکيد مي‌کند و معتقد است که مجلس موضوع تاخير در فعال شدن معدن طلاي کردستان را پيگيري خواهد کرد. به گفته وي، در زمان خروج شرکت ريوتينتو از ساري‌گوني، مسوولان وزارت صنايع اعلام ‌‌کردند در شرف فعال‌سازي معدن هستند که اين موضوع تاکنون محقق نشده است.لازم است وزارت صنايع هر‌چه سريع‌تر نسبت به معرفي سرمايه‌گذار يا سرمايه‌گذاران جديد اقدام کند و نگذارد تاخير چهار ساله به تاخير 40 ساله تبديل شود!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در بازی