خرید بازی جهانی ترين جام در جعبه جادويی

مثل لحظه شروع امتحان همه چيز با سکوت آغاز مي شود، اما با صداي سوت داور همان قدر که صداي شيپورهاي آفريقايي بلند است، هيجان همه جا را فرا مي گيرد.    به گزارش ايرنا، خرت خرت خوردن خوراکي، چک و چک شکستن تخمه، کري خواندن طرفدارانه به همراه انواع و اقسام نظرات کارشناسي، حکايت از آغاز بازي ديگري از جام جهاني فوتبال دارد.هر چند که جام جهاني آفريقاي جنوبي هيجان جام گذشته را براي ما ندارد، آن هم به لطف نرفتن اسرار آميز تيم ايران به اين مسابقات، اما تب فوتبال که اين حرف ها را نمي شناسد، وقتي مي گيرد به اين آساني ها و با هيچ قرص و دارويي پايين آمدني نيست.تب فوتبال اين روزها آنقدر بالا گرفته که سوپر مارکتي محلمان عصرها دو ساعت ديرتر مغازه را باز مي کند، يعني بعد از بازي ساعت چهار بعداز ظهر، ترافيک عصر هم به خاطر بازي ساعت شش و نيم قابل تحمل تر شده، شب ها هم چراغ بيشتر خانه ها بابت ديدن بازي ساعت 11 روشن است.بيشتر کارشناسان فن معتقدند که فوتبال را ابتدا در ورزشگاه و در صورت فراهم نبودن شرايط ، پاي تلويزيون و آن هم در جمع هاي سه نفر به بالا بايد ديد تا در ميان داد و قال هايي نظير،‌ “اه، اوه، عجب ضربه اي، آفسايده، خطا بود، اي بابا، پاس بده، اينو کي بازي داده، داور کجاست، پنالتي، اين ديگه گله و جمالات ديگر که نمي توان نوشت،‌ لذت 90 دقيقه بازي فوتبال و چند دقيقه وقت اضافه اش را بشود حس کرد.طفلکي ترين آدم هاي روزهاي جام جهاني آنهايي هستند که دهم، يازدهم و دوازدهم تير ماه آينده يعني روزهاي اوج هيجان بازي ها کنکور دارند. آنها مجبورند بازي ها را نبينند و درس بخوانند يا اين که ساعت استراحتشان را با ساعت بازي ها هماهنگ کنند تا در آن موقع بازي را تماشا کنند، اما مگر مي شود اين کار را کرد، چون استراحت زهر مارشان مي شود، آنقدر که اين تب فوتبال استرس زاست و يک دانش آموز کنکوري بايد در موقع استراحت اعصابش راحت باشد، نه اين که اضطراب گل خوردن و گل زدن را داشته باشد.اين روزها با ديدن جام جهاني از تلويزيون ديگر دلمان نمي سوزد که خيلي خيلي پولدار نيستيم تا بازي ها را از ورزشگاه ببينيم چون دوربين هاي شکاري ورزشگاه آنقدر خوب حتي صحنه پريدن پشه از روي زمين را از نزديک نشان مي دهند که تکل و خطاي هند و تمارض و ديگر وقايع ورزشگاه از تير رس نگاهمان دور نمي ماند.اين روزها چه پولي! به جيب زده اند بعضي دوستان رسانه که قبل از فوتبال، بعد از فوتبال، بين دو نيمه فوتبال، در حين پخش فوتبال و خلاصه هر جايي که نشان از جام جهاني دارد، تبليغ فوتبالي شرکتي، بانکي، موسسه اي، پفکي، چيپسي را نمايش مي دهند، چه علمي است اين علم تبليغات!اين روزها علاوه بر تب فوتبال، بازار پيامک هاي پيش بيني ها هم حسابي داغ است. بيشتر بانک ها، شرکت ها، خوراکي فروشي ها و برخي ديگر از شرکت هاي اقتصادي، چقدر مهربان تر شده اند و اگر ما نتيجه مسابقه را درست حدس بزنيم جايزه هم مي دهند آن هم يک عالمه هزار توماني! چه علمي است اين علم اقتصاد!رسانه چه راديو و چه تلويزيونش اين روزها ميليون ها عشق فوتبال را پاي ثابت برنامه هاي فوتبالي خود دارد، در همين استان سمنان خودمان آمارها نشان مي دهد 74 درصد نسل جوان و نوجوان اوقات فراغت خود را پاي برنامه هاي تلويزيون مي گذرانند که اين آمار در روزهاي جام جهاني قطعا بيشتر از اين حرف ها مي شود.کاش مي توانستم بنويسم چه علمي است اين علم فرهنگ سازي، اما نمي توانم چون در اين مدت که مسابقات جام جهاني پخش مي شود، نديدم براي فوتبال ديدن در ورزشگاه، پرت نکردن اشيا و بطري هاي آب به داخل زمين، فريادها و شعارهاي ناشايست ندادن، احترام به راي داور و خيلي چيزهاي ديگر که فوتبال جام جهاني را زيبا مي کند فرهنگ سازي شود.فوتبال غير از هيجانش درس هاي زيادي در زندگي برايمان دارد، اول اين که اگر بهترين باشي با يک بار گل نزدن آن هم در جام جهاني بدترين مي شوي، پس آدم هميشه بايد خوب ترين باشد، دوم اين که اگر معمولي باشي، اما بتواني شوت دو سه بازيکن معروف را بگيري و گل نخوري به بهترين تيم ها دعوت مي شوي، پس آدم هميشه بايد اميدوار باشد، سوم اين که اگر برنده بشوي نيازي به توضيح نداري، اما اگر شکست بخوري چيزي براي توضيح دادن نداري و نمي تواني همه تقصيرها را به گردن داور! بيندازي پس آدم مي تواند فوتبالي ببيند که … باشد. و کلام آخر جام جهاني 2010، کاش ما هم جزو 32 تيم بوديم. حيف!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در بازی