دانلود مقاله موقعیت جغرافیائی و شرایط جوی منطقه بافق و معدن اسفوردی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله موقعیت جغرافیائی و شرایط جوی منطقه بافق و معدن اسفوردی با word دارای 59 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله موقعیت جغرافیائی و شرایط جوی منطقه بافق و معدن اسفوردی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله موقعیت جغرافیائی و شرایط جوی منطقه بافق و معدن اسفوردی با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله موقعیت جغرافیائی و شرایط جوی منطقه بافق و معدن اسفوردی با word :

شهرستان بافق به مركزیت شهر بافق با مساحتی حدود 17850 كیلو متر مربع، به فاصله 120 كیلومتری جنوبشرقی شهرستان یزد، در طول َ38، o55 شرقی و عرض َ47،o31 شمالی واقع شده است.
این شهرستان به وسیله راه آهن و راه آسفالته منشعب از یزد قابل دسترسی می‌باشد. از دیگر راههای ارتباطی می‌توان به محورهای بافق- بهاباد، بافق- شیطور و بافق- معدن چادرملو اشاره كرد.
جاده ارتباطی معدن اسفوردی بطول 5/2 كیلومتر، از كیلومتر 25 جاده بافق- بهاباد منشعب می‌گردد.
معدن اسفوردی در 35 كیلومتری شمال شرقی شهر بافق و در ارتفاع 1700 متری از سطح دریا واقع شده است و دارای كوههایی با روند شمال غربی – جنوب شرقی می‌باشد.

میزان بارندگی سالانه در منطقه بطور متوسط 50 میلی‌متر و میزان تبخیر فوق‌العاده شدید می‌باشد. به همین دلیل دارای آب و هوای گرم و خشك و اختلاف درجه حرارت زیاد در شبانه‌روزی می‌باشد. آب و هوا در قسمتهای كوهستانی منطقه معتدلتر می‌باشد. از لحاظ جریان آب در منطقه مذكور هیچگونه جریان آب دائمی وجود ندارد. پوشش گیاهی منطقه ضعیف و شامل بوته‌ها و به مقدار كمتر درخت و درختچه می‌باشد. از مهمترین حوضه‌های آبگیر منطقه می‌توان به دشت حسن‌آباد، دشت شیطور، دشت بهاباد و ده قطروم اشاره نمود.

این كانسار كه در منطقه نسبتاً كوهستانی و با ارتفاع متوسط 1700 متر از سطح دریا قرار دارد دارای كوههایی با روند شمال غرب- جنوب شرقی می‌باشد. این كوهها به صورت ارتفاعات نه چندان مرتفع در منطقه كشیده شده‌اند و در ادامه آنها تپه‌هایی با دره و فرو رفتگی‌های كم و بیش عریض قرار گرفته است.
از نظر آب و هوائی دارای آب و هوای خشك و بیابانی می‌باشد. و از نظر میزان نزولات جوی، دارای بارندگی نسبتاً كم و در حدود تقریبی 50 میلیمتر در سال می‌باشد. البته گاهی اوقات مقدار بارندگی از این مقدار ذكر شده نیز تجاوز می‌نماید. از لحاظ جریان آب در منطقه مذكور، هیچگونه جریان آب دائمی وجود ندارد و تنها رودخانه منطقه، رود شور است كه به دریاچه شور بافق می‌ریزد.
از لحاظ دما، دمای متوسط هوا در این منطقه در حدود 40 سانتی‌گراد است كه این دما از حدود صفر درجه در زمستان تا 50 درجه در تابستان در حال تغییر است.
از نظر پوشش گیاهی، پوشش گیاهی منطقه نسبتاً ضعیف بوده بطوریكه ارتفاعات فاقد پوشش گیاهی و مناطق پست دارای پوشش گیاهی شامل بوته‌ها و درختچه‌ها می‌باشند.

2-2- زمین شناسی عمومی منطقه
محدوده مورد بحث در یكی از بالا، آمدگیهای قدیمی كه قسمتی از واحد زمین شناسی ایران مركزی محسوب می‌شود قرار گرفته است. فازكوهزایی آلپی در تشكیل بلوكهای ساختمانی مجزایی آن نقش اساسی را ایفا كرده است. یكی از این بلوكهای تشكیل شده، بلوك پشت بادام- بافق می‌باشد. كه از طرف شرق و غرب بوسیله گسلهای بزرگ كوهبنان و دویران محدود شده است. بطوریكه این بلوك منطقه وسیعی از جمله كانسار فسفات اسفوردی را شامل شده است.
بلوك مورد نظر در محدوده شناخته شده متالوژنی ایران قرار دارد. در این بلوك معادنی از قبیل چفارت (آهن) اسفوردی (فسفات)- كوشك (سرب ورودی)- چادرملر (آهن و آپاتیت) قرار دارند.

در این ناحیه سنگهایی كه كانی‌سازی آپاتیت در آنها انجام شده است. سنگهای آذرین (نفودی- خروجی) به سن پركامبرین- كامبرین می‌باشند كه در اینجا برای واضحتر شدن موضوع، توضیح مختصری در رابطه با چینه‌بندی- تكتونیك- ماگماستیم و متامورفیسم آن داده می‌شود.

2-2-1- چینه‌شناسی منطقه
چینه‌شناسی منطقه مذكور با توالی قدیم به جدید عبارتست از:

دوره پركامبرین
ابتدا سنگهای دگرگونی با رخساره شیست سبز- آمفیبولیت- مرمر- گنیس (كمپلكس سركوه – كمپلكس بنه شور) بوجود آمده‌اند بعد روی این واحدها را سنگهایی با رخساره شیست- گریواك- ماسه سنگ كوارتزیتی- شیلهای اسلیتی (سازند تا شك) پوشانیده‌اند.

دوره اینفراكامبرین
در این دوره مجموعه سنگهای منتسب به سری ریز و درزو در این دوره بوجود آمده‌اند كه این سری با یك رخساره و لكانیكی- رسوبی و زمین ساختی در هم و بهم خورده شامل رسوبات پوشش تلماسه‌ای- دولومیتهای خاكستری تا قهوه‌ای رنگ چرت‌دار- ماسه سنگ‌های زرد رنگ- آهكهای سیاهرنگ- ریولیتهای صورتی- آجری و بالاخره افقهای آهن- آپاتیت و دایكهای دیابازی پوشیده می‌شود. بین سنگهای این سری و سنگهای ولكانیكی با تركیب اسیدی تا متوسط و بین سنگهای این سری با نهشته‌های كامبرین حد فیزیكی شناخته شده‌ای وجود ندارد.

دوره مزوزوئیك
در این دوره نهشته‌های قاره‌ای تریاس و ژوراسیك و نهشته‌های كرتاسه بصورت گسترده‌ای و به فرم دگر شیبی روی واحدهای قدیمیتر قرار گرفته‌اند.
دوره نئوزوئیك: این دوره به سه بخش تقسیم می‌شود.
سنگهای پالئوسن تا ائوسن: سنگهای پالئوسن مربوط به گلنگلومرای كرمان هستند. سنگهای ائوسن شامل لایه‌های قاره‌ای همراه با مواد آتشفشانی می‌باشند كه بصورت محدود در طول مناطق گسله رخنمون دارند. رسوبات میوسن شامل لایه‌های قرمز قاره‌ای می‌باشند كه به طور دگرشیبی روی سنگهای مربوط به دوره ائوسن قرار گرفته‌اند و نهایتاً توسط كنگلومرای دوره نئوژن به صورت دگرشیب پوشیده می‌شوند.

دوره كواترنری
این دوره شامل پادگانه‌های آبرفتی- مخروطه افكنه‌های قلوه سنگی- آبرفتهای جدید تلماسه‌ای- كوهپایه‌ها و رسوبات كویری و نواحی بیابانی وسیع پیرامون رشته كوهها می‌باشد.

2-2-2- وضعیت تكتونیكی منطقه
از نظر تكنونیكی، منطقه تحت تاثیر رخداد زمین ساختی بابگالی (كاتانگایی) و نیز حركات كوهزایی پس از دوره تریاس قرار گرفته است كه پیامد آن، شكستگی پی سنگ پره كامبرین و نیز ایجاد و دگرشیبی زاویه‌ای شدید بین رسوبات كرتاسه و نهشته‌های قدیمتر می‌باشد.
در دوره‌های جدیدتر (پلیو- پلیستوسن) منطقه تحت تاثیر پیشروی دریا قرار گرفته است. بطوریكه در نهایت و بدنبال حوادث ذكر شده، گسلهای بزرگ بویژه گسلهای اصلی با روند شمال- جنوب پدید آمده است.

2-2-3- وضعیت ماگماتیسم در منطقه
از لحاظ ماگماتیسم در این منطقه، سنگهای آذرین در دامنه وسیعی از سنگهای بازیك تا كاملاً اسیدی حضور دارند كه بصورت انواع نفوذی- نیمه عمیق و خروجی دیده می‌شوند كوارتزپورفیرها- ریولیتها- سینیتها- مونزونیتها- گرانیت‌ها- آنذری بازالتها- پلاژیوپورفیرها- آلبیتوفیرها شاهدی برای گفته فوق می‌باشند.

2-2-4- وضعیت دگرگونی در منطقه مورد مطالعه
از نظر دگرگونی در مناطق مختلف این بلوك نیز دو فاز پیوسته دگرگونی دینامیكی و حرارتی به ترتیب با ویژگیهای فشار زیاد و حرارت زیاد در سنگهای منتسب به پره كامبرین تشخیص داده شده‌اند كه هر یك از نظر دگر شكلی- تشكیل میگماتیتها و سپس آناتكسی ویژگیهای خود را داشته‌اند.

2-3- زمین‌شناسی كانسار اسفوردی
كانسار اسفوردی در بقایای هوازده سنگهای پره كامبرین – كامبرین و مزوزوئیك واقع شده است. واحدهای سنگی محدوده كانسار، كه قسمتی از واحدهای سری ریز و درز محسوب می‌شوند شامل مجموعه‌ای در هم و خرد شده‌ای هستند كه مركب از سنگهای ولكانیكی و رسوبی و همچنین سنگهای آذرین نفوذی می‌باشند كه بشدت چین خورده و گسله خورده شده‌اند طبقات مزوزوئیك آن را عمدتاً ریولیتهای تریاس تشكیل می‌دهند.

در زیر توده معدنی سكانسی از سنگهای ولكانیكی- رسوبی- توف و آگلومرا (منتسب به سری ریزو و درز مربوط به دوره پره كامبرین – كامبرین) و در بعضی نقاط دولومیت وجود دارد. علاوه بر آن كانسار مزبور در سمت شمال و شمال غرب بوسیله تپه‌های ریولیتی و دولومیتهایی كه كوه اسفوردی را می‌سازند احاطه شده است.
از لحاظ تكنونیكی علاوه بر وجود گسلهای زیاد با روند NNE-SSW ، NNW-SSE در ناحیه كه با گسلهای اصلی نای بند- كوهنبان و زاگرس كه در فاصله (250-50) كیلومتری قرار دارد. یك خطواره مهم و آشكار با امتداد ENE-WSW به طول چند كیلومتر كانسار اسفوردی را قطع كرده است و احتمال دارد تا معدن چفارت در سمت جنوب غربی امتداد پیدا كند.

رز دیاگرامهای تهیه شده منطقه، مجموعه ناپیوستگی مزدوجی را نشان می‌دهند كه مجموعه اول امتدادهای ENE-WSW و NNE-SSW داشته و مجموعه دوم با روند NNW-ESE و N-S دیده می‌شوند.
علاوه بر آن در روی عكسهای هوائی، تعداد زیادی ساختمان دایره‌ای در این ناحیه دیده می‌شود كه به احتمال زیاد یكی از آنها مربوط به نحوه گسترش سطحی كانسار اسفوردی می‌باشد. قطر قاعده‌ای دایره كانسار حدود 500 متر می‌باشد كه برای واضحتر شدن مطالب فوق نقشه برداشت عكسهای هوایی به همراه رز دیاگرام برداشت شده از منطقه در زیر آورده شده است.

 

2-4- نحوه گسترش افقهای معدنی در كانسار
بر طبق نتایج به دست آمده از فاز‌های مختلف اكتشافی در معدن فسفات اسفوردی كه اساس كار بر آورد ذخیره نگارنده بر آن استوار است 5 افق معدنی را می‌توان برای كانسار اسفوردی در نظر گرفت كه عبارتند از:
1- افق آهنی یا افق I (افق آهن بدون آپاتیت و آهن پر عیار همراه آپاتیت)
2- افق آپاتیتی یا افق II
3- افق سنگره‌های سبز یا افق III
4- افق دایكها (دایكهای آپاتیتی)
5- افق زونهای آغشته مانند ریولیتها- زونهای برشی و دایكهای دیابازی و سنگهای دیابازیكی، كه در نشان دادن افق 5 در مقاطع تا حد امكان و به دلیل عدم درخور توجه بودن ذخیره از آنها صرفنظر شده است كه در اینجا در مورد هر یك از افقها به طور اختصار توضیح داده می‌شود.

2-4-1- افق آهنی
این افق كه شامل افق آهنی بدون آپاتیت و آهن پر عیار همراه آپاتیت می‌باشد از یك توده آهنی تشكیل شده است كه با مورفولوژی نسبتاً برجسته و بشكل یك عدسی كشیده و با طول تقریبی حدود 500 متر و با روند شمال غرب جنوب شرق و با شیب كلی 25 درجه به سمت شمال در منطقه ظاهر شده است. افق مذكور از لحاظ ضخامت، دارای ضخامت حداكثر در بخش بیرون زده كه در ضلع شرقی توده آهن قرار دارد. می‌باشد كه ضخامت مذكور به 80 متر می‌رسد. بر طبق گزارشات زمین‌شناسی، تماس آهن با سنگهای ولكانیكی كمر پایین خود معمولاً به صورت شارپ یا منقطع است. و هیچگونه پدیده تدریجی بین آن دو دیده نمی‌شود.
توده آهن مورد نظر در بدو تشكیل عمدتاً از كانی ماگنتیت تشكیل شده بود كه بعدها در اثر پدیده مارتیزاسیون قسمت عمده آن به هماتیت تبدیل شده است. علاوه بر هماتیت و اكسیدهای آبدار نظیر گوئتیت- لیمونیت نیز وجود دارد كه تشكیل آن به طور ثانویه صورت گرفته است.

این توده ماگنتیت- همایتیتی همواره با كانی آپاتیت همراه است و كانی آپاتیت یا به صورت رگه‌ای و یا پر كننده حفره‌ها و خلل و فرج آهن، آنرا همراهی می كند به طوریهك این باعث شده كه توده آهن در بعضی جاها از آپاتیت پر عیار شده است و درصد آپاتیت آن از 50 درصد حجم كل سنگ نیز تجاوز نموده است. و در نهایت به افق آهن- آپاتیت تبدیل شده است. تجمع و تمركز آپاتیت در توده آهن با چگونگی حركت و مهاجرت عناصر سازنده این كانی ارتباط مستقیم دارد.
در بررسی و برآورد ذخیره هر دو افق (توده آهنی و آهن آپاتیتی) تحت عنوان افق آورده شده‌اند افق مذكور با توجه به الحاق دو افق با هم در حال حاضر دارای بیشترین ضخامت و بیشترین گسترش می‌باشد.
گسترش این افق به سمت شمال شرقی و در زیر افق آپاتیت (افق II) می‌باشد كه در اینجا پس از باریك شدن محو می‌گردد. این افق همچنین در جهات جنوب- جنوب غربی- و شرقی در مجاورت ریولینها ناپدید می‌شود.

2-4-2- افق آپاتیتی
افق آپاتیتی یا افق اصلی كه به علت بالا بودن مقدار عیار آپاتیت بعنوان افق اصلی فسفات نام گرفته است در مجاورت افق I قرار گرفته و متشكل از كانیهای آپاتیت- ماگنتیت- هماتیت- ترمولیت و اكتینولیت است. آپاتیت این افق اكثراً به صورت بلورهای دانه ریز و با حالت پودری شكل ظاهر می‌شود.
بر طبق گزارشات علت پیدایش این افق، حرارت و گازهای متصاعد شده ناشی از مجاورت توده آهن است كه علاوه بر دگرسان كردن سنگها و تولید كانیهای دگرسانی نظیر ترمولیت- اكتینولیت موجب تشكیل كانیهای آپاتیت گردیده سات. این افق معدنی در روی زمین و در بین افقهای اولیه و به صورت یك نوار با روند شمال شرق- جنوب غربی كشیده شده است كه در قسمت شرق عملكرد گسلهای محدود كننده باعث تغییر مكان این افق نسبت به افقهای آهندار گردیده است.

2-4-3- افق سنگهای سبز
افق سنگهای سبز كه بر روی افق II قرار دارد و متشكل از یك توده دیوریتی دگرسان شده؟ است كه شامل كانیهای آپاتیت- ترمولیت- اكتینولیت است. در این توده كانیهای آپاتیت نسبت به ترمولیت- اكتینولیت درصد كمتری را به خود اختصاص می‌دهند.
دگرسانی این توده به صورت اولیه، ناشی از حرارت بخارات و گازهای حاصل از ماگمای آهن می‌باشد.كه منجر به یك دگرسانی نسبتاً شدید و به طور عمومی در كل توده سنگ اولیه گردیده است. به طوریكه بافت و تركیب كانی شناسی اولیه آنها از بین رفته است. دگرسانی بعدی در نتیجه تاثیر محلولهای آپاتیت‌زا می‌باشد كه موجب افزایش شدت دگرسانی و پیدایش هاله‌های ترمولیتی- اكتینولیتی در حاشیه رگه‌های آپاتیتی شده است.
حركت محلولها و گازهای گرم كه حاوی عناصر سازنده كانی آپاتیت و ندرتاً آهن هستند موجب افزایش پدیده دگرسانی گردیده است. از لحاظ پتروگرافی این توده از یك سنگ دیوریتی تشكیل شده است كه در نتیجه فرآیندهای شدید دگرسانی بشكل كنونی در آمده است. و بعلت وفور رگه‌های آپاتیتی كه منجر به تشدید دگرسانی و تشكیل هاله‌‌های سبز یشمی رنگ‌ ترمولیتی- اكتینولیتی گردیده است به افق سنگهای سبز نام گرفته است.

2-4-4- افق دایكهای آپاتیتی:
افق چهارم، افق دایكهای آپاتیتی می‌باشد كه دارای درصد بالایی از آپاتیت می‌باشد و به صورت نفوذهایی در داخل منطقه دیده می‌شود، روند این دایكها در محدوده افقهای I و II اكثراً از روند افق آپاتیتی و عدسی آهن تبعیت می‌كند و دارای شیت نسبتاً زیاد و به سمت شمال است ولی در قسمت‌های شمالی این روندها تقریباً بر عكس می‌شوند و به این دلیل نمی‌توان روند خاصی را برای دایكهای این كانسار در نظر گرفت. كلاً دایكهای آپاتیت علیرغم داشتن عیار بالا به دلیل ذخیره كم، ذخیره قابل توجهی محسوب نمی‌شوند.

2-4-5- افق زونهای آغشته:
افق زونهای آغشته شامل سنگهای ریولیتی- زونهای برشی و ; می‌باشد كه به صورت رگه و رگچه‌های بسیار باریك در بعضی از افقها و گمانه‌ها دیده می‌شوند و همانطوریكه در طول این بحث گفته شده به علت كمی ذخیره، ذخیره قابل توجهی محسوب نمی‌شوند اما با این وجود تا جایی كه امكان داشته است در بررسیهای برآورده ذخیره مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته‌اند.

2-5- ویژگیهای سنگ شناسی و كانی شناسی سنگهای كانسار
2-5-1- آپاتیت
آپاتیت این كانسار از نوع فلوئور آپاتیت می‌باشد كه از لحاظ شكلی بلورهای آپاتیت این كانسار بصورت هگزاگونال- مونوپیرامیدال بوده و اكثراً مانند آپاتیتهای جزیره هرمز به صورت بلورهای 12 وجهی دیده می‌شوند. آپاتیت این كانسار را می‌توان به دو تیپ زیر تقسیم‌بندی كرد آپاتیت او آپاتیت II آپاتیت I به صورت بلورهای شكلدار و یا نیمه شكلدار (بیرونی صاف و مدور) و دارای رنگهای زرد نارنجی و نارنجی است كه اكثراً با ماگنتیت و توده آهن دیده می‌شوند. و از لحاظ ضخامت دارای ضخامت 2-1 میلی‌متر می‌باشد.
آپاتیت II، این نوع آپاتیت كه اكثراً در افق سنگهای سبز تمركز یافته است دارای بافتی دانه‌ریزتر و شفافتر می‌باشد این نوع آپاتیت دارای اندازه (8/0-2/0) میلیمتر می‌باشد. این نوع اكثراً همراه كلسیت- هماتیت – ماگنتیت یافت می‌شود.
گفتنی است كه آپاتیتهای ذكر شده، آپاتیت افق اصلی را تشكیل می‌دهند در داخل این آپاتیتها آنكوزیونهایی دیده می‌شوند كه عناصر خاكی كمیاب در آنها قرار گرفته است.

2-5-2- ماگنتیت و هماتیت
ماگنتیت و هماتیت، اكثراً در افق دیده می‌شوند. هماتیت این افق در نتیجه مارتیراسیون ماگنتیت موجود در توده آهن می‌باشد و بر طبق آزمایشات میكروسكوپی، دانه‌های تمیز- یكنواخت و زاویه‌دار ماگنتیت در زمینه‌ای از كلسیت متبلور و كوارتز تجمع یافته است.

2-5-3- ترمولیت و اكتینولیت
كانیهای مهم تشكیل دهنده افق سوم ترمولیت و اكتینولیت می‌باشند كه دارای بلورهای فیبری و سوزنی شكل هستند این دو كانی مخصوصاً در اطراف رگه‌ها و دایكهای آپاتیتی بیشتر دیده می‌شوند.

10- عناصر خاكی نادر
مطالعات انجام یافته در سالهای گذشته و اخیر، وجود مقادیر قابل توجهی عناصر خاكی نادر (Rare earth elements) را در كانسار اسفوردی ثابت نموده است.
اولین بار حسن برومندی از شركت ملی ذوب آهن ایران، با توجه بوجود این عناصر در كانسار چغارت، مطالعات پر دامنه‌ای در این زمینه انجام داده است. نامبرده با استفاده از روش فلوئورسنس X-Ray نمونه‌های متنوعی از سنگهای معدنی منطقه و از جمله كانسار اسفوردی را مورد آزمایش قرار داده و وجود مقدار قابل ملاحظه‌ای خاكهای نادر را در سنگهای آپاتیتی گزارش نموده است. در این آزمایشات، وجود عناصری از قبیل استرنسیوم (Sr) و زیركونیم (Zr) بمیزان كم و بیش قابل توجه و نیز ارسنیك (As)، منگنز (Mn)، روبیدیوم (Rb)، وانادیوم (V) و باریم (Ba) در این سنگها اثباتش ده است. بر اساس این واقعیات و با توجه به احتمال جانشینی كاتیونهائی از قبیل منیزیم، آهن، استرنسیوم، باریم، سریم، لانتانیم، ایتریم و نئودیمیم بجای كلسیم در ساختمان شبكه آپاتیت، تشكیل كانیهائی نظیر مونازیت (Ce, la)pa4 و گزنوتیم Ypo4 در نظر گرفته شده است.

تحقیقات انجام شده توسط علی درویش‌زاده از دانشگاه تهران روی سنگهای محدوده معدنی اسفوردی. علاوه بر اینها نشاندهنده وجود عناصر كمیاب دیگری از قبیل اورانیوم و توریوم در سنگهای آپاتیتی بوده است. البته این موضوع بمعنی وجود رابطه مستقیم بین این عناصر و كانی آپاتیت نبوده، ولی نقش قابل ملاحظه آنرا در چرخه ژئوشیمی این عناصر ثابت می‌كند. نامبرده وجود چنین عناصری و همچنین خاكهای نادر را، در سنگهای معدنی آپاتیت‌دار، به مشاركت آنها در ساختمان بلورین آپاتیت (و نه دیگر كانیهای همراه) مربوط می‌داند.

مطالعات الكترون میكروپروب كه توسط كارشناسان دیگر كشورها روی سنگهای با رخساره دگرسانی صورت گرفته، وجود بیشترین مقدار خاكهای نادر و همچنین اورانیوم و توریم را، در انكلوزیونهای مونازیت و كزنوتیم داخل بلورهای آپاتیت اثبات نموده است. واقعاً هم این موضوع در مطالعات اكتشاف تفصیلی كانسار مورد تائید قرار گرفته است. جدول شماره 6 رابطه مستقیم بین مقدار این عناصر و انكلوزیونهای داخل آپاتیت را نشان می‌دهد. در این جدول علیرغم یك استثناء با افزایش مقدار انكلوزیونها بر میزان خاكهای نادر افزوده می‌شود.
رابطه مقدار عناصر خاكهای نادر با انكلوزیونهای داخل آپاتیت
مقدار انكلوزیون Gp
P.P.M La
P.P.M Nd
P.P.M Y
P.P.M
حدود 2 درصد 8700 4000 137 1530
یك تا دو درصد 15500 6650 110 560
حدود یك درصد 1852 607 170 176
خیلی كم 1190 590 150 660
جدول شماره 6- استخراج از گزارش اكتشافات تفصیلی كانسار آپاتیت اسفوردی
در گزارش اكتشافات تفصیلی كانسار اسفوردی، بر اساس نتایج به دست آمده از مقدار متوسط این عناصر (جدول شماره 7)، میزان ذخیره هر یك از آنها به ترتیب زیر به دست آمده است: سریم 14000 تن، لانتانیم 5600 تن، ایتریم 5600 تن و نئودیمیم 1700 تن.
چنانچه این نحوه عمل، مبنای محاسبه قرار گیرد؛ با توجه به افزایش ذخایر ارزیابی شده سنگ فسفات طی مطالعات اكتشاف تكمیلی، میزان ذخایر هر یك از عناصر فوق بنحو زیر افزایش می‌یابد:

سریم 22000 تن، ایتریم 8500 تن، لانتانیم 8500 تن و نئودیمیم 2600 تن.
متوسط مقدار عناصر خاكهای نادر در افقهای معدنی
افق معدنی طول نمونه‌‌- گیری (متر) Ce
P.P.M La
P.P.M Nd
P.P.M Y
P.P.M
پخش پر عیار «سنگهای سبز» 145 2198 900 209 1000>
افق آپاتیتی (افق اصلی) 137 2097 765 240 1000>
مجموع دو افق 282 2149 834 224 1000>
جدول شماره 7- استخراج از گزارش اكتشافات تفصیلی كانسار آپاتیت اسفوردی
باید اذعان نمود كه ذخایر خاكهای نادر در كانسار اسفوردی، بسی بیشتر از مقادیر ذكر شده می‌باشد. زیرا نتایج بدست آمده بعلت محدودیت دستگاههای اندازه‌گیری، غالباً حداقل مقدار این عناصر ار نشان می‌دهند.

نتایج آزمایشات اسپكترومتری تعدادی از نمونه‌های معرف افقهای معدنی و سنگهای در بر گیرنده انها، در جدول شماره 8 نمایش داده شده است. چنانكه در این جدول دیده می‌شود. عناصر خاكهای نادر در افق آپاتیتی (افق اصلی معدنی) بیشترین مقدار را داراست. مقدار زیركونیم نیز در این افق قابل توجه می‌باشد. استرنسیوم در افق آپاتیتی افزایش نسبی نشان می‌دهد ولی به نظر نمی‌رسد بین این عنصر و آپاتیت رابطه مستقیمی وجود داشته باشد. مقادیر تیتانیوم. وانادیوم، كبالت و نیكل در این نمونه‌ها با مقدار ماكنتیت آنها نسبت مستقیم دارد. نیوبیوم بیشتر در «سنگهای سبز» متمركز شده است. این عنصر همچنین در شبكه شكستگیها و مناطق خرد شده (Breccialed /one) افزایش غیر عادی نشان می‌دهد.
نمودار شماره 5 تا حدود زیادی گویای رابطه مستقیم عناصر نادر خاكی با آپاتیت در نمونه‌های مختلف سنگهای كانسار می‌باشد. این نمودار بر اساس نتایج مندرج در جدول شماره 8 و میزان p2o5 نمونه‌ها رسم شده است.
جدول شماره 9 فراوانی خاكهای نادر را در سنگهای مختلف نشان می‌دهد.

فراوانی خاكهای نادر در سنگهای مختلف (P.P.M)
Nd Ce La Y نوع سنگ
17 31 16 23 پوسته زمین
9/9 3/10 33 32 بازالت
(اقیانوسی)
40 59 32 3/27 بازالت
(قاره‌ای)
46 100 50 42 گرانیت
جدول شماره 9- اقتباس از ای. بالاشوف، 1976
همانطور كه از مقایسه اعداد این جدول با نمونه‌های معرف سنگهای ریولیتی، دیابازی و حتی دولومیتی محدوده كانسار بر می‌آید، میزان خاكهای نادر در این سنگها نیز كم و بیش با افزایش غیر عادی همراه است.
با توجه به ارزش فراوان خاكهای نادر در بازار جهانی بلحاظ موارد مصرف گسترده صنعتی آنها، امكان استحصال این عناصر و احتمالاً عناصر كمیاب دیگری از قبیل اورانیوم بصورت محصول جنبی (By Producl) در مطالعات كانه‌آرائی در نظر گرفته شده است.

گزارش بازدید از معدن و كارخانه
جهت شناسایی ابتدایی و جمع‌آوری اطلاعات اولیه كتابخانه‌ای 2 مرحله بازدید از محل معدن و كارخانه فرآوری صورت گرفت. در طی انجام دو مرحله بازدید اهداف ذیل حاصل شدند:
1- مطالعه و بررسی گزارش‌های اكتشافی معدنی كه در اختیار این مهندسین مشاور قرار گرفته است.
2- نمونه‌برداری اولیه از كارخانه فسفات اسفوردی.
3- نمونه‌برداری مقدماتی از كانسار برای شناسایی اولیه منطقه.
بر اساس مطالعات انجام شده تا كنون مشخص شد كه بررسی پتانسیل معدن استوردی از لحاظ عناصر نادر خاكی و مطالعات فرآوری آن نیاز به بررسی‌های دقیق‌تر دارد. برای رسیدن به این مهم نیاز تهیه و تدوین شرح خدماتی مبتنی بر فعالیتهای اكتشافی و فرآوری برای عناصر نادر خاكی می‌باشد كه در ادامه به این مورد پرداخته می‌شود.

نمونه‌برداری اولیه از كارخانه
با توجه به عدم فعالیت كارخانه فرآوری در حین عملیات نمونه‌برداری از كارخانه از نمونه برداری كارخانه از خوراك ورودی، كنسانتره و باطله كارخانه انجام شد. نمونه‌برداری انجام شده تنها به منظور بررسی درصد عناصر نادر خاكی در بخش‌های ورودی و خروجی كارخانه انجام شده است.

الف) نمونه‌برداری از باطله‌ها
1) باطله آهن (كنسانتره آهن)
باطله‌های آهن (كنسانتره آهن) پس از یك مرحله جدایش بوسیله مغناطیس شدت بالا و پائین و سپس فلوتاسیون معكوس حاصل می‌شود. این محصول كه در حال حاضر در كارخانه تولید نمی‌شود در بخش غربی كارخانه دپو شده است. از لحاظ دانه‌بندی، دانه‌بندی این مواد زیر 75 میكرون و تقریباً هموژن می‌باشند. مقدار عیار آهن تقریباً بین 58-50 درصد و متوسط عیار P2O5 حدود 2% می‌باشد. با توجه به تعدد دپوهای آهن تعداد نمونه حدود kg5 از دپوهای مختلف تهیه شد.

2) باطله فسفات
در نوع باطله در كارخانه معدن فسفات اسفوردی موجود می‌باشد. نوع اول باطله‌های حاصل شده از مرحله رافرو فرجه‌های جمع‌آوری شده از مدار كارخانه می‌باشد. نرمه‌ها به طور كلی از سیلكون‌های قبل از مرحله فلوتاسیون حاصل می‌شوند. نوع دوم باطله‌ها، باطله‌هایی می‌باشند كه نتیجه فعالیتهای قدیمی كارخانه فرآوری می‌باشند. دپوهای هر دو باطله از نظر دانه‌بندی تقریباً هموژن می‌باشند و از نظر ابعاد دانه‌بندی زیر m75 می‌باشند. در مجموع حدود kg15 نمونه از دو نوع باطله جمع‌آوری شد.
ب) نمونه‌برداری از كنسانتره‌ها
3 نوع كنسانتره از كارخانه فرآوری فسفات تهیه می‌شود این كنسانتره‌ها عبارتند از:
1- كنسانتره عیار بالا- %38-36
2- كنسانتره عیار متوسط %37-35 (آهن بالا)
3- كنسانتره عیار پائین % 35-33
كنسانتره‌های فوق در محلهای متفاوت دپو شده‌اند. در حین عمل نمونه‌برداری از دپو ما سعی شد كه نمونه‌ها در فواصل مشخص از پائین به بالای دپو جمع‌آوری شود. در مجموع حدود kg10 نمونه از كل دپوها تهیه شد. و نمونه‌های هر كدام از كنسانتره‌ها به طور ؟؟؟ آزمایشگاه فرستاده شد.

ج) نمونه‌برداری از خوراك ورودی كارخانه
محصولات مرحله سنگ شكنی كه شامل سنگ شكست فكی و مخروطی می‌شوند ابعاد حداكثر mm22 دارند. این محصولات پیش از ورود به مرحله آسیا در یك استاك پایل (Stak pile) پیش از آسیا انبار می‌شوند. در ضمن از كار افتادن فیلتر هوای سنگ شكن مقدار بسیار زیادی نرمه در خوراك ورودی كارخانه وجود داشت لذا در عین عمل نمونه برداری سعی شد نرمه‌های ورودی لحاظ گردد. از آنجایی كه دپوهای خوراك بسیار حجیم بودند و به علت عدم دسترسی به عمق دپوها لذا نمونه‌ها از اطراف دپوهای مختلف تهیه گردید. وزن مجموع نمونه‌های جمع‌آوری شده حدود kg15 می‌باشد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید