دانلود دستور العمل تكمیل فرم پرونده پزشكی شاغل با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود دستور العمل تكمیل فرم پرونده پزشكی شاغل با word دارای 38 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود دستور العمل تكمیل فرم پرونده پزشكی شاغل با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود دستور العمل تكمیل فرم پرونده پزشكی شاغل با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود دستور العمل تكمیل فرم پرونده پزشكی شاغل با word :

به منظور به دست آوردن اطلاعات بهنگام در مورد سلامت شاغلین در نیل به هدف تأمین، حفظ و ارتقاء آن، پرونده پزشكی شاغل در مقاطع زمانی مختلف (قبل از استخدام، ادواری و اختصاصی) مطابق با قوانین و بخشنامه های جاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی انجام می پذیرد.

فصل اول: كلیات
افراد تكمیل كننده فرم:
الف: مشخصات فردی، سوابق شغلی (جدول الف) ، سوابق شخصی (جدول ب) بنا به اظهارات فرد معاینه شونده توسط پزشك، كارشناس یا كاردان بهداشت حرفه ای و با بهگر، بهداشتیار كار، كاردانهای مراكز بهداشتی درمانی و بهورز و سایر افرادی كه در صورت عدم طی دوره های آموزش بهداشت حرفه ای در دانشگاه های معتبر كشور، در دوره های كوتاه مدت مورد تأیید در زمینه نحوه تكمیل فرم معاینات كارگری و بهداشت حرفه ای آموزش لازم را دیده باشند، تكمیل می گردد.

ب: نتایج معاینات بالینی (جدول ج)، نتایج معاینات پاراكلینیكی (جدول د) كه شامل ثبت اطلاعات حاصلاز معاینات ساده، معاینات بالینی و تنایج آزمایشات پاراكلینیكی است به ترتیب اولویت توسط افراد ذیل انجام می گیرد:
1- پزشك متخصص طب كار
2- پزشك دارای MPH با گرایش بهداشت حرفه ای

3- پزشك دوره دیده در زمینه طب كار و دارای گواهینامه معتبر و نیز دارای مشخصات مندرج در بخشنامه های جاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی
ج: عوامل زیان آور كه فرد معاینه شونده در مواجهه با آن قرار دارد و یا داشته است (جدول هـ)، و نوع آزمایشات لازم بر مبنای نوع مواجهه فرد با عامل یا عوامل زیان آور (جدول و) كه ثبت اطلاعات در هر دو مورد توسط فارغ التحصیلان مقاطع كاردانی و بالاتر بهداشت حرفه ای كه در امر بازدید از واحد تولیدی- خدماتی كه فرد معاینه شونده در آن اشتغال دارد، دخیل هستند، انجام می پذیرد.
د: نظریه نهایی در خصوص ادامه كار شاغل (جدول ز)، ستون اول (نظریه پزشك كار) توسط پزشك با مشخصات مندرج در بند ب فوق الذكر تكمیل می گردد و ستون دوم (نظریه كارشناس بهداشت حرفه ای) توسط فردی با مشخصات مندرج در بند ج فوق الذكر تكمیل می گردد.
هـ: مشخصات پزشك كار (جدول ح) توسط پزشك معاینه كننده تكمیل می گردد.

محل نگهداری فرم های تكمیل شده:
پرونده های تكمیل شده محرمانه تلقی گردیده و مسئولیت حفظ آن بر عهده، مسئول تشكیلات بهداشت حرفه ای موجود در واحد تولیدی- خدماتی و یا مراكز بهداشتی درمانی معتبر خواهد بود و ارائه مدرك به مراجع ذیربط با مسئولیت وی خواهد بود. مطابق با ماده 98 قانون كار بازرسان بهداشت حرفه ای دارای كارت ویژه بازرسی بدون اطلاع قبلی در هر موقع از شبانه روز می توانند به پرونده های پزشكی مراجعه و در صورت لزوم از تمام یا قسمتی از آنها رونوشت تحصیل نمایند.

محل نگهداری پرونده های پزشكی تكمیل شده شاغل به شرح جدول زیر می باشد:

محل نوع كارگاه شاغلین نوع پرونده واحد بهداشتی محل نگهداری پرونده
روستا خانگی اعضاء یك خانوار هستند پرونده خانوار خانه بهداشت
اعضاء یك خانوار نیستند پرونده كارگاهی خانه بهداشت
غیرخانگی كمتر از 20 نفر پرونده كارگاهی خانه بهداشت
20 تا 49 نفر پرونده كارگاهی مركز بهداشتی درمانی روستایی
50 تا 499 نفر پرونده كارگاهی خانه بهداشت كارگری

500 نفر و بالاتر پرونده كارگاهی مركز بهداشت كار
شهر خانگی اعضاء یك خانوار هستند پرونده خانوار مركز بهداشتی درمانی شهری
اعضاء یك خانوار نیستند پرونده كارگاهی مركز بهداشتی درمانی شهری
غیرخانگی كمتر از 50 نفر پرونده كارگاهی مركز بهداشتی درمانی شهری
50 تا 499 نفر پرونده كارگاهی خانه بهداشت كارگری
500 نفر و بالاتر پرونده كارگاهی مركز بهداشت كار

نكات عمده مورد توجه:
1- فرم مذكور برای ثبت اطلاعات حاصل از انجام معاینات كارگری در سه نوبت متوالی تنظیم گردیده است.
2- اگر فرد پس از نوبت اول یا نوبت دوم محل كار خود را تغییر داده و به واحد تولیدی- خدماتی جدیدی منتقل گردد برای وی پرونده جدیدی تشكیل می گردد.
3- در صورت انتقال فرد به واحد تولیدی خدماتی جدید با نظارت و اطلاع معاونت بهداشتی دانشگاه/دانشكده ذیربط در صورتی كه پرونده در كارخانه نگهداری می شود كلیه سوابق به كارخانه جدید و در غیر این صورت به مركز بهداشتی درمانی مربوطه منتقل می شود.

4- در صورت تكمیل پرونده پزشكی شاغل توسط شركتهای خصوصی ارائه دهنده خدمات طب كار و شركت های تعاونی بهداشت كار، كارفرما موظف است مقدمات بازدید فنی كارشناس بهداشت حرفه ای از ایستگاه های كار را فراهم نماید تا تكمیل جدول «هـ» و جدول «و» و ستون دوم جدول رز» با مستندات و دلایل واقعی انجام گیرد.
5- اظهار نظر در خصوص ادامه كار شاغل بایستی پس از مشاورت پزشك و كارشناس بهداشت حرفه ای مربوطه ثبت و اعلام گردد.

فصل دوم: نحوه تكمیل فرم پرونده پزشكی شاغل
الف: اطلاعات عمومی
1- فرم مذكور برای تطابق با ماده 92 قانون كار تحت عنوان پرونده پزشكی شاغل نامگذاری شده است.
2- شرح جدول بدون عنوان در بالای صفحه:
نوع معاینات: سه ستون مقابل آن، هر یك از ستون ها مرتبط با یكی از نوبت های معاینه شاغل می باشد. و بستگی به هدف معاینه یكی از انواع معاینات «قبل از استخدام» و «ادواری» ، «اختصاصی» در ستون مربوطه ثبت می گردد.
نوبت: منظور دفعه انجام معاینه است كه باید بر اساس نوبت معاینه كه مثلاً اگر بار اول است عدد 1، اگر بار سوم است عدد 3، اگر بار پنجم است عدد 5 و ; ذكر شود.
تاریخ: تاریخ مراجعه فرد برای تكمیل پرونده در ستون مربوطه ذكر می شود.
شماره استخدامی شاغل: بستگی به ضوابط محل كار بر اساس شماره پرسنلی، شماره كارگزینی، شماره استخدامی، شماره كارگری و ; كه پرونده پرسنلی تحت آن شماره در كارگزینی واحد تولیدی – خدماتی بایگانی می گردد، ذكر شود.

شماره پرونده: همان شماره پرونده ای است كه در طبقه بندی، ضبط و بایگانی پرونده پزشكی شاغلین مورد استفاده قرار دارد.
مثال
نوع معاینات قبل از استخدام ادواری
نوبت اول دوم
تاریخ 1/3/79 1/3/80
شماره استخدامی شاغل 123-019
شماره پرونده پزشكی 012/ت

جدول نشان می دهد: تا تاریخ 1/3/80 دومین بار است كه فرد در فرآیند معاینات كارگری قرار گرفته و اولین باریك سال قبل از آن (1/3/79) همزمان با شروع به كار وی در كارخانه بوده كه معاینه قبل از استخدام در مورد وی انجام شده است. نوع معاینه در بار دوم، ادواری بوده است. شماره پرسنلی فرد در كارگزینی كارخانه 123-019 است و شماره پرونده پزشكی وی در مركز بهداشت كار 012/ت می باشد. فرم مذكور در نوبت بعدی مثلاً در سال 81 نیز قابل بهره برداری برای ثبت اطلاعات جدید است.

3- مشخصات فردی شامل:
• نام و نام خانوادگی: كه بر اساس شناسنامه فرد تكمیل می گردد.
• جنس: به تفریق زن و مرد علامت زده می شود.
• سال تولد: سال تولد بر مبنای شناسنامه ثبت می گردد.
• وضعیت تأهل: به صورت «مجرد» یا «متأهل» یا «مطلقه» ذكر می شود.
• تعداد اولاد: بر اساس اظهارات معاینه شونده تعداد فرزندان ذكر می شود.

• وضعیت نظام وظیفه: اگر خدمت سربازی انجام داده در محل مربوطه علامت زده می شود و محل خدمت وی ذكر شود مثلاً آشپزخانه، توپخانه، ; و اگر خدمت سربازی انجام نداده است با توجه به نوع معافیت یكی از قسمتهای معافیت غیرپزشكی یا معافیت پزشكی علامت زده می شود و چنانچه معافیت پزشكی است علت معافیت ذكر می شود مثلاً «صافی كف پا»
• آخرین مدرك تحصیلی، منظور آخرین مدرك تحصیلی است كه فرد دارا می باشد.
• مشخصات واحد تولیدی – خدماتی كه فرد در حال حاضر در آن اشتغال به كار دارد به شرح ذیل تكمیل می گردد:
– نام كارگاه/كارخانه: منظور نامی است كه واحد تولیدی – خدماتی به آن شهرت دارد.
– نام كارفرما: نام مالك اصلی واحد تولیدی – خدماتی ذكر می شود در صورت داشتن چند مالك، مالك اصلی كه بیشترین سهم را داراست ذكر می شود و اگر كارخانه دولتی یا تحت پوشش است نام مدیر عامل ذكر شود.

– نوع كارگاه: خانگی یا غیرخانگی بودن واحد تولیدی- خدماتی بر مبنای تعاریف فرم بازدید كارگاهی ثبت می شود.
– محصول اصلی كارخانه: چنانچه كارخانه دارای چند تولید مختلف است، اصلی ترین محصول آن ذكر شود.
– آدرس كارخانه- نمابر- تلفن در قسمت مربوطه ثبت می شود.

4- جدول الف- سوابق شغلی:
جدول مذكور در دو ردیف اصلی مشاغل فعلی و مشاغل قبلی تنظیم شده است. در نوبت اول معاینه ضمن ثبت مشخصات شغل مشاغل فعلی كه فرد در واحد تولیدی- خدماتی مورد نظر دارد (حداكثر در دو ردیف یعنی دو فعالیت همزمان عمده فرد در كارخانه ذكر می شود)، مشاغل قبلی (حداكثر در چهار ردیف یعنی چهار فعالیت عمده فرد را كه می تواند در سالهای مختلف باشد ذكر می شود) نیز ذكر می شود، اما در نوبت دوم در حقیقت شغل فعلی كه در نوبت اول ثبت شده در زمره مشاغل قبلی قرار می گیرد و پس نیازی به ثبت شغل قبلی نیست. همچنین در نوبت سوم در حقیقت شغل فعلی كه در نوبت اول و دوم ثبت شده به عنوان مشاغل قبلی فرد مورد معاینه قلمداد می شود. پس در نوبت های دوم و سوم نیازی به ثبت مشاغل قبل نیست.

ستون های جدول شامل:
– عنوان/سمت: عنوان یا سمت شغلی كه فرد تحت آن عنوان در استخدام است ذكر می شود.
– كار محوله: ممكن است با عنوان سمت شغلی یكسان باشد اما در صورتی كه فرد در شغلی به غیر از سمت خود فعالیت می نماید، كار محوله ذكر می شود.
– شیفت كار: بر اساس ساعات كار فرد به صورت روزكار، عصركار، شب كار، نوبت كار ثبت گردد.
– عوامل عمده زیان آور (متوسط ساعات مواجهه روزانه): از فرد معاینه شونده سؤال شود:

«در شغل كه ذكر كردید با چه عواملی كه به سلامتی زیان برسانند سر و كار داشته اید؟» ضمن ثبت عاملی را كه نام می برد، بلافاصله از وی سؤال شود: «به طور متوسط چند ساعت در روز در مواجهه با آن بوده اید؟» و پاسخ دریافت شده را داخل پرانتز در جلوی عامل زیان آور ثبت می نمایید.
به عنوان مثال: سر و صدا (8 ساعت)، بخار تینر (1 ساعت)

– تاریخ اشتغال: به ماه و سال زمان شروع كار در كار محوله و تاریخ ترك كار محوله ذكر می شود. مثلاً «پائین بودن دستمزد»، «كار سخت»، «انحلال شركت»، «اخراج» و ;
توجه: به دلیل اهمیت موضوع برخی عوامل به طور اختصاصی از فرد معاینه شونده پرسش نموده و در صورت مواجهه با عامل مورد نظر در محل مربوط علامت زده می شود. این عوامل شامل سر و صدا آزبست، گرد و غبار، حلالها، سرب، ارسنیك، سیلیس می باشند.
– چنانچه فرد در حال حاضر به غیر از كار در كارخانه در شغل دیگری نیز فعالیت دارد در زیر جدول های محل مربوطه با ذكر مدت اشتغال به سال ذكر شود مثلاً رانندگی در سطح شهر (4 سال)

5- جدول ب: سوابق شخصی:
جدول مذكور با 22 سؤال تنظیم گردیده كه پس از طرح سؤال بر اساس اظهارات فرد معاینه شونده متناسب با پاسخ دریافت شده یكی از ستون های بلی یا خیر علامت زده می شودد. لازم به ذكر است هر یك از ستون های «بلی» و «خیر» به سه ستون تقسیم شده كه هر ستون مرتبط با یكی از نویت های معاینه است.
توجه: در صورت دریافت پاسخ «بلی» برای هر یك از سؤالات در زیر جدول در قسمت مربوطه با ثبت شماره سؤال با پرسش چرا، چگونه، كجا، ;. نسبت به اخذ پاسخ و ثبت آن اقدام شود.

6- جدول ج: معاینات بالینی:
هر پرونده دارای ستون و سطرهای خالی است كه هر یك از آنها ویژه ثبت نتایج معاینات یك بار مراجعه شاغل تا سه دوره می باشد پرونده به نحوی طراحی شده است كه نتایج معاینه هر اندام در طول زمان در ردیف افقی ثبت می گردد بدین ترتیب وضعیت و تغییرات یك عضو در طول زمان به خوبی قابل رؤیت و در نتیجه مقایسه نتایج بسیار آسان می گردد.
شیوه تكمیل كردن صفحات 2 و 3 پرونده در قسمت ب و ج به شكل ذیل می باشد.

معاینات بالینی- تاریخ
در این قسمت باید تاریخ انجام معاینات بالینی ثبت گردد، بدیهی است نحوه ثبت به صورت روز، ماه، سال از راست به چپ و به شكل كامل خواهد بود، بهتر است تاریخ به شكل مثلاً پنجم/خرداد/سال هشتاد ثبت گردد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بهداشت دوران بارداری با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بهداشت دوران بارداری با word دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بهداشت دوران بارداری با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله بهداشت دوران بارداری با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله بهداشت دوران بارداری با word :

بهداشت دوران بارداری

1- اهداف مراقبتهای دوران بارداری را توضیح دهید؟
هدف از مراقبتهای دوران حاملگی، تأمین و حفظ سلامت مادر و جنین اوست. در طی این مراقبتها مادران برای زایمانی طبیعی آماده می شوند. آموزشهای لازم را در زمینه خطرات، عوارض و مسایل طبیعی همراه حاملگی فرامی گیرند که نتیجه آن حفظ سلامت جسمی و روحی مادر و کاهش مرگ و میر مادران به دلیل عوارض بارداری می شود.

2- بهترین سن حاملگی چه سنی است؟
بهترین سن برای بارداری بین 35-18 سالگی است.
3- حاملگیهای زودرس و دیررس چه عوارضی را به همراه دارند؟
حاملگیهای زودرس به دلیل عدم بلوغ فیزیولوژیک، نداشتن آمادگی و اطلاعات لازم، مشکلاتی را ایجاد می کند. حاملگیهای سنین پایین که لگن هنوز به رشد کافی و کامل خود نرسیده است می تواند برای مادر باردار خطراتی را به دنبال داشته باشد. حاملگی در سنین بالا باعث نقایص مادرزادی می شود.

4- علائم حاملگی را توضیح دهید؟
اولین و معمولترین علامت حاملگی در خانمها قطع قاعدگی (عادت ماهانه) است. علایم دیگری نظیر بزرگ و حساس شدن پستانها، تهوع و استفراغ صبحگاهی و تکرّر ادرار نیز در بعضی از خانمهای باردار دیده می شود.

5- اولین مرحله مراقبتهای دوران بارداری چه مرحله ای است؟
معمولاً در اولین معاینه، شرح حال دقیقی از مادر گرفته می شود که در طی آن درباره سابقه بیماری مادر (مثلاً بیماری قلبی یا کلیوی) سابقه حاملگیهای قبلی، سابقه جراحی نیز سؤال می شود و تاریخ احتمالی زایمان با توجه به تاریخ آخرین قاعدگی محاسبه می شود.

6- آزمایشهایی که از زن باردار درخواست می شود را نام ببرید؟
1 اندازه گیری هموگلوبین – هماتوکریت و شمارش پلاکتها.
2 تعیین گروه خونی و RH
3. بررسی از نظر دیابت
4 آزمایش ادرار از نظر وجود عفونت
5 آزمایش VDRL برای تشخیص سفلیس
6 تست پاپ اسمیر
7- تغییرات طبیعی دوران بارداری در سه ماهه اول را نام ببرید؟

– خواب آلودگی
– احساس سنگینی در پستانها
– احساس سنگینی و پرشدن در لگن
– تکرّر ادرار
– افزایش ترشحات تناسلی
– تهوع صبحگاهی
– اختلالات گوارشی

8- علائم خطر دوران بارداری را نام ببرید؟
– احساس درد، درد زایمانی یا هر نوع درد لگنی و شکمی
– خونریزی و یا خروج هر نوع مایع
– ورم دستها و صورت
– سردرد شدید یا مداوم
– تاری دید
– تب و لرز
– سوزش ادرار
– استفراغ مداوم
– احساس کاهش حرکات جنین

9- مواردی که در دوران بارداری مورد تأکید قرار می گیرد را نام ببرید؟
1 تغذیه زن باردار
2 استراحت
3 استحمام
4 مراقبت از دندانها
5 لباس زن باردار
6 ورزش
7 مسافرت
8 مراقبت از پستانها
9 واکسیناسیون

10- چرا مادران در دوران بارداری واکسینه می شوند؟
همه مادران در دوران بارداری علیه بیماری کزاز واکسینه می شوند. این کار باعث ایمن شدن آنها و نوزادشان درمقابل بیماری کزاز خواهد شد.
11- آیا مادران باردار می توانند به مسافرت بروند؟
بارداری، مانعی برای مسافرت مادران نیست به شرطی که در هر حال دسترسی به امکانات پزشکی داشته باشند. چنانچه مادران مسیرهای طولانی را با اتومبیل طی می کنند بهتر است هر 2 ساعت یک بار از ماشین پیاده شوند و چند قدم راه بروند. در اواخر دوره حاملگی، مسافرتهای طولانی توصیه نمی شود و لازم است مادران، قبل از مسافرت با پزشک خود مشورت نمایند.

12- از چه مواردی در حاملگی باید پرهیز شود؟
1 مصرف هرگونه دارو و مواد شیمیایی
2عکسبرداری
3 مصرف دخانیات

13- چه عواملی باعث می شود دندانهای زنان باردار مستعد پوسیدگی شود؟
مادران باردار به علل مختلف در معرض پوسیدگی دندانها قرار دارند. کم شدن بزاق، تغییرات هورمونی و نوع تغذیه از آن جمله اند. لازم است خانمها به محض اطمینان از حامله بودن به دندانپزشک مراجعه نمایند تا لثه ها و دندانهای آنها معاینه شود.

14- حاملگیهای پر خطر را نام ببرید؟
1 حاملگی قبل از سن 18 و بعد از 35 سالگی؛
2 فاصله بارداری کمتر از 2 سال؛
3 حاملگی چهارم به بعد؛
4 مادری که قدش از 45 سانتیمتر کمتر باشد؛
5 مادری که وزن او قبل از بارداری کمتر از 38 کلیوگرم باشد؛
6 حاملگیهای چند قلو؛
7 سوء تغذیه مادر؛

8 سابقه سقط و زایمان مشکل در مادر؛
15- چه عواملی باعث تغییرات روحی و روانی در مادر باردار می شود و وظیفه اطرافیان در کمک به بهداشت روانی مادر باردار چیست؟
احساسات مادر نسبت به بارداری، همسر و نوزادش در این تغییرات مؤثرند. مسایل خانوادگی، وضعیت اقتصادی خانواده، روابط حاکم بر خانواده نیز در این تغییرات، تأثیر دارند. تغییرات هورمونی دوران بارداری نیز به بروز این حالات کمک می کنند. تمام این عوامل دست به دست هم داده، ممکن است مادر باردار را زودرنج، کم حوصله و عصبی نمایند.

در این حال وظیفه اطرافیان و مخصوصاً شوهر، بسیار مهم و کمک کننده است. آنها با ایجاد جوی عاطفی و صمیمی می توانند باعث ایجاد اعتماد به نفس در زن باردار شده، فضا و محیطی آرامش بخش در خانواده ایجاد کنند تا مادر، این دوران را با سلامتی و اطمینان طی نماید.
بهداشت زایمان و پس از زایمان

1- زایمان را تعریف کنید؟
به مجموعه مراحلی گفته می شود که در طی آن نوزاد، جفت و پرده های جنینی از کانال زایمانی خارج می شوند. زایمان با دردهای زایمانی شروع می شود، با ولادت نوزاد ادامه می یابد و با خروج جفت پایان می پذیرد.
2- مرحله اول زایمان را توضیح دهید؟
مرحله اول، بازشدن رحم است که ممکن است از چند ساعت تا دو روز طول بکشد. علت بازشدن دهانه رحم انقباضات رحمی است. این انقباضات سبب دردهای زایمانی می شوند. در آغاز مرحله اول، فاصله دردهای زایمانی در حدود 15 دقیقه و مدت هر درد چند ثانیه است. در این مرحله کیسه جنینی که محتوای مایع آبکی است خود به خود با دست پزشک یا ماما پاره می شود و مایعی که جنین در آن شناور است جاری می گردد.

3- مرحله دوم زایمان را توضیح دهید؟
مرحله دوم زایمان، جریان واقعی تولد است که ممکن است از ده دقیقه تا یک ساعت و نیم طول بکشد. در این مرحله است که نوزاد از بدن مادر خارج می شود و زندگی مستقل خود را آغاز می کند.

4- اپی زیوتومی به چه منظور صورت می گیرد؟
در بعضی از زایمانها، به علت اینکه عضلات اطراف مهبل سفت هستند، مرحله دوم زایمان طولانی می شود؛ در این صورت پزشک برای جلوگیری از وارد آمدن فشار بر سر جنین و تسریع زایمان، مجرای زایمان را با قیچی می برد تا مجرای زایمانی وسیعتر شده، سر کودک به راحتی خارج شود. این عمل را اپی زیوتومی می گویند. با خروج نوزاد، محل بریده شده را با نخی که خود به خود جذب می شود، می دوزند.

5- مرحله سوم زایمان را توضیح دهید؟
پس از به دنیا آمدن نوزاد، در مرحله دوم، انقباضات رحمی خفیفتر می شود و مادر احساس کاهش درد و آرامش می کند. این انقباضات خفیف تا خروج جفت ادامه می یابد. جفت، معمولاً به طور خود به خود از جدار رحم جدا شده تا نیم ساعت بعد از تولد نوزاد، خارج می شود. گاه لازم است جفت را با مالش روی شکم یا به کمک دست، خارج کرد.

6- سزارین چیست؟ در چه مواقعی سزارین بر زایمان طبیعی برتری دارد؟
نوعی عمل جراحی است که طی آن با بریدن جدار شکم و رحم، نوزاد بیرون آورده می شود. هنگامی که اندازه سر نوزاد با لگن مادر هماهنگ نباشد یا لگن مادر در قسمتی بیش از حد تنگ باشد همچنین در مواقعی که جنین وضعیت غیرطبیعی داشته باشد، لازم است زایمان با روش سزارین انجام شود.
7- دوران نقاعت بعد از زایمان چه دورانی است و چه قدر به طول می انجامد؟
دوران نقاهت پس از زایمان به6 تا 8 هفته اول بعد از زایمان گفته می شود که در طی آن تغییرات فیزیکی و فیزیولوژیک ایجاد شده بر اثر بارداری برگشت می کند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بیمارستان امداد با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بیمارستان امداد با word دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بیمارستان امداد با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله بیمارستان امداد با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله بیمارستان امداد با word :

واحد پذیرش :
( پذیرش درواقع ورودی اصلی بیمارستان است و كانال ارتباطی بین مصرف كننده خدمات و ارائه دهنده‌خدمات برقرار می كند . و در واقع پذیرش عبارتست از بیان اجازه ای كه طبق آن بیمار می تواند از خدمات درمانگاهیی و یا تخت بیمارستانی استفاده می نماید .

پذیرش بیمار به 2 صورت عادی و اورژانس انجام می گیرد . كه قسمت پذیرش عادی به دو بخش تقسیمی می گردد :
1- پذیرش سرپایی ( درمانگاه ) OUTpation
2- پذیرش بستری یا پذیرش بیمارستانی یا پذیرش خدمات پرستاری inpetient

بیماران عادی اولین جایی كه مراجعه می كنند درمانگاه است و توسط پزشك ویزیت می شوند و به صورت سرپایی درمان می شوند اما اگر پزشك تشخیص به بستری شدن را داد بیمار به واحد پذیرش مراجعه می كند و اگر تخت بود بیمار در بخش بستری می شود كه بستری نیز به دو نوع تقسیم می شود بستری Urgget یا فوری كه سریع باید بستری شوند و بستری electire ( انتخابی ) كه وقفه در بستری آنها مشكلی ایجاد نمی كند .

پذیرش به شكل اورژانس به این صورت كه بیمار مستقیما” به پذیرش اورژانس مراجعه می كند و به درمانگاه نمی رود و باید سریعا” تحت درمان قرار گیرند مثل شكستگی ها ، تصادفات و 000 بیمارانی كه به صورت اورژانسی پذیرش می شوند بعد از 24 ساعت دیگر نمی توانند در بخش اورژانس باشند و باید به بخش بروند و یا مرخص شوند و یا در صورت نبود امكانات به بیمارستان دیگر اعزام شوند )

مراحل پذیرش بیمار در بیمارستان :
1- دریافت دستور بستری
2- تعیین وقت بستری
3- تنظیم برگ پذیرش در چهار برگ
4- درخواست سوابق قبلی در صورت داشتن سابقه ( توسط پذیرش ) .

5- ثبت دقیق مشخصات در دفتر پذیرش
6- الصاق مشخصات بیمار در تابلو نمودار تخت
7- تنظیم اوراق پرونده و اعزام بیمار به بخش مربوطه
8- الصاق سایر اوراق پرونده به آن و تنظیم اوراق طبق روال كار بخش .
9- تحویل بیمار و پرونده او به كادر پرستاری .

انواع پذیرش :
واحد پذیرش به دو صورت باز و بسته می باشد . كه در پذیرش باز بیمار تنها نمی باشد و اطرافش افراد زیادی هستند كه با توجه به محرمانگی اطلاعات این نوع پذیرش خوب نیست . در پذیرش بسته بیمار به یك اتاق وارد شده و اطلاعات هویتی را به متصدی پذیرش اعلام می كند .
وسایل مورد نیاز :
1- لوازم اداری و دفتری
2- دفتر پذیرش
3- دفتر تعیین وقت بیماران

4- دفتر ثبت مشخصات بیماران فوت شده
5- تابلو نمودار تخت
6- ماشین تایپ و كامپیوتر
7- منشور حقوق بیمار
پذیرش دربیمارستان امداد :
بیمارستان امداد یك پذیرش دارد و پذیرش به صورت بسته می باشد یعنی بیمار در یك اتاق پذیرش می شود در هنگام پذیرش پس از ثبت مشخصات بیمار در كامپیوتر و پرینت فرم پذیرش و خلاصه ترخیص ، این فرم به همراه تمام اوراق پرونده در پوشه گذاشته می شود و به بیمار تحویل داده می شود . در ضمن شماره پرونده و نام بیمار در تمام اوراق نوشته می شود در واحد پذیرش اگر بیمار الكتیو مراجعه كند ابتدا برای او تعیین هزینه و جا می شود ولی اگر بیمار اورژانسی باشد تعیین هزینه و تعیین جا نمی شود اگر بیمار پذیرش مجدد داشته باشد .

به عبارتی دفعه دوم یا بیشتر باشدكه می خواهد بستری شود همان شماره پرونده قبلی بستری اش به او داده می شود كه شماره پذیرش قبلی در كارت ترخیص كه توسط بخش به او داده شده نوشته شده است . و در بایگانی هم پرونده او در همان پرونده قبلی اش جایگذاری می شود .

اگر بیمار اورژانس باشد پزشك همان روز بیمار را ویزیت می كند و در صورت نیاز بیمار او را بستری می كنند كه برای پذیرش بیماران بستری فقط نام و نام خانوادگی او از وی گرفته می شود و در صورت وجود همراهی آدرس و مشخصات دیگر نیز گرفته می شود اگر بیمار همراهی نداشته باشد سعی می كنیم از كارت شناسایی كه همراه بیمار است در جیبش قرار دارد مشخصات او را به طور درست و دقیق یادداشت كنیم .
اگر بیمار نتوانست نامش را بگوید و یا كارت شناسایی هم همراهش نبود در این صورت با نام مجهول الهویه پرونده را سریعا” تشكیل می دهیم . اگر بیماری مراجعه كند و شماره پرونده اش را فراموش كرده باشد .
با استفاده از كامپیوتر و كلید می توانیم بفهمیم كه آیا در این بیمارستان قبلا” بستری بوده است یا نه كه اگر بستری بوده باشد شماره پرونده اش را پیدا می كنیم همان شماره را به پرونده جدیدش اختصاص می دهیم . در پذیرش به بیماران قبض و رسید نیز داده می شود كه این قبض و رسید بیشتر برای بخیه در درمانگاه ، برای ویزیت پزشك و یا برای رادیوگرافی داده می شود . در این واحد حتما”‌ ساعت پذیرش بیمار نوشته می شود چون از لحاظ موارد قانونی خیلی مهم تلقی می شود .

اگر بیمار تصادفی باشد مشخصات شخص راننده نیز در كامپیوتر ثبت می شود در مورد اخذ رضایت از بیمار در واحد پذیرش به این صورت عمل می كردند كه اگر بیمار به سن قانونی رسیده باشد از خود او رضایت می گیرند اگر بیمار به سن قانونی نرسیده باشد از پدر او رضایت می گیرند ( كه البته ما شاهد بودیم كه از عمه كودك نیز رضایت گرفته شد ) . اگر بیمار هوشیار نباشد در پرونده قید می شود كه در بخش بعد از بهبودی نسبی از بیمار رضایت گرفته شود . اگر بیماری ضربه به سرش وارد شده باشد و هوشیاری نداشته باشد رضایت گرفته نمی شود . و پزشك هم هیچگاه بدون رضایت بیمار ، اقدام به عمل نمی كند مگر اینكه بیمار اورژانسی باشد و قادر به رضایت دادن نباشد در این صورت سریعا” در بخش نامه ای به مدیریت دادگستری داده می شود و مسئولیت از پزشك و بخش مربوطه سلب می شود .

معایب واحد پذیرش :
1- نبود نیروی انسانی متخصص
2- استفاده نشدن سیستم HIS
3- نبود منشور حقوق بیمار در پذیرش
4- نگرفتن كارت شناسایی یا شناسنامه از بیمار برای ثبت دقیق مشخصات حتیبرای

بیمار الكتیو .
5- استفاده نكردن از تابلو نمودار تخت
6- استفاده نكردن از دفتر پذیرش
7- رفتار نادرست با بیماران و همراهیان و راهنمایی نكردن صحیح آنها .

واحد مدارك پزشكی :
( مدارك پزشكی عبارت است از كلیه اوراق و مداركی كه به ضرورت خدمات پزشكی و پیراپزشكی در یك مركز پزشكی ، بیمارستان و یا درمانگاه و غیره تهیه و به ترتیب تاریخ و به نحو قابل دسترسی نگهداری می گردد تا در موقع لزوم به منظور معالجات بعدی بیمار ، آمار ، تحقیقات و آموزش و بررسی خدمات داده شده از لحاظ كیفی و كمی مورد استفاده قرار گیرد این اوراق مؤید و ضامن معالجات و معاینات انجام شده بود. و در مراحل مختلف جوابگو هستند . )

( یكی از وظایف مهم واحد مدارك پزشكی ، جمع آوری مدارك پزشكی می باشد .
جمع آوری به معنای مرتب كردن اوراق و مدارك پزشكی در یك مجموعه خاص بعد از ترخیص بیمار می باشد . این جمع آوری زمانی انجام می شود كه بیمار از بیمارستان مرخص شود . اوراق مدارك پزشكی پس از ترخیص از بخش پرستاری به واحد ترخیص جهت محاسبات هزینه ای ارسال شده و سپس به واحد مدارك پزشكی ارسال می شود . كه بعد از عمل جمع آوری در واحد مدارك پزشكی عمل تنظیم پرونده انجام می گیرد كه هدف از این كار این است كه بهترین اطلاعات را برای كسانی كه كار مراقبت از بیمار را به عهده دارند در اسرع وقت در اختیار آنان قرار دهیم كه اوراق پزشكی در هر بیمارستان براساس یك نظم خاص مرتب می شوند این اقدام براساس نیاز تیم پزشكی و سایر كارمندان است كه تنظیم پرونده به دو صورت مختلط و مقطعی انجام می گیرد ) 

ترتیب تقدم اوراق لازم در پرونده بیمار به صورت زیر می باشد :

1- برگ پذیرش و خلاصه ترخیص
2- برگ خلاصه پرونده
3- برگ شرح حال
4- برگ درخواست مشاوره
5- برگ سیر بیماری
6- برگ مراقبت قبل از عمل
7- برگ بیهوشی
8- برگ گزارش عمل جراحی
9- برگ مراقبت بعد از عمل

10- برگ دستورات پزشك
11- برگ گزارش پرستار
12- برگ نمودار علائم حیاتی
13- برگ كنترل علائم حیاتی
14- برگ گزارش رادیولوژی
15- برگ گزارش آزمایشگاه
16- برگ گزارش
17- برگ الصاق الكتروكاردیوگرام
18- برگ جذب و دفع مایعات

شرح وظایف مسئول مدارك پزشكی
1ـ مدیریت اداره مدارك پزشكی مهمترین وظیفه وی بوده كه در این خصوص در توكیولینگ وظیفه مدیر را در هفت مرحله تحت عنوان Ppsdcorb معرفی می نماید كه عبارتند از :
ب‌- سازماندهی
ج‌- استخدام پرسنل
د‌- رهبری كردن
هـ- هماهنگی
و‌- گزارش دهی
ی‌- تنظیم بودجه

2ـ تجزیه و تحلیل علمی و ارزیابی مدارك پزشكی
3ـ پاسخگویی به مراجعین
4ـ توسعه مدارك پزشكی ( فضا ، امكانات ، نیروی انسانی )
5ـ كسب خط و مشی و دستورالعمل های لازم از مقامات بالا
6- نظارت در بایگانی پرونده های بیماران به طور دقیق و منظم
7ـ ارسال پرونده های بیمارانی كه در بخش بستری هستند
8ـ نظارت درجمع آوری پرونده های بیماران معالجه شده و تعقیب بازگشت پرونده های در جریان
9ـ كوشش در حفظ اطلاعات و اسرار بیماران و عدم افشای آن مگر با اجازه شخصی بیمار یا سایر مقامات صلاحیت دار .

10ـ شمارش صفحات پرونده قبل از ارسال و هنگام تحویل گرفتن به منظور حصول اطمینان از كامل بودن آن .
11ـ برنامه ریزی فعالیت های افراد تحت نظارت به منظور حصول حداكثر كارایی و سرعت در توزیع و بایگانی پرونده های پزشكی .
12ـ شمارش نمودن نامه ها و مدارك جدید و ضبط آنها در پرونده های مربوطه .

اهداف مدارك پزشكی:
1- به عنوان اساس برنامه ریزی و اطمینان از ادامه مراقبت از بیمار
2- به عنوان ابزار ارتباطی بین پزشكان و دیگر كاركنانی كه در امر رماقبت از بیمار سهیم می باشند.
3- جهت تهیه مدارك مستند از جریان بیماری و درمان بیمار
4- به عنوان اساس مطالعه، بررسی و ارزشیابی
5- جهت كمك و پشتیبانی قانونی از بیمار، بیمارستات و كاركنان مشمول
6- جهت تهیه اطلاعات آماری
7- آموزش و پژوهش

واحد مدارك پزشكی در بیمارستان امداد :
در واحد مدارك پزشكی امور مربوطه به مرتب سازی پرونده ، كدگذاری ، ثبت كامپیوتر پرونده ، ثبت پرونده در دفتر پذیرش و ترخیص جوابگویی به نامه های پزشكی قانونی و دادگاه انجام می گیرد . بایگانی رادیولوژی نیز در بخش مدارك پزشكی می باشد ) .

بعد از ترخیص بیمار پرونده توسط منشی بخش به این واحد آورده می شود در هنگام تحویل پرونده اوراق پرونده به دقت بررسی می شود و به تعداد مهر CTS عكس تحویل گرفته می شود و در صورت بی نقص بدون پرونده ، مسئول واحد مدارك پزشكی پس از ثبت شماره پرونده ، تاریخ ارسال پرونده در دفتر ترخیص پرونده را به امور مالی می فرستد . پرونده پس از ارسال به طور مالی باید بعد از 24 به واحد مدارك پزشكی بازگردد . كنترل این امر توسط دفتر ترخیص انجام می گیرد كه در صورت برگشت پرونده در دفتر ترخیص جلوی شماره پرونده مربوط تیك زده می شود . گاهی اوقات فراموش می شود كه جلوی شماره پرونده تیك زده شود در این صورت هر چند وقت یك بار به بایگانی مراجعه می شود شاید پرونده آمده باشد و به واحد بایگانی و انتقال داده شده باشد .

یكی دیگر از دفاتری كه در این واحد می باشد دفتر پذیرش است كه از سال 78 مورد استفاده قرار گرفته است . البته این دفتر باید در واحد پذیرش باشد اما به علت ازدحام در واحد پذیرش این دفتر در واحد مدارك پزشكی گذاشته شده است . كه این دفتر پذیرش در واقع جایگزین كارت اندكس الفبایی شده است . در گذشته از كارت اندكس الفبایی استفاده می شد كه براساس حرف اول نام خانوادگی مرتب می شدند و گاهی اوقات نیز بر حسب سن در واحد بایگانی مرتب می شدند اما امروزه كارت اندكس حذف شده است و به جای آن از دفتر پذیرش استفاده می شود كه البته همان مشخصات كارت را دارد چند سال است كه به جای دفتر پذیرش از كامپیوتر استفاده می شود ، اما چون ممكن است برای كامپیوتر مشكلات فنی ایجاد شود در كنار آن از دفتر پذیرش هم استفاده می شود . دفتر پذیرش شامل فیلدهای شماره پرونده – نام ، نام خانوادگی ، تاریخ پذیرش و نام پدر می باشد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله سرما خوردگی – پیشگیری ودرمان با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سرما خوردگی – پیشگیری ودرمان با word دارای 5 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سرما خوردگی – پیشگیری ودرمان با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله سرما خوردگی – پیشگیری ودرمان با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله سرما خوردگی – پیشگیری ودرمان با word :

سرماخوردگی یكی از انواع بیماری های بخش فوقانی دستگاه تنفس می باشد كه به صورت التهاب و تحریكات ناحیه بینی و گلو مشخص می گردد. هر فرد حداقل چند بار سرماخوردگی را در زندگی خویش تجربه می كند و هر گروه سنی نیز می تواند به این بیماری مبتلا گردد. كودكان پیش دبستانی بین 6 تا 10 بار در سال به این بیماری دچار می شوند. این عدد به نسبت تماس آنها با افراد بیشتر می تواند افزایش یابد، و به خصوص كودكانی در مهدكودك ها و یا مراكز دیگری كه كودكان به صورت گروهی به سر می برند، بیشتر به چشم می خورد. افراد بالغ كمتر سرما می خورند و ابتلای آنان به سرماخوردگی حدود یك بار در سال است. اگرچه سرماخوردگی ساده به علل و عوامل مختلفی بستگی دارد، ولی انواعی از علایم شناخته شده آن با شدت و دوره های مختلف بروز می كند. به هر حال به استثنای كودكان، هر فردی كه دچار سرماخوردگی می شود، به سادگی می تواند علایم آن را بشناسد و خود آن را تشخیص دهد. سرماخوردگی ها خود به خود بهبود می یابند، ولی همین سرماخوردگی ساده قادر است مشكلات خطرناكی را برای برخی از افراد ایجاد نماید.

بیماری سرماخوردگی از شش خانواده ویروسی اصلی با بیش از 200 نوع سروتیپ ناشی می شود. رینوویروس ها كه مسؤول بیش از 30 درصد تمام سرماخوردگی ها می باشند، خود بیش از 100 نوع سروتیپ دارند. احتمالا یكی از دلایل این كه تا به حال تهیه و تولید یك واكسن مؤثر ضد سرماخوردگی معمولی امكان پذیر نبوده است، مربوط به تعداد زیاد سروتیپ های ویروس ها بوده است. كوروناویروس كه سروتیپ های متعددی دارد، دومین علت اصلی سرماخوردگی است، در حالی كه سایر ویروس ها مانند: آدنوویروس ها، آنفلوانزا، پاراآنفلونزا و ویروس سن سی شیال تنفسی (RSV) مسؤول بقیه موارد بیماری سرماخوردگی می باشند. RSV بیشتر در كودكان كمتر از 4 سال با برونشیولیت، اسپاسم حنجره، سرفه و التهاب راههای تنفسی همراه است. آنتروویروس ها (كوكساكی A و B و اكوویروس) یكی دیگر از علل سرماخوردگی هستند كه گاهگاهی بیماری را باعث می شوند.

فعالیت ویروس ها با تغییر فصل ممكن است تغییر كند: مثلا رینوویروس ها در اوایل پاییز و اواخر بهار فعال بوده و به وفور باعث ابتلا به بیماری می شوند. كوروناویروس ها، RSV و آدنوویروس ها در زمستان و بهار بیشتر وجود دارند. ویروس پاراآنفلونزا تیپ 1 و 2 در پاییز و پاراآنفلوانزا تیپ 3 در انتهای بهار بیشتر فعال هستند. رینیت، آب ریزش، احتقان بینی، عطسه، گلودرد و سرفه در اغلب بیماران اتفاق می افتد و علاوه بر این، علایم دیگر شامل تب، سردرد، دردهای عضلانی و حال عمومی بد نیز گریبانگیر بیمار می شوند. در جدول 1 فراوانی رخداد هر یك از علایم با علت اصلی آن مورد بررسی قرار گرفته است.
احتمالا تنها خبر مثبت راجع به سرماخوردگی این است كه خود به خود بهبود می یابد و علایم آن به طور معمول در حدود 3 تا 7 روز طول می كشد. با وجود این برخی از انواع سرماخوردگی ها ممكن است تا 2 هفته یا بیشتر دوام یابد.

گاه علایم بیماری های توأم با سرماخوردگی مسؤول مخارج هنگفت در بودجه عمومی كشور می باشد، به طوری كه مخارج مستقیم آن در آمریكا به حدود 15 میلیارد دلار در سال تخمین زده شده است، ولی به طور غیر مستقیم نیز حدود 9 میلیارد دلار هزینه می شود. مخارج مربوط به داروها و یا درمان هایی كه برای تسكین علایم سرماخوردگی به كار می رود، به حساب مخارج مستقیم گذاشته شده است. باید گفت كه هیچ معالجه قطعی برای این بیماری موجود نیست. اكثر انواع سرماخوردگی ها خود به خود و بدون مصرف دارو بهبود می یابند، ولی یك گروه از پزشكان متخصص خانوده گزارش كرده اند كه 15 درصد از بیماران مراجعه كننده به ایشان یك هفته از ماه ژانویه را دچار سرماخوردگی بوده اند. نیمی از بیماران به خاطر درگیر بودن با سایر عوارض مربوط به سرماخوردگی به پزشك مراجعه كرده بودند و حدود 32 درصد از آن ها هم در نتیجه خود درمانی علایم بیماری، دچار مشكل شده بودند.

بودجه ای كه به طور غیر مستقیم در نتیجه این بیماری به هدر می رود، مربوط به از دست رفتن وقت كاری و كاهش تولید در كارخانجات مختلف به علت مرخصی كاركنان و كارگران مبتلا به بیماری سرماخوردگی بوده است. آقای Smith و همكاران یك كاهش كلی را در سطح آگاهی و دقت در كارهای فكری در نتیجه سرماخوردگی مشاهده كردند و نشان دادند كه در نتیجه اختلال عمل پسیكوموتور توسط رینوویروس ها و كوروناویروس های عامل سرماخوردگی، زمان واكنش فرد آهسته می شود.

انتقال و پیشگیری در جریان ابتلای فرد به بیماری سرماخوردگی وقایع مختلفی می توانند انتقال ویروسی این بیماری را تسهیل نمایند. دوره كمون این بیماری معمولا از 48 تا 72 ساعت طول می كشد. در طول این زمان شخص هیچ گونه علایمی از خود نشان نمی دهد. در سرماخوردگی هایی كه به طور تجربی در افراد داوطلب ایجاد شده بود، نشان داده شد كه اكثر رینوویروس ها پوشش خود را از دست داده و در عبور از بینی از طریق اتصال به یك مولكول چسبنده به نام (ICAM) وارد سلول می گردند. گشاد شدن عروق و افزایش قابلیت نفوذ عروقی، تولید ترشحات مخاطی را كه محتوی ویروس ها، پروتئین های سرم و دیگر مواد اضافی سلولی است، افزایش می دهد. این تغییرات موقتی بوده و باعث نكروز سلولی و یا آسیب های مخاطی به دنبال بیماری نمی شود. سی تی اسكن از مجاری بینی افراد فوق الذكر، این یافته ها را تأیید نموده است. میانجی های التهابی مانند هیستامین، كینین

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله پرورش شتر مرغ – تغذیه با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله پرورش شتر مرغ – تغذیه با word دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله پرورش شتر مرغ – تغذیه با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله پرورش شتر مرغ – تغذیه با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله پرورش شتر مرغ – تغذیه با word :

تعریف خوراک
خوراک به موادی گفته می شود که پس از خورده شدن توسط حیوان هضم، جذب و مورد استفاده قرار گیرند و همچنین آن بخش از غذا را که توسط حیوان مورد استفاده قرار می گیرد مواد مغذی می گویند .
در شترمرغ نیز مانند سایر دامها،تغذیه حدود 80-70 % هزینه پرورش را در بر می گیرد که البته با توجه به قابلیتهای بالای شترمرغ در استفاده از غذاهای فقیر و متنوع می توان تا حد زیادی از این هزینه ها را جبران کرد.با وجود گذشت بیش از یک قرن از پرورش شترمرغ اهلی هنوز اطلاعات چندان دقیقی از نیازهای غذایی این پرنده در دسترس نمی باشد.

شترمرغ ها بطور کامل علفخوار نیستند و در حیات وحش بخشی از خوراک آنها را حشرات، پستانداران کوچک مارمولکها و حتی گاهی تخم پرندگان تشکیل می دهند. شترمرغ ها قابلیت زندگی در مراتع فقیر را دارند و می توانند به راحتی در مکانهایی که گاو و حتی گوسفند قادر به زندگی نیستند، خوراک مورد نیاز خود را تهیه نمایند.
مطالعات انجام گرفته بر روی شترمرغ ها نشان می دهد که آنها قادرند حجم بالایی از الیاف خام را گوارش نمایند.
مسیر حرکت غذای مصرفی در شترمرغ ها بدین صورت است که خوراک ابتدا از مری به پیش معده رفته و گوارش اولیه بوسیله شیره معدی انجام می گیرد، سپس این خوراک از یک منفذ بزرگ وارد معده ماهیچه ای (سنگدان) می گردد و در آنجا غذا با کمک سنگریزه ها به قطعات کوچکتر خرد می گردد (مشابه عمل دندان در سایر جانوران) سپس غذا وارد روده کوچک شده و با اضافه شدن ترشحات روده ای خصوصاً لوزالمعده، مواد مغذی جذب می گردند

همچنین فعالیتهای تخمیری که توسط باکتریها و در روده کور و بزرگ انجام می گیرد شترمرغ را قادر می نماید که از مقادیر بالای فیبر در غذا استفاده نماید.
در حقیقت وقتی ما در مورد تغذیه شترمرغ صحبت می کنیم، از تغذیه یک حیوان با آناتومی منحصر به فرد و در نتیجه توانایی هایی خاص صحبت می نماییم. از آنجا که شترمرغ بزرگترین پرنده روی زمین است این اندازه بزرگ بر روی قابلیت سازش پذیری آن با آب و هوای منطقه تاثیر بسیار زیادی می گذارد. همچنین این جثه بزرگ مشخص کننده یک ضریب رشد سریع در زندگی او می باشد. تخمیر خوراک خورده شده در این پرنده در روده بزرگ صورت می گیرد نه چینه دان (شترمرغ چینه دان ندارد) و احتمالاً دمای بالای موجود در حفره بدن به تخمیر اولیه و نیز جذب اسیدهای چرب با زنجیره کوتاه در فرآیند preventi calus کمک می کند .
سنگدان ماهیچه قوی این پرنده دارای لایه داخلی نرم بوده و برای سایش دانه های بسیار سخت مناسب نیست اما در مورد کاهش سختی فیبر کار آمد می باشد.

بزرگترین قسمت روده، روده کور rectocolomبالایی هستند که دارای حفره های بزرگ و گسترده ای برای تخمیر می باشند و این امر باعث می گردند که شترمرغ سلولز را با همان کیفیت نشخوار کنندگان هضم و گوارش نماید. علاوه بر اینها استفاده از خوراک با فرمولاسیون ویژه و کنترل شده و به اصطلاح بالانس و همچنین کاشت مواد مورد مصرف در جیره این حیوان می تواند تا حدود زیادی در کاهش هزینه های تغذیه موثر باشد.

ضریب تبدیل غذائی در شترمرغها
آنچه در مورد تغذیه شترمرغها مهم است این موضوع است که شترمرغ ها توانایی ژنتیکی دارند که آنها را قادر می سازد با بکارگیری سطح کمی از خوراک مصرفی به ماکزیمم حد رشد خود در طول مراحل گوناگون زندگی دست یابند. بطور خلاصه شترمرغ ها ضریب تبدیل غذایی خوبی دارند ، خصوصاً تا سن 60 ماهگی که همه تاکید بایستی دربدست آوردن حداکثر FCR در این مرحله باشد .
در سن شش ماهگی کمترین وزنی که پیشنهاد می گردد حدود 70 کیلوگرم است و بایستی توجه داشت که پس از این سن کاهش چشمگیری در FCR رخ خواهد داد .

عوامل موثر بر جریان های تغذیه ای
1 ) بکارگیری یا عدم بکارگیری کارشناس دامپروری متخصص در امر تغذیه
2 ) سن بازار دهی پرندگان کشتاری
3 ) سن و ترکیب گله مادر
4 ) نوع آب و هوای منطقه
5 ) عوامل مدیریتی و نوع مدیریت اعمالی در مزرعه
6 ) قابل دسترس بودن مواد مورد نیاز
7 ) قیمت مواد اولیه در دوره های مختلف تغذیه
8 ) کیفیت مواد اولیه مورد استفاده

باید توجه داشت که حتی ترکیبات خاک منطقه و مواد خوراکی که احتمال دارد به طور اتفاقی و خارج از برنامه توسط پرنده مصرف گردند می توانند تا حدودی در اعمال یک برنامه تغذیه ای موفق دخیل باشند.

ترکیبات خوراک در شترمرغ
بطور کلی دو ترکیب مختلف را می توان در تغذیه شترمرغ عنوان نمود:
1 ) قسمت علوفه ای مانند: یونجه و شبدر که در سنین مختلف از 60-10 % جیره را شامل می گردد.
2 ) قسمت کنسانتره مرکب از موادی نظیر: گندم، جو، ذرت، سویا، کنجاله ها، سبوس، مواد معدنی و ویتامینه و موادی از این قبیل که در سنین گوناگون 90 -40% کل جیره غذایی را تشکیل می دهد و در حقیقت قسمت مغذی جیره به شمار می رود.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله سلامتى تن و روان با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سلامتى تن و روان با word دارای 172 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سلامتى تن و روان با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله سلامتى تن و روان با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله سلامتى تن و روان با word :

مقدّمه
آنچه در كتاب حاضر آمده، حداقل معارفى است كه براى رسیدن به یك راه و رسم مشخص در زندگى مورد نیاز است.
انسان، كه نقطه اوج آفرینش است، باید راه و رسم رسیدن به مقام اصلى خود را بداند و براى رسیدن و شدن تلاش كند.
كتاب حاضر، این راه و رسم را نشان مىدهد تا ان شاء الله در عمل نیز به آن رسیم.

لازم به ذكر است كه در این كتاب، سعى شده است تا حتى الامكان، اصالت و خلوص نوشتهها طورى باشد كه از هرگونه كجفهمى و انحراف به دور باشد و در نتیجه، خواننده نیز به بصیرتى در پناه نور و خلوص دست یابد.
بنابراین، از هیچ نوع گرایش خاصّى، جز شرع و عقل و منطق پیروى نشده است.
همچنین، سعى شده است تا جایى كه در توان بوده، از مشهورترین آیات قرآنى، احادیث، اشعار، سخنان ائمّه و اولیا، استفاده شود و بنابراین، توصیه مىشود در خواندن كتاب، حوصله داشته باشیم و چند بار آن را بخوانیم و با آن مأنوس شویم و حتى الامكان به نوشتهها تسلط یابیم و بیشتر جملات را حفظ كنیم; چرا كه مطالب كتاب، بیشتر مطالب فطرى و قلبى است و كمتر به مسائل ذهنى پرداخته است و بحثهاى فطرى و عقلى رسیدن و شدن هستند، نه ذهنیات و اطلاعات صرف.

از این رو، توصیه مىشود كتاب را به عنوان سرگرمى و با سرعت نخوانیم، بلكه با حوصله، دقت و صرف وقت و به تكرار بخوانیم و سرانجام به پیاده كردن مطالب آن در زندگى روزمره بپردازیم تا ان شاء الله به هدف اعلاى حیات دست یابیم.
فصل نخست : شناخت انسان
انسان از تن، نفس و روان به وجود آمده است.
تن:
وجه مادى انسان است كه عین حیات نیست.
امّا وقتى كه روح به آن تعلق مىگیرد، دیگر مادّه صِرف نیست، بلكه كالبدى حیات یافته است كه با مادّه، تفاوتى اساسى دارد.
بعد از این كه روح به بدن ملحق شد، درست مانند دو آینه، مقابل یكدیگر قرار مىگیرند و به هم آمیخته مىشوند، و در این وضعیت، دیگر جسم و روح را از همدیگر جدا نمىدانیم.
درست است كه بدن و روح، جداى از هم بودهاند، اما وقتى به همدیگر تعلق مىگیرند دیگر نباید فكر كنیم كه بدن و روح، مثل مرغ در قفس تن است، بلكه روح با حقیقت مادّه، در هم مىآمیزد.

نفس:
مجموعهاى است كه ناشى از مجاور شدن روح با تن، به وجود مىآید و بیشتر، منظور ما در این كتاب، خواستهاى انسان در رابطه با تن و نفس است، و به عبارت دیگر، منظور، منِ مجازى است كه در فصل آینده از آن، بحث خواهد شد.

روان:
گوهر اصلى انسان است كه در مرحله نهایى خود، مىتواند حتى بدون ابزار یا واسطه (ى بدن) معنى داشته باشد و این، همان منِ اصلى است.
بنابراین، به نظر مىرسد كه انسان، سه مرتبه یا سه مقام دارد:

مقام اوّل:
مقام روح (= روان) كه قبل از دنیاست:
(لقد خلقنا الإنسان فى أحسنِ التّقوی
م)]كه[ براستى انسان را در نیكوترین اعتدال آفریدیم.
، كه وجه الهى انسان و مقام اصلى اوست.
مقام دوم:
مقام دنیوى و تنزل یافته و مادّى او، كه انسان در این مقام، در حجاب تن و نفس است.
مقام سوم:
مقامى است كه انسان باید به آن برسد و آن، مقام اصلى، یا مقام روح است.
فصل دوم: شناخت نفس و روان
1 ـ نفس و شئون آن
نفس، از دیدگاه تحلیل علمى، به سه جزء تقسیم مىشود:
نفس نباتى، نفس حیوانى و نفس انسانى.
نبات:
عبارت است از:
مادّه + نفس نباتى.
حیوان:
عبارت است از:
مادّه + نفس نباتى + نفس حیوانى.
انسان:
عبارت است از:
مادّه + نفس نباتى + نفس حیوانى + نفس انسانى.
(= ناطقه)این مراحل، در مورد انسان، شاید چنین مطرح شود كه نفس ناطقه انسانى، مراحل زیر را طى مىكند:
نفس نباتى (اوایل جنینى) و نفس حیوانى (اوایل زندگى) و سرانجام، نفس انسانى كه رسیدن به نفس ناطقه است و با كمك عقل، امكانپذیر است.
شئون نفس عبارتند از:
اوّل:
شئونى كه از طریق آنها، نفس با بیرون، ارتباط مىیابد كه همان حواس پنجگانه هستند.
دوم:
شئونى كه از طریق آنها، احساس از درون پیدا مىشود، كه همان وهم و خیال است.
(وهم، احساسى است كه در پناه عقل نباشد و خیال، احساس در پناه عقل را گویند.)
سوم:
عقل، كه قواى حسّى و خیالى را فرمان مىدهد.

قواى پنجگانه:
عبارتند از:
حسّ لامسه، حسّ بویایى، حسّ سامعه و حسّ باصره، كه با آنها، درك محسوسات خارجى انجام مىگیرد و در حقیقت، قواى نفس، در جلوه نازلهاند.
همچنین، اعتقاد دارند كه یك حسّ مشترك هم هست كه عبارت است از ادراكى كه محسوسات و فرآوردههاى حسّى به آن مىرسند و بنابراین، جامع و گردآورنده دیگر محسوسات است.
البته حسّ مشترك، حسّ ششم نیست، بلكه یك طبیعت مشترك میان حواس پنجگانه است و ادراك حواس پنجگانه، در آن تجمع مىیابند، و تجمع حواس است كه شیئى را به صورت برداشت واحد، تصور مىكند.
خلاصه این كه، جمع و نتیجه میان محسوسات را حسّ مشترك نامند.

وهم و خیال:
از محسوسات است و باعث درك معانى مىگردد و به عبارت دیگر، نیروى وهم و خیال، آمیزهاى از معنى و مادّه را تصویر مىكند.
در فصول آینده از وهم و خیال، بیشتر بحث مىشود.

عقل:
مراتبى گوناگون دارد و تمام شئون نفس (= حواس و وهم و خیال) را مىتواند تحت فرمان و نظارت خود درآورد.
اگر وهم و خیال و حواس، تحت نظارت و فرمان عقل نباشند، مشكلآفرین خواهند بود.
خلاصه مطلب این كه نفس، با حسّ ظاهر متحد مىشود كه همان نفس حیوانى است در حالى كه اگر نفس با وهم و خیال و یا با عقل متحد شود، آن را نفس انسانى نامند.
این مراتب نفس را حركت جوهرى نفس مىنامیم و در ذات نفس است و نفس براى ارتباط با بیرون از بدن، توسط شئون خود، این ارتباط را برقرار مىكند و باعث ایجاد ادراك مىشود كه ادراك، یك حالت غیر مادى است و در خیال واقع مىشود، و در حقیقت، در نفس یك حالت تصویرگیرى به وجود مىآید.

بنابراین:
نفس، جوهرى است كه در ذات و حقیقت خویش، قابلیت تحوّل، دارد و از احساس تا وهم و خیال و سرانجام تا عقل و در نهایت، تا عقل كلّ، مىتواند كمال یابد.
همان طور كه ما، در آینه ظاهر، مادّه را مىبینیم، در آینه وجودى (نفس)، نیز تصویرگرى داریم; یعنى آینه وجودى ما، مثل یك نوار، فیلمبردارى مىكند، اما مادام كه در مرحله صورت (= ظاهر) و حسّ بماند، نتیجه این انعكاس، مجازى خواهد بود، و این امر، همان برداشت در حسّ و وهم و خیال است (منِ مجازى، این جا مطرح مىشود); اما اگر تصویرگیریها در آینه وجودى ما (= نفس)، همراه و از روى عقل باشد، برداشت واقعى خواهد بود و سرانجام اگر در پناه عقل كلّ باشد، برداشت حقیقى و بینش حقیقى و نگاه اصلى خواهد بود.

انواع نفس
نفس امّاره:
یكى از جنبههایى كه در نفس انسان هست و مربوط به خودِ طبیعى است و تحت فرمان عقل نیست، همان نفس امّاره است.
این نام، در قرآن هم آمده و نفس امّاره، انسان را به بدیها سوق مىدهد، كه (انّ النّفس لامّاره بالسّوء).
]بىگمان، نفس به بدى امر مىكند.

[ این نفس، حتّى تحت تأثیر عقل جزئى، با شدتى بیشتر، در جهت ناصواب عمل مىكند.
خواست نفس امّاره، آرزوهاى ناصواب است و انسان را فریب مىدهد، مشغول مىكند، از حال بازمىدارد و قول آینده مىدهد.
نفس امّاره، پایگاه شیطان است.

نفس و شیطان هر دو یك تن بودهانددر دو صورت خویش را بنمودهاندآمال و آرزوهاى نفس امّاره پایانى ندارد; همچون آب شور كه هر چه بیشتر بنوشیم، عطش، فراوانتر مىشود.
دوزخ است این نفس و دوزخ اژدهاستكو به دریاها نگیرد كم و كاستهفت دریا را در آشامه هنوزكم نگردد سوزش آن حلق سوزتمام رذایل اخلاقى، در نفس امّاره شكل مىگیرد و ناشى از نفس امّاره است و بزرگترین پرستش را انسان براى نفس خود، كه صنم اكبر است، انجام مىدهد.
كسى كه مالك نفس خود نباشد، اگر همه دنیا را هم داشته باشد، به گوهر اصلى انسانى نخواهد رسید كه:

اللّهم أعوذبك من الشّرك الخفىّ.
النّفس هى الصّنم الأكبر.
أعدى عدوّك نفسك الّتى بین جنبیك.
و همین است كه گفتهاند، پیامبر گرامى، همواره در سجده مىفرمودند:
إلهى لا تكلنى إلى نفسى طرفه عین أبداً.
البته گفتیم كه دشمن برونى، شیطان، و دشمن درونى، نفس است.
اما حقیقت این است كه اگر نفس را در فرمان خویش درآوریم، شیطان نیز دستش كوتاه مىشود:
گر شود دشمن درونى نیستباكى از دشمن برونى نیستبنابراین، همیشه باید دعاى ما این باشد كه پروردگارا:
بازخر ما را از این نفس پلیدكاردش تا استخوان ما رسید

نفس مطمئنّه:
اگر نفس انسان، از شرور و آلودگیها پاك شود و در پناه عقل كلّى قرار گیرد، به نفس مطمئنّه تبدیل مىشود كه به تعبیر قرآن كریم:
(یا أیّتها النّفس المطمئنّه إرجعى إلى ربّك راضیّهً مرضیّهً)
كه نفس، تحت فرمان عقل كلّى و در جهت خدا قرار مىگیرد.

2 ـ منِ اصلى
منظور از «منِ اصلى»، گوهر اصلى انسانى، یا مقام روح است كه جلوهاى از ذات بارى تعالى است و یا آن چیزى است كه نشأت گرفته از روح است.
منِ انسان، یعنى خودِ انسان كه هست، و هستِ انسان، از هست خدا (به تجلّى) نشأت مىگیرد، و مجرّد است.
بنابراین، من، حد و زمان و مكان ندارد و مشمول مسائل مربوط به مادّه نیست.
من، توسط تن و حواس عمل مىكند و اینها، ابزارِ من هستند، و آثار من را نشان مىدهند.
براى مثال، در موردِ دیدن یا شنیدن، این دو، پرتوى از مناند كه با ابزار چشم و گوش مىبیند یا مىشنود.

امّا دقت كنیم كه من، مركزى به اسم دیدن یا شنیدن ندارد، بلكه من، بتمامه دیدن و بتمامه شنیدن است و در عین حال، دیدن، عین شنیدن است (و همین طور یدیگر شئون) و بین این دیدن و شنیدن، وحدت است، و شأنى (مث دیدن)، او را از دیگر یشئون (مث شنیدن)، بازنمىدارد.
خلاصه این كه مسأله حضور محض من، در همه شئون مطرح است.

ارتباط من، با عالم بیرونى به این صورت است كه آن مادّه، یا هر چه در بیرون ماست، در عالم خیال یا مثال، در درون ما تصویر مىشود و از این طریق، با عالم بیرون مرتبط مىشویم; ضمن این كه هیچ گونه اختلاطى با آن عالم بیرونى (= مادّه)، نداریم، و ما از آن منقطع هستیم و توسط این تصویرگیرى، با بیرون مرتبط مىشویم كه این برداشت نیز توسط من صورت مىگیرد.
اما، ما به غلط گمان مىكنیم كه در بیرون از من، حالتى وجود دارد، در حالى كه ما آن را در نزد خود ابداع كردهایم.
نتیجه این كه من، در موطن هر یك از شئونات و ادراكات (شنیدن، دیدن و 😉 جلوهاى مىیابد، یا اسمى مىشود، در آن شأن.
یعنى من، مىشود دیدن، شنیدن و ; .
این امر، چیزى جز حضور محض من، نیست.

از طرفى گفتیم كه من، تجلّى ذات حق است و هست من، نسبى و عین ربط با پروردگار است.
نتیجه این كه، من از یك طرف مىبیند و مىشنود و ; از یك طرف، تجلّى ذات حق است.
بنابراین، اگر منِ مجازى نباشد (حجابها نباشد) خدا، كه بصیر و سمیع است، او مىبیند و او مىشنود و ; .
اگر در این امر خیلى دقت كنیم، متوجه مىشویم كه معنى این حدیث كه:
«بنده من مىرسد به جایى كه من مىشوم چشم او، من مىشوم گوش او و; .»
یعنى چه.

و متوجه مىشویم كه اگر یكى از اولیاء الله بر سر سفرهاى بنشیند، اگر سفره، شبههناك باشد، دست او جلو نمىرود، یعنى چه.
و سرانجام در جهان هستى و در انسان، مىفهمیم كه این جهان و این انسان، هستانى هستند كه هستى آنها از اوست.
كاشكى هستى زبانى داشتىتا ز هستان پردهها برداشتىكه یكى هست و هیچ نیست جز اووحده لا شریك الاّ هوسیر در نفس خود و در عالم هستى، ما را به آیه مباركه رهنمود مىشود كه:
(سنریهم آیاتنا فى الآفاق وفى انفسهم، حتى یتبیّن لهم انّه الحق)
به زودى نشانههاى خود را در افقها ]ى گوناگون[ و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد كه او خود حقّ است.
آیا كافى نیست كه پروردگارت خود شاهد هر چیزى است؟!و جان كلام این كه، در حقیقت، ما محسوسات بیرون را توسط چشم، در من شهود مىكنیم (كه این چیزى جز خود را دیدن نیست) و همین حالت را در رابطه با عالم غیب داریم.

بنابراین، همه ادراكها از درون است و در من.
اما چرا عالم محسوسات را بهتر مىبینیم و عالم غیب را كمرنگ؟ زیرا ارتباط با عالم محسوسات، آسان، و جنس آن، از نوع كثرت است و ما نیز خود در وضعیت كثرت (= دنیازدگى و حالت ایندنیایى) هستیم و من را به این حالت كثرات، مشغول كردن، ما را از عالم غیب ـ كه حالت وحدت است ـ دور مىكند و این در حالى است كه عالم كثرت، هستنماست و در حقیقت، عدم است، و وجود حقیقى، همان عالم غیب و وحدت است.
(خدا)باید بدانیم كه بهترین دریچه ارتباط با حق، من است نه غیر آن و سیر در غیر و كثرت، یعنى در ذهنیات و منِ مجازى و سیر در منِ اصلى، یعنى سیر به طرف خدا.
بنابراین، باید مواظب باشیم كه آینه غیر نشویم، بلكه آینه حق (محلّ تجلّى حق) بشویم.

چرا كه عالم كثرات از سنخ ما نیست، در حالى كه عالم غیب و وحدت، از سنخ ما و عین ربط با منِ اصلى است.
از طرفى، من انسان، به هر چه توجه كند، با آن متحد مىشود و به آن مشغول یمىگردد.
مث اگر به تن توجه داشته باشد، با آن متحد مىشود و اگر به نفسانیات توجه كند، با آنها متحد مىشود و همین طور اگر به خدا توجه كند، الهى مىشود.
هر چه این، حالات و توجهات من به آن چیز مورد نظر، بیشتر شود، این اتحاد قویتر مىگردد، و در مورد توجه به خدا، هر چه بیشتر به او توجه كنیم، من، شدتى بیشتر و هستى بیشتر مىیابد; زیرا این امر، روشنتر شود.
توجه داشته باشیم كه موقع خواب، كه تعلق من به تن كمتر مىشود، در خواب، مثالى از خود مىبینیم، یا در موقع بیهوشى (در پزشكى و موقع عمل جراحى)، توجه من به تن كم مىشود و یا در موقع مرگ، این توجه قطع مىشود.

در آن دنیا نیز منِ انسان است كه زنده است و ظهور دارد و البته بدنِ آندنیایى مىبیند و مىشنود، اما ظهور این من در آن دنیا، بسته به نوع توجه او، در این دنیا و حالاتش در این دنیا، متغیّر است.
اگر تمام توجه و اهداف او در این دنیا، غرایز و دنیا و مادّیات و شهوات ونفسانیات باشد، در آن دنیا چیزى ندارد و در حقیقت، به صورت منِ مجازى شهود مىیابد.
اما اگر توجه او در این دنیا به عالم غیب و وحدت (خدا) باشد و دنیا و غرایز و خواستهاى تن و نفس را ابزار بندگى كرده باشد، ظهور آندنیایى من، به صورت منِ اصلى و مقام اصلى انسانى خواهد بود.
عاشق و معشوق را در رستخیزدو بدو بندند و پیش آرند تیزالمرء مع من احبّ.
هر كس با آن چیزى است كه آن را دوست دارد.

یولو أنّ رج یحبّ حجراً لحشر الله معه.
اگر كسى، سنگى را دوست داشته باشد، خدا او را با همان سنگ محشور مىكند.
در حالى كه در توجه به خدا مىفرماید:
( یحبّهم ویحبّونه)
خدا آنان را دوست مىدارد و آنان ]نیز[ او را دوست دارند.

اگر انسانى، به خدا توجه كند، و این توجه را افزون كند، منِ اصلى و هستىاش، شدت مىگیرد; چرا كه انسان از آن لحاظ كه هست، همه هستى را اشغال كرده و همه عالم از ملك تا ملكوت را دربرمىگیرد، اما خودش را در جایى حسّ مىكند كه به آن توجه دارد.
توجه به خدا چنان مىتواند شدت بگیرد كه انسان به جایى برسد كه خدا مىفرماید:
«بنده من به جایى مىرسد كه من مىشوم چشم او، من مىشوم گوش او و ; .»
و در این حال، انسان خدا نمىشود، بلكه خدا در انسان تجلّى پیدا مىكند.
در این توجه به خدا، انسان به لذت و ابتهاج و انبساط حاصل از انس با خدا و اطمینان خاطر دست مىیابد و سپس نفس مطمئنّه و راضیه و مرضیه.
در حقیقت، انسان، هست خود را به هست خدا متصل مىكند.

البته، این اتصال هست و محال است كه قطع شود و نمىتواند قطع شود; چرا كه خدا در حال تجلّى دایم و فیض دایم است، مهم این است كه ما با توجه به غیر او، از این ارتباط غافل نشویم و این ارتباط را كم نكنیم.
بندگى، این قرب و اتصال را فزون مىكند:
گر در طلب منزل جانى، جانىگر در طلب لقمه نانى، نانىاین نكته به رمز گویمت تا دانىهر چیز كه اندر پى آنى، آنىاساساً ارزش انسان، در تعلّق است كه دارد و حدّش، با تعلّق معیّن مىشود.
حال اگر تعلّق او، خداست، الهى مىشود و اگر حدّش، مادّه و حیوانیت است، مادّى و حیوانى مىشود.
طالب هر چیز اى یار رشیدجز همان چیزى كه مىخواهد ندیدبنابراین، اگر به حق توجه كنیم، حق با ما متحد و در ما جلوهگر مىشود و هر چه این توجه بیشتر باشد، تجلّى بیشتر است.
اما در توجه به غیر حق و مشغول شدن به غیر او ـ گر چه به طور موقت مشغول شویم و حتى لذت بریم ـ در نهایت، چون توجه به غیر حق، قوت جان ما نیست و قوت تن و نفس ماست، اقناع نمىشویم و سرخورده مىشویم، و ریشه همه نابسامانیهاى ما را باید در همین پى جست.
(اَمْ تحسب أنّ أكثرهم یسمعون أو یعقلون إنْ هُم إلاّ كالأنعام بل هم یأضلّ سبی)
یا گمان دارى كه بیشترشان مىشنوند یا مىاندیشند؟! آنان جز مانند ستوران نیستند، بلكه گمراهترند.
گر ز صندوقى به صندوقى روداو سمائى نیست، صندوقى بودذوق آزادى ندارد جانشانهست صندوق صور میدانشانمنِ اصلى، هر چه دریافت كند، عین روشنى است:
عاقلى گر خاك گیرد، زر شود و حتى:
جهل آید پیش او، دانش شود.

در منِ اصلى، در پناه نور و حق بسر مىبریم; در پناه نور و حق مىبینیم; در پناه نور و حق ارتباط برقرار مىكنیم; و سرانجام، بینش ما، در پناه نور و حق است و با روح و عصاره زندگى مرتبط مىشویم; با معانى و باطن امور برخورد مىكنیم، نه با نمودهاى سطحى و ظاهرى.
منِ اصلى، چشمهاى زاینده است در جان ما و كوثر است، دریاست، همه چیز است و اتصال به همه بىنهایتها.
انسان فارغ از قالبها، كه به چیزى شدن، چیزى بودن و چیزى داشتن نمىاندیشد، داراى حالات و كیفیات روحى و روانى خاصى است كه براى خود اوست و نمىخواهد آنها را به نمایش بگذارد و او براى خودش، كافى است (كه صاحب دل بداند آنچه حال است) و او، چیزى عمیق و زنده و متحرك و پرمعنا در خود مىیابد كه متصل به همه بىنهایتهاست و او را از متعلقات خارجى، بىنیاز مىكند و در نتیجه، او، بیرون را متهم نمىكند، احساس تهى بودن نمىكند; چرا كه وجودش از بىنهایت پر است.
نتیجه مهم حاكم شدن منِ اصلى این است كه مثلث سازنده كمال، عشق و ایثار در انسان به وجود مىآید; چرا كه من اصلى، به هدف عالى حیات، كه بىنهایت است (=خدا)، مىاندیشد; همان كه كمال مطلق است و به این كمال مطلق عشق مىورزد.

بنابراین، به عشق هم مىرسد و در عشق، ایثار را مىآموزد، كه ایثار چیزى جز از دست دادن منِ مجازى نیست.
البته، نتایج ثانوى بسیارى دیگر در این مثلثِ كمال، عشق و ایثار، عاید انسان مىشود; من جمله، در توجه به كمال مطلق، بینش صحیح پیدا مىكند و در توجه به كمال مطلق، حلاوت جان خود را ـ كه حلاوت اصلى است ـ مىیابد و سرانجام، در حركت به سوى كمال و با مركب عشق، بینش صحیح مىیابد; زیرا در حركت به سوى كمال با مركب عشق، زشتى و بدى نیست، و بینش او، اصلاح مىشود (خویش را تعدیل كن، عشق و نظر) و همه چیز را در عین زیبایى مىبیند و سرانجام، در مراتب بالاى این راه، به یقین مىرسد كه یقین، خود، در مراتب بالاتر علت و ایجاد است كه عالیترین مرتبه آن، ظهور اراده خدا در انسان است.
(در قسمت بندگى و یقین، اشاراتى بیشتر به این مطالب خواهیم كرد.)
3 ـ منِ مجازى
در صفحههاى قبل، منِ اصلى را شرح دادیم و در این قسمت، به من مجازى مىپردازیم.
لازم به ذكر است كه خواستهاى منطقى تن و نفس، كه در پناه شرع و عقل و منطقند، جایز و صحیح هستند و تأمین آنها، خواست خداست و براى زندگى ما و براى رسیدن به منِ اصلى، توجه به آنها، بسیار مطلوب است.
آنچه خواستهاى غیر منطقى و غیر عقلى، تن و نفس است، در چارچوب منِ مجازى، و مذموم است.
من مجازى، ساختمانى موهوم است كه در نفس خود ساختهایم، و این ساختار، بر اساس توهّمات و افكار مجازى ماست.
منِ مجازى، از یك طرف، رابطه ذهن را با اعماق وجود ما (= منِ اصلى)، قطع مىكند و از طرفى دیگر، مانند یك نوار است كه تنها ویژگى ضبط و انعكاس دارد و آنچه مىخواهد، براى سوداگرى، پُز و نمایش مىخواهد.
همچو جوى است او نه آبى مىخوردآب از او بر آب خواران مىرسدآب در جو، زان نمىگیرد قرارز آنكه آن جو، نیست تشنه و آبخواروجود خود را چون جوى آب، حمل كننده آب مىكند، اما خود از آن آب بهره نمىیابد; مىخواهد، اما براى صِرفِ داشتن، براىپُز دادن، و سرانجام چون ویترین عرضه شده، و «چون بیاید مشترى، خویش برفروخت» و اگر مشترى نیاید، برافروخته مىشود.
واقعاً، زیانى بزرگ است كه انسان، از درون ببرد و اسیر توهّمات بیرونى شود، و از طرفى، به ظرفیتها و استعدادهاى درونى خود، خیانت كند و از طرف دیگر، خود را به یك كارخانه بدل كند كه بدلى خرهایى نظیر خودش را در این سوداگرى، خواهان است.

او، در این وضعیت، أداى انسانیت را درمىآورد، در حالى كه از گوهر اصلى انسانى خود غافل است; اداى محبّت را درمىآورد، ودر حالى كه از عشق حقیقى، بىخبر است.
این حالتِ من مجازى، یك وضعیت مىگیرد و مشكل و پوچى را براى او به وجود مىآورد كه براى این وضعیت، رنج و عذابى شدید را نیز متحمل مىشود و مشكل این جاست كه هر چه را در منِ مجازى دریافت كنیم، منِ مجازى آن را از جنس خود مىكند; یعنى آن را مجازى مىكند:

«ناقص ار زر برد، خاكستر شود.»
و یا «جهل شد، علمى كه در ناقص رود.»
روشنایى به مزاق منِ مجازى، خوش نمىآید.
او خفاشگونه است; از نور بیزار است.

لیك اغلب هوشها در افتكارهمچو خفاشند و ظلمت دوستداراما نتیجه این وضعیت، بسیار مهلكتر است و آن این كه مجبوریم خود را در كرى و منگى و ماتى و كورى فرو بریم، تا این سرمایه هیچ و پوچ را حفظ كنیم و پوچ را به حساب هستى واقعى بگذاریم و خواب را به حساب بیدارى و ظلمت را به حساب روشنایى.
خویشتن را كور مىكردى و ماتتا نیندیشى ز خواب و واقعاتتا دمى از هوشیارى وارهىننگت خمر و بنگ بر خود مىنهىمىگریزى از خودى در بىخودىیا به مستى یا به شغل اى مهتدىهمان طور كه در منِ اصلى، مثلث سازنده كمال، عشق و ایثار، حاكم مىشود، در منِ مجازى مثلث مخرّب شهوات (= میلها و تعلقات)، قیاسها (= چون و چرا، تعبیر و تفسیر) و كینه قرار دارد.
و این سه ـ یعنى شهوات، قیاسها و كینهها ـ به صورت سه عامل مرتبط و اصلى عمل مىكنند و سیكل معیوبى را به وجود مىآورند و زندانى معذّب براى انسان پدید مىآورند و حجاب یا كلافى سردرگم، به دور منِ اصلى مىكشند و همه نابسامانیهاى ما را در پى دارند.

این پدیده (من مجازى و نفسانیات) عاریتى و عارضى و بیگانه است و علت دستور به توبه نیز همین عاریتى و عارضى بودن نفسانیات است و چون «خوى بد در ذات تو عاریتى است» در نتیجه:
آن بد عاریتى باشد كه اوآرد اقرار و شود او توبهجو
1 ـ شهوات
شهوات، همه میلها (= خواستنها و تعلقات) است كه مربوط به منِ مجازى و نفسانیاتند.
و اینها چون یك حركت برونگرا هستند، ذهن انسان را از منِ راستین دور مىكنند، و این، غفلتى تأسفبار است.
البته، واضح است كه خواستنها و تعلقاتى كه در حد منطقى و شرعى براى تن و نفس، و در چارچوب بندگى مورد نیازند، معقول و پسندیدهاند و بىتوجهى به آنها مذموم است.
منظور ما از شهوات، زیادهخواهىهایى است كه با منطق و عقل و شرع، هماهنگى ندارند و ما را از من اصلى و هدف اعلاى حیات دور مىكند و خلاصه، منظور خواستههاى مجازى هستند.
شهوات یا میلهاى غیر خدایى حالت خوردن آب شور را دارند، هر چه بیشتر بیاشامیم، عطش ما را بیشتر مىكنند; ضمن این كه این شهوات، حلاوتى موقتى دارند، اما حلاوت جان ما نیستند، بلكه سرمایههاى موقتى و سراب مانند هستند.
خفته باشى بر لب جو خشك لبمیدوى سوى سراب اندر طلبزین حجاب این تشنگان كفپرستزاب صافى او فتاده دوردستویسه و معشوق هم در جان تو استوین برونىها همه آفات تو استدر من مجازى، به دنبال هیچ و پوچ مىرویم، و نتیجهاش معلوم است:

لا شیئى بر لا شیئى عاشق شده استهیچ نى مر هیچ نى را ره زده استو آن وقت همه نابسامانیها شروع مىشوند.
نه ز جان یك چشم جوشان مىشودنه بدن از سبز پوشان مىشودنه صداى بانگ مشتاقى در اونه صفاى جرعه آبى در اوو در وضعیت بدى قرار مىگیریم; از یك سو، اگر خواستههاى مجازى را تحقق نبخشیدیم، احساس پوچى و ملامت و نقص و كمبود مىكنیم (و خود را خلع سلاح و بدبخت مىدانیم) و نتیجه این امر، همان كینههاست كه رأس دیگر مثلث و نتیجه حاكم شدن منِ مجازى و خواستههاى مجازى است.
و از سوى دیگر اگر به خواستههاى مجازى، در منِ مجازى برسیم، كبر و غرور و سرمستى مجازى به ما دست مىدهد.

بنابراین، زندگى ما مىشود نوسانى بین این دو، و در حقیقت به روى دو سكهاى مىافتیم كه هر دو طرفش پوچ است; چرا كه پاى جان و منِ اصلى و هدف اعلاى حیات در میان نیست.
چون گرسنه مىشوى سگ مىشوىتند و بد پیوند و بد رگ مىشوىچون شدى تو سیر مردار مىشوىبى خبر بىپا چو دیوار مىشوىپس دمى مردار و دیگر دم سگىچون كنى در راه شیران خوش تكى؟بنابراین، نتیجه این احوال، یعنى خواستههاى مجازى، براى من مجازى مشكلات زیر خواهد بود:
1 ـ حرص:
مادام كه به دنبال خواستههاى مجازى، براى منِ مجازى هستیم.
2 ـ هراس:
هر وقت به آن خواستههاى مجازى برسیم، هراس نگهدارى آنها ما را رنج مىدهد.
3 ـ غم:
نگرانى از دست دادن آن خواستههاى مجازى.
نتیجه این كه، خواستههاى نفس، خواستههاى مجازى است; قوتِ اصلى ما نیست، جان ما را سیراب نمىكند و گونهاى سراب است.
قوتِ اصلى بشر نور خدا استقوت حیوانى مر او را ناسزا استلیك از علت در این افتاد دلكه خورد او روز و شب از آب و گلقوت اصلى را فراموش كرده استروى در قوت مرض آورده استنوش را بگذاشته، سم خورده استقوتِ علت، همچو چوبش كرده است

2 ـ قیاسها
در این وضعیت، چون و چرا و تعبیرها و تفسیرها و مقایسههایى است كه ابزار آن، وهم و خیال یا فكرى است كه در منِ مجازى شكل گرفته; یعنى فكر مجازى.
در این حال، انسان در تصورات ذهنى به سر مىبرد و تصورات ذهنى را با صورتها و ظواهر مرتبط مىكند و به چون و چرا مىپردازد و بعد نتیجهگیرى مىكند و عجیب است كه از تصورات ذهنى خود، تصویر بیرونى مىسازد، اما نتیجه این دو پوچى، حقیقى است و آن هم هلاكت اوست.

براى روشن شدن مطلب، مثالى مىزنیم:
در جنگلى، شیرى بود كه خود را سلطان جنگل مىپنداشت (پندار، وهم، خیال و غرور) و حیوانات جنگل را طعمه مىكرد، تا نوبت به خرگوش رسید.
خرگوش با توسل به قیاسهاى شیر، نقشهاى كشید و به شیر گفت:
«شیر دیگرى آمده و مىگوید من سلطان جنگل هستم، با او چه كنیم؟» شیر از خرگوش پرسید:
«آن شیر دوم كجاست؟» خرگوش گفت:
«در فلان چاه مسكن دارد.»
شیر و خرگوش، بر سر چاه رفتند.

شیر در آب نگاه كرد، تصویر خود را دید (تصویر منِ مجازى را دید، نه تصویر حقیقى خود را) و بر آن پرید (منِ مجازى و تصویر من مجازى كه هر دو پوچ بودند) و نتیجهاش هلاكت شیر (نتیجه حقیقى از آن دو پوچى) بود كه در چاه افتاد و خفه شد.
وانگهى از خود قیاساتى كنىمر خیال محض را ذاتى كنىشیر خود را دید در چه وزغلوخویش را نشناخت آندم از عدوعكس خود را او عدوى خویش دیدلا جرم بر خویش شمشیر كشیدبنابراین، مثل حالت خواستن، كه منِ مجازى و خواستههاى مجازى آن مطرحند و دنبال آن خواستهاى مجازى، اثرات حقیقىاش، یعنى مشكلات و رنجها به وجود مىآیند، در قیاسها نیز منِ مجازى و تصویرش، كه آن هم مجازى است، حاصل مىشود، اما نتیجه نهایىاش، مشكلات و رنجهاى ما خواهد بود.

البته در این جا نیز قیاسهایى كه بر مبناى عقل و منطق باشند، مطلوبند و عیبى ندارند، بلكه منظور ما، قیاسهایى است كه اساس آنها، نفسانیات و منِ مجازى است.
خلاصه بحث این كه، در وضعیت قیاسهاى مجازى و در منِ مجازى، به حقیقت امر نرسیدهایم و در تاریكى هستیم، در حالى كه در منِ راستین، عین علم، عین دیدن، عین شنیدن و عین یقین هستیم.
آن حقیقت كه بود عین عیانهیچ تأویلى نگنجد در میانجانشناسان از عددها فارغاندغرقه دریاى بى چوناند و چندجان شو و از راه جان، جان را شناسیار بینش شو، نه فرزند قیاسجان چه باشد با خبر از خیر و شر؟شاد از احسان و گریزان از ضرر؟گفتیم كه در منِ راستین، رسیدن به كمال و عشق و ایثار مطرح است.

پس، تأویل و تفسیر و چون و چرا مطرح نیست; چرا كه در منِ راستین، جان ما با جان جهان مرتبط است و در بحر جان، ذهنیات مطرح نیست; حق الیقین مطرح است.
نفس نمرود است و عقل و جان خلیلروح در عین است و نفس اندر دلیلبا توجه به این كه گفتیم ساختمانى كه به نام منِ مجازى در خود به وجود مىآوریم، بر اساس توهمات و افكار مجازى است، عدهاى عقیده دارند كه شناخت منِ مجازى معنى ندارد و هر حركتى را در منِ مجازى، حركتى بىهدف مىدانند و معتقدند كه حركات فكرى و ذهن در چارچوب منِ مجازى، راه به جایى نمىبرند.
منِ مجازى، منكر حقیقت است و حجابى است روى منِ اصلى، و خروج از این حجاب با حركتهایى از جنس خودش، محال است و حتى منجر به تقویت بیشتر من مجازى مىشود.
(خون به خون شستن محال است و محال.) مثال آن، كسى است كه در زندان باشد (زندان منِ مجازى)، امّا مرتباً در زندان، معلومات خود را ـ اما در چارچوب خودِ زندان ـ زیاد مىكند، نه در چارچوب خروج از زندان یا خارج از زندان.
دیده تن دائماً تنبین بوددیده جان جان پرفنبین بودهر درونى كه خیالىاندیش شدچون دلیل آرى، خیالش بیش شددیده تن، عین وهم و پندار است.
چنین دیدهاى، نمىتواند روح و محتواى قضایا را ببیند.
وقتى ذهن از غبار وهم و پندار پوشیده شود، هر حركتى، حكم غلتیدن بیشتر در وهم و پندار بیشتر را خواهد داشت.
وهم و خیال، ابزار ارتباط با قشر و پوسته و ظواهرند.
پس چه كنیم؟ هیچ كارى نیاز نیست، بلكه:
«تو خود حجاب خودى حافظ از میان بر خیز» همین و بس.
فقط از خود مجازى بگذر.
بشوى دفتر، اگر هم رزم مائىحدیث عشق، در دفتر نباشداى برادر موضع ناكشته باشدفتر اسپید نانبشته باش

3 ـ كینهها
پس از این كه منِ مجازى، یعنى شهوات (=میلها و خواستهها) و قیاسها، وجود ما را پر كرد، وجود ما، چیزى جز، سرابهایى كه جان ما را سیراب نكردهاند، نیست و لذا موجودى پركینه و گرفته و غضبناك هستیم.
هر چه مجازها در ما قوت مىگیرند، كینهها نیز در ما بیشتر مىشوند، و این كینه و نفرت، نسبت به خودمان، نسبت به دیگران و نسبت به هستى، عكس العمل طبیعى و برآیند طبیعى آن مجازهایند.
هنگامى كه حكومت منِ اصلى و در نتیجه، رسیدن به كمال و عشق و ایثار، وجود ما را پر نكنند و منِ اصلى در حجاب من مجازى، قرار گیرد، دورى از خدا، نتیجه آن است و(أَلا بذكر الله تطمئنّ القلوب):
«آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرامش مىیابد.»

شامل حال ما نیست، و درونى عقدهدار، خشمگین، و مالامال از همه رذایل اخلاقى خواهیم داشت.
داستانى درباره منِ مجازى و منِ اصلى
مولوى، در مثنوى داستانى زیبا دارد.
در این داستان، عقل كلّى (= منِ اصلى) را كه عاقبتبین است مثال زده كه همواره در حال كشش به سوى حق است، اما مىخواهد با ابزار تن و نفس این حركت را انجام دهد، و نفس (= منِ مجازى) نیز براى خود، خواستههایى دارد و محبوبهایى كه متوجه آنهاست و باید به هوش باشیم كه دست كم، منِ مجازى، از من اصلى پیشى نگیرد.
متن داستان، از اشعار 1533 به بعد در دفتر چهارم است:

روزى، مجنون سوار بر شتر خود شد تا به كوى لیلى رَوَد.
(مجنون، منِ اصلى و عقل است و ناقه یا شتر، هواى نفس و تن است، و لیلى، هدفى كه باید منِ اصلى به آن برسد، و بچّه شتر، خواستِ ناقه، یعنى خواست نفس و تن است.) مجنون، شتر را مىراند، اما شتر نیز براى خود لیلى دیگرى داشت كه بچهاش بود، اما هر چه مىراند، به هدف نمىرسید.
هوى ناقتى خلفى و قدامى الهوىوانى ایّاها لمختلفونیعنى هواى ناقه، پشت سر من بود، و هواى من، پیش روى من، من و ناقه در هوا، و مقصد اختلاف داشتیم.
به موجب مصداق «الضّدان لا یجتمعان.»
(= دو ضد با هم جمع نمىشوند) همراه مناسبى براى همدیگر نبودند.
از این رو، هرگاه ناقه، افسار خود را سست مىدید، یا درمىیافت كه مجنون، به خواب رفته و از او غافل شده است، فوراً حركت خود را معكوس مىكرد و به سوى بچه شتر برمىگشت، و موقعى كه مجنون به خود مىآمد، متوجه مىشد كه از مقصد اصلى دور شده است.
خلاصه، براى مسافت سه روزه كه تا منزل لیلى فاصله بود، سالها طى طریق كرد، و به این نتیجه رسید كه مجنون (=منِ اصلى)، با ناقه (=منِ مجازى)، به كوى لیلى نخواهند رسید:
گفت اى ناقه چو هر دو عاشقیمما دو ضد بس همره نالایقیمنیستت بر وفق من مهر و مهاركرد باید از تو عزلت اختیاراین دو، گرچه همراه یكدیگر بودند، راهزن یكدیگر نیز بودند; چرا كه اهداف این دو مختلف است.
جان ز هجر عرش اندر ناقهاىتن ز عشق خاربن چون ناقهاىجان گشاید سوى بالا بالهاتن زده اندر زمین چنگالهاناگهان، مجنون به هشیارى عجیبى رسید و تصمیم گرفت خود را از ناقه پایین اندازد و این كار را كرد و در حین افتادن، پایش هم شكست.

پاى را بربست و گفتا گو شومدر خم چوگانش، غلطان مىرومپس از سالها، تردد و در جا زدن، مجنون به عقل كلّى رسید (به منِ اصلى رسید) و دریافت كه ناقه (=نفس و منِ مجازى) كه با عقل جزئى حركت مىكند، او را به كوى لیلى نمىرساند.

عقل كلّى را گفت ما زاغ البصرعقل جزئى مىكند هر سو نظرو مجنون دریافت كه در راه عشق (= هدف)، باید مجازها را رها كرده، ابزار را هدف قرار ندهد (حتى از مركب پا هم باید گذشت) و چون گوى (=سمبل بى شكلى)، غلطان، به سوى هدف حركت كند.
گوى شو، مىگرد بر پهلوى صدقغلط غلطان در خم چوگان عشقكاین سفر زین پس بود جذب خداو آن سفر بر ناقه باشد سِرّ ماو نتیجه داستان این كه:
چون به بى رنگى رسى كان داشتىموسى و فرعون دارند آشتىدر حالى كه در اول داستان مشكل این بود كه:
چونكه بى رنگى اسیر رنگ شدموسیى با موسیى در جنگ شد

4 ـ عوارض زندگى در منِ مجازى
منِ مجازى، مجاز است و حقیقى نیست، امّا عوارض حاصل از آن، در انسان حقیقىاند و عبارتند از:
1 ـ اضطراب;2 ـ تعلق خاطر;3 ـ بینش غلط;4 ـ تنوع طلبى;5 ـ یأس;6 ـ افسردگى;7 ـ ترس;8 ـ تضاد و تشتّت خاطر;9 ـ رذایل اخلاقى.
چگونى پیدایش این عوارض، در صفحههاى پیش ذكر شد.
در این قسمت، براى روشن شدن این مطالب، هر كدام بیشتر شرح داده مىشود.
ضمناً این عوارض در فصول دیگر كتاب، در بخش مربوط به رذایل اخلاقى ونفس و بیماریهاى روحى نیز شرح داده شدهاند.
1 ـ اضطراب

هنگامى كه انسان، به خود رجوع مىكند، اگر احساس كند كه زندگى و كارهایش بیهوده و بىفایده است، دچار نوعى پوچى مىشود و همین كه این حال به او دست مىدهد، نتیجهاش اضطراب خواهد بود.
چه هنگام زندگى و كارهاى ما بیهوده است؟ آن هنگام است كه انسان به خود نظر كند و ببیند كه چیزى ندارد و در پوچى (منِ مجازى)، زندگى مىكند و گفتیم كه نتیجه طبیعىاش اضطراب است.
امّا هر وقت در جهت حق باشد و به غنىّ حمید رسد، احساس غِنا و كمال مىكند و در حقیقت به ضد پوچى و اضطراب مىرسد كه آرامش و اطمینان است.
دل بستن به غیر خدا (شهوات و قیاسها)، از همان اول، از جنس اضطراب است (كه یقب شرح دادیم); چرا كه نگهدارىاش اضطراب دارد و از دست دادنش نیز اضطراب دارد، و همین است كه در قرآن كریم داریم:
(أنتم الفقراء إلى الله والله هو الغنىّ الحمید):
«اى مردم، شما به خدا نیازمندید، و خدا بىنیاز ستوده است.»

و همین طور داریم:
(ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب).
(=آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرامش مىیابد.) در آیه قبلى مىفرماید، شما چیزى ندارید و خدا همه چیز دارد و در آیه بعد مىفرماید، در ارتباط خداست كه آرامش مىیابید.
بنابراین، معلوم مىشود كه تا با او ارتباط پیدا نكنیم، آرامش نداریم و ارتباط با او سرمایه ماست و ارتباط با غیر او، موقتى و سست است و هر وقت آرامش نیست، اضطراب هست.
اساساً در دل هر چیز و هر امرى، كه غیر خدا باشد، اضطرابى نهفته است.
اگر انسان، اضطرابهاى خود و دیگران را ارزیابى كند، دقیقاً به این نتیجه مىرسد كه ریشه همه اضطرابها در متصل نبودن هر چیز و هر امر و هر كس، با خداست.
هدف عالى حیات، قرب به خداست، و خدا، كمال مطلق است، و انسان، طالب كمال مطلق.
اگر انسان، به این هدف اعلا، نرسد، یا در راه این هدف نباشد، احساس پوچى و اضطراب مىكند; لذا باید بدانیم كه نیروى خود را صرف چه چیز مىكنیم، آیا در جهت منِ اصلى و حق صرف مىشود، یا در راه منِ مجازى و افكار و احوال پوچ; در چارچوب منِ مجازى.
2 ـ تعلّق خاطر
تعلق خاطر، به غیر خدا، ضمن غفلت از خدا، ما را در مشكلات عجیبى فرو مىبرد كه عبارتند از:
یاوّ:
به آنچه تعلق خاطر داریم، مادام كه در دسترس نیست، خود را خلع سلاح و بدبخت مىدانیم و براى به دست آوردنش حرص مىخوریم.
ثانیاً:
هنگامى كه به آن مىرسیم، چون از همان اوّل، اضطرابش را داریم، در حال اضطراب نیز هستیم.
ثالثاً:
چون روزى آن را از دستمان مىگیرند، دچار غم از دست دادن مىشویم.
اینها، همه، از عوارض تعلق خاطر به غیر خداست.
باید مواظب باشیم كه غیر خدا را ابزار بندگى خدا كنیم و بس.
و ابزارهاى آن، نباید هدف شوند، بلكه ابزار بندگى شوند.
3 ـ بینش غلط
در منِ مجازى، ارتباط انسان بر اساس ذهنیات و با ظواهر و صورت و خلاصه توسط حواس ظاهرى است.
این ارتباط و دیدگاه، در سایه و تاریكى است و از نور و عقل، مدد نمىگیرد و در حقیقت، نوعى كوردلى بر ما حاكم است:
چند بازى عشق با نقش سبوبگذر از نقش سبو و آب جوچند باشى عاشق صورت بگوطالب معنى شو و معنى بگوصورت ظاهر فنا گردد بدانعالم معنى بماند جاودانصورتش دیدى ز معنى غافلىاز صدف در را گزین گر عاقلىبینش غلط، حقایق را نمىبیند، باطننگر نیست و حتى وارونه مىبیند كه «چشم خشمت، شیر را خون مىكند.»
منِ مجازى، صورتبین و صورتپرست و از معنى دور است.
چشم حس همچون كف دست است و بسنیست كف را بر همه او و دسترسچشم دریا دیگر است و كف دگركف بهل و ز دیدهى دریا نگرهمان طور كه در تاریكى، اگر طنابى را ببینیم ممكن است قضاوتهاى متفاوتى داشته باشیم، كه طناب است، یا مار، و یا چیزى دیگر، در بینش غلط نیز ارتباطات و نتایج ما، درست و بر اساس ارتباط باطن با باطن نیست، بلكه صورت (= ذهنیات) با صورت (= ظواهر) است.

4 ـ تنوّعطلبى
در منِ مجازى، ارتباط ما و تعلقات و دلبستگیهاى ما، به مجازهاست و مجازها، جان ما را سیراب نمىكنند و هدف اعلا نیستند، بلكه مستیها و دلخوشیهاى موقتى و دروغین ایجاد مىكنند و پس از مدتى از آنها دلزده شده، وضعیت جدیدى را مىجوییم و مرتباً به این در و آن در مىزنیم و در حقیقت، ثبات نداریم.
من به هر جمعیتى نالان شدمجفت بد حالان و خوش حالان شدمجمله خلقان ز اختیار و هست خودمىگریزند در سر سرمست خودمىگریزند از خودى در بیخودىیا به مستى یا به شغل اى مهتدىتا دمى از هوشیارى وارهندننگ خمر و بنگ بر خود مىنهندحاصل اشعار این است كه آنان كه سرگرمیهاى بیحاصل را برمىگزینند، دچار دردى هستند كه آن درد، چیزى جز پاسخ ندادن به نداى وجدان و نداى درون (منِ اصلى) نیست.
پس، جایگزینها را انتخاب مىكنند و به سرگرمیهاى بیحاصل پناه مىبرند، امّا تا هنگامى كه به هدف اعلاى حیات توجه نكنند، توجه به اغیار، بیحاصل و پوچ خواهد بود.

تو مكانى، جاى تو در لا مكاناین دكان بربند و نگشا آن دو كانشش جهت مگریز زیرا در جهاتشش در است و شش دره مات است و ماتبرخى مىپندارند اگر در فلان نقطه از زمین مىبودند، یا فلان شرایط را مىداشتند، خوشبخت مىبودند، اما باید بدانند كه «از خود بطلب هر آنچه خواهى كه تویى.»
مواظب باشیم كه اهداف را عوضى نگیریم، و گرنه نیرویمان از دست مىرود و بهرهاى نخواهیم داشت.
مرغ بر بالا پران و سایهاشمىدود بر خاك پران، مرغ وشابلهى صیاد آن سایه شودمىدود چندان كه بى مایه شودبىخبر كاین عكس آن مرغ هدا استبىخبر كه اصل این سایه كجا استتیر اندازد بسوى سایه اوتركشش خالى شود در جستجو

5 ـ یأس
یأس، موقعى است كه كارى كه انجام دادهایم، بیفایده باشد، یا كارى كه در حال انجام است، از نتیجهاش مطمئن نباشیم.
هواهاى نفسانى، چون حقیقتى ندارند و سرابند، ناگزیر یأس در آنها نهفته است.
همین طور، هر آرزوى دور و درازى كه در دسترس نیست، یأس در پى دارد.
یأس، در حقیقت، در آنان دیده مىشود كه وجودشان از خدا خالى است و ارتباط با منِ اصلى و خدا را از دست دادهاند و در منِ مجازى زندگى مىكنند و در حقیقت، یأس از رحمت خدا دارند و گرنه در قرآن كریم آمده است:
(لا تقنطوا من رحمه الله)
و باز داریم:
(ولا ییأس من روح الله)
كه معنى هر دو آیه این است كه انسان باید مأیوس نباشد.
و چون مأیوس نبودن دستور خداست، كسانى كه در زندگى مأیوسند، از گناهكارانند و یأس، جزو گناهان كبیره است.
علاج یأس، خروج از منِ مجازى و پیوستن به منِ اصلى و خداست و ضد یأس، صفت رجا و امیدوارى است.

6 ـ افسردگى
نشاط واقعى انسان، در رو به رویى با كمال مطلق و زیبایى مطلق، و خلاصه، در اتصال با پروردگار عالمیان است.
اگر به این اتصال نرسیم، نشاط واقعى نداریم و ضد نشاط، افسردگى است.
اینكه بینى مرده و افسردهاىزان بود كه ترك او را كردهاىگر تو خواهى حرى دلزندگىبندگى كن، بندگى كن، بندگىكسى كه در منِ مجازى گرفتار است، اگر به باغ یا به قصر رود، چه اتفاقى مىافتد؟ من مجازى را با ظواهر مرتبط مىكند، و در حقیقت مىخواهد یك خوشىِ فرمایشى را از روى لطف بپذیرد، امّا متأسفانه چیزى دستگیرش نمىشود; چرا كه دو پدیده مجازى (منِ مجازى و ظاهرى كه او مىخواهد با آن مرتبط شود)، نتیجهاى جز پوچى ندارند، مگر خوشى دروغى و موقتى.
ولى اگر انسانِ خدا، به آن باغ رَوَد، من اصلىاش نظارهگر و مرتبط با آن باغ ـ كه خود آیتى است و او را به باطن رهنمود مىكند ـ خواهد شد و نشاط و ابتهاج واقعى پیدا مىكند.
آدمى را فربهى هست از خیالگر خیالاتش بود صاحب جمالور خیالاتش نماید آتشىمىنماید همچو موم در آتشىآن یكى در كنج زندان مست و شادو آن دگر در باغ تلخ و بىمراد
7 ـ ترس
منِ مجازى، چون شیشه شكنندهاى است كه با كوچكترین ضربه مىشكند و ما این شیشه شكننده را به شدت دوست مىداریم.
از یك طرف، به ضعفهاى منِ مجازى آگاهیم و مىخواهیم آن را پنهان كنیم و از یك طرف، پُز دادن و نمایشها را دوست داریم و مىخواهیم آن را نشان دهیم.
از این رو، سكهاى در دست ماست كه دو روى آن، مجازى است.
نگهدارى چنین سكهاى، سخت، ترس دارد.

مشكل دیگر این كه منِ مجازى، همین سكّه را و همین شیشه شكننده را مىخواهد حفظ كنند و بر آن بیفزاید و این نیز مشكلى دیگر است كه ترس در پشت آن نهفته است.
علاج ترس، دور شدن از منِ مجازى و رسیدن به منِ اصلى (و خدا) است كه اولیاى خدا، همیشه در آرامش و سكینه به سر مىبرند و از غیر خدا ترس ندارند.

8 ـ تضاد و تشتّت خاطر
انسان، از یك سو مىخواهد با اصالت خود و در منِ راستین زندگى كند، و از سوى دیگر، دارد در منِ مجازى زندگى مىكند، بنابراین، مدام در تضاد و كشمكش است.
و از سوى دیگر، پیشتر شرح دادیم كه خودِ منِ مجازى، دو روى سكهاى تقلّبى است كه یك طرفش پُز دادن و طرف دیگرش مخفى نگاه داشتن است، و خود منِ مجازى نیز تضادبرانگیز است.
نتیجه این تضادها، تشتّت خاطر و سردرگمى است.

9 ـ رذایل اخلاقى
اگر انسان، در جهت خدا (اتصال از طریق من اصلى) باشد و وجودش از خدا پر شود، مبدّل به چشمه جوشان فضایل و كمالات و زایندگى و زیبایى و خیر مىگردد.
امّا اگر وجودش از خدا خالى باشد، مطلقاً از رذایل اخلاقى پر مىشود.
زندگى در منِ مجازى و دور بودن از منِ اصلى (و در نتیجه از خدا)، ناگزیر انسان را به سوى بدیها و رذایل پیش مىبرد.
5 ـ غرایز
آن چیزى كه در خدمت طبع ما قرار مىگیرد و آن را تقویت مىكند، غریزه نامیده مىشود و آن چیزى كه با قلب ما سر و كار دارد:
فطرت.
بنابراین، غرایز بیشتر در خدمت منِ مجازىاند.
باید مواظب باشیم كه غرایز، ابزارند، نه هدف.
خوردن و خوابیدن و امیال و شهوات، مربوط به غرایزند.

به طور خلاصه مىتوان گفت كه كلید خواستهها و نیازهاى نفس و تن، غرایز است.
در مورد غرایز، آنچه شرعى و عقلى و منطقى است، نه تنها جایز، بلكه مطلوب و تركش، ناروا و گناه است.
غرایز بایستى از راه حلال و براى جلوگیرى از گناه و براى رفع نیاز تن و نفس ارضا شوند، و استفاده از آنها براى سلامت تن و روان، و در نهایت براى بندگى و قرب به خدا باشد و بنابراین، هرگونه افراط و تفریط، در ارضاى آنها جایز نیست.

غرایز باید در اختیار ما باشند، نه ما، در اختیار آنها.
عنان آنها باید در دست ما باشد و هدف قرار نگیرند و سرانجام، ابزارى براى بهتر بندگى كردن و قرب به خدا باشند.
درباره غرایز بر حسب مورد، در فصول دیگر كتاب بحث كردهایم.
6 ـ فطرت
فطرت، عبارت است از حالتى در جان انسان كه توجه به خدا دارد.
به موجب حدیث شریف «ما من مولود إلاّ ویولد على الفطره
(= هر كس با فطرت توجه به خدا، به دنیا مىآید.) همه افراد، فطرت خدایى دارند.
و همین طور، در سوره دوم، آیه سىام آمده است:
(فطرت الله الّتى فطر النّاس علیها لا تبدیل لخلق الله)
پس روى خود را با گرایش تمام به حق، به سوى این دین كن، با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است.
آفرینش خداى تغییرپذیر نیست.
و سرانجام، در سوره اعراف، آیه 172 آمده است:
(وإذ أخذ ربّك من بنى آدم من ظهورهم ذریّتهم وأشهدهم على أنفسهم ألست بربّكم قالوا بلى)
وهنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذرّیه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت كه «آیا پروردگار شما نیستم؟» گفتند:
«چرا، گواهى دادیم.»
با فطرت زندگى كردن، یعنى با خود زندگى كردن; و از فطرت فاصله گرفتن، یعنى از خود دور شدن و از خود اصلى، پنهان شدن.
بنابراین، باید متوجه باشیم و مواظبت نماییم كه این نداى درونى را، كه فطرت است، با گم شدن در زندگى و امور دنیوى، به فراموشى نسپاریم، و به آن بىاعتنایى نكنیم.
همه موجودات، بر اساس فطرت عمل مىكنند و در جهت فطرت هستند.
در مورد انسان هم، تنها سرمایهاى كه برایش ارزش دارد، بر اساس فطرت حركت كردن است.
محرومیتهایى كه برخى افراد در دنیا دارند و مربوط به غرایز و طبایع است، محرومیتهاى واقعى نیست.
تنها محرومیت از فطرت است كه محرومیت واقعى و حقیقى است.
فطرت، حضور قلبى و نداى ربّانى در وجود ماست و باید با تزكیه و عبادات، این توجه را در خود تقویت كنیم و به فعلیت و ظهور برسانیم و مواظب باشیم كه این فطرت خدایى را كشف كنیم.
این صدا در كوه دلها با تك كیستگه پر است از بانگ این كُه گه تهى استكیست این پنهان مرا در جان و تنكز زبان من همى گوید سخناین كه گوید از لب من راز كیستبنگرید این صاحب آواز كیستدر من اینان خود نمائى مىكندادعاى آشنائى مىكند

ملامتم به خرابى مكن كه رشد عشقحوالتم به خرابات كرد روز الستعهد الست من همه با عشق شاه بودوز شاهراه عمر به این عهد بگذرمهر قدر از منِ مجازى، دور شویم، فطرت در ما بیشتر كشف مىشود.
مثال این امر، سى مرغ است كه باید به سیمرغ برسند، تا دریابند كه خودشان هستند كه سفرى در بیرون ترتیب دادهاند، كه در حقیقت، سفرى در درون بوده تا تعلقات بیرونى را دور كنند و آن آینه حقیقى درونى را از زنگار پیراسته كنند و تجلّى حق را در خود ببینند و بیرون، ابزارى است براى حركت در درون.
اگر حجابها برداشته شود، صداى خوش و ریزش نور و الهامات و كشفها به سوى ما سرازیر مىشوند:
«تو خود حجاب خودى، حافظ از میان برخیز» و انسان در این حالت، همه، نور است، پاكى است، دریاست و كوثر است.
این نور، ضد تاریكى است.

در این نور حتى آتش گلستان مىشود، زشتها زیبا مىشوند; چرا كه او با نور خدا مىبیند.
إتّقوا فراسه المؤمن فإنّه ینظر بنور الله.
از فراست مؤمن بترسید كه او در پناه نور خدا مىبیند.
جان ابراهیم باید تا بنوربیند اندر نار فردوس و قصوراما اگر نمرودصفت هستى، نمىتوانى در آتش بروى.
در تو، نمرودى است آتش در رورفت خواهى اوّل ابراهیم شوخود را موصوف به اوصاف ابراهیم كن، تا همه چیز را گلستان بینى:
چون كه موصوفى به اوصاف خلیلبر تو آتش شد گلستان چون خلیلو باید در این هدف اعلا و در این مهم، عنایت خدا را با توجه به او، در زبان و دل و عمل طلب كنیم:
تو بزن یا ربّنا آب طهورتا شود این نار عالم جمله نوراگر انسان خود را بشناسد و به فطرت پاك خود دست یابد، مىفهمد كه حد او بىنهایت است.

مىنهى پرگار بر ما تا بدانى حدّ ماحدّ ما خود اى برادر، لایق پرگار نیستخاك پاشى مىنمائى، اى صنم در پیش ماخاك پاشى دو عالم پیش ما در كار نیستفقط باید مواظب باشیم كه امور روزانه و مستیهاى دروغین و سرابها و سرانجام، ظواهر، ما را به خود مشغول ندارند و از هدف اعلاى حیات باز نمانیم.
ساعتى میزان آنى، ساعتى میزان اینبعد از این میزان خود شو تا شوى موزون خویشگر تو فرعون منى از مصر تن بیرون كنىدر درون حالى ببینى، موسى و هارون خویشانسان باید مواظب باشد كه از دو بُعد مادّى (= تن) و بعد الهى (= روح) تشكیل شده و باید همیشه خود را در جهت بُعد الهى تقویت كند.
در او جمع گشته هر دو عالمگهى ابلیس گردد گاه آدمكند رجعت از سجین فخاررخ آرد سوى علیین ابرارباید همیشه پاسدار نفس خود باشیم و بدانیم كه نفس، اژدهایى است افسرده در درون ما و هر آن ممكن است از قوّه، به فعل در آید.

فطرت و رابطه هستى با خدا
مىدانیم كه خداوند، حضور مطلق است; در حالى كه ظهور مطلق است و ظهور او، ظهور اسماى حُسناست و اسماى حُسنا تجلّى و متأخر از ذاتند.
بنابراین، ذات پروردگار، در اسماى حُسنا تجلّى دارد.
براى این كه با چگونگى این تجلّى آشنا شویم، ضمن این كه مىدانیم همه هستى، تجلّى ذات حق است، اما به نزول، توضیحاتى مىدهیم:
1 ـ خصوصیت این نزول، نزول به تجلّى است:

نزول به تجلّى، از عالم متافیزیك (= عالم غیب و ملكوت) به این عالم (= عالم مُلك و هستى) است.
مىدانیم كه در عالم مادّه، هر گاه شیئى از محل اوّل یا اصلى خود، حركت كند و به جاى دیگر برود، محل اوّل، از او یخالى مىشود; مث اگر قطره باران از ابر فرو افتد، ارتباطش با ابر قطع مىشود، اما در نزول به تجلّى، آنچه تجلّى كرده، عین ربط با مبدأ اوّل است و در مبدأ اوّل كاستى نمىپذیرد، و تشبیه آن در یك مثال ناقص، اما ناگزیر براى روشن شدن مطلب، تجلّى صورت انسان در آینه است.
2 ـ آنچه به تجلّى نازل شده، در حیطه مبدأ نزول است.
این حالت نیز در عالم مادّه نیست و در همان مثال قطره باران، موقعى كه از ابر مىافتد، دیگر در حیطه ابر نیست، اما نزول به تجلّى، در حیطه مبدأ اوّل است.
(الّذى بیده ملكوت كلّ شىء)

«آن كسى كه ملكوت هر چیزى در دست اوست.»
3 ـ آنچه به تجلّى نازل شده، استقلال و هویتى ندارد، مگر در ارتباط به مبدأ اوّل.
باز این حالت در عالم مادّه وضعیتى دیگر دارد و در مثال قطره باران، بعد از جدا شدن از ابر دیگر خودش هست و ارتباطش با ابر قطع مىشود، اما در نزول به تجلّى، آنچه نازل شده، همین ربط و عین نیاز به مبدأ اوّل است كه:
(كلّ شىء خاشع له وكلّ شىء قائم له.»
و (یا أیّها الإنسان أنتم الفقرا إلى الله والله هوالغنىّ الحمید).
4 ـ آنچه به تجلّى نازل شده و صورتش را در طبیعت مىبینیم، اصل و حقیقتش، در مبدأ نزول است.
اما در مثال قطره باران و در مثال عالم مادّه، چنین نیست، (الحمد لله فاطر السّموات والأرض).
5 ـ كثرت در عالم هستى، نشانه عظمت مبدأ نزول است.
6 ـ هستى آنچه به نزول تجلّى یافته، در مبدأ اوّل است.
در حقیقت، مبدأ نزول از آنچه تجلّى یافته، دور نشده، بلكه شىء یا هستىِ نزول یافته، دورى پیدا كرده است.
(= دورى یك طرفه)7 ـ بازگشت آنچه به تجلّى نازل شده، بازگشت زمانى و مكانى نیست.
چرا كه مبدأ نزول، با او و محیط بر اوست و این بازگشت نیز یكطرفه است.
پس، از هستى یا شیئى تجلّى یافته، به سوى مبدأ اوّل است.
آنچه به تجلّى نازل شده، خود، از مبدأ اصلى غافل بوده است.
(لقد كنت فى غفله من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك یوم الحدید)
]به او مىگویند:
[ «واقعاً كه از این ]حال[ سخت در غفلت بودى.
و]لى[ ما پردهات را ]از جلوى چشمانت[ برداشتیم و دیدهات امروز تیز است.»
توضیح بیشتر این كه، اگر چشم ما را ببندند، نور را نمىبینیم، در حالى كه نور بر ما احاطه دارد و كافى است پرده را برداریم، نور بر ما محاط است.
8 ـ پیمودن راه در مسیر بازگشت، مثل رسیدن از غفلت به بیدارى یا از جهل به علم است.
یعنى شناختِ آنچه در تجلّى آمده، شناختِ مبدأ اصلى است:
«من عرف نفسه فقد عرف ربّه.»
همان گونه كه گفتیم، اصل و حقیقت انسان، تجلّى از ملكوت است و اگر حقیقت خود را نشناسیم، خداى خود را نشناختهایم.
اگر منِ مجازى و حجابهاى ظلمانى و نورانى را برداریم، وجه خدا را ملاقات خواهیم كرد.
در روز قیامت، كه هنگام ظهور حق است، فنا و هلاكت اشیا و بقا و دوام وجه الله بر همگان آشكار مىشود.
براى بیشتر روشن شدن مطلب، به آیات زیر توجه مىكنیم:
(كلّ شىء هالك إلاّ وجهه)
جز ذات او همه چیز نابود شونده است.
(كلّ من علیها فان ویبقى وجه ربّك ذوالجلال والإكرام)
هر چه بر زمین است، فانىشونده است، و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند.
این وجه پروردگار، اسماى اوست.
و از یك طرف در قرآن كریم داریم كه:
(وعلّم ءادم الأسماء كلّها)
و ]خدا[ همه ]معانى[ نامها را به آدم آموخت.
رسیدن به وجه الله، همان است كه در آیاتى بسیار داریم; من جمله در آیه 38 و 39 سوره روم كه خداوند مىفرماید:
(للّذین یریدون وجه الله; تریدون وجه الله).
(=برابر كسانى كه خواهان خشنودى خدایند ; در حالى كه خشنودى خدا را خواستارید.) آنان كه به دنبال وجه خدا مىروند، (فأولئك هم المفلحون).
پس، هدف اعلاى انسان، رسیدن به فضاى اسماست و در این وضع مىرسد به جایى كه (فأینما تولوّا فثمّ وجه الله).
«=پس، به هر سو روكنید، آن جا روى ]به[ خداست.)نتیجه این كه آنچه در قیامت روى مىدهد، آگاهى فرد به وجه پروردگار است; یعنى هر كس از دریچه یقین خود، با وجه پروردگار محشور مىشود.
و اولیاى خدا در این دنیا نیز به این وجه مىرسند; چرا كه آن دنیا، باطن امور روشن مىشود، و اولیاى خدا در این دنیا مىتوانند به باطن امور برسند.
9 ـ همراهى عمل در بازگشت.
مسیر صعودى به سوى حق را، هر كس در مسیر هستى خود طى مىكند; یعنى ملاقات با الله، در جدول وجودى خود انسان صورت مىگیرد.
منتها، این سیر، با عمل انسان ساخته مىشود.
در حقیقت، هر كس با تجسم اعمال خود رو به روست.
(یوم تجد كلّ نفس ما عملت من خیر محضّراً وما علمت من سوء تودّ لو أنّ بینها وبینه أمداً بعیداً)
آن روزى كه هر كسى، آنچه كار نیك به جاى آورده و آنچه بدى مرتكب شده، حاضر مىیابد و آرزو مىكند:
كاش میان او و آن ]كارهاى بد[ فاصلهاى دور بود.
(ویوم یرجعون إلیه فینبّئهم بما عملوا)
روزى را كه به سوى او باز گردانیده مىشوند و آنان را ]از حقیقت[ آنچه انجام دادهاند خبر مىدهد.
و سرانجام انسان در شناخت نفس خود متوجه مىشود كه هر چه هست، در حوزه خودش بوده و خودش نیز در حوزه پروردگار است; یعنى، در حقیقت، مىرسد به خود و از خود به خدا مىرسد.
در زیر، مثالى براى بازنمودن این حقیقت از الهى نامه عطّار آوردهایم.
حكایت سرپاتك هندى
آوردهاند كه در هندوستان كودكى بود سرشار از عقل و فراست كه دانشهاى مختلفى را فراگرفته بود.
روزى كودك شنید كه در شهرى بسیار دور، حكیمى زندگى مىكند كه در علم نجوم و طب سرآمد همه است، اما از دانش خود چیزى به كسى یاد نمىدهد و كسى را به سراى خود نمىپذیرد ـ ضمناً شاه پریان و دخترش به دیدار او مىآیند كه دخترك در زیبایى سرآمد همه زیبایان است.
كودك به پدرش مىگوید:
«مرا نزد او ببر تا دانش او را فرا گیرم و دختر شاه پریان را ببینم كه من عاشق او شدهام.»
پدر مىگوید:
«این كار امكانپذیر نیست; چرا كه حكیم نمىخواهد تو به اسرارش پى ببرى.»
پسر اصرار مىكند كه:
«اگر مرا نزد او برى، من خود را به كرى و لالى مىزنم تا حكیم، خیالش از بابت یادگیرى من آسوده گردد.»
سرانجام، پدر و پسر سفر آغاز كرده، پس از پیمودن مسافتى بسیار، به آن شهر دوردست و به محضر حكیم رسیدند.
پدر از كر و لالى فرزند سخن گفت و استاد تصمیم گرفت كودك را در كر و لال بودن امتحان كند.
پس از آزمایشهاى سختى استاد مطمئن گشت كه كودك كر و لال است.
حكیم كودك را به عنوان غلام خود انتخاب كرد، اما كودك مرتباً در غیاب استاد كتابهایش را مطالعه مىكرد تا دانش استاد را یاد بگیرد و به طور حضورى كارها و روش طبابت او را مىآموخت.
روزى شاهزاده شهر بیمار شد.
استاد نزد او رفت و كودك (شاگرد) نیز به دنبال استاد روانه شد.
استاد متوجه شد كه در مغز شاهزاده كِرمى است كه آن را باید با چنگال بیرون آورد.
هر چه استاد براى بیرون كشیدن كِرم بیشتر تلاش مىكرد، آن كِرم به مغز شاهزاده بیشتر فرو مىرفت و شاهزاده شیون مىكرد.
كودك، كه شاهد این ماجرا بود، طاقتش طاق شد و ناگهان، ناخودآگاه بر سر استاد داد زد كه:
«تو با این روش مشكل را افزون مىكنى; چنگال را داغ كن و بر كِرم بگذار، كِرم هلاك خواهد شد.»
ناگهان استاد به راز كودك پى برد و از غصّه جان به جان آفرین تسلیم كرد.
پادشاه، كه از هوش و ذكاوت كودك و اسرار او آگاه شد، او را به جاى حكیم نشاند.
كودك درب صندوقچه اسرار آمیز استاد را گشود تا راز دختر شاه پریان را دریابد:
بیامد كودك و بگشاد صندوقدر آنجا دید وصف روى معشوقكتابى كان بود در علم تنجیمهمه برخواند و شد استاد اقلیمبه آخر ز آرزوى آن دل افروزنبودش صبر یك ساعت شب و روزبراى دیدار آن دلافروز دور تا دور خود خطى كشید و تا چهل روز در میان آن نشست.
سرانجام، دختر زیبا، پریزاده دلافروز، ظاهر شد:
بتى كز وصف او گوینده لالستچه گویم زانكه وصف او محالستچو سر پاتك ز سرتا پاى او دیددرون سینه خود جاى او دیدتعجب كرد از آن و گفت آنگاهچگونه جا گرفتى جانم اى ماهجوابش داد آن ماه دلافروزكه با تو بودهام من ز اولین روزمنم نفس تو، تو جوینده خود راچرا بینا نگردانى خِرَد رااگر بینى، همه عالم تو باشىز بیرون و درون همدم تو باشىحكیم جوان، به پریزاده گفت:
«از نفس هر كسى مشخص است كه مار، سگ و یا خوك است، اما تو زیباى زمین و آسمان هستى و هرگز به نفس كسى شبیه نیستى.»
پرى گفتا اگر امّاره باشمبتر از خوك و سگ، صد باره باشمولى وقتى كه گردم مطمئنهمبادا هیچ كس را این مظنهولى چون مطمئنه گشتم آنگاهخطاب ارجعیم آید ز درگاهكنون نفس تو ام من اى یگانهاگر گردم پس شیطان روانهمرا امّاره خوانند اهل ایمانمگر شیطان من گردد مسلماناگر شیطان مسلمان گردد اینجاهمه كارى به سامان گردد اینجاچون حكیم جوان در این راه رنج فراوانى برده بود، سرانجام بر نفس خود غالب گشت
در نتیجه هر كس بخواهد در این راه قدم بگذارد و به سِرّ جان خود پى ببرد، باید درد و رنج زیادى تحمل نماید.
كنون تو اى پسر چیزى كه جستىهمه در تست و تو در كار سستىاگر در كار حق مردانه باشىتو باشى جمله و هم خانه باشىتویى بیخویشتن گم گشته ناگاهكه تو جوینده خویش درین راهتویى معشوق خود با خویشتن آىمشو بیرون ز صحرا، با وطن آىاز آن حبّ الوطن ایمان پاكستكه معشوق اندرون جان پاكستبنابراین، در اثر مراقبه شدید و اهتمام به آن، آثار حب و عشق در ضمیر ما هویدا مىشود; زیرا عشق به جمال و كمال علىالإطلاق فطرى است و با نهاد بشر خمیر شده و در ذات او به ودیعت گذارده شده است، ولى علاقه به كثرات و حُبّ مادّیات، مانع بروز عشق فطرى مىگردد و نمىگذارد كه این پرتو ازلى در او ظاهر گردد.
به واسطه مراقبه زیاد، كمكم حجابها ضعیف مىشوند تا سرانجام از میان مىروند و آن عشق و حُبّ فطرى ظهور مىكند و انسان را به مبدأ لایزال الهى رهبرى مىنماید.
راه خلوتگه خاصّم بنما تا پس از اینمى خورم با تو و دیگر غم دنیا نخورم
7 ـ عقل
چنان كه گفته شد، عقل، یكى از شئون نفس است كه مىتواند دیگر شئون را تحت فرمان خود در آورد.
در حدیث از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده است كه:
أوّل ما خلق الله العقل.
اولین موجودى كه خدا آفرید، عقل است.
و براى عقل، مراتبى است كه عبارت است از:
1 ـ عقل نظرى:
همان عقل معمولى یا جزئى است.
حسابگر و محاسب است و ارزیابى و نتیجهگیرى مىكند.
این عقل چون تحت تأثیر وهم و خیال قرار مىگیرد، مىتواند به اشتباه بیفتد.
عقل جزوى، شعاعى از عقل كلّى است و مىتواند خود، طبیعى را تقویت كند.
2 ـ عقل كلّى:
این مرحله از عقل، زیربناى هستى است و نیرویى الهى است كه در همه مخلوقات عالم وجود دارد و اگر انسان بخواهد به آن دسترسى یابد، باید منیّتهاى خود و منِ موهوم را كنار بگذارد:
عقل پنهان است و ظاهر آدمىصورتِ ما موج یا از وى نمىاین جهان یك فكرتست از عقل كلعقل چون شاهست و صورتها رُسلعقل سایه حق بود چون آفتابسایه را با آفتاب او چه تاببنابراین، عقل كلّى، حقیقتى است كه مافوق همه كائنات و زیربناى عالم هستى است.

(به طور مستقیم وابسته به خداست.) در نماى زیر مقایسه عقل جزئى با عقل كلّى آورده شده است:
جزئى:
همان عقل نظرى است و از راه حسّ و محاسبات برخورد مىكند و به خیالات مىپردازد و نیز داراى حساب و كتاب است;كثرترامىبیند،عقلظاهربین است، با من مجازى سر و كار دارد و به خوب و بد، هر دو كمكمىكند.
كُلّى:
همان عقل عملى است و به منِ اصلى مىاندیشد; آن سوى كثرت را مىبیند (وحدت)، باطنبین است و با منِ اصلى سر و كار دارد.
خلاصه این كه، عقل جزئى به نیازهاى جزئى ما نظر دارد و انسان را در خود طبیعى نگاه مىدارد، حال آن كه عقل كلّى به نیازهاى اساسى نظر دارد و در حقیقت به هدف اصلى انسان توجه مىكند.
از این رو، هر چه به عقل جزئى بپردازیم، از عقل كلّى محروم مىشویم.
دریافتهاى عقل كلّى، همان مفاهیم عالیهاى است كه دل، آنها را حس و رؤیت مىكند.
چه حریم عقل، فكرت است و حریم دل، رؤیت (= شهود).

نكته مهمتر این است كه آنچه مربوط به عقل كلّى و دل است، همان فطرت ماست; چرا كه جهت عقل كلّى و دل یكى است، بنابراین، باید به سه مطلب مهم زیر توجه داشته باشیم:
1 ـ عقل جزئى در صورتى مفید است كه اسیر نفس و شیطان نباشد و این را عقل جزئى سالم گوییم.
اگر عقل جزئى در خدمت نفس و شیطان قرار گیرد، مخرّب است.
2 ـ براى این كه به فطرت خود و خواسته دل برسیم، هم مىتوانیم از طریق عقل (= حكمت، راه حكیم)، سلوك كنیم و هم از طریق دل (= تزكیه و برداشتن حجاب، راه عارف)، و سرانجام مىفهمیم كه راه حكیم واقعى و عارف واقعى یكى است.
3 ـ نتیجه بسیار مهم این است كه عقل جزئى یكبُعدى و محدود است و نمىتواند صاحب همه چیز یا همه علوم شود، اما عقل كلّى بر همه چیز و همه كس یا همه علوم اِشراف دارد و بر حق و طالب حق و شهود حق است كه در آن یگانگى و همه علوم و همه اشیا دیده مىشود و به عالم غیب متصل است و حالت فعلیت دارد.

فصل سوم : بهداشت و سلامتى
1 ـ آشنایى با بهداشت و سلامتى
گرچه از دیرباز، سلامتى را نبودن بیمارى دانستهاند، اما تعریف پذیرفتهتر از سلامتى، عبارت است از:
«سلامتى جسمى و روانى» و با این تعریف، سلامتى دو بُعد دارد:
بعد جسمى و بعد روانى.
بُعد جسمى، سلامت تن را گویند و بعد روانى، فقط، نبود بیمارى روانى نیست، بلكه حالت توازن میان شخص و دنیاى اطراف او، سازگارى با خود و دیگران و همزیستى واقعیتهاى درونى خود و واقعیتهاى بیرونى.
بنابراین، فردى از نظر روانى سالم است كه:
1 ـ تعارض و كشمكش داخلى نداشته باشد;2 ـ تطبیق و تلفیق نسبى با زندگى، دیگران و اجتماع داشته باشد;3 ـ توان مقابله با مسائل زندگى را دارا باشد;4 ـ خودگردان و خودشكوفا باشد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله تغذیه ورزشهای زمستانی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تغذیه ورزشهای زمستانی با word دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تغذیه ورزشهای زمستانی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله تغذیه ورزشهای زمستانی با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله تغذیه ورزشهای زمستانی با word :

تغذیه ورزشهای زمستانی
ورزشهای زمستانی مثل اسکی چند سالی است که در ایران رواج بیشتری یافته است .
کوه نوردی در زمستان از تفریحات لذت بخش و بسیارمؤثر درارتقاء سلامتی بدن است . از عوامل مهم و مؤثر در موفقیت ورزشکاران تغذیه آنان می باشد .
ظرفیت ورزشکار برای انجام هر چه بهتر ورزش ها با دریافت انرژی ، مایعات و نوترنیت های کافی ، بالا می رود .
مطمئناً در ذهن ورزشکار این سؤالها مطرح می شود که چه میزان غذا باید بخورد ؟ نیاز مایعات بدن او چقدر است؟ چه میزان پروتئین و ویتامین نیاز دارد ؟
فرد ورزشکار چه میزان انرژی نیاز دارد

مصرف غذا قبل از فعالیت ورزشی موجب احساس سرحالی و توانایی زیاد می شود ، گرسنگی و ضعف از شما دور شده و انرژی ِ عضلات و مغز محیا می شود .
اگر قبل از فعالیت ، کربوهیدرات مصرف شود ، ذخیره های گلیکوژنی بدن پرشده و در حین ورزش عضلات و مغز ، غذای مورد نیازشان را به راحتی در دسترس دارند و نیاز نیست با سوزاندن چربی ها که زمان زیادی برده ، بدن را خسته می کند ، انرژی مورد نیاز خود را تأمین کنند .

خوردن غذا در حین ورزش به حفظ تعادل ِ حرارت بدن و ثبات قند خون کمک می کند، انرژی ِعضلات و مغز تجدید شده و خستگی ، دیرتر عارض می شود .
خوردن غذای مناسب پس از ورزش ، ذخیره های بدن شما را دوباره انباشته از انرژی می کند . میزان انرژی مورد نیاز بسته به میزان فعالیت و میزان جثه ورزشکار است .
به ازاء ساعتی که ورزش انجام می شود این میزان انرژی به انرژی مورد نیاز بدن در حالت عادی اضافه می گردد ؛ که متوسط آن در یک خانم 2000 و در یک آقا 2200 کیلو کالری است .
پس از محاسبه کالری مورد نیاز ، لازم است به نسبت مواد غذایی که باید مصرف شود توجه کنیم . ورزشهای یاد شده؛ کوهنوردی، اسکی و;. ورزشهای استقامتی – قدرتی هستند .
از اینرو ورزشکار به غذاهای کربوهیدراتی بیشتر نیاز دارد ( 55-60% انرژی مصرفی) تا ذخائر گلیکوژن بدنش برای انجام این نوع فعالیت بیشتر شود . پروتئین نسبتاً زیاد مصرف شود . ( 15-20% انرژی مصرفی) و چربی کم مصرف شود ( 25% انرژی مصرفی) .

تعادل مایعات
یک ورزشکار حتی در زمستان هم باید آب و نوشیدنی ، زیاد مصرف کند تا نیاز بدنش به مایعات برآورده شود . چرا ؟ زیرا بدن ما 60 تا 70 درصد از آب تشکیل شده است . بافت عضلانی میزان زیادی آب دارد از اینرو هر چه درصد عضلات بدن به دلیل ورزش بیشتر شود طبیعتا درصد آب مورد نیاز بدن بالاتر می رود .
با انجام فعالیت های ورزشی ، حرات بدن بالا می رود. عضلات حرکت می کنند و این حرکت مداوم گرما تولید می کند. این حرارت باید از طریق تعریق بدن خارج شود .
خروج آب از بدن حرارت بدن را تعدیل می کند . کافی نبودن آب اثرات مخربی بر خون، مغز و عضلات دارد. اگر آب بدن در اثر تعریق زیاد و کم شود ، حجم خون کاهش یافته وفعالیت قلب به مخاطره می افتد .

چه میزان آب باید مصرف شود؟
میزان آب مورد نیاز ، به میزان کالری مصرفی بستگی دارد . به ازاء هر کیلو کالری مصرفی ، 1 تا 15 میلی لیتر آب لازم است . مثلاً یک ورزشکار که روزانه 3500 کالری انرژی نیاز دارد بین 35 تا 5 لیتر آب نیاز دارد.
میزان کالری مورد نیاز ورزشکار در روز × 1 یا 15 = میزان میلی لیترآب مورد نیاز .
دریافت آب کافی مانع از بروز خستگی زودرس شده و ورزشکار فعالیت هایش را به خوبی انجام خواهد داد .

مصرف مایعات قبل از ورزش:
نوشیدن 2 لیوان مایعات ، 2 ساعت پیش از ورزش مفید است.

مصرف مایعات در طول ورزش:
با شروع ورزش به فواصل، مایعات مصرف شود. مثلاً زمانی که در زمستان کوهنوردی شدید می کنید ، حتی اگر هوا سرد است و احساس تشنگی نمی کنید هر نیم ساعت ، 1 لیوان مایعات بنوشید و اگر زمان ورزش ، بیش از یک ساعت است، از ساعت دوم ورزش هر نیم ساعت 30 تا 60 گرم کربو هیدرات هم مصرف کنید.( مثل یک لیوان چای کمرنگ و یک عدد بیسکویت شیرین )

مصرف مایعات پس از ورزش
پس از ورزش اگر کاهش وزن داشتید به ازاء هر 450 گرم ، نیم لیتر آب بنوشید.
در اسکی کردن طولانی نیز به همین ترتیب آب و کربو هیدرات میل کنید.

غذاهایی که برای این ورزشکاران مناسب است:
با وجود توضحات گفته شده یک ورزشکار نیاز دارد منابع کربوهیدرات زیادی میل کند. غذای قبل از ورزش ( صبحانه ) بهتر است ؛ نان و پنیر – عدسی – 1 یا 2 عدد تخم مرغ – نان و حلیم کم روغن باشد.
در حین ورزش: نان و مربا و چای – آب میوه و کیک – قهوه ( 1 تا 2 فنجان مجاز است ) و بیسکویت و ;. باشد. پس از ورزش ، به عنوان ناهار بهتر است ؛ پلو کم چربی – کباب( با گوشت کم چربی) – ماکارانی با گوشت کم چربی یا با سویا – نان و لوبیای پخته و یا کنسرو ماهی تن روغن گرفته و نان ، مناسب است. در همه این غذاها منابع کربوهیدراتی باید چند برابر گوشت یا منابع پروتئینی باشد و خیلی کم چربی تهیه شود . بدین ترتیب قوای خود را به سرعت به دست می آورید و برای ورزش بعدی ذخایرغنی تری دارید . در عین حال غذا سریع هضم شده و به دلیل کم چربی بودن ، زیاد در معده نمی ماند .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله رژیم گیاه خواری با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله رژیم گیاه خواری با word دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله رژیم گیاه خواری با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله رژیم گیاه خواری با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله رژیم گیاه خواری با word :

یا‏‎ قلبی‌‏‎ بیماران‌‏‎ است‌‏‎ شده‌‏‎ روز‏‎ موضوع‌‏‎ “اخیرا‏‎ گیاهخواری‌‏‎ پزشك‌‏‎ نظر‏‎ هستند‏‎ بیماری‌‏‎ این‌‏‎ به‌‏‎ ابتلا‏‎ معرض‌‏‎ در‏‎ كه‌‏‎ افرادی‌‏‎ .می‌شوند‏‎ جویا‏‎ رابطه‌‏‎ این‌‏‎ در‏‎ را‏‎ خود‏‎ گیاهخواری‌‏‎ متفاوت‌‏‎ روش‌‏‎ نوع‌‏‎ شش‌‏‎ “اساسا‏‎ علمی‌ ، ‏‎ مراكز‏‎ نظر‏‎ طبق‌‏‎ گیاهی‌‏‎ غذاهای‌‏‎ از‏‎ گروه‌‏‎ شش‌‏‎ هر‏‎ اصلی‌‏‎ غذایی‌‏‎ برنامه‌‏‎ دارد‏‎ وجود‏‎ :است‌‏‎ زیر‏‎ بشرح‌‏‎ گیاهخواری‌‏‎ انواع‌‏‎ می‌شود ، ‏‎ تشكیل‌‏‎ لبنیات‌ ، ‏‎ از‏‎ می‌توان‌‏‎ غذایی‌‏‎ رژیم‌‏‎ این‌‏‎ در‏‎ :گیاهخواری‌‏‎ نیمه‌‏‎ (‎‏‏1‏‎

گوشت‌‏‎ نوع‌‏‎ هیچ‌‏‎ اما‏‎ كرد‏‎ استفاده‌‏‎ ماهی‌‏‎ و‏‎ جوجه‌‏‎ تخم‌مرغ‌ ، ‏‎ نوع‌‏‎ محبوبترین‌‏‎ “احتمالا‏‎ رژیم‌‏‎ این‌‏‎ نمی‌شود‏‎ مصرف‌‏‎ دیگری‌‏‎ و‏‎ تخم‌مرغ‌‏‎ لبنیات‌ ، ‏‎:پسكو‏‎ -‎گیاهخواری‌‏‎ (‎است‌20‏‎ گیاهخواری‌‏‎ (شود30‏‎ مصرف‌‏‎ نباید‏‎ مرغ‌‏‎ و‏‎ گوشت‌‏‎ اما‏‎ ندارد‏‎ مانعی‌‏‎ ماهی‌‏‎ مجاز‏‎ تخم‌مرغ‌‏‎ و‏‎ لبنیات‌‏‎ مصرف‌‏‎ تنها‏‎:اوو‏‎ -‎لاكتو‏‎ گیاهخواری‌‏‎ استفاده‌‏‎ مورد‏‎ نباید‏‎ (ماهی‌‏‎ گوشت‌‏‎ حتی‌‏‎) گوشت‌‏‎ نوع‌‏‎ هیچ‌‏‎ و‏‎ است‌‏‎ و‏‎ است‌‏‎ مجاز‏‎ لبنیات‌‏‎ فقط‏‎:‎لاكتو‏‎ گیاهخواری‌‏‎ (‎گیرد40‏‎ قرار‏‎ :اوو‏‎ گیاهخواری‌‏‎ (‎شود50‏‎ مصرف‌‏‎ نباید‏‎ تخم‌مرغ‌‏‎ حتی‌‏‎ و‏‎ گوشت‌‏‎ ولی‌‏‎ است‌‏‎ تخم‌مرغ‌‏‎ رژیم‌‏‎ این‌‏‎ در‏‎ مجاز‏‎ حیوانی‌‏‎ فراورده‌‏‎ تنها‏‎ :محض‌‏‎ گیاهخواری‌‏‎ (‎نیست‌60‏‎ مجاز‏‎ گوشت‌‏‎ و‏‎ لبنیات‌‏‎ از‏‎ استفاده‌‏‎ استفاده‌‏‎ گیاه‌‏‎ فقط‏‎ و‏‎ نمی‌شود‏‎ مصرف‌‏‎ حیوانی‌‏‎ فراورده‌‏‎ نوع‌‏‎ هیچ‌‏‎ می‌كنید‏‎ ملاحظه‌‏‎ كنید‏‎ دقت‌‏‎ شده‌‏‎ گفته‌‏‎ انواع‌‏‎ در‏‎ اگر‏‎ می‌شود‏‎ كم‌چربی‌‏‎ غذایی‌‏‎ رژیم‌‏‎ مفهوم‌‏‎ به‌‏‎ “الزاما‏‎ ‎‏‏،‏‎”گیاهخواری‌‏‎” كه‌‏‎ لذا‏‎.‎است‌‏‎ آزاد‏‎ لبنیات‌‏‎ از‏‎ استفاده‌‏‎ اول‌‏‎ نوع‌‏‎ چهار‏‎ در‏‎.نیست‌‏‎ پنیر ، ‏‎ بجای‌‏‎ می‌كنید‏‎

پیروی‌‏‎ گروه‌‏‎ چهار‏‎ این‌‏‎ از‏‎ یك‌‏‎ هر‏‎ از‏‎ اگر‏‎ بی‌چربی‌‏‎ ماست‌‏‎ و‏‎ پنیر‏‎ از‏‎ است‌‏‎ بهتر‏‎ تخم‌مرغ‌‏‎ و‏‎ معمولی‌‏‎ ماست‌‏‎ رژیم‌‏‎ چه‌‏‎ هر‏‎.‎كنید‏‎ استفاده‌‏‎ آن‌‏‎ سفیده‌‏‎ یا‏‎ تخم‌مرغ‌‏‎ جایگزین‌‏ و‏‎ ضروری‌‏‎ و‏‎ مغذی‌‏‎ مواد‏‎ “احتمالا‏‎ باشد ، ‏‎ محدودتر‏‎ شما‏‎ غذایی‌‏‎ رژیم‌‏‎ از‏‎ گروه‌‏‎ هر‏‎ است‌‏‎ لازم‌‏‎ پس‌‏‎می‌رسد‏‎ شما‏‎ بدن‌‏‎ به‌‏‎ كمتری‌ .موردگیرد‏‎ قرار‏‎ تحلیل‌‏‎ و‏‎ تجزیه‌‏‏‎ تركیب‏‎ نظر‏‎ از‏‎ دقیق‌‏‎ بطور‏‎ می‌شود‏‎ انتخاب‏‎ كه‌‏‎ گیاهخواری‌‏‎

((رژیم های گیاه خواری از نظر متخصصین تغذیه))

بنا بر نظر متخصصین تغذیه ، رژیم گیاهخواری می تواند سالم و كافی باشد اما اینكه رژیم گیاهخواری بهتر و سالم تر از رژیم غذائی معمولی است بستگی به مواد موجود در رژیم گیاهخواری دارد . مطالعات عموماً نشان می دهد كه گیاخواران 50 درصد كمتر از افرادی كه گوشت ، ماهی و مرغ مصرف می كنند دچار مرگ در اثر بیماریهای قلبی می شوند . اما درباره تأثیر این رژیم بر روی سرطان مطالعات قطعی وجود ندارد . البته در بعضی مطالعات ذكر می شود که رژیم گیاهخواری ابتلا به سرطان را به میزان 30 درصد كاهش می دهد . همچنین بعضی از فوائد وابسته به رژیم گیاهخواری می تواند با نحوه زندگی افراد مرتبط باشد . مثلاً گروهی از این افراد فعالیت های ورزشی انجام می دهند و از مصرف سیگار و الكل اجتناب می كنند . انواع رژیم گیاهخواری : افرادی كه خود را گیاهخوار معرفی میكنند ممكن است عادات غذایی مختلف داشته باشند . بعضی از خوردن گوشت و فراورده های لبنی اجتناب می كنند . بعضی از مصرف محصولات لبنی و تخم مرغ اجتناب می كنند و بعضی نیمه گیاهخوار هستند

یعنی مرغ و غذاهای دریائی و گاهی گوشت قرمز مصرف می كنند . رژیم گیاهخواری بیشتر مورد توجه جوانان قرار دارد اما اگر آنها گوشت را از رژیم غذایی خود حذف كنند و بجای آن سیب زمینی سرخ كرده ،‌چیپس ، پیراشكی و نوشابه و حتی میوه ها را جایگزین كنند رژیم غذائی سلامتی نخواهند داشت . مصرف زیاد سبزیجات و میوه ها كه معمولاً در رژیم غذایی گیاهخواری وجود دارد برای سلامتی بسیار سودمند بوده و علت آن وجود ویتامین ها ، مواد معدنی ،‌ مواد ضد سرطان گیاهی و فیبرهای گیاهی می باشد . وزن مناسب تر : گیاهخواران معمولاً‌ وزن متناسب تری نسبت به بقیه افراد دارند . البته به این معنا نیست كه اجتناب از گوشت راه اصلی كنترل وزن می باشد . علیرغم مصرف یا عدم مصرف گوشت ، مصرف زیاد میوه و سبزیجات بجای شیرینیجات ، غذاهای چرب و نوشیدنی های شیرین باعث كنترل وزن می شوند . یكی از فوائد عمده رژیم گیاهخواری در رابطه با بیماری قلبی كاهش سطح كلسترول در این نوع رژیم غذائی می باشد كه البته به این معنی نیست كه حذف گوشت از رژیم غذائی برای سلامتی ضروری می باشد .

غذاهائی مثل ماهی ، مرغ بدون پوست و حتی گوشت قرمز بدون چربی به شرط اینكه در حد متعادل مصرف شوند ، باعث افزایش چربی اشباع شده نمی شوند . یك رژیم گیاهخواری كه با مصرف چربی همراه باشد نیز باعث آسیب به سلامتی می شود . بعضی از مطالعات نشان می دهند كه بین مصرف گوشت قرمز و سرطان كولون ارتباط وجود دارد . همچنین مشخص شده كه مصرف سوسیس و كالباس و گوشت های پرچرب كه در درجه حرارت بالا پخته می شوند بر روی بروز سرطان و بیماریهای قلبی مؤثر می باشند . در عین حال رژیم گیاهخواری می تواند احتمال بروز تعداد سرطانها و بیماریهای قلبی را كاهش دهد ه این مسئله می تواند بعلت مصرف كم گوشت و مصرف زیاد سبزیجات ،‌ میوه جات ، غلات و حبوبات باشد .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله نقش امگا 3 در سلامتی جسم و روح با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله نقش امگا 3 در سلامتی جسم و روح با word دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله نقش امگا 3 در سلامتی جسم و روح با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله نقش امگا 3 در سلامتی جسم و روح با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله نقش امگا 3 در سلامتی جسم و روح با word :

این مقاله پیش از این در نشری “ایران جوان” تورنتو، منتشر شده است*.
روغن ماهی که سالها ماده ای اضافی و بی فایده تلقی می شد و تنها مورد استفاده اش خوراندن آن به حیوانات خانگی بود، به ناگاه اهمیتی حیاتی برای زندگی انسان پیدا کرده و تبدیل به محصولی شده که نیاز به آن بیش از هر ماد غذایی دیگر می باشد. چرا که به اعتقاد کارشناسان اسید چرب امگا 3 که از روغن ماهی به دست می آید نه تنها سبب می شود که انسان سالم تر و شادتر باشد، بلکه حتی باعث باهوشی بیشتر هم می شود.

بنابراین به رغم اعتقاد کسانی که به این مسئله با دید تردید می نگرند، این اسید به زودی جزء لاینفکی از برنام غذایی خواهد شد و به هم خوراکیها از مرغ گرفته تا آب میوه، افزوده می شود. اما چنین تصمیمی به حدی جدیدست که “شرکت مواد غذایی دریایی کانادا” که بزرگترین فرآوری این ماده در جهان را به عهده دارد، تنها 10 سالی است که در این زمینه فعالیت می کند. این شرکت در سال 2002، روغن ماهی بد طعم و بو را به صورت پودری بی رنگ و بو درآورد. دو سال بعد این محصول به عنوان ماد غذایی سالم و قابل استفاده، مورد تأیید قرار گرفت و به خوراکیهای گوناگون افزوده شد. اما هنوز به تمام مواد غذایی اضافه نشده و تنها در برخی از خوراکیها، مانند نان و ماست وجود دارد. از ماه جاری هم، به آب پرتقال تروپیکانا اضافه می شود، و سپس نوبت چیپس می رسد. اما روند وارد کردن این اسید به غذای روزانه، تنها به اضافه کردن آن به خوراکیها ختم نمی شود. بلکه برای از دست ندادن بازار بزرگ مسلمانها، اطمینان حاصل می شود که روش فرآوری حلال هم باشد.

البته اعتقاد به این که ماهی غذای مغز می باشد، از هزاران سال پیش وجود داشته است. اما همان گونه که گفته شد لیست عریض و طویل فواید روغن ماهی به سبب دارا بودن اسید چرب امگا 3، ارائه ای جدید محسوب می شود که از ده 1930 رایج گردید. در عین حال، پژوهشهایی که یکی پس از دیگری اثرات بسیار مفید و پرشمار این اسید را در سلامت روح و جسم انسان نشان می دهند، سبب شده اند ماهیهایی مانند ساردین و تن، به صدر لیست غذاهای مفید راه پیدا کنند. همین اخیرا نیز ثابت شد که امگا 3 برای مبارزه با بیماریهای جسمی مانند الزایمر و انواع سرطان، و بیماریهای روحی چون افسردگی اثری شگرف دارد. این پژوهشها همچنان ادامه دارد.

“دکتر جوزف هایبلن” روانپزشک و رئیس دایر تحقیقات “مؤسس ملی بهداشت” آمریکا، 15 سالست که پژوهشهای خود را بر رابط امگا 3 با بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی، متمرکز ساخته است. وی معتقدست که از اوایل ده 1960 که روش تغذی مردم تغییر کرده و غذاهای آماده به نحوی گسترده مصرف می شوند، افراد به کمبود امگا 3 دچار شده اند. نتیج این عدم تعادل عوارضی چون افزایش خشونت، قتل، خودکشی، افسردگی و بیماریهای جسمی است.

این محقق و همکارانش از سال 1998 با انتشار نتیج پژوهشهای خود در نشری “لنست”، به مقایسه عادات غذایی مردم گوناگون پرداختند. پژوهش آنها نشان داد که در کشورهایی چون ژاپن، تایوان و کره که بیشتر از سایر کشورها ماهی مصرف می کنند، میزان افسردگی کمترست. در مقابل، مردان در کشورهایی چون بلغارستان که میزان مصرف غذاهای دریایی در آنها از همه جا کمترست، بیشترین تعداد خودکشی را دارند.
به اعتقاد کارشناسان اسید چرب امگا 3 که از روغن ماهی به دست می آید نه تنها سبب می شود که انسان سالم تر و شادتر باشد، بلکه حتی باعث باهوشی بیشتر هم می شود.
آنها همچنین با مطالع نتایج آمارهای مربوط به 38 کشور جهان که توسط سازمان ملل متحد گرفته شده، دریافتند که هرچه میزان مصرف امگا 6 – که در غذاهای آماده مانند مک دونالد به وفور یافت می شوند- بیشتر شود، آمار آدم کشی افزایش می یابد.

اما نتیجه ای که این پژوهشگر و گروهش در ماه جون سال گذشته در “نشری تغذی بالینی آمریکا” منتشر کردند، قدمی بسیار فراتر محسوب می شود. چرا که آنها دریافتند که 13 بیماری خطرناک و مرگ آفرین با کمبود امگا 3 در بدن، رابط مستقیم دارد. 27 درصد مرگ و میرهای ناشی از بیماریهای قلبی و 5/98 درصد افسردگیها، تنها بخش کوچکی از این رابطه خطرناک را تشکیل می دهند.
البته نمی توان تغییر عادات غذایی را، تنها دلیل افزایش این بیماریهای خطرناک دانست. اما هایبلن بدون تردید، آن را اصلی ترین و مهم ترین عامل می داند.
در عین حال نتایج هم پژوهشها، و نقطه نظرات کلی محققان با این نتایج همسویی ندارد. مثلا مقاله ای که در ماه ژانوی گذشته در “نشری اتحادی پزشکی آمریکا” منتشر شد، نشان داد که امگا 3 در واقع خطر ابتلا به سرطان را کاهش نمی دهد. بر اساس این مقاله نظری کوچک شدن غدد سرطانی در حیوانات با مصرف این اسید چرب، مورد تأیید قرار نگرفت.

ولی مسئله به همین جا ختم نمی شود. بلکه نتیج 40 سال پژوهش روی بیش از 700 هزار انسان، نتایج متضادی را نشان می دهد. به طوری که برخی از آزمایشات ثابت می کند که مصرف این اسید چرب نه تنها از بروز انواع سرطانها پیشگیری نمی کند، بلکه سبب افزایش ابتلا به آنها نیز می شود.
کما اینکه مقاله ای که در ماه مارس سال گذشته در “نشری پزشکی انگلستان” منتشر شد، نشانگر نتایجی متفاوت بود. چرا که “دکتر لی هوپر” از “دانشگاه آنجلیای شرقی” و گروه تحت نظارتش، با بررسی 89 پروژ تحقیقاتی به این نتیجه رسیدند که نه تنها بین مصرف این اسید و پیشگیری یا کاهش از بیماریهای قلبی رابط خاصی وجود ندارد، بلکه میزان این بیماریها در مردانی که از این اسید زیاد استفاده می کنند، بیشترست.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بهداشت دوران بارداری با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بهداشت دوران بارداری با word دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بهداشت دوران بارداری با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله بهداشت دوران بارداری با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله بهداشت دوران بارداری با word :

بهداشت دوران بارداری

1- اهداف مراقبتهای دوران بارداری را توضیح دهید؟
هدف از مراقبتهای دوران حاملگی، تأمین و حفظ سلامت مادر و جنین اوست. در طی این مراقبتها مادران برای زایمانی طبیعی آماده می شوند. آموزشهای لازم را در زمینه خطرات، عوارض و مسایل طبیعی همراه حاملگی فرامی گیرند که نتیجه آن حفظ سلامت جسمی و روحی مادر و کاهش مرگ و میر مادران به دلیل عوارض بارداری می شود.
2- بهترین سن حاملگی چه سنی است؟
بهترین سن برای بارداری بین 35-18 سالگی است.
3- حاملگیهای زودرس و دیررس چه عوارضی را به همراه دارند؟
حاملگیهای زودرس به دلیل عدم بلوغ فیزیولوژیک، نداشتن آمادگی و اطلاعات لازم، مشکلاتی را ایجاد می کند. حاملگیهای سنین پایین که لگن هنوز به رشد کافی و کامل خود نرسیده است می تواند برای مادر باردار خطراتی را به دنبال داشته باشد. حاملگی در سنین بالا باعث نقایص مادرزادی می شود.
4- علائم حاملگی را توضیح دهید؟
اولین و معمولترین علامت حاملگی در خانمها قطع قاعدگی (عادت ماهانه) است. علایم دیگری نظیر بزرگ و حساس شدن پستانها، تهوع و استفراغ صبحگاهی و تکرّر ادرار نیز در بعضی از خانمهای باردار دیده می شود.
5- اولین مرحله مراقبتهای دوران بارداری چه مرحله ای است؟
معمولاً در اولین معاینه، شرح حال دقیقی از مادر گرفته می شود که در طی آن درباره سابقه بیماری مادر (مثلاً بیماری قلبی یا کلیوی) سابقه حاملگیهای قبلی، سابقه جراحی نیز سؤال می شود و تاریخ احتمالی زایمان با توجه به تاریخ آخرین قاعدگی محاسبه می شود.
6- آزمایشهایی که از زن باردار درخواست می شود را نام ببرید؟
1 اندازه گیری هموگلوبین – هماتوکریت و شمارش پلاکتها.
2 تعیین گروه خونی و RH
3. بررسی از نظر دیابت
4 آزمایش ادرار از نظر وجود عفونت
5 آزمایش VDRL برای تشخیص سفلیس
6 تست پاپ اسمیر
7- تغییرات طبیعی دوران بارداری در سه ماهه اول را نام ببرید؟
– خواب آلودگی
– احساس سنگینی در پستانها
– احساس سنگینی و پرشدن در لگن
– تکرّر ادرار
– افزایش ترشحات تناسلی
– تهوع صبحگاهی
– اختلالات گوارشی
8- علائم خطر دوران بارداری را نام ببرید؟
– احساس درد، درد زایمانی یا هر نوع درد لگنی و شکمی
– خونریزی و یا خروج هر نوع مایع
– ورم دستها و صورت
– سردرد شدید یا مداوم
– تاری دید
– تب و لرز
– سوزش ادرار
– استفراغ مداوم
– احساس کاهش حرکات جنین
9- مواردی که در دوران بارداری مورد تأکید قرار می گیرد را نام ببرید؟
1 تغذیه زن باردار
2 استراحت
3 استحمام
4 مراقبت از دندانها
5 لباس زن باردار
6 ورزش
7 مسافرت
8 مراقبت از پستانها
9 واکسیناسیون
10- چرا مادران در دوران بارداری واکسینه می شوند؟
همه مادران در دوران بارداری علیه بیماری کزاز واکسینه می شوند. این کار باعث ایمن شدن آنها و نوزادشان درمقابل بیماری کزاز خواهد شد.
11- آیا مادران باردار می توانند به مسافرت بروند؟
بارداری، مانعی برای مسافرت مادران نیست به شرطی که در هر حال دسترسی به امکانات پزشکی داشته باشند. چنانچه مادران مسیرهای طولانی را با اتومبیل طی می کنند بهتر است هر 2 ساعت یک بار از ماشین پیاده شوند و چند قدم راه بروند. در اواخر دوره حاملگی، مسافرتهای طولانی توصیه نمی شود و لازم است مادران، قبل از مسافرت با پزشک خود مشورت نمایند.
12- از چه مواردی در حاملگی باید پرهیز شود؟
1 مصرف هرگونه دارو و مواد شیمیایی
2عکسبرداری
3 مصرف دخانیات
13- چه عواملی باعث می شود دندانهای زنان باردار مستعد پوسیدگی شود؟
مادران باردار به علل مختلف در معرض پوسیدگی دندانها قرار دارند. کم شدن بزاق، تغییرات هورمونی و نوع تغذیه از آن جمله اند. لازم است خانمها به محض اطمینان از حامله بودن به دندانپزشک مراجعه نمایند تا لثه ها و دندانهای آنها معاینه شود.
14- حاملگیهای پر خطر را نام ببرید؟
1 حاملگی قبل از سن 18 و بعد از 35 سالگی؛
2 فاصله بارداری کمتر از 2 سال؛
3 حاملگی چهارم به بعد؛
4 مادری که قدش از 45 سانتیمتر کمتر باشد؛
5 مادری که وزن او قبل از بارداری کمتر از 38 کلیوگرم باشد؛
6 حاملگیهای چند قلو؛
7 سوء تغذیه مادر؛
8 سابقه سقط و زایمان مشکل در مادر؛
15- چه عواملی باعث تغییرات روحی و روانی در مادر باردار می شود و وظیفه اطرافیان در کمک به بهداشت روانی مادر باردار چیست؟
احساسات مادر نسبت به بارداری، همسر و نوزادش در این تغییرات مؤثرند. مسایل خانوادگی، وضعیت اقتصادی خانواده، روابط حاکم بر خانواده نیز در این تغییرات، تأثیر دارند. تغییرات هورمونی دوران بارداری نیز به بروز این حالات کمک می کنند. تمام این عوامل دست به دست هم داده، ممکن است مادر باردار را زودرنج، کم حوصله و عصبی نمایند.

در این حال وظیفه اطرافیان و مخصوصاً شوهر، بسیار مهم و کمک کننده است. آنها با ایجاد جوی عاطفی و صمیمی می توانند باعث ایجاد اعتماد به نفس در زن باردار شده، فضا و محیطی آرامش بخش در خانواده ایجاد کنند تا مادر، این دوران را با سلامتی و اطمینان طی نماید.
بهداشت زایمان و پس از زایمان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید