دانلود مقاله سنت و مدرنیته تاریخ و قاجار با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سنت و مدرنیته تاریخ و قاجار با word دارای 35 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سنت و مدرنیته تاریخ و قاجار با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله سنت و مدرنیته تاریخ و قاجار با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله سنت و مدرنیته تاریخ و قاجار با word :

سنت و مدرنیته تاریخ و قاجار

تاریخ چیست ؟
تاریخ عبارتست از تلاش در بازسازی و فهم گذشته.
تاریخ عبارتست از ایجاد و پرورش استعداد ، قوه تجزیه و تحلیل تحولات گذشته و این موضوع انقلاب یا یك حركت اجتماعی خیزش سیاسی ، بروز جنگ ، پیروزی یا شكست نظامی، تهاجم و بحران ، سقوط یك سلسله و به قدرت رسیدن حكومت و نظامی دیگر چه تأثیری به اقتصاد و پارامترهای اقتصادی داشته اند.

عوامل سیاسی ، اجتماعی فكری ، فرهنگی و دینی در به وجود آوردن آن تحول چگونه نقش آفریده اند و چه تأثیری داشته اند و در یك كلام تاریخ به هیچ روی آنگونه كه در نظام آموزشی ما رایج است. صرفاً حفظ مشتی عدد در قالب سال وقوع نیست بلكه شناخت گذشته و آشنا یی با تحولاتی بوده كه رهبران ما تجربه كرده و ااز آن به راهكارهای درست در جهت بازسازی بهتر آینده می پردازند.

نویسنده دكتر صادق زیبا كلام در كتاب سنت و مدرنیته سعی در ریشه یابی ، علل ناكامی اصلاحات و نوسازی سیاسی در ایران عصر قاجار نموده و همانطور كه نویسنده محترم اشاره دارد، ایران در عصر قاجار جامعه ای صامت ، ثابت و بدون تغییر و تحول نبوده بلكه تحولات قابل توجه ای اتفاق افتاده كه از جمله مهمترین آن فكر تغییر و اندیشه اصلاحات بوده ، كه بحث تجزیه و تحلیل و كالبد شكافی این تلاش هاست ایران در عصر قاجار یك جامعه زنده و در حال تغییر بوده و كمتر مقطعی از تاریخ ایران شاهد چنین سرعتی در دگرگونی از بسیاری جهات بوده است.

حال اگر اصلاحات نتوانست موفق بشود بواسطه خیانت ، توطئه ، كارشكنی، تحریف ، نفاق عناصر سر پرده ، خائن، غرب زده ، روشنفكر و فراماسون نبود بلكه جریان نوگرائی و اصلاح طلبی از قدرت لازم برخوردار نبوده.
كتاب ضمن اینكه بخشی را به تاثیر اجتماعی غرب در پیدایش اصلاحات اختصاص داده بر این نكته توجه نموده كه زمینه بوجود آمدن این تفكر اوضاع و احوال اجتماعی ایران در آن عصر بوده است.
فصل اول كتاب ایران در آن عصر بوده است.

فصل اول كتاب خواننده را با ایران قرن نوزدهم آشنا می كند و پس از آن در فصول بعدی پیدایش تغییر و تحولات و ضرورت انجام اصلاحات كه در آن سلسله قاجار به قدرت می رسد را به نمایش گذ ارده.
یكی از جنبه های مهم ایران در قرن نوزدهم ، رابطه میان حاكمیت قاجار و نهاد مذهب می باشد و به اندیشه سیاسی شیعه و نگرش علما و روحانیون به مسأله حكومت در عصر غیبت می پردازد ، و در این رابطه است كه به این نكته پی می بریم كه رابطه قاجارها و مذهب یك رابطه ثابت نبوده بلكه مذهب اهرم مهمی در جهت تثبیت آنان بشمار رفته. فصول بعدی كتاب برخی از تحولات مهم اجتماعی و اقتصادی آن عصر رامتذكر شده كه متاتر از آشنائی با فرهنگ و تمدن غرب است و لبه عنوان یكی از عوامل اصلی ایجاد اصلاحات مطرح است.

در این رابطه تلاش و كوشش اصلاح طلبان كه از درون حاكمیت برخاستند پوشیده نیست كه از آن جمله قائم مقام ها، امیر كبیر، میرزا حسین خان سپهسالار امین الدوله و حتی ناصر الدین شاه را می توان یاد آور شد.
و نویسنده نهایتاً نقش اصلاح طلبان كه در بیرون از حاكمیت تلاش می كردند را مطرح نموده كه در این رابطه این افراد چندان وابستگی به نظام حاكم نداشته و یا وابستگی نشان چندان عمیق نبوده و آنان بواسطه آشنائی با غرب خواستار تغییرات ااساسی تری در اوضاع اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی بوده اند. كه نتیجه آن انقلاب مشروطه عنوان گردیده و علل ناكامی مشروطه را بیان می كند.

نظریه ای كه مشروطه را شكست خورده می پندارد ، و از میان ویرانه های آن رضاخان برخاسته و نظامی مستبد را پایه گذاری نموده چندان دقیق نیست ، مشروطه بسیاری از مفاهیم سیاسی سنتی را از میان برداشته و نقش مردم در تعیین سرنوشتشان ، حق آزادی بیان ، عقیده و حقوق اجتماعی را به ایرانیان هدیه كرد، كه امروزه زیر بنای نظام سیاسی ما را تشكیل می دهد.
اصل تفكیك قوا، انتخاب نمایندگان مجلس ، اصل محدودیت مدت زمامداری، مسئولیت پذیر بودن حكومت در واقع میراث مشروطه هستند، و یكی از عوامل عدم موفقیت مشروطه تعارض قدرتهای خارجی بشمار می رفته.
مشروطه حركتی بود كه در نتیجه مجاهدتهای علما و مراجع به وجود آمد، اما عناصر وابسته، غرب زده و روشنفكرآنرا منحرف ساختند ، مشابه همین شیوه در مورد هر مقطع مهم و هر تحول تاریخی دیگر وجود دارد، بررسی دقیق شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران كه در آن كودتای رضا خان صورت گرفت صرفاً به این دلیل بود كه انگلیسی ها یك حكومت مركزی مقتدر می خواستند كه رضاخا ن مرد ااین كار بود ، او در شرایطی به قدرت رسید كه ایران دربستری از هرج مرج سیاسی و اجتماعی فلج كامل اقتصادی فرو رفته و در هر گوشه ای از مملكت قدرتی سر بر داشته و عملاً خرج خود را از دولت مركزی جدا كرده بود.
رضا شاه توانست هرج و مرج را پایان دهد. و امنیت و یكپارچگی را به ایران حاكم سازد . اما از آنجا كه ما معتقدیم رضا شاه عامل انگلیسی ها بوده، هر حركتی را بشكلی تحلیل می كنم… ولی بهتر نیست كه مسئولیت موفقیت ها، ناكامیها پیشرفت ها و عقب افتادگی های جامعه مان را به درون جامعه خودمان بازگردانیم؟

اگر استعمار ، استكبار، امپریالیزم در مقاطعی نقش و تأثیر داشته در نتیجه عوامل داخلی بوده و پندارمان چنین نباشد كه دشمنانی وجود دارند كه علیه ما برخاسته اند و منتظر سقوط ما هستند، كه این معلول ذهن خیال پرداز ماست.

آری ریشه همه ناكامی ها را در داخل و در كنش ها و واكنشهای سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی جامعه خودمان جستجو نمائیم. ولی از آنجا كه حكام و حكومتها سیاست های خود را همواره بر حق و بی عیب و نقص و در جهت خدمت به مردم و مملكتشان می دانند.
ااینكه آن سیاستها ظالمانه ، خشن و سركوبگرانه هستند، برداشت و تعریف ما از عملكردآن حكومت می باشد.

فصل اول
ایران در آستانه قرن نوزدهم
آنچه كه در خصوص ایران آن قرن می دانیم اطلاعاتی است كه به توسط غربیان در اختیار داریم ویژگی های ایران آن عصر را به سه بخش اقتصادی اجتماعی و سیاسی تقسیم نمود . در آستانه قرن نوزدهم ایران دارای 5 الی 6 میلیون نفر جمعیت بود. جمعیت ایران 20 درصد شهر نشین و 80 درصد در روستاها بسر می بردند و ستون اصلی كشور متكی به كشاورزی و دامداری یا اقتصاد شبانی بود كه میتوان آنرا یك اقتصاد معیشتی با بخور و نمیر تعریف نمود. ویژگی بعدی اقتصاد ایران فقدان ارتباطات و فقدان راه بود.

در حالیكه در همان زمان امپراطوری عثمانی و مصر كیلومترها خط آهن داشتند در ایران در ابتدای قرن بیستم فقط 15 كیلومتر خط آهن كشیده شده بود در ابتدای قرن نوزدهم اقتصاد ایران مشابه یك روستای عقب مانده، كم آب و دور افتاده توصیف می شود . بی خبری ایرانیان از دنیائی كه در آن می زیستند چنان عمیق بود كه فتحعلیشاه رهبر سیاسی تصور می كرد راه رسیدن به « ینگه دنیا» «قاره آمریكا» از طریق كندن زمین و حفر چاه است.

فقدان ارتباط موجب عقب افتادگی شدید مردم در تجارت، سیاست ، روابط بین الملل علم و فرهنگ منقطع ، منفك و جای مانده از مابقی جهان بوده. دلایل مختلفی را در ریشه یابی عقب افتادگی ایران می توان بر شمرد ولی نویسنده بر طبق دیدگاه خود استعمار را عامل عقب ماندگی دانسته، این نظر یه كه توسط تفكر چپ وارد معرفت سیاسی جامعه ما گردیده اكنون مبدل به یكی از جدی ترین دیدگاهها در ریشه یابی علل عقب افتادگی ایران شده . در این نظریه ، سرمایه داری شركتهای چند ملیتی، امپریالیزم، استكبار، استعمار و در یك كلام غرب عامل اصلی عقب ماندگی ایران قلمداد می شود. این نظریه تحت عنوان تئوری وابستگی بعد از جنگ جهانی دوم از جانب برخی جامعه شناسان و اقتصاد دانان رادیكال ماركسیست در غرب شكل گرفت، امروزه در میان جامعه شناسان و نظریه پردازان مباحث توسعه در غرب «نظریه تئوری وابستگی» كمتر دنبال شده ولی در كشور ما كماكان اصلی ترین نظریه در تبین و تحلیل پدیده عقب ماندگی ایست.

مقبولیت تئوری وابستگی به واسطه پیام غرب ستیزانه ای است كه در آن نهفته است.
حال چرا تفكر غرب ستیزی در جامعه ایران رواج یافته؟
قرن نوزدهم را می توان عصر به وجود آمدن تماس و گسترش ارتباطات دانست كه تبعات بسیار مهم تاریخی به بار آورد و به منزله الگوئی برای پیشرفت و از میان برداشتن بی خبری ‌اجتماعی ، اقتصادی و استبداد سیاسی بوده كه موجب امید و قوت قلب ایرانیان طالب پیشرفت و اصلاحات گردیده ، این تحول در پیدایش انقلاب مشروطه نقش داشته و این انقلاب خود نیز نتوانست موفق باشد و موج غرب گرایی فكری با مشروطه به اوج خود رسید.

سئوال قابل طرح آنست كه چه شد كه تفكر «غرب گرای» قبلی این چنین جای خود را به معرفت «غرب ستیز» فعلی داد؟
نخستین دلیل رواج این فرهنگ عقب ماندگی مزمن علوم انسانی در ایران و فقدان روش نقد نظری باز می گردد. دلیل بعدی كه اسباب موفقیت نگرش جدید به غرب را فراهم آورد آن بود كه این اندیشه توسط چپ وارد جامعه ما گردید. دلیل سوم نظریه استعمار ، عامل عقب ماندگی آن بود كه بسیاری از آرای چپ توسط گروهی و جریانات اسلامی مورد استفاده قرارگرفت و آرای چپ از مقبولیت زیادتر بین اقشار تحصیل كرده و دانشمند و روشنفكران جامعه برخوردار بود. همچون مجاهدین كه عملاً حد و مرزی میان اسلام و ماركسیزم قائل نبودند و به این اعتبار كه ماركسیزم تنها ایدئولوژی و حامی منافع ستمدیدگان و زحمتكشان است . وارد تفكر مجاهدین شد.
بنابر این جریان «غرب ستیزی» یا پیدایش جریانات اسلام گرای مدرن در ایران تقویت گردید و به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به مراتب جدیتر گذشت.

فصل دوم :
علل بقاء قاجارها
چگونه قاجارها موفق شدندنزدیك به یك قرن و نیم حكومت نمایند؟ و چگونه توانستند دارای طولانترین مدت حكومت در ایران پس از اسلام باشند. ایا مردم ایران متوجه فساد در دستگاه حكومتی نشده بودند؟
اما واقعیت آنست كه مخالفتها فقط در دو دهه آخر عمر این سلسله صورت گرفت و اساساً فكر مخالفت و اعتراض مطرح نبوده. و توجه به اینكه قاجارها نه كشور داری می كردند. نه به فكر عمران و آبادانی بودند ، نه صفات شخصی خوب داشتند، نه ارتش مرتبی و نه از یك ماشین اجرائی كارا و اقتصاد توانمند برخوردار بودند ، نه محبوبیت سیاسی و یا حتی وجهه دینی داشتند ، چگونه توانستند نزدیك به یك قرن نیم حكومت نمایند؟
اولین درخشش سر سلسله قاجاریه یكپارچه كردن ایران بودن كه عملاً از دست رفته بود آغا محمد خان كه رئیس یك قبیله بود مردی جنگجو ، نترس ، خستگی ناپذیر و جاه طلب بود و سبك زندگیش قبل و بعد از پادشاهی تفاوت چندانی نكرد، وی مردی كاردان ، با لیاقت و مدبر بود و سرزمینی را كه پریشان و گرفتار ملوك و الطوایف بود امن كرده و جهانیان را از پیشرفت های خود خیره ساخت مهم ترین ویژگی آغامحمدخان نظامی گری او بوده و در یك كلامی می توان گفت وی بیست سال جنگ و لشكر كشی بی وقفه داشت و حاكمیت وی به تعبیر امروز در میلیتاریزم خلاصه می شد.

دومین حاكم سلسله قاجار نزدیك چهل سال حكومت كرد و این سئوال مطرح است كه وی یا آنكه نه بنیه نظامی داشت نه از اقتصاد محكمی برخوردار بود ، نه از یك بوركراسی منسجم و نه از محبوبتی در میان مردم، چگونه توانست 40 سال بی درد سر حكومت كند؟

در یك كلام حكومت بر ایران آنروز ، چندان پیچیده و طاقت فرسا نبود. و مادام كه جامعه چنین حالتی داشت قاجارها بدون درد سر بودند. ولی بتدریج كه تحولاتی حاصل شد در اولیه كار دچار اشكالاتی شدند.
عامل بعدی در بقای قاجارها تغییر در ساختار نظام قبیلگی در داخل و خارج از ایران بود در خلال این قرن جمعیت صحرانشین كاهش یافت و گسترش شهر ها به موجب كاهش جمعیت صحرا نشین شد و به این ترتیب توان نظامی قبایل نیز كاهش یافت، پیدایش ارتباطات جدید ، تسلط حكومت بر اطراف و اكناف و دگر گونی تجاری و اقتصادی دست به دست هم داده و دیگر قبایل از آن قدرت و نفوذ قبلی برخوردار نبودند. كاهش خطر قبایل اگر چه برای بقای قاجارها مهم بود ، اما به هر حال آنان برای اعمال حاكمیت خود مجبور به اتخاذ روش ها و سیاستهایی بودند كه مهم ترین و اصلی ترین سیاست یا استراتژی آنها برای حكومت سیاست تفرقه بیانداز و حكومت كن بوده سئوال بعدی اینست كه این سیاست را در عمل چگونه اجرا می كردند؟ بنظر می رسد ازدواج یكی از مؤثر ترین شیوه ها بوده، كه به مصلحت سیاسی با وابستگان درجه اول سران عشایر و ایلات و در مواردی علما صورت می گرفته. در هر ازدواج مخالفی مبدل به یك متحد و یا حداقل خنثی می گردید. و به این ترتیب دربار فتحعلیشاه بدل به مركز قدرت سیاسی كشور شد.

عنصر دیگری كه غیر مستقیم به بقاء قاجار كمك نمود فقدان تلاش جدی در جهت تغییر و اصلاحات بوده زیرا اصلاحات به منافع گروهی خدشه وارد كرده ، نیاز به بودجه و هزینه كلان داشته و طبعاً تبعاتی مثل بالا رفتن هزینه زندگی و مالیات دارد كه خود ایجاد نارضایتی می نماید قاجارها در یكصد سال اول حكومتشان از به اجراء گذاردن هر گونه تغییر و اصلاح جدی خودداری نموده و به این ترتیب تعادل سنتی جامعه را حفظ كردند و آخرین عامل در بقای این سلسله مذهب بود كه از حساسیت خاصی برخوردار بوده است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود دانبود مقاله صفویه با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود دانبود مقاله صفویه با word دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود دانبود مقاله صفویه با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود دانبود مقاله صفویه با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود دانبود مقاله صفویه با word :

صفویه

چکیده :

در تاریخ ایران پس از اسلام ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی است مهم؛ زیرا که پس از قرنها ، ایران توانست با دستیابی مجدد به هویت ملی ،‌ به کشوری قدرتمند و مستقل در شرق اسلامی تبدیل شود. این کشور به رقابتی نزدیک به امپراطوری شمال برمی خیزد و دایره سروری و خلافت عثمانیان را بر ممالک اسلامی رد می کند. حکومتی که صفویان در اوایل قرن دهم هجری برپا کردند یک حکومت مذهبی و بر پایه تشیع بود، این دوره نزدیک به دو قرن و اندی طول کشید. با تأسیس این حکومت مقطع جدیدی در تاریخ ایران گشوده شد 0 زمانه ای که ایرانیان برای کسب هویت خود به تکاپو پرداختند، و لذا این دوران از اهمیت خاصی برخوردار شد . با توجه به تأثیر طولانی مدت دستاورهای صفویان تا عصر حاضر، می توان گفت که آنها در حل و فصل مشکلات برخاسته از امور نظامی، اقتصادی، مذهبی و اجتماعی تا حدود قابل ملاحظه ای موفق بودند .

در این دوره ، نعمت و فراوانی حاصل شد، امنیت بر راهها سایر گسترد، تجارت و بازرگانی به شکوفایی رسید؛ اقلیتها محل تساهل و تسامح مذهبی قرار گرفتند؛ دشمنان خارجی عقب زده شدند؛ هنرها و صنایع در حد و حجم قابل اعتنایی شکوفان گردیدند و دانشمندان بزرگی در عرصه فلسفه پدیدار شدند. سلسله هایی که پس از صفویان بر سر کار آمدند در پیدا کردن راه حل برای مشکلات موجود جامعه به اندازه صفویان موفق نبودند. نظام صفویان به رغم فشارهای داخلی و خارجی به مدت دویست و بیست و پنج سال در ایران ثبات و استواری پدید آورد صفویه تقریبا” یک صد سال بعد از مرگ تیمور، از میان هرج و مرج و تجزیه و تفرقه‏اى که در گیرودار بین سرکردگان طوایف ازبک و تیموریان در ماوراءالنهر و در کشمکش ترکمنانان سیاه گوسفند و سپید گوسفند با یکدیگر و با بقاى خاندان تیمور و چنگیز در ایران در جریان بود، ایران پیر و فرتوت و مجروح از ستم و غارت مستبدان بزرگ و کوچک، به صورتى ناگهانى و بر خلاف انتظار، بعد از نهصد سال که از سقوط ساسانیان مى‏گذشت، دوباره به یک دوران وحدت ارضى، دولت ملى، و تمامیت نسبى قدم گذاشت. این تحول را محققان و پژوهشگران تاریخ، اعتلاى ایران به مرحله دولت ملى خوانده‏اند و با اندک تسامح و مختصر استثنا مى‏توان دوران صفویه و بعد از آن را، تا حدى به همین عنوان تلقى کرد. در عهدى که ایران زمین از جانب ماوراءالنهر به وسیله نیروى »نوپدید« اما مخالف و مهاجم ازبک، و از جانب آسیاى صغیر – روم – توسط نیروى رقیب و منازع و تجاوزگر عثمانى تهدید مى‏شد، در داخل نیز دستخوش تفرقه و ملوک الطوایفى خاندانهاى متنوع و گوناگون و بى اعتنا به سرنوشت عمومى و ملى ایران بود.

خوزستان، درگیر دخالتها و طغیان غلات مشعشعى بود، نواحى اران، در دست خاندان شروانشاهان، خراسان در اختیار بقایاى تیموریان، و عراق عجم، فارس و آذربایجان در دست ترکمانان آق قویونلو قرار داشت. منازعات بى وقفه آق قویونلو با تیموریان و با ترکمانان قراقویونلو، تمام اطراف و اکناف ملک را دچار تجزیه و تفرقه و در معرض از دست دادن پیوند با دیگر مناطق و مردمان ایران زمین کرده بود که از دیرباز به هم پیوسته، هم فرهنگ و هم سرنوشت بودند. ظهور صفویه و وحدت ملّی: ظهور صفویه و جهش ناگهانى و تا حدى تصادف گونه آنها به صحنه حوادث عصر، از منظر منافع ملى، پیشامدى جالب و درخور توجه است، زیرا ایران فلک زده و ملک زده را که دیگر انتظارى، به وحدت ملى آن نمى رفت، از زوال چاره ناپذیر و روزافزون قطعى و نهایى، نجات داد. ارتقاء ایران به این مرحله، بوسیله کسانى انجام گرفت که جد آنها شیخ صفى الدین اردبیلى، به خاندان رسالت منسوب بودند، هر چند انتساب آنها به خاندان رسالت، مورد انکار جدى بسیارى از پژوهشگران و مورخان است. مریدان و سپاهیان صفوى هم بى هیچ تردید، این فرمانروایان را به علت انتساب به شیخ صفى الدین به نام صفویه علوى‏مى‏خواندند و از اولاد امام هفتم – شیعه – امام موسى الکاظم علیه‌السلام – مى‏شمردند و به عنوان مرید و تابع، ایشان را مرشد کامل، صوفى اعظم و مظهر امامت و حتى رمز الوهیت‏مى‏پنداشتند و از هیچ گونه طاعت و جانسپارى در راه آنها دریغ نمى کردند، حتى سربازى و سراندازى در راه مرشد کامل و صوفى اعظم را موجب نیل به سعادت اخروى تلقى‏مى‏کردند.

صوفیان سپاهى و جانسپار صفوی: این صوفیان سپاهى و جانسپار که ایران در پرتو شور و علاقه آنها، وحدت و تمامیت ارضى و شخصیت و هویت قومى و ملى خود را باز یافت، به هیچ وجه وارثان احساسات ملى یا طالبان تجدید حیات به فراموشى سپرده شده ایرا باستان نبودند، بلکه قومى بودند که زبانشان ترکى، اعتقادشان تشیع آمیخته به خرافات غلات، و شعارشان مخالفت با اهل سنت متعصب ازبک و عثمانى بود که ایران را به چشم یک طعمه به آسان گوارمى‏نگریستند، هر چند اگر شور و هیجان مهارناپذیر همین قوم نبود، الحاق ایران به قلمرو ازبک و عثمانى و یا تجزیه و تقسیم آن بین حکام سنى عصر نامحتمل نبود. صفویه که به پشتیبانى و جانفشانى دسته‏اى ترکمانان صوفى و شیعى متعصب، به تدریج موفق به ایجاد قدرتى جنگى، متحد و به کلى متمایز از تمام دولتهاى اسلامى مشابه شدند، پس از شیخ صفى )وفات 735 ق/ 1335 م( به گرد فرزندش صدرالدین موسى جمع شدند. وى همچنان در خانقاه پدر تکیه گاه مریدان و مرشد طالبان تصرف بود و تا پایان حیات خویش (749 ق/ 1392 م( مورد توجه و اکرام طبقات عام و امیران و رجال و بازرگانان عصر قرار داشت. پس از صدرالدین موسى، پسرش سلطان على معروف به خواجه على سیاه پوش به جاى او نشست.

وى که التزام شعار سیاه را وسیله تظاهر به سوگوارى شهیدان ائمه و اعلام تشیع ساخت، با اظهار نسب نامه‏اى، شجره انتساب خود و پدرانش را به ائمه شیعه رساند. از سوى دیگر، انتساب به خاندان على )ع( را هم که پدر و جدش ظاهرا” در اظهار و اعلام آن اصرارى به جاى نیاورده بودند، اعلام کرد و بدین سان دروازه تصوف را بر روى تشیع که تا آن ایام جز به ندرت با آن تفاهم نداشت برگشود. این تفاهم که تصوف و تشیع را در بعضى آداب و عقاید به خاطر نزدیکى به اقوال غلات، به هم نزدیک ساخت، البته در نزد اکثر علماى شیعه، حتى در عهد دولت صفویه، مورد تایید واقع نشد.

داعیه ایجاد سلطنت شیعی در اوایل عهد صفوی : داعیه ایجاد یک سلطنت شیعى که لازمه و نتیجه )خروج( اجتناب ناپذیر شیعه براى )اعلام دین حق( محسوب‏مى‏شد، ظاهرا” بعد از خواجه على (830 ق / 1427 م( و نخستین بار توسط پسر او سلطان ابراهیم اعلام شد. اینکه او را شیخ شاه خوانده اند، ظاهرا” از آن رو است که تنظیم و ترتیب مقدمات براى قیام صوفیان صفوى باید به وسیله وى آغاز شده باشد. شیخ شاه براى نیل به این هدف، توجه مریدان جنگجو و مستعد قتال را که وجود آنها در پیرامون خانقاه همواره موجب تشویش خاطر حکام محلى بود، به ضرورت غزو و جهاد در بلاد گرجستان جلب کرد، اما فرمانروایان قراقویونلو که در این هنگام در آذربایجان و نواحى مجاور، قدرت را در دست داشتند، اینگونه نهضتها را، فقط تا حدى که تحت نظارت و موافق با اشارت خود آنها باشد، اجازت‏مى‏دادند و تاخت و تاز در نواحى مجاور قلمرو آنها را به هر بهانه باشد، مغایر با قدرت و نظارت خود در امور آذربایجان و نواحى تلقى‏مى‏کردند.

فعالیت پیگیر و منسجم صوفیان اردبیل براى کسب قدرت نظامى و سیاسى تشکیل دولات مستقل شیعى که توسط شیخ شاه آغاز شده بود، به وسیله پسر او شیخ جنید رهبرى و دنبال شد. وى که بعد از پدر (851 ق / 1447 م( از جانب مریدان، مرشد کامل و صاحب سجاده ولایت خوانده شد، موقع را براى خروج که مریدانش از مدتها پیش طالب آن بودند، مناسب یافت و وى که چندى در سوریه، طرابوزان و سایر بلاد عثمانى سر کرده بود، سرانجام با جمیع مریدان که عده شان حدود پنج هزار جنگجوى جانسپار بود، در نواحى آمد، به اوزون حسن، سرکرده ترکمانان سنى آق قویونلو پیوست و به رغم انتظار جهانشاه قراقویونلو، مورد استقبال و تکریم واقع گشت (861 ق / 1457 م( سرکرده آق قویونلو، خواهر خود، خدیجه بیگم را هم به این شیخ جوان که به خاندان رسالت هم انتساب داشت تزویج کرد(863 ق / 1459 م( و حتى به او رخصت داد تا در قلمرو وى از جانب خود، خلفایى براى نشر دعوت و تعلیم طریقت صفوى گسیل نماید. یکسال بعد، شیخ جنید در جنگى که به قصد جهاد با کفار چرکس عازم قفقاز بود، در مقابل خلیل سلطان – حاکم شروانشاه – مغلوب و کشته شد. جالب اینکه در این جنگ، شیخ جعفر، عموى شیخ جنید، و جهانشان حاکم شیعه مذهب قراقویونلو، حاکم شروانشاه را تشویق و یارى کردند تا بتوانند در این نبرد با شیخ متعصب شیعى پناه برده و مورد تایید اوزون حسن اهل سنت، فائق آید.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله پیمان سنتو با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله پیمان سنتو با word دارای 6 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله پیمان سنتو با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله پیمان سنتو با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله پیمان سنتو با word :

پیمان سنتو

با وقوع کودتای 28 مرداد، شاه و دربار از بحران عبور کردند. کمکهای مالی امریکا امکان نظامیگری را فراهم کرد و این گرایش بعدها به مدد سرازیر شدن دلارهای نفتی به اوج رسید.
پس از انعقاد قرارداد کنسرسیوم در سال 1333 و برکناری دولت کودتا، دوباره دربار رونق گرفت و شاه که گمان می‌کرد تنها راه غلبه بر مشکلات داخلی و بحرانهای منطقه‌ای نظامیگری است اقتصاد نفتی ایران را معطوف به گسترش و توسعه تشکیلات نظامی و خرید تسلیحات کرد.

حسین علاء، این آخرین حلقه از رجال استخواندار قاجار برای چنین روزی برگزیده شده بود. کسی که به رغم گرایش آشکار به سیاستهای انگلستان، چندی در همراهی با قوام به امریکا نزدیک شده بود. علاء به سبب نرمش در موضعگیریها، برای چنین روزی مناسب می‌نمود.

در آن سالها بیش از آنکه امریکا از نفوذ شوروی در خاورمیانه نگران بوده باشد، جمال عبدالناصر زبان مشترک اعراب، انگلستان را به وحشت انداخته بود. برای پیشگیری از نفوذ و گسترش نهضت مصر، ایران می‌بایست در رأس پیمان نظامی باشد؛ « پیمان بغداد» (که بعدها با خروج بغداد از آن به « پیمان سنتو» شهرت یافت). کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان زیرنظر انگلستان اعضای پیمان بغداد بودند.
فریاد مظفرعلی ذوالقدر در شبستان مسجد سپهسالار، پژواک نفرت عمومی مردم از انگلستان بود. گلوله در لوله گیر کرد و مجلس ختم سیدمصطفی کاشانی مصادف با فوت علاء نشد. ذوالقدر که خشت را از جای رفته دید سراسیمه بر سر و روی علاء یورش آورد. با این ترور نافرجام پرونده 10 ساله یک گروه مسلح اسلامی بسته شد. سرانجام علاء با سر و روی باندپیچی شده که نشانِ اعتراض مردم به عضویت ایران در پیمان بغداد بود برای شرکت در کنفرانس به بغداد رفت.

دو سال پس از انعقاد پیمان بغداد، در سال 1336 حسین علاء (وزیر دربار) خطاب به جان فاستر دالس (وزیر امور خارجه امریکا) می‌گوید: « همان طور که احتمالاً اطلاع دارید، بیشترین رقم هزینه کشور به تسلیحات نظامی اختصاص دارد. ما به عنوان عضو پیمان بغداد، این ضرورت را نه فقط در مورد امنیت خود بلکه امنیت متحدان و دوستانمان قلمداد می‌کنیم. در نتیجه از دوستان و همپیمانان خود می‌خواهیم که مسائل ما را درک کنند».
درک مسائل ایران بیش از هر چیز به مفهوم اعطای وامهای گوناگون به ایران بود.

طرح ایجاد یک کمربند امنیتی از غرب اروپا تا جنوب شرق آسیا به ادعای جلوگیری از نفوذ کمونیسم، نیاز به یک حلقه زنجیر به نام پیمان بغداد داشت تا پیمان ناتو در غرب و پیمان سیتو در شرق آسیا را به یکدیگر مرتبط سازد. قرارداد این پیمان در 5/12/1333 در بغداد بین کشورهای پاکستان، ترکیه، عراق و انگلستان منعقد گردید و در آبان 1334 ایران رسماً به آن پیوست. کمی بعد آیت‌الله کاشانی طی اعلامیه‌ای به افشای اهداف آن پرداخت و فدائیان اسلام نیز در مخالفت با آن اقدام به ترور نافرجام حسین علا نخست‌وزیر در 25 آبان 1334 نمودند که به دستگیری و شهادت چند تن از اعضای سازمان ختم شد.

پس از بروز کودتای 1337 عبدالکریم قاسم در عراق و خروج آن کشور از پیمان، نام آن به سنتو (Central Treaty Organization) تغییر یافت. امریکا به ملاحظه شوروی رسماً در آن عضویت نداشت اما در کمیته‌های اصلی آن منجمله ” کمیته مبارزه با خرابکاری“ پیمان که تحت نظارت کارشناسان امریکا فعالیت داشت عضو بود و فاستر دالس وزیر خارجه، مجری سیاستهای آن کشور در سنتو بود. کمیته مذکور نقش عمده‌ای در سرکوب مبارزات مردمی ایفا می‌کرد و در سال 1350 کمیته مشترک ضد خرابکاری با حضور نماینده امریکا در سنتو و نمایندگان ارتش، ژاندارمری، شهربانی و ساواک به منظور سرکوبی مبارزات مردمی ایجاد شد.
اعلان بیطرفی، عدم کمک امریکا به پاکستان در جنگ 1965 با هند و تجزیه بخشی از خاک آن کشور در 1971 که منجر به تأسیس کشور بنگلادش شد، این واقعیت را برای شاه آشکار ساخت که در صورت تجاوز به ایران، نمی‌توان امیدوار به کمک امریکا بود. به تدریج با کاهش نگرانی ناشی از خطر نفوذ کمونیسم که ایجاد اتحادیه‌های متعدد اقتصادی در جهان را به دنبال داشت سران سنتو که به لحاظ سیاسی مواجه با مشکلاتی بودند و نیازمند حمایت از یکدیگر، تحت رهبری امریکا ” سازمان همکاری منطقه‌ای برای عمران (RCD)“ را بنیان نهادند که به مرور جای سنتو را گرفت و با خروج ایران از آن در اسفند 1357، پیمان مذکور در فروردین ماه 1358 منحل شد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله انقلاب و کودتا با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله انقلاب و کودتا با word دارای 13 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله انقلاب و کودتا با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله انقلاب و کودتا با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله انقلاب و کودتا با word :

انقلاب و کودتا

مقدمه :
دوستهایی كه امروز خود را پیشگام آزادی . تمدن و حقوق بشر می پندارند پیشینه ای طولانی و سیاه در استعمارملت ها و غارت ثروتهای آنان دارند چندین دهه است كه این دولتها . با بیداری . استقلال خواهی ومبارزه ملتها فرصت و موقعیت استعمار به روش پیشین را از دست داده اند و بناچار به استعمار و سلطه طلبی نوین روی آورده اند یعنی به جای حضور مستقیم در كشورهای مستعمره كسانی را براریكه قدرت می نشانند كه خواستها و منافع نامشروعشان را تامین نماید . بنابراین هرچند شیوه استعمار تغیر كرده اما عامل اصلی آن یعنی خوی برتری جویی و قدرت طلبی مستكبران همچنان پابرجا بلكه روزافزن است .
عدم شناخت ملتها از شرایط روز و اوضاع جهان بخشی از عقب ماندگی آنها را تشكیل می دهد . بی تردید این شناخت در عصر گسترش و سرعت فوق العاده ارتباطات از اهمیت مضاعفی برخوردار می شود و اطلاع از مسائلی كه ارتباط مستقیم با سرنوشت مادارد موضوعی اجتناب ناپذیر است . محل تردید نیست كه امروزه مطالعه آمریكا بعنوان قدرت سلطه گری كه پس از فروپاشی نظام دو قطبی بدنبال تحقق هژمونی خودبرجهان است ضرورتی است كه باید مورد توجه همه قرار بگیرد . علی رغم بیست و پنج سال سلطه مستقیم آمریكا برایران بسیاری ازابعاد این سلطه گری باز شناسی نشده است .

بخش اول
سابقه روابط رسمی آمریكا
تاریخ برقراری روابط رسمی میان ایران و آمریكا به سال 1261ه.ش باز می گردد ودر آن زمان كه مصادف با دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجاربود دوقدرت بزرگ آن زمان یعنی انگلستان و روسیه عملا بسیاری از امور را درایران قبضه كرده بود با اعزام سیونرهای مذهبی و گروههای آموزشی و همچنین ارایه خدمات پزشكی ودرمانی به چهره انسانی ازخود به نمایش بگذارد كم كم به فكرافتاد كه ازقافله در امتیازگری ازحكومت قاجار عقب نماند و ازاین خوان یغما نصیب ببرد . لذا یكی ازاولین سفرای آمریكا درایران بنام ( وینستون ) امتیاز ساخت راه آهن تهران _ بوشهر راكه محل كنسول گری آمریكا از سال 1263 بود از ناصرالدین شاه گرفت .

پس ازوی ( ادوارد اسپنسر پرات ) نیز در اخذ بعضی ازامتیازات كوشید و موفق شد كه تاسیسات صدسازی استخراج معادن ساخت راه آهن و تاسیس یك بانك را به یك كمپانی آمریكایی به نام ( كمپانی ایران ) واگذار كند . علی رغم اخذ چنین امتیازاتی ایالات متحده آمریكایی هنوز استراتژی سیاسی مشخصی درایرن نداشت اتخاذ سیاست انزواطلبی آمریكا رااز مداخله گری در دیگر نقاط جهان منع می كرد قدرت نفوذ و سلطه بریتانیای كبیر و روسیه تزاری درایران دوره قاجار و حقوق و امتیازاتی كه دولتهای مزبور برای خودقایل بودند باعث شد

كه آنها نتوانند قدرت دیگری رادرمنطقه خاورمیانه و ایران تحمل نمایند چندی بعد برطبق قرارداد سال 1907 ایران به دوبخش شمالی و جنوبی منطقه نفوذ روسیه و بریتانیا تبدیل شد امتنای مفاد این قرارداد مردم ایران رابیش از پیش نسبت به مقاصد تجاوز كارانه همسایگان شمالی و جنوبی خشمگین ساخت . دراین میان دولت آمریكا سعی داشت با تكیه بر نقش بشردوستانه هیاتهای آریكایی درسالیان گذشته و نیز درجریان مبارزات مشروطه درمیان مردم ایران ازخودچهره مثبتی را به نمایش بگذارد جنگ جهانی اول نیز ثابت كرد كه نفت برای هركشوری كه در آرزوی دست یافتن به برتری و عظمت است منبعی حیاتی به شمار می رود اطلاع ازچنین حقیقتی توجه همگان رابه خاورمیانه به طوركلی و به ایران به طور خاص جلب كرد . رابطه ایران با آمریكا پس ازجنگ جهانی اول آمریكا ازلحاظ تجاری درآن جنگ نقش داشت بسیار حائز اهمیت است زیرا آمریكا دراین مقطع به طورعلنی خودرا درگیر رقابت بادوابرقدرت روس و انگلیس كرد ودر امور داخلی ایران صاحب مناصبی شد .

انگلیس اززمان آغاز فعالیت كمپانی نفت ایران و انگلیس درسال 1909 جای پای محكمی درایران داشت سایز قدرتهای بزرگ نیز شدیدا به نفت ایران علاقمند بودند این امر درمورد آمریكا نیز صادق بود و شركتهای نفتی آمریكایی ازدهه 1300برای دستیابی به امتیازاتی درایران تلاشی كرده بودند كمپانی نفتی ( استاندارد اویل ) كه از شركتهای بسیار بزرگ آمریكایی بود درسال 1299 برای كسب امتیاز نفت شمال ایران مذاكراتی را آغاز كرد .كمپانی نفتی (سینكلر) نیز دوسال بعد گفتگوهای مشابهی انجام داد ( كمپانی نفت آمریكا ) نیز كه شعبه ای ازكمپانی نفتی ( سی بورد) بود درسال 1316 وكمپانی نفتی ( استاندارد و كیوم) درسال 1319 درهمین راستا تلاش كردند اما دكر دكرزن وزیر امورخارجه انگلیس درگفتگو باوزیر خارجه ایران درباره ورود كمپانی استاندارد اویل به خاك ایران به شدت هشدار داد و تاكید كرد كهاین اقدام به معنای رقابتی است كهدرآینده منبع دردسر خواهد شد و نمی توان انتظار داشت كهدولت انگلیس نظر مساعدی نسبت به آن داشته باشد .

حضورفزاینده آمریكا درایران دراویل دهه 1320 تشنج موجود میان آمریكا و انگلیس رابه شدت افزایش داد .هرچند تلاش كمپانی های نفتی آمریكا به شكست انجامید اما نمایانگر علاقمندی آمریكا به حوزه های نفتی ایران بود شكست تلاشهای كمپانی های آمریكایی برای كسب امتیاز درطول این دوره 20ساله تااندازه زیادی به دلیل مخالفت انگلیسی ها بود بااین وجود چند سال پس ازجنگ جهانی دوم هنگامی كه دولت دكتر مصدق برسركار آمد وصنعت نفت رادرایران ملی كرد هنوز هم ایرانیان نظر مساعد به ایالات متحده آمریكا داشتند هنوز خاطره حمایت دربرابر شوروی درسازمان ملل متحده تشویقهای جورج آلن درباز پس گیری آذربایجان ورد موافقت نامه نفت با شوروی دراذهان زنده بود هنوز ایرانیان آمریكا را نیروی سومی پنداشتند كه حاضر است آنان رادربرابر فشار همسایگان شمالی و جنوبی حمایت كند و انتظار داشتند همانطور كه درقضیه آذربایجان و فشارهای شوروی ازایران پتیبانی كرده بود اكنون نیز درقضیه نفت جنوب و كشمكش با دولت انگلیس ازكمك به آنان دریغ ننماید امااین حسن نظر ایرانیان نسبت به دولت آمریكا دوام چندانی نیافت .

منافع آمركا در منطقه خاورمیانه
مهمترین موضوع برای آمریكا درمنطقه خاورمیانه عبارت است از حفظ و تداوم موجودیت رژیم غاصب اسرائیل ازآنجا كه رژیم صهیونیستی اسرائیل بزرگترین هم پیمان و حافظ منافع آمریكا درمنطقه می باشد لذا تامین امنیت آن برای آمریكا حائز اهمیت بوده است .
برای درك اهمیت حفظ امنیت اسرائیل برای آمریكا باید توجه داشت كه :
1 _ یهودیان درآمریكا نقش و نفوذ قابل توجه ودر برخی مواقع تعیین كننده دارند . لابی یهودیان دركنگره رسانه های گروهی آمریكا بسیار قوی است . نامزدهای ریاست جمهوری معمولا تلاش می كنند این لابی را به نفع خود در انتخابات جذب كنند . متقابل یهودیان نیز به عنوان اهرم موثری درجهت حفظ و تامین امنیت اسرائیل كوشیده اند .

2 _ حضوراسرائیل درمنطقه خاورمیانه _ كانون تولید نفت _ درست درمحل اتصال سه قاره بسیار با اهمیت است . اسرائیل نقطه اطمینان خاطر سیاست آمریكا درمنطقه است .3
3 _ كشورهای منطقه بویژه كشورهای نفت خیز عربی درسایه مخاطره اسرائیل به آمریكا وابسته شده اند و دلار های نفتی خود را مجددا دراختیارآمریكاو غرب قرار داده اند تابرای تامین امنیت خود اسلحهبیشتری بخرند .

بقای اسرائیل درواقع تضمین تجارت اسلحه آمریكا وحاكمیت و سلطه سیاسی این كشور درمنطقه است موضع گیریهای آمریكا در سالهای اخیر درقبال جمهوری اسلامی ایران و آنچه كه آمریكاییها به عنوان پیش شرط برای هرگونه فداكرده احتمالی جمهوری اسلامی ایران مطرح كرده اند این واقعیت مشخص می شود كه رژیم اشغالگر قدس هم به دلیل نفوذ صهیونیست ها دردستگاه حاكمه آمریكا و مراكز قدرت آن كشور و هم به دلیل نقش این رژیم درمنطقه خاورمیانه درطی نیم قرن گذشته برای آمریكا ازاهمیت راهبرداری برخورداری بوده و دولتمردان آمریكا به هیچ وجه قادر به نادیده گرفتن این رژیم و یاحتی تضعیف آن نمی باشند به طوری كه رژیم اشغالگر قدس به عنوان هسته مركزی معدلات سیاسی _ منطقه ای آمریكا حتی برای تداوم جریان نفت منطقه خلیج فارس به سوی غرب و مقابله با جمهوری اسلامی ایران درآمده است .

دوره ریاست جمهوری كارتر كه مقارن بود با پیروزی انقلاب اسلامی ایران وسقوط ومهمترین هم پیمان آمریكا درمنطقه خلیج فارس درسال 57 شاهد وارد آمدن ضربات بزرگی برمنافع آمریكا در خاورمیانه بود.
فصل دوم ( اقدامات خصمانه آمریكا برعلیه ایران دردوره كارتر )
بخش اول : حمایت ازگروههای به اصطلاح میانه رو :

برطبق یكی ازاسناد به دست آمده ازنظارت آمریكا درتهران سیاست آمریكا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دوبخش سیاست كوتاه مدت و سیاست بلندمدت تقسیم می گردد دراین رابطه لینگین كاردار سفارت آمریكا درنامه ای كه برای وزارت امورخارجه امریكا ارسال داشته است چنین می گوید سیاست كوتاه مدت : تاقبل ازتشكیل دولت جدید مامی خواهیم تمام مسایل گذشته حل شود و ازبیان هرگونه بحث و مجادله دوری شود .

سیاست بلندمدت : براین اساس قرار گرفت كه میانه روها برسركار باشند و ناسیونالیست های مخالف مذهب تسلط بیشتری دراداره مملكت داشته باشند . درضمن تاقبل ازاستقرار دولت جدیدهای می توانستیم راه های نفوذ درایران را امتحان كنیم بایستی یك موقعیت توام با اطمینان و احترام را درایران بیازماییم وآن را رواج دهیم .

دراین نامه به حمایت از میانه روها برای حفظ قدرت و پشتیبانی از ناسیونالیست های مخالف مذهب جهت تسلط بیشتر دراداره مملكت اشاره صدیح می شود.
طیف گسترده خط میانه از روحانی نمایان و لیبرال های مذهبی گرفته تا گروهها و عناصر سلطنت طلب وغیر مذهبی علی رغم اختلافات ظاهری در حفاظت ازمنافع آمریكا و مقابله با خط اصیل اسلامی با یكدیگر مشترك و متفق القول بودند تماس ها و ملاقاتهایی كه دراین مرحله با عناصر خط میانه رو صورت می گرفت بیشتر مبتنی برعلیه خط امام و همگام با منافع غرب بود . تكیه آمریكا براین جناح بخاطر ظاهر و وجهه اسلامی آنها بود تابتواند ازاحساسات مذهبی مردم درجهت اعمال سیاستهای سوء خود استفاده كند سیاست كلی آمریكا در تقویت خط میانهرو به طور اعم ودولت موقت به طور احض به خاطر شناختی بود كه ازآنان داشت زیرا موضع گیریها و سیاست های ضد امپریالیستی امام راهی نبود كه باب طبع آمریكا و یا حافظ منافع آنان درایران ومنطقه باشد و آمریكا تنها چاره برای ازمیدان بدركردن امام و پیروانش رادر تقویت جناح میانه روها ودرراس آنان دولت موقت می دید .

هدف دولت آمریكا ازحمایت گروههای میانه رو و ملی گرا تقویت عناصر غرب گرا و غرب زده جهت به دست گرفتن سررشته امور انقلاب و سپس به انحراف كشیدن انفلاب ودرنهایت

مسلط نبودن دوباره آمریكا برمقدرات این كشور ببوده است .
بخش دوم : نقشه تجزیه ایران و حمایت ازگروههای تجزیه طلب
آمریكایی ها ازهمان اوایل سال58 درفكر تجزیه ایران به چند منطقه كوچك تر بود تاازاین راه بتوانند حاكمیت مرزی را تضعیف نموده و سپس انقلاب اسلامی را به شكست بكشانند .
درراستای این هدف امریكا توطئه های گوناگونی را طرح ریزی كرده كه دراین قسمت به برخی ازآنان اشاره میشود دریكی ازاسناد خیلی محرمانه سفارت آمریكا یكی از دیپلماتهای آمریكایی به نام جان گریوز اظهار می دارد .
هیچ یك از گروهها اعم ازرهبران سنتی نیروهای مسلح مدیران و تكنیسن های غرب زده سیاستمداران لیبرال دمكرات آرمان گرایان شبه نظامی و بالاخره افراطیون چپ گرا كه شامل كمونیست ها نیز می شوند نمی توانند به نحو آشكار برای به دست گرفتن قدرت اقدام نمایند چون همیشه این خطر هست كه بنیادگران اسلامی كه ازحمایت بی دریغ توده ها برخوردارند آنها را نیست و نابود كنند لذا بنیادگرایان اسلامی نیز آسیب پذیر هستند به نظر من حداقل دو سناریو وجود دارد كه می توان آشوب به پا كرد و باعث سقوط نهایی آنان شد.

سناریوی اول : نیروهای روبه تفرق ناشی از نارضایتی های نژادی و منطقه ای كه اگر به نحو نامناسبی با انها برخورد شود می توانند سبب بسته شدن حوزه های نفتی وركورد در اقتصاد سنتی شده و یا ناسیونالیسم آن قدر بی اثر شود كه توده های مردم ازعدم استعداد و توانایی رهبران اسلامی خود نا امنی و ناامید شوند .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله وظایف و اختیارات ولایت فقیه در رهبری جمهوری اسلامی ایران با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله وظایف و اختیارات ولایت فقیه در رهبری جمهوری اسلامی ایران با word دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله وظایف و اختیارات ولایت فقیه در رهبری جمهوری اسلامی ایران با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله وظایف و اختیارات ولایت فقیه در رهبری جمهوری اسلامی ایران با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله وظایف و اختیارات ولایت فقیه در رهبری جمهوری اسلامی ایران با word :

وظایف و اختیارات ولایت فقیه در رهبری جمهوری اسلامی ایران

خبرگزاری مهر: ولایت فقیه از دیدگاه امام خمینی مترقی ترین اصل از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که بر اساس شرایط مندرج در همین قانون از سوی نمایندگان مردم در مجلس خبرگان انتخاب و بر اساس نص این میثاق ملی ، رهبری را برعهده می گیرد. متن زیر مروری بر اصول مربوط به اختیارات و وظایف رهبری در قانون اساسی دارد. ضمن اینکه تغییرات انجام شده در این اصول طی بازنگری سال 68 نیز ضمیمه گشته است.

دراصل دوم آمده است:
جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به:‏
1 – خدای یکتا (لا اله ‏الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او.
2 – وحی‏ الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین.
3 – معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا.
4 – عدل خدا در خلقت و تشریع.

5 – امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام.
6 – کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا، که از راه‏‏:
الف – اجتهاد مستمر فقهای جامع‏الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سلام‏الله علیهم اجمعین،
ب – استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تلاش در پیشبرد آنها،
ج – نفی هر گونه ستمگری و ستم‏کشی و سلطه‏گری و سلطه‏پذیری،

قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین میکند.
در اصل 5 آمده است:
در زمان غیب حضرت ولی عصر “عجل الله تعالی فرجه” در جمهوری اسلامی ایران و ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده ‏دار آن میگردد.

( اصل پنجم قبل از بازنگری سال 68 : در زمان غیبت حضرت ولی عصر، عجل‏الله تعالی فرجه، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با قتوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است، که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند و در صورتی که هیچ فقیهی دارای چنین اکثریتی نباشد رهبر یا شورای رهبری مرکب از فقهای واجد شرایط بالا طبق اصل یکصد و هفتم عهده‏دار آن میگردد. )
در اصل 57 آمده است:

قوای حاکم در جمهور اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال میگردند. این قوا مستقل از یکدیگرند.
( اصل پنجاه و هفتم قبل از بازنگری سال 68 : قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از‏: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت امر و امامت امت، بر طبق اصول آینده این قانون اعمال میگردند. این قوا مستقل از یکدیگرند و ارتباط میان آنها به وسیله رییس جمهور برقرار میگردد. )
دراصل 60 آمده است:

اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون مستقیما بر عهده رهبری گذارده شده، از طریق رییس جمهور و وزراء است.
( اصل شصتم قبل از بازنگری سال 68: اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون مستقیما بر عهده رهبری گذارده شده، از طریق رییس جمهور و نخست‏وزیر و وزراء است. )
دراصل 91آمده است:
به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات، مجلس شورای اسلامی با آنها، شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل میشود.
1 – شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز. انتخاب این عده با مقام رهبری است.
2 – شش نفر حقوقدان، در رشته‏های مختلف حقوقی، از میان حقوقدانان مسلمانی که به وسیله رییس قوه قضاییه به مجلس شورای اسلامی معرف میشوند و با رأی مجلس انتخاب میگردند.
( اصل نود و یکم قبل از بازنگری سال 68: به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای ملی با آنها، شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل میشود:
1 – شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز. انتخاب این عده با رهبر یا شورای رهبری است.
2 – شش نفر حقوقدان، در رشته‏های مختلف حقوقی، از میان حقوقدانان مسلمانی که به وسیله شورای عالی قضایی به مجلس شورای ملی معرفی میشوند وبا رأی مجلس انتخاب میگردند. )
در اصل 107 آمده است:

پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‏الله‏العظمی امام خمینی ” قدس سره‏الشریف ” که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهاء واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت میکنند هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب میکنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی مینمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسئولیت‏های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت.
رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.
( اصل یکصد و هفتم قبل از بازنگری سال 68 : هر گاه یکی از فقهای واجد شرایط مذکور در اصل پنجم این قانون از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شده باشد، همانگونه که در مورد مرجع عالیقدر تقلید و رهبر انقلاب آیت‏ الله‏ العظمی امام خمینی چنین شده است، این رهبر، ولایت امر و همه مسئولیتهای ناشی از آن را بر عهده دارد، در غیر این صورت خبرگان منتخب مردم درباره همه کسانی که صلاحیت مرجعیت و رهبری دارند بررسی و مشورت میکنند، هر گاه یکی مرجع را دارای برجستگی خاص برای رهبری بیابند او را به عنوان رهبر به مردم معرفی مینمایند، وگرنه سه یا پنج مرجع واجد شرایط رهبری را به عنوان اعضای شورای رهبری تعیین و به مردم معرفی میکنند. )
دراصل 109 آمده است:

شرایط و صفات رهبر:
1 – صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه.
2 – عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام.
3 – بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.
در صورت تعدد واجدین شرایط فوق، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قوی‏تر باشد مقدم است.

( اصل یکصد و نهم قبل از بازنگری سال 68 : شرایط و صفات رهبر یا اعضای شورای رهبری:
1 – صلاحیت علمی و تقوایی لازم برای افتاء و مرجعیت.
2 – بینش سیاسی و اجتماعی و شجاعت و قدرت و مدیریت کفای برای رهبری.
دراصل 110 آمده است:
وظایف و اختیارات رهبر:
1 – تعیین سیاستها کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.
2 – نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام.
3 – فرمان همه‏پرسی.
4 – فرماندهی کل نیروهای مسلح.
5 – اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای.
6 – نصب و عزل و قبول استعفای‏ :

الف – فقهای شورای نگهبان.
ب – عالیترین مقام قوه قضاییه.
ج – رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
د – رییس ستاد مشترک.
ه – فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
و – فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
7 – حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.

8 – حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.
9 – امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون میآید، باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد.
10- عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.
11 – عفو یا تخفیف مجازات محکومیت در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رییس قوه قضاییه.
رهبر میتواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند.

( اصل یکصد و دهم قبل از بازنگری سال 68: وظایف و اختیارات رهبری:
1 – تعیین فقهای شورای نگهبان.
2 – نصب عالیترین مقام قضایی کشور.
3 – فرماندهی کلی نیروهای مسلح به ترتیب زیر:
الف – نصب و عزل رییس ستاد مشترک.
ب – نصب و عزل فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
ج – تشکیل شورای عالی دفاع ملی، مرکب از هفت نفر از اعضای زیر:
– رییس جمهور.
– نخست‏وزیر.

– وزیر دفاع.
– رییس ستاد مشترک.
– فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
– دو مشاور به تعیین رهبر.
د – تعیین فرماندهان عالی نیروهای سه گانه به پیشنهاد شورای عالی دفاع.
ه – اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای به پیشنهاد شورای عالی دفاع.

4 – امضای حکم ریاست جمهور پس از انتخاب مردم صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد.
5 – عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور، پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی یا رأی مجلس شورای ملی به عدم کفایت سیاسی او.
6 – عفو یا تخفیف مجازات محکومیت، در حدود موازین اسلامی، پس از پیشنهاد دیوان عالی کشور. )
دراصل 111 آمده است:

هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود. یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد.
تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم میباشد. در صورت فوت یا کناره‏گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رییس جمهور، رییس قوه قضاییه و یکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه وظایف رهبری را به طور موقت به عهده میگیرد و چنانچه در این مدت یکی از آنان به هر دلیل نتواند انجام وظیفه نماید، فرد درگیر به انتخاب مجمع، با حفظ اکثریت فقهاء، در شورا به جای وی منصوب میگردد.

این شورا در خصوص وظایف بندهای 1 و 3 و 5 و 10 و قسمت‏های (د) و (ه) و (و) بند 6 اصل کیصد و دهم، پس از تصویب سه چهارم اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام اقدام میکند.
هر گاه رهبر بر اثر بیماری یا حداکثر دیگری موقتا از انجام وظایف رهبری ناتوان شود، در این مدت شورای مذکور در این اصل وظایف او را عهده‏دار خواهد بود.
( اصل یکصد و یازدهم قبل از بازنگری سال 68: هر گاه رهبر یا یکی از اعضای شورای رهبر یا یکی از اعضای شورای رهبری از انجام وظایف قانونی رهبری ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصل یکصد و نهم گردد از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم است.
مقررات تشکیل خبرگان برای رسیدگی و عمل به این اصل در اولین اجلاسیه خبرگان تعیین می‏شود. )
در اصل 112 آمده است:

مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصحلت در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را شورای نگهبان خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شورای نگهبان را تأمین نکند و مشاوره در اموری که رهبری به آنان ارجاع میدهد و سایر وظایفی که در این قانون ذکر شده است به دستور رهبری تشکیل میشود.
اعضاء ثابت و متغیر این مجمع را مقام رهبری تعیین مینماید.
مقررات مربوط به مجمع توسط خود اعضاء تهیه و تصویب و به تأیید مقام رهبری خواهد رسید.
( اصل یکصد و دوازدهم قبل از بازنگری سال 68 : رهبر یا اعضای شورای رهبری در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی هستند. )
دراصل 113 آمده است:

پس از مقام رهبری رییس جمهور عالیترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط میشود، بر عهده دارد.
( اصل یکصد و سیزدهم قبل از بازنگری سال 68 : پس از مقام رهبری رییس جمهور عالیترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و تنظیم روابط قوای سه گاه و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط میشود، بر عهده دارد. )
در اصل 131 آمده است:

در صورت فوت، عزل، استعفاء، غیبت یا بیماری بیش از دو ماه رییس جمهور و یا در موردی که مدت ریاست جمهوری پایان یافته و رییس جمهور جدید بر اثر موانعی هنوز انتخاب نشده و یا امور دیگری از این قبیل، معاون اول رییس جمهور یا موافقت رهبری اختیارات و مسئولیتهای وی را بر عهده میگیرد و شورایی متشکل از رییس مجلس و رییس قوه قضاییه و معاون اول رییس جمهور موظف است ترتیبی دهد که حداکثر ظرف مدت پنجاه روز رییس جمهور جدید انتخاب شود، در صورت فوت معاون اول و یا امور دیگری که مانع انجام وظایف وی گردد و نیز در صورتی که رییس جمهور معاون اول نداشته باشد مقام رهبری فرد دیگری را به جای او منصوب میکند.
( اصل یکصد و سی و یکم قبل از بازنگری سال 68 : در صورت فوت، کناره گیری یا بیماری بیش از دو ماه و عزل رییس جمهور، یا موجبات دیگری از این گونه، شورای موقت ریاست جمهوری موظف است ترتیبی دهد که حداکر ظرف پنجاه روز رییس جمهور جدید انتخاب شود و در این مدت وظایف و اختیارات ریاست جمهوری را جز در امر همه‏پرسی بر عهده دارد. )
در اصل 142 آمده است:

دارایی رهبر، رییس جمهور، معاونان رییس جمهور، وزیران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت، توسط رییس قوه قضاییه رسیدگی میشود که بر خلاف حق، افزایش نیافته باشد.

( اصل یکصد و چهل و دوم قبل از بازنگری سال 68 : دارایی رهبر یا اعضای شورای رهبری، رییس جمهور، نخست وزیر، وزیران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت، توسط دیوان عالی کشور رسیدگی میشود که بر خلاف حق افزایش نیافته باشد. )
دراصل 157 آمده است:

به منظور انجام مسئولیت‏های قوه قضاییه در کلیه امور قضایی و اداری و اجرایی مقام رهبری یک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبر را برای مدت پنج سال به عنوان رییس قوه قضاییه تعیین مینماید که عالیترین مقام قوه قضاییه است.
اصل یکصد و پنجاه و هفتم قبل از بازنگری سال 68: به منظور انجام مسئولیتهای قوه قضاییه شورایی به نام شورای عالی قضایی تشکیل میگردد که بالاترین مقام قوه قضاییه است و وظایف آن به شرح زیر میباشد‏:
1 – ایجاد تشکیلات لازم در دادگستری به تناسب مسئولیتهای اصل یکصد و پنجاه و ششم.
2 – تهیه لوایح قضایی متناسب با جمهوری اسلامی.
3 – استخدام قضات عادل و شایسته و عزل و نصب آنها و تغییر محل مأموریت و تعیین مشاغل و ترفیع آنان و مانند اینها از امور اداری، طبق قانون. )

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله خط میخی باستان با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله خط میخی باستان با word دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله خط میخی باستان با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله خط میخی باستان با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله خط میخی باستان با word :

خط میخی باستان
خط میخی پارسی باستان از خطهای میخی ایلامی و بابلی زاده شده است.این خط در نگاه نخست فرقی با دیگر خطهای میخی ندارد;..
خط میخی پارسی باستان از خطهای میخی ایلامی و بابلی زاده شده است.این خط در نگاه نخست فرقی با دیگر خطهای میخی ندارد،اما در یک نگاه در می یابیم که این خط دارای ویژگیهای خود است و مخصوصا از نظر سادگی نشانها و شمار محدود آنها کاملا متفاوت از دیگر خطهای میخی است.خط میخی پارسی باستان،36 حرف یا نشان و 8 هزوارش(ایدئوگرام یا لوگوگرام) دارد و از چپ به راست نوشته میشود.ویژگی این خط نسبت به خطهای میخی دیگر این است که:

1-هیچ نشانی کمتر از دو میخ(جز نشان فاصل و نشان عدد 1)و بیش از پنج میخ(جز هزوارشهای زمین و اهورامزدا)ندارد.
2-هیچ نشانی بیش ازچهار میخ افقی ندارد(جز هزوارش اهورامزدا)
3-هیچ نشانی بیشتر از سه میخ عمودی ندارد.
4-در هیچ نشانی بیشتر از دو عنصر زاویه که خود از دو میخ درست شده است وجود ندارد.(جز هزوارشهای زمین و اهورامزدا)
5-جز در نشان “وی” هیچگاه دو میخ همدیگر را بصورت عمود بر هم قطع نمی کنند.

کهن ترین نبشته هایی که به این خط به دست آمده،یکی از لوح های زرین آریامنه و ارشام و سنگ نبشته های منسوب به کوروش بزرگ در پاسارگاد میباشند.متن لوح زرین آریامنه چنین است:آریامنه شاه بزرگ،شاه شاهان،شاه در پارس،پسر چیش پیش شاه،نوه هخامنش.این کشور که من دارم،دارای اسبان خوب و مردان خوب است،خدای بزرگ اهورامزدا به من داد.به درخواست اهورامزدا من شاه در این کشورم.اهورامزدا ورا پشتیبانی فرماید.

لوح زرین ارشام پسر آریامنه با تفاوتی بسیار ناچیز دارای همان متن لوح آریامنه است و نوشته منسوب به کوروش کبیر تنها از چهار واژه درست شده است.من کوروش،شاه هخامنشی
اگر در زمان کوروش کبیر خط میخی پارسی باستان وجود میداشت،بیشتر از آریامنه و ارشام،او میتوانست خود را شاه شاهان بخواند اما در همه نبشته های منسوب به او تنها این چهار واژه بدست آمده است.این عبارت دروغ نیست اما در مقایسه با لوح های آریامنه و ارشام،در ارتباط کوروش کبیر حق مطلب ادا نشده است.هزوارشها پس از سنگ نبشته داریوش در بیستون ساخته شده اند.واژه شاه بیش از صد بار در بیستون تکرار میشود که اگر بصورت هزوارش نوشته شود،در بیستون ،ششصد نشان خط میخی پارسی باستان کمتر میشد.همچنین از هزوارشها تنها هزوارش شاه در سنگ نبشته های (به غیر از بیستون)داریوش آمده است و پیداست که دیگر هزوارشها پس از داریوش فراهم آمده اند.بنابر این دامن و آستین لباس کوروش به راستی نمی توانسته اند در زمان خود او دارای نبشته ای به خط میخی پارسی باستان و استفاده از هزوارش شاه باشند.همچنین داریوش بزرگ در بند هفتاد متن ایلامی در بیستون،خود را پدید آورنده خط آریایی میداند.ترجمه بند هفتاد متن ایلامی چنین است.داریوش شاه میگوید:با یاری اهورامزدا خطی درست کردم از نوعی دیگر،یعنی به آریایی.آن که پیش از این نبود،هم بر لوح های گلی،هم بر پر گامنت.همچنین امضا و مهر کردم.این خط نوشته شده و برایم خوانده شد.سپس فرستادم این خط را به همه کشورها.مردم این خط را آموختند.

مجموع این دلایل ثابت میکند که پیش از داریوش بزرگ خط میخی پارسی باستان وجود نداشته و این خط به دستور داریوش بزرگ برای اینکه جوابگوی امپراطوری چند ملیتی ایران باشد به یکباره ابداع گردید.
خط میخی
احتمالا توسط سومریان اختراع شد و آکدی ها آنرا از ایشان آموختند. از آنجایی که زبان بابلی و زبان آشوری ، لهجه های زبان آکدی هستند و خود زبان آکدی، بعدها زبان رسمی سومر شد و با توجه به اهمیت این تمدن ها در دنیای آن روز، بسیاری بر این باورند که خط میخی تبدیل به خط بین المللیِ آن روزگار شده و به همین دلیل در ایران و مصر گسترش یافت.
به نظر می رسد، آنچه که سبب شد خط میخی در ایران و مصر مورد توجه واقع شود، نیاز این کشورها به خطی کامل بود. در ایران، پیش از دوره هخامنشیان ، خطی کامل و جامع وجود نداشت و نیاز به یک روش نگارش با ویژگی های یادشده احساس می شد. در مصر اما وضعیت فرق می کرد و از قرن هفتم پیش از میلاد، با اختراع خط همگانی (demotive)، بیشتر متون تجاری به این روش نوشته شد و چنانکه از شواهد باقی مانده پیداست، خط میخی هرگز خط رسمی مصریان نبوده است.

به هر روی، در آغاز، خط میخی از الفبای تصویری تشکیل شده بود. به تدریج، طرح کلیِ هر تصویر با استفاده از خط های ”میخی شکل“ نوشته شد و هر نمادِ میخی، نشانه یک واژه کامل شد. چون برخی واژگان کشیدنی نبودند، به ناچار از بعضی نمادهای دیگر برای به نمایش در آوردن آنها استفاده شد و در نتیجه نمادهای چند معنایی بوجود آمد. برای نمونه، بجای خدا از نماد ستاره و بجای راه رفتن از نمادِ ”پا“ استفاده شد.
پرسش : چگونه در خط میخی، واژه نگاری تبدیل به روشِ نگارش هجایی شد؟

پاسخ : چون بیشتر واژگان زبان سومری، تک بخشی «تک هجایی) بود، به تدریج و بصورت قراردادی، هر نماد نشانگر هجایی شد که در اصل متعلق به یک واژه بود.
خط میخی بیش از 200 سال (550 تا 330 پیش از میلاد)، روش نگارش رسمی دربار ایران بوده است. چنانکه پیشتر نیز اشاره شد، خط میخی ایرانی با نمونه های موجود در کشورهای دیگر فرق داشته است. دو ویژگی این خط عبارتند از :
1- الفبای میخی ایرانی، هم آوانشان و هم بخش نشان‌ هجا نشان بوده است.
2- پنج دیس واژه برای واژگانی که پیاپی استفاده می شده، وجود داشته است.
در زیر، تصویر و آوا یا هجای هر نماد خط میخی ایرانی آورده شده است:

و این هم آن پنج نماد که نشاندهنده خدا، زمین، کشور و شاه بوده اند:

خط میخی
کتیبه‌ای به‌ خط میخی
میخی به آن دسته از خطوط (دبیره‌ها) گفته می‌شود که نمادهایی شبیه میخ دارند. خطوط میخی متفاوتی وجود دارند که برای نوشتن زبانهای مختلفی به کار می‌روند. از گونه‌های مختلف خط میخی می‌توان به میخی سومری، اکدی، ایلامی، اوگاریتی اشاره کرد و همچنین خط میخی هخامنشی که برای نوشتن فارسی باستانی بکار می‌رفته است. تمام خطوط میخی که تا کنون رمز‌گشایی شده‌اند از چپ به راست نوشته می‌شوند. این خط که برخی معتقدند مبنایی اندیشه‌نگار دارد، در همه کشورهای آسیای غربی بکار می‌‌رفته است. پژوهشگران، سومریان را ابداع کننده خط میخی می‌‌دانند.

میخی سومری
میخی سومری را غالب پژوهشگران نخستین گونه خط در غرب آسیا می‌شمارند. سومریان (حدود 3000 تا 2500 سال قبل از میلاد) با ابداع خط میخی دوره‌ای را آغاز کردند که به عنوان آغاز خط نویسی شهرت دارد و همچنین اولین مدارک نگارشی بشر که به صورت لوحهای گلین برجای مانده متعلق به تمدن‌های میانرودان است.
به‌تازگی برخی همچون دکتر عبدالمجید ارفعی بر اینکه سومریان مخترع خط در این منطقه بوده‌اند را زیر پرسش برده اند. این گروه برای این نظریه دو دلیل می‌آورد، یکی این که برخی نام‌های شهرهای سومری به گونه هزوارش هستند که نشان می‌‌دهد که از زبان و خط دیگری گرفته شده و دلیل دیگر پیدا شدن اسنادی در جیرفت و شهر سوخته در شرق ایران به خط میخی آغازین است که کهن تر از خط سومری هستند.

میخی اکدی
دبیره میخی اکدی، دبیره‌ای میخی بود که در سال 2359 پیش از میلاد، از دبیره میخی سومری، گرفته و سازگار شد. در همان زمان، بسیاری از واژه‌های سومری به زبان اکدی راه یافتند و واژه‌نگارهای سومری، در هر دو زبان سومری و اکدی خوانده می‌شدند. این زبان دارای 200 تا 400 نشانه و یا حتی بیش‌تر است، که بسیاری از آن‌ها دارای چند تلفظ می‌باشند. این دبیره برای نوشتن زبان اکدی که یکی از زبان‌های سامی در میانرودان(عراق، سوریه و ایران امروزی) بوده‌، در میان سال‌های 2800 پیش از میلاد تا سال 500 میلادی به کار می‌رفته است.

میخی ایلامی
دبیره میخی ایلامی، دبیره‌ای میخی است که از 2500 پ.م. تا 331 میلادی به کار می‌رفته‌است. این دبیره از دبیره میخی اکدی بدست آمده‌است. دبیره میخی ایلامی از 130 نشانه ساخته شده‌است، که این تعداد بسیار کم‌تر از دیگر دبیره‌های میخی است.

میخی اوگاریتی
میخی اوگاریتی، دبیره‌ای میخی و ابجد است، که از 1500 پ.م. برای نوشتن زبان اوگاریتی به کار می‌رفته‌است. در سال 1928 در اوگاریت(رأس شمراء امروزی) در سوریه، کتیبه‌ای به زبان مرده سامی‌ شمال‌خاوری یافت شد که 31 حرف داشت.
لوح‌های گلی که به اوگاریتی نوشته شده‌اند، دیرینه‌ترین گواهی چیدمان الفبایی سامی خاوری و جنوبی است که ساختار الفبایی دبیره‌های عبری، یونانی، و لاتین از یک سو و الفبای گعز از سوی دیگر برگرفته از این دبیره هستند
این دبیره، از چپ به راست نوشته می‌شود.

میخی هخامنشی
خط میخی هخامنشی به احتمال زیاد توسط داریوش بزرگ ایجاد شده است. این نوع خط میخی که متشکل از 50 علامت است. آخرین نوع خط میخی‌است که ابداع شده است (در سده‌ ششم پیش از میلاد). این خط برای نوشتن کتیبه‌های هخامنشی به کار رفته است. خط میخی هخامنشی خطی نیمه الفبایی نیمه هجایی است به علاوه 8 علامت (ایدئوگرام) که برای لغات پر استفاده مثل شاه، کشور و اهورامزدا به کار می‌روند. این خط از ساده‌ترین خطوط میخی است. تنها خط میخی اوگاریتی است که از آن ساده تر است و صد در صد الفبایی است. این خط همکنون در استاندارد یونیکد (41) پذیرفته شده و بازه‌ای به آن اختصاص داده شده است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله تاسیسات حوزه علمیه با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تاسیسات حوزه علمیه با word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تاسیسات حوزه علمیه با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله تاسیسات حوزه علمیه با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله تاسیسات حوزه علمیه با word :

تاسیسات حوزه علمیه

بسمه تعالی
به دلیل گستردگی مطالب از تشریح متن خودداری نموده و تنها اعم و خلاصه ای از موضوعات قابل ومهم مكتوب می گردد. (Boiler Room) موتورخانه حوزه علمیه
موتورخانه مذكور در ضلع شمالی ساختمان حوزه واقع گردیده كه شامل تعداد چهار عدد بولیو آبگرم ـ دستگاه انبساط بسته سه عدد ـ مبدل آب گرم جهت مصرف آب گرم بهداشتی دو دستگاه منبع آب نمك و سختی گیر ـ دو دستگاه ـ تعداد چهار دستگاه چیلر تراكمی ـ پمپ فونداسیونی ـ پمپ مداری ـ برج خنك كن می باشد . تعداد پنج پمپ سیركولاسیون ـ جهت سیر كوله كردن آب هوا سازها ـ تعداد سه پمپ سیر كولاسیون جهت سیر كوله كردن آب فن كویل ها ـ تعداد سه پمپ جهت سیر كوله كردن آب گرم مبدل ـ تعداد چهار پمپ جهت سیر كوله كردن آب كندانسور به برج .

خلاصه ای از شرح و چگونگی كار دستگاهها :
سیستمی تراكمی (چیلر ):CHILLER
در ماشینهای مبرد تراكمی ،مقداری كاردر Com Perssor به سیستمی داده می شود ،كمپرسور سیال مبرد را متراكمی نموده وسیال كه به گاز تبدیل شده در Cond an sor حرارت دریافت كرده را به محیط پس می دهد و بعد از عبور از شیر انبساط Expotione Valve وارد Evaporator شده ودراثر ازدیاد حجم ،حرارت محیط اطراف را كسب می كند و در نتیجه هوای اطراف او اپراتور خنك می شود . چهار عدد چیلر ازنوع ـ متناوب پیستونی ـ رفت و آمدی Reciprocating موجود می باشد ظرفیت این نوع چیلرها از یك تن الی 40تن می باشد ودر J مدل برای ظرفیتهای مختلف ساخته می شود . نوع بسته (Hermrtic) ـ نوع نیمه بسته (Semi Hermetic) ـ نوع باز (open Hermetic) كه چیلر های مذكور از نوع ( Hermetic) می باشند یعنی كمپرسور و موتور دریك پوسته قرار داشته و كاملاً غیر قابل نفوذ بوده است . چیلرهای مذكور از شركت ساروال واز مبرد فریون 22 استفاده نموده وروغن آن از نوع For-G-S می باشد . هر چیلر دارای 4 كمپرسور و2 كندانسور می باشد وهر كمپرسور دارای قدرت 40 تن است و هر چیلر دارای قدرت 160 تن اسمی و 140 تن عملی می باشد .

در جه فشار بالای چیلر (HP) بایستی بین 260-200 باشد و درجه فشار پایین )LP( بایستی بین 75-45 باشد درجه فشار روغن باید حداقل 20 درجه بیشتر از درجه فشار كمی باشد . سطح نمای روغن بایستی همیشه تا نصف شیشه روغن داشته باشد سطح نمای گاز باید صاف و بدون حالت كف زدگی باشد .

وسائل تولید حرارت – دیگ (Boiler)
از معمول ترین مولد های گرمائی ،دیگ های حرارت مركزی می باشند . دردیگ ها انرژی حرارتی از سوخت (كه توسط مشعل تولید حرارت می نماید ) گرفته شده وبه آن داده می شود . بسته به نوع مصرف ،آب می تواند دردیگ ها به آب داغ و یا بخار تبدیل شود لذا دیگ ها به دو نوع دیگ آبگرم و دیگ بخار تقسیم می شوند .در دیگهای آب گرم انرژی حرارتی تولید شده توسط مشعل ،آب داغ را تولید می نماید وسعی می شود كه از تولید بخار جلوگیری به عمل آید زیرا در این دیگ ها كنترل و سوپاپی جهت بخار ایجاد شده وجود ندارد و در صورت تولید بخار به دیگ آسیب می رسد . دیگ ها آب گرم از نظر جنس و ساخت به دو نوع : چدنی و فولادی تقسیم می شوند دیگهای موجود با ظرفیت 150000k col با سوخت گاز شهری مشغول به كار می باشد ودر اینجا دمای مورد نظر روی 80set می شود .

برج خنك كن (Coo Ling tower)
گرمایی كه در سیكل كار چیلر تولید شده در كندانسور چیلر به آب داده می شود آبی كه به اینصورت گرم شده به برج خنك كن منتقل می گردد تا گرمای خود را درآنجا به محیط اطراف بدهد. نحوه عمل در برج بدین صورت است كه آب از بالا به پایین پاشیده می شود ودر حین عبور از قسمت های داخلی برج ،با وزش هوا ، قسمتی از گرمای آب به محیط داده می شود و مقداری از حرارت باقیمانده نیز ضمن تبخیر ذرات آب(كه با گرفتن گرما همراه است ) خنثی می شود ، پس از این مراحل آب در تشتك زیربرج جمع شده و جهت برقراری مجدد سیستم به چیلر می رود . وزش هوا در داخل برج معمولاً به وسیله هوا ده یا بادرسان صورت می گیرد . بادرسان ها از نوع پروانه ای و یا سانتریفوژ هستند كه در برج موتورخانه از نوع سانتریفوژ استفاده شده است .

مشعل (Burner)
تولید گرما در دیگ ها به وسیله مشعل صورت می پذیرد . مشعل ها معمولاً با سوخت های مایع (oil Burner) كار می كنند. در مناطقی كه دسترسی به گاز آسان باشد از مشعل های گازی (Gas Burner) استفاده میشود.

مشعل مورد نظر در موتورخانه از نوع گازی می باشد. در مشعل های گازی عمل احتراق به وسیله گاز صورت می پذیرد . به علت خطرات بیشتری كه گاز نسبت به گازوئیل دارد كنترل آن از حساسیت زیادی برخودار است . معمولاً دارای یك ترموكوپل برای كنترل شعله می باشد ودر صورتیكه شعله از میان برود فرمان قطع جریان گاز را می دهد .

خطوط و وسایل انتقال انرژی :
انتقال گرما و سرما توسط دو عامل آب یا بخار ( لوله كشی )
و هوا (كانال كشی ) صورت می گیرد . وسیله ایجاد فشار در لوله كشی پمپ ودر كانال كشی ،بادرسان می باشد . آب به وسیله دیگ گرما و یا به واسطه چیلر سرما گرفته و توسط خطوط لوله كشی به قسمت های مورد نیاز منتقل می شود . ایجاد فشار به وسیله Pump صورت می گیرد معمولاً در ظرفیت های كم (تا حدود 100FTJ5,GPM) از پمپ خطی (In line3 pump) كه در فضای آزاد روی مسیر خط لوله نصب می شود استفاده شده ودر ظرفیت های بزرگتر پمپ زمینی (Base Mounted pump) به كار می رود . پمپ زمینی روی فونداسیون نصب شده و قبل از اتصال به سیستم لوله كشی معمولاً لرزه گیر به كار می برند

تا ارزش پمپ كه باعث ایجاد فتیگ یا خستگی و شكستن لوله ها می شود به شبكه لوله كشی منتقل نگردد. در مواقعی كه احتیاج به فشار زیاد باشد از پمپ های چند مرحله ای (Multi stage pump) استفاده می شود . عموماً پمپ های موتور خانه طبق برنامه زمانبدی شده به نوبت در مدار قرار گرفته و Enry aiz می شدند . این گونه پمپها در مكش دارای گیج فشار (مانومتر ) ـ شیرفلكه ـ صافی (Strainer) ولرزه گیر میباشند ودررانش نیز دارای لرزه گیر شیر یكطرفه ـ شیر فلكه و مانومتر می باشد Cheak valae یا شیر یكطرفه برای جلوگیری از ضربه قوچ یا پدیده و تر هم یا چكش آبی می باشد ـ مانومتر فشار را مشخص می كند ـ شیر كشویی برای قطع یا وصل آب وشیر فلكه سوزنی برای تنظیمی و بی آب استفاده می شود ـ صافی یا استریز برای جلوگیری از ناخالصی آب به داخل پمپ نصب می شود.

وسائل تبادل و توزیع گرما و سرما :
آب ،بخار و یا هوا . بعد از عبور از شبكه های انتقال به وسائل توزیع گرما و سرما رسیده مطبوع محیط را فراهم می آوردند وسائل توزیع سرما و گرما در اینجا فن كویل و هوا ساز می باشد. از فن كویل برای گرمایش در زمستان و هم برای سرمایش در تابستان مورد استفاده قرار می گیرد. آب سردوگرمی كه در دستگاههای مولد انرژی (دیگ ـ چلیر ) تولید می شود توسط پمپ و شبكه لوله كشی به فن كویل رسیده و پس از عبور از كویل های پره دار به وسیله وزش اجباری هوا روی كویل ها ، سرما و گرما را به محیط می دهد .

فن كویل را معمولاًزیر پنجره قرار داده و پشت آن دریچه هوای تازه نصب می نمایندـ عیب سیستم فن كویل نسبت به تهویه مطبوع (دستگاه هواساز ) این است كه در فن كویل نمی توان روی رطوبت هوا كنترل داشت . این دستگاه در ساختمانهایی مورد استفاده قرار گیرد كه درجه حرارت هر یك از اتاق ها را مستقلاً بخواهند كنترل نمایند. كنترل درجه حرارت در سیستم فن كویل به دو صورت انجام می گیرد ،یكی نصب شیربرقی روی لوله رفت و برگشت كه به علت هزینه زیاد معمولاً اجرا نمی گردد و دیگری نصب ترموستات اتاقی در داخل است كه به بادرسان فن كویل دستور قطع ووصل می دهد ولی آب سرد وگرم كماكان در داخل آن جریان دارد .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله دفاع مقدس با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله دفاع مقدس با word دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله دفاع مقدس با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله دفاع مقدس با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله دفاع مقدس با word :

دفاع مقدس
بسم الله الرحن الرحیم
الحمد لله المنعوت بجمیل الصفات،و صلی الله علی سیدنا محمداشرف الكائنات، المبعوث بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله، و علی آله وصحبه الذین نصبوا انفسهم للدفاع عن بیضه الدین حتی رفع الله بهم مناره،واعلی كلمته وجعله دینه المرضی،وطریقه المستقیم.

پیشگفتار
رزمندگان و مجاهدانی كه در راه خدا و برای دفاع از حكومت و سرزمین های اسلامی به جنگ و جهاد می پردازند باید دارای بینش عمیق و فهم دقیق نسبت به اهداف اسلام در جنگی كه درآن شركت می كنند و همچنین نسبت به احكام و مسائل جنگ و مبارزه باشند چنانكه حضرت علی علیه السلام در توصیف مجاهدان صدر اسلام می فرمایند:« حملو ابصائرهم علی اسیافهم» یعنی شمشیر زدن مسلمانان در جنگها از روی بینایی بود. وجود این آگاهی و بینش برای این است كه اولاً رزمندگان برای رضای خداوند متعال و فی سبیل الله بجنگند و در ثانی در مراحل مختلف جنگ حدود الهی را رعایت نموده و طبق موازین شرع و احكام الهی حركت كنند و میادا عملی بر خلاف شرع و انسانیت ازآنها سر بزند زیرا وقتی هدف رزمنده اسلام از شركت در جنگ رضای خداوند باشد،

پس باید طبق دستور و نظر خداوند حركت نماید و انگونه كه او و پیامبرش (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام می فرمایند عمل كند و بجنگند تا هم رضای خداوند و بهشت موعود را كسب نماید و هم نصرت و مدد الهی را همراه خود داشته باشد . توجه به این مهم خصوصاً برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و بسیجیان بسیار ضروری و لازم است اگر چه تاكنون هم اینچنین بوده و رزمندگان ما در طول انقلاب و خصوصاًدر8 سال دفاع مقدس ودر مناطقی چون كردستان با بینش و بصیرت نسبت به اهداف الهی انقلاب و با آگاهی كامل نسبت به توطئه های دشمنان، از كشور اسلامی ایران و مردم مسلمان آن دفاع نمودند. والبته لازم است بر سطح آگاهی و بینش و تخصص قوای مسلح افزوده شود و این آگاهی و تخصص ها به نسل بعدی انتقال یابد.

با توجه به مطالب و بعضی دلایل كه باعث شد موضوع این رساله را « جهاد دفاعی » انتخاب كنم به شرح ذیل می باشد.
1- اكثر جنگهای پیامبر اسلام، جنگ های دفاعی بوده و همچنین بسیاری ازآیات جهاد مربوط به جهاد دفاعی می باشد. زیرا از آنجا كه اسلام دین منطق و هماهنگ با فطرت است و همچنین دین حكمت و رحمت و تامین كننده سعادت دنیا وآخرت بشر می باشد، اگر اصول و مبادی و احكام آن بطور صحیح و روشن بر هرفرد و گروهی خصوصاً صاحبان فكر و اندیشه و دانشمندان و كسانی كه قلبهایشان بخاطر غوطه ور نشدن در لجنزار گناهان و شهوات آلوده و سیاه نشده عرضه شود،

آنها دعوت اسلام را لبیك گفته وآن را قبول خواهند نمود ودرمقابل احكام الهی آن خاضع و مطیع خواهند شد كما اینكه اقوام مختلفی كه تا كنون مسلمان شده اند اسلام را از روی اختیار و رغبت و بدون هیچگونه جبری پذیرفته اند، اگرچه ممكن است حكومتهای حاكم بر بعضی از این اقوام مثل حكومت ساسانیان در ایران بوسیله رزمندگان مسلمان و با جنگ ومبارزه ساقط شده باشند، ولی پس از تماس این اقوام با مسلمانان و آشنایی با دین اسلام و احكام متعالی آن گروه گروه به دین اسلام گرویده و با آغوش باز اسلام را پذیرفته اند.

ولی در بسیاری از موارد مستكبران و حاكمان جبار از رسیدن دعوت اسلام به افراد و مات ها جلوگیری می كنند و یا آن دعوت را با جوسازیها و تبلیغات منفی خنثی كرده واز اسلام نزد مردم خود چهره ای غیر واقعی و خشن جلوه گر می سازند. و گاهی بزرگان و علمای آنها هم بخاطر حب جاه ومقام و حب مال و دنیا حقایق را كتمان می كنند و باعث باقی ماندن مردم و جامعه خود در ضلالت و گمراهی می شوند. فقط در این موارد است كه اگر امام معصوم (ع) صلاح بداند حكم جهاد ابتدایی را صادر می نمایند ولی این نوع جهاد تا كنون كمتر اتفاق افتاده است . برعكس در بسیاری موارد بوده كه دشمن چه در زمان حیات رسول اكرم (ص) و چه در زمان بعد از ایشان تا به امروز به مسلمانان حمله و یورش برده و در صدد انهدام پایگاهها و مراكز آنها بوده و مسلمانان مجبور به مقابله و شركت در جهاد دفاعی

شده اند .جنگ های احد، احزاب و غزوه تبوك در صدر اسلام و جنگ های مسلمانان در مقابل حمله مسیحیان و صلیبیون به بیت لامقدس و اشغال آن و مبارزه فعلی مردم فلسطین و لبنان در مقابل صهیو نیست های اشغلگر نمونه های بارزی از جنگ های دفاعی مسلمانان می باشد .

2- با توجه به اینكه ما فعلاً در زمان غیبت امام زمان (ع) بسر می بریم و اكثر فقها جهاد ابتدایی را مختص به زمان حضور امام معصوم (ع) و اذن او می دانند پس طبق نظر ایشان در زمان حاضر جهاد ابتدایی بطور كلی جایز نمی باشند. و اگر چه بعضی از فقهای دیگر این نوع جهاد را تحت رهبری ولی فقیه جامع الشرایط جایز می دانند ولی متاسفانه شرایط و وضعیت مسلمانان در این زمان به گونه ای است كه هیچ زمینه ای برای جهاد ابتدایی وجود ندارند ولی در عوض به خاطر تهاجمات و توطئه های گوناگون دشمنان اسلام لازم و واجب است كه مسلمانان به فكر دفاع از خود و دفع تهاجمات و تجاوزات دشمنان باشند. امروز ندای استغاثه و یا للمسلمین، مسلمانان مظلوم و فلسطین ، لبنان، بوسنی هرزگوین، هند، كشمیر، چچن و حتی مسلمانان چین به گوش می رسد و مسلمانان دیگر جهان باید به ندای استغاثه آنها لبیك گفته و با كمك های مادی و معنوی خود آنها را یاری نمایند.

3- در اكثر كتابهایی كه در رابطه با جهاد نوشته شده یا بطور كلی و عام در رابطه با جهاد بحث شده و یا فقط احكام و موضوعات جهاد ابتدایی درآن مطرح شده و اگر هم درآن مسائل دفاع و جهاد دفاعی آمده خیلی خلصه و گذرا به آن اشاره گردیده. ولی ما سعی كرده ایم در این رساله موضوع جهاد دفاعی را طرح نموده و بعضی آیات و روایاتی كه در این خصوص وارد شده و همچنین احكام و مسائل مختص به این نوع جهاد را به رشته تحریر در بیاوریم.

4- آمادگی دفاعی و جهاد دفاعی نقش بسیار مهم و اساسی در حفظ و حراست از تمامیت ارضی یك كشور اسلامی دارد كشوری كه ممكن است مورد هجوم دشمنان كافر و یا بغاه و آشوبگران داخلی یا خارجی قراربگیرد. واگر ملتها دارای آمادگی رزمی و توان بالای دفاعی باشند دشمن هرگز جرات حمله و تجاوز به آنها را نخواهد داشت چنانكه خداوند در آیه 60

سوره انفال دستور می دهد: « و اعدوالهم ما استطعتم من قوه;» یعنی مسلمانان باید توان نظامی و آمادگی دفاعی خود را تا حدی بالا ببرند كه دشمنا نشان از آنها ترسیده و جرات حمله به آنها را نداشته باشند. و بر فرض حمله دشمن اگر مسلمانان جنگ دفاعی همه جانبه ای را علیه آن آغازنمایند به حول و قوه الهی پیروز خواهند شد و كشور اسلامی و مردم مسلمان آن از شر دشمن ظالم و جنایتكار نجات خواهند یافت.

برای پی بردن بیشتر به اهمیت جهاد دفاعی لازم است بدانیم كه تقریباً 200 سال پیش وسعت كشور اسلامی ایران دو برابر وسعت فعلی آن بوده ولی در اثر بی لیاقتی پادشاهان و حاكمان سلسله قاجار و عدم توجه به مسئله مهم دفاع و بنیه نظامی و نبودن ولی فقیهی كه حمایت مردم مسلمان را همراه خود داشته باشد درراس امور، بسیاری از مناطق مهم و استراتژیكی و دارای منابع و ذخایر مهمی چون نفت و گاز را از دست دادیم.
این مناطق مدتی تحت حاكمیت روسیه تزاری و سپس 70 سال تحت سلطه كمونیست های شوروی بود و فعلاً به صورت كشورهای كوچكی وجود دارند كه یا وابسته به روسیه هستند و یا تحت نفوذ آمریكا و كشورهای غربی به حیات خود ادامه می دهند.

آری بی لیاقتی حاكمان قاجار و بی توجهی آنها به مسئله كشور داری و خصوصاً موضوع مهم دفاع از كشور و همچنین عدم آشنایی و مهارت نیروهای رزمی ایران به سلاحهای جدید و پیشرفته آن زمان از علت های مهم شكست ایران در دو جنگ مهم با روس تزاری بود ونهایتاً منجر به تن دادن ایران به قراردادهای ننگین و تاسف بار گلستان و تركن چای شد و بخش وسیعی از دارالاسلام (ایران) به دارالكفر(روسیه) ملحق شد و بسیاری از مردم مسلمان و مومن ایرانی تحت سیطره و حاكمیت كفر و شرك قرار گرفتند و برای همیشه از مركزیت اسلامی خود جدا شدند.

بر عكس در جنگ دفاعی ملت سلحشور و مومن ایران علیه تجاوز بعث عراق، ارتش صدام با وجود حمایتهای گسترده شرق و غرب و كشورهای منطقه پس از هشت سال جنگ ناجوانمردانه علیه ایران و متحمل شدن خسارتهای فراوان و از دست دادن نیروهای انسانی
بسیار نتوانست حتی یك وجب از میهن اسلامی ما را به تصرف خود در بیاورد( اگر چه در اوایل جنگ به خاطر شرایط استثنایی اول انقلاب و نابسامانی در سازمان ارتش و ضعف در سیستم دفاعی كشور و خیانت بنی صدر توانسته بود یكسری از شهرها و مناطق ما را تصرف نماید ).

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله سرگذشت استبداد با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سرگذشت استبداد با word دارای 96 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سرگذشت استبداد با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله سرگذشت استبداد با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله سرگذشت استبداد با word :

سرگذشت استبداد

مقدمه

سرگذشت اتحاد استبداد، سلطنت و مذهب در برابر قیام و اصلاحات در ایران، جان مایه تاریخ ایران است. هر دودمانی که سقوط کرده، تا آخرین لحظه دمار از روزگار مردم ایران برآورده و در این جدال، که به بزرگترین قیام های مردمی انجامیده مذهب گاه به همت اندیشه ها و جرقه‌های نو در درون آن، در کنار مردم بوده و بیش از آن، علیه مردم و در کنار دربار سلطنتی. از میان مردم، رهبرانی برخاسته‌اند که رسم و آئینی اصلاحی را در قالب مذهب به میدان آورده و در دل مردم جا باز کرده اند، اما در نهایت این نواندیشان دینی نیز یا جذب قدرت شده‌اند و یا آن ها نیز با مردم یک سرانجام یافته و سرکوب شده اند. این سرگذشت، یعنی جدال “نو” با “کهنه” هم در مذهب و هم در بطن جامعه ایران عبرت آموز است و عجیب آن که تاریخ قضا و قضاوت در ایران نیز پیش از پیدایش حضرت محمد(ص) و اسلام تا کنون- از هخامنشیان تا جمهوری اسلامی- همین بوده است: دستگاهی در کنار قدرت مستبد!

قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک ستمگر گرچه افسانه‌ای تاریخی است ولی این حقیقت را که مردم ایران زمین در برابر جور و ستم زیر درفشی که نمودار رنج و محرومیت تودهً زحمتکش است گرد می‌‌آیند و به مبارزه می‌‌پردازند، مجسم می‌‌کند. تاریخ نویسان ایرانی و بیگانه با تحریف و تغلیط، بیشتر جنبش ها و قیام ها را زیر پرده جانبداری سیاسی و مذهبی خود پنهان کرده، به آن ها زمانی رنگ الحاد و زندقه و گاهی خیانت و فتنه گری زده اند. این قیام ها و جنبش ها را که به پیش از اسلام، بعد از آن تا آغاز قرن بیستم و سرانجام قرن معاصر باز می‌‌گردد را، باید از زیر خاکستر قرون و اعصاربیرون کشید و زنگ زمان و پلیدی های تاریخ سازان را از آن ها زدود.

جنبش مانوی 276- 216 م
“این جامعه را ترک کن، تو از جانبداران آن نیستی، تو باید عادات و رسوم را منظم کنی و لذایذ را تحت تسلط درآوری”.
این ندائی است که طبق آثار مانوی از جانب “شاه نور بهشت” که نام عالی‌ترین “نیکی” است در سن 12 سالگی به مانی رسیده. مانی در سال 217/216 م. در خانواده‌ای مذهبی از “ادریون مغتسله” بدنیا آمد و در بابل پرورش یافت. بطور کلی جامعه آن روزی به بندگان و کشاورزان (آزاد) در برابر شاه و شاهزادگان، مهان (بزرگان)، نجبا کوچک و دهگانان (نجبای ده) و پیشوایان مذهبی زردتشت تقسیم می‌‌شد. کشاورزان آزاد و یا بطورکلی زحمتکشان ) آزاد( همواره در خطر بنده شدن بودند. هر آزاد که قادر به پرداخت مالیات نبود و یا در جنگ اسیر می‌‌گردید فورا به بنده تبدیل می‌‌شد و چون جنگ ها از دوران اشکانیان تا ساسانیان و قحط و غلا مداوم بود، سیلی از آزادان به طرف بندگان روان بود. بندگان مانند کالا بفروش می‌‌رسیدند. اختلافات مذهبی بین زردشتیان، عیسویان، یهودان نیز به این وضع آشفته می‌‌افزود. این جامعه دارای دو قطب حاکم و محکوم که تضاد اصلی آن را تشکیل می‌‌دادند، بود. تضادهای دیگر از جمله تضاد بین شاه و نجبا و اشراف و دستگاه مذهبی، تضاد با دولت روم در غرب و باهیاطله در شرق، تضاد بین شهر و ده که نتیجه سیر تکامل جامعه بود بحران پایان حکومت اشکانی را تشدید میکرد. استخراج معادن، توسعه محصولات دستی و کارهای ساختمانی در شهرها و کارهای آبیاری و راه داری و نظائر آن با وضع عقب مانده دهات و وابستگی انسان های ده در تضاد بود. واکنش چنین وضعی در درون مانی ندائی است که به مانی می‌‌گوید: ” این جامعه را ترک کن، تو از جانبداران آن نیستی”

مانی پس از مسافرت به هند و آشنائی با مذهب بودائی سیستم جهان مذهبی خود را که التقاطی از مذهب زردشتی، بودائی و عیسوی و میتولوژی بود با دقت تنظیم کرد و در کتاب “شاهپورگان” اصول آن ها را بیان و هنگام تاجگذاری شاپوراول به شاه هدیه کرد. مانی اصول اخلاقی خود را بر پایه فلسفی مثنویت: روشنائی و تاریکی که ازلی و ابدی هستند استوار نمود. در واقع این اصول )امتناع از قتل نفس حتی در مورد حیوانات، نخوردن شراب، دوری از زن و جمع نکردن مال ( واکنش در مقابل زندگی پر تجمل و پر از لذت طبقات حاکم و عکس العمل منفی در برابر بحران اجتماعی پایان حکومت اشکانی و آغاز حکومت ساسانی است. شاپور و هرمزد، نشر چنین مذهبی را تجویز کردند، زیرا با وجود مخالفت آن با شهوت پرستی و غارتگری و سود جوئی طبقات حاکم، از جانبی مردم را به راه “معنویت” و “پاسیفیسم” سوق می‌‌داد و از جانب دیگر از قدرت مذهب زردشت می‌‌کاست. جنبش معنوی مانی به سرعت در جهان آن روزگسترش یافت و تبدیل به نیروئی شد که با وجود جنبه منفی آن با هدف های شاهان و نجبا و پیشرفت جامعه آن روزی وفق نمی‌داد. پیشوایان زردتشتی و عیسوی که با هم دائما در نبرد بودند، متحد شدند و در دوران شاهی بهرام اول که شاهی تن آسا و شهوت پرست بود در جریان محاکمه او را محکوم و مقتول نمودند 276 میلادی. از آن پس مانی کشی آغاز شد و مغان مردم بسیاری را به نام زندک ) زندیق( کشتند. مانویان درد و جانب شرق و غرب، در آسیای میانه تا سرحد چین و در غرب تا روم پراکنده شدند. در غرب گروهای مذهبی مسیحی تحت تاثیر مانویت مانند آلبیژوا و کاتار پدید آمدند که آن ها هم به علت ناسازگاری با وضع اجتماعی موجود و با منافع کلیسا قتل عام شدند.

مزدک
در پایان سده پنجم و آغاز سده ششم میلادی جنبش بزرگی جامعه ایران را تکان داد که به صورت قیامی واقعی سی سال )24-494 م.( دوام آورد و تاثیر شگرفی در تکامل جامعه آن روزایران بخشید. درقرن پنجم میلادی بحرانی که درآغاز سده سوم- اواخر حکومت اشکانیان- آغازشده بود تشدید گردید. کوشش بنادگذاران دودمان ساسانی نتوانست مسئله بحران را بطور قطعی حل کند، فقط بروز یک قیام اجتماعی را که نتیجه منطقی وضع آن روز بود به تاخیر انداخت. در آغاز حکومت ساسانی تغییرات زیر در جامعه ایران پدید آمد:

1 ـ شهرسازی به سرعت رو به افزایش رفت، 2 ـ روابط فئودالی به مقیاس زیادی فزونی گرفت، 3 ـ قدرت در دربار متمرکز شد.
این سه جریان در راه تکامل خود به موانعی جدی برخورد کرد که از خصلت جامعه آن روز ناشی می‌‌شد. کمبود زمین مانع رشد شهرها می‌‌شد، زیرا بیشتر زمین ها را اشراف و نجبا و دستگاه مذهبی در اختیار داشتند، دهاتی که کشاورزان در آن ها مشترکا کار و زندگی می‌‌کردند )ویس ها( تضعیف شده و فئودال ها برای تصاحب آن ها با کشاورزان در نبرد بودند، کوشش شاهان برای تمرکز قدرت و بالا بردن مالیات ها برای اداره امورکشور و امور جنگی با مقاومت شدید نجبا و دستگاه مذهبی روبرو گردیده بود. در دوران سلطنت پیروز) 484- 459 م.( قحطی بزرگی آمد و وضع را بدتر کرد. شاه ناچار شد مالیات های تازه‌ای وضع و حتی انبارهای غله را بین مردم تقسیم کند. در سال 484 م. پیروز در جنگ با هیاطله شکست خورد و ایران مجبور به قبول خراج سالیانه سنگینی شد. در دوران بلاش )488-484 م.( رومی ها از پرداخت خراج به ایران سرباز زدند و کار خرابی اوضاع بالا گرفت. به ناچار بلاش مالیات های سنگینی بر املاک ) نجبا، اشراف، فئودال ها و دستگاه مذهبی( بست. آن ها هم متحدا علیه او قیام کردند و عزل و کورش کردند. به این ترتیب بحران به اوج خود رسید. در چنین اوضاعی مزدک پسر بامدادان به تبلیغ مذهب خود که گویند موسسش زردشت خورک بابوندس بوده، پرداخت. عقاید مزدک بر دوگانگی مانوی استوار است: روشنائی دانا و تاریکی نادان، به عبارت دیگر نیکی با عقل و بدی جاهل، این دو نیرو با هم در نبردند و چون روشنائی داناست سرانجام پیروز خواهد شد. وظیفه انسان مبارزه با بدی و کمک به روشنائی در نبرد او با تاریکی است. اهمیت مزدک در تبلیغ این فلسفه نیست، بلکه درخشش و فروغ او در بکار بستن این فلسفه در زندگی روزانه و اجتماعی مردم است که به آن روح وزندگی می‌‌بخشد. اساس تعلیمات اجتماعی مزدک دو چیز است:

یکی برابری و دیگری دادگری. این دو شعار منعکس کننده تمایلات توده‌های مردم آن زمانست که باعث پیشرفت مزدکی‌گری شد. ” مزدک می‌‌گوید: “آنچه مخالف روشنائی و موافق تاریکی است عبارتست از خشم و نفاق و چون ثروت و زن دو عامل اصلی ایجاد اختلاف بین انسان هاست، لذا لازم است که زنان آزاد و ثروت اجتماعی گردد.”

مزدک می‌‌گوید: “اگرکسی با این نظامات موافقت نکرد، او پیرو اهریمن است و باید با قهر آنچه را که باید بدهد از او گرفت.” ) نقل از دبستان‌المذاهب ( مزدک می‌‌گوید اهورامزدا نعمات زیادی را به طور مساوی در دسترس انسان ها گذاشت و نابرابری از آنجا بوجود آمد که کسانی با قهر اموال دیگران را تصاحب کردند. مزدک مرد پرهیزکاری بود که مردم را به تقوی می‌‌خواند. اینکه او را متهم به اشتراک زنان و هرج و مرج در جنسیت می‌کنند نادرست است. در آن زمان شاهان و اشراف و فئودال ها هزاران زن زیبا را در حرم های خود مدفون کرده بودند، در حالی که توده‌های مردم غالبا از داشتن یک زن محروم بودند. اشتراک در زن در مذهب مزدک آزادی زنان و بازگشت به زندگی اشتراکی )ویس( هاست. گیرشمن باستان شناس برجسته فرانسوی می‌‌گوید: “برنامه مزدک که به حق آن را کمونیسم ایرانی باید نامید، یک انقلاب واقعی بود. بسیاری از دانشمندان این جنبش را واکنش بندگان و نیم بندگان ) کشاورزان وابسته به زمین( و همچنین عکس العمل ساکنان شهرها و حومه آن ها که سابقا آزاد بودند، علیه فئودالیسم و دستگاه بنده ساز آن می‌‌دانند که به صورت مبارزه طبقاتی درآمد و علیه حرمسراهای اغنیا که در آن ها زنان متعدد محبوس بودند، اعتراض کرد.”

مردم بسیاری به سرعت پیرو مذهب مزدک شدند و انبارهای غله و ذخائر اشراف و فئودال ها حتی خانواده سلطنتی، زمین ها و حرمسراها را از چنگ استثمارگران بیرون کشیدند. قباد پادشاه ساسانی که سلطنتش در برابر بحران اقتصادی و اجتماعی جامعه متزلزل بود، برای مدتی به مزدک و مزدکیان با دیده اغماض و تا حدی جانبداری نگریست، به جبهه متحد اشرافی- فئودالی روی خوشی نشان نداد و مالیات های سنگینی به زیان آنان وضع کرد. این دو نیروی ارتجاعی با هم متحد شده قباد را به زندان انداختند و به جای او برادرش (زاماسب) را برگزیدند. قباد از زندان فرار کرد و با کمک هیاطله که با او خویش بودند بار دیگر به سلطنت رسید )499 م.( و بشدت از نجبا و اشراف انتقام گرفت. جنبش مزدکی در این مدت پیش می‌‌رفت. اما همین که پایه سلطنت قباد محکم شد و نجبا و اشراف بقدر کافی ضعیف گردیدند و به قباد تسلیم شدند، بهانه‌ای بدست آورد و در محکمه مسخره‌ای حکم محکومیت مزدک و مزدکیان را صادر نمود. روحانیان زردشتی و مسیحی مانند دوران مانی بهم پیوستند و حکم قتل او را از شاه گرفتند. جنبش مزدکی با قتل او و پیروانش به طرز وحشیانه‌ای سرکوب شد، اما افکار او اثر خود را حتی در قیام ها و جنبش های مردم ایران در دوران اسلام، باقی گذاشت. نیم قرن بعد از مزدک افکار او الهام بخش جنبشی به رهبری پسر خاقان ترک گردید که واحه بخارا را تصرف کرد، اشراف و نجبا را براند و اموال آن ها را مصادره و تقسیم کرد و سپس سرکوب و رهبر آن اعدام شد. در آغازقرن هشتم میلادی خورزاد برادر شاه خوارزم در راس جنبش مزدکی قرار گرفت. دارائی ثروتمندان و اشراف را بین فقرا و محرومان تقسیم کرد. این جنبش را شاه خوارزم به کمک “قتیه” فرماند عرب در سال 712م سرکوب کرد. شکست مزدکیت، اصلاحات قباد و انوشیروان برای مدت کوتاهی بحران جامعه را تخفیف داد، اما چندی نگذشت که بار دیگر با شدت بیشتری بروز کرد و زمینه را برای شکست در جنگ با اعراب فراهم نمود.

خیزش ایرانیان علیه چیرگی اعراب و اسلام خلافتی
اسلام با ادعای برابری و برادری برای توده ها به میدان آمد. سیدقریشی و سیاه حبشی را برابر می‌‌گذاشت، پرهیزکاری را تنها وسیله فضیلت می‌‌شمرد. این افکار در مقابل جامعه‌ای تبداری که با دقت ریاضی مردم را به طبقات ممتاز و محروم تقسیم می‌‌کرد، می‌‌توانست به آسانی پیروز گردد. از نظر نظامی نیز قدرت جوانی که در مرگ و زندگی سعادت و نیکبختی می‌‌دید و مسحور غنائمی می‌‌شد که شکوه و جلال دربار و طبقات ممتاز ایران در چشم انداز او می‌‌نهاد، می‌‌توانست بر سازمان نظامی دولتی که سر تا پا غرق در فساد و بی عدالتی، نفاق و شهوت رانی بود، پیروزگردد. چنین هم شد. مذهب زردشت در مقابل اسلام شکست خورد و شاهنشاهی ساسانی در برابر اعراب بیابان گرد از پای درآمد. یزدگرد آخرین شاه ساسانی در کشورخود تنها ماند و بدست یکی از اتباع خویش نابود گردید. دیری نپائید که خلفا و فرماندهان عرب اصول صدراسلام را زیر پا نهادند و امید توده‌های محروم را به یاس بدل کردند. قشر تازه‌ای از فئودال ها جانشین فئودال های گذشته شد و خراج و جزیه و انواع تحمیلات از طرف اربابان خارجی که ممالک گشوده را غارت و ساکنان آن ها را بنده و برده می‌‌کردند، برقرار گردید. امویان توهین و تحقیر نژادی را نیز بر این همه افزودند و بار دیگر زمینه برای انواع مقاومت ها و جنبش ها آماده گردید. باید گفت که تا انقلاب مشروطیت تقریبا تمام جنبش ها رنگ مذهبی دارد و حاملین اصلی آن ها به ترتیب بندگان و کشاورزان هستند که در مواردی دهقانان و نجبای کهن بیاد دوران های گذشته بدان ها می‌‌پیوندند و مبارزه آن ها در دوران حکومت اعراب و ترکان جنبه ضد سلطه خارجی نیز دارد.

اینک شمه‌ای از این جنبش ها:

ابو لوء لوء
ابو لوء لوء اولین اسیرایرانی بود که نتوانست رفتار ناپسند و غیرانسانی اعراب را با کودکان و اسرای ایرانی تحمل کند و او که از جور مولای خود مغیره به عمر شکایت برده و داد نستانده بود، عمر را با کاردی دو دمه از پای درآورد. ایرانیان ازاو شیعه‌ای ساختند و او را به شخصیتی تاریخی تبدیل کردند، اما در واقع او همچنان به مذهب اجداد خود باقی بود.
ایرانیان و مختار 692- 683 م

ایرانیان از آغاز بروز اختلاف در امر خلافت برای تضعیف حکومت عرب استفاده کردند، به عباسیان علیه حکومت اموی کمک نمودند و سپس به آل علی در برابر عباسیان پیوستند و به اشکال گوناگون دستگاه حکومتی عرب را متزلزل کردند تا آن که قدرت آن ها را بکلی برانداختند. از جمله هنگامی که مختار بن ابوعبیده تقفی به خونخواهی حسین بن علی برخاست موالی یعنی ایرانیان مسلمان بدو پیوست و ضربت سختی به خلافت اموی وارد کردند. از هشت هزار تن سپاهیان مختار کمتر از عشر آن ها عرب و بقیه موالی ) ایرانی( بودند. قیام مختار بدست مصعب بن زبیر سرکوب شد.

ایرانیان و ابن اشعت 84- 81 ه.ق
ابن اشعت یکی از سرداران عرب بود که به کمک مردم کرمان و بر حجاج فرمانده خونخوارعرب بشورید، بصره و کوفه را تصرف کرد و کار او به کمک موالی بالا گرفت چنان که حجاج از عهده او برنیامد و بین او و ابن اشعت هشتاد جنگ اتفاق افتاد. سرانجام سپاه تازه‌ای از شام به مدد حجاج آمد و ابن اشعت شکست خورد. در این جنگ حجاج به درجه‌ای در کشتار و بی رحمی افراط کرد که حتی خلیفه اموی او را سرزنش نمود.

ایرانیان و خوارج
جنبش ضد عرب در ایران موجب شد که ایران پناهگاه مخالفان اموی گردد. خوارج در امر خلافت نظری دموکراتیک داشتند و به دسته‌های چندی تقسیم می‌‌شدند. مردمانی دلیر و بی باک، در امر مذهب سختگیر و با ایرانیان که بیشتر طرفدار مذهب تشیع بودند اختلاف نظر داشتند. ولی همین که در جزیره، کار بر آن ها سخت شد گروهی به ایران آمدند و به کمک مردم علیه خلفا قیام کردند و با سرسختی با آن ها جنگیدند. فقط صفاریان که ایرانی و طرفدار استقلال ایران بودند توانستند خارجیان را در جنوب ایران سرکوب کنند. از سرکردگان معروف خارجیان در سیستان حمزه و عمارخارجی هستند.

جنبش در خراسان و ماوراء النهر
اسلام گرچه درغرب ایران به سرعت پیش رفت، اما در شرق با مقاومت سخت روبرو گردید. این منطقه به علت دوری از مرکز قدرت اسلامی، ابتدا مورد هجوم اعراب قرار نگرفت. مردم این سامان از آزادی نسبی برخورداربودند. زردشتیان، مانویان و بودائیان در کنارهم زندگی می‌‌کرند. مدتی طول کشید تا فرماندهان عرب خراسان و ماوراالنهر را به تصرف درآوردند. پس از تسلط اعراب نیز خراسان ضعیف‌ترین نقطه کشور پهناور اسلام بود. بسیاری از نو مسلمانان فقط مسلمان ظاهری بودند و از هر موقعیتی برای بازگشت به دین خود و رهائی از حکومت عرب استفاده می‌‌کردند. خاندان علی بن ابیطالب و اعقاب عباسی عموی پیغمبر که داعیه خلافت داشتند، چون این منطقه را برای گردآوری نیروهای ضد اموی مساعد می‌‌دیدند، مبلغان خود را پنهانی بدانجا می‌‌فرستادند. بدین ترتیب جبهه‌ای از ایرانیان و عناصر عرب ضد خلفا تشکیل گردید. قیام های خراسان همه رنگ مذهبی داشت، ولی آنهائی که به نام اسلام برپا شد امکان پیروزی بیشتر یافتند، زیرا در طول زمان مذهب اسلام در ایران ریشه می‌‌دوانید و به علاوه گروهی از مسلمانان عرب را نیز با خود همراه می‌‌کرد. اینک پاره‌ای از این جنبش ها:

قیام به آفرید
به آفرید پسر ماه فرزین از مردم زوزن از محال نیشابور خراسان بود که در عهد ابومسلم قیام کرد. او تغییراتی در مذهب زردشت داد و به نام دین نویی آن را تبلیغ می‌‌کرد. می‌‌گفت ثروت هیچکس نباید از چهارصد درهم تجاوز کند، معتقد به رجعت و برای اعداد خواصی قائل بود. مردم بسیاری به او گرویدند و کارش بالا گرفت. آن ها به آبادی راه ها و پل ها پرداختند و یک هفتم دارائی خود را در این راه صرف می‌‌کردند.
پیشوایان زردشتی به ابومسلم شکایت بردند و چون او به همراهی زردشتیان نیازمند بود، جنبش به آفرید را سرکوب کرد.

قیام ابومسلم 9 ژوئن 847- 755م
“اگر توانستی عرب زبان در خراسان نگذاری چنین کن و هر کودکی قدش به پنج وجب رسید و درباره او شک داشتی خونش بریز;.” این دستور ابراهیم امام به ابومسلم از پناهگاهش در عراق است. با داشتن چنین دستوری ابومسلم در خراسان قیام کرد. درباره نسب او اختلاف است. از نظر ما این امر اهمیت زیادی ندارد، آنچه ابومسلم را در نظر مردم ایران بزرگ کرد و تا حد خدائی رساند، رهبری او از جنبش ضد عرب بود. با تدبیر بین اعراب ساکن خراسان تفرقه انداخت و گروهی را به طرف خود جلب کرد. سپس به کمک توده مردم به نام عباسیان اعراب را سرکوب نمود. قیام او عامل مهم سقوط امویان گردید. عباسیان به خلافت رسیدند ولی ابومسلم در سر هوای استقلال داشت و نقطه اتکاء او نیروهای لشگری و مردم خراسان بودند. عباسیان این معنا را دریافتند و ناجوانمردانه او را کشتند. قتل ابومسلم خود جنبش های دیگری را که در ذیل به بعضی از آن ها اشاره می‌‌شود در پی داشت:

سنباد مجوس ) مرگ در سال 756- 755 م.( به خونخواهی ابومسلم از دهات اطراف نیشابور قیام کرد، شهر “کومش” را اشغال نمود و به خزائن ابومسلم دست یافت و قصد خود را مبنی بر تصرف حجاز و برانداختن حکومت عرب اعلام کرد. مردم زیادی بر او گرد آمدند. مزدکیان و شیعیان بدو پیوستند. اتباع او به صد هزار تن رسید. پس از پیروزی هایی که نصیب او شد جموربن مزار سردار منصور او را شکست داد و مقتول کرد. این قیام 70 روز طول کشید و طبق نوشته “الفخری” شصت هزار تن از طرفدارانش مقتول شدند ) 756- 755 م.(

اسحاق ترک
اسحاق یکی از افراد عامی بود که پس از مرگ ابومسلم در ماوراءالنهر قیام کرد و مدعی شد که ابومسلم نمرده بلکه غیبت کرده و ظهورخواهد نمود، لقب ترک را به اسحاق از آن رو داده‌اند که در ترکستان به تبلیغات خود دست زد. گروهی از جانبداران ابومسلم بدو پیوستند، ولی سرانجام قیام او با شکست مواجه شد.

راوندیان
هنوز منصورخلیفه عباسی از قتل ابومسلم فارغ نشده بود که راوندیان پدید آمدند. این فرقه مذهبی بدست ایرانیان تاسیس شد. عقاید آنان ترکیبی از مذاهب گوناگون بود. از جمله به تناسخ، مظهریت و پاره‌ای از افکار مزدک معتقد بودند. جنبش آن ها بدانجا رسید که قصر خلیفه را محاصره کردند و جان او را در خطر انداختند. اگر معن بن زائده، که یکی از سرداران شجاع عرب و مغضوب خلیفه بود، از نهان گاه خود بیرون نتافته و به راوندیان نتاخته بود، کار خلیفه را ساخته بودند. راوندیان به شدت سرکوب شدند ولی تا مدتی افکار آن ها طرفدارانی داشت. قیام ابومسلم و طرفدارانش به قدرت مطلقه عرب پایان داد و گرچه به استقلال کامل ایران منتهی نشد، ولی از آن تاریخ به بعد ایرانیان به اشکال گوناگون در حکومت عباسیان شرکت کردند و نفوذ اعراب در ایران متزلزل شد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق در مورد قرون وسطا با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق در مورد قرون وسطا با word دارای 38 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق در مورد قرون وسطا با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق در مورد قرون وسطا با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق در مورد قرون وسطا با word :

قرون وسطا

پیش گفتار
از نظر رومی های قرن پنجم ، اروپا منطقه ی مستعمرات عقب مانده ای بود كه عقایدش را از جوامع پیشرفته تر حنوب و شرق اخذ می كرد بیشتر اروپا – تمام مناطق واقع در شمال رود دانوب و شرق رود راین – طبیعت وحشی بود كه در آن قبایل پراكنده ی بربرهای ژرمن سكونت داشتند . اما هزار سال بعد ، این طبیعت وحشی برای همیشه از دست رفته بود

وقبایل ژرمن به ملت هایی چون انگلستان و فرانسه تبدیل شده و تمدن هایی از خود پدید آورده بودند كه عقایدشان در تمامی این سیاره پراكنده می شد این دوره یك هزار ساله كه شاهد این دگرگونی بود قرون وسطی نام دارد .

قرون وسطی از حدود سال پانصد میلادی با سقوط امپراتوری روم آغاز شد و تا حدود سال 1500 كه آغاز گردید، ادامه یافت. این دوره به عصر فئودالیسم و عصر شوالیه گری نیز معروف است. فئودالیسم نظام اقتصادی و سیاسی ای بود كه بیشتر اروپا ، به ویژه اروپای غربی، طی این دوره سطیره ی آن به سر می برد؛

و شوالیه گری راه و رسمی بود كه سلحشوران زرهپوش و سواره یا شوالیه ها چه در میدان نبرد و چه در خارج از آن ظاهراً از آن پیروی می كردند. قرون وسطی به دو شاخه تقسیم می شود. زندگی در قرون وسطی اولیه و قرون وسطی پسین با معیارهای امروزی دشوار بود با این حال، رفاه قرون وسطی پسین در حدی بود كه جامعه بتواند در عرصه ی فعالیت های هنری و فكری توانمند شود و از آن فرهنگ رنسانس و سرانجام فرهنگ دنیای مدرن غربی فراروید.

قرون وسطی یا سده‌های میانه، نام یکی از چهار دوره‌ای است که برای تقسیم بندی تاریخ اروپا استفاده می‌شود. این چهار دوره عبارت بودند از دوران کلاسیک باستان، قرون وسطی، عصر نوزائی (رنسانس) و دوران جدید یا مدرن که از 1600 میلادی شروع می‌شود. معمولاً قرون وسطی را از پایان امپراتوری رم در قرن پنجم میلادی تا سقوط قسطنطنیه توسط دولت عثمانی و پایان امپراتوری رم شرقی (یا بیزانس) در 1453در نظر می‌گیرند.

قرون وسطی در تاریخ اروپای غربی یکی از مهم‌ترین مراحل تاریخی است که از 400 میلادی تا 1400 میلادی را در بر می‌گیرد. در بعضی از موارد از قرون تیره یا Dark age یاد می‌شود که از ویژگی‌های آن تاریک اندیشی، اختناق و حاکمیت اولیاء و اصحاب دین در مناسب مختلف است. در این دوران دین به عنوان یک مکتب کلی بر تمام جامعه سیطره انداخته و هیچ حرکتی خارج از این مساله قابل تبیین نیست. دین نوعی اقتدار همه گیر دارد و حوزه سیاست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ و افراد را تحت نظارت و کنترل دقیق خود دارد.

به‌طور معمول در تاریخ مغرب زمین قرون وسطی را به سه دوره اساسی تقسیم می‌کنند.
1 قرون وسطی اولیه یا ماتقدم ( سه قرن اول از 350 م تا قرن ششم یعنی 550 میلادی) 2 قرون وسطی ثانویه یا میانه ( از قرن 6-7 م تا 12 و 13 میلادی) 3 قرون وسطی متاخر یا عالی ( از قرن 14 تا 16) در قرون وسطی اولیه که بعد از فروپاشی امپراتوری روم و یونان و یا تغییر کیش این نظام‌ها به مسیحیت آرام آرام شاهد تحول در ساختار اجتماعی و اقتصادی هستیم.

عمده‌ترین تحول در زیر بنای اقتصادی این جوامع صورت می‌گیرد؛ یعنی نظام تولیدی مبتنی بر برده‌داری جای خود را به نظام تولید مبتنی بر ارباب و رعیتی یا فئودالیته می‌سپارد. در نظام فئودالیته همانند نظام برده‌داری دو طبقه اجتماعی اصلی در ارتباط با مناسبات تولید نقش تعیین کننده دارند

1 طبقه فئودال یا زمین‌داران، صاحبان املاک و اراضی، کشتزارها، مزارع، چمنزارها، مرغزارها، شکارگاه ها و حتی بیابان‌ها و کوه‌ها که در قالب قلعه‌ها، ده‌ها و قصبه‌های اربابی به عنوان اراضی تحت مالکیت این اشخاص محسوب می‌شوند. 2 طبقه عظیم و گسترده دهقانان و کشاورزان و همراه با طبقات میانی و واسط دیگر. در این دوران یک نوع تمایز بین نظام فئودالیته به عنوان نظام سیاسی با نظام کلیسا به عنوان نظام فکری- فرهنگی به چشم می‌خورد. کلیسا و دولت در موازات هم حرکت می‌کنند. گه‌گاه تضادها و همکاری‌هایی بین آنها دیده می‌شود. نظام فئودالیته برای تداوم خود نیازمند نوعی عقاید رسمی است تا بتواند به کمک آن ایدئولوژی به توجیه اعمال و رفتار خود پرداخته و اقدامات خود را مشروع سازد. بنابراین در این دوران ارباب دولت، مقامات و اولیاء سیاست متوجه کمک گرفتن از اصحاب کلیسا و روحانیون می‌شوند. یعنی نیاز دارند که پایه‌های فقهی و شرعی این ساختمان فراهم شود. کلیسا نظام سیاسی فئودالیته را تقدیس کرده، پس توده‌ها سر تعظیم فرود می‌آورند.

در قرون وسطی ثانویه این مرزبندی ( تفکیک دین و سیاست) از میان برداشته می‌شود. تا پیش از این، این دو طبقه جداگانه بودند و با هم کاری نداشتند. اما با ورود به قرون وسطی میانه کلیسا داعیه سیطره یافتن بر عالم سیاسی را در سر می‌پروراند. به عبارتی دیگر بین دین و سیاست نوعی وحدت ایجاد می‌شود. پاپ‌ها هستند که پادشاهان را تعیین می‌کنند و بر آنها نظارت کامل دارند.
مراحل پایانی قرون وسطی متأخر همراه با ظهور و برآمدن جنبش‌های اجتماعی و سیاسی مختلف همراه است. زمینه‌ها برای پیدایش نهضت‌های فکری و علمی و در نهایت سر بر آوردن دو سده 14 و 15 میلادی که از آن تحت عنوان دوران نوزایی یاد می‌شود.

در این دوران دستگاه و نظام فلسفی کلیسا که از قرن 11 شروع شده بود و همچنان تا قرن 17 هم ادامه پیدا کرد یعنی نظام موسوم به اسکولاستیسم که به آیین مدرسی موسوم است مبنای اصلی توجیه و دفاع از حاکمیت و دستگاه دین و دولت محسوب می شد.

این آیین مبتنی بر آموزه‌های مسیحیت، همراه با گرایش‌های فلسفی افلاطونی، فیثاغوث، آراء رواقیون و نقطه نظرات فلوطین یا نحله نو افلاطفرانسه در قرون وسطی دوره تاریخی سرزمینی است که تقریباً در جای سرزمین امروزی فرانسه بوده و از مرگ شارلمانی در سال 814 تا میانه سده 15 ادامه داشت.

مهم‌ترین نشانه‌های قرون وسطی در فرانسه عبارت‌اند از:
1 حملات وایکینگ‌ها و تکه‌تکه کردن امپراتوری کارولنژی توسط قدرت‌های محلی،
2 پیشرفت نظام اقتصادی فئودالی و نظام فئودالی ارباب رعیتی،
3 رشد دودمان کاپتی‌ها و درگیری‌های آنها با نواحی رو به گسترش نرمن‌ها و آنجوی،
4 دوره زایش هنری و ادبی از سده 12 تا اوایل سده 14،
5 رشد دودمان والوا، بحران طولانی بین دودمان‌ها ناشی از جنگ صد ساله و همه‌گیری فاجعه‌آمیز طاعون،
6 گسترش ملت فرانسه در سده 15 و ایجاد حس هویت فرانسوی
ونی و دیدگاه‌های سن آگوستین است.
قرون وسطی از حدود سال 500 میلادی، به هنگام سقوط امپراطوری روم آغاز شد و تقریبا” تا سال 1500 پس از میلاد دوام آورد، یعنی تا هنگامی که رنساس آغاز شد. این دوره را به عنوان عصر فئودالیسم و عصر شوالیه گری نیز می شناسند، چرا که فئودالیسم نظام اقتصادی و سیاسی ای بود که بیشتر اروپا به ویژه بخش غربی آن در این دوره در آن بسر می برد.

شوالیه گری رسم و آیینی بود که جنگاوران زرهپوش و سواره، یا شوالیه ها، چه در میدان نبرد و چه در خارج از آن می بایست رفتار و سلوک خود را بر اساس آن تنظیم می کردند.
اصطلاح قرون وسطی را تاریخدان ایتالیایی فلاویو بیوندو در قرن پانزدهم برگزید. از نظر بیوندو و سایر تاریخ نویسان رنسانس، قرون وسطی یا دوران میانی دقیقآ یک دروازه واسط در تاریخ جهان بود. چرا که بین دوران کلاسیک تمدن یونان و روم و رنسانس قرار داشت.

با آنکه تاریخ نویسان امروزی هنوز هم قرنهای پنجم تا پانزدم را قرون وسطی می دانند، اما اینک می پذیرند که این هزار سال در تمامی تاریخ جهان یا حتی اروپا یک دروازه نبوده است. از نظر اکثر دانشوران امروزی قرون وسطی تنها قسمتی از فرایند رشد تمدن غرب از یونان تا به امروز بوده است.

اما تاریخ نویسان رنسانس با نوشته های خود بر نگرش عمومی به قرون وسطی تاثیر خاصی گذاشته اند. این دانشوران قرون وسطی را چونان عصری واپسگرا به تصویر کشیده اند که در آن مردم نادان و خرافاتی بودند، هنر، ادبیات، و آموزش از میان رفته بود و پیشرفت در همه زمینه ها باز ایستاد.

این تاریخ نویسان بر این باور بودند که اروپای عصر رنسانس وارث مستقیم یونان و روم باستان است و به هیچ وجه وام دار ده قرن بین سقوط روم و زمان خود نیست. قرون وسطی از آنها چیزی جز هزارسال عقب ماندگی فکری و بی عدالتی اجتماعی که دوران کلاسیک باستان را از عصر نوین روشنگری جدا می کرد، نبود.
اما درست است که نادانی و خرافه باوری در قرون وسطی وجود داشته است اما این در یونان و روم باستان هم وجود داشته و امروز نیز وجود دارد و نباید در باره دامنه این مسایل و دشواریهای دیگر جامعه قرون وسطی مبالغه کرد.

واقعیت آن است که قرون وسطی عقب مانده تر از دوران کلاسیک یونان و روم نبود. درست است که فرهنگ آن با فرهنگ تمدنهای باستانی متفاوت بود، اما به هر حال این فرهنگ از درون همان جامعه های قدیمی تر سر بر آورده بود و تمدن قرون وسطی از تمدن دنیای باستان پایین تر نبود. به واقع یک دلیل اهمیت قرون وسطی برای ما این است که آفریننده یک تمدن بود.
افزون بر آن تمدن قرون وسطی پیش درآمد مستقیم فرهنگ مدرن غربی است. قرون وسطی عصری بود که آداب و رسوم و الگوهای غرب در آن شکل گرفت و بسیاری از چیزها که امروز در نظر ما عادی جلوه می کند سر رشته آن مربوط به قرون وسطی است.

در عین حال نباید فراموش کرد که مردم قرون وسطای اولیه بخش بزرگی از دست آوردهای تمدن روم را از دست دادند، اما به هیچ وجه تمام آن تمدن از دست نرفت و آنها ضمن تلاش برای بازسازی فرهنگ از دست رفته روم، راه های کاملآ تازه ای را برای انجام امور خود ابداع کردند.

مثلآ فئودالیسم سر برآورد یا اختراعات و اکتشافات جدید در عرصه کشاورزی شکل گرفت. نباید فراموش کرد که تا قبل از سال 500 میلادی اروپا محدود به تمدن مدیترانه بود یعنی فقط روم و یونان و این در قرون وسطی بود که اروپا به سمت شمال و غرب کشیده شد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید