دانلود مقاله مهندسی اجتماعی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله مهندسی اجتماعی با word دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله مهندسی اجتماعی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله مهندسی اجتماعی با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله مهندسی اجتماعی با word :

مهندسی اجتماعی

تعریف و اهداف:

برخی از معروفترین تعریفهای ارائه شده برای مهندسی اجتماعی از این قرارند:

-Bernz: هنر و علم وا داشتن دیگران به انجام کاری مطابق خواسته ی نفوذگر

-Palumbo: استفاده ی یک نفوذگر خارجی از حقه های روان شناسی بر روی کاربران قانونی یک سیستم کامپیوتری ، برای به دست آوردن اطلاعاتی که نفوذگر برای نفوذ به سیستم احتیاج دارد.

-Berg: به دست آوردن اطلاعات (برای مثال کلمه ی عبور) از یک فرد ، به جای به کار گیری روشهای فنی برای ورود غیر مجاز به سیستم.

و تعریف آخر که به نوعی حالت کلی تر تعاریف بالاست بیان می دارد:

مهندسی اجتماعی عبارتست از وادار کردن دیگران به دادن چیزهایی ، اعم از اطلاعات و کالا، به یک فرد دیگر ، در صورتی که قانونا نباید بدهند.

-در بحث امنیت کامپیوتری ، مهندسی اجتماعی به مقوله ای اطلاق می شود که نوعی نفوذ و حمله ی غیر فنی را توصیف می کند که عمدتا بر تعاملات انسانی تکیه دارد و در بر گیرنده ی روشهای فریفتن دیگران است تا روندهای معمول امنیتی را بشکنند.

در واقع مهندسی اجتماعی می تواند همه و یا هیچکدام از این تعاریف باشد. بسته به اینکه شما در چه جایگاهی قرار دارید و از چه دیدگاهی مایل به بررسی آن هستید. اما آنچه که به نظر می رسد مورد توافق همه است ، این است که مهندسی اجتماعی عموما بهره گیری هوشمندانه ی یک نفوذگر از تمایل طبیعی انسانها برای اعتماد کردن و کمک کردن را در بر می گیرد.هدف نفوذگر از این عمل به دست آوردن اطلاعاتی است که به وسیله ی آنها دسترسی غیر مجاز به منابع اطلاعات سری میسر می شود. در واقع نفوذگراین بار با هدف قرار دادن ضعیف ترین حلقه ی زنجیره ی امنیت ، یعنی انسان ، اهداف دیگری را دنبال می کند . از قبیل : ارتکاب جرم، نفوذ به شبکه ، جاسوسی صنعتی (در این مورد در همین مقاله به تفصیل صحبت خواهد شد) ، دزدی هویت و یا خرابکاری در سیستم و شبکه .

توجه به این نکته ضروری است که این نوع حمله ها غالبا ساده تر از بسیاری از انواع نفوذگری های فنی هستند. به همین دلیل سازمانهای بسیاری هدف این حملات قرار می گیرند.

سازمانهایی که عمدتا هدف این حملات قرا رگرفته و آسیب پذیری بالایی دارند عبارتند از: مراکز پاسخگویی تلفنی ، شرکتهای بزرگ و معروف ، موسسات مالی ، مراکز دولتی و ارتشی و حتی بیمارستانها.

حملات مهندسی اجتماعی غالبا در دو سطح فیزیکی و روان شناسی انجام می گیرند که توضیح روشهای آن در بخشهای دیگری از این مقاله خواهد آمد.

یک مفهوم نزدیک و مرتبط: مهندسی اجتماعی معکوس:

آنچه از آن تحت عنوان “مهندسی اجتماعی معکوس” یاد می شود در واقع یکی از روشهای مهندسی اجتماعی است . و به این ترتیب است که نفوذگر خود را در جایگاه دهنده ی اطلاعات قرار می دهد و با جلب اعتماد افراد، نفوذ خود را عملی می کند.

اگر چه این نوع نفوذ آمادگی و تحقیقات بیشتری می طلبد ، اما اگر به درستی برنامه ریزی و اجرا شوند ، شانس موفقیت بیشتری نسبت به سایر روشها دارند.

Rick Nelson در مقاله ای ، مهندسی اجتماعی معکوس را مشتمل بر سه قسمت دانسته :

خرابکاری 2 . تبلیغات 3 کمکرسانی
در یک سناریوی معروف ، نفوذگری عمدا اشکالی در شبکه ایجاد می کند ، سپس با تبلیغات، هدف خود را متقاعد می کند که او فرد مناسب و متخصص برای حل مشکل است و در پایان ، وقتی برای تعمیرات و ارائه ی خدمت حاضر شد ، با زیرکی خاصی ذره ذره اطلاعاتی را که در واقع برای به دست آوردنشان آمده است، با پرسش یا مشاهده استخراج می کند.

بررسی روان شناختی حملات مهندسی اجتماعی :

یک قول معروف امنیتی می گوید: “هیچ کامپیوتری تا زمانی که از پریز کشیده نشده امن نیست.” و اکنون گفته می شود که هیچ کامپیوتری در هیچ حالی امن نیست! چرا که با مهندسی اجتماعی می توان فردی را متقاعد کرد که کامپیوتر را به پریز زده و آن را روشن کند!

در واقع بخش انسانی یک سیستم کامپیوتری مهمترین و در عین حال آسیب پذیر ترین عنصر امنیتی آن است و این نوع آسیب پذیری مستقل از پلت فرم ، نرم افزار ، سخت افزار و شبکه است.هر انسانی که به صورت فیزیکی یا مجازی به یک سیستم کامپیوتری دسترسی دارد ، یک منبع خطر بالقوه محسوب می شود .نکته ی دیگر اینکه هیچ سیستم کامپیوتری در جهان وجود ندارد که کاملا بی نیاز از حضور انسان باشد. در نتیجه بررسی روان شناختی، به جلوگیری از حملات مهندسی اجتماعی و امن کردن سیستمها کمک شایانی خواهد کرد.

نفوذگر ها از روشهای روان شناسی مختلفی برای تحت تاثیر قرار دادن افراد مورد نظرشان و واداشتن آنها به انجام کارهایی که مد نظرشان است ، استفاده می کنند که بعضی از این روشها موفقیت بیشتری نسبت به بقیه دارند.

در ابتدایی ترین و ساده ترین روش از فرد مستقیما خواسته می شود که کاری را انجام دهد. که شانس موفقیت کمتری در مقایسه با سایر روشها دارد.به خصوص اگر فرد حداقل آموزشی در این زمینه دیده باشد و از یک کمینه هوشیاری و آگاهی بر خوردار باشد.

روشهای دیگری هستند که با جلق موقعیتهای خیالی و قرار دادن فرد در آن موقعیتها ، سعی می کنند به هدف خود برسند. اگر چه این روش نسبت به قبلی کار بیشتری می طلبد و نیازمند آن است که نفوذگر اطلاعات بیشتری از هدف ، قبل از آغاز حمله جمع آوری کند ، اما معمولا موفقتر است.

انسانها معمولا تمایل دارند که همرنگ جماعت شوند که برخی از دلایل آن عبارتست از : عدم تمایل به آزردن دیگران و یا نادیده گرفتن عقاید آنان و مخالفت با آنها و یا وحشت از اینکه در مقابل دیگران نادان به نظر برسند. این تمایل که از آن تحت عنوان ” فشار اجتماعی ” یاد می شود ، معمولا از سوی نفوذگرها مورد سوء استفاده قرار می گیرد.

همان طور که ذکر آن رفت، دو مورد آخر مستلزم خلق موقعیتهای خیالی اما قابل باور است. این موقعیتها برای اینکه فرد را با نفوذگرهمراه کنند ، باید دارای حداقل یکی از مشخصات زیر باشند:

برداشتن بار مسئولیت از روی دوش فرد. بدین معنی که او را با ایجاد این حس که وی تنها فرد مسئول نیست ، آرام و مطمئن کنند.
فراهم آوردن امکان خوش خدمتی برای فرد. بدین معنی که فرد باور کند با انجام کار خواسته شده ، خود را نزد کارفرمای خود بهتر نشان داده است.
انسانها دوست ندارند احساس گناه کنند و معمولا به این صورت است که اگر فردی وظیفه ی اخلاقی خود را به انجام نرساند ، احساس گناه می کند. پس کافس است نفوذگر، شرایط را به نحوی فراهم کند که فرد حس کند انجام این کار وظیفه ی اخلاقی وی است!

به هر حال هدف نهایی تمام روشهای مهندسی اجتماعی تلاش برای متقاعد کردن افراد به انجام کار خواسته شده از آنهاست و مسلم است که این امر با اعمال زور به نتیجه نمی رسد. بلکه باید تلاش شود حس همکاری داوطلبانه در فرد ایجاد شود. بدین ترتیب فرد حس می کند که شرایط ، تحت کنترل او قرار دارد و حتی به خود افتخار می کند که کسر کوچکی از زمان و انرژی خود را به انتخاب و تصمیم خود و رضایتمندانه در راه رسیدن به منافع بزرگتر فدا کرده است.

برخی فاکتورهایی که به افزایش شانس همکاری فرد با نفوذگر منجر می شوند عبارتند از :

در این راه نفوذگر باید حوصله به خرج دهد و آرام آرام فرد را به سوی هدف خود هدایت کند.
استفاده از “حقه ی اعتماد[4]” . به این معنی که از سابقه ی ذهنی مثبت فرد کمک بگیرد . اگر فرد قبلا تجربه ی موفقی در پاسخ مثبت گفتن به یک در خواست مشابه داشته باشد ، در خصوص در خواست جدید ، بهتر با نفوذگر همکاری خواهد کرد.
ایجاد تماس بهتر با فرد و برقراری ارتباط با تعداد بیشتری از حواس پنجگانه ی او ، شانس موفقیت را بالا می برد. به طور مثال ، احتمال موفقیت در حالتی که فرد ، نفوذگر را ببیند و صدایش را بشنود ، مسلا بیشتر از زمانی است که فقط صدای او را از پشت تلفن بشنود و دلیلی هم که محققان برای این مطلب ذکر می کنند ، این است که به نظر می رسد فرد در اثر تماس بیشتر ، به نوعی در رودر بایستی قرار می گیرد.

موفقیت همچنین تا حد زیادی بستگی به این دارد که فرد مورد حمله تا چه حد در سیستم کامپیوتری در گیراست. می توان گفت که مدیران سیستمها ، کارشناسان امنیت و تکنسین ها که از سیستم به عنوان ابزار اصلی ارتباطات و انجام کارهای خود استفاده می کنند ، از در گیرترین افراد هستند.

افراد درگیر برای قانع شدن و همکاری با شما نیاز به دلایل محکم دارند. دلایل ضعیف و سطحی معمولا اثر معکوس در آنها ایجاد می کنند. به علاوه اینکه برای مواجه با این گونه افراد باید دانش فنی بالاتر از آنان داشت.

نمونه هایی از افرادی که کمتر در سیستم درگیر هستند عبارتند از : نگهبانان ، نظافتچی ها و یا منشی های پذیرش. اینها طبق تعریف افرادی هستند که علاقمندی کمتری به اطلاعاتی که نفوذگر از سیستم کامپیوتری می خواهد نشان می دهند و چون خود را کمتر مسئول می دانند ، معمولا در مواجه با در خواستهای نفوذگرانه خود را برای تحلیل شرایط و سنجش میزان ریسک به زحمت نمی اندازند . در نتیجه برای این افراد دلایل سطحی کفایت می کند. اما توجه به این نکته ضروری است که این نوع افراد از تعدد دلایل (هر چند تا حدودی نا مربوط) به وجد می آیند. بنابراین برای ایجاد همکاری ر این افراد باید نفوذگر تعداد مناسبی دلایل سطحی آماده کند!

حال تعدادی از راههای مبارزه با این حمله ها را از دید روانشناسی بر می شماریم:

سعی شود امنیت را به بخشی از زندگی کارمندان تبدیل کنیم. افراد را بیشتر در مسئله ی حفظ امنیت سیستم درگیر کنیم . بدین ترتیب افراد احساس مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند.
به کارمندان توضیح و آموزش داده شود و در این امر باید باآنها صادق بود و در هر موردی تا حد امکان هر دو روی مسئله برای آنها تشریح شود. چون اگر افراد با دلیل و منطق قانع شوند ( و نه فقط با اعمال قوانین و پیروی کورکورانه از آنها) ، قابلیت اعتماد بیشتری در مواجه با حملات نفوذگرانه از خود نشان می دهند.
مهارتهای فردی و روانی کارمندان را افزایش دهیم، مثلا برگزاری کلاسهای تقویت اعتماد به نفس و راههای مقابله با فشار و اضطراب ، برای کارمندان در سازمان می تواند ایده ی خوبی در جهت بهبود مسائل امنیتی سازمان در بلند مدت باشد.

موارد نمونه و کاربردهای مهندسی اجتماعی :

در این بخش مواردی از به کار گیری روشهای مهندسی اجتماعی را بررسی می کنیم و مثالهایی واقعی را ذکر می کنیم.

الف ) جاسوسی صنعتی[5]:

بر طبق گزارش اداره ی پلیس فدرال امریکا[6] ، تخمین زده شده که شرکتهای امریکایی سالانه 100 میلیون دلار به خاطر جاسوسی صنعتی ضرر می کنند. اگر چه این نوع حمله معمولا از جانب موسسات خاصی با پشتوانه ی مالی خوب صورت می گیرد اما تحقیقات نشان داده است که جلوگیری از این حملات بسیار ساده و با توجه کردن به نقاط آسیب پذیری به راحتی قابل پیشگیری است.

” جاسوسی صنعتی ” عبارت است از به کار گیری همزمان یک یا معمولا تعدادی از روشهای مهندسی اجتماعی به صورت برنامه ریزی شده و هدفمند برای دسترسی به اطلاعات مهم و سری یک شرکت .

مطالعات اخیر نشان داده است که افراد داخل یک شرکت ، مسئول بیش از 70 % از دزدیهای اطلاعاتی از شرکتها بوده اند.

روشهای جاسوسی صنعتی بر دو دسته است: روشهای قانونی و غیر قانونی.

روشهای قانونی :

خرید شرکتها یا محصولاتشان که سبب انتقال تکنولوژی و دانش به رقبای سابق شرکت خریداری شده می شود.
انتقال تکنولوژی به کشورهای دیگر از راه انجام تجارت در آنها که ضمن آن شرکت مذکور مجبور می شود ابتدا نیروی انسانی خارجی را آموزش دهد.
انجام کار مشترک با سایر رقبا [7]. مثلا چند شرکت با هم تصمیم به ساخت محصولی جدید می گیرند که در این پروسه اطلاعات شرکتها به اشتراک گذاشته می شود.
اطلاعات منبع باز[8] . مانند مقالات روزنامه ها ، گزارشهای سالانه ی شرکتها ، اطلاعاتی که شرکت مجبور شده در یک دادگاه برای دفاع از اتهام وارده به خود ارائه کندو ;
استخدام کارمندان توسط شرکتهای دیگر و رقبا. که هر چند در بسیاری موارد ناخواسته و غیر مغرضانه ، اما به هر حال سبب انتقال دانش توسط این کارمندان می شود.
کنفرانسها و برنامه های تبلیغاتی[9].

روشهای غیر قانونی:

سوء استفاده از افراد داخلی برای دزدیدن اطلاعات، چه به صورت آگاهانه (تطمیع کارمندان) و چه به صورت ناآگاهانه مانند تلفن کردن به کارمندان واحد پشتیبانی.
فرستادن جاسوسهایی به شرکت در قالب افراد واجد تخصص و جویای کار
حمله ی فیزیکی به شرکت.معمولا وقتی موفق است که حمله کنندگان دقیقا بدانند دنبال چه هستند و آن را کجا باید بیابند.
گشتن اتاقهای هتل نمایندگان در سفر شرکت!

راههای جلوگیری:

امنیت فنی [10] : مانند نصب دیوارهای آتش و ; که مورد بحث ما در این مقاله نمی باشد.
امنیت عملی[11]: به این معنا که شرکت زنجیره ی فعالیتهای خود را مورد بررسی دقیق قرار دهد تا در یابد که در چه قسمتهایی امکان نشت اطلاعات به بیرون وجود دارد و برای جلوگیری از آنها قوانین و سیاستهایی اتخاذ کند و همه ی کارمندان را تعلیم دهد. و دقیقا مشخص شود چه کارمندانی و هرکدام تا چه حد به کدام اطلاعات شرکت دسترسی دارند.
امنیت فیزیکی [12] : دسترسی فیزیکی به دارایی های شرکت باید توسط قفلها ، نگهبانها و دستگاههای تشخیص هویت کنترل شود. جالب است بدانید که درصد زیادی از حملاتی که گزارش شده اند ، سطل آشغال شرکتها را هدف قرار داده اند.
امنیت شخصی[13] : کارمندان و سابقه ی آنها باید به دقت بررسی شود . به خصوص مشاغل سطح پایین مانند نظافتچی ها و نگهبانان باید تحت نظر باشند چون معمولا این افراد به علت آگاهی کم و دسترسی بالا هدف حملات هستند.

ب ) ویروس ها و کلک [14] هایی که از مهندسی اجتماعی استفاده می کنند:

بسیاری از ویروسها و کرمهایی که از طریق ایمیل گسترش می یابند، از روشهای مهندسی اجتماعی برای فریفتن افراد و واداشتن آنها به باز کردن ضمیمه[15] ی ایمیل ها استفاده می کنند. برخی از عباراتی که توسط این خرابکارها استفاده شده( با حفظ زبان مورد استفاده ی آنها که غالبا انگلیسی بوده) به قرارزیر است:

Here is a patch for IE 6.0 , enjoy!

Important Microsoft update for Outlook.

Run attached file to see Britney Spears bare all!

Your computer is infected, run this program to remove the virus.

برخی حقه های معمول عبارتند تز :

– چند زبانه بودن: ویروس از روی نام دامین در ایمیل ، کشور و زبان را تشخیص داده و نسخه ای از خود را که با آن زبان صحبت می کند به سراغتان می فرستد.

– پرگویی: لعضی ویروسها منبع بزرگی از جملات گول زننده دارند و هر بار یکی یا تعدادی از آنها را به کار می برند که از نسخه ای به نسخه ی دیگر متفاوت است. و بیشتر اوقات این جملات به حد کافی دوستانه هستند تا شما را متقاعد کنند که ایمیل ، از طرف یک آشنا می باشد.

– هر بار فایل متفاوتی را ضمیمه می کنند و عنوان متفاوتی برای ایمیل بر می گزینند. حتی برخی از ویروسها چنان که به زودی خواهیم دید ، این قدرت را دارند که فایلی را از ماشین قربانی برای دیگران بفرستند.

– فایل ضمیمه ، ظاهر بی آزاری دارد. مثلا پسوندهای .txt و .jpg را در نام فایل قرار می دهند و غالبا ویندوز ، پسوند اصلی ویروس را نشان نمی دهد و این پسوندها به اشتباه توسط کاربر ، واقعی پنداشته می شوند.

در اینجا تعدادی از عبارات استفاده شده توسط ویروسهای ایمیلی را می آوریم:

Subject: read it immediately

Body: I’m waiting

Attachment: textfile.doc.exe

اثر روانشناسی این نوشته ها روی فرد ایجاد عجله در وی است تا قدرت تفکر درست از او سلب شود.

Subject: warning

Body: check the attached document

Attachment: palpal.zip

این مورد از هوشیاری ناخودآگاه آدمها برای توجه به هشدارها و پیشگیری از حوادث سوء استفاده می کند.

Subject: Re: excuse me

Body: love letter

Attachment: story.pif

در این یکی از دو حقه ی روانشناسی بهره گیری شده است. اولا اینکه در قالب پاسخ ارسال شده که در فرد این باور را ایجاد می کند که حتما پاسخ یکی از ایمیلهایی است که قبلا به کسی فرستاده است. دوم علاقه ی انسانها به مورد محبت واقع شدن است.

Subject: Rena

Body: love the outdoors, literature, writing and athletics

Attachment: tammy.zip

این یکی که وانمود می کند از طرف یک دختر با علایق ذکر شده فرستاده شده است ، تمایل به دوستیابی و به خصوص از جنس مخالف را در انسان مورد هدف قرار می دهد.

برخی دیگر از عبارات معمول بدون توضیح در زیر آورده می شوند:

Subject:

Email account security warning
Important notify about your email account
Email account disabling warning

Body Text:

Dear user of ( user ‘s domain) gateway email server,
Dear user of (user ‘s domain mailing list),
Dear user, the management of (users ‘s domain) mailing list wants to let you know that your email account will be disabled because of improper using in next three days, if you are still wishing to use it, please resign your account information.
Attachment explanation:

For more information see the attached file.
Pay attention to the attached file.
Password information
Sign off:

The Management,
Kind regards,
The (user ‘s domain) team (user ‘s domain web address)

اگر چه این ویروسها عمدتا براساس شکافهای امنیتی MS Outlook و Internet Explorer ، خرابکاریهای خود را پایه گذاری می کنند ، اما همچنان برای گسترش خود از روشهای مهندسی اجتماعی بهره می گیرند.

به عنوان یک مثال ، ویروس W32.Beagle را نام می بریم که درباره ی یک مشکل به شما اطلاع می دهد و وانمود می کند از طرف مدیر شبکه فرستاده شده است:

Our main mailing server will be temporarily unavailable for next two days. To continue receiving emails in these two days you have to configure our free auto-forwarding service.

کلکها(HOAX) :

مثال معروفش jbdbgmgr.exe و یا teddybear است که توسط دوستان به هم فرستاده می شود.

فیشینگ[16] :

” فیشینگ ” عبارتست از استفاده از رسانه های اینترنتی مانند ایمیل و وب سایت ها برای به دست آوردن اطلاعات مهم.

در چند نمونه حمله ی مشاهده شده از این نوع ، افراد ، ایمیلی دریافت می کنند که فرمت ایمیلهای شرکتهای معروف مانند AOL ، eBay، Visa ، PayPal و ; را تقلید می کند و با ذکر دلایلی ، شما را به سایتی راهنمایی می کند تا اطلاعات حساب خود را در آنجا وارد کنید.

یک نمونه ی معروف ، Nigerian 419 scams است که حس زیاده خواهی انسان را مورد حمله قرار می دهد و وانمود می کند از طرف یکی از نوادگان یک دیکتاتور معروف فرستاده شده است که نیاز به کسی دارد که ثروتش را نگه دارد و از شما می خواهد به سایتی رفته و اطلاعات حساب بانکی خود را وارد کنید!

عباراتی مشابه این نیز مشاهده شده است:

Your account is about to expire. Please go to this website to reenter your account and credit card information.

به عنوان اختتامیه ی این بخش ، یک ویروس معروف را که در زمره ی اولین ویروسهای به کار گیرنده ی روشهای مهندسی اجتماعی است به طور خلاصه معرفی می کنم:

نام: Melissa

تاریخ آغاز انتشار: March 26 , 1999

توضیحات فنی: به زبان ماکروهای MS Word نوشته شده و در قالب ضمی مه ی ایمیل منتشر می شود. در صورت باز شدن و آلوده کردن سیستمی ، کپی هایی از خود به 50 آدرس اول موجود در دفترچه آدرس MS Outlook می فرستد و بعضا تحت شرایطی ، فایلی از ماشین آلوده را ضمیمه می کند.

سه روز پس از انتشار اولیه ، حدود 100,000 کامپیوتر آلوده شده بودند.

در زیر نمونه ای ا ز ایمیل فرستاده شده توسط Melissa را مشاهده می کنید:

Subject: Important message from (name of a friend)

Body :

(Content-Type : text/plain)

Here is that document you asked for … don ‘t show anyone else

(Content Type : application/msword)

List.doc

ج ) هک شدن AOL[17] :

دو مورد از حملات گزارش شده بر رو ی AOL به قرار زیرند:

اولی در 3 ژوئن 1998 به قرار زیر:

در AOL به این ترتیب است که تعدادی از کاربران ، داوطلبانه اتاقهای چت را به صورت ناشناس مانیتور می کنند و در مقابل این کار از پرداخت هزینه ی عضویت معاف هستند. به این کاربران ” رهبران اجتماعات[18] ” گفته می شود.

یک نفوذ گر با نام کاربری PathEndo ، با به دست آوردن کلمه ی عبور یک کاربر AOL که مسئول نگهداری لیست حسابهای این رهبران و نامهای واقعی آنها بوده است ، به این لیست دست یافته اند. هر چند این لیست اطلاعاتی از کلمه ی عبور این رهبران و یا حساب بانکی آنها نمی دهد اما جزو اطلاعات سری AOL محسوب می شود.

حمله ی دیگر مر بوط می شود به هک شدن سایت ACLU [19] که بر روی سرور AOL قرار داشت. که این بار نیز هکران با به دست آوردن کلمه عبور کاربر مسئول نگهداری سایت اقدام به تغییر ظاهر سایت کردند.

تا بدین جا اثری از مهندسی اجتماعی نبود. اما سئوال این است که نفوذگران چگونه به کلمات عبور کاربران مربوطه دست یافتند؟

در مقاله ای در سایت wired.com که توسط یک نفوذگر نوشته شده ، وی به توضیح روش شخصی خود برای این کار می پردازد:

در AOL این امکان وجود دارد که یک کاربر ، چنانچه رمز عبور خود را فراموش کرده باشد ، می تواند با یک تماس تلفنی و ذکر مشخصات خود ، کلمه ی عبور جدید دریافت کند.

آنگاه هکر چنین ادامه میدهد که وی طی چندین تماس ، هر بار وانمود می کند جراحی لثه داشته و نمی تواند به خوبی صحبت کند . در هر تماس ، وی اطلاعاتی را که از او خواسته می شود زیر لب ناواضح می گوید و سپس از کارمند می خواهد که آنچه فهمیده را تکرار کند. بار دیگرکه تماس می گیرد ، اطلاعات دریافت شده را واضح تر می گوید و باز به روش قبل ، اطلاعات بیشتری می گیرد. تا آنجا که در نهایت کلمه عبور را دریافت می کند!

اگر چه در جای دیگر بیان شده که حتی بسیار ساده تر ، چک 4 رقم آخر کارت اعتباری را که بین کارمندان AOL مرسوم است را پشت سر گذاشته و اطلاعات لازم را از آنان به دست آورد.

د ) کوین میتنیک[20]:

نمی توان مقاله ای را در باب مهندسی اجتماعی به پایان برد و سخنی از این شخص به میان نیاورد. وی که نفوذگری معروف است ، از روشهای مهندسی اجتماعی برای نفوذ به چندین سیستم بزرگ استفاده کرد. مدتی را در زندان گذراند و پس از آزادی کتابی دراین زمینه نوشت و در آن روشهای خود را برای عموم شرح داد.

سخنی معروف از وی وجود دارد به این مضمون که : ” شما میتوانید هر چقدر که می خواهید برای خرید تجهیزات تکنولوژیکی خرج کنید اما زیر ساختهای شبکه ی شما هنوز در برابر دستکاریهای سنتی آسیب پذیر باقی می ماند.[21] ” و منظور وی از این “دستکاریهای سنتی” همان حملات مهندسی اجتماعی است.

[1] Social Engineering

[2] Call center

[3] Reverse Social Engineering

[4] Trust trick

[5] Industrial espionage

[6] FBI

[7] Joint venture

[8] Open Source Information

[9] Trade show

[10] Technical Security

[11] Operational Security

[12] Physical Security

[13] Personal Security

[14] HOAX

[15] attachment

[16] Phishing

[17] American On-Line

[18] Community Leaders

[19] American Civil Liberties Union

[20] Kevin Mitnick

[21] You could spend a fortune purchasing technology and services…and your network infrastructure could still remain vulnerable to old-fashioned manipulation.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود نقش شعر در افزایش خلاقیت و پرورش هوش هیجانی كودكان با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود نقش شعر در افزایش خلاقیت و پرورش هوش هیجانی كودكان با word دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود نقش شعر در افزایش خلاقیت و پرورش هوش هیجانی كودكان با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود نقش شعر در افزایش خلاقیت و پرورش هوش هیجانی كودكان با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود نقش شعر در افزایش خلاقیت و پرورش هوش هیجانی كودكان با word :

باتوجه به اینكه یكی از فعالیتهای اساسی كه كودكان با آن می‌توانند در دنیای سرشار از تخیل قرار گرفته و افكار و احساسات و تأثرات خود را بیان كنند، شعر است پس بی‌شك، شعر، عرصه دیگری است كه میل به خلاق بودن را در كودك ارضا خواهد كرد.

مقدمه:
هر كدام از ما كمابیش با بلبل زبانی كودكان به ویژه در خواندن شعر، آشنا بوده و لذت برده‌ایم. اما فقط تا این حد آشنایی بزرگترها با شعر كافی به نظر نمی‌رسد. بهتر است ابتدا به طرح پرسشهای اساسی در این زمینه بپردازیم: آیا در خواندن شعر برای كودكان هدف این است كه آنها را شاعر بار بیاوریم؟ یا قرار است روح آنها را تلطیف كنیم، یا آنها را خلاق بار بیاوریم؟

• شعر كودك :
شعر برای كودكان، درست مثل قصه‌های عامیانه دارای معنایی پنهانی است كه خوانندگان خردسال همیشه نمی‌توانند به آن پی‌ببرند. كودك بزرگ می‌شود و شعرهایی را كه در حافظه‌ او نقش بسته است دوباره به یادش می‌آورد یا به نوعی دیگر، آنها را می‌فهمد پس باید در شعرهای او جایی برای اندیشیدن وجود داشته باشد. دكتر برنادت ردافی در كتاب ”پرورش تخیل و خلاقیت كودكان چنین اشاره می‌كند: ”كودكان، خلاق و مبتكر به دنیا می‌آیند، اشخاص بسیاری معتقدند كه آنان خلاق‌تر از بزرگسالان هستند، زیرا مغزشان در مجموعه راه و روشهای معمول مشاهده مسائل حبس نشده است، یا تحت فشار پیروی یا اجبار منطقی قرار نگرفته‌اند“.كودكان پیش‌دبستانی از شنیدن شعر لذت می‌برند، نه به خاطر اینكه با معنی شعر و یا صناعات ادبی آشنا هستند، آنها با آهنگ شعر میخكوب می‌شوند، با ریتم موجود در شعر به جنبش و جوشش درمی‌آیند، شاد می‌شوند و حركت را تجربه می‌كنند. 

حال اگر پا را كمی فراتر گذارده، علاوه بر موسیقی مستقر در شعر آنها را با موضوع، یا به اصطلاح قصه شعر آشنا كنیم، آنگاه لذتشان، دوچندان خواهد شد. زیرا كودكان سرشار از تخیل هستند. خیال و درك آن در پرورش استعداد و شخصیت كودكان بسیار مؤثر است و به آنان آزادی عمل و سرعت می‌دهد و برتر از آن، كودكان را هوشمند بارمی‌آورد. ریزبینی، دقت و كنجكاوی، حاصل از تخیل و خیال‌انگیزی است.

• ویژگیهای مناسب برای شعر كودك :

به هر كودكی دقت كنید این سه ویژگی را در او به صورت بارز می بینید: اول این كه كاملاً احساسی است. دیگر این كه قدرت تخیل زیادی دارد و در دنیای خیال زندگی می‌كند و سوم آنكه بسیاری از حرفها و حركات او از وزن و آهنگی خاص برخوردار است. این سه ویژگی، كم و بیش در شعر هم وجود دارد. شعر نیز با احساس سروكار دارد، اگر تأثیر می گذارد و حتی حركت ایجاد می‌كند از راه احساس وارد می‌شود و بر عقل چیره می‌گردد. احساسات كودك قبل از عقل او ظهور می‌كند و بهره‌برداری از سرمایه‌های عاطفی طفل خیلی زودتر از ذخایرعقلی او شروع می‌شود. بچه در موقعی كه هنوز مسائل علمی و استدلالی را درك نمی‌كند مطالب عاطفی را می‌فهمد. گلمن در كتاب ”هوش هیجانی“‌اش می‌گوید: ”ما به طور ناخودآگاه، احساساتی را كه از فردی دیگر مشاهده كردیم تقلید می‌كنیم به این صورت كه ناخودآگاه از حالتهای چهره، اندام، آهنگ صدا و دیگر نشانه‌های غیركلامی احساسات دیگران، الگو می‌گیریم“.

همچنین شعری نیست كه وزن و آهنگی نداشته باشد. اشتراك این سه ویژگی، میان شعر و كودك باعث می‌شود كه كودكان شعر را بیشتر دوست داشته باشند. با شعر زندگی كنند با شعر بیدار شوند، بخوابند و بازی كنند. از این رو شعر در ادبیات كودكان جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. شعر باید هدفش مشخص و معین و زبان آن قابل فهم و درك باشد. موضوع شعر باید مربوط به دنیای كودك باشد. دنیای كودك و دنیای شعر، دو جهان نزدیك به هم یا شاید پیوسته به هم باشد، شعر كودك، كلامی است موزون و زیبا، موضوع شعر، باید قابل درك باشد و مربوط به دنیای كودك. موضوع شعر باید متأثر از خصوصیات سنی شنوندگان، علاقه‌مندی آنها، نیازمندیهای روانی و تجربیات قبلی كودكان باشد. به عبارت دیگر، شاعری می‌تواند در دنیای شعر كودكان موفق باشد كه بتواند افق ذهنی و احساسی كودكان را وسعت بدهد و بداند كه شعر روان و ساده گفتن با آسان گرفتن این هنر، تفاوت دارد. هر شعر باید مقدمه‌ای برای ایجاد اشتیاق دركودكان برای خواندن اشعار عمیق‌تر یا مفاهیم عالی‌تر باشد. شعر كودك باید در جهت تحول و تكامل فكری كودكان گام بردارد. شعر خوب یكی از انگیزه‌های اصلی كودكان به خواندن آثار ادبی است. 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله در مورد ارزش گذشت با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله در مورد ارزش گذشت با word دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله در مورد ارزش گذشت با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله در مورد ارزش گذشت با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله در مورد ارزش گذشت با word :

ارزش گذشت

گذشت و ایثار دو واژه مقدس در ادبیات ماست . همیشه و هر زمان در طول تاریخ بشریت ” از خود گذشتگی ” جایگاهی بسی ژرف در ارزش های انسانی داشته است و از جمله خصوصیات اخلاقی والا به شمار می رفته است .

ذشت و ایثار دو واژه مقدس در ادبیات ماست . همیشه و هر زمان در طول تاریخ بشریت ” از خود گذشتگی ” جایگاهی بسی ژرف در ارزش های انسانی داشته است و از جمله خصوصیات اخلاقی والا به شمار می رفته است .هر جامعه ای بسیاری از پیشرفت های خود را مرهون و مدیون افرادی بوده است كه در راه ایجاد آبادی و ترقی سرزمین خود از خواسته ها و امیال خود گذشتند و رفاه و آسایش و امنیت مردم را بر رفاه و آسایش و امنیت خود ترجیح دادند.

چنین اشخاصی تاثیرگذارترین افراد هر جامعه ای هستند. چه در میان بزرگان و اندیشمندان هر سرزمین مانند امیركبیر كه بزرگترین نقش را در زمان خود در پیشرفت و ترقی ایران داشت و در نهایت جان خود را در این راه فدا نمود و چه در واحدهای كوچكتر مانند خانواده كه ممكن است كه یكی از اعضاء آن مانند پدر،مادر یا برادر زندگی هر یك از دیگر اعضاء خانواده را دگرگون نماید. اینكه انسان تنها خود را نبیند و فقط به خواسته های خود فكر نكند، برای دیگران ارزش قایل شود و به خواسته های آنها بهاء دهد بزرگواری است و آنجا كه به خاطر دیگری تمایلات خود را زیر پا بگذارد ، گذشت و فداكاری است .

برای گذشت و ایثار باید خیلی بزرگوار بود و برای بزرگوار بودن باید خیلی انسان بود.اما برای انسان های واقعی این گذشت و بزرگواری آنچنان دلپذیر و لذت بخش است كه هرگز آن را با خودخواهی های دیگران عوض نمی كنند و احساس رضایت حاصل از این ایثار را بر حس خودخواهی ترجیح می دهند.فداكاران از فداكاری خود خشنودند اما هرگز ظالمان از ظلم خود لذت نمی برند مگر آنكه شخصیتی بیمارگونه داشته باشند.هرآنچه كه انسان را به انسان بودنش نزدیك می كند و او را در مسیر تكاملی خود پیش می برد احساس والایی از هستی به او می بخشد و هر آنچه كه او را در مسیر حیوانی پیش می برد احساس پستی و رذالت را در او زنده می كند و بسوی درجات پایینی از انسان بودن سوق می دهد.

دكتر فرانكل پزشك روان شناسی بود كه در سال های جنگ جهانی به جرم یهودی بودن سالها در اردوگاههای آلمان اسیر بود .همه افراد خانواده او به دست نازی ها در كوره های آدم سوزی كشته شدند. او كه در بیمارستان و دانشگاه اتریش برای خود موقعیتی داشت و پزشك و محقق موفقی به شمار می رفت زمانی كه به دست نازی ها اسیر شد،هرگز با او رفتاری انسانی نكردند.دكتر فرانكل پس از آزادی تمامی خاطرات دوران اسارت خود را در كتابی به نام “انسان در جستجوی معنی ” به رشته تحریر درآورد.او در تحقیقات و نتیجه گیری های خود برای هستی و زندگی و بودن مفهومی انسانی پیدا كرد و هر كس كه در این درجه از درك مفهوم زندگی و انسان عاجز می ماند، یا در ناامیدی می مرد و یا با خشم و نفرت زندگی می كرد.

او در تمام سال های سخت اسارت هرگز ارزش های اخلاقی و انسانی را زیر پا نگذاشت و حتی از سربازان آلمانی یاد كرده كه در موقعیت های سخت بدون اطلاع مافوق های خود به اسرای بیمار كمك می كردند و این كار در آن شرایط برای یك سرباز كه می دانست در صورت اطلاع مافوقش چه مجازاتی در انتظار اوست گذشت و فداكاری است .در میان اسراء نیز كسانی بودند كه حاضر می شدند از قرص نان خود كمتر بخورند و قسمتی از آن را به دوست بیمارشان بدهند. 

در شرایط سخت و بحرانی است كه خوبی كردن مفهوم واقعی خود را می یابد و به قولی روزگار سخت است كه خمیره و ذات انسان ها را می نمایاند . چراكه در روز خوشی گذشت و نیكی كردن چندان زحمت و انرژی نمی برد . شما اگر ده میلیون تومان پول داشته باشید صد هزار تومان آن را می توانید به كسی كه به سختی به آن محتاج است ببخشید اما اگر همین صد هزارتومان را داشته باشید چه ؟ مسلما پاسخ این پرسش به منش و دیدگاههای افراد بستگی دارد. دكتر فرانكل در كتاب خود به این نكته اشاره كرده كه آنهایی كه بهترین بودند هرگز بازنگشتند و در حقیقت آنقدر از خود برای دیگران مایه گذاشتند كه دیگر از خودشان چیزی باقی نمانده

آیا می ارزد به خاطر چند سالی یا چند صباحی بیشتر عمر كردن انسانیت را بفروشیم.آیا در این معامله سود می كنیم.پایمال كردن حق دیگران به خاطر كمی بیشتر خوردن یا پوشیدن یا داشتن.آیا این داشتنها ارزش این همه فرومایگی را دارد. 

سعی كنید در زندگی گاهی خود را به جای دیگران بگذارید.فقط از زاویه دید خود به مسائل نگاه نكنید. فقط خود را نبینید.در این جهان میلیون ها انسان زندگی می كنند. حس بشردوستانه احساس تنهایی و انزوا را می زداید.اگر ذره ای به خدا ایمان دارید بدانید كه پاداش و ثمره گذشت شما هرگز بی پاسخ نخواهد ماند. آنچه را كه از خود برای دیگران خالی می كنید خداوند برای شما پرخواهد كرد. شما اگر راه لذت بردن از زندگی را بیابید از یك دسته گل به اندازه یك گلستان رایحه استنشاق خواهید كرد و اگر فقط حرص و طمع داشتن را داشته باشید نه تنها از آنچه كه دارید لذت نخواهید برد بلكه فقط بیش از پیش انباشته كرده و در طمع بازهم بیشتر داشتن خواهید سوخت .

به ملاحظه ارزش های اخلاقی مطمئن باشید هرگز پشیمان نخواهید شد از این كه در حق دوست ، خانواده یا همسایه خوبی كرده باشید. این یك سخن قدیمی است كه می گویند از انسان یكی خوبی می ماند و یكی بدی . مسلما شما خود این را تجربه كرده اید .اگر در شرایط سختی بسر برده اید و دوستی دست شما را گرفته و نجاتتان داده ، هرگز فراموش نمی كنید و دور از انصاف است كه فراموش كنید و اگر كسی دلتان را شكسته یا نمكی روی زخمتان ریخته بازهم فراموش نمی كنید و حتی دیدن آن شخص شما را به یاد زخم زبانهای او می اندازد حتی اگر شما بزرگی كرده و او را بخشیده باشید.معمولا آینده غیر قابل پیش بینی است .هر شرایطی ممكن است برای انسان پیش آید .اگر شما صاحب یك زندگی معمولی باشید و اتفاقی برای یكی از نزدیكان شما رخ دهد چقدر احساس مسوولیت می كنید؟ برادر یا خواهری به همراه همسرش در تصادفی كشته شوند و تنها كودك خردسالی از این واقعه تلخ برجای بماند كه به جز شما كسی را ندارد.

او را چقدر به آغوش می فشارید.در خانواده خود می پذیرید؟ با او مانند فرزندانتان رفتار می كنید؟یا فقط متاسف می شوید و فكر می كنید در قبال این حادثه شما مسوول نیستید.اگر وضع مالی خوبی دارید و برادری دارید كه از لحاظ مالی در مضیقه به سر می برد حاضرید سهم الارث خود را به برادرتان ببخشید یا فكر می كنید وضع نامناسب او ربطی به شما ندارد و ارث پدری حق شماست .

آیا گذشتن از اندكی پول لذتبخش تر از داشتن كمی پول اضافی نیست ؟ در رفع مشكلات اعضای خانواده ، خواهر ،برادر ،فرزند یا دوست چقدر نقش دارید.حاضرید كمتر سیگار بكشید و یك بسته مداد رنگی به فرزندتان بخرید. حاضرید از وقت استراحت خود بزنید و به دیدن خاله یا عمه ای بروید كه به كمك فكری یا درد دل با شما نیاز دارد. حاضرید چند روزی به جای همكار بیمارتان بیشتر كار كنید. در غم و شادی با دیگران شریك باشید زیرا در گروهها غمها تقسیم می شوند و شادیها ضرب می شوند.نترسید كه نیكی كنید و فراموش شود من هرگز محبت دیگران را فراموش نكردم.دیگران هم هرگز محبت شما را فراموش نمی كنند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله عقبماندگی ذهنی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله عقبماندگی ذهنی با word دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله عقبماندگی ذهنی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله عقبماندگی ذهنی با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله عقبماندگی ذهنی با word :

عقبماندگی ذهنی ـ mental retardation

عقبماندگی ذهنی توان هوشی كمتر از میانگین جامعه (ضریب هوشی كمتر از 70) كه با یك آزمون استاندارد ضریب هوشی سنجیده میشود. ضریب هوشی 130-80 طبیعی در نظر گرفته میشود؛ میانگین طبیعی 100 است. اختلال عملكرد هوشی منجر به عدم توانایی فرد در انجام مسؤولیتهای عادی زندگی میگردد.

عقبماندگی ذهنی به چهار گروه خفیف (ضریب هوشی 70-50)، متوسط (ضریب هوشی 49-35)، شدید (ضریب هوشی 34-20) و بسیار شدید (ضریب هوشی كمتر از 20) تقسیمبندی میگردد. عقبماندگی خفیف شایعترین نوع است.

علایم شایع:
عقبماندگی ذهنی خفیف در بسیاری از موارد تا هنگامی ورود كودك به مدرسه تشخیص داده نمیشوند. فعالیتهای ذهنی نظیر ریاضیات و حساب كُندتر از معمول انجام میشود، توانایی خواندن مختل بوده و هیجانات كودك ممكن است بچهگانهتر از سن واقعیاش باشد. كودك ممكن است فعالتر از حد معمول بوده و یا حركات غیرارادی مكرر داشته باشد. بیمار ممكن است دچار تأخیر تكاملی بهصورت مشكلات تكلم و زبان، تأخیر در مهارتهای حركتی، نقایص حسی (كُندی در پاسخ دادن به مردم، صداها، اسباببازیها یا غیره)، یا اختلالات عصبی باشد. تشنج، بیاختیاری مدفوع و ادرار و مشكلات شنوایی نیز ممكن است وجود داشته باشد. عقبماندگی شدید و بسیار شدید اغلب در بدو تولد تشخیص داده میشوند.

علل بیماری:
0. اختلالات ژنتیكی ـ مادرزادی متابولیسم یا اختلالات كروموزومی. نشانگان داون شایعترین اختلالات كروموزومی عامل عقبماندگی ذهنی است.
0. عفونتهای مادرزادی داخل رحمی، اختلال خونرسانی جفت به جنین، عوارض بارداری (عفونتها، پرهاكلامپسی، اكلامپسی، مصرف الكل یا داروها توسط مادر یا سوءتغذیه مادر
0. قبل از تولد ـ زودرس یا دیررس بودن نوزاد، آسیبهای حین تولد و اختلالات متابولیك
0. پس از تولد ـ اختلالات متابولیك یا غددی، عفونتها، صدمات، عوامل سمی یا سایر علل آسیب مغزی، سوءرفتار با كودك
عوامل افزایشدهنده خطر:
0. سابقه خانوادگی عقبماندگی ذهنی:
1. 2. مراقبتهای پیش از زایمانی ضعیف در مورد مادر
2. 3. وضعیت اجتماعیـ اقتصادی نامطلوب خانواده

پیشگیری:
0. در بعضی موارد، علت شناسایی نشده و پیشگیری خاصی وجود ندارد.
1. 2. مشاوره ژنتیك و تشخیص ژنتیكی قبل از زایمان ممكن است در بعضی موارد كمككننده باشد.
2. 3. مراقبتهای پیش از زایمانی مناسب و خودداری مادر از سوءمصرف الكل یا داروها نیز كمككننده است.
3. 4. درمانها و فنآوریهای جدیدی در دست بررسی است كه ممكن است میزان بروز عقبماندگی ذهنی را كاهش دهد.

عواقب موردانتظار:
0. افراد دچار عقبماندگی شدید یا بسیار شدید معمولاً نیازمند مراقبت دایمی هستند.
1. 2. افراد دچار عقبماندگی خفیف، قابلیت فراگیری برای اداره یك زندگی مفید و بدون وابستگی به دیگران را دارا هستند
2. 3. افراد دچار عقبماندگی متوسط آموزشپذیر هستند، ولی اغلب نیازمند مراقبتهای حفاظتی (نظیر خانه گروهی) میباشند.

عوارض احتمالی:
0. مشكلات روانی و رفتاری در كودكان
1. 2. سوءاستفاده از فرد دچار عقبماندگی از جمله سوءاستفاده جنسی
2. 3. تحمیل استرس به خانواده برای تطبیق دادن خود با فرد دچار عقبماندگی ذهنی

درمان:
0. اقدامات تشخیصی شامل مشاهده نشانههای عقبماندگی در فرد توسط اعضای خانواده است.
1. 2. معاینه فیزیكی و آزمونهای هوش توسط یك پزشك در مرحله بعد
2. 3. بیشتر خانوادهها چنین كودكانی را در منزل نگهداری میكنند.
3. 4. تمرینهای ویژه، آموزش و اصلاح رفتار باعث افزایش مهارتهای كودك خواهد شد. عقبماندگی قابل برگشت نیست، ولی باید سعی شود تا قابلیتهای كودك به حداكثر برسد
4. 5. حمایتهای خانواده از كودك در این زمینه حیاتی است؛ درمان در جهت آموزش به خانواده در مورد چگونگی پذیرفتن و تطبیق دادن خود با خواستههای كودك و فعالیتهای زمانبر لازم برای مراقبت چنین كودكانی سودمند خواهد بود

داروها:
پزشك ممكن است داروهایی برای درمان مشكلات طبی همراه تجویز نمایید مثلاً داروهای ضدتشنج برای موارد تشنج. در مجموع مراقبت افراد عقبمانده بیشتر آموزشی است نه طبی.
فعالیت:
فعالیت تا حدی كه وضعیت فیزیكی كودك اجازه میدهد.
رژیم غذائی:
رژیم خاصی نیاز نیست.
در این شرایط به پزشك خود مراجعه نمائید:
نگرانی در مورد روند تكاملی كودك خود، بروز هرگونه علایم جدید یا غیرمعمول در كودك پس از تشخیص عقبماندگی ذهنی یا ناتوانی شما در تطبیق دادن خود با وضعیت كودك.
علل فرهنگى
ضعف پایه درسى
گاهى عقبماندگى درسى بدانخاطر است که کودک پایه علمى ندارد و درس او در کلاسهاى قبلى ضعیف بوده است.مثلاً حروف شناسى بلد نیست و یا در کلاسهاى قبلى براثر توصیهها و سفارشها درس نخوانده و نفهمیده قبول شده و به کلاس بالاتر ارتقاء یافته است

کمکهاى ناروا
برخى از مادران و پدران دلسوزىهاى بیحسابى در رابطه با کودک دارند. مىخواهند به او محبت کنند ولى نمىدانند چگونه و به چه صورتی. بهمین نظر مثلاً مشق کودک را براى او مىنویسند، مسائل ریاضى او را حل مىکنندو;

ضعف روش
گاهى عقبماندگى شاگرد در دروس بعلت روش غلط تدریس است و یا روشى را که او در مدرسه براى تدریس به کار مىبرد با روش والدین کودک که با او کار مىکنند مباین است همچنین ممکن است روشهاى تدریس با ویژگىهاى روانى و فکرى کودکان منطبق نباشد و این در کار و تلاش شاگرد اثرى منفى برجاى بگذارد.
نیمهوقت بودن مدارس
این هم مسأله قابل ذکرى است که برخى از دانشآموزان در مدارس نیمهوقت درس مىخوانند و یا در روز فقط 3 ساعت درس مىخوانند، آنهم در شرایطى غیرعادی، در کلاسى شلوغ، با معلمى کماطلاع و یا بىحوصله.

کثرت عدٌه در کلاس
براین مشکل کثرت عده شاگردان، شلوغىآنها، ضعف معلم در اداره کلاس را هم باید افزود. بهنگامى که عدٌه دانشآموزان کلاس بسیار، هوا نامطبوع و فشار و درگیرى و سروصدا زیاد باشد معلم دیگر نمىتواند نقش معلمى را درباره شاگردان ایفا کند. او همچون مبصرى خواهد بود که به ساکت داشتن شاگردان مشغول است.

تعویض معلم
مدارسى وجود دارند که تا چندماه از سال برایشان معلمى نیست و تازه روزى هم که معلم مىآید ممکن است در طول مدت سال تحصیلى چندبار جابجا شود. در فاصله غیبت معلم براى تدریس و یا سرپرستى شاگردان امروز مدیر، فردا ناظم، پسفردا دانشآموزى از کلاس بالاتر اعزام مىشود. وانگهى معلمى که جدیداً وارد کلاس شده معلوم نیست صلاحیت و آمادگى کافى براى تدریس داشته باشد

روش امتحان
در مواردى ممکن است کودک عقبمانده نباشد ولى روش امتحان بگونهاى باشد که طفل را به چنان شرایط و موقعیتى بکشاند. مثل سختگیرى در امتحان، نامفهوم و یا غیراستاندارد بودن سؤالات

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله روان شناسی کودک با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله روان شناسی کودک با word دارای 16 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله روان شناسی کودک با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله روان شناسی کودک با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله روان شناسی کودک با word :

روان شناسی کودک

جیغ زدن كودك

نوزاد از موقع تولد برای تأمین نیازهای خود یا بیان مشكلات خود فقط گریه می‌كند بتدریج حرف می‌زند و با بیان كلمات نیازی خود را بیان می‌كند. بعضاً مشكلات جسمی، مسائل شنوائی یا بیماریهای كودك ممكن است با بی‌قراری، گریه كردن ممتد، جیغ زدن‌های طولانی باشد. این یك وسیله برای ارتباط با محیط و ابزار نیاز یا مطرح كردن خود است. خشونت در كودكان یا پرخاشگری ممكن است باعث ایجاد اختلالات روانی و یا پرخاشگری شود. در مسیر تكامل تكلم در كودكان ممكن است اختلالات شنوائی نیز با جیغ زدن همراه باشد. چرا كه كودك نمی‌تواند نیازهای خود را در مسیر عادی ابراز كند نمی‌تواند با كلمات بیان كند و با جیغ زدن جلب توجه می‌كند.

چنانچه جیغ زدنهای كودك باعث جلب توجه و توجه بیشتر به كودك شود او شرطی می‌شود و سعی می‌كند خواسته‌های خود را با جیغ زدن به اطرافیان تحمیل كند.
بسیاری از بیماریهای زمینه‌ای كودك بیماریهای متابولیك و كلامی و یا اختلالات گوارشی و یا بیماریهای عصبی و یا اختلالات روانی ممكن است حالت عادی كودك را تغییر داده و منجر به این شود که ابراز نیاز كودك به طرز عادی نباشد.

– تغذیه كودك خصوصاً در 6 ماه اول با شیر باید براساس نیاز كودك باشد. ساعت مشخص برای او در نظر نگیرید هر موقع كه دوست دارد و به هر میزان كه نیاز دارد. بهترین شرایط آن است كه كودك در بغل مادر در شرایط كاملاً آرام تغذیه شود. هر نوع استرس در مادر یا كودك این شرایط ایده‌آل را مختل كرده و باعث كاهش شیر مادر یا اختلال در تغذیه كودك می‌شود. محركهای محیطی مثل صداهای بلند حتی صدای زنگ تلفن، یا بازی با كودك در ضمن شیر خوردن باعث اختلال در تغذیه او می‌شود.
زمان شیر خوردن كودك از پستان مادر بهترین زمان تبادل عواطف بین مادر و كودك است و این زمانی است كه مادر با كودك خلوت كرده و بهترین و عمیق‌ترین عواطف انسانی در پاكترین پیوندها مبادله می‌شود. هر چه آرامش بیشتری در این زمان بین مادر و كودك باشد میزان شیر دهی و طول مدت شیردهی بیشتر است كودكانی كه مادران در ضمن شیر دهی آرامش بیشتری داشته باشد از آرامش بیشتری برخوردار هستند و راحت‌تر شیر می‌خورند، مسلماً رشد بهتری خواهند داشت. بعضی از كودكان به محض شروع تغذیه با شیر مادر دفع مدفوع دارند و با كوچكترین تحریك گوارشی ممكن است دفع مدفوع نیز تحریك شود.

كودكانی كه شیر مادر می‌خورند ممكن است 7-8 مرتبه در روز دفع مدفوع داشته باشند بعضاً این مدفوع آبی و حتی ممكن است سبز رنگ باشد و یا ممكن است همراه با زورزدن و بیقراری باشد این واكنشها طبیعی است و مشكل خاص برای كودك ایجاد نمی‌كند بعضاً ممكن است تعداد دفعات دفع مدفوع كودك كم شود تا هفته‌ای یك بار دفع داشته باشد دربچه‌های كه شیر مادر می‌خورند این مسئله نیز ممكن است طبیعی باشد. دفع مدفوع در این حالت ممكن است با زور زدن، قرمز شدن صورت و كمی بی‌قراری باشد چنانچه دفع كودك به همین شكل باشد و مشكل حادی ایجاد نكند غیر عادی نیست خصوصاً در 6-3 ماده اول این واكنشها همراه دفع طبیعی است و داروی خاصی لازم نیست.
با كودك چگونه از مرگ صحبت می كنید؟

توضیح مرگ به كودكان یكی از سخت ترین كارها برای اولیاست، بخصوص هنگامی كه خود آنها با غم مرگ عزیزی دست به گریبان هستند. اما مرگ یك بخش غیر قابل انكار از زندگی است و چه بخواهیم و چه نخواهیم، از خیلی خردسالی، كودكان نسبت به آن كنجكاو می شوند و به فهمیدن و پرسیدن درباره روشهایی كه احساس غم مربوط به آن را به طور طبیعی نشان بدهد، علاقه مند هستند، روشهایی كه بزرگترها عزاداری می نامند.
شاید باعث تعجب باشد كه بدانید حتی كودكان 2 ساله از مرگ آگاه هستند. كودكان در قصه هایشان یا برنامه های تلویزیون از مرگ می شنوند، یا در اطراف خود حیوانات خانگی یا خیابانی مرده را می بینند. علی رغم این موارد، هیچ كدام از كودكان مفهوم مرگ را نمی دانند. آنها نمی توانند مفهوم همیشگی بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان یك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر می گیرند.

آنها تصور می كنند كه اجساد هنوز می خورند و می خوابند و كارهای همیشگی خود را انجام می دهند، فقط با این فرق كه این كارها را یا در آسمانها و یا در زیر خاك انجام می دهند. حتی وقتی یكی از اولیا یا خواهران و برادران كودك درگذشته است، او نمی تواند این اتفاق را برای آنها در نظر بگیرد.
كودكان به روشهایی مختلف نسبت به مرگ واكنش نشان می دهند:
اصلاً تعجب نكنید اگر كودك 2 ساله ای در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت كند یا كودك 5 ساله ای نخواهد به مهد كودك همیشگی اش برود، چرا كه كودك در جست و جوی علت پریشانی و غمگینی بزرگترها است و می خواهد بداند چرا برنامه

روزمره اش تغییر كرده است. او با خودش فكر می كند چرا به ناگهان جهان اطرافش این همه نگران كننده شده است. از سوی دیگر، ممكن است كودكی هم باشد كه اصلاً واكنشی به مرگ نشان ندهد یا گاه گاهی در بین شادی و خوشحالی های كودكانه اش به یاد آن بیفتد كه این هم كاملاً طبیعی است و دلیل سنگدلی كودك نیست! اصولاً كودكان این مفهوم را كم كم و به آهستگی درك می كنند و نباید انتظار داشت كه همه موضوع را در یك لحظه یا یك روز بفهمند و حتی بسیاری از آنها تا وقتی كه كاملاً احساس امنیت نكنند، به احساس غم خود اجازه ظهور نمی دهند، یعنی فرایندی كه ممكن است ماهها تا سالها به طول بینجامد، بخصوص اگر مرگ عزیزی را شاهد بوده باشند . بعضی از كودكان رفتارهایی انجام می دهند كه به نظر عجیب می رسد. مثل بازیهای تشییع جنازه یا ادای مردن كسی را درآوردن. این هم امری طبیعی است، حتی اگر به نظر بزرگترها غیر معقول باشد. بنابراین، این روش ابراز احساسات در مورد مرگ را نباید از كودك گرفت.

احساسات خود را در مورد مرگ توضیح بدهید. سوگواری یك قسمت بسیار مهم برای التیام غم مرگ عزیزان است و این هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نباید با سوگواری شدید، وحشت زده كرد، ولى از طرفی هم نباید مسأله را بی اهمیت جلوه داد. به كودك باید توضیح داد كه بزرگترها هم نیاز به گریه كردن دارند و اینكه ما به خاطر از دست دادن كسی ناراحت هستیم. در غیر این صورت، كودك كنجكاوانه تغییرات خلقی شما را درك می كند و بخصوص وقتی حس كند مسأله ای وجود دارد، ولی شما سعی در مخفی كردن آن دارید، نگران تر می شود.

به سؤالات كودك پاسخ دهید. كنجكاوی كودكان درباره مرگ یك امر عادی است و نباید از سؤالات آنها فرار كرد، بلكه بهتر است از فرصت پیش آمده استفاده كرده و به كودك كمك كنیم تا بتواند با مسأله از دست دادن دیگران روبرو بشود.

جوابهای آسان و كوتاه عرضه كنید. كودكان قدرت درك اطلاعات پیچیده و سنگین را ندارند. بنابراین سعی كنید برای توضیح مرگ وارد جزئیات و بحثهای پیچیده آن نشوید. آنچه براى كودكان بخصوص زیر 5 سال درك بهتری دارد، توضیح مرگ به عنوان توقف تمام كارهای جسمانی است. مثلاً به او گفته شود مردن این گربه یعنی اینكه او دیگر راه نمی رود یا غذا نمی خورد و چیزی را نمی بیند و هیچ دردی را احساس نمی كند و جسم آن دیگر كار نمی كند.

كودكان نیاز دارند در مورد خودشان اطلاعاتی داشته باشند. ممكن است بپرسند كه «من كی می میرم؟» كه در جواب بهتر است گفته شود «هیچ كس نمی داند كه كی كسی می میرد، ولی بیشتر ما زمان خیلی خیلی زیادی زندگی می كنیم. من مطمئنم كه تو تا وقتی كه خیلی پیر بشوی، زندگی می كنی.» یا ممكن است كودك بپرسد: «مامان، تو كی می میری؟» این سؤال معمولاً برای اولیا خیلی تكان دهنده است. عملاً منظور كودك از این نوع سؤال این است كه آیا تو از من مراقبت می كنی و یا چه كسی بعد از این از من مراقبت می كند، بنابراین بهتر است به كودك گفته شود «مامان قوی و سالم است و خیلی خیلی وقت زیادی، پیش تو خواهد ماند.» حتی به كودكان زیر 5 سال توصیه می شود اولیا بگویند «مامان نمی میرد»، «بابا نمی میرد». بنابراین اگر اینگونه جواب بدهیم كه «فرزند عزیزم همه ما یك روزی می میریم» برای كودك مانند این است كه بگوییم ما همین امروز می میریم
واژه های مسأله ساز :
در بخش نخست مقاله، به چگونگی نگاه كودكان به مقوله مرگ و اینكه آنها نمی توانند مفهوم همیشگی بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان یك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر می گیرند، اشاره شد. و همچنین نكته هایی برای ایجاد ارتباط مناسب با كودكان مطرح شد. در بخش پایانی ، سایر نكات مهم در این زمینه مورد بررسی قرار می گیرد.

از عبارت هایی كه به یك امرخوب اشاره می كند، پرهیزكنید.
عبارت های معمول بزرگترها درمورد مرگ مثل «درآرامش استراحت كردن» یا «خواب ابدی» یا «رفتن به یك جای دور» برای خردسالان بسیارگیج كننده است.
پس نگویید كه «پدربزرگ خوابیده است» یا «به یك جای دوررفته است». كودك ممكن است با این توضیحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فكركند كه او هم ممكن است بخوابد و دیگر برنگردد، یا اگر شما به خرید و كار بروید، فكركند كه شما هم برنمی گردید. مرگ را هرچه قابل لمس تر براى او توضیح بدهید مثلاً بگویید: «پدربزرگ خیلی خیلی پیرشده بود و بدن اش قادر به كاركردن نبود» اگر پدربزرگ قبل از مرگ مریض بوده اطمینان حاصل كنید كه كودك بفهمد مریض شدن مثل سرماخوردن معنی مردن نمی دهد. به او توضیح بدهید كه این مریضی ها نمی تواند كسی را بكشد.

درمورد كاربرد واژه های خداوند و بهشت با احتیاط كامل رفتاركنید. دقت كنید این مفاهیم را برای یك كودك 5 ساله یا حتی كوچكتر به كار می برید و هدف شما این است كه او را آرام كنید. پس مراقب باشید او را بیشتر گیج و مضطرب نكنید.
برای مثال اگر بگویید «مادربزرگ الآن خیلی خوشحال است چون توی بهشت است» كودك فكرمی كند «چطور مادربزرگ واقعاً خوشحال است اگر همه كسانی كه دور و برمن هستند، این همه ناراحتند؟!» یا مثلاً بگویید كه «عمو آنقدر خوب بود كه خداوند او را پیش خودش برد.» كودك فكرمی كند اگر خدا عمو را پیش خودش برده چون خوب بوده پس ممكن است مامان، من یا هركس خوب دیگری را نیز پیش خودش ببرد!!» یا «اگر من هم خیلی خوب باشم می توانم برم پیش خداوند و بابابزرگ را ببینم» یا اینكه «سعی كنم كه بچه بدی باشم تا بتوانم بیشتر پیش بابا و مامان بمانم!» بنابراین عبارتی به كار ببرید كه او را نگران تر نسازد. مثلاً بگویید: «ما خیلی ناراحتیم كه بابابزرگ دیگر پیش ما نیست و ما خیلی دلتنگ او می شویم ولی این خوب است كه بدانی او الآن پیش خداوند است.»

منتظر واكنش های مختلفی ازسوی كودك باشید. كودكان علاوه بر احساس غم درباره مرگ، احساس گناه یا خشم نیز پیدا می كنند. بخصوص اگر متوفی یك فرد نزدیك خانواده باشد.
مثلاً كودك ممكن است فكركند خواهرش به خاطر حسادت های او مرده است یا چون او خواهرش را كتك می زده و اذیت می كرده، مرده است و از این احساس به احساس گناه شدید برسد.
گاهی ممكن است كودك نسبت به متوفی خشمگین بشود كه چرا او را ترك كرده و رفته، یا حتی نسبت به شما، پزشكان و پرستاران احساس خشم كند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله عوامل روزمرّه در كنترل غریزه جنسی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله عوامل روزمرّه در كنترل غریزه جنسی با word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله عوامل روزمرّه در كنترل غریزه جنسی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله عوامل روزمرّه در كنترل غریزه جنسی با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله عوامل روزمرّه در كنترل غریزه جنسی با word :

علاوه بر عواملی كه در كنترل غریزه جنسی و تسكین شهوت بحث شد، از طریق «تغذیه»، «ورزش» و سایر عوامل روزمرّه نیز، می توان به مبارزه با این غریزه برخاست.جوانانی كه فعلاً زمینه ازدواج ندارند، باید از بی كاری دوری گزینند،و به هر وسیله ای كه باشد خود را سرگرم ساخته، و بدانند كه در این دوران جوانی هر چه بخواهند می توانند پیش رفته و در كارهای علمی، فكری، اقتصادی، اجتماعی ; به مراحل عالی دست یابند، و از سوی دیگر این نوع اشتغالات آنان را از كشیده شدن به امور جنسی باز می دارد.نوع تغذیه و كمیّت و كیفیّت آن در تشدید و تسكین شهوت بسیار مؤثر است، بنابراین جوانان آگاه سعی كنند از پرخوری اجتناب نموده، و از غذاهایی كه در این زمینه مؤثّر است استفاده نمایند.مثلاّ انواع غذاهای:لیمودار،گوشت ماده،كافور،ادویه،ترشی،قهوه ; چنانچه در كتابهای مختلف گیاهی و غذایی و جنسی نوشته شده برای تسكین شهوت مؤثر است.از همه مهم تر تفریحات سالم،كوهنوردی، مسابقات علمی، ورزش روزمرّه بمقدار لازم، برنامه های بسیار سودمند، در تقلیل و تسكین غریزه جنسی فوق العاده مفید می باشد.

در دین مقدّس اسلام در مورد همه اینها دستورات خاصّی داشته، و خود حضرات معصومین علیهم السّلام، و در رأس آنان رسول خدا(ص) دوستدار ورزشكاران بوده، و در موارد زیادی شخصاً در مسابقات ورزشی، شركت فرموده،و برای برندگان جوائزی را اهداء نموده است.و بالاخره جوانان غیرمتأهّل بیش از دیگران باید از صحنه های شهوت انگیز دوری گزینند، از تماشای فیلم های خطرناك، سریال های زناشوئی، عكس های سكسی، شنیدن صداهای مهیّج دختران و زنان، از حضور در مجالس نامطلوب كلوپ ها و پارتی ها و سینماها، خواندن موضوعات شهوت انگیز، و رفاقت و مصاحبت دوستان بوالهوس خودداری نمایند، و الّا گرفتار دام های خطرناك شیطان، و شیاطین انسان نما خواهند شد، و ندامت و پشیمانی های بعدی نتیجه نخواهد داشت.

راههای کنترل غریزه جنسی با توجه به تعالیم اسلام:
اكامى جنسى، پى آمدهاى ناگوارى دارد و مبارزه با اقتضاى غریزه در محدوده اى كه طبیعت انسان بدان نیاز دارد، غلط است، ولى با برداشتن قید و بندهاى اجتماعى، مشكل حل نمى شود، بلكه بر شمار مشكلات افزوده خواهد شد. درباره ى غریزه ى جنسى نیز باید گفت كه برداشتن ضابطه ها، عشق واقعى را مى كُشد و طبیعت را هرزه و بى بندوبار مى كند. در این زمینه، هر چه عرضه بیشتر گردد، هوس و میل به تنوّع افزایش مى یابد. به گفته ى راسل در كتاب زناشویى و اخلاق، عطش روحى در مسایل جنسى غیر از حرارت جسمى است. آن چه با ارضا تسكین مى یابد، حرارت جسمى است نه عطش روحى. پس آزادى در مسایل جنسى به شعله ورتر شدن شهوت ها خواهد انجامید؛ زیرا هوس، سیرى ناپذیر است. بنابراین، هر چند ممكن است برخى ممنوعیّت هاى جنسى در روابط اجتماعى زن و مرد، عوارض هاى روانى و رفتارى پدید آورد، ولى برداشتن ممنوعیت هاى قانونى و مشروع و دادن آزادى بى حدّ و مرز، پى آمدهاى بسیار خطرناك ترى دارد. براى رسیدن به آرامش روانى و كنترل غریزه های انسان، دو چیز لازم است:

1 باید همه ى غریزه هاى انسان به طور طبیعى، معقول و مطلوب ارضا شود.
2 از تحریك غریزه ها به ویژه غریزه ى جنسى پیش گیرى شود.

باید گفت ازدواج بهترین پاسخ به نیاز روحى، روانى و جسمى جوانان است كه در پرتو آن، دختر و پسر براى ایجاد كانونى گرم و سرشار از عشق و صفا و آرامش تلاش مى كنند و با انس و همدلى، از گرماى وجود یكدیگر لذّت مى برند و غریزه ى جنسى به صورت طبیعى و معقول، بر آورده مى شود. تعبیر از غریزه جنسى و آثار آن بر شخصیت جوانان، به «بحران» قلم پردازى و یا بزرگ نمایى نیست، بلكه حقیقتى است روشن، براى همه كسانى كه شخصیت جوان را به خوبى مى شناسند و یا خود جوانند و یا دست كم دوران جوانى خود را كم و بیش به یاد دارند. حكمت از غریزه جنسى استمرار و بقاى نوع بشر است و به همین جهت سالم ترین، بایسته ترین و مطلوب ترین نوع مواجهه با آن و بهترین راه حل مقابله با آن، ازدواج و نكاح مشروع است. انسان با نكاح به موقع و در وقت نیاز ـ بى آنكه به دیرى یا زودى آن فكر كند ـ به مقبول ترین و كامل ترین صورت خود به نیازمندى خویش پاسخ مثبت مى دهد و پیش از آنكه به عواقب و پى آمدهاى آزاردهنده و فشارهاى غریزه به دنبال آن عقده هاى روانى دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن كاسته است و قبل از آنكه انرژى انباشته آن از وجودش سرازیر شود و دامنش را آلوده كرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبیعى و مشروع ـ بى اضطراب و نگرانى ـ فرو نشانده است و این نخستین توصیه دین در این مورد است.

رسول اكرم(ص) مى فرمایند: «یا معشر الشباب! من استطاع منكم الباه فلیتزوّج ;؛اى جمعیت، جوانان هر كس از شما توانایى ازدواج دارد ازدواج كند ;». از حضرت صادق(ع) روایت شده است كه فرمودند: «جاء رجل إلى أبى علیه السلام فقال له: هل لك من زوجه؟ قال: لا، فقال أبى: ما احبّ أنّ لى الدّنیا و ما فیها و انّى بتّ لیله و لیست لى زوجه. ثم قال: الرّكعتان یصلّیهما رجل متزوّج افضل من رجل أعزب یقوم لیله و یصوم نهاره. ثمّ أعطاه أبى سبعه دنانیر ثمّ قال: تزوّج بهذه. ثمّ قال أبى: قال رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله: اتخذوا الأهل فإنّه ارزق لكم؛ مردى به محضر پدرم ـ كه درود خدا بر او باد ـ رسید، آن حضرت به او فرمود: آیا همسرى دارى؟ عرض كرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنیا و آنچه در آن است از آنِ من باشد در حالى كه یك شب را بى همسر، سر به بالین گذارم! سپس فرمود: دو ركعت كه مرد زن دار بجاى آورد بهتر است ازمرد بى همسرى كه شبش را به نماز قیام كند و روزش را با روزه تمام كند. آنگاه پدرم هفت دینار داد و گفت: با این پول ازدواج كن. سپس پدرم از رسول اكرم(ص) نقل كرد كه فرمود: براى خود تشكیل خانواده دهید كه براى روزى شما بهتر و مفیدتر است».

اگر براى كسى به هر دلیلى امكان ازدواج نباشد، چنین شخصى تحت هیچ عنوان مجاز نیست روى به گناه آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنى بسیار فراتر از فشارها و رنجهاى عزوبت و بى همسرى است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممكن واجب مى شود. و لذا چنین كسى یا باید خود را كنترل كند و دست به گناه نیالاید و یا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممكن فراهم آورد. قرآن كریم مى فرماید و باید آن كسانى كه ازدواج برایشان مقدور نیست عفّت بورزند: (و لستعفف الّذین لا یجدون نكاحا حتی یغنیهم الله من فضله والذین یبتغون الکتاب مما ملکت ایمانکم فکاتبوهم ان علمتم فیهم خیرا و آتوهم من مال الله الذی آتاکم و لا تکرهوا فتیاتکم علی البغآء ان اردن تحصنا لتبتغوا عرض الحیوه الدنیا و من یکرههن فان الله من بعد اکراههن غفور رحیم؛ و كسانى كه امكانات زناشویى نمى یابند، باید عفت بورزند تا خدا آنها را از كرم خویش بى نیاز گرداند و از مملوكان شما، كسانى كه خواستار مكاتبه [باز خرید] خویش هستند، اگر در آنها خیرى (توانایى) یافتید، قرار بازخرید آنها را بنویسید، و از مالى كه خدا به شما داده است به ایشان بدهید، و كنیزان خود را در حالى كه پاكدامنى مى ورزند، براى دستیابى به متاع دنیا، به زنا وادار نكنید، و هر كس آنها را به زور وادار كند، بى تردید خدا، پس از اجبارشان، نسبت به آنها آمرزنده ى مهربان است. «سوره نور، آیه 33 »).

یكی از مباحث مهم و ضروری در تربیت جنسی پیش از ازدواج، شیوه های كنترل و تسلط بر غریزه ی جنسی است؛ كنترل این غریزه به دو صورت ممكن است تحقق پذیرد، 1ـ كنترل منفى. 2ـ كنترل مثبت.
كنترل منفى:
غالبا وقتى سخن از كنترل غریزه جنسى به میان مى آید، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مى شود و آن این است كه كسى با وجود تحریكات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریك شده اش مبارزه و مقابله كند و به سوى ارتكاب جرم نرود، چنین كارى گرچه قطعا بهتر از آلایش دامن و عمل به جرم است، ولى پیامدهاى سوء و مخرب آن بر كسى پوشیده نیست. این كار هم به غایت دشوار است و هم زیانبار، و بدین جهت هرگاه شخصى به كنترل غریزه سفارش مى شود، با چنین برداشتى از آن، و تصور دشوارى و زیانبارى آن، از پذیرفتن چنین توصیه هایى سر باز مى زند.
كنترل مثبت :
غریزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب ترین راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه ها و كارهایى است كه به تحریك این غریزه مى انجامد. این نوع از كنترل، كه در حقیقت جنبه پیشگیرى دارد هم راحت است و هم بى زیان و بلكه مفید. راحت است، زیرا در این صورت همچون وسیله نقلیه اى است با سرعت معمولى و قانونى، كه در مواجهه با خطر، مهار حركت آن زحمت چندانى ندارد، بر خلاف ماشینى كه با سرعتى بسیار فراتر از حد شناخته شده و بایسته خود، سیر مى كند كه چه بسا به كلى اختیار آن از دست صاحبش بیرون رفته و مصیبتها به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زیان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسیله و صاحب آن به همراه دارد و بى زیان است، زیرا با این حال كنترل غریزه فشارى بر جسم و روان تحمیل نمى كند تا به آن صدمه اى وارد شود و مفید است چون موجب مى شود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند و انرژى و سرمایه هاى جسمى و روحى او بیهوده مصرف نشوند. طبق قرآن كریم باید كسانى كه قدرت و وضعیت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پیشه كنند و عفت در این آیه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصى منافى با آن را دارد، ولى با تأمل بیشتر معلوم مى شود كه آیه كریمه معنایى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است.

شیوه های كنترل مثبت :
1ـ پرهیز از فكر و ترسیم صحنه هاى محرك در ذهن و خیال
عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى كند كه حضرت(ع) فرمود: «انّ عیسى قال للحواریّین: ; انّ موسى امركم ان لا تزنوا و أنا آمركم أن لا تحدّثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن أن تزنوا فانّ من حدّث نفسه بالزنا كان كمن أوقد فى بیت مزوّق فأفسد التزاویقَ الدّخان و ان لم یخرق البیت: عیسى به اصحاب خود گفت: ; موسى به شما دستور داد كه زنا نكنید و من به شما دستور مى دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به اینكه زنا كنید زیرا كسى كه خیال زنا كند مانند كسى است كه در خانه اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنین كارى گرچه خانه را نمى سوزاند ولى زینت و صفاى آن را مكدّر كرده و فاسد مى كند».

2ـ دورى از نگاههاى مسموم و مناظر تحریك آمیز
قرآن كریم در دو آیه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوس آلود داده است. در آیه اول مى فرماید: «قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم ;؛ به مؤمنان بگو دیدشان را از نامحرمان فرو نشانند و نهانگاههاى خود را از وقوع در حرام نگه دارند» و در آیه بعدى مى فرماید: «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ ;؛ به زنان مؤمن بگو چشمهایشان را فرو گیرند و نهانگاههاى خویش را محافظت كنند»( سوره نورآیه 30 ـ 31). جالب این است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم مى دهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است. رسول اكرم(ص) مى فرمایند: «النّظره سهم مسموم من سهام ابلیس فمن تركها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ایمانا یجد حلاوته فى قلبه؛ نگاه هوس آلود تیرى است مسموم از تیرهاى شیطان. هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ایمانى به او مى بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى كند».

3ـ گوش ندادن به آوازها و موسیقیهاى تحریك كننده و مبتذل
در حدیثى از حضرت صادق(ع) آمده است: «إنّ رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهى عنه و تلا قول اللّه عزّ و جلّ: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسؤولاً» و قال یسأل السّمع عمّا سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر؛ مردى از آن حضرت در باره شنیدن آواز محرك پرسید. حضرت از آن نهى كرده و این آیه را خواندند: به یقین گوش و چشم و دل هر یك مورد سؤال خواهند بود و فرمود: گوش از آنچه شنیده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه دیده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد».

4ـ اجتناب شدید از گفتگوهاى دوستانه و نشستهاى غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحریك آمیز
از حضرت امام باقر(ع) این گونه روایت شده است: «من اصغى إلى ناطق فقد عبده، فإن كان النّاطق یؤذى عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان كان یؤذى عن الشّیطان فقد عبد الشیطان ؛هر كس به سخن گوینده اى گوش فرا دهد او را بندگى كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانى بر زبانش جارى كند قطعا بندگى شیطان كرده است».

5ـ اعتدال در خوردن

بى تردید پرخورى و بى نظمى در خوردن در ذخیره سازى و انباشتن موادى كه نیازمند تفریغ باشد مؤثر است، ولى در صورت اعتدال و كم خورى سهم ناچیزى از آن صرف تهیه آن مواد مى شود. در حدیثى كه قبلاً از پیامبر گرامى(ص) نقل كردیم، آن حضرت پس از آنكه جوانان را به ازدواج ترغیب مى كنند مى فرمایند: «و من لم یستطع فلیصم، فإنّ الصّوم به وِجاء ؛هر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقینا روزه نیروى غریزه او را تضعیف مى كند».

6ـ اشتغال، ورزش و سرگرمیهاى مفید
زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایى در تقویت غریزه به مصرف مى رسد و هم فكر و خیال مصروف چاره سازى در تفریغ آن مى شود و به همین جهت در روایات بر اشتغال و كار و پرهیز از فراغت تأكید بسیار شده است.حضرت امام صادق(ع) در حدیث پردامنه «مفضّل» مى فرمایند: «; و هكذا الانسان لو خلا من الشّغل لخرج من الأشر و العبث و البطر الى ما یعظم ضرره علیه و على من قرب منه ;؛ و همین گونه انسان اگر بى كار و فارغ باشد، به بیهودگى و سرمستى دچار مى شود و بر اثر آن به مسایلى مبتلا مى شود كه زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیكان او سنگینى خواهد كرد ;». ورزش های بدنی نظیر كوهنوردی، شنا و ; نیز می توانند انسان را در مراقبت و تسلط بر این غریزه كمك كنند.

7ـ تلاوت قرآن
بى شك انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامین آن، خود شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پریشانى را رو به سامان مى برد و زخمهاى پنهان را التیام مى دهد، و همتها را تا آسمانها بالا مى برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات مى بخشد. امیر مؤمنان(ع) مى فرمایند: «و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب و استشفوا بنوره فانّه شفاء الصّدور و احسنوا تلاوته فأنّه انفع القصص ;؛ قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهاى خود مرهم بگذارید زیرا آن داروى شفابخش سینه هاست و آن را نیكو تلاوت كنید كه به یقین سودمندترین قصه هاست». 

8- روزه داری
پیامبر اسلام (ص) می فرماید: «ای گروه جوانان هر كدام از شما كه قدرت ازدواج دارد، ازدواج كند و اگر برای وی مقدور نیست، روزه بگیرد؛ زیرا روزه شهوت جنسی را كنترل می كند». خلاصه اینكه راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غریزه جنسى، نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحى كه بیان شد و سپس كنترل منفى با وجود همه زیانهاى آن، ولى هیچ گاه به بى بند و بارى و افسارگسیختگى و آلودگى به گناه رضایت نمى دهد و زیان آن را به مراتب خسارت بارتر و ویرانگیرتر از ضرر كنترل منفى مى داند. بزرگان گفته اند: «نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت». رسول اكرم(ص) می فرماید نگاه هوس آلود، تیرى است مسموم از تیرهاى شیطان. هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ایمانى به او مى بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى كند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله روانشناسی رشد شخصیت با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله روانشناسی رشد شخصیت با word دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله روانشناسی رشد شخصیت با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله روانشناسی رشد شخصیت با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله روانشناسی رشد شخصیت با word :

مقدمه :
بحث و تحقیق را در روان شناسی می توان هم به صورت تحلیلی انجام داد، هم به صورت تألیفی یا تركیبی. بحث تحلیلی كه در روان شناسی عمومی و تجربی معمول است به این صورت است كه حالات و فعالیت های گوناگون روانی را به اعتبارهایی دسته دسته كرده و آن ها را زیر عناوینی چون احساسات، تذكارات، تصورات، تصدیقات ذهنی تمایلات و انگیزه ها، عواطف و هیجانات، افعال ارادی وجزآن ;. درآورده و هر دسته را جداگانه مورد بررسی و تحقیق قرار دهند و قوانین كلی آن را معلوم دارند.

شك نیست كه این تحلیل عملی است انتزاعی، زیرا هیچ حالت یا فعالیت روانی وجود ندارند كه با حالات و فعالیت های روانی دیگر آمیختگی یا بستگی نداشته باشد ومستقلاً تجلی نماید، و هیچ فرد آدمی نیست كه منحصراً احساس باشد، یا تصور باشد یا عاطفه یا تمایل ; باشد، بلكه این ها همه را با هم است، یعنی وجود او معجونی است ساخته شده از همه این حالات و استعدادها و صفات وخصال مختلف بدنی و روانی كه با یكدیگر آمیختگی پیدا كرده ، در یكدیگر فرورفته و از كثرت بوحدت تبدیل گردیده هیأت یا شخص واحدی را بوجود آورده اند .

بحث تركیبی در روان شناسی عبارت خواهد بود از بررسی وتحقیق درباره كل این وجود، وجودی كه ما ازآن به لفظ شخص یا شخصیت تعبیر می كنیم – و همچنین از اختلافاتی كه افراد آدمی یا گروه هایی ازآنان از این حیث با یكدیگر دارند. بدین جهت این بحث را دربرابرروان شناسی عمومی، شخصیت شناسی یا روان شناسی شخصیت می نامیم.

بحث تحلیلی و بحث تركیبی هردو در روان شناسی لازم و مفید هستند. بحث تحلیلی در واقع با توجه به قاعده دومی كه دكارت در روش تحقیق متذكر گردیده است صورت می گیرد ومطالعه و تحقیق را تسهیل می كند و قواعد و اصول كلی بدست می دهد . بحث تركیبی معلوم می دارد كه ارتباط و بستگی آن حالات و فعالیت روانی با یكدیگر چیست و آن ها چگونه شخصیت هارا تشكیل می دهند و این شخصیت ها یا «تیپ » های شخصیت چه اختلاف هایی با هم دارند. باری در بحث تحلیلی «آدمی» منظور و موضوع است و در بحث تركیبی افراد آدمیان. از این رو می توان گفت كه نسبت روان شناسی عمومی به شخصیت شناسی مانند نسبت فیزیولوژی عمومی است به جانور شناسی.

در فیزیولوژی عمومی اعمال حیاتی حیوان زنده هركدام جداگانه به طور كلی مورد مطالعه و بررسی است قطع نظر از خصوصیتی كه در انواع مختلف حیوانات ممكن است داشته باشند؛ در صورتی كه جانورشناسی موضوعش انواع حیوانات و چگونگی جریان اعمال حیاتی درهریك از آن انواع است: فیزیولوژی، تنفس، جریان خون، گوارش ;. را به طور كلی در موجود زنده مورد تحقیق قرار می دهد و كار ندارد به این كه این اعمال حیاتی در هر یك از انواع حیوانات بچه كیفیتی جریان دارند و چگونه برروی هم افرادی بوجود می آورند كه نوعاً متفاوتند. در صورتی كه درجانورشناسی اسب وسگ و مرغ ومارو ماهی ;. وچگونگی جریان آن اعمال درهریك از این انواع جانوران موضوع بحث است.

پیدا است كه اطلاع ما از فعالیت های روانی آدمی و بدست آوردن قوانین آن ها كه موضوع روان شناسی عمومی هستند برای شناخت افراد آدمی یا گروه های مختلف آنان یعنی برای شخصیت شناسی كمكی شایان بلكه مقدمه ای ضروری خواهد بود .

مبانی اختلاف شخصیت ها
بنا بر آنچه گذشت همه آدمیان از حیث داشتن شخصیت– به معنی وسیعی كه در روان شناسی باین كلمه داده شده است – با یكدیگر همانندند، یعنی هر كسی شخصیتی دارد. ولی این شخصیت یا خویشتن در همه یكسان نیست، بلكه در هر كس بصورتی خاص درمی آید و او را از دیگران ممتاز می سازد. اختلافاتی كه افراد آدمی با یكدیگر دارند بحدی است كه نمی توان از میان آنان حتی دو فرد یافت كه از هرحیث مثل و مانند هم باشند. این اختلافات كه مبنای اختلاف شخصیت ها هستند ، هم بدنی هستند وهم روانی.

1- اختلافات بدنی – «تأثیر وراثت و محیط » خواهیم دید نیمی از كروموزم های پدر و نیم از آن مادر كه نطفه را تشكیل می دهد از روی قاعده و ترتیب معین بمیان نمی آیند، یعنی هر دفعه معلوم نیست كدام كروموزمها از سلول جنیس پدر و كدام كرومومخا از سلول جنسی مادر در تشكیل نطفه شركت دارند . ازینرو تركیبات مختلفی كه كروموزمها حاصی می كنند بقدری زیاد است كه می توان گفت یك تركیب معین كروموزمها و ژن ها دوبار تكرار نخواهد شد ، یعنی دو فرد كاملا همانند تقریباً هیچگاه بوجود نخواهند آمد، مگر بطور استثناء و این استثناء بقدری نادر است كه می توان آنرا نادیه گرفت. ا ختلاف بدنی آدمیان از رنگ پوست بدن وبلندی و كوتاهی قامت و چگونگی قیافه است تا ساختمان اعضای درونی بدن، مانند قلب و ششها و جهاز گوارش و سایر امعاء و احشاء ومغز وغده های بسته و جز آن؛ و همچنین است اختلاف آنها از حیث چگونگی عمل این اعضاء و آنچه به لفظ متابولیسم یا سوز وس از تعبیر می وشد كه در همه یكسان جریان ندارد. چنانكه مثلاً دستگاه گوارش در یكی قوی است دردیگری ضعیف است، جذب غذا و از آن خود ساختن آن در یكی نیروی نسبتاً كمی لازم دارد و در دیگری نیروی بیشتری می خواهد. همچنین است واكنشهای عصبی و دوری و نزدیكی آستانه تحریك پذیری كه در همه یكسان نیست . باری هم ساختمان اعضاء درونی بدن و هم عملی كه انجام یم دهند در هر فردی صورتی مخصوص دارد. پایه اصلی این اختلافها و بسیاری دیگر ارث كروموزمی است كه هر كس از والدین واجداد خود بدست آورده است بشرحی كه در فصل وراثت و محیط خوا هد آمد.

2- اختلافات روانی – آدمیان از حیث جنبه روانی، یعنی استعدادهای ذاتی و چگونگی احساسات و افكار و عواطف ;. نیز باهم فرق دارند. برای روشن شدن این اختلاف بی فایده نخواهد بود این فعالیتهای روانی را به اجمال از نظر بگذرانیم .

الف- می دانیم كه نخستین وسیله ارتباط ما با عالم خارج حواس ظاهر ما است. و نیز می دانیم كه توانائی یا برد این حواس در همه افراد یكسان نیست وادراكات حسی كه بر پایه مشهودات حسی قرار دارند در همه بیك درجه از صراحت و دقت نیستند و بهرحال با اختلاف زمینه ذهنی و عاطفی افراد مختلف خواهند بود .

ب- آنچه بذهن سپرده شده و بعد بیاد می آید بصراحت وقت ادراك نخستین نیست ، بلكه اثری است از گذشته كه ما آنرا مقدمه قرار می دهیم و هر دفعه از نو می سازیم و این نوسازی، باز بدلیل اختلاف زمینه ذهنی وعاطفی افراد نمی تواند در همه یكسان صورت گیرد . گذشته از این هر یك از مراحل فراگیری مطلب و نگاهداری و یادآوری و بازشناسی و جای دادن آن درگذشته از حیث مدت ودقت در اشخاص متفاوت است.
از حیث نوع حافظه هم، حافظه بصری، سمعی،حركتی ; افراد با هم فرق دارند. این اختلافها و اختلافهای دیگر نمی تواند در رفتار بی اثر باشد.

ج- تخیل ( چه حضوری، كه ادراكات گذشته را در ذهن مجسم می كند، چه اختراعی، كه از مدركات محفوظ در ذهن عناصری را انتزاع كرده مجموعه ای نوینی می سازد كه با آن صورت یا هیئت در خارج وجود ندارند ) نیز استعدادی است كه در همه بیك درجه از شدت وبیك صورت نیست، و وضع و رفتار آدمیان از این كیفیت نیز متأثر خوا هد بود.

د- آدمی می تواند به تجرید و تعمیم بپردازد و مفاهیم مجگرد و كلی دریابد و قادر است با ینكه مسائل تازه را بیرار تحارب گذشته و معلومات قبلی و بواسطه تصدیق ذهنی و استدلال عقلی حل كند واین كیفیت نمودار هوش و خرد و مهمترین امتیاز او از سایر حیوانات است. این هوش استعدادی است كه در همه افراد بیك اندازه بودیعت نهاده نشده است، بلكه درجایت دارد، از هوش سرشار نوابع تا هوش اندك كوته خردان. گذشته از این، جریان افكار در همه مردمان بیك نحو نیست.

توالی آنها در مردم بدوی یا عامی بیشتر بر مبنای تداعی آزاد است ، یعنی آنچه كه در ذهن با هم مجاورت یا مشابهت داشته اند ، چه معقول و مستدل ، چه نامعقول و خرافی ، خود بخود و ماشین وار یكدیگر را دنبال می كنند و بیاد می آیند و چه بسا اعتقاد به موهومات و خرافات را نتیجه می دهند . در صورتی كه در مردم دانشمند تداعی غالباً مفید است ، یعنی توالی افكار ومعانی بیشتر برپایه عقل و منطق استوار است . البته در هر دو صورت ، نوع زمینه انفعالی هم درچگونگی تداعی تأثیر فراوان دارد . باری بر كسی پوشیده نیست كه كردار و رفتار آدمی تا چه حد زیاد ترجمانچكونگی جریان افكار او هستند .

نكته دیگر ی كه درباره هوش قابل توجه است این است كه در اعمال ناشی از هوش سه جنبه می توان تشخیص داد : جنبه ادراك ، جنبه ابداع و جنبه انتقاد. پاره ای اشخاص مطلب را به آسانی درك می كنند ولی قوه ابداع و ابتكارشان ضعیف است ، پاره ای دیگر تخیل بسیار قوی دارند و نظریه های بدیع می آورند ولی جنبه انتقادی شان ضعیف است . جمعی هم هستند كه به سهولت متوجه نقص امور می شوند و نقاط ضعف نظریه ها را در می یابند ولی خود از آوردن فكر نو و ابتكار عجز دارند . افرادی كه هر سه جنبه در آنها قوی ومتعادل باشد در زمره نوادر و نوابغ محسوب می شوند .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله اخـلاق در کودکان با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله اخـلاق در کودکان با word دارای 44 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله اخـلاق در کودکان با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله اخـلاق در کودکان با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله اخـلاق در کودکان با word :

روش تكامل اخلاق:

1ـ اخلاق یعنی احترام :

نخستین نكته مهم این است كه جوهر اخلاق احترام است. احترام به خود، احترام به دیگران، احترام به همه اشكال حیات و محیطی كه آنها را دربرگرفته است.

لازمه احتران به خویشتن این است كه برای زندگی و شخص خود ارزشی قایل باشیم. «با دیگران چنان رفتار كن كه می خواهی با تو رفتار كنند و به عبارتی آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند» یك اصل اخلاقی است كه در تمامی مذاهب و فرهنگهای دنیا توصیه شده است. برای ترتبیت فرزندان شایسته به چیزی بیش از اخلاق احترام نیاز دارید. ایجاد اخلاق احترام گام مؤثری برای رسانیدن فرزندانمان به بلوغ اخلاقی است.

2ـ تكامل اخلاقی فرآیندی تدریجی است :

نكته بسیار مهمی است كه اخلاق احترام ناگهان و تمام و كمال در هیچ سن به خصوصی دیده نمی شود. تكامل اخلاق فرآیند تدریجی است كه مرحله به مرحله به دست می آید. زیرا پایه های تكامل اخلاق از بدو تولد تا پایان سه سالگی استوار می باشد. بخش دوم به مراحل استدلالی اخلاقی مربوط است و این مرحله ای است كه با دخالت پدر و مادر و سایرین از زمان پیش از مدرسه تا بلوغ صورت خارجی می گیرد. آنها می توانند در كنار خواسته های خود توجه به خواسته های دیگران را هم یاد بگیرند و در جاده دور و دراز منتهی به بلوغ اخلاقی قدم بردارند.

تجربه نشان می دهد كه مراحل استدلالی شبیه نردبانی است كه كودك برای صعود از آن باید از پله ها به ترتیب و تدریج بالا رود. به تدریج و به دنبال هر صعود، احترام كودك به دیگران بیشتر می شود. توجه داشته باشید كه بچه ها هم مثل بالغها گاه به پایین سر می خورند و موقتاً در مرحله پایین تری قرار می گیرند. بعضی از بچه ها سریعتر از دیگران پله های تكامل را می پیمایند. اما تكامل اخلاقی مسابقه نیست، یك جریان و فرآیند است.

مهم این است كه به ادامه حركت او در مسیر تكامل كمك كنیم.

3ـ به كودكان احترام بگذارید و از آنها احترام بخواهید :

یكی از اصولی ترین راههای ایجاد احترام در كودكان تا به خود و دیگران احترام بگذارند، احترام گذاشتن به آنها و تقاضای احترام متقابل از آنهاست.

دكتر كابرگ می گوید: «قدم نخست برای تربیت اخلاقی كودك برخورد اخلاقی با اوست.» برخورد محترمانه با كودكان مستلزم رفتار انسانی با آنهاست. به گفته یك مادر: «آویزه گوشم كرده ام كه بچه های من انسانهایی هستند كه حق و حقوقی دارند، عروسك خیمه شب بازی نیستند كه با آنها هر طور كه بخواهم رفتار كنم.»

رفتار انسانی با كودكان و رعایت انسان بودن آنها مستلزم برخورد منصفانه است، و به حكم همین انصاف باید با كودك به اقتضای سن و سال او رفتار كرد و بالغ نبودن او را در نظر گرفت. باید با كودك چنان رفتار كرد كه احساس كند آراء و نظراتش را به حساب می آورید.

با این وجود، تصور باطلی است اگر خیال كنیم چون به بچه ها احترام می گذاریم، آنها هم به ما احترام خواهند گذاشت. مطمئناً شما هم بسیاری از بالغها را می شناسید كه احترام با احترام پاسخ نمی دهند. با این حساب چه جای تعجب كه بچه ها، كه در مرحله تكامل نیافته اخلاقی خود هستند، احترام را با احترام متقابل پاسخ ندهند. بنابراین، برای ایجاد حس احترام باید ضمن آنكه به فرزندانمان احترام می گذاریم، از آنها احترام متقابل بخواهیم.

احترام خیابان دوطرفه است. تا احترام نگذارید، احترام نمی بینید.

در ارتباط با فرزندان، احترام متقابل را فراموش نكنید.

4ـ سرمشق شوید و درس بدهید :

یكی از مطمئن ترین راههای تربیت فرزند برای رسیدن به استدلال اخلاقی مثبت، سرمشق شدن پدر و مادر است.

با احترام گذاشتن به فرزندان خود الگو و سرمشق می شویم. وقتی به فرزندانمان احترام می گذاریم، در اصل عقیده خود را درباره برخورد درست با اشخاص منتقل می كنیم و به توصیه های خویش عمل می نماییم.

با رفتار خود می توانیم سرمشق دیگران و از همه مهمتر سرمشق فرزندانمان باشیم.

5ـ آموزش كلامی :

سرمشق شدن و آموزش دادن با آنكه بسیار مهم است، كافی نیست.

فرزندان ما را سرمشق های بد احاطه كرده اند. آموزشهای كلامی به قدر آموزش های رفتاری حائز اهمیت است. كودك هم باید رفتارهای خوب را ببیند و هم دلایل را از زبان ما بشنود. برای اینكه سرمشق شدن تأثیر لازم را داشته باشد، بچه ها باید از ارزشها و باورهایی كه در پس منطق پیشنهادی ما نهفته است مطلع شوند.

این پنجمین نكته مهم روش تكامل اخلاقی است. با كلام به طور مستقیم درس می دهیم. هم باید به موعظه ها عمل كنیم و هم درباره اعمال خود حرف بزینم. برای آموزش كلامی نیازی به كامل بودن پدر و مادر نیست. می توانند به فرزندانشان بگویند: «بیشترین تلاشم را می كنم، اما من انسان همه چیزدان نیستم. من هم اشتباه می كنم، شما هم اشتباه می كنید، اما می خواهم تجربه هایم را با شما در میان بگذارم.»

پدر و مادر می توانند بی آنكه در نقش خداوند همه چیزدان ظاهر شوند، نظرات خود را با فرزندانشان در میان گذارند، می توانند راهنمایی كنند، گوش كنند و اندرز بدهند.

با آموزشهای مستقیم ارزشهای مثبت اخلاقی، نظیر ادب، نزاكت، صداقت، محبت و دوستی صادقانه و قبول مسئولیت و غیره ، به فرزندانمان كمك می كنیم به كمك استدلال اخلاقی، اعمال خوب را انتخاب كنند.

6ـ به فرزندان خود فكر كردن را بیاموزید :

به فرزندان باید یاد داد كه: الف) وقت خودشان را صرف فكر كردن كنند.    ب) خودشان را جای دیگران بگذارند.

كودك به خودی خود به این طرز تلقی نمی رسد. به كمك ما احتیاج دارد تا با تشویق دائم او به فكر كردن و از دریچه چشم دیگران قضاوت كردن او را در راه تكامل كمك كنیم.

دسترسی به استدلال اخلاقی مستلزم تمرین است.

7ـ فرزندان خود را به قبول مسئولیت تشویق كنید :

آموزش قبول مسئولیت به فرزندان، اقدامی است كه آنها را به جانب دستیابی به استدلال اخلاقی سوق دهد. خواسته هر پدر و مادری است كه فرزندان خود را انسانهایی مسئول و شایسته تربیت كنند. اما لازمه تربیت فرزندان مسئول و متعهد واگذاری مسئولیت به آنهاست و از جمله این مسئولیت ها، مسئول شناختن آنها در قبال خودشان است.

مواظبت از خود و اموالشان، كسب درآمد برای مصارف شخصی با توجه به اقتضای سن و سال، افزایش احساس مسئولیت در قبال دیگران و كمك به رفاه سایر انسانها و بسیاری از مقولات مشابه دیگر را می توان به بچه ها واگذار كرد.

آموزش قبول مسئولیت باید خیلی زود شروع شود. حتی كودك دو ساله هم می تواند در چیدن میز و سفره غذا و یا پهن و جمع كردن دستمال سفره و غیره، كمك كردن را یاد بگیرد. هر چه بچه ها بیشتر كمك كنند به كمك كردن بیشتر عادت می كنند. وقتی استدلال اخلاقی شان ابعاد وسیع تری می گیرد، وقتی دلیل كافی برای كمك به دیگران پیدا می كنند، عادت كمك و توجه به سایرین در آنها تقویت می شود.

8ـ تعادل استقلال و كنترل :

دادن آزادی كلیدی است كه درهای زندگی مسالمت آمیز میان پدر و مادر و نوجوان را می گشاید. در تمام مدت رشد از آغاز تولد تا پایان نوجوانی بچه ها هم به استقلال نیاز دارند و هم به كنترل و این یكی از آموزنده ترین توصیه های تربیتی برای بچه ها است.

بچه ها هم در كودكی و هم در نوجوانی به راهنمایی شما احتیاج دارند.

هدف نهایی تعلیم و تربیت فرزند كنترل او نیست. هدف این است كه به فرزندان خود كمك كنیم تا بالغهای عاقلی بشوند و گلیم خود را از آب بیرون بكشند.

می دانیم كه بچه ها خواهان استقلال هستند. بچه های دو ساله هم استقلال می خواهند. فراموش نكنید كه فرزند شما به كنترل هم احتیاج دارد. ایمنی و سلامت كودك كم سن و سال مستلزم كنترل اوست. بسیاری از بچه ها به قدر كافی مورد مراقبت و كنترل قرار نمی گیرند. استقلال و كنترل در موضوع مهم هستند كه برای پرورش و تربیت فرزندان سالم ضرورت دارند.

9ـ به كودكان محبت كنید تا تصویر ذهنی مثبت به دست آورند :

محبتی كه كودك را در كسب یك تصویر ذهنی مناسب كمك می كند با ایجاد احساس ارزش و ارزشمند بودن به او اتكای به نفس و قدرت می بخشد.

عشق و محبت، سوای بسیاری از محسنات دیگر، انسانها را به هم پیوند داده. آنها را در مجموعه خانواده انسانی قرار می دهد. محبت به فرزندان، ابتدایی ترین راهی است كه می تواند فرزندانمان را در رسیدن به تصویر ذهنی مثبت كمك كند. اما راههای دیگری هم وجود دارد. می توانیم به آنها كمك كنیم تا مهارتها و استعدادهایشان را افزایش داده، از كارشان احساس غرور و افتخار كنند كه این منبع مهمی از عزت نفس است. می توانیم آنها را تشویق به یافتن دوستانی كنیم كه آنها را به خاطر آنچه هستند قبول كنند.

می توانیم كیفیات خوب و نقاط قوتشان را كه خود توانایی دیدنش را ندارند، به آنها نشان دهیم. می توانیم بیش از آنچه گله و شكایت و انتقاد می كنیم تحسین و قدرشناسی نماییم.

به فرزندانتان محبت و توجه كنید، از آنها حمایت و برایشان وقت صرف كنید تا خود را انسانهای مستقل و شایسته ای ببینند كه می توانند روی پای خود بایستند و محتاج تصدیق و تأیید این و آن نباشند.

به آنها كمك كنیم تا احساس عشق و محبت كنند.

10ـ با تربیت اخلاقی خوشبختی خانواده را بیشتر كنید :

برای تربیت اخلاقی كودكان و رفاه و خوشبختی خانواده، دو اقدام متفاوت لازم نیست. توجه به تربیت اخلاقی و داشتن خانواده خوب و خوشبخت دو رویِ یك سكه اند. اقدام در هر مورد به هر دو منظور كمك می كند.

با ایجاد توانایی درك نقطه نظرهای دیگران و با كمك به حصول توافقی كه نظرات همه را به حساب آورده، به رشد اخلاقی كودك كمك كند.

محیط گرم و صمیمانه خانواده، به بچه ها امكان می دهد تا در زندگی سرمشق های مناسبی پیدا كنند. از ارزشها و سنت ها مطلع شوند و در وقت نیاز از تدابیر حساب شده استفاده نمایند. وقتی كودك خود را متكی و متصل به خانواده احساس كرد، ناخودآگاه در موقعیتی قرار می گیرد كه در برابر فشار هم سن و سالانش مقاومت كند.

تربیت خوب و خانواده صمیمی دست در دست هم حركت می كند.

پیش به سوی تكامل اخلاقی :

سالهای نخست زندگی و به خصوص سال اول برای رشد اخلاقی اسنان حائز بیشترین اهمیت است. به دلایل زیر:

1ـ دوران نوزادی زمانی است كه پیوند میان پدر و مادر و فرزند جوش می خورد. هرچه نوزاد ر ا بیشتر لمس كنید و هرچه بیشتر به او برسید و با او بازی كنید، پیوند عاطفی شما با او بیشتر می شود.

2ـ با تَر و خشك كردن نوزاد، با ایجاد تماس جسمی، یكی از نیازهای اصولی او را برآورده سازید.

3ـ اگر نوزاد در نخستین سال زندگی مورد مهر و محبت قرار نگیرد و پیوند عاطفی با مادرش ایجاد نشود، احتمالاً در سالهای بعد، توانایی مردم دوستی را از دست می دهد.

4ـ با رفتع نیازهای سال نخست زندگی نوزاد به او اطاعت از دستورات پدر و مادر را می آموزد.

5ـ با توجه به نوازد، پیوندی عاطفی ایجاد می كنید كه در اثر آن اعتماد به نفس و استقلال فرزندانتان افزایش یافته، توانایی او را در ارتباط با سایرین و حساسیت به نیازهای آنها بیشتر می شود.

6ـ با فراهم آوردن محیطی صمیمی خانوادگی و اجتماعی به یادگیری كودك و كنجكاوی او كمك می كنید تا در مراحل بعد بهتر بتواند مراحل رشد اخلاقی را بپیماید.

عشق و محبت چراغ رشد انسان را روشن می كند. اگر فرزندان خوب و شایسته می خواهید باید با مهر و محبت شروع كنید. در ضمن یادتان نرود محبت به كودك درس اطاعت است.

دروغ

«اگر دروغ بگویی كسی حرفت را باور نمی كند»

درك ارزش اعتماد و اطمینان به كودك كمك می كند تا اهمیت صداقت و حقیقت گویی را درك كند. در اصل میل به راضی كردن دیگران سبب می شود كه بچه ها دروغ بگویند تا بروز حادثه ای را از شما پنهان سازند.

ترس از عصبانیت شدن پدر و مادر مهمترین علت دروغ گویی است. بنابراین اگر می خواهید فرزندتان با شما صادق باشد، سعی كنید ترس او را از عصبانی شدن خود به حداقل برسانید.

می توانید از این پیشنهاد استفاده كنید:

«چیزی مهمتر از اعتماد متقابل میان پدر و مادر و فرزند وجود ندارد. تنها در این صورت است كه می توانیم به یكدیگر ایمان داشته باشیم.»

آنگاه برای تخفیف عامل ترس به فرزند خود بگوئید:

«وقتی كاری كرده ای كه نباید می كردی و می ترسی اگر به من بگویی عصبانی می شوم، پیش من بیا و بگو: اگر عصبانی نمی شوید می خواهم مطلبی را به شما بگویم … با شنیدن این جمله می فهمم كه نباید عصبانی بشوم. البته، بسته به شدت كار خلافی كه كرده ای خودت باید فكری به حالش بكنی. اما من قول می دهم كه عصبانی نشوم. اگر راستش را بگویی به داشتن فرزندی چون تو افتخار می كنم.»

توجه داشته باشید بی تفاوت گذشتن از دروغ گویی هم كار درستی نیست. گاه مجازات منصفانه و در حد تناسب كودكی كه دروغ گفته لازم است و گاهی هم یك عذرخواهی ساده كفایت می كند. نكته مهم این است كه باید در هر شرایط بر خویش مسلط بوده، آرامش خود را از دست ندهید و فراموش نكنید كه كودك را به خاطر حقیقت گویی تشویق كنید.

داستان پردازی بیش از حد نشانه آن است كه كودك از احساس شدید بی كفایتی و ناتوانی رنج می برد. این كودكان به توجه بیشتر پدر و مادر برای یافتن راههایی كه در برابر همسالان خود سربلندتر از آنچه هستند شوند، نیاز دارند. (كسب مهارتی كه اسباب تحسین دوستانش را فراهم كند نمونه ای است كه می توان به آن اشاره كرد.) به همین شكل كودكانی كه مرتب از دوستانشان به دروغ حرفهایی می زنند و آنها را به بدی و بی عرضگی و امثال آن متهم می كنند، احتمالاً از سوی دوستانشان آن طور كه باید به بازی گرفته نمی شوند و از اعتماد به نفس كافی برخوردار نیستند.

تنبیه
آیا تنبیه كار درستی است؟

قبل از هر كار، تأدیب پشت سرهم كودك به هیچ وجه درست نیست.

تأدیب به این شكل، نوعی تنبیه بدنی است و اتكا به تنبیه بدنی راه مناسبی برای پرورش اخلاق كودك نیست. اگر بخواهیم كودكان ما به جای منطق و بحث و استدلال به قدرت زورِ بازو متوسل شوند، قبل از هم خود ما باید آن را رعایت كنیم.

از آن گذشته، تنبیه بدنی به احترام متقابل میان پدر و مادر و فرزند منجر نمی شود.

تنبیه به رشد فكری كودك هم كمك نمی كند. نه به كودك می گوید چرا رفتارش ناپسند بوده و نه راه درستی به او نشان می دهد. كودك رد این شرایط از نقطه نظر كسی هم كه اسباب رنجش او شده باخبر نمی شود و به جای احساس تأسف برای رفتاری كه داشته، به حال خود تأسف می خورد. تأدیب كودك در مواردی می تواند به تربیت كودك كمك كند.

با اعمال زیر بدون نیاز به تنبیه بدنی كودك خود را در جهت تكامل اخلاقی تربیت كنید.

(منظور از تنبیه بدنی در حد روی دست زدن كودك است نه تنبیه شدید جسمانی)

1ـ تأدیب، در حد زدن روی دست بچه نوعی اعمال حاكمیت پدر و مادر است، هرچند كه بهترین راه تربیت او نیست. مثلاً زمانی كه كودك به پدر و مادر دهن كجی می كند و یا اینكه به همبازی هایش كتك می زند، تنبیه بدنی مختصر او بهتر از ایستادن /// كردن است. بی تفاوتی نسبت به اعمالی از این قبیل احتمالاً كودك را به این صرافت می اندازد كه مقررات اگر هم وجود دارد، رعایت نكردنش آن قدرها مهم نیست.

2ـ گاه تأدیب، كودك را از رفتار ناپسندش آگاه می كند. گاه در حكم سطل آب سرد است.

3ـ تأدیب در بسیاری از موارد بیش از كودك به پدر و مادر كمك می كند. بدین شكل كه پدر یا مادر با تنبیه كودك در اصل عصبانیت خود را فرو می نشانند و فضای ارتباطی بهتری حاكم می شود. به استناد پژوهشی كه اخیراً صورت گرفته، پدر و مادری كه گاه كودكان خود را تأدیب می كنند، به قدر سایرین كه هرگز از روش تأدیب استفاده نمی كنند، غرولُند و فریاد نمی كنند. بنابراین از این دیدگاه، تأدیب به كودك هم می كند.

4ـ تأدیب گاه به اصلاح رفتار به خصوصی منجر می شود. اگر پشت سرهم و بیش از اندازه مورد استفاده قرار نگیرد، جواب بازتاب خوبی برای كمك در پی خواهد داشت.

به اتاق خود فرستادن :

شما هم مانند اغلب پدر و مادرها، احتمالاً طی روز به لحظاتی می رسید كه كاسه صبرتان از شیطنت های كودكتان لبریز می شود و می بینید دیگر تحمل رفتار او را ندارید. هر كاری كرده اید فایده ای نداشته است. اینجاست كه اگر بخواهید می توانید كودك را به اتاق خودش بفرستید تا دقایقی را تنها بماند. به كودك بگوئید هر وقت كه رفتارش را اصلاح كرد می تواند به جمع بقیه بپیوندد.

به اتاق فرستادن مشروط، از این امتیاز برخوردار است كه به كودك انگیزه اصلاح رفتارش را
می دهد. هرچه سریع تر در رفتار خویش تجدیدنظر كند، زودتر به جمع بقیه برمی گردد.

استقـلال
نخستین گام به سوی استقلال :

1ـ مانع كنجكاوی سالم نشوید :

بی خطركردن محیط زندگی كودك (جمع آوری اشیاء خطرناك و غیره) یكی از راههای به حداكثر رساندن آزادی عمل و كنجكاوی اوست. هرچه در این زمینه بیشتر دقت كنید، هرچه فضای سالمتر و ایمن تری به وجود آورید به محدودیتهای كمتری نیاز خواهید داشت و به همین اندازه امكان سیروسیاحت مورد علاقه كودك تازه به راه افتاده را بیشتر خواهید كرد.

2ـ محدودیتها را آموزش بدهید :

كودكان تازه به راه افتاده در مرحله یادگیری همه جانبه هستند، دنیای خویش را نظام می دهند و قوانین حاكم بر آن را پیدا می كنند، قوانین طبیعی را كشف می كنند، دستور زبان را یاد می گیرند، قوانین اخلاقی را كشف می كنند و خلاصه آنكه كودك در همین ایام كه زمان یادگیری است باید با محدودیتها آشنا شود و از طرز كار نظام جهان مطلع گردد. آشنایی با محدودیتها او را در این امر یاری می دهد و چه بهتر كه شما وسیله این آشنایی شوید.

لازمه رسیدن به این اصل مداومت پدر و مادر است.

در آموزش محدودیتها به گفتن كلمه نهی «نه» اكتفا نكنید. دلیلش را هم بگویید. برای مثال :

اگر كودك شما دُم گربه را می كِشد، به او بگوئید: «نه، نباید دُم گربه را بكشیم.» (قاعده)
دردش می آید. (دلیل)

دلیل آوردن برای بچه ها باید عادت شود. وقتی برای آنها دلیل می آورید، استدلال منطقی درست و غلط را آموزش می دهید. با صحبت از دلیل و منطق، در اصل می گویید او در نظر شما انسانی باشعور است و با این كار به او احترام می گذارید.

3ـ پیشنهادی دیگر بدهید :

راه دیگر این است كه در ازاء منع آنها از انجام هر كار، كار دیگری را متقابلاً به آنها پیشنهاد كنیم. یا اینكه رفتار مورد انتظار را عملاً به كودك نشان دهید.

4ـ توجه كودكان را جلب كنید‌.

5ـ در صورت امكان رفتار بد كودك را نادیه بگیرید :

مثلاً می توان از كنار بداخلاقی و غرولُند فرزند تازه به راه افتاده بی تفاوت بگذرید. به طوری رفتار كنید ه انگار متوجه بدخُلقی او نشده اید. وانمود كنید ككه به كاری سرگرم هستید.

6ـ در صورت لزوم جریمه ای برای بدرفتاری در نظر بگیرید :

اما این جریمه باید منطقی باشد. باید در صورت امكان ارتباط روشنی میان رفتار بد كودك و نتایج ناشی از آن وجود داشته باشد.

در ارتباط با كودكان تازه به راه افتاده، سه مجازات منطقی و مناسب به نظر می رسد. نخستین آن سرزنش است. سرزنش مجازات منطقی است كه برای تأثیر سرزنش، تكرار پشت سرهم آن درست نیست. با تكرار، تأثیر سرزنش از دست می رود. اما هنگام سرزنش باید به قدر كافی جدی باشید تا كودك بداند كه با او شوخی نمی كنید.

نوع دیگر مجازات محروم كردن است. و نوع دیگر مجازات از میان جمع بیرون بردن كودك، هم گاه مجازات مؤثری است.

8ـ از كتك زدن بپرهیزید :

كتك زدن عادت می شود و ضمن آنكه تأثیرش را از دست می دهد، روی رابطه شما با فرزندانتان تأثیر نامساعد گذاشته و به احتمال زیاد به رشد اخلاقی او لطمه می زند.

9ـ رفتارهای خوب را تشویق و تقویت كنید. تا ضمن تربیت كودك، روابط بهتری میان او و شما به وجود آید.

10ـ برای رفتارهای ناپسند كودك مجازات منطقی در نظر بگیرید تا بفهمد پاداش بدرفتاری، واكنش ناخوشایند است.

راه كارهای افزایش اعتماد به نفس در كودكان1 :

بیشتر روان شناسان را باور بر این است كه داشتن عزت نفس و محبوب بودن از عوامل بس مهم دلشادی و سازگاری در بچه ها شمرده می شود. كودك در مرحله نخست زندگانی، پیش از این كه مفاهیم واژه ها و ترغیب و تنبیه را دریابد، شكل دهی رهیافت ها در مورد ارزش خویش را آغاز می كند. او به طور ذاتی رفتار پدر و مادرش را مثبت و ضبط می كند.

نكته ای كه شایان اهمیت بسزایی است، این است كه والدین رتفارها و مطالبی را كه كودكشان ثبت و ضبط می كنند، مهم شمارند. آن چه در پی می آید، اساس و شالوده اعتماد به نفس در كودكان را در سال های اولیه زندگی تشریح و توصیه می كند.

1ـ كودكتان را نزدیك خویش نگاه دارید.

او را به طرزی نگه دارید كه اهمیت ارتباطتان را با وی بنمایاند. زیاد متوجه اش باید در دیدگانش خیره شده و تماس چشمی برقرار سازید. به ویژه، لحظه هایی كه دارید به او شیر می دهید.

2ـ تا سر حد امكان كودك را به حرف بگیرید.

به هنگام صحبت نامش را ببرید. در بند آن نباشید كه هنوز معنای كلمه ها را نمی فهمد. كارشناسان رشد كودك، عقیده جدایی دارند كه كودكان همانند جوانان از یك ماهگی به صدای پدر و مادرشان گوش می سپارند و حركات بدنشان را با ضرباهنگ آوای آنان دمساز می كنند. با كودكتان آن گونه سخن بگویید كه احساس آرامش می كنید. ولی به شیوه ای كه لحن صدایتان ملایم و عاطفی باشد. تقریباً در 5 تا 6 ماهگی می توانید طریقه حرف زدن او را با تكرار واژه های خودش بهبود بخشید. به وی لبخند بزنید و در آغوشش بگیرید تا پی برد كه حرف زدنش را پذیرفته اید.

3ـ در برابر گریه كودكتان از خود واكنش نشان دهید.

حتی آن زمانی كه خاطر جمع هستید پوشك بچه تان خشك و تمیز بوده، به اندازه كافی استراحت نموده و شیر خورده است، بگذارید حس كند كه در كنارش هستید. به این ترتیب در مدت كوتاهی قادر می شوید مفهوم اختلاف صدای گریه ای را كه كودكتان ایجاد می كند، دریابید. منظور آن است كه می توانید تشخیص دهید این صدای گریه او به خاطر تنهایی اش می باشد یا می خواهد بغلش كنید تا آرام گیرد. با نزدیك شدن به بالینش، اعتماد را به وی می آموزید. نگران نباشید كه شاید با این عملتان بدعادت و لوس می شود. روان شناسان جملگی برآنند كه ممكن نیست كودك در سال های اولیه تولد بر اثر ابراز محبت و مهرورزی پدر و مادر ضایع گردد.

4ـ تا آن جایی كه در توان دارید شخصیت كودكتان را شناسایی كنید.

ما باید عواملی را كه كودكانمان بدان خاطر سروصدا راه می اندازند یا چیزهایی كه بیقرارشان می كنند یا اشكالات تغذیه اش را برطرف كنیم. در این صورت می توانیم با كودكانمان ارتباط دلپذیر و مناسب برقرار سازیم. به طوری كه حس كند كه تمام دنیا را به او دادند.

5ـ انجام امور روزانه و نظافت او را مثبت ارزیابی كنیم.

مثلاً هنگامی كه پوشكش تمیز و خشك است، به او بگویید چه قدر زیبا دیده می شود و سپس به رویش لبخند بزنید.

6ـ به نشانه های غیركلامی و بدنی كودكتان در ارتباط پی ببرید.

وقتی كه او را بغل می كنید، بدنش را سفت می كند شاید می خواهد كه وی را به زمین بگذارید. و یا وقتی كه به چشمان كودكتان می نگرید، سرش را برمی گرداند. احتمالاً به شما می فهماند كه برای مدت زمانی به استراحت احتیاج دارد.

7ـ محیط زندگی كودكتان را به شكل دلخواه و زیبایی درآورید.

می توانید به وی وسائل ساده و متنوع بازی بدهید و یا لوازم خانگی ساده و بی خطر را در اختیارش قرار دهید تا بتواند آنها را لمس كند.

8ـ به كودكتان یاری كنید تا استفاده از بدنش را فرا بگیرد.

كودك را در بازی های ساده و فعالیتهای كه عضله هایش را به كار می اندازد، شركت دهید.

9ـ تقریباً از 5 تا 6 ماهگی تدریجاً كودكتان را با آشنایان رو به رو سازید.

10ـ سلامت روانی خویش را در نظر بگیرید.

هنر قصه و تأثیر آن در تربیت كودكان :

داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تكوین شخصیت كودك دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، كودك به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد.

پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هایی هستند كه هسته ی مركزی بسیاری از قصه ها و داستانها را تشكیل می دهند.

پرورش حس زیبایی شناسی در كودك، متوجه ساختن كودك به دنیایی كه اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفید در كودك، تشویق حس استقلال طلبیث و خلاقیت كودك هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای كودكان است.

انتخاب قصه های مناسب :

مسئله ی انتخاب كردن قصه، با توجه به انبوه موادی كه در اختیار قصه گوست، به ویژه برای قصه گوهای تازه كار و مبتدی، مشكلی اساسی است. حتی بهترین و برجسته ترین قصه گوهای حرفه ای هم قادر به گفتن هر داستانی نیستند. قصه گو، قهرمانان خود را از قصه هایی می سازد كه با شخصیت خاص و سبك او متناسب باشند. قصه گوی تازه كار، ابتدا باید سعی كند كه ویژگی های شخصیت و سبك گویش خود را ارزیابی كند. سپس از خودش بپرسد: چه نوع داستان هایی را می توانم مؤثر و خوب بیان كنم؟ چگونه می توانم شخصیت خود را با قصه هماهنگ كنم تا هر دو بتوانیم با شنونده ارتباط برقرار كنیم؟

پس از آن كه قصه گو كار انتخاب كردن را تمام كرد، وارد مرحله ی آماده كردن داستان برای گفتن می شود كه از مهم ترین گام هایی است كه در جهت به كار گرفتن فن قصه گویی برداشته می شود. قصه گو باید به خاطر داشته باشد كه كار او از بَركردن یا از روخواندن نیست، بلكه كار او قصه گفتن است كه مانند تجربه ای یگانه باقی می ماند.

از بَركردن قصه اغلب نخستین مانعی است كه راه سیر طبیعی و خودانگیخته ی یك قصه گویی موفق را سد می كند. قاعده ی درست این است كه هرگز نباید داستانی را برای «گفتن» به خاطر سپرد، بلكه با توجه به ساختمان قصه، به خاطر سپردن طرح آن كافی است.

انتخاب و آماده كردن داستان، نخستین گام ها در راه پیشبرد هنر قصه گویی است و هنر قصه گویی بر آنها استوار می شود. قصه گوهای مبتدی و تازه كار به زودی متوجه می شوند زمانی را كه برای رسیدن به این مرحله از رشد سپری كرده اند، سرمایه گذاری مفیدی بوده است.

آماده كردن ذهن و بیان، در ارائه ی موفقیت آمیز یك قصه مهم ترین مُتغیر به شمار می اید. بدون این انتخاب و آماده كردن بسیار دقیق، قصه گو نباید انتظار به دست آوردن یك تجربه ی موفق را داشته باشد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله انواع كودك آزاری با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله انواع كودك آزاری با word دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله انواع كودك آزاری با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله انواع كودك آزاری با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله انواع كودك آزاری با word :

انواع كودك آزاری

بخش اول: كودك آزاری جسمانی
با وجود تنوع تعاریف از سوی روانشناسان و دانشمندان علوم روان شناختی از مفاهیم بدرفتاری، سوء رفتار و ; باید گفت، تمام این تعریفها حول چهار محور آزارهای جسمانی، جنسی، غفلت و آزارهای عاطفی روانی می گردد.
حدود كودك آزاری از محروم ساختن كودك از غذا، لباس ، سرپناه، و محبت پدر و مادر تا مواردی كه در آن كودكان از نظر جسمی توسط یك فرد بالغ مورد آزار و بد رفتاری قرار می گیرند كه آشكارا به صدمه دیدن و غالباً مرگ آنان منجر می شود، گسترده است. بسیاری از این كودكان مورد آزار جنسی قرار گرفته اند، گرسنگی كشیده اند،سوزانده شده اند، كتك خورده اند، زخمی شده اند، به میز و صندلی زنجیر یا محبوس گشته اند و شمار بسیاری از این كودكان در نتیجه شدت اینگونه بدرفتاری ها از دنیا رفته‌اند.

قانون حمایت از كودكان مصوبه 1988 آزار بدنی را چنین تعریف می‌كند: «آسیب دیدن و صدمه‌دیدگی كودك زیر18 سال، توسط والدین یا سرپرست بلافصل وی كه موول رفاه و آسایش اوست. به طوری كه سلامت و ایمنی كودك طبق قوانین تدوین شده به وسیله وزارت بهداشت و خدمات انسانی به خطر افتاده است.»خشونت شدید بر اساس این شاخص شامل لگد زدن، كتك زدن، باشت ضربه زدن، با اشیاء اقدام به كتك زدن، ارعاب كردن، تهدید به وسیله چاقو یا اسلحه، سوزانیدن، گاز گزفتن، پرت كردن و سیلی زدن است. (خضروی افلاك‌فر، 1375، ص:5و8و20)به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، كمیسیون امور جوانان اسپانیا در دسامبر1998 چنین گزارش داد:در حال حاضر یك میلیون و 400 هزار كودك و نوجوان اسپانیایی توسط والدین خود مورد انواع تنبیه قرار می‌گیرند.این كمیسیون با انتشار نتیجه تحقیقات خود كه در تمامی مطبوعات این كشور به چاپ رسید، عنوان كرد: 500هزار تن از كودكان در خانواده با «تربیت بدنی» موجه می‌شوند و 900 هزار كودك و نوجوان نیز توسط والدین تحت فشارهای روانی و آزار و اذیت قرار می گیرند.

در این تحقیقات همچنین تصریح شده است: 400 هزار تن از كل این تعداد كودكان نیز قربانی هر دو شكل تنبیه بدنی، شكنجه و آزارهای روانی در خانواده‌ها هستند. این كمیسیون در گزارش خود از والدین اسپانیایی خواست تا به جای پرداختن به اعمال شیوه‌های تنبیه، محبت را به كودكان و نوجوانان خود بیاموزند.كمیسیون مورد نظر همچنین افزود: 5/72 درصد از كودكان مجرم در آمریكا توسط والیدن خود مورد تنبیه شدید قرار گرفته‌اند و 9/96 درصد این كودكان بدون ابراز هیچ‌گونه محبتی از سوی والدین خود رشد كرده‌اند.به خبری كه در ژانویه 1999 در روزنامه لوپاریزن به چاپ رسید و توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی مخابره شد، توجه كنید: یك زوج هائیتی‌تبار مقیم فرانسه به اتهام شكنجه فرزند ده ساله خود، در دادگاه منطقه ورسای (در حومه پاریس) محاكمه شدند).

«ژوزف توسان» 44 ساله و همسرش «ویولان» متهمند كه پاهای «امانوئل» را با زنجیر بسته و وی را در محل اقامتش زندانی كرده‌اند.از دیگر موارد اتهام والدین امانوئل شكنجه و ضرب و شتم فرزندشان است.رفتار وحشیانه این زوج با فرزندشان هنگامی فاش شد كه امانوئل موفق به فرار از اتاقی شد كه در آنجا برای مدتی طولانی زنجیر شده بود.امانوئل پس از فرار از منزل، خود را به خانه یكی از دوستانش رساند و والدین دوست وی پس از مشاهده آثار شكنجه بر بدن كودك، او را به اداره پلیس محل منتقل كردند.به نوشته لوپاریزین، علاوه بر ضرب و شتم كودك، آثار شلاق بر بدن امانوئل همچنان باقی است و به گفته خود او، والدین سنگدل گاهی اوقات مدتها وی را از ناحیه پا از سقف اتاق آویزان می‌كردند.
در ماه‌های نخست سال 1999 میلادی پس از آنكه مشخص شد كه پدر و مادرها بچه‌های كوچك خود را به شدت كتك می‌زنند، كمیته ای در كالیفرنیا تشكیل شد تا حقوق كودكان، حفظ شده و تنبیه بدنی آنان باعث عقده حقارت در نوجوانی و میانسالی نگردد.

این كمیته پس از بررسی چگونگی تنبیه كودكان اعلام كرد: «پدر و مادرها تنها حق دارند با كف دست به پشت بچه‌ها بزنند و به این ترتیب آنان را تنبیه كنند».بدرفتاری جسمانی با كودك چیست؟در تعریف بدرفتاری جسمی با كودك، اتفاق نظر وجود ندارد. «جلس« و «استروس» در سال 1979، بدرفتاری جسمی با كودك را این گونه عنوان كرده‌اند: طهرگونه خشونتی كه به قصد آزار جسمی به كودك اعمال یا به این نیت تلقی شود.»به این ترتیب، سیلی زدن به صورت یا روی دست نیز بدرفتاری جسمی است. در حالی كه معمولا این میزان تنبیه، قانونی و از نظر اجتماعی پذیرفته شده است. تعریف عملی‌تر از بدرفتاری جسمی با كودك چنین استك «هر عملی كه به طرز غیر تصادفی موجب وارد آمدن آسیب جسمی به یك كودك شود».این آسیب اغلب، به دنبال تنبیه بدنی شدید یا بدون دلیل ایجاد می‌شود.

بسیاری از خشونتهای خانوادگی از دید اجتماعی، قابل پذیرش نیست و خشونت بدرفتارانه خوانده می‌شود. اگر پذیرش یا نپذیرفتن اجتماعی یك رفتار را ملاك تفكیك رفتار طبیعی از بدرفتاری بدانیم، می بایست. میزان شیوع رفتارهای خشونت‌آمیز را در هر جامعه سنجید و معیار خاص آن جامعه را ارائه نمود. به عنوان نمونه. اگر در یك منطقه تنبیه كودكان با سوزانیدن دست. شایع و طبیعی تلقی شود. نباید این رفتار را بدرفتاری خواند.بنابراین به نظر می‌رسد، برای رسیدنه به یك تعریف واحد و كاربردی. بهتر است به جای ملاك نرم اجتماعی، از ملاك وقوع صدمه استفاده نمود. 0رحیمی موقر، 1376، همایش)آزار جسمی كودك طیف وسیعی دارد. كتك زدن، نیشگون گرفتن. تكانهای شدید به كودك. سیلی زدن، داغ كردن. گاز گرفتن و . . . همگی از عواملی است كه در بسیاری از موارد، منجر به فوت كودك می‌گردد.

حتی در صورت زنده ماندن كودك نیز گاه آثار شكنجه تا ابد بر بدن وی باقی خواهد ماند. ممكن است. نوزادی كه زیاد گریه می‌كند، بر اثر تكانهای شدیدی كه مادر یا پرستار بر او وارد می‌كند، جان بسپارد.كودك دیگری كه بر اثر ضربه جسمی سنگین بر جمجمه‌ای دچار خونریزی مغزی شده، فوت نماید . . . اما هستند، كودكانی كه انواع شكنجه ها داغ شدن. كتك خوردن و . . . را شاید هر روز. بارها و بارها تجربه می‌كنند.این كودكان معمولا توسط همان كسانی كه شكنجه می‌شوند. از خوردن غذا نیز منع می‌گردند. به لحاظ روحی و روانی انواع توهین‌ها. تحقیرها، تبعیض ها . . . را تحمل می كنند و دچار مرگ تدریجی می شوند.نمونه بارز این مورد، دختر 9 ساله‌ای بود كه نیمه شب 1376 در حالت كما به بیمارستان مفید تهران آورده شد و پس از 30 ساعت مراقبت، به رغم درمان‌های انجام شده، فوت كرد.رزیدنت ارشد بیمارستان مفید، وضعیت این كودك را به هنگام ورود به بیمارستان چنین عنوان كرد.
در بدو مراجعه، علائمی از حیات در بیمار وجود نداشت. در معاینه‌ای كه به عمل آمد، قلب و ریه كودك به هیچ وجه كار نمی‌كرد و به اصطلاح دچار مرگ مغزی شده بود. بلافاصله اقدامهای اولیه احیا را انجام دادیم و توانستیم، قلب بچه را برگردانیم، ولی تنفس به دلیل مرگ مغزی عملا قابل برگشت نبود . . .

بیمار مجموعا 36 ساعت تحت مراقبت بود، اما متاسفانه قلب او از تپش ایستاد و موفق به احیای مجدد آن نشدیم.دكتر علیرضا كاهانی، متخصص پزشكی قانونی، گزارش پزشكی قانونی را درباره مرگ این كودك چنین اعلام كرد:این كودك با 110 سانتی‌متر قد و 15 كیلوگرم وزن 24 ساعت پس از مرگ به پزشكی قانونی تحویل داده شد. تمام عضلات و قسمتهای بدن او تحلیل رفته و نمای واضحی از یك سوء تغذیه شدید بود.موهای سر او در بعضی از نواحی به طور كامل كنده شده بود.زخمهای در حال التیام در فرق سر، گونه‌ها، شكستگی دندان پیشین سمت راست از ریشه ساییدگی‌های در حال التیام روی گونه و پشت گوش و در مجموع 16 زخم در حال التیام و چهار ساییدگی در سر و صورت.چرا پدر و مادر فرزند خود را كتك می‌زنند؟

اغلب ما كه فرزند داریم، گاه احساس می‌كنیم، می‌خواهیم، آنها را كتك بزنیم. این احساس به ویژه وقتی فرزندمان از گریه دست نمی‌كشد، غرولند می كند یا روی حرف ما حرفی می‌زند، در ما تشدید می شود.گاه بیش از رفتار كودك، حال خود ما و اینكه تا چه اندازه خسته، زیر فشار عصبی، مضطرب یا ناخشنود هستیم، سبب بدرفتاری ما با فرزندانمان می‌شود.بسیاری از ما می‌توانیم، این احساس را در خود كنترل كنیم، اما متأسفانه بسیاری از والدین از انجام این مهم برنمی‌ایند.تنها برای پی بردن به علت می‌توانیم به حدس و گامن متوسل شویم. اما والدینی كه اقدام به مجازاتهای جسمانی می‌كنند، ظاهرا از ویژگیهای مشتركی برخوردارند.
نخست اینكه به هر دلیل نمی‌توانند، نیروی محركه خود را ككنترل كنند. پدران و مادرانی كه فرزندان خود را كنترل می‌كنند، هر آیینه گرفتار احساسات منفی باشند و نیازمند تخلیه آن شوند به این كار اقدام می‌كنند و به نظر می‌رسد، این والدین از نتایج كاری كه می‌كنند، مطلع نباشند.

ضرب و شتم فرزندان گاه واكنش خود به خود به استرس است. اغلب كسانی كه فرزندان خود را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، خود در خانواده‌هایی بزرگ شده‌اند كه در آنجا بدرفتاری جسمانی متداول بوده است. بخش مهمی از رفتار آنان تكرار مستفیم آن چیزی است كه خود در كودكی تجربه كرده اند و در كم سالی آموخته‌اند. الگوی آنها كسی بوده كه با آنها بدرفتاری كرده است.بسیاری از این والدین با انبوهی از مشكلات احاسی و نیازهای برآورده نشده، پای به دوران بلوغ می‌گذارند و به لحاظ احساسی هنوز كودك‌اند.اغلب آنها به عنوان جانشین پدر و مادر به فرزندان خود نگاه می‌كنند و می خواهند، نیازهای احساسی و عاطفی برآورده نشده در دوران كودكی خود را برآورده سازند. پدر و مادر بدرفتاری كه می‌بینند، این كودك نمی‌تواند، نیازهای آنها را براورده سازد، خشمگین می‌شوند و خشم خود را بروز می دهند. در آن لحظه به خصوص كودك بیش از هر زمانی در مقام جانشین پدر و مادر است. زیرا در واقع یا مادر بدرفتار خشم از پدر و مادر خود را بر سر او خالی می‌كند.

بسیاری از پدران و مادرانی كه فرزندان خود را كتك می‌زنند، الكلی یا معتاد به مواد مخدر هستند. مصرف مواد مخدر اغلب به فروپاشی كنترل‌های عمل با انگیزه آنی منجر می‌شود. هر چند لزوما والدینی كه اقدام به ضرب و شتم فرزندان خود می كنند، به این گروه محدود نمی‌شوند. بدرفتاری جسمانی انواع متعدد دارد، اما در تارك‌ترین طیف این گروه به والدینی برخورد می‌كنیم كه صرفا به منظور خالی كردن نارحتی‌های خود بچه‌دار می‌شوند. بسیاری از این اشخاص مانند سایرین و دیگران حرف می‌زنند و رفتار می كنند. اما اینها انسان‌نما هستند و از احساسات و ویژگی های انسانی بویی نبرده اند.خشونت جسمانی با فرزندان، اعلب واكنشی نسبت به استرس ناشی از محیط كار، اختلاف با یكی از اعضای خانواده یا یكی از دوستان یا تنش عمومی به خاطر سبك و طرز زندگی و ناخشنودی از آن به طور كلی است.بچه‌ها هدفهای ساده‌ای هستند. نمی‌توانند، به دفاع از خود برخیزند و می‌توان آنها را به سكوت مجبور كرد.

متأسفانه هم برای شخص بدرفتار و هم برای قربانی، جابه‌جا شدن خشم تنها به طور موقت اسباب تسلی خاطر بدرفتار را فراهم می‌سازد. بخش اصلی خشم او دست نخورده باقی می‌ماند و بار دیگر تولید مشكل می‌كند و متأسفانه هدف خشم او نیز مجبور به تحمل می‌شود تا این ناراحتی را به دوران بلوغ ببرد.جمعی دیگر از بدرفتارها به جای اینكه كسی را مسؤول رفتار خود بدانند و او را سرزنش كنند، در مقام توجیه رفتار خود می‌گویند كه به مصلحت كودك با او چنین رفتاری می‌كنند. بسیاری از والدین هنوز معتقدند كه مجازات جسمانی تنها راه موثر برای ایجاد یك رفتار اخلاقی درست در منزل است.بسیاری از والدین روزگار ما معتقد به وجود شر و شرارت در كودك هستند. معتقدند كه با كتك زدن و مجازات جسمانی مانع از آن می‌شوند كه فرزندشان به راه بد برود.

در مقام توجیه كار خود می‌گویند: «من هم در كودكی بارها كتك خوردم و این كتك خوردن به می آسیب نزد . . . »در این میان جمعی از والدین هم معتقدند كه با كتك زدن به فرزندان خود، آنان را موجوداتی محكم‌تر، شجاع‌تر یا قوی‌تر می‌سازند.
كاملا بی‌معنی است، اگر گمان كنیم كه مجازات جسمانی روی كودك تأثیر مثبت بر جای می‌گذارد.بررسی‌های به عمل آمده نشان می‌دهد كه مجازاتهای جسمانی حتی اگر در واكنش به رفتار ویژه‌ای باشد. موثر واقع نمی شود. ثابت شده است كه كتك زدن در نهایت اثری كوتاه مدت دارد و در كودك احساس قدرتمندی از خشم. انتقام و بیزاری از خویشتن ایجاد می‌كند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله مهارت‌های مهار استرس با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله مهارت‌های مهار استرس با word دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله مهارت‌های مهار استرس با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله مهارت‌های مهار استرس با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله مهارت‌های مهار استرس با word :

استرس، حقیقتی در زندگی است كه هیچ‌كس نمی‌تواند از آن اجتناب كند. استرس در واقع هر تغییری است كه فرد باید خود را با آن سازگار كند. بنابراین هر موقعیت جدید یا تغییری در زندگی كه به طریقی نیاز به سازگاری را مطرح می‌كند، می‌تواند موجب استرس شود. برخی از این تغییرات، كوچك و جزیی است و سازگاری چندانی را نمی‌طلبد ولی برخی دیگر تغییرات بزرگی را در زندگی به وجود آورده و مستلزم تلاش زیادی برای سازگاری مجدد هستند. شما درباره طرز برخورد با استرس چه می‌دانید؟

استرس، حقیقتی در زندگی است كه هیچ‌كس نمی‌تواند از آن اجتناب كند. استرس در واقع هر تغییری است كه فرد باید خود را با آن سازگار كند. بنابراین هر موقعیت جدید یا تغییری در زندگی كه به طریقی نیاز به سازگاری را مطرح می‌كند، می‌تواند موجب استرس شود. برخی از این تغییرات، كوچك و جزیی است و سازگاری چندانی را نمی‌طلبد ولی برخی دیگر تغییرات بزرگی را در زندگی به وجود آورده و مستلزم تلاش زیادی برای سازگاری مجدد هستند. شما درباره طرز برخورد با استرس چه می‌دانید؟

برای استرس، تعاریف گوناگونی ارایه شده كه به دو نمونه آن اشاره می‌كنیم:
ـ در تعریف اول، استرس برانگیختگی ذهن و بدن در پاسخ به الزاماتی است كه به آن تحمیل شده است بنابراین برانگیختگی یك بخش اجتناب‌ناپذیر زندگی است و انسان‌ها در بیشتر اوقات با درجه‌ای از برانگیختگی فكر، احساس و عمل روبه‌رو هستند.
ـ در تعریف دوم، استرس، ارتباطی خاص میان شخص و محیط است كه فرد آن را فراتر از منابع خود ارزیابی كرده و بهزیستی وی را به مخاطره می‌اندازد.

عوامل استرس‌زا
استرس‌ها از منابع گوناگونی سرچشمه گرفته و شامل عوامل اجتماعی، فیزیولوژیك، محیطی و روان‌شناختی هستند. عوامل اجتماعی مجموعه‌ای از عوامل زندگی روزمره مانند فشارهای كاری و خانوادگی و مشكلات اجتماعی و اقتصادی مثل فقر هستند كه موجب استرس می‌شوند. عوامل محیطی شامل ترافیك، آلودگی هوا و سوانح و بلایا هستند. عوامل فیزیولوژیك شامل تغییرات جسمی در دوران نوجوانی، تغذیه ضعیف، خواب بد و شیوه واكنش بدن به تهدیدات محیطی است و در نهایت، آخرین منبع استرس از افكار خود فرد سرچشمه می‌گیرد كه شامل احساس و دیدگاه فرد درباره خود، نگرش‌های وی نسبت به دیگران و تفسیرها و ارزیابی‌های وی از موقعیت‌ها و حوادث و رفتار دیگران است.

مقابله با استرس

اگرچه استرس در زندگی همه انسان‌ها وجود دارد و یك حقیقت اجتناب‌ناپذیر در زندگی محسوب می‌شود ولی واكنش‌های افراد نسبت به آن بسیار متفاوت است. دلیل این تفاوت، در نوع مقابله است. كسانی كه هنگام رویارویی با استرس، از مقابله‌های صحیح و سازگارانه استفاده می‌كنند، شدیدترین استرس‌ها را نیز با موفقیت پشت‌سر می‌گذارند ولی كسانی كه مقابله‌های ناسازگار، ناكارآمد و مضر دارند، توان رویارویی با كوچك‌ترین استرس‌ها را نیز ندارند. مقابله دربرگیرنده تلاش‌ها و كوشش‌های شناختی و رفتاری است كه برای مدیریت عوامل بیرونی و درونی تنش‌زا و فراتر از منابع شخصی صورت می‌‌گیرد و هدف آن از بین بردن، برطرف كردن، به حداقل رساندن و یا تحمل استرس است.

این تلاش‌ها یا به صورت انجام فعالیت یا كاری است و یا به شكل فعالیت‌های ذهنی و روانی است. مقابله با استرس شامل مراحل گوناگونی است و افراد در رویارویی با موقعیت‌های دشوار از چند مرحله می‌گذرند

ـ ارزیابی عامل استرس‌زا: در این مرحله، فرد بر اساس دانش خود نسبت به موقعیت تصمیم‌گیری می‌كند. اگر موقعیت نامربوط یا بی‌اهمیت قضاوت شود، فرآیند مقابله پایان یافته است اما اگر مهم و تهدید كننده محسوب شود، فرآیند مقابله با استرس ادامه می‌یابد. بعد از این ارزیابی، فرد منابع خود را برای مقابله با استرس ارزیابی می‌كند. این ارزیابی تحت تاثیر تجارب قبلی فرد در موقعیت‌های مشابه و باورهای بنیادین وی درباره خود و منابع شخصی و محیطی قرار می‌گیرد. نكته مهم در این ارزیابی، میزان كنترلی است كه فرد تصور می‌كند بر موقعیت دارد. هر چه این كنترل كمتر ادراك شود، موقعیت تهدید كننده‌تر درك خواهد شد و احتمال ابتلا به بیماری‌های جسمی و روانی افزایش خواهد یافت.

ـ مقابله با استرس: فرد در این مرحله اعمالی را كه مناسب به نظر می‌رسد، انجام می‌دهد. این اعمال می‌تواند سازگار یا ناسازگار باشد..
مقابله سازگار، مقابله‌ای است كه به فرد كمك كند تا با حوادث استرس‌آور به‌طور موثر مقابله كند و پریشانی و تشویش خویش را به حداقل برساند. مقابله سازگار، در بهزیستی روان‌شناختی فرد، سلامت جسمی، مولد بودن و رضایت از زندگی و رشد شخصیتی، نقش دارد.

مقابله ناسازگارانه نه تنها استرس را برطرف نمی‌كند و یا به حداقل نمی‌رساند بلكه به پریشانی و تشویش غیرضروری نیز می‌انجامد. برای مثال خانمی كه در مقابل استرس‌های ناشی از رفتار همسرش، فقط به سرزنش خود و یا دیگران برای مشكلاتی كه با آن روبه‌رو است می‌پردازد، نه تنها استرس خود را كاهش نمی‌دهد بلكه به تشویش و پریشانی خود نیز می‌افزاید زیرا فقدان اقدامات عملی و سازنده موجب می‌شود كه محرك‌های استرس‌زا همچنان وجود داشته باشند ولی توانایی شخص برای مقابله با استرس رشد نكند. از طرف دیگر، سرزنش و ملامت خود و دیگران بر ارزیابی وی از منابع درونی و محیطی برای برطرف كردن استرس تاثیر می‌گذارد و موجب می‌شود كه فرد احساس درماندگی كرده و فكر كند كه هیچ كنترلی بر موقعیت خویش ندارد.

انواع مقابله با استرس
درباره انواع مقابله با استرس، طبقه‌بندی‌های گوناگونی ارایه شده كه یكی از معروف‌ترین آنها، تقسیم انواع مقابله به دو دسته اصلی مقابله مساله مدار و مقابله هیجان‌‌مدار است. مقابله‌های هیجان مدار، مقابله‌هایی هستند كه هدف آنها آرام سازی خود و دست یافتن به آرامشی است كه استرس آن را بر هم زده است. فرد به هنگام استرس هیجان‌های منفی زیادی را تجربه می‌كند كه مانع از تفكر و تصمیم‌گیری صحیح برای حل مساله و برطرف كردن آن می‌شود. بنابراین این نوع سبك مقابله از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نمونه‌هایی از این نوع مقابله عبارت‌اند از: آرام‌سازی خود، درد دل كردن با اطرافیان، ابراز محدود عواطف (مانند گریه كردن) و گفتگوی درونی مثبت.

در مقابله مساله‌ مدار، فرد سعی می‌كند برای برطرف كردن استرس یا به حداقل رساندن آن، كار یا فعالیتی انجام دهد و فعالیت وی معطوف به هدف است. نمونه‌هایی از این نوع مقابله عبارت‌اند از: مهارت‌های حل مساله، فكر كردن درباره استرس، برنامه‌ریزی، كنار گذاشتن فعالیت‌های غیرضروری و تمركز بر استرس، راهنمایی و مشورت گرفتن از دیگران و جستجوی اطلاعات.
نكته مهم آن است كه این دو نوع سبك مقابله می‌توانند مكمل یكدیگر باشند یعنی ابتدا با سبك هیجان مدارانه خود را آرام كنید و سپس با استفاده از مقابله‌های مساله‌مدار سعی كنید تا براسترس فایق شوید.

مهارت مقابله با استرس
استرس در زندگی روزمره به قدری شایع و با تاثیرات منفی فیزیولوژیك و روان‌شناختی همراه است كه یادگیری شیوه مقابله با آن برای بهزیستی و سلامت جسمی و روان‌شناختی امری ضروری است.

شناخت علایم استرس
شیوه واكنش هر فردی در مقابل استرس مخصوص خود اوست ولی نكته مهم، شناخت نوع واكنش و تشخیص زمانی است كه تحت استرس قرار دارد. آشنایی با علایم استرس كه در چهار حوزه افكار، واكنش‌های جسمی، احساسات و رفتار قابل طبقه‌بندی هستند، موجب می‌شود كه فرد به واكنش‌های خود در مقابل استرس آشنا شده و بهتر بتواند با آن مقابله كند زیرا مادامی كه فرد نداند چه وقت تحت استرس و فشار قرار دارد، قادر به مقابله سازگارانه با آن نخواهد بود.

علایم بارز استرس
ـ افكار: كاهش تمركز، حس فوریت زمانی، كاهش حافظه، از دست دادن اعتماد به نفس، نگرانی‌ها و درگیری‌های ذهنی مداوم، پیش‌بینی بدترین پیامدها، دشواری تصمیم‌گیری و تفكر آشفته
ـ واكنش‌های جسمی: سردرد، تنش عضلانی به ویژه در گردن و شانه‌ها، كمردرد، خستگی مفرط، تهوع، افزایش ضربان قلب، احساس توده‌ای در گلو، خشكی دهان، تكرر ادرار، اسهال یا یبوست، سرد شدن دست‌ها و تنفس نامنظم.
ـ احساس: تحریك‌پذیری، پرخاشگری، بدخلقی، احساس گناه، افسردگی، خشم و عصبانیت، ناامیدی، وحشت‌زدگی، ترس‌های غیرمنطقی، نگرانی زیاد و حساسیت بیش از حد به انتقاد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید