دانلود مقاله انسان كامل از دیدگاه اسلام با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله انسان كامل از دیدگاه اسلام با word دارای 57 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله انسان كامل از دیدگاه اسلام با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله انسان كامل از دیدگاه اسلام با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله انسان كامل از دیدگاه اسلام با word :

انسان كامل از دیدگاه اسلام

بسمه الله الرحمن الرحیم
الحمد رب العالمین , باری الخالق اجمعین و صلاه و سلام علی عبدالله و رسوله و جبیه و حافظه و سبیه و مبلغ رساله سیدنا زبینا و مولانا ابن القاسم محمد و الله الطیبین الطاهرین المعصومین
و اذا بتلی ابراهیم ربه بكلمات فاتمهن قال انی جاعلك لبناس
اماماً قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین

موضوع بحث انسان كامل از دیدگاه اسلام است . انسان مانند بسیاری از چیزهای دیگر كامل و غیر كامل دارد و بلكه معیوب و سالم دارد و انسان سالم هم دوقسم است : انسان سالم كامل و انسان سالم غیر كامل . شناختن انسان كامل یا انسان نمونه ازدیدگاه اسلام از آن نظر برای ما مسلمین واجب است كه حكم مدل و الگو و حكم سرمشق را دارد اگر ما انسان كامل اسلام رانشناسیم قطعاً نمی توانیم یك مسلمان تمام و یا كامل باشیم

.
راههای شناخت انسان كامل از نظر اسلام :
شناخت انسان كامل از نظر اسلام دو راه دارد : یك راه این است كه ببنیم قرآن در درجه اول و سنت در درجه دوم انسان كامل را چگونه توصیف كرده است . مسلمان كامل یعنی انسانی كه در اسلام به كمال رسیده باشد و مومن كامل یعنی انسانی كه در پرتو ایمان به كمال رسیده باشد . باید ببینیم قرآن یا سنت انسان كامل را به چه مشخصاتی بیان كرده اند و چه خطوطی برای انسان كامل كشیده اند .

راه دوم شناخت انسان كامل از راه بیانها نیست كه ببنیم در قرآن وسنت چه آمده است بلكه از این راه است كه افرادی عینی را بشناسیم كه مطمئن هستیم آنها آنچنان كه اسلام و قرآن می خواهد ساخته شده اند ووجود عینی انسانهای كامل اسلامی هستند . پیغمبر اكرم (ص) و حضرت علی (ع) نمونه ای ازانسانهای كامل هستند . شناخت علی شناخت انسان كامل اسلام است اما شناخت علی نه شناخت شناسنامه ای علی شناخت علی یعنی شناخت شخصیت علی نه شخص علی درهر حدی كه شخصیت جامع علی (ع) را بشناسیم انسان كامل اسلام را شناخته ایم .

شیعه یعنی كسی كه علی را مشایعت می كند یعنی انسان با لفظ شیعه نمی شود با مشایعت است كه انسان شیعه می شود مشایعت یعنی همراهی شیعه علی یعنی مشایعت كننده عملی علی .
اگر انسان كامل اسلام را از راه بیان قرآن و سنت و از راه شناخت پرورده های كامل قرآن نشناسیم نمی توانیم راهی را كه اسلام معین كرده برویم و یك مسلمان واقعی و درست شویم و همچنین جامعه ما نمی تواند یك جامعه اسلامی باشد .

فرق كمال و تمام :
در زبان عربی دو كلمه وجوددارد كه نزدیك به یكدیگر ولی از لحاظ معنی ضد یكدیگرند یكی از دو كلمه «كمال » و دیگری « تمام » است . در قرآن آمده است : « الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی : امروز دین شما را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام كردم . كمال در جهت عمودی بیان می كنند وتمام را در جهت افقی وقتی شی درجهت افقی به نهایت خود برسد میگویند تمام شد و زمانی كه در جهت عمودی بالا برود میگویند كمال یافت . پس یك انسان تمام داریم و یك انسان نیمه تمام . انسان تمام می تواند كامل باشد تا به حد نهایی كه انسان از آن بالاتر وجود ندارد برسد و او را انسان كامل كامل كه حد اعلای انسان است بنامیم .

تعبیر انسان كامل :
اولین كسی كه در مورد انسان تعبیر انسان كامل را مطرح كرد عارف معروف محی الدینعربی اندلس طائی است محی الدین عربی پدر عرفان اسلامی است . مولوی یكی از شاعران مكتب محی الدین است . محی الدین مرد عربی نژاد از اولاد حاتم طائی و اهل اندلس ( اسپانیا امروز ) بود . همه مسافرتهای او در كشورهای اسلامی بود و در شام ازدنیا رفت . اینكه عرفان اسلامی به صورت علمی آنهم علم بسیار غامض در آمده است محصول كار محی الدین و شروح صدرالدین قزنوی ( از شاگردان محی الدین ) است . افكار محی الدین به وسیله صدرالدین فزنوی به مولوی انتقال یافت .

عیبهای جسمی وروانی :
انسان دو چیز دارد : « شخص » دارد و « شخصیتی » تنی دارد و روحی ، جسمی دارد وروانی ، حساب روان از حساب جسم جداست . كسانی كه منكر اصالت روح هستند و تمام خواص روحی را اثر مستقیم بلاواسطه سلسله اعصاب انسان می دانند اساساً حكمی ندارد همه چیز تابع جسم است ازنظر اینها اگر روان بیمار باشد حتماً جسم بیمار بوده كه روان بیمار است

. علم امروز به آدم كم عقده روانی دارد بیمار میگویند یعنی در دستگاه روانی او اختلال پیدا شده است . بدون اینكه اختلالی در دستگاه جسمی او پدید امده باشد و لهذا این نوع بیماریها را از راه جسم نمی توان درمان كرد . مثل كسی كه دارای عقده روانی « تكبر » است . امروز ثابت شده كه تكبر واقعاً بیماری است .

گاهی نیز بیماری جسمی از راه روانی معالجه می شود وگاهی نیز بیماری روانی از راه جسم معالجه می شود . النفس و البدن یتعاكسان ایجاباً و اتمدادا : بدن در روان اثر میگذارد و روان در بدن و بدن كار مستقل از روان انجام می دهد و روان هم كار مستقل .
درجایی دیگر قرآن می فرماید : فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا : در دل و روحشان بیماری است قلب در قرآن همان روح و روان انسان است . ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنین : ما قرآن را برای شفا و رحمت ، برای مومنین فرستادیم قرآن شفای مومنین است .

امیر المومنین می فرماید : الا و ان من البلاء الفاقه از جمله بلا یا و شداید فقر است . و اشد من الناقه مرض البدن و از فقر بدتر مریضی بدن است و اشد من مرض البدن مرض القلب و از بیماری تن بدتر و شدیدتر بیماری دل وقلب انسان است .

آفات روح انسان :
از نظر روانشناسی محرومیتها منشأ بیماریهای روانی میشود یعنی منشأ بسیاری از عقده های روانی و بیماریهای روانی انسان ، احساس مغبونیتها و محرومیتهاست . آدم حسود وقتی خیر و نعمتی را در دیگران می بیند همه آرزویش این است كه از اوسلب نعمت شود درباره خودش فكر نمی كند . انسان سالم غبطه دارد نه حسد . اگر یك انسان همیشه در فكر این باشد كه خودش جلو بیفتد سالم است این دلیل بر عیب نیست اما اگر كسی همیشه در این اندیشه باشد كه دیگری عقب بیفتد بیماری است مریض است .

انسان مسخ شده :
شنیده اید كه می گویند در میان امم سالفه مردمی بودند كه در اثر اینكه مرتكب گناهان زیاد شدند مورد نفرین پیغمبر زمان خود واقع و مسخ شدند یعنی به یك حیوان تبدیل شدند مثلاً به میمون ، گرگ و . . . این را مسخ می گویند . اگر انسان از نظر جسمی مسخ نشود تبدیل به یك حیوان نشود به طور یقین ازنظر روحی و معنوی ممكن است مسخ شود یعنی تبدیل به یك حیوان شود .

قرآن از « بل هم اضل » یعنی از مردمی كه از چهارپا هم پست تر هستند جسم خوك با روح آن تناسب دارد وانسان ممكن است تمام خصلتهایش خوك باشد اگر انسانی اینگونه باشد از انسانیت مسلخ شده و در معنی و باطن و نزد چشم حقیقت بین و در ملكوتواقعا یك خوك است . شخصی می گویند : با امام زین العادین (ع) در صحرای عرفات بودیم از آن بالا نگاه كردم دیدم صحرا از حاجی موج می زند به امام عرض كردم مااكثر الحجیج امام فرمود : ما اكثر الفجیج و اقل الحجیج چقدر فریاد زیاد است

و چقدر حاجی كم است آن شخص میگوید من نمیدانم امام چه كردو چه چشمی را در من بینا كرد وقتی به من گفت حالا نگاه كن دیدم صحرایی است پر از حیوان یك باغ وحش كامل كه فقط یك عده انسان هم در لابه لای این حیوانها دارند حركت می كنند . در سوره مباركه نباء می خوانیم : یوم ینفخ فی الصور فتأتون افواجا و فتحت المساء و فكانت ابوابا و سیرت الجبال فكانت سرابا در روز قیامت مردم گروه گروه مبعوث و محشور می شدند كه فقط یك گروه از مردم به صورت انسان محشور می شوند و یا در جایی دیگر می فرماید یحشر الناس علی نیانتهم : مردم در قیامت مطابق منویات و مقاصد و خواسته ها و مطابق خصلتها و صفات واقعی شان محشور می شوند .

قران به موجودهایی كه در دنیا پول جزء وجودشان شده و غیر از پرستش این فلز « پول »كار دیگری نداشته اند می گویند همین پولها او را در آن دنیا داغ می كنند آتشهای جهنم او هستند .

علت تفاوت كمال در انسان با سایر موجودات :
كامل درهر موجودی با موجود دیگر متفاوت است مثلا انسان كامل غیر ازفرشته كامل است . در حدیث آمد كه خلایق مجدی خلق عالم راسه گانه آفرید یك گروه از نور مطلق آفریده شده اند و گروه دیگر حیوانات است از خشم وشهوت آفریده شده اند و خدا انسان را مركب آفرید . تفاوت انسان با فرشته به دلیل همان تركیب ذاتش است كه در قرآن آمده است

انا خلقنا الانسان من نطفه امتاج نبتلیه ما انسان را از نطفه آفریدیم كه در آن مخلوطهای زیادی وجوددارد انسان را از نطفه ای كه مجموعی از شجها یعنی استعدادهای گوناگون و تركیبات گوناگون است خلق كردیم و به همین دلیل اورا درمعرض امتحان قرار دادیم ولی موجودهای دیگر چنین شایستگی را ندارند . بنابراین از این بیان قرآن معلوم می شود كه «كامل انسان » امشاج بودن با « كامل فرشته » فرق می كند .

لزوم هماهنگی در رشد ارزشها :
كمال انسان در تعادل و توازن است انسانی كامل است كه به سوی یك استعداد گرایش پیدا نكند و استعدادهای دیگرش را محمل و معطل نگذارد و همه را در یك وضع متعادل و متوازن همراه هم رشد دهد مقصود از هماهنگی در اینجا این است كه در عین اینكه همه استعدادهای انسان رشد می كند رشدش رشد هماهنگ باشد علی (ع) انسان كامل است برای اینكه « همه ارزشهای انسانی » و به طور هماهنگ در او رشدكرده یعنی هر سه شرط مذكر را دارا است .

روح انسان دائماً در حال جذر و مد است از این طرف و آن طرف كشیده میشود جامعه هانیز گاهی به این طرف و آن طرف كشیده می شوند البته منشاء كشیده شدن جامعه ها ممكن است افراد یا جریانهای دیگری باشد مثلاً جامعه ها از راه گرایش صددرصد به باطل كشیده نمی شوند بلكه از راه افراط یك حق به فساد كشیده می شوند انسانها نیز مثل جامعه هستند گاهی یك گرایش در آنها رشد كرده و گرایشهای دیگر به حد كافی رشد نمی كنند و انسان كامل انسانی است كه همه گرایشها در آن رشد كند .

نمونه هایی از افراط در رشد یك ارزش خاص :
1- عبادت :
عبادت یك ارزش واقعی است ولی اگر مراقبت نشود جامعه به حد افراط به سوی این ارزش كشیده میشود یعنی اسلام فقط می شود عبادت كردن به مسجد رفتن ، نماز خواندن ، روزه گرفتن ، غسل كردن و . . . اگر جامعه در این مسیر به حد افراط برود همه ارزشهای دیگر آن محو می شود .

به پیغمبر اكرم (ص) خبر دادند كه عده ای از اصحاب غرق درعبادت شده اند ناراحت و عصبانی به مسجد رفتند و فریاد كشیدند : ما بال اقوام چه می شود گرودهمایی را شنیده ام چنین افرادی درامت من پیدا شده اند من كه پیغمبر شما هستم این طور نیستم همه شب تا صبح را عبادت نمی كنم قسمتی را استراحت می كنم قسمتی را كار می كنم و همه روزها روزه نمی گیرم كسانی كه این كارها را پیش گرفته انداز سنت من خارجند .

2- خدمت به خلق :
یكی از ارزشهای قاطع و مسلم انسان كه اسلام آن را صد درصد تائید می كند و واقعاً ارزش انسانی است خدمتگزار خلق خدا بودن است . بعضی فكر می كنند شكم خلق خدا را سیر كنند و تنشان را بپوشانند تازه به خلق خدا خدمت كرده اند در صورتی كه به یك حیوان خدمت كردهاند چون این امیال حیوانی است خدمت به انسان ارزش والایی است ولی انسان به شرط انسانیت علاوه بر خدمت به جسم انسان باید روح آن نیز خدمت كند . پس اینكه انسانیت یعنی خدمت به خلق وهیچ ارزش دیگری ندارد باز یك نوع افراط است .

3- آزادی
آزادی دیگر از بزرگترین و عالیترین ارزشهای انسانی است و به تعبیر دیگر جزء معنویات انسان است و معنویات یعنی چیزهایی كه مافوق حد حیوانیت است بعضی افراد می گویند بشریت و بشر یعنی آزادی و غیراز آزادی ارزش دیگری وجود ندارد یعنی می خواهند تمام ارزشها را در یك ارزش كه نامش آزادی است محو كنند مثل ارزش عدالت ، ارزش حكمت ، ارزش عرفان را فراموش كرده اند .

4- عشق :
گاهی عشق مثل آنچه كه د رعرفان و تصوف و در غزلیات عرفانی ماهست تنها ارزش انسانی میشود
فرشته عشق نداند كه چیست قصه مخوان بخواه جام وگلابی به خاك آدم ریز عرفا كه گرایششان به ارزش عشق است اصلاً گرایش ضد عقل دارند و رسماً با عقل مبارزه می كنند حافظ می گویند

صوفــی از پرتونـی راز نهانـی دانـست گوهر هر كس از این لعل توانی دانست
شرح مجموعه گل مرغ صحر داند و بس كه نه هر كو ورقی خواند معانی دانست
می خواهد بگوید فقط و فقط عارف با مركب عشق به عرفان حق میرسد پس از نظراینها اساساً انسان در انسانیت عبارت از عشق می شود و عقل به دلیل اینكه عقال و پایبند است به كلی محكوم می شود .

اوصاف حضرت علی (ع) :
وقتی شب می شود و خلوت شب فرا میرسد هیچ عارفی به پای او نمی رسد آن روح عبادت كه جذب شدن و كشیدن شدن به سوی حق و پرواز به سوی خداست با شدت در او رخ می دهد

مثل آن حالتی كه انسان در مطلبی داغ می شود علی در حالت عبادت آنچنان گرم می شود و آن عشق الهی چنان شعله ور می شود كه اصلاً گویی در این عالم نیست خود حضرت علی (ع) این گروه از آدمها را این چنین تعریف میكند : با مردمند و با مردم نیستند در حالی كه با مردند روحشان به عالیترین مقامها وابسته است در حال عبادت تیر را از بدنش بیرون می آورند ولی او آنچنان مجذوب حق و عبادت است كه متوجه نیمیشود حس نمیكند

. آنچنان در محراب عبادت می گرید و به خودمی پیچد كه نظیرش را كسی ندیده است . درباره حضرت علی گفته اند : در محراب عبادت بسیارگریان و در میدان نبرد بسیار خندان است .

قرآن اینچنین انسانی را می خواهند : ان ناشئه اللیل هی اشد و طا و قاوم قبلا ان لك فی النهار سبحا طویلا : شب را برای عبادت بگذار و روز را برای شناوری در زندگی و اجتماع . علی (ع) گویی یك شخصیت روز و یك شخصیت دیگری در شب داشت . حافظ می فرماید :
روز در كسب هنركـــوش كه می خـــوردن روز دل چون آیینه در زنگ ظلام اندازد
آن زمان وقت می صفح فروغ است كه شب گرد خرگاه افق پرده شام انـــدازد

درد انسان ازدیدگاه های مختلف :
می دانیم كه درباره حقیقت وماهیت انسان اختلاف نظرهایی وجود دارد به طور كلی دو نظر به اساسی در مقابل یكدیگر قرار گرفته اند : نظریه « روحیون » و نظریه « مادیون »
بر اساس نظریه روحیون انسان حقیقتی است مركب از جسم وروان و روان انسان جاویدان است وبا مردن اوفانی نمی شود . نظریه دوم این است كه انسان جز همین ماشین بدن چیز دیگری نیست و با مردن به كلی نیست و نابود می شود و متلاشی می شود بدن یعنی متلاشی شدن شخصیت انسان . درباره یك مسئله دیگر هیچگونه اختلاف نظری نیست

و آن این است كه یك سلسله اموروجود دارند كه در عین اینكه از جنس ماده و مادیات نیستند و میشودآنها رامعنویات گذاشت به انسان ارزش و شخصیت میدهد انسان بودن انسان به این امور است یعنی اگر این معانی رااز انسان بگیرند هیچ فرقی با حیوان ندارد . سعدی می گوید :
تن آدمی شریـــــف است به جــان آدمیـــت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و زبان و گوش و بینی چه میان نقش دیوار و میان ادمیـــت

آدم بودن یك سلسله صفات و اخلاق ومعانی ای است كه انسان به موجب آن ها انسان می شود و ارزش و شخصیت پیدا می كند و ارزشهای انسانی نامیده میشود . انحرافاتی كه برای فرد و جامعه پیدا می شود دو نوع است یكی خرافاتی است كه ضد ارزشها در مقابل ارزشها ایستادگی می كند مثل آنچه كه ظلم در مقابل عدل یاخداشناسی و بی بند وباری در مقابل عبادت و خداپرستی می ایستد بیشتر انحرافات بشر به این صورت است كه همانطور كه دریا جزومد دارد گاهی یك ارزش از ارزشهای بشر رشد سرطان مانندی می كند بطوریكه ارزشهای دیگر را محو می كند . مثلاً گاهی می بینیم یك فرد در جامعه آنچنان به زهدگرایش پیدا می كند و در زهد محو میشود كه همه چیز برای او می شود « زهد » انسانی كه فقط یك عضوش مثلاً بینی اش رشد می كند و عضوهای دیگر از رشد باز می مانند .

درد وفوائد آن :
معیار اصلی انسانیت آن چیزی است كه از آن به « درد داشتن » و « صاحب درد بودن » تعبیر می شود فرق انسان و غیر انسان دراین است كه انسان صاحب درد است معیار انسانیت كه درد داشتن است مگر می شود كه درد چیز خوبی باشد باید بگوئیم ما میان درد و منشاء درد اشتباه می كنیم مثلاً درمورد زخمی كه در معده یا روده هست كه انسان دردش را احساس می كند آنچه بد است وجود آن زخم است یا ضایعه ای است كه درمعده یا روده وجود دارد ولی درد در عین اینكه انسان راناراحت میكند موجب آگاهی و بیداری برای انسان است .

اگر درد در بدن انسان نمی بود احساس درد نمی كرد اولاً هیچگاه ازدرد اطلاع پیدا نمی كرد و آگاه نمی شد و ثانیاً این درد مثل یك مامور نافذالحكم انسان را وادار به چاره جویی می كند و او رامامور می كند كه زود در فكر حل مشكل بر آید مولوی در اینجا چقدر شیرین می گوید :
حسرت و زاری كه در بیماری است وقت بیماری همه بیداری اسـت
پس بدان این اصل را ای اصل جو هر كه را درد است او برده است بو
هــر كــه او بــیـدارتــر پــر دردتر هـــر كــه او آگاهتــر رخ زردتـــر

بی درد مساوی بالختی بی حسی بیشعوری و بی ادراكی و احساس درد مساوی است با آگاهی و بیداری و شعور وادراك در مثل است كه می گویند : « انسان اگر سقراطی باشد نحیف و لاغر بهتر است از این كه خوكی باشد فربه .» یعنی اگر انسان دانا و دانشمند باشد ولی محروم بهتر است از اینكه مانند یك خوك همه نوع وسایل برایش فراهم باشد ولی هیچ چیز را نفهمد

. آن كس كه به مقام انسانیت برسد و ارزش درد داشتن و حساس بودن را درك كند هرگز نمی گوید : « دشمن جان من است عقل من و هوش من » بلكه كلام پیغمبر(ص) را می گوید : صدیق كل امریء عقله و عدوه جمله : دوست راستین هر كس عقل و هوشیاری او و دشمن واقعی هر كس جهل ونادانی اوست . خطرعمده سرطان از این جهت است كه بیخبری یعنی بدون درد وارد می شود بنابراین این كه ارزش ارزشها در انسان درد داشتن است را نمیشود به این عنوان كه درد بد چیزی است رد كرد .

درد انسان :
وقتی صحبت از درد در انسان می كنیم مقصود داشتن دردسر و یا درد پا نیست بلكه مقصود عرفا آن دردی است كه در انسان سراغ دارند و دائماً آن را تقدیس می كنند وآن درد خداجویی است و یكی از برتریهای انسان نسبت به فرشته همین درداست كه انسان درددارد ولی فرشته بدون درد است . طبق نظر اسلام انسان یك حقیقیت است كه نفخه الهی در او دمیده می شود و از دنیا دیگر آمده و با انسانی كه در طبیعت وجود دارد تجانس كامل ندارد . انسان در این دنیا یك نوع احساس غربت و احساس بیگانگی با همه موجودهای عالم می كند

چون همه فانی و متغیر و غیر قابل دلبستگی هستند ولی انسان دغدغه جاودانگی دارد این درد همان است كه انسان را به عبادت و پرستش خداو راز ونیاز و به خدا نزدیك شدن و به اصل خود نزدیك شدن می كشاند . مولوی انسان را تشبه به نی كرده كه او را از نیستان بریده اند و او دارد دائماً ناله و فریاد می كند و فریادش برای فراق است

بشنــو از نـی چون حكایــت می كنـــد وز جدایی ها شكایت می كند
كــز نـیـستــان تــا مــرا ببریـده انـــد و ز نفیرم مرد و زن نالیده اند
سیــــنــه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتـیــاق

مولوی در جای دیگر می گوید :
پـیـل بـــــایــد تــا خسبد اوستــان خــواب بینــد خطه هندوستــان
خر نبیند هیچ هنــدوستان به خــواب خر زهندوستان نكرده است اغتراب
می گویند فیل را كه از هندوستان می آورند باید دائماً به سرش بكوبند و اگر نكوبند به یاد هندوستان می افتد ولی الاغ هرگزهندوستان را به خواب نمی بیند چون غریب هندوستان نیست و او را از آنجا نیاورده اند پس مولوی می خواهد بگوید انسان است كه دغدغه بازگشت به عالم دیگر را دارد دردعرفان دارد ، درد بازگشت به سوی حق و به سوی خدا دارد درد مناجات و وصال حق را دارد .

درد انسان دركلام امیر المومنین :
حضرت علی ( ع ) به كمیل می فرماید : یاكمیل بن زیاد ان هذه القلوب اوعیه فخبرها او عاها فاحفظ عنی ما اقول لك : دل انسان به منزله ظرف است بهترین ظرفها آن است كه ظریفش بیشتر باشد یا بهتر نگهداردی كند . افرادی هستند كه علم حقیقی در نهایت بصیرت آنها هجوم آورده و به مقام یقین كالم رسیده اند به روح یقین اتصال پیدا كرده اند و فاصله ای با روح یقین ندارند آن چیزهایی كه برای اهل ترف و ماده پرست ها خیلی سخت است برای آنها رام و نرم است آنچه برای نادانها به وحشت است

یعنی حلوت با حق برای آنها مایه انس است صحبوالدنیا بابد ان ارواحها معلقه بامحل الاعلی : اینها در دنیا با مردم همراهند ولی با روحهایی كه مجذوب عالم بالا هستند درد علی و به تعبیر ما دردهای عرفانی علی و دردهای عبادتی علی یك مسئله بسیار واضح و روشن است كارش در عبادت به جائی می رسد كه آنچنان از خود بی خود میشود و گرم محبوب و معشوقش می شود كه از آنچه در اطراف او می گذرد بی خبر است حتی اگر تیری از بدنش بكشند احساس نمی كند .

این درد انسان است یعنی درد جدائی از حق و آرزو و اشتیاق تقرب به ذات او و حركت به سوی او و نزدیك شدن به او تا انسان به ذات حق نرسد این دلهره و اضطراب از بین نمی رود قرآن می فرماید :« الا بذكر الله تطمئن القلوب بدانید كه فقط و فقط با یك چیز از اضطراب و دلهره آرام می گیرد این درد بشر به وسیله یك چیز است كه آرامش پیدا می كند

و آن یاد حق و انس با ذات پرورگار است حضرت علی (ع) در دعای كمیل می فرماید : اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا : خدایا آن گناهانی كه سبب می شود دعا كردن من حبس شود و درد دعا كردن و مناجات كردن از من گرفته شود بیامرز . این است كه می گویند دعا برای انسان هم مطلوب است هم وسیله . یعنی دعا همیشه برای استجابت نیست و اگر استجاب هم نشود استجاب شده است دعا خودش مطلوب است .

درد انسان نسبت به خلق خدا :
می گویند معیار انسانیت انسان به این است كه درد دیگران راداشته باشد یعنی ناراحتیهای كه متوجه دیگران است و هیچ به شخص او مربوط نیست در اودرد ایجاد می كند او غمخوار دیگران است به قول سعدی
مـن از بــیـنوائـی روی زرد غــم بـیـنــوایــان رخــم زرد كــرد

اگر درد دیگران و غمخوارگی در كسی پیدا شد از گرسنگی دیگران خوابش نمی برد گرسنگی برای خودش از گرسنگی دیگران آسانتر است . می گویند این درد انسان است ، دردی است كه به انسان شخصیت و ارزش می دهد و این است منشاء همه ارزشهای انسانی هر چیزی كه بازگشتش به احساس مسئولیت انسان و درد انسان انسانهای دیگر باشد آن را انسانی می دانند و هر چیز غیر از این باشد آن را انسانی نمی دانند باز این محو شدن ارزشها در یك ارزش دیگر است . ازنظر معیارهای اسلامی انسان كسی است كه درد خدا را داشته باشد و چون درد خدا را دارد درد انسانهای دیگر را هم دارد .

قرآن راجع به پیغمبر اكرم (ص) می فرماید : فلعلك باخع نفسك علی اثارهم ان لم یومنوا بهذا الحدیث اسنا پیغبر آنچنان برای هدایت و سعادت مردم و نجات آنان از اسارتها و گرفتاریهای دنیا و آخرت حریص است كه می خواهد خود را هلاك كند خطاب می رسد كه چه خبر است ؟ مثل اینكه می خواهی خود را به خاطر مردم تلف كنی .

یا در جایی دیگر قرآن می فرماید : مردم پیغمبری از میان شما و از جنس شما برای شما آمده است اولین خصوصیتش این است كه عزیز علیه ماعنتم دغنت یعنی شفقت ، رنج و ناراحتی رنجهای شما بر او ناگوار است و او درد شما را دارد پس مسلمان كیست ؟ مسلمان كسی است كه هم درد خدا داشته باشد و هم درد خلق خدا را . همه سخن از هم دردی است از درد دیگران را احساس كردن است از اینكه همانند حضرت علی زیستن است و مثل او درد دیگران همانند درد خودش احساس كردن است .

درد مطلوب :
درد دیگران داشتن لذیذ است درد هجران حق هم لذیذ است بوعلی سینا در اشاره به این مسئله كه گاهی یك چیز درد هست ولی در عین اینكه درد است لذیذ است مثال می آورد این نوع درد نظیرش خارش بدن است كه بدن خارش دارد و انسان وقتی خارش می دهد خوشش می آید این درد درد تلخی نیست . دردی كه جان را می سوزاند ، اشك را جاری می كند اما غم محبوب است غم مطلوب است چطورمی شود

وقتی به ما بگویند مجلس ذكر مصیب امام حسین (ع) برقرار است می خواهیم به آنجا برویم انسان تادلش نسوزد و درد نگیرد اشك نمی ریزد ولی درعین حال انسان دلش می خواهد این درد را احساس كند واین اشك را بریزد وقتی این قطرات اشك می ریزد انسان صفائی رااحساس می كند كه آن درد دیگر در مقابل این چیزی نیست این درد انسانیت است . شاعر عرب می گوید :
و لذاكانت النفوس كباراً تعمت من مرادها الاجسام

روحها وقتی بزرگ شد وای به حال آن بدنها روح وقتی بزرگ شد و روح همه بدنها شد و درد همه را احساس كرد كارش به آنجا می كشد كه مجازات می بیند برای غافل ماندن از حال بندگان همانند حضرت علی (ع) كه وقتی از كوچه ای می گذرد و زنی را می بیند كه مشك به دوش گرفته است به سرعت خودرا به جلو انداخته ومی گوید

خانم اجازه بدهید كه شما را كمك كنم و مشك را گرفته و به خانه پیرزن می رود و به آن زن می گوید كه چرا خودتان آب كشی می كنید زن می گوید شوهرم در ركاب علی علیه ابن ابیطالب كشته شد و من هستم و چند یتیم علی وقتی به خانه برگشت تا صبح نخوابید و استغفار كرد كه چرا از حال آن زن غافل مانده است و صبح با مقداری آذوقه به در خانه زن می رود و یتیمها را روی زانو نشانده و نوازش می كند . خدایا تو را قسم می دهیم به حقیقت علی ابن ابیطالب كه درد اسلام را در دل ما ایجاد كن احساس همدردی با خلق خدا را در ما ایجاد كن ما را از پرتو نور ولایت علی (ع) بهره مند فرما .

درد خداجوئی در انسان :
بسیاری از علمای معرفه النفس جدید همه به این مطلب اعتراف دارند كه در انسان چیزهائی یافت می شود كه با حسابهای مادی این دنیا قابل توجیه نیست و نشان می دهد كه حساب دیگری دركار است . پیغمبر اكرم می فرماید : من عرف نفسه فقد عرف ربه هر كس خودش را بشناسد خدا را می شناسد .

قرآن كریم می فرماید : سنریهم ایاتنا فی الآفاق و فی انفسهم ما نشانه های خود را در آفاق عالم یعنی در عالم طبیعت ارائه میدهیم و در نفوس خود مردم چیزهائی كه با اینكه بشری است و تعلق به همین عالم دارد ولی با ساختمان مادی انسان درست نمیشود غیر مادی است ثانیاً این چیزهایی كه ملاك انسانیت انسان است

وملاك شخصیت و فضیلت انسانی انسان است به دست طبیعت ساخته نمی شود فقط و فقط به دست خود انسان ساخته میشود . انسان خودش دروازه معنویت است و از دوازده وجود خود به عالم معنایی برده است چنانچه امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا ( ع ) می فرماید : لا یعرف هنالك الا بما هیهنا : آنچه در عالم معنا هست از راه آنچه در درون انسان است شناخته می شود كه این خودش یك مسئله ای است

. بعضی از عرفا تكیه شان روی درد غربت انسان ودر عدم تجانس و بیگانگی انسان با این جهان است چرا كه انسان حقیقتی است كه از اصل خود جدا شده و دور مانده و از دینای دیگر برای انجام رسالتی آمده است و این دورماندگی از اصل است كه در او شوق و عشق و ناله واحساس غربت آفریده است از بهشت رانده شده و به عالم خاك آمده است و می خواهد بار دیگر به آن بهشت موعود خودش باز گردد . درد انسان فقط در خواست درد دوری از حق است و میل او میل بازگشت به قرب حق وجوار رب العالمین است انسان به هر مقام و كمالی برسد باز احساس می كند كه به معشوق خود نرسیده است .

انسان طالب كمال مطلق :
انسان همیشه طالب آن چیزی است كه ندارد وقتی همان چیز رادارا شده و دلزدگی برایش پیدا می شود و این یك امر غیر منطقی است . افلاطون می گوید : انسان هر معشوقی كه دارد ابتدا با یك جذبه و عشق و وهم فراوان به سوی او میرود ولی همین كه به وصال رسید عشق در آنجا دفن می شود و آغاز دلزدگی و تنفر . انسان موجودی است كه نمی تواند عاشق فانی باشد نمی تواند عاشق نیستی باشد

كه به زمان و مكان محدود است . انسان عاشق كمال مطلق است عاشق ذات حق است یعنی عاشق خداست همان كسی كه منكر خداست عاشق خداست حتی منكرین خدا كه به خدا فحش میدهند نمی دانند كه در عمق فطرت خود عاشق كمال مطلقند ولی راه را گم كرده اند . پیغمبران نیامده اند كه عشق خدا و عبادت را به بندگان یاد دهند

چون این فطری هر انسانی است بلكه آمده اند كه راههای كج وراست را نشان دهند آمده اند بگویند ای انسان توعاشق كمال مطلق هستی خیال می كنی كه پول برای تو كمال مطلق است خیال میكنی مقام ، زن و . . . برای توكمال مطلق است درد انسان آن دردخودایی است كه اگر پرده های اشتباه از جلو چشمش كنار رود و معشوق خود را پیدا كند به صورت همان عبادتهای عاشقانه ای در می آید كه در علی (ع) سراغ داریم .

قرآن می گوید : اگر بشر خیال می كند كه با رسیدن به ثروت و مقام به آسایش می رسد اشتباه كرده است قرآن نمی گوید دنبال اینهانروید می گوید اینها را باید تحصیل كرد اما اینها به بشر آسایش نمی دهد فقط یاد خداست كه دلها را آرامش می دهد بسیاری از مكاتب تكیه شان روی دور ماندن انسان از اصل خوداست . بعضی مكاتب می گویند درد انسان درد خداست بعضی می گویند : درد انسان درد خلق خداست و بعضی دیگر می گویند درد انسان درد خدا و خلق خداست . در واقع انسانیت درد خداست ، درد انسان از درد خدا داشتن است .

سیر انسان كامل از نظر عرفا :
عرفا میگویند سیر انسان كامل در چهار سفر رخ میدهد :
1- سفر انسان از خود به خدا
2- سفر انسان همراه خدا درخدا ( یعنی شناخت خدا )
3- سفر انسان همراه خدا نه به تنهایی به خلق خدا
4- سفر انسان همراه باخدا در میان خلق خدا برای نجات خلق خدا

لزوم همراه بودن گرایشهای برونی ودرونی :
اگر بنا شود از جاده معتدل اسلام خارج شویم چه فرقی می كند كه عبادتگزاری جامعه گریز باشیم یاجامعه گرای خدا گریز خداونددر آیه آخر سوره فتح می فرماید : صحابه و تربیت شدگان پیغمبر در مقابل دشمنان حقیقتشدید قوی و با صلابت و محكم هستند و در مقابل در میان خود یك پارچه عطوفت و مهربانی ، یگانگی و وحدت هستند این است رشد گرایشهای انسانی .

ذلك مثلهم فی التوریه و مثلهم فی الانجیل كزرع اخرج شطاه : قرآن می فرماید جامعه حكم یك گیاه را دارد كه در اول ضعیف و كوچك است ولی بعد رشد می كند و رشد می كند به طوری كه همه كشاورزان را به حیرت وشگفتی وا میدارد .

خداوند درجایی دیگر می فرماید : عبادت كنندگان ستایش كنندگان وروزه گیرندگان همانهایی هستند كه مصلح جامعه خودهستند ودرجامعه امر به معروف ونهی از منكر می كنند . یعنی هم به ارزشهای درونی خود پرداخته و هم به ارزشهای بیرونی خود كه مربوط به جامعه است پرداخته اند . در اوصاف اصحاب حضرت حجت آمده است كه : در شب را همانند شب كه به سراغ آنها میروی گویی سراغ یك عده راهب رفته ای ولی روز كه سراغشان می روی گوئی سراغ یك عده شیر رفته ای .

قدم اول این است كه به خدای خودنزدیك شویم و با نزدیك شدن به خدای خودمان است كه آنوقت سایر مسئولیتهایمان و از آن جمله مسئولیتهای اجتماعی را می توانیم به خوبی انجام دهیم كوشش میكنیم كه این گرایشهای یك جانبه را كه همیشه اسلام دچار این درد گرایشهای یك جانبه ملت خویش بوده است كنار بگذاریم تا دین دچار این بیماری گرایش یك جانبه نشود .

ارزش عبادت را هرگز كم نگیریم در لحظات آخر كه امام صادق ( ع) در حال رفتن بودند همه خویشان را جمع كردند چشمهایشان را برای آخرین بار باز كردند و یك جمله گفتند : لن تنال شفاعتنا مستخفا باصلوه شفاعت ما شامل كسی كه نما ز را كوچك بشمارد نمی شود . فالموت فی حیاتكم مقهورین والحیاه فی موتكم قاهرین : زندگی آن است كه بمیرید و پیروز باشد و مردن آن است كه زنده باشید و محكوم دیگران حضرت علی ( ع ) نمونه از انسان است

كه كمالات معنوی در حد اعلی و بسیار بالا در او رشد كرده است هنگامی كه از كار مردم فارغ می شد به راز ونیاز عاشقانه و عابدانه اش می پرداخت و می گفت خدایا تو از هر انیسی برای اولیاء خودت انیس تر هستی یعنی با هیچ انیسی مانند تو انس نمی گیرم انیس من توئی وقتی با هر كه غیر تو هستم تنها هستم فقط وقتی با تو هستم با كسی هستم .

كسانی كه به تو اعتماد می كنند می بینند از هر كس دیگری حاضرتری برای اینكه به سراغ كسانی كه به تو اعتماد می كنندمی روی خدایا تو دوستان و عاشقانت را در آن سر ضمیرشان مشاهده می كنی و از باطن ضمیرشان آگاهی اسرارشان پیش تو پیداست و دلهایشان پیش تو پرواز ( فرازی از خطبه های نهج البلاغه ).

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله انواع قلمرو ها با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله انواع قلمرو ها با word دارای 8 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله انواع قلمرو ها با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله انواع قلمرو ها با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله انواع قلمرو ها با word :

انواع قلمرو ها

رفتار قلمروی انسان و حیوان در زمینه اشیاء و مفاهیم نیز با یكدیگر متفاوت است. در واقع حس مالكیت انسان نسبت به اشیاء به همان اهمیت حس مالكیت او برای مكان هاست. كودكان نه تنها سر میز غذا جای خاص خود و اتاق خواب اختصاصی خود را دارند، بلكه به طور مداوم و پیوسته هر «چیزی» را كه به دستشان می رسد جمع می كنند و نگه می دارند.

آن ها سنگ و تمبر و كارت بازی و چیزهایی ظاهراً بی استفاده مانند سنگ و چوب و خرده شیشه و حتی خرده های غذا و شیرینی را جمع می كنند. حس مالكیت نسبت به اشیا در بزرگسالان هم نیز وجود دارد. بزرگسالان علاوه بر خانه ی شخصی اتومبیل، قلم، ساعت، كتاب و لباس مخصوص خود را دارند. رفتار قلمروی انسان نسبت به اشیا و مفاهیم نیز از محدوده های جغرافیایی ثابت فراتر می رود. ممكن است خانواده ای از این سوی جهان به آن سو نقل مكان كند، اما فقط به مجرد رسیدن وسایل و اثاثیه شخصی افراد همه ی اعضای خانواده كاملاً احساس راحتی و آرامش كنند. بیماران با همراه داشتن چند شیء شخصی كه یادآور خانه باشد در بیمارستان احساس راحتی بیشتری می كنند. البته حیوانات نیز نسبت به ایا حس مالكیت دارند. حیوانات خانگی و اهلی غالباً پتو یا اسباب بازی خاص خود را دارند، اما این رفتار در آن ها چندان فراگیر نیست.

به نظر می رسد حس مالكیت نسبت به مفاهیم و دانش نیز خصوصیتی كاملاً انسانی است. در علوم و هنرها و بسیاری از حیطه های دیگر می بینیم كه مسئله حق امتیاز و حق انحصاری و ثبت آثار از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در واقع این نوع رفتار قلمروی و مالكانه در اكثر افرادی كه زمان قابل توجهی را صرف بسط و گسترش و ترویج دیدگاه ها و ارزش ها و فلسفه های خود و دفاع از آن ها می كنند مشاهده می شود، زیرا در واقع این ها انسان ها را موجوداتی یگانه و منحصر به فرد می سازد.

دیگر وبژگی رفتار قلمروی كیفیت بازدارنده ی آن است. در حیوانات، رفتارهای پیش از تماس با دیگران معمولاً شامل علامت گذاری یك محدوده و مرزهای آن با ادرار و مدفوع، ترشحات غدد و نشانه های صوتی است. انسان ها به طور كلی از این ابزار و روش های ابتدایی استفاده نمی كنند، البته به استثنای نشانه های صوتی و كلامی (به این دلیل كه انسان از همان آغاز كودكی می آموزد كه مواد زائد بدن خود رادر مكان هایی خاص دفع كند و از آن ها برای علامت گذاری استفاده نكند). در واقع آن ها بیشتر به نمادها، اشیا و مصنوعات خود –مثلاً نشانه ها، حصار و پلاك اسم بر در خانه یا محل كار- برای علامت گذرای قلمروشان متكی هستند.

حیوانات و انسان ها همچنین در برابر تجاوز به قلمرو خود رفتار واكنشی از خود نشان می دهند. حیوانات در برابر تجاوز از اخطارهای صوتی، حركت های تهدید آمیز و رفتار پرخاشگرانه استفاده می كنند، و در غالب این رفتارها بیشتر از جسم خود بهره می گیرند تا اشیای موجود در محیط. برخی از پستانداران نیز با پرت كردن اشیا به سوی متجاوز از قلمرو خود دفاع می كنند.

انسان ها هم در برابر تجاوز واكنش های متنوعی از خود بروز می دهند، اما ظاهراً بیشتر بر سازوكارهای كلامی مثل بحث و مشاجره و التماس و درخواست تأكید دارند. به علاوه، انسان ها ضمن استفاده از حالات بدن و صورت با بهره گیری از اشیا و نمادها و نشانه ها نیز بر توانایی های فیزیكی خود می افزایند. بنابراین ظاهراً واكنش های قلمروی انسان متنوع تر، متغیرتر و پیچیده تر از واكنش های حیوانات است.

نكته دیگری كه به طور تجربی تأیید نشده اما حائز اهمیت به نظر می رسد این است كه انسان ها واكنش های قلمروی بسیار ظریف و حساسی از خود بروز می دهند كه تركیب پیچیده ای است از رفتارهای كلامی و غیركلامی و محیطی. نتیجه این تركیب پیچیده نظام ارتباطی غنی و حساس است كه انسان واكن های بسیار متنوعی را چه به صورت بازدارنده و چه به صورت دفاعی از خود بروز می دهد.

گرچه در میان انسان ها جنگ و دیگر اشكال خشونت نیز رخ می دهد، واقعیت این است كه تجاوز به قلمرو از مسائلی نیست كه در زندگی روزمره به طور مداوم پیش بیاید. و اگر هم پیش بیاید، واكنش به آن بسیار ظریف و كنترل شده صورت می گیرد. پرخاش و خشونت به ندرت و معمولاً در صورت موفق نشدن بقیه شیوه ها پیش می آید. بنابراین واكنش های دفاعی پرخاشگرانه در میان انسان ها معمول و رایج نیست.

میان رفتار قلمروی انسان ها و حیوانات شباهت هایی نیز وجود دارد كه تحلیل آن ها خالی از فایده نیست. التبه باید توجه داشت كه كلی گویی و تعمیم دادن فرضیات مبتنی بر تساوی دقیق میان انسان و حیوان درست نیست و راه به جایی نمی برد، در واقع در عین توجه به شباهت ها باید تفاوت ها را نی زمد نظر داشت.

 

4-1-3-1- انواع قلمرو
از آنچه تاكنون گفته شده می توان نتیجه گرفت كه مفهوم قلمرو مفهوم ساده ای نیست و با عوامل مختلفی سر و كار دارد؛ از آن جمله:
1- انگیزه ها یا نیازهای مختلف مثل جفتگیری و غذا خوردن
2- ویژگی های جغرافیایی مثل اندازه و مكان قلمرو
3- واحدهای اجتماعی مثل افراد و گروه ها و نظام های اجتماعی بزرگ تر

4- زمان استفاده از قلمرو، با این توضیح كه برخی از قلمروها موقتی است (مثل صندلی در اتوبوس) و برخی دیگر نسبتاً دائمی (مثل خانه ی فرد)
5- رفتار یا واكنش هایی كه برای علامت گذاری و دفاع از قلمرو به كار می روند.
در این بخش سه نوع قلمرو توصیف می شود كه برخی از این عوامل را شامل می شوند: اولیه، ثانویه، عمومی.

این طبقه بندی در درجه اول به نقش و اهمیت قلمرو برای فرد و گروه و میزان نزدیكی آن به زندگی روزمره او اشاره دارد. این طبقه بندی از یك بعد به تمایز جامعه شناختی واحدهای اولیه و ثانویه و گروهی مرتبط است. گروه اولیه گروه هایی همچون زن و شوهر یا خانواده را دربرمی گیرد. گروه ثانویه معمولاً به گروه هایی اشاره دارد كه فرد در آن ها بخشی از كار را بر عهده دارد، مثل یك كارخانه یا تیم ورزشی. گروه عمومی گروهی پراكنده تر و وسیع تر است، مثل انجمن های حرفه ای یا مردم یك كشور. طبقه بندی ما نشان می دهد كه قلمروها بر حسب درگیری فرد در آن ها ، گستردگی و نقش آن ها در زندگی روزمره فرد یا گروه بایكدیگر تفاوت دارند.

بعد دوم این طبقه بندی طول عمر یا دوام قلمروهاست. برخی از پژوهشگران اشاره كرده اند كه قلمروها بر حسب زمانی كه در مالكیت فرد یا گروه قرار می گیرند –كوتاه مدت، بلند مدت، یا دائمی- با یكدیگر تفاوت پیدا می كنند. برای مثال، خانه یا اتاق خواب در گروه اولیه قلمروی دراز مدت به شمار می رود و صندلی اتوبوس یا میز رستوران قلمروی كوتاه مدت است و تا وقتی كه فرد حضور دارد قلمرو او به حساب می آید. این دو بعد –نقش و دوام قلمرو- جامع و فراگیر نیستند، اما برای تعیین انواع مختلف رفتارهای قلمروی انسان به كار می آیند.

قلمرو اولیه- قلمروهای اولیه تحت مالكیت و استفاده انحصاری فرد یا گروه خاصی است، دیگران نیز آن ها را مالك این قلمروها می شناسند، به شكلی دائمی تحت اختیار افراد هستند، و این قلمروها در زندگی روزمره آن ها نقش اساسی دارد. براور (1965) این نوع قلمرو را قلمرو شخصی می نامد و نمونه آن را خانه می داند. در چنین قلمروی هویت مالك آشكار است، تجاوز یا ورود غیرمجاز دیگران مسئله ای جدی شمرده می شود، و نظارت بر ورود دیگران ارزش بسیاری دارد.

گافمن (1961) در تحلیلی از زندگی در یك بیمارستان روانی انواع مكان ها و منطقه هایی را برشمرده است كه تقریباً این نوع قلمرو همخوانی دارد. برای مثال، برخی از قسمت های بیمارستان، مثل اتاق پزشكان و پرستاران، كاملاً و همیشه از دسترس بیماران به دور است. در واقع از دیدگاه بیماران، این مكان ها قلمرو شخصی كاركنان بیمارستان به شمار می رود. با این حال بیماران نیز گاه قلمروی شخصی دارند. مثلاً، اتاق خصوصی بیمار برای او مانند خانه است،

كه می تواند آن را از آن خود بداند، آنجا را با اشیا و تصاویری كه دوست دارد تزیین كند و از ورود دیگران (به جز كاركنان بیمارستان) به آن جلوگیری كند. طبق چارچوب نظری نگارنده، قلمروهای اولیه جزء سازو كارهای مؤثر در نظارت بر خلوت است، و دست كم در فرهنگ غرب، محدوده ای مقدس به شمار می رود و ورود به آن ها فقط پس از كسب اجازه از مالك میسر است.

تجاوز به قلمرو اولیه، مخصوصاً اگر تكرار شود و بازسازی مرزها با موفقیت توأم نباشد، ممكن است توهینی جدی به هویت فردی مالك و صاحب آن محسوب شود. در واقع نداشتن چنین قلمروی، یا ناتوانی در تنظیم دسترسی دیگران به آن، در طولانی مدت می تواند باعث از دست رفتن عزت نفس یا هویت فردی شود. در فرهنگ غرب، فردی را كه «مكانی از آن خود ندارد» ولگرد و آواره می نامند و غالباً به حاشیه جامعه رانده می شود.

ما فطرتاً خانه یا اتاق خواب فرد را از آن او و ارزشمند می دانیم، و او را مختار می دانیم كه آن را تزیین كند یا از آن به صورت پناهگاه استفاده كند. برای مثال، دو پسر خود من كه هر یك اتاق خواب اختصاصی خود را دارند به تدریج حس كنترل و نظارت را بر «مكان» خودان پیدا كردند.

همزمان با بالا رفتن سن و ورودشان به دوره نوجوانی، تصویر و پوستر ستارگان ورزشی و دیگر چیزها و افراد جای تزئیناتی را كه من و همسرم در اتاق آن ها گذاشته بودیم گرفت. اكنون طوری شده كه اتاق ها بیشتر به آن ها تعلق دارد تا به ما، و به قلمرو اولیه آن ها تبدیل شده است. بنابراین قلمرو اولیه در فرایند نظارت بر مرز میان خود و دیگری نقش مهمی دارد و بیانگر پیوند نزدیك نظارت بر خلوت، سازوكارهای قلمروی و هویت فردی است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله تاریخچه اعتیاد در ایران با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تاریخچه اعتیاد در ایران با word دارای 52 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تاریخچه اعتیاد در ایران با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله تاریخچه اعتیاد در ایران با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله تاریخچه اعتیاد در ایران با word :

تاریخچه اعتیاد در ایران

انسان از چه زمانی مواد مخدر را شناخته است. این سئوال پاسخ دقیقی ندارد ولی مطالعاتی كه بر روی آثار مختلف باقی مانده از پیشینیان صورت گرفته است نشان می دهد كه انسان از دیرباز به خصوصیات چنین موادی آشنا بوده است. به نظر می رسد این آشنائی مانند اكثر كشفیات به صورت اتفاقی بوده است.

سابقه مصرف مواد مخدر برای اولین بار در زمینه استفاده های طبی و به عنوان دارو و استفاده برای تسكین درد از طریق خوردن یا مالیدن بر روی عضو بوده است.
بنابراین كاربرد اصلی و اولیه شیره خشخاش كه قدیمی ترین ماده مخدر است جهت مصارف پزشكی بود ولی در موارد بسیاری از سوی سران و بزرگان به شكل تفننی هم مصرف می گردید.

عصر صفوی را می توان عصر آغاز مواد مخدر به صورت گسترده دانست. اوج مصرف مواد مخدر، بعد از صفویه، به عصر قاجار می رسد.
مصرف مواد مخدر از زمان قاجاریه با فعالیت استعمارگران شكل گرفته است و در واقع شكل سیاهی مواد مخدر از این زمان آغاز می گردد. توطئه پزشكان و مستشاران خارجی و رواج شایعات مربوط به خواص بیشمار تریاك در زمینه های مختلف، باعث رواج بیشتر مصرف و آغاز كشت خشخاش در نواحی مختلف كشور گردید.

هروئین هم در ایران شناخته شد این ماده كه در سال 1898 به وسیله شیمیدان سوئدی به منظور مداوای معتادین ساخته شده بود، خود نابودكننده تر، نابودی انسان ها را فراهم كرد.
گسترش و اشاعه این ماده به قدری سریع صورت گرفت كه در اندك مدتی كشور ما در ردیف مبتلاترین كشورها قرار گرفت، علت این امر ایجاد سریع لابراتورهای تبدیل تریاك به مرفین و هروئین در كشورهای پاكستان و افغانستان و ارسال و تولید آنها از طریق ایران و مصرف مقداری از این محموله ها در كشور ما بود.

بدینسان مصرف انواع مواد مخدر در ایران رواج یافت. رقم معتادین و مصرف كنندگان مواد مخدر افزایش یافت و طبقات جوان به خیل معتادان پیوستند، به صورتی كه تا قبل از سال 1324 اغلب معتادین در سنین بالای 40 سال قرار داشتند، ولی امروزه اكثر معتادین ایران در گروه سنی 35-20 سال قرار دارند.
(پژوهشی نو در مواد مخدر و اعتیاد، قربان حسینی، علی اصغر، تهران، سپهر، 1368)

تعریف اعتیاد:
اعتیاد عبارت است از اینكه فرد به یك كار یكنواخت روی آورد و آن را مرتب و از روی عادت انجام دهد. بعضی از كارها از روی عادت و پشت سرهم به وجود می آید كه آن را اعتیاد می گویند. مثلاً سیگار كشیدن یك عادت است و یك اعتیاد.
اعتیاد انواع گوناگونی دارد كه بدترین آن اعتیاد به مواد مخدر است. چرا كه این مواد یك حالت خاص را در انسان به وجود می آورد كه باید این حالت و عادت مرتباً تكرار گردد.

امروزه تعداد زیادی از مردم دنیا معتاد به مواد مخدر هستند. از نظر پزشكی و روان پزشكی امروزه ثابت شده است كه فرد معتاد مشكل عقلی و فكری پیدا می كند. دائماً به فكر تهیه مواد مخدر است و او را از جامعه جدا می كند و برای خودش زندگی نكبت بار و دور از اجتماع را به وجود می آورد و خودش را نابود می سازد.

به طور كلی اعتیاد به حالتی گفته می شود كه فرد به یكی از انواع مواد مخدر اعتیاد و یا همان وابستگی شدید و دائمی را پیدا نموده و در مصرف آن به صورت مداوم و به گونه ای كه كاملاً فرد متكی به مواد مخدر یا دارو باشد ولی بعضی از افراد هستند كه اعتیاد دائمی نداشته ولی به صورت موردی اقدام به مصرف مواد می كنند كه اصطلاحاً به این اعتیاد اعتیاد تفننی می گویند كه در صورت عدم ترك به مراتب قدرت روحی و جسمی آنان كاهش می یابد و فرد دچار اعتیاد دائمی می شود.
«عوارض و زمینه های جسمی و رو

انی اعتیاد به مواد مخدر»
آقای دكتر پژوهنده در بخش دوم تحقیق خود و همان طور كه قبلاً اشاره شد، به بررسی زمینه های روانی اعتیاد پرداخته، كه در این رابطه خاطرنشان می سازد كه عده ای از مؤلفین به كاهش آندروفین ها در مغز و تمایل ناخودآگاه خود به سوی مواد مخدر معتقدند و برخی از محققین در یافته هایشان اساساً در میان عوامل زمینه ای، سه عامل از اهمیت بیشتری برخورداند:
1- فشارهای روانی
2- افسردگی درونی (حدود 20% زمینه اعتیاد را تشكیل می دهد).
3- شخصیت ضد اجتماعی معتادین

و اضافه می كند كه عوامل زمینه ای در میان معتادین ایران به شرح زیر می باشد:
1- اعتیاد به مواد مخدر با افسردگی همراه بوده است.
2- اولاً معتادین اغلب دچار علائم بیماری رونی می شوند. ثانیاً كلیه بیماران دچار اختلالات شخصیتی نیستند، بلكه بسیاری مبتلا به نوروزند. (نوروز اختلالات عصبی).
ثالثاً افسردگی بیشتر از اضطراب در این بیماران رایج است. رابعاً علایم اوهام مرضی در این بیماران نسبتاً زیاد است.
3- معتادان ایرانی از الگوهای باز خود سالم و سازگارانه در جنبه های مختلف خانوادگی، اجتماعی، حسّی و خودپنداری بی بهره اند.
4- معتادان در معیارهای اضطراب با گرایش به افسردگی، احساس تنهایی، فقر روابط عاطفی، بیزاری و احساس بی كفایتی نمره بیشتری به دست آورده اند.

(بررسی عوارض و زمینه های جسمی و روانی اعتیاد به مواد مخدر، پژومند، نشریه قدس، 18/4/77)
وابستگی جسمی: حالتی است كه پس از مصرف مكرر ماده ای خاص در شخص ایجاد می شود و در صورت عدم مصرف یا از بین رفتن اثر آن، شخص دچار اختلالات شدید جسمی نظیر درد، آبریزش بینی، دردهای شدید استخوانی، بی قراری، دل پیچه و ; می شود.

وابستگی روانی: سیل به تكرار تجربه احساس رضایت ناشی از سوء مصرف مواد است. به بیان دیگر، فرد با مصرف ماده مخدر، احساس رضایت را تجربه می نماید. این احساس رضایت و خشنودی، میل به تجربه مجدد آن ماده را در ذهن برمی انگیزد كه خود باعث تكرار مصرف می شود. در واقع این حالت میل، گونه ای از شرطی شدن است؛ به طوری كه فرد عملاً با مصرف آن ماده در موقع ناراحتی، آن را تجربه می كند. در این نوع وابستگی، مصرف كننده علاوه بر ماده مصرفی، به شرایطی محیطی و ادابی كه ویژه افراد مزبور است نیز وابسته شود.

پدیده تحمل: سازگاری انسان با ماده مصرفی است و نشانه آن تخفیف و كاهش واكنش های جسمی، نسبت به مصرف مداوم مقدار معینی از یك ماده است. در نتیجه اگر مصرف كننده بخواهد همان حالات را تجربه كند، باید مقدار بیشتری از آن ماده را مصرف كند.
سوءِ مصرف: منظور از سوءِ مصرف مواد مخدر، مصرف هر نوع ماده مخدری است كه زیان های جسمی، روانی، عاطفی و اجتماعی به شخص مصرف كننده یا دیگران وارد می كند. به این ترتیب هرگونه ماده ممنوع یا تحت كنترل، بدون هدف درمانی، سوءِ مصرف شمرده می شود.

ترك: منظور از ترك، بازگشت معتاد به دوره بهبودی یا كاهش یا قطع ماده مصرفی است. از علائم ترك اعتیاد مثلاً تریاك، بروز درد در دستها و پاها و ترك حشیش ایجاد حالت تهوع است.
«متغیرها و مفاهیم اساسی پژوهش»
در این پژوهش متغیر مستقل «مسأله سوءِ مصرف مواد مخدر در افراد می باشد».

و متغیر وابسته «اختلالات یا بیماری های روانی بوده» كه عمدتاً تأثیر سوءِ مصرف مواد را بر اختلالات روانی در افراد معتاد مورد بررسی قرار می دهیم.
همچنین تأثیر ویژگی های چون سن، نوع جرم، سابقه افراد معتاد، مدت محكومیت، شغل، وضعیت تأهل، تحصیلات و نوع اعتیاد را در میزان شیوع اختلالات روانی مورد بررسی قرار می دهیم.

«مفاهیم اساسی در پژوهش»
1- اختلالات یا بیماری های روانی
2- سوءِ یا وابستگی به مواد مخدر
3- مواد افیونی یا مخدر
4- اعتیاد
5- زندانی
6- غیر زندانی

«پیشینه تحقیق»
2-1 مبانی نظری تحقیق:
درباره مواد مخدر، روان گردان و ; و اعتیاد و زیان های جسمی و روانی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فردی و دیگر زیان های آن تحقیقات وسیع و متعددی در نقاط مختلف جهان كه توسط مراجع ذی صلاح داخلی كشورها و با همكاری و شركت سازمان های بین المللی صورت گرفته و همچنان ادامه دارد. گزارش های علمی نیز بیانگر افزایش روز افزون قاچاق و مصرف نابجای مواد مخدر و روان گردان است. همچنین بررسی های علمی و پزشكی زیادی روی عوارض جسمی و روانی مصرف مواد مخدر در افراد صورت گرفته است.

سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد با كمك صندوق كنترل بین المللی داروهایی كه استفاده نابجا دارند، و تحقیقات متعددی درباره پیشگیری از استعمال مواد مخدر، انجام شده است كه یك نمونه آن طرح تحقیقاتی و كاربردی كشور مسلمان مصر است.

سازمان بهزیستی كشورمان با كمك سایر دستگاه های ذیربط و كشورهای دیگر طرح ها و گزارش هایی در ارتباط با پیشگیری از اعتیاد ارائه داده است.
محققان عربی، انگلیسی و فارسی زبان مقالات، كتاب ها و گزارش هایی نوشته اند كه تنها به زبان فارسی تا آخر سال 1370، 267 كتاب، 577 پایان نامه، 293 جزوه، 1170 مقاله و بخشی ازكتاب و ; درباره مواد مخدر و اعتیاد و عوارض آن و درمان پیشگیری از آن در كشورمان منتشر شده است.
(پیشگیری از اعتیاد و تحقیق كاربردی، اسعدی، سید حسن، شابك، 1377).

تاكنون جامعه شناسان، روانشناسان و به طور كلی محققان و متخصصان در زمینه اعتیاد به مواد مخدر تئوری های مختلفی را به عنوان علل اعتیاد ارائه داده اند.
مثلاً گروهی بر این عقیده اند كه چون این مواد وجود دارد و در دسترس افراد قرار می گیرد، افراد به استعمال آن می پردازند. گروهی دیگر آمادگی روانی و شخصیت نابهنجار شخص را علت اصلی ابتلا به اعتیاد می دانند. این گروه عقیده دارند افرادی كه از نظر روانی و شخصیتی دارای اختلالات می باشند به علت این كه نمی توانند در برابر مشكلات زندگی و شكست ها و ناكامی ها مقاومت كنند برای فرار از این مشكلات به استعمال مواد مخدر روی می آورند.
گروهی نیز بر این عقیده اند كه بحران ها و بی سازمانی اجتماعی، ناراحتی ها و استرس هایی را به وجود می آورد كه افراد به منظور كاهش دردهای ناشی از بیماری ها و بخصوص بیماری های صعب العلاج به استفاده از مواد مخدر پرداخته و معتاد می شوند.

ما می توانیم نتیجه بگیریم كه در ابتلا به اعتیاد انگیزه ها و علل گوناگونی از جمله ملل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی و روانی و ; وجود دارد.
(پژوهشی در زمینه اعتیاد، شناسایی، علل، پیشگیری و روش های درمانی آن، جمیله اورنگ، نشریه ژرفای تربیت، شماره 4)
در دو دهه گذشته مصرف مواد مخدر و سوءِ مصرف آن توسط نوجوانان به صورت چشمگیری افزایش یافته است.
(ابلسون و دیگران 1977).

«نظر دانشمندان مختلف درباره اعتیاد و سوءِ مصرف مواد مخدر»
– جالینوس معتقد بود، هركسی كه انحراف و كجروی دارد به نوعی بیماری روانی مبتلاست.
– ارسطو، وضع روانی و جسمی افراد را در انحراف و كجروی مؤثر می دانست.
– جامعه شناسان معتقدند كه ریشه تمام انحرافات و كجروی ها، متعلق به اجتماعی است كه فرد در آن زندگی می كند، مثلاً
– اریك فروم معتقد است كه «جامعه های بیمار، انسان های بیمار می آفرینند و جامعه های سالم، انسان های سالم»
– فروید، روانپزشك اطریشی و بنیانگذار روانكاوی علمی معتقد است كه: «به هم خوردن ثبات شخصیت، عامل انحرافها و بیماریهاست و در حقیقت انحراف، از انگیزه های ناخودآگاه فرد سرچشمه می گیرد».

– به نظر روانكاوان، آسیب خوردن بخش هایی از شخصیت، علت گرایش به اعتیاد است. به نظر فروید، كسانی كه خود را تحت نفوذ «نهاد» رها می كنند، و چون «نهاد» دائماً به دنبال لذت است، لذا به اعتیاد روی می آورند. كسانی كه وجدان اخلاقی ضعیف دارند، بیشتر احتمال دارد كه به اعتیاد روی بیاورند. اما علت اصلی گرایش به اعتیاد، آسیب «من» یا «خود» است كسانی كه «من» ضعیفی دارند احتمال روی آوردن به اعتیاد در آنها بیشتر است. (اعتیاد به مواد مخدر، واحد، ابراهیم، تهران، نشر سبحان، 1377)

در طول یك قرن گذشته همواره شیوه سوء مصرف موارد مخدر دارای نوسانات زیادی بوده است.
– موستو Musto ، برای تبیین نوسانات سوء مصرف مواد مخدر به تبیین دیدگاهی موسوم به «فراموشی نسلی» (Generational Forgetting) روی می آورد.
– به اعتقاد او هنگام شیوع و وفور مواد مخدر در یك نسل و یك دوره زمانی، نسل بعدی به علت آن كه شاهد عوارض دردناك اعتیاد و صدمات و آثار مخرب آن بوده اند، نسبت بدان حساسیتی شدید پیدا می كنند. این حساسیت گاهی به حد انزجار و تنفر كور و افراطی می رسد. ولی باعث مصون ماندن نسل از اعتیاد نمی شود مصرف مواد مخدر كاهش می یابد. با پیدایش نسل سوم كه خاطره تلخی از اعتیاد نداشته و حتی پندارهای نسل قبل را گزافه و اغراق می شمارند، دوباره مصرف مواد مخدر اوج می گیرد.

طی سال های اخیر، عده ای از پژوهشگران از زاویه ای وسیع تر به روند سوء مصرف مواد مخدر در جهان نگریسته اند.
به اعتقاد این گروه سوء مصرف مواد مخدر رابطه تنگاتنگی با احساس خوشبختی «well-Beine» و جهان بینی weltanschaune و نگرش های اخلاقی مردم دارد. به اعتقاد این دسته میزان رضایت از زندگی، احساس تساهل و تسامح به رفتارهای خارج از عرف، نگرش حسابگرانه به زندگی، اقتدارگرایی، جاه طلبی و ارزشمندی رقابت، موفقیت و تلاش طی اعصار ثابت نموده و در حال نوسان است.

2-1-1 مفهوم اختلال روانی:
در رابطه با شیوع اعتیاد و اختلالات روانی گزارش های مختلفی وجود دارد و در این مورد بین محققان و متخصصان اتفاق نظر وجود ندارد. به طور كلی میزان شیوع اختلال های روانی در بین مصرف كنندگان مواد مخدر از 25% تا بیش از 80% گزارش شده است. (راه های كاربردی درمان سوء مصرف كنندگان مواد، وزیریان، 1381)

در حدود 70% موارد همراه با اعتیاد اختلال های دیگر نیز وجود دارد.
مصرف مواد یك الگوی رفتاری غیر انطباقی و بیمارگونه است كه بروز علائم رفتاری، فیزیولوژیكی و روانشناختی به اختلال های بالینی در فرد مصرف كننده منجر می شود.

یكی از عواملمهم در گرایش به اعتیاد در افراد مربوط به عوامل روانی و شخصیتی فرد است. بسیاری از انحرافات و كجروی ها بر طبق ویژگی های عاطفی افراد قابل بررسی می باشند. در این ارتباط عوامل عاطفی بسیاری مانند محرومیت ها، شكست ها، ترس، اضطراب و غیره را می توان نام برد.

اختلالات مربوط به مواد، اختلالاتی را شامل می شود كه با مصرف یك داروی قابل سوء مصرف عوارض جانبی یك داروی تجویز شده و قرار گرفتن در معرض سم مربوط می شوند.
اختلالات مربوط به مواد به 2 گروه تقسیم می شوند:
1- اختلالات مصرف مواد (وابستگی مواد و سوء مصرف مواد)
2- اختلالات ناشی از مصرف مواد (مسمومیت مواد، محرومیت مواد و 😉 است.
«شایع ترین اختلالات روانی در افراد سوء مصرف كننده مواد مخدر»

طبق گزارشات و نتایج به دست آمده از تحقیقات علمی متعدد در پدیده اعتیاد نیز نزدیك به 90% معتادین دچار نوعی اختلال روانی مانند اختلال شخصیت، افسردگی، اختلال اضطراب و یا اسكیزوفرنی می باشند كه مبتلایان به این مشكلات برای كاهش رنج روانی به اعتیاد پناه می برند.
توماس (1999) می نویسد. اختلالات شخصیتی در بین بیماران با وابستگی به مواد شایع است، مخصوصاً شخصیت ضد اجتماعی.
رادو (1996) به عنوان یك روانكاو اولین كسی بود كه معتادین به مواد مخدر را به 3 گروه تقسیم كرد.

1- گروه روان رنجورها یا مانیك- دپرسیو
2- اسكیزوفرنها
3- گروه جامعه ستیزان
با توجه به پژوهش های انجام شده از شایع ترین بیماری های روانی در معتادین اختلال افسردگی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی است كه به طور خلاصه تعریف كوتاهی از این اختلالات بیان خواهیم كرد.

«اختلالات عاطفی یا خلقی»
اختلالات خلقی طیف وسیعی از اختلالات را در بر می گیرد كه در آنها خلق بیمارگونه و آشفتگی های وابسته به آن بر شكل بالینی مسلط است. اختلالات خلقی در راه های DSM.IV اختلالات عاطفی نامیده می شود.
اختلالات خلقی از یك سلسله علائم و نشانه ها تشكیل شده كه هفته ها تا ماه ها دوام می یابند و معمولاً دوره ای یا چرخشی دارند. خلق ممكن است طبیعی، بالا یا پایین باشد.

اختلالات خلقی گروهی حالات بالینی هستند كه با اختلال خلق، فقدان احساس كنترل بر خلق و تجربه ذهنی ناراحتی شدید همراه هستند.
اختلالات عاطفی آشفتگی های خلقی هستند كه اغلب منجر به حالات روان پریشی می گردند. این اختلالات می توانند به شكل های گوناگون متظاهر گردند از جمله: مانیا ، افسردگی ساده ، افسردگی دوران كهولت، افسردگی ادواری یا مانیك دپرسیو و روان پریشی. كلیه این اختلالات واكنش های احساساتی عادی را به هم زده و تا حدی كه مقابله با واقعیت ناقص می گردد و توانایی فرد جهت تطابق با دنیای خارج محدود می شود.

1- مانیا (هیجان زیاد)
افراد مانیك به وسیله بلند پروازی عقایدشان، مشخص می شوند. افرادی هستند كه خلق بالا دارند، حالات انبساط خاطر، پرش افكار، كاهش خواب، افزایش احترام به نفس و افكار بزرگ منشانه نشان می دهند. (گاپلان، خلاصه روانپزشكی، جلد 2).

آنها بالاترین درجات نشاط یا سرور همراه با نهایت خوشحالی و اعتماد به نفس را نشان می دهند و نوعاً بسیار فعال هستند، مرتباً صحبت می كنند و قادر نیستند حتی برای زمان كوتاهی ساكت باشند، گفتار و افكارشان با چنان سرعتی بیرون می ریزند، كه به نظر نامعقول می رسند. این انرژی بی پایان همراه با فقدان رفتار عادی، باعث می شود گاهی این بیماران به كارهای نامعقول و خطرناك دست بزنند.

2- افسردگی
اختلال افسردگی از طریق احساسات منفی كه فعالیت های جسمانی را كاهش می دهند، مشخص می شود، افراد افسرده غمگین، مضطرب، دلسرد به نظر می رسند و به آنچه در اطراف آنها می گذرد علاقه اندكی نشان می دهند. صحبت آنها بیشتر آرام و منقطع است و اغلب از نظر جسمانی مدت زمان طولانی بی حركت می مانند. علاقه كمی به غذاخوردن دارند و در نتیجه وزن آنها كم است و معمولاً خود را بی ارزش احساس می كنند و بخاطر اشتباهات گذشته خود را سرزنش می كنند. افسردگی نسبت به سایر اختلالات بیشتر به خود مصدومی و خود تخریبی منجر می گردد. (نظریه های شخصیت و ارزیابی آن، هاشمیان، كیانوش، حیان، 1377)

اختلال افسردگی اساسی، اختلال شایعی است كه با میزان شیوع حدود 15% برای طول عمر شاید در زن ها تا 25% بیشتر باشد.
بیماران مبتلا به افسردگی در خیلی از موارد واجد ملاك های تشخیصی اختلال وابسته به مواد نیز می باشند، با توجه به فراوانی استفاده بیماران مبتلا به افسردگی از روش های مقابله ای برای كنار آمدن با حالت افسردگی روی به مصرف مواد می آورند.
فرد افسرده نسبت به خود و اطراف دارای افكار منفی می باشد و احساس گناهكاری می كند. و از چیزهایی كه قبلاً برایش لذت داشته است لذت نمی برد.

به استدلال نظریه پردازان، افسردگی ناشی از افكار منفی است زیرا رفتار فرد در جهت سرزنش كردن از خود و بی ارزش و بی لیاقت قلمداد كردن خود سیر می كند. (بك، 1976)
«علائم اساسی افسردگی»
1- غمگینی 2- عدم احساس لذت 3- اختلالات خواب
4- تغییرات شبانه در خواب 5- نگرش منفی به آینده
6- كاهش اشتها و وزن

اختلال شایع دیگر در سوء مصرف كنندگان مواد اختلالات شخصیتی می باشد.
«اختلال شخصیت »
این اختلالات فاقد علائم تشخیصی نوروتیك ها می باشند و در مقابل استرسها حساسیت كمتری نشان می دهند و بیشتر یك روش ناسازگاری شدید را در شخصیت خود بروز می دهند. بیماران مبتلا به این اختلالات شخصیتی حتی دارای اضطراب هم نیستند. در حالی كه در بیماران نوروتیك اضطراب نقش اساسی را ایفا می كند. علامت بارز این اختلالات، نمایش الگوهای غلط و ناكافی از رفتارهای واقعی است.

گاهی اوقات این بیماران تحت عنوان «شخصیت های بی كفایت » مطرح می شوند. برای مثلا شخصیت روان رنجور (جامعه رنجور) كسی است كه دارای رفتارهای خودنمایشی است. احساس گناه، شرم و اضطراب ندارد. رفتارهای ضد اجتماعی مانند دروغگویی، فریب دادن و حتی آدمكشی انجام می دهند، این افراد در ارتباطات اجتماعی ظاهر بسیار فریبنده ای دارند، بی تفاوتی، خونسردی از خود نشان می دهند و در برقراری ارتباطات بین فردی بسیار ناتوانند. به جز علائم فوق، در این نوع اختلالات شخصیت، فقدان شرم و خجالت و ; در آنان قابل تشخیص است و در مقابل اعمالشان احساس مسئولیتی نمی كنند.

و این اختلال (اختلال ضد اجتماعی) در میان مصرف كنندگان مواد مخدر شیوع زیادی دارد.
از اختلالات شخصیتی دیگر اختلال شخصیت هیستریكی و شخصیت اسكیزوئیدی است.
شخصیت هیستریكی زودرنج و هیجان پذیر هستند و در واكنش های اجتماعی غیرعادی می باشند و علاوه بر خودمدار بودن وابستگی شدیدی به دیگران دارند.
شخصیت های اسكیزوئیدی تمایل به كناره گیری از محیط دارند و نسبت به محیط بی تفاوتی نشان می دهند و با واقعیت ها هماهنگی ندارند و میل دارند از دیگران جدا باشند و در تخیلات غیرواقعی غوطه ور گردند. همچنین بسیاری از مشاغل را نمی توانند عهده دار شوند و اساساً اشخاص خجالتی و گوشه گیر هستند.

(نظریه های شخصیت و ارزیابی آن، هاشمیان، كیانوش، حیان، 1377)
«اختلال شخصیت ضد اجتماعی »

یكی از شایع ترین اختلالات شخصیت در سوء مصرف كنندگان مواد مخدر اختلال ضد اجتماعی است. به طور كلی شخصیت دلالت بر ویژگی ها و خصوصیات تقریباً ثابت هر شخص دارد. تعادل بین صفات مختلف تعیین كننده شخصیت می باشد. اكثراً شخصیت ها آمیزه ای از صفات مختلف است. گاهی اوقات یك صفت در شخصیت واضح و بارز است. در تعداد اندكی از افراد صفات غالب شخصیت به قدری قوی هستند كه سبب بروز مشكلات و اختلالاتی برای خود شخص و دیگران می شود. در چنین شرایطی به آن اختلال شخصیت گفته می شود كه اختلال شخصیت ضد اجتماعی نمونه ای از آن است.
«علائم اختلال شخصیت ضد اجتماعی»

این افراد دارای ظاهری طبیعی و گرم، دروغگویی، مدرسه گریزی، فرار از خانه، دعوا، سوءمصرف زودرس مواد و ; هستند. شیوع این اختلال در زنان 1% و در مردان 3% است و بیشتر زائیده نواحی فقیرنشین و در جمعیت های غیرثابت است. این اختلال قبل از 15 سالگی شروع گردید و شیوع بسیار بالایی حدود 75% درزندانیان دارد.

این اختلال با سوء مصرف مواد همراه است این یكی از نتایج تحقیقات مختلف است. این افراد بدون فكر كردن رفتار می نمایند و تمایل به خشونت دارند و احساس تعلق و محبت به دیگران نشان نمی دهند.
بسیاری از مبتلایان این اختلال دچار ناراحتی های جسمانی شده، افسردگی، الكلیسم و سوء مصرف دارو و مواد در آنها شایع است.
«اعتیاد و اختلالات روانی»

تعریف اختلالات مربوط به اعتیاد یا مبتنی بر كمیت، فراوانی و یا شدت شكایات جویانه از طرف بیمار می باشد و یا اینكه اصطلاح «مصرف غیرقانونی مواد مخدر» و اختلالات مربوط به اعتیاد قرار می گیرد.
امروزه در محافل دانشگاهی به جای اعتیاد از «وابستگی مواد » نام برده می شود، هرچند كه در میان مردم این بیماری به عنوان اعتیاد و بیمار به عنوان معتاد شناخته شده است.

بیمار وابسته به مواد علیرغم تجربه مشكلات متعدد ناشی از مصرف مواد، قادر به قطع مصرف آن نیست و به طور اجباری و وسواس گونه به مصرف آن ادامه می دهد. مصرف مواد یك الگوی رفتاری غیرانطباقی و بیمارگونه است كه بروز علائم رفتاری، فیزیولوژیكی و شناختی به اختلال های روانی و بالینی در فرد مصرف كننده منجر می شود.

این اختلال ها عبارتند از:
1- ایجاد تحمل: بیمار در دفعات بعدی مصرف برای رسیدن به سطح عقلی روانی و جسمانی ناشی از اثر مواد، باید مقادیر بیشتری از آن را مصرف كند.
2- بروز علائم ترك: عدم مصرف مواد علائم جسمانی و روانی ترك مانند بیقراری، اضطراب، بیخوابی، درد عضلات، اسهال واستفراغ ظاهر می شود.
3- تمایل بعدی: هوس، در بیشتر بیماران پس از قطع مصرف مواد وجود دارد ولی بیمار قادر به كنترل هوس و ترك مصرف این كار نمی باشد.
4- بیمار برای تهیه مواد، هزینه، وقت و سرمایه های دیگران و خانواده را مصرف می كند.

5- در پی استمرار مصرف مواد و تغییرات روانی و رفتاری در بیمار، مشاركت وی در فعالیت های خانوادگی، اجتماعی، تفریحی و شغلی كاسته می شود.
6- علیرغم آگاهی بیمار از عوارض جسمانی و روانی مصرف مواد، بیمار قادر به عدم استفاده از آن نمی باشد.
«سوء مصرف مواد substance abuse»

در مقابل بیماران «وابسته» كسانی هستند كه اقدام به مصرف مواد می كنند ولی با مشخصاتی كه در بالا برای بیماران وابسته به مواد ذكر شد مطابقت ندارند، در این گروه شدت مصرف به حدی نمی باشد كه وابسته تلقی شوند. این گروه از بیماران مكرراً و به طور متناوب از مواد مصرف می كنند تا به حدی كه با «تحمل» و علائم «ترك» همراه بشند. الگوی مصرفی این دسته نیز بر خلاف گروه بالا مقاومت ناپذیر نبوده و جنبه اجباری ندارد، اما به هر حال نتایج مفرد و مخرب مواد را در پی دارد. از این موارد می توان غیبت از مدرسه و محل كار، درگیری با همكاران و دوستان، عدم انجام تعهدات اجتماعی و خانوادگی، بی توجهی به فرزندان و خانواده و ; را نام برد.

الگوی مصرف به هرگونه ای كه باشد، می تواند با مخاطرات فیزیكی نیز همراه گردد.
علیرغم وجود معیارها و تعاریف نسبتاً مشخص، گاهی نمی توان نقطه دقیقی را برای تفكیك بیماران «وابسته به مواد» از بیماران «سوء مصرف كننده مواد» ارائه نمود.
(راهنمای كاربردی درمان سوء مصرف كنندگان مواد، وزیریان، محسن، 1381)

«سوء مصرف مواد»
ضمن این كه در این تعریف مصرف كنندگان مواد مخدر نیز بیمار تلقی می شوند.
عادت كردن، خو گرفتن و خود را وقف عادتی نكوهیده كردن، اعتیاد تلقی می شود. به عبارت دیگر، ابتلای اسارت آمیز به ماده مخدر كه از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود، اعتیاد نام دارد. اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست و عواقب آن به طور مختلف نظیر تحمل و وابستگی بدنی هویدا می شود.

در طب جدید به جای كلمه اعتیاد، وابستگی به مواد به كار برده می شود كه همان مفهوم را دارد ولی دقیق تر و صحیح تر است. مفهوم این كلمه آن است كه انسان با استعمال نوعی ماده شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می كند. به طوری كه بر اثر دستیابی و مصرف دارو احساس آرامش و لذت به او دست می دهد، اما با نرسیدن دارو، خماری، دردهای جسمانی و احساس نارحتی را تجربه می كند.
در سال 1950: سازمان ملل متحد در مورد اعتیاد به مواد مخدر تعریف زیر را ارائه كرد.

اعتیاد به مواد مخدر عبارت است از مسمومیتی تدریجی یا حادی كه به علت مصرف مداوم یك دارو، اعم از طبیعی یا تركیبی، ایجاد می شود و به حال شخص و اجتماع زیان آور باشد. به عبارت ساده تر، اعتیاد عبارت است از وابستگی به موادی كه مصرف مكرر آن با كمیت مشخص و در زمان های معین، از نظر مصرف كننده ضروری و دارای ویژگی های زیر است:
– وابستگی جسمی ایجاد می كند.
– پدیده تحمل در بدن نسبت به مواد مصرفی ایجاد می شود.
– وابستگی روانی ایجاد می كند.

– ماده مورد نظر به هر شكل و از هر طریق باید به دست بیاید.
– ماده مصرفی بر مصرف كننده، خانواده و جامعه تأثیر مخرب دارد.
(بهداشت روانی برای همه: اعتیاد، 5 شهریور 1384).

– معتاد: مسی است كه بر اثر مصرف مكرر و مداوم مواد مخدر یا دارو به آن متكی شده باشد. به عبارت دیگر، قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر، معتاد شناخته می شود. از نظر جامعه شناسی، معتاد كسی است كه به مواد ایجاد كننده تغییرات غیر قابل قبول اجتماعی و فردی وابستی دارد و در صورتی كه دارو به بدن وی نرسد، اختلالات روانی و فیزیكی موسوم به سندروم محرومیت در او ایجاد می شود.
معتاد كسی است كه بدون مصرف مواد مخدر یا داروی خاص دچار علایم محرومیت شود

.
(بهداشت روانی برای همه: اعتیاد. 5 شهریور 1384)
«سوء مصرف مواد یا وابستگی به مواد»
سوء مصرف از مواد مخدر طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی در سال 1968 عبارن بوده از «مصرف مواد مخدر به نحو مستمر یا اتفاقی و ناسازگار با كارهای پذیرفته شده پزشكی یا بدون رابطه با این كارها» ولی چون احساس می شود كه این اصطلاح مبهم است به جای آن مصرف زیانبار به كار گرفته شود. مصرف زیانبار الگویی برای مصرف مواد مخد روان كنشی كه موجب وارد شدن آسیب بر تندرستی جسمی یا روانی شود.

درباره واژه وابستگی، یك حالت روانی- و گاهی هم جسمی- ناشی از برهمكنشی بین اندام های موجود زنده و یك دارو كه مشخصه آن پاسخ های رفتاری و دیگر پاسخ هایی است كه همواره شامل اجبار در مصرف دارو به نحو مستمر یا متناوب و به منظور دستیابی به اثرهای جسمی آن است.
(راهنمای كاربردی درمان سوء مصرف كنندگان مواد. وزیریان، محسن، 1381)
اگر فرد در طی 12 ماه گذشته 3 مورد از موارد زیر را داشته باشد دچار سندرم وابستگی یا سوء مصرف مواد شده است.

1- میل شدید یا احساس اجباری برای مصرف ماده
2- مشكل در پرهیز از مصرف ماده
3- شوهد تحمل
4- مصرف مستمر علیرغم شواهد آسیب

در DSM-IV ، وابستگی روانشناسی را بازتابی به تغییرات فیزیولوژیكی در مراكز رفتاری مغز قلمداد می كند. به طوری كه شخص مجبور می شود برای رسیدن به تأثیرات اولیه، مصرف مواد را افزایش دهد.
در واقع سوء مصرف مواد نوعی «خود درمانی» است و وسیله ای برای آرام كردن كنترل هیجانات شخصی، بنابراین می توان ابراز داشت كه مسأله اعتیاد ریشه در دوران كودكی و رابطه والدین با كودك دارد.

– دیگاه شناختی بر این باور است كه:
سوء مصرف كنندگان مواد از نظر شناختی در برابر مصرف مواد، آسیب پذیرند. به عبارت دیگر تحت شرایطی در این افراد باورهای خاصی فعال می شوند كه احتمال سوء مصرف مواد را در آنها افزایش می دهد. این باورها كاملاً فردی و غیر متعارف (نظیر بدون سرحال شدن و نشئگی نمی توانم با دیگران بجوشم) در موقعیت های خاص فعال می شوند و احتمال مصرف را افزایش می دهند.
فرد بر اثر سوء مصرف مواد دچار اختلال هایی در خلق و خوی می شود. و متداول ترین تغییرات اختلالات درك، هوشیاری، توجه، تفكر، قضاوت، رفتار روانی حركتی و رفتار در بین فردی را شامل می شود.

این اختلالات ناشی از تأثیر مستقیم فیزیولوژیكی مواد بر روی سیستم عصبی مركزی است.
مصرف مواد اغلب جزئی از تظاهر علایم اختلالات روانی است. اختلالات مرتبط با مواد معمولاً با بسیاری از اختلالات روانی (اختلال ضد اجتماعی و شخصیت مرزی، اسكیزوفرنی، اختلال خلق و;) همراه است.
(راهنمای شخصیتی و آماری اختلالات روانی، جلد اول. DSM-IV، شابك 1379)

اعتیاد :
تعاریف غلط و متعددی از اعتیاد در جامعه علمی و حرفه ای و حتی در بین متخصصان (روانپزشكان، پزشكان، روانشناسان، مددكاران و 😉 مطرح است.
اعتیاد چیست و چه مفهومی دارد؟ آیا همان عادت است یا تكرار و با مفهومی دیگر اعتیاد و عادت به عنوان لغت در مفهومی یكسان و به معنای خوگرفتن به چیزی یا امری می باشد كه كاربرد عادت و اعتیاد متفاوت است و در معنای جداگانه ای به كار می روند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله تربیت کودک و شخصیت با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تربیت کودک و شخصیت با word دارای 13 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تربیت کودک و شخصیت با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله تربیت کودک و شخصیت با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله تربیت کودک و شخصیت با word :

بلوغ اجتماعی
مقدمه
انسان موجودی است اجتماعی. هر یك از ما در دنیای از انسانهای بسیار كه كم و بیش به هم پیوسته اند زندگی می كنیم همه ما ناگزیریم در مكانهای مختلف با دیگران رابطه داشته باشیم بلوغ با رسیدن به سن قانونی (18 سال) رشد كامل قد و وزن و قدرت حاصل نمی شود بلكه بلوغ واقعی وقتی حاصل می شود كه انسان بتواند زندگی عاطفی اش را كنترل نموده و به رفاه و آسایش دیگران نیز علاقمند باشد. بنابراین فرد می تواند در هر مقطع سنی چه كودكستان، راهنمایی، و دانشگاه برای سن خود بالغ شناخته می شود.

بلوغ كمال مطلوبی است كه همگی ما به سوی آن در تلاش هستیم ولی هرگز به طور كامل به آن نمی رسیم. قسمت اعظمی از یادگیریها و زندگی ما به مردم وابسته است. بسیاری از نوجوانان و جوانا از تنهایی و نداشتن دوست و رفیق صمیمی رنج می برند. بعضی كمرو و خجالتی بوده و از صحبت كردن و تماس با دیگران احساس ناراحتی می كنند. عده ای به سبب كمبودهای واقعی یا تخیلی خود را حقیر می شمارند و به هر حال در اجتماع همیشه افرادی اعم از پیر و جوان هستند كه از رشد عاطفی – اجتماعی كم نصیب اند و بعضی مواقع عملاً دیگران را می آزارند.

این اذیتها گاهی اوقات به صورت بی اعتنایی، به دیگران، تمسخر آنان و یا شوخیهای مخرب ایجاد می شود یك شخصیت سالم كه از رشد اجتماعی بهره مند شده باعث اذیت دیگران نمی شود بلكه راههای مقابله با اذیت دیگران را می شناسند و با آنها مقابله می كند.
رشد و شخصیت كودك
اعمال قدرت یا توسله به زور، روشهای استنفتاجی مانند توضیح، دور كردن كودك از محبت تاثیرات این روشهای منظبط كردن زمانی بیشتر تاثیر را دارد كه كودك و والدین رابطه گرمی داشته باشند. دوم اینكه غالب والدین تركبی از روشهای مختلف به كار می برند. سوم اینكه نوع روشی كه به كار می برند تا اندازه ای بستگی دارد به پاسخ كودك به تلاشهای اولیه ای كه در مورد تربیت او شده است و به طور كلی ابتدا والدین به سرزنشهای ملایم و توضیحات اندك می پردازند.

الگوهای رفتار والدین
در رابطه با كودكان توانا می توان به بعضی از خصوصیات آنها اشاره كرد، دارای استقلال اند، متكی به خود، رشد یافته، فعال، میل به كار و تلاش، دوستی و ; از رفتارهای والدین با كودكان خود می توان به چهار جنبه ی آن اشاره كرد: كنترل یعنی تلاشهایی در جهت تاثیر در فعالیت هدف دار كودك، تغییر در ابراز وابستگی، پرخاشگری و رفتار بازیگرانه آنها، تشویق و درونی كردن معیارهای والدین، توقعاتی كه از كودك برای عاقلانه رفتار كردن، فشار به كودك از لحاظ ذهنی، اجتماعی، عاطفی در سطح خوبی عمل كنند. روشن بودن ارتباط بین والدین و كودك و مراقبت از سوی والدین پس والدین مهمترین عامل، اجتماعی كردن كودكان هستند البته جامعه را نباید نادیده گرفت كودك از طریق فرآیند همانند سازی و تقلید به همان اندازه می آموزد كه از آموزش مستقیم همانند سازی فرآیند طریق است كه كودك از آن طریق الگوها، ارزشها و رفتارها را دورنی می كند همچنین خواهران و برادران عوامل مهمی هستند كه در كودك تاثیر می گذارند خواهران و براردران بزرگتر كسانی هستند كه بیشتر به آنها مسلط اند و برای آنها سرمشق به شمار می آیند.

جنبه های مختلف رفتارهای والدین
والدین برای سوق دادن كودك خود به سوی این اهداف راهبردهای بسیاری را می آزمایند برای مثال كودك را تنبیه یا تقویت می نماید یا خودشان را سرمشق كودكان قرار می دهند در اجتماعی كردن كه افراد یا فرزندان رو جنبه مهم فرزند پذیری اهمیت دارد:
پذیرش در برابر طرد كردن، سختگیری در برابر آسانگیری

كنترل والدین سختیگر قواعد بسیاری را به كودكان تحمیل می كنند مایلند از نزدیك كودكان خود را نظاره كنند و معیارهای قاطعی برای رفتار دارند كه از فرزندان انتظار عملی كردن آن معیارها را دارند ولی آنها را تنبیه نمی كنند. در وضعیت افراطی دیگر والدین سهل گیر هستند.

اینگونه والدین به طور كلی قواعدد كمی دارند و از فرزندان خود توقعی ندارند تاثیر در كودكان هر چند كه بسیاری از مطالعات اولیه شامل تلاشهایی برای آموختن درباره تاثیرات پذیرش یا كنترل كودكان است بین این جنبه های كلی تربیت و رفتار كودكان ارتباط كمی وجود دارد با توجه به روشهای مختلفی كه والدین در سختگیری به كار می برند تاثیراتی كه این سختیگریها و كنترل كردنها در كودكان می گذارد متفاوت است كه همه آنها را می توان به سه قسمت كرد

اجتماعی شدن فرزندان از طریق والدین
معمولاً وقتی كه كودكان باهوش، مؤدب، با صداقت یا از لحاظ اجتماعی سازگارند، به حساب والدین گذاشته می شوند و وقتی بذهكار، عصبی، و از لحاظ درسی ضعیف باشند باز هم والدین مسئول شناخته می شوند هر چند كه در بسیاری از جوامع خانواده در زندگی كودكان اهمیت بسیاری دارد. كنش متقابل كودكان با والدین و خواهران و برادران در زمینه گسترده تری واقع می شود روشهایی كه والدین اجتماعی كردن به كار می روند به شدت تحت تاثیر محله، مدرسه حوزه فرهنگ و فرهنگ گسترده تری است كه خانواده در آن زندگی می كند این تاثیرات از خصوصیات كودك و روشهایی اوست.
انگیزه استقلال طلبی (عوامل موثر در استقلال نوجوانان)

مهمترین انگیزه در دوره نوجوانی كوشش برای بدست آوردن استقلال است انسان در طول زندگی خود در سه مرحله به استقلال می رسد و آن را تجربه می كند یكی در هنگام تولد است كه با به دنیا آمدن و جدا شدن از مادر در دوره نوزادی در حالی كه با مادرش وابسته بوده پایان می دهد دوم هنگام از شیر گرفتن كودك از مادر پس از دو سالگی كه در این حال باز هم كودك نوعی استقلال را تجربه می كند.

در مرحله سوم در هنگام بلوغ و نوجوانی است كه با رسیدن به استقلال از دوره كودكی جدا می شود كه در این صورت انسان به ویژه از نظر روانی و ذهنی از دیگران مستقل می شود و در این هنگام نوجوان پا به عرصه صحنه اجتماعی می نهد یكی از دلایل بحران گونه بودن دوره ی نوجوانی همین است كه نوجوان از یك طرف دوست دارد از والدین خود مستقل باشداما از نظر دیگر از طریق شرایط اقتصادی به آنها وابسته است و همین باعث بوجود آمدن تعارض می شود در خانوده های روستایی شاید مشكل یافتن شغل كمتر باشد زیرا كشاورزی و كارهای دستی برای نوجوانان وجود دارد بنابراین راحتر و زودتر به استقلال اقتصادی می رسند نكته ای باید متذكر شد این است كه منظور از مستقل شدن به هیچ وجه جدا شدن از والدین و یا دیگران و پشت پا زدن، به نگرشها و باورهای آنها نیست به هر حال او موجودی اجتماعی است ولی بی نیاز از دیگران نخواهد بود.

حالات و ویژگیهای همراه با استقلال
در مرحله نوجوانی با توجه به تلاش برای رهایی از وابستگی و رسیدن به استقلال ویژگیهای زیر در آنها دین می شود: الف: نوجوان انتظار دارد كه او را به دید كودك نگاه كند و به شخصیت او بها دهند. ب: پند ناپذیر بودن نوجوان یكی از مسائلی كه به دنبال ظهور انگیز كسب استقلال در نوجوان به وجود می آید او می خواهد كه والدینش او را در سطح بزرگترها بشناسند. ج: بالاخره احساس قدرت و عزت نفس. خودباوری، احساس، هویت، ثبات، مسئولیت و تعهد از دیگران از دیگر ویژگیهای همراه با مستقل شدن است.

عوامل موثر در مستقل شدن
استقلال طلبی از والدین كار چندان دشواری نیست انگیزه ها و مشوقهای وابستگی و استقلال طلبی هر دو قوی هستند و باعث می شوند كه نوجوانان دچار تضاد شود البته اینكه نوجوان تا چه حدی در مواجه با مستقل شدن دچار مشكل می شوند به طور كلی به عواملی بستگی دارد كه آنها را نام بریم: روابط بین والدین و فرزندان و شیوه ی فرزند پذیری آنها، گروههای همسال ، مدرسه، شغل توصیه های ما عبارتند از:

احترام گذاشتن به آزادی نوجوانان، تغییر رابطه از حالت عمودی به افقی و مشورت كردن با آنها پرورش احساس اعتماد به نفس، والدین غیر مستقل نمی توانند مسئولیت پذیری و استقلال را به فرزندان بیاموزند، گفتن جملات مثبت، تجربه اندوزی نوجوان را در مورد فعالیتها بپذیرند.
مسئولیت دادن به كودكان بالاخره اگر می خواهیم فرزندانی مستقل و مسئول داشته باشیم باید تلاش كنیم تا قدر تجسم عینی این ویژگیها برای آنها داشته باشیم در غیر این صورت به نظر می رسد كار مشكل خواهد بود انسان بیشتر تحت تاثیر آنچه را كه می بیند (عمل) قرار می گیرد تا آنچه كه می شنود (گفتار)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر با word دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر با word :

اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر
هدف
رشته مهندسی كامپیوتر كه به طراحی و ساخت اجزای مختلف كامپیوتر می پردازد، لذا اهمیت بسیار زیادی در دنیای امروز برخوردار است. هدف از طی این دوره تربیت كارشناسانی است كه در زمینه تحلیل، طراحی، ساخت و راه اندازی دستگاهها و مجموعه های سخت افزاری جدید، بررسی و شناخت مجموعه های سخت افزاری و نرم افزاری موجود، نگه داری، عیب یابی و تعمیر و اصلاح و توسعه فعالیت كنند

طراحی، شبیه سازی، فرآوری، پردازش، سنجش، آموزش، ویرایش و ; همه مفاهیمی هستند كه با بالاترین دقت و در كوتاهترین مدت زمان ممكن در برنامه های نرم افزاری كامپیوتر انجام می شوند. لذا هدف از این رشته تربیت نیروی متخصص برای انجام امور فوق است
تواناییهای فارغ التحصیلان فارغ التحصیلان این مقطع، قابلیتها و تواناییهای زیادی دارند و چنانچه در مسیر مناسب هدایت شوند، قادر خواهد بود مشكلات زیادی را حل كنند. برخی از این تواناییها به شرح زیر است:
1) بررسی و شناخت نرم افزارها و سخت افزارهای جدید و به كارگیری آنها.

2) بررسی كمبودها و نیازهای نرم افزاری و سخت افزاری بخشهای صنعت و خدمات و تدوین نیازهای آنها، امكان سنجی و تعیین ابزار و نیروی انسانی لازم برای رفع كمبودها 3) تجزیه و تحلیل سیستمهای كوچك و متوسط نرم افزاری و سخت افزاری و ارائه راه حل مناسب برای اجرای آنها.
4) طراحی مجموعه های كوچك و متوسط نرم افزاری و سخت افزرای و تولید طرحهای اجرایی برای انها5) اجرای طرحهای كامپیوتری، نصب، آزمایش و آموزش آنها6) پشتیبانی و نگه داری سیستمهای نرم افزاری شامل شناسایی خطاها، رفع خطاها و افزودن امكانات جدید به سیستمها.
7) عیب یابی كامپیوترها و سیستمهای كامپیوتری و رفع عیبها.

8) شناسایی فنون جدید طراحی و ساخت كامپیوتر و ارزیابی و به كارگیری آنها
تواناییهای ذكر شده مربوط به كارشناسان نرم افزار و سخت افزار می باشد، اما روشن است كه كارشناسان نرم افزار در محدوده مسائل نرم افزاری توانایی بیشتری دارند و برعكس كارشناسان سخت افزار در محدوده مسائل سخت افزاری از توانایی بیشتری برخوردارند.
ماهیت:
كامپیوتر دارای دو جزء متفاوت سخت افزار و نرم افزار است. اجزاء فیزیكی و قابل لمس كامپیوتر مانند مدارها و بردهای الكترونیكی سخت افزار نامیده می شوند.
نرم افزار جزء غیرقابل لمس كامپیوتر است. نرم افزار برنامه ها و داده هایی است كه به كامپیوتر فرمان می دهند كه چه عملی را انجام دهد. یك مهندس نرم افزار یاد می گیرد كه چگونه نرم افزارهای بزرگ و عظیم را طراحی و برنامه ریزی كند، تست و ارزیابی نهایی نماید و در نهایت مستند سازد.
پس بدین گونه نسبت كه یك تعمیركار كامپیوتری یك مهندس سخت افزار و یك اپراتور كامپیوتر یك مهندس نرم افزار تلقی گردد.

“نرم افزار در حقیقت روح و جان كامپیوتر است كه به سخت افزار هویت می بخشد و اصولاً به برنامه ای گفته می شود كه برای به كارگیری سخت افزار ساخته شده باشد.
نرم افزارها را می توان به دوره كلی دسته بندی كرد كه عبارتند از : نرم افزارهای سیستمی و نرم افزارهای كاربردی.
نرم افزراهای سیستمی برنامه هایی هستند كه كامپیوتر برای فعال شدن یا سرویس دادن به آن نیاز دارد و این دلیل از سوی سازندگان سیستم كامپیوتری عرضه می شوند و مهمترین آنها سیستم عامل، برنامه های سودمند و مترجم های زبان می باشد.
نرم افزارهای كاربردی نیز برنامه هایی هستند كه كاربر یا خود آن ها را می نویسد یا شركت های نرم افزاری آنها را تهیه كرده و برای فروش عرضه می كنند. این گونه برنامه ها معمولاً عمومیت برنامه های سیستم را نداشته و برای زمینه های مختلف مهندسی، علمی، تجاری، آموزشی، تفریحی و یا طراحی نوشته می شوند.”

“مهندسی سختافزار در مقطع لیسانس به مطالعه و بررسی طراحی سخت افزاری، كنترل سخت افزاری و شبكه های كامپیوتری می پردازد. برای مثال یك مهندس سخت افزار می تواند طراحی سخت افزاری كند كه با IC ها كار كند، با كامپیوتر كار كند و یا از دروازه های كامپیوتر استفاده نماید و در نهایت می تواند به طراحی مدارهای مجتمع دیجیتالی بپردازد. كه البته به این بخش از سخت افزار بیشتر در مقطع كارشناسی ارشد و دكتری پرداخته می شود.”

گرایش های مقطع لیسانس:
رشته مهندسی كامپیوتر در مقطع كارشناسی دارای دو گرایش سخت افزار و نرم افزار است كه البته این دو گرایش در مقطع كارشناسی تفاوت قابل توجهی با یكدیگر ندارند.
“گرایش سخت افزار در برگیرنده فعالیت های آموزشی، پژوهشی و صنعتی در خصوص قطعات، بردها، تجهیزات و در نهایت سیستم های كامپیوتری در مقیاس های مختلف است و یكی از شاخه های مهم آن به نام معماری كامپیوتر (طراحی و ساخت كامپیوتر) می باشد.”
“هدف از گرایش نرم افزار كامپیوتر، آموزش و پژوهش در زمینه زبانهای مختلف برنامه نویسی، سیستم های عامل مختلف و طراحی انواع الگوریتم ها می باشد.”

آینده شغلی، بازار كار، درآمد:
با توجه به گسترش روزافزون دنیای كامپیوتر امروزه بیش از هر زمان دیگری نیاز به متخصصان كامپیوتر احساس می شود. امروزه یك مهندس كامپیوتر اگر علاقمند به كار باشد، هیچ وقت با مشكل بیكاری روبه رو نمی شود. به خصوص مهندسین نرم افزار فرصت های شغلی بیشتری داشته و برای كاركردن نیاز به امكانات و تجهیزات زیادی ندارند. فرصت های شغلی این رشته به حدی گسترده و متعدد است كه نه تنها فارغ التحصیلان این رشته به راحتی جذب بازار كار می شوند بلكه دانشجویان دو سال آخر این رشته نیز می توانند وارد بازار كار شده و فعالیت كنند.

برای مهندسین سخت افزار هم امكان كار در شركتهای تولید كننده قطعات و دستگاهها و مراكز صنعتی – تولیدی بسیار فراهم است و از نظر سطح درآمدی هم با توجه به دانش و پشتكار شخصی در حد قابل قبول و ایده آلی قرار دارند. از طرفی با توجه به استفاده روزافزون از شبكه اینترنت زمینه كار در این موضوع نیز بسیار مهیاست.

توانایی های جسمی، علمی، روانی و ; مورد نیاز و قابل توصیه
توانایی علمی: یك مهندس كامپیوتر باید سخت كوش و با پشتكار باشد چون رشته كامپیوتر رشته پویایی است و همیشه باید اطلاعاتش به روز بوده و به دنبال فراگرفتن مطالب جدید باشد. مهندس كامپیوتر باید پایه ریاضی قوی داشته و توانایی اش در زمینه فیزیك خوب باشد. همچنین لازم است فردی خلاق باشد تا بتواند مسایل را از راههای ابتكاری حل كند.

علاقمندیها: مهندس كامپیوتر نرم افزار و سخت افزار باید به یادگیری و مطالعه علاقمند باشد تا پیشرفت در خور توجه داشته باشد. همچنین باید از جستجو و كاوش در مدارها و ریزساختارها استقبال كند و به كار با كامپیوتر علاقه داشته باشد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله اشنایی با رشته حسابداری با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله اشنایی با رشته حسابداری با word دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله اشنایی با رشته حسابداری با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله اشنایی با رشته حسابداری با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله اشنایی با رشته حسابداری با word :

حسابداری یك سیستم است كه در آن فرآیند جمعآوری، طبقهبندی ، ثبت، خلاصه كردن اطلاعات و تهیه گزارشهای مالی و صورتهای حسابداری در شكلها و مدلهای خاص انجام میگیرد. تا افراد ذینفع درون سازمانی مثل مدیران سازمان و یا برونسازمانی مثل بانكها، مجمع عمومی سازمان مورد نظر و یا مقامات مالیاتی بتوانند از این اطلاعات استفاده كنند. به همین دلیل فردی كه تحصیلات دانشگاهی ندارد، بیشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا كه گزارشهای این دسته از افراد مطابق استاندارد نیست و پردازش كافی نمیشود و بیشتر تراز حسابها میباشد. برای مثال یك حسابدار تجربی نمیتواند براحتی بین دارایی كوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و یا نمیداند كه چگونه باید معاملات ارزی را در دفاتر ثبت كرد.

حسابداری به عنوان یك نظام پردازش اطلاعات، دادههای خام مالی را دریافت نموده، آنها را به نظم در میآورد.
محصول نهایی نظام حسابداری گزارشها و صورتهای مالی است كه مبنای تصمیمگیری اشخاص ذینفع (مدیران ، سرمایهگذاران ، دولت و 😉 قرار میگیرد.

ماهیت :
یك حسابدار متخصص، در آینده میتواند مدیر مالی یك سازمان یا شركت گردد یعنی میتواند به مدیریت یك شركت ایده بدهد كه منابع موجودش را در چه راههایی سرمایهگذاری نماید تا استفاده بهینه كند و یا اگر شركت به منابع مالی جدید نیاز داشت یك مدیر مالی بر اساس دانش آكادمیك خود میتواند بگوید كه از چه طریقی باید تامین مالی كرد. و مجموع این فعالیتها خارج از توانایی یك حسابدار تجربی است.
«حسابداری یك سیستم اطلاعاتی است كه با فراهمكردن اطلاعات لازم كمك میكند تا سرمایهگذارها، اعتبار دهندگان، مدیران و دولت نسبت به مسائل اقتصادی بهتر بتوانند، تصمیمبگیرند. برای مثال اگر شخصی بخواهد در یك شركتی سرمایهگذاری كند، تمایل دارد كه وضعیت مالی آن شركت و یا نتایج عملیات آن شركت را در طی سالهای قبل بداند. موضوعاتی كه به صورت گزارشهای مالی توسط حسابداران تهیه میشود.

«حسابداری به منظور جوابگویی به نیازهای انسان به وجود آمده است. به همین دلیل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعالیتهای اقتصادی و افزایش پیچیدگی آن ،هدفها و روشهای حسابداری برای جوابگویی به نیازهای اطلاعاتی، توسعه یافته است. چرا كه اشخاص، شركتها و دولت برای تصمیمگیری در مورد توزیع مناسب منابع مالی نیاز به اطلاعاتی قابل اتكا دارند كه این اطلاعات را به یاری حسابداری میتوان به دست آورد. از سوی دیگر انجام سرمایهگذاری یكی از مواد ضروری و اساسی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی كشور است و سرمایهگذاران نیز از بعد عرضه سرمایه، تا حد امكان سعی دارند منابع مالی خودرا به سویی سوق دهند كه كمترین ریسك و بیشترین بازده را داشته باشد. یعنی به دنبال برآورد ریسك سرمایهگذاریها خواهند بود. این در حالی است كه یكی از مبانی اساسی برای محاسبه ریسك بازار شركتها ، استفاده از اطلاعات تولید شده توسط سیستم حسابدای است.رشته حسابداری از جمله رشتههایی است كه از داوطلبان هر سه گروه آزمایشی ریاضی و فنی ، علوم تجربی و علوم انسانی دانشجو میپذیرد. 

آینده شغلی ، بازار كار ، درآمد:
به نظر میرسد فارغالتحصیلان دورههای تحصیلات تكمیلی این رشته، آمادگی و پختگی بیشتری برای حضور در بازار كار دارند.
نتیجه یكی از تحقیقات دانشگاه «كلمبیا» مبنی بر این بود كه از از دهه 70 به بعد همه شركتهای موفق، شركتهایی بودهاند كه مدیر آنها تحصیلات مالی داشته است. چون از این دهه به بعد اطلاعات نقش مهمی پیدا كرده است و مهمترین اطلاعات نیز، اطلاعات مالی است كه تاثیر بسیاری در تصمیمگیری روسای شركتها دارد.

«فرصتهای شغلی یك حسابدار بسیار گسترده است و از پایینترین سطح تا بالاترین سطح را در بر میگیرد. و با وجود این كه در دانشگاههای مختلف كشور اعم از دولتی ، غیرانتفاعی و آزاد، دانشجویان بسیاری در رشته حسابداری تدریس میكنند اما تعداد فارغالتحصیلان بیكار این رشته از بیشتر رشتهها كمتر است. چون از یك موسسه كوچك گرفته تا بزرگترین كارخانههای كشور حداقل برای تهیه اظهارنامه مالیاتی به حسابدار نیازمند هستند.

همچنین دانش حسابداری در بخش مالیات كاربرد وسیعی دارد. چون محاسبه سود به یاری حسابداری امكانپذیر است و تعیین مقدار سود نیز مبنای محاسبه مالیات شركتها اعم از دولتی و خصوصی میباشد.
فارغالتحصیلان این رشته پس از اتمام تحصیل میتوانند در سطوح مختلف و شاخههای متفاوت عهدهدار انجام امور مالی گردند كه شرح آن چنین است:

الف) حسابداری
فارغالتحصیلان میتوانند در كلیه موسسات و واحدهای تجاری، اعم از دولتی یا خصوصی به عنوان حسابدار در شاخههای زیر مشغول كار شوند:
حسابداری مالی: در كلیه شركتها و موسسات تجاری و غیرانتفاعی.
حسابداری صنعتی : در كلیه واحدهای صنعتی و شركتهای تولیدی.
حسابداری دولتی : در كلیه سازمانها و ادارات دولتی به عنوان حسابدار یا عامل ذیحساب.
حسابداری مالیاتی : در ادارات دارایی.
حسابداری بیمه : در موسسات بیمه .
حسابداری بانكها : در شعبهها و سرپرستی بانكها .
حسابداران پس از مدتی اشتغال به كار حسابداری میتوانند در سمت مدیریت مالی واحدهای تجاری ، ایفای نقش نمایند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله سوء رفتار با كودك با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سوء رفتار با كودك با word دارای 226 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سوء رفتار با كودك با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله سوء رفتار با كودك با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله سوء رفتار با كودك با word :

سوء رفتار با كودك
سوء رفتار یا رفتار مسامحه گرانه و نادرست با كودك ، یك مشكل جدی و رایج در كودكان زیر 18 سال است . به عبارتی سوء رفتار عبارتست از انجام یا مسامحه در هر عملی كه منجر به صدمه رساندن به كودك و ایجاد مشكلات بهداشتی گردد یا آسایش ، سعادت و سلامت كودك را تهدید نماید . بنابراین این هر نوع سوء استفاده ، سهل انگاری ، بهره برداری ، پرخاشگری ، عمل خارج از نزاكت ، بی احترامی یا هر عملی كه منجر به جراحت صدمه یا فساد گردد ، سوء رفتار اطلاق میشود .

در سالهای اخیر معنا و مفهوم سوء رفتار آن چنان گسترش یافته كه غفلت و مسامحه را نیز شامل میگردد . اگر چه اثبات سوء رفتار با استفاده از سند و مدرك در دادگاه امر دشواری است ، اما در برخی كشورها قوانینی درباره آن تدوین شده است . این قوانین بدرفتاری با كودك را چنین تعریف میكنند . «ایجاد آسیب جسمی یا روانی ، سوء استفاده جنسی ، رفتار احمال گرانه یا خشونت آمیز با كودك زیر 18 سال ، توسط مراقبین و به مخاطره انداختن سلامت كودك ».

بدرفتاری با كودك شامل موارد زیر میباشد :
وقفه در رشد كودك بدون هیچ گونه علل پزشكی یا بیولوژیكی
سندرم فقدان والدین
غفلت مداوم والدین كه منجر به وارد آمدن آسیبهای جدی و شدید به كودك میشود .
عدم انجام مراقبتهای متعهدانه در كودك ( عدم مراجعه عمدی كودك به مراكز بهداشتی درمانی جهت دریافت مراقبتهای رایج بهداشتی ; )
سوء رفتار ممكن است عمدی یا غیر عمدی باشد . سوء رفتار عمدی شامل تحمیل آگاهانه و تعمدی صدمه یا جراحت ضرب و جرح یا سوء رفتار كلامی است . سوء رفتار غیر عمدی زمانی رخ میدهد كه عملی سهوی انجام گیرد كه منجر به آسیب كودك میگردد .

وجود سوء رفتار با كودكان در سال 1940 هنگامیكه دكتر جان كافی ارتباط نزدیكی بین هماتوم های زیر سخت شامه و شكستگیهای متعدد استخوانهای بلند را مشاهده نمود مورد توجه قرار گرفت . سپس دكتر سی ، هنری كمپ در سال 1962 اصطلاح « سندرم كودك مضروب » را ابداع نمود از آن تاریخ به بعد عموم مردم از وجود پدیده ای به نام سوء رفتار با كودكان به عنوان یكی از علل مهم مرگ و میر و معلولیت دایمی در كودكان آگاه شدند . بررسی و كنترل این معضل بغرنج و پیچیده مستلزم آگاهی از سایكودینامیك سوء رفتار با كودك و نیز توسعه ارتباط درمانی و غیر تهدید كننده با خانواده تامین گردد و تمركز اصلی بر پیوستن مجدد كودك به خانواده پس از شروع دوره بازپروری میباشد .

پرستار جزء لاینفك تیم درمانی جهت بررسی و كنترل دراز مدت پدیده سوء رفتار یا كودكان به شمار میرود . پرستار حمایتهای روانی ، اجتماعی خود را از والدین به عمل آورده به عنوان یك مدل و الگو برای پرورش كودك ایفای نقش نمود .
مراكز خدمات حمایتی ، حمایت اجتماعی مورد نیاز خانواده را مورد شناسایی قرار داده و یك مهره اساسی برای كنترل و پی گیری این مشكل محسوب میشود .

تاریخچه سوء رفتار با كودك
رفتار نادرست یا كودكان همواره وجود داشته و كودكان در قرون متمادی مورد سوء رفتار قرار گرفته اند . اگر چه ، ممكن است با خواندن مقاله های جدید این طور نتیجه گیری شود كه این پدیده مربوطه به قرن بیستم میباشد . در آمریكا رفتار نادرست با كودكان سبب تشكیل انجمن مبارزه با كودك آزاری در سال 1874 شد . در دهه 1940 گزارشهاس درمانی بدون توضیح علت آسیب دیدگی كودكان بویژه شكستگیهای متعدد استخوان ، تورم و خونریزی داخل جمجمه ، گمانهای تازه ای را مورد سوء رفتار با كودكان برانگیخت .

دو دهه بعد كمپ و دیگران 1962 برای كودكانی كه مراقبینشان از روی قصد به آنها آسیب بدنی وارد كرده بودند از واژه « كودك مضروب » استفاده كردند .
گسترش مسئله در دهه فوق به حدی بود كه در تمام ایالتها ، قانونی مبنی بر گزارش تمامی موارد مظنون به سوء رفتار به اجرا گذاشته شد . كمپ و همكارانش در ایجاد نگرانی عمومی در رابطه با این مسئله بسیار موفق بودند . گزارشات كنگره های علمی در مورد سوء رفتار با كودك در سال 1973 منجر به تصویب قوانینی در مورد پیشگیری درمان سوء رفتار در سال 1974 گردید .

فلیكس ورتر كه جنبه های روشنی از سوء رفتار با كودكان را به تحریر در آورده ، شناخت، جنبه های پزشكی سوء رفتار با كودكان را بیشتر مدیون كارهای هنری كمپ میداند كه به بسیاری از تظاهرات ناشی از بیرحمی با كودكان اشاره كرده است . لانكستر ، متداول شدن سوء رفتار با كودكان را واقعه ای تاسف بار و كشفی جدید می پندارد ، واظهار میدارد درایالت متحده ، كودكانی كه مورد سوء رفتار با كودكان از جنبه های گسترده تری مورد توجه قرار گرفته كه شامل تحت نظر گرفتن و شناسایی والدین بدرفتار تعقیب قانونی آنان ، تهیه برنامه های پیشگیری و مطالعه میزان شیوع و علل بدرفتاری با كودكان می باشد .
گرانت ، اظهار می دارد در قرن بیستم كه به بیانی قرن كودك لقب گرفته ، كشتارهای ساكت به وقوع پیوسته و بسیاری از اصول اعلامیه حقوق بشر كودكان زیر پا گذاشته میشود . و در این میان گزارش سالیانه یونیسف در سال 1988 تكان دهنده است كه . از هر سه مرگ ، یكی مربوط به كودك است .

هم چنین نلسون در سال 1998 در این زمینه بیان می دارد ، میزان سوء رفتار با كودك بر مبنای بازدیدهای خانگی به 1 تا 4 میلیون مورد درسال بالغ میشود .
گاهی كودكان حتی قبل از تولد مورد سوء رفتار قرار میگیرند . خشونت آگاهانه یا ناآگاهانه نسبت به زن باردار یكی از انواع كودك آزاری قبل از تولد تلقی میشود و میتواند منجر به عقب ماندگی ذهنی و یا مرگ جنین گردد .
میزان شیوع
با وجودی كه در حال حاضر آمار دقیقی در مورد این معضل در دست نیست ولی طبق برآورد انجام شده توسط استرنر در سال 1980 در آمریكا یك الی سه درصد كودكان آمریكایی مورد سوء رفتار یا غفلت قرار میگیرند .
هر ساله چهار هزار كودك بر اثر سوء رفتار جان خود را از دست میدهند.

عقب ماندگی دایمی جسمی ، روانی وعاطفی رنج میبرند . از طرفی مرتكبین چنین اعمالی از رفتار خود شرمسار بوده و یا از قبول انجام این اعمال وحشت دارند . علاوه بر آن اغلب اوقات سوء رفتار در خلوت صورت گرفته و كودكان بویژه خردسالان از بازگویی آنچه كه بر آنها گذشته ناتوانند به علاوه كبودی ، بریدگی و حتی آسیب دیدگیهای شدید میتواند بر اثر حادثه ای رخ داده باشد ، از این رو اظهارات والدین در مورد حوادث را نمی توان به آسانی رد كرد ، درچنین مواردی احتمال میرود رفتار نادرست با كودك آشكار نگردد .

با همه این محافظه كاریها ، براد هست و همكارانش ، شمار بدرفتاری با كودكان را بین 200 تا 300 هزار در سال میدانند .
گلس ، طبق انجام مطالعه ای نتیجه گرفت كه بین 4-3/1 میلیون كودك در طول زندگی خود چندین نوبت با لگد ، دست یا مشت مورد ضرب و شتم قرار می گیرند . ممكن است تمامی این كودكان زخم یا جراحتی برندارند ، اما این آمارها نشان دهنده رواج بسیار زیاد ضرب و شتم كودكان است كه حد نهایی آن مرگ می باشد این امر در نوزادان بیشتر از كودكان بزرگتر اتفاق میافتد . لانگستر می نویسد تنها در سال 1984 علیرغم مشكلاتی كه در تشخیص و گزارش موارد سوء رفتار وجود داشته دویست هزار تاچهار میلیون كودك مورد بدرفتاری و ضرب و شتم و غفلت قرار گرفته و حداقل چهار هزار كودك هر ساله در ارتباط با این مسئله جان می سپارند .
بدرفتاری فیزیكی با كودك نسبت به سایر بدرفتاری های بیشتر بود . و 62%از كل مرگ و میر كودكان را به خود اختصاص میدهد از تمام موارد بدرفتاری حدود 50 نوع بدرفتاری فیزیكی گزارش شده است .

نلسون می نویسد انواع مسامحه یا بدرفتاری با كودكان 50% افزایش داشته 30 مورد از هر هزار كودك در سال 1985 به 45 مورد در سال 1992 رسیده است . در سال 1992 از 2-9 میلیون بدرفتاری با كودك گزارش شده ، 1261 كودك در گذشتند كه 85 درصد پنج ساله و 45 درصد زیر یك سال بوده اند ، 60 درصد گزارشها مورد تایید سازمان حمایت از كودكان قرار گرفته بود . هم چنین این سازمان شمار كودكان قربانی در سال 1997 را 3/126/000 نفر گزارش كرده .
طبق بررسی های به عمل آمده از خانواده های جوامع غربی كه كودكان سنین 3-18 سال داشته اند ، 14 درصد كودكان انواع آزار از قبیل لگد زدن، گاز گرفتن توسط انسان ، نیشگون گرفتن ، زدن با یك شی یا تهدید كردن با چاقو و اسلحه را تحمل كرده اند . كودكان زیر یك سال بیشتر از كودكان بزرگتر در معرض آسیب بوده اند .

لانكستر به نقل از گلیس مینویسد هر ساله قریب به 1/5 میلیون كودك و نوجوان در معرض بدرفتاری فیزیكی قرار دارند ، احتمال به این دلیل كه فقط شدیدترین موارد گزارش میگردد ، این گزارش نیز محافظه كارانه است . در این میان سوء رفتار جنسی ( زنا با محارم) به توجه بیشتری نیاز دارد ولی در بسیاری از موارد زنای والدین با كودك به علت ترس قربانی از مجازات ، طرد شدن ، گناهكار شناخته شدن و از هم گسستن خانواده بصورت یك راز باقی میماند . به دلیل شك و تردید در گزارش سوء رفتار جنسی شیوع واقعی آن ناشناخته است

. تخمین زده میشود كه در دوران كودك ، بلوغ و نوجوانی از هر 4 دختر یك دختر مورد سوء رفتار جنسی قرار میگیرد . تقریبا در 1/3 مورد سوء رفتار جنسی ، سوء رفتارگر با قربانی نسبت دارد و از هر 100 دختر یكی از آنها توسط پدر خود مورد بدرفتاری جنسی قرار میگیرد . تجاوز جنسی بدترین نوع سوء رفتار است . كه غالبا زنان و كودكان مخصوصا كودكان زیر 3 سال قربانیان معمول این واقعه هستند . با وجود اینكه تمام گروههای نژادی ، اقتصادی و اجتماعی درگیر این مسئله هستند ،

اما آمارها شیوع بیشتری را در طبقات اقتصادی و اجتماعی درگیر این مسئله هستند ، اما آمارا شیوع بیشتری را در طبقات اقتصادی ، اجتماعی پایین تر نشان میدهند كودكان قربانیان همیشگی بدرفتاری هستند زیرا كوچكند و در سلسله مراتب خانواده و این امكان نیز وجود دارد كه چند كودك از یك خانواده مورد آزار قرار گیرند . بدلیل اینكه زنان در پرورش كودكان بارسنگینتری را به دوش داشته و وقت بیشتری را با كودكان میگذارنند به احتمال زیاد با كودكان بدرفتاری بیشتری دارند كودكان زیر 3 سال در زمره بیشترین و قربانیان سوء رفتار به شمار می ایند و چنین برآورد شده كه یك سوم بدرفتاری در كودكان 6 ماهه تا 3 ساله و یك سوم دیگر نیز در كودكان بالاتر از 3 سال رخ میدهد .

انواع بدرفتاری با كودكان
انواع بدرفتاری و سهل انگاری با كودكان كه پزشكان و مراقبین بهداشت با آن روبرو میشوند ، عبارت از بدرفتاری جسمی 70% بدرفتاری جنسی 25% وقفه در رشد 5% به علت تغذیه ناكافی میباشد :

طی بررسی انجام شده در سال 1996 در 31 ایالت آمریكا 60% از موارد بدرفتاری به صورت غفلت ، 23% به صورت بدرفتاری جسمی ، (9%) به صورت بدرفتاری جنسی (4%) به صورت بدرفتاری و ( 5% ) انواع دیگر بدرفتاری مشاهده گردید .

1_ سوء رفتار جسمی
بدرفتاری جسمی یا ضربه های غیر تصادفی كه توسط یك مراقب وارد میشود و به مراكز اورژانس و سوانح مراجعه میكنند . شاخصهایی نظیر كبودی ورم ، سوختگی ، آسیبهای سر شكستگیهای و امثال آن می باشد . هر نوع تنبیه بدنی كه موجب كبودی ، جاری شدن خون یا منجر به آسیبی شود كه درمان طبی را ایجاب كند خارج از حوزه اقدامات انضباطی عادی قرار دارد . تنبیه بی پروا وخطرناك ( مثل لگد زدن به شكم كودك ) حتی اگر آسیبی به بار نیاورد ، جزء موارد سوء رفتار محسوب میگردد . مسموم ساختن ، سوزاندن با آب جوش یا سیگار ، زخم ناشی از بستن با طناب ، شكستگی ، در رفتگی ، پارگی یا خراشیدگی نشانه هایی از گاز گرفتگی یا كشیدن موی بدن كودك ممكن است منجر به صدمات بدنی یا مرگ شد .

سوء رفتارهای فیزیكی را میتوان به عنوان یك یا چند حادثه ضمنی ناشی از تادیب شدید یا پرخاشگری كه منجر به آسیب های فیزیكی شدید بر ارگانهای داخلی ، استخوانها سیستم عصبی مركزی یا ارگانهای حسی میشود تلقی نمود .

2_ مسامحه یا غفلت جسمانی
مسامحه یا غفلت آن است كه بدون نظارت و سرپرستی، حداقل مراقبت از كودك انجام گیرد ، به طوریكه منجر به سوء تغذیه ، دیگر صدمات جسمی و یا حتی مرگ گردد .
غفلت یكی از شایع ترین شكلهای سوء رفتار مخصوصا در میان خانواده های كم در آمد تعریف شده . لذا در مسامحه كودك اغلب كثیب و خسته میباشد ، انرژی لازم برای بازی ندارد ، بدون خوردن صبحانه به مدرسه میرود ، اغلب نهار ، یا پول ندارد و لباسهای كثیف ونامناسب با فصل میپوشد . معمولا كودك مدتهای طولانی در منزل تنهاست كه این مسائل سبب تغییر در رفتار وی میشود . اكثرا از مدرسه غیبت می كند .

غذاگدایی میكند و اعتیاد به دارو و الكل دارد . سهل انگاری تغذیه ای شایع ترین علت كمی وزن شیرخوارگی است و می توان آن را علت بیش از یك دوم موارد وقفه در رشد (F.T.T) به حساب آورد . خوراندن دارو ، مسموم كردن عمدی ، دادن داروهایی كه سبب آسیب و زیان به كودك میشود . سوختگی ناشی از ادرار ،زخمهای فشاری ، كم آبی ، عدم توضیح یا گزارش جراحت یا بیماری ، نارسایی در مراقبت پزشكی ، عدم ایمنی در منزل واشكال درسیستم تهویه ، دادن داروهایی كه مصرف آن غیر قانونی است نیز جزء موارد مسامحه و غفلت محسوب میشوند .

در این زمینه روزنامه اطلاعات در تاریخ 29/3/1376 مینویسد : یك مادر 26ساله انگلیسی به دلیل اضافه كردن نمك به مایع نوشیدنی كودك 4/5 ساله خود طی 10 روز سبب مرگ وی شده است حوادثی كه در اثر سهل انگاری و عدم رعایت موارد ایمنی برای كودك روی می دهند در صورتیكه عدم نظارت كاملا آشكار بوده و كودك كمتر از سه سال باشد ، از موارد سهل اگاری محسوب میشود . لانكستر در این باره میگوید ، در این وضعیت به كودك حتی به اندازه ای نیاز اولیه اش جهت سازش و تطابق ، اهمیت داده نمیشود

3_ سوء رفتار عاطفی
به هر گونه توهین بصورت كلامی یا غیر كلامی كه روحی احساسات كودك ، عزت نفس ، اعتماد به نفس و تعامل وی با دیگران تاثیر بگذارد یا هر گونه خصومت ، خشونت ،تهدید كلامی ، كناره گیری اجتماعی كه سبب به هم خوردن تعادل روانی عاطفی كودك گردد اطلاق می شود . به عبارتی طرد كردن ، سپر بلا كردن ، منزوی كردن ، انتقاد یا ترساندن مداوم توسط مراقبین و خوار شمردن به طوریكه كودك احساس پوچی بی كفایتی ، بی توجهی و بی ارزشی كند . تمسخر و انتقاد به طور مداوم متوجه كودك بوده و نهایتا كودك ممكن است این اعتقاد را پیدا كند كه شخص « بدی » است .
ارعاب های روانی همانند حبس كردن در زیر زمین تاریك یا تهدید به قتل اعضای بدن بی درنگ باید گزارش شود . ناسزاگویی معمولا بخشی از این نوع سوء رفتار می باشد .

4_ سوء رفتار جنسی
بدرفتاری جنسی عبارت از بهره برداری و تجاوز جنسی بین اعضای خانواده می باشد كه ممكن است در هر خانواده ای رخ دهد . غالبا آزار و بدرفتاری جنسی توسط عضو بالغ خانواده و یا دوست صمیمی خانواده صورت میگیرد كه مسائلی نظیر فحشاء و زنای با محارم را پدید میآورد. در كشور ما آمار دقیقی از سوء رفتار جنسی با كودكان در دست نیست . لانكستر دامنه بدرفتاری جنسی را از نوازش تا تجاوز دانسته و اشاره میكند زنا با محارم محدود به ساكنین جنگل نیست بله در تمام نژادها ، گروههای مذهبی و طبقات اقتصادی، اجتماعی دیده می شود.

نلسون سوء رفتار جنسی را به سه نوع كه شامل« آزار جنسی » «مقاربت جنسی » و « تجاوز » تقسیم میكند .
آزار جنسی : شامل لمس یا نوازش اندام تناسلی یا از كودك خواسته میشود اندام تناسلی بزرگسال را نوازش كند ، تماشای اجباری اعمال جنسی یا پورنوگرافی نیز بخشی از این تعریف را تشكیل میدهد .

مقاربت جنسی : شامل دخول ( یا اقدام به دخول ) به مهبل ، دهان یا ركتون به شكل غیر تجاوزكارانه است . در صورت عدم تشخیص و مداخله ، آزار جنسی همیشه تا مقاربت كامل پیش میرود كمتر از 10% از موارد سوء رفتار جنسی به شكل مقاربت تجاوزكارانه و همراه با اعمال زور است .
شایع ترین اشكال سوء استفاده جنسی به ترتیب توسط اعضای خانواده ، دوستان یا آشنایان كودك یا خانواده بالاخره توسط افراد غریبه صورت میگیرد . كنترل بدرفتاری جنسی درون خانواده دشوارتر می باشد ، زیرا از یك طرف باید كودك را از سوء استفاده بیشتر محافظت كرده و از طرف دیگر واحد خانواده را نیز حفظ نمود .

انواع دیگر بدرفتاری
انواع نادرتر سوء رفتار با كودك شامل محرومیت كودك از آب و در نتیجه كاهش مایعات بدن و سدیم سرم ، نوشاندن اجباری آب و كاهش سدیم سرم ، كاهش درجه حرارت بدن به علت تنبیه با آب سرد ، حالات شبیه خفگی بر اثر فرو بردن اجباری در آب ، خفه كردن عمدی ، اختلال در رشد در اثر سوء تغذیه ، هم چنین كودكان قربانی ، مبتلا به بیماریهای میشوند كه توسط والدین ایجاد شده است ( سندرم كودك بیمار ) ، ( سندرم كودك بیمار ) كه این موارد بیشتر در كودكان زیر 6 سال دیده میشود زیرا این كودكان كوچكتر از آنند كه بتواند این حیله ها را آشكار نمایند .

گاهی اوقات اینگونه رفتارها سبب مرگ كودك می شود ، مانند زمانی كه والدین وقفه تنفسی ( آپنه ) ایجاد میكنند .
گاهی والد یا مراقب كودك مبتلا به نوعی بیماری است كه علائم مشابه را در كودك ایجاد می كند ، علائم ساختگی اغلب شامل خونریزی از نواحی مختلف است ، اگر نمونه درخواست شود ، والد از خون خود به آن اضافه میكند . نشانه های ساختگی دیگر عبارتند از :عفونتهای مكرر بر اثر تزریق مایعات آلوده ، اسهال مزمن ناشی از مصرف ملین ها ، سنگهای كلیوی دروغین با استفاده از اضافه نمودن سنگریزه ها به نمونه ادرار كودك ، تب به دلیل مالش یا گرم كردن دماسنج و یا بصورت بر اثر مالش پوست یا كاربرد مواد سوزاننده ، تجاوز به اموال و دارایی كودك یا تجاوز به حقوق كودك ، تمام این موارد باید به امور خدمات حمایت از كودكان و پلیس گزارش شود . تا از بردن كودك به بیمارستان دیگر یا مرگ وی ممانعت شود.
به طور كلی سوء رفتار را می توان به چهار دسته اصلی تقسیم كرد كه شامل موارد ذیل میباشد.

سوء رفتار سبب بروز مشكلات جسمی ، رفتاری و روانی دركودك میگردد . احتیاط در تعامل با دیگران ، ترس آشكار از اعضای خانواده ، خیره شدن به یك جای خالی ، دروغگویی، فقدان عكس العمل در هنگام فرآیندهای خطرناكی تا احساس نگرانی از شنیدن صدای گریه دیگران ، كاهش اعتماد به نفس ، وجود تصویر ذهنی منفی ، جلب توجه كردن یا پرخاشگری ، وابستگی دارویی ، انزواطلبی وكناره گیری و افسردگی نمونه ای از علائم رفتاری و روانی كودك می باشد كه در نتیجه سوء رفتار از خود بروز میدهد .

عوامل ایجاد سوء رفتار در كودكان
دلایل ایجاد سوءرفتار توسط اعضای خانواده متنوع می باشد . كودكان زیر 3 سال بیشترین قربانیان سوء رفتار به شمار میآیند . چنین برآورد شده كه یك سوم بدرفتاری در كودكان زیر 6ماهه یك سوم در كودكان 6 ماه تا 3 ساله و یك سوم دیگر نیز در میان كودكان بالاتر از 3 سال رخ می دهد . زنان بیشتر از مردان كودكان خود را مورد بدرفتاری و آزار قرار میدهند ، زیرا معمولا اولین مراقبان كودك هستند . مردان با شدت و خشونت بیشتری به آزار كودكان پرداخته و مبادرت به سوء استفاده جنسی مینمایند.

95% سوء استفاده های جنسی را خود والد یا یك دوست مذكر مرتكب میشود . علت واقعی سوء رفتار با كودك ناشناخته است . اما به نظر میرسد كه پنج فاكتور در ایجاد سوء رفتار با كودكان دخیل باشد كه شامل : فشارهای خارجی ، عوامل درون فردی ، كناره گیری اجتماعی ، انتقال رفتار خشونت آمیز از نسلی به نسل دیگر و وابستگی بین سوء رفتار كننده و كودك باشد . مارلو در این مورد میگوید قبل از اینكه آزار و تعدی صورت گیرد باید سه خصوصیت وجود داشته باشد كه عبارتند از :
والدین عامل اجتماعی بالقوه ای جهت سوء رفتار را دارا باشند .
والدین دچار اضطراب وكشمكش بوده و از هیچ جا حمایت نمی شوند .
تمایز یا ویژگی خاصی در كودك مورد آزار وجود داشته باشد .

به طور كلی دلایل ایجاد سوء رفتار را میتوان در چارچوبهای ذیل تقسیم بندی كرد:

الف : فقدان منبع اجتماعی
یكی از دلایل اساسی سوء رفتار فقدان یا كمبود منابع اجتماعی است كه سبب میگردد اعضای خانواده در هنگام مراقبت از كودكان خود در نتیجه فشار زندگی دچار خشونت و سوء رفتار گردند ، یا به عبارتی وجود یك بحران در بروز بدرفتاری وآزار دخالت دارد . اینگونه بحرانها معمولا با یك سلسله سرخوردگیها و ناتوانیها جهت مقابله با مشكلات همراه است

. از جمله بحرانها میتان به فقر ، ناسازگاری و اختلافات زناشوئی ، طلاق ، داشتن تنها یكی از والدین ، استعمال زیاد و اعتیاد به الكل ومواد مخدر ، منزوی شدن از اجتماع ، بیكاری ، نداشتن سرپناه مناسب ، تعداد زیاد فرزندان و نیز بیماری مزمن اشاره نمود . عقیده بر این است كه انزوای اجتماعی میتواند عامل اصلی و زمینه ساز برای سوء رفتار با كودكان باشد . گاهی اوقات یك بحران نسبتا كوچك و جزئی اما دارای قدرت كافی میتواند تبدیل به سوء رفتار شود . محیط بخش ضروری جهت ایجاد سوء رفتار میباشد .

خانواده های سوء رفتارگر از سیستم های حمایتی كافی بی بهره بوده و محیط دامی است كه هیچ راه خروجی برای كودك در آن وجود ندارد . اگر چه اكثر گزارشات مربوط به سوء رفتار از جوامع اقتصادی – اجتماعی و آموزشی دیده میشود . فشارهای حاصله از فقر در خانواده های با وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین سبب افزایش اذیت و آزار در این گروهها میگردد . بحرانهای نهفته میتوانند در خانواده های سطوح بالا هم وجود داشته باشند .

در یك خانواده با سطح اقتصادی بالا تغییرات بزرگی نظیر تعویض محل زندگی ، تولد كودكان ناخواسته ، ناسازگاری وعدم توافق زوجین میتواند فشارهای كافی جهت موقعیتهای سوء رفتار باشد . همچنین در خانواده های ثروتمند با مشغله بیشتری كه در خارج از منزل دارند و عدم حضور در منزل سوء رفتار به وسیله فرد جایگزین آنها اعمال شود .

ب _ خصوصیات والدین
اكثر والدین مایل به وارد آمدن آسیب به كودكان خود نیستند وعموما اذیت و آزار هنگامی رخ میدهد كه والدین فاقد خویشتن داری باشند .
مطالعات گذشته نگر در مورد والدین بد رفتار نیز عزت نفس اندك ، فشار روحی روز افزون زندگی ، بیان آزاد انگیزه های پرخاشگرانه ، ازدواجهای زود هنگام و آزار و بدرفتاری در دوران كودكی آنها را نشان میدهد و خانواده نخستین واسطه در انتقال ویژگیهای فرهنگی به نسل بعدی محسوب میشود . ویژگیهای فرهنگی والدین به فرزندانشان منتقل میشود كه قسمتی از آن به طور عمدی ، بخشی از طریق سرمشق و الگو بودن و قسمتی از طریق راه های نامحسوس انتقال مییابد . بنابراین رفتار خشونت آمیز به عنوان پاسخ به استرس و فشار ممكن است از نسل به نسل دیگر منتقل شود . این الگو را میتوان از طریق تاریخچه خشونت بصورت مزمن ، الگوی كناره گیری از محیط خارج ، الگوی محدود بودن تعاملات اعضای خانواده مورد بررسی قرار داد .

یك مطالعه آینده نگر بر روی 1400 مادری كه وضعیت اقتصادی – اجتماعی پایینی داشتند نشان داد كه 23 نفر از مادران موردمطالعه بعدا به گروه سوء رفتاركنندگان پیوستند خصوصیات رفتاری مادران آزار دهنده با خصوصیات بقیه زنان تحت مطالعه كه به عنوان افراد شاهد عمل میكردند ، مورد مقایسه قرار گرفت بر خلاف مطالعات گذشته نگر این مطالعه نشان داد كه مادران آزار دهنده فقط عزت نفس كمتری نسبت به افراد شاهد داشته هیچگونه طرد و انزوای اجتماعی و هیچ سابقه ای از بدرفتاری در دوران كودكی خود نداشته ا ند .

مطالعه مزبور نشان داد كه مادران آزار دهنده دارای روابط منفی با والدین ، انتظارات غیر واقع بینانه از كودك خود ، سطح اقتصادی پایین تر نسبت به افراد شاهد و سابقه اعتیاد الكل و مواد مخدر داشته اند . والدین بدرفتار نسبت به افراد دیگر بی اعتماد بوده و تصور می كنند كه كودك ممكن است از آنها كسب محبت نماید، در حالیكه خود از محبت دیگران در زندگی خود محروم بوده اند . آنان ممكنست احساساتی نظیر خشم ، دوگانگی عاطفی و طرد را نیز نسبت به كودك خود جلوه گر سازند . اگر چه هیچ كدام از دو فرد آزارگر دقیقا مانند هم نیستند اما ، عوامل مشتركی جهت شناسایی آزارگران مستعد وجود دارد . مهم است به خاطر داشته باشیم كه تنها حدود 10درصد خاص و متفاوت از دیگری ، نیازمند می باشند

. یكی از مهمترین عوامل نوع سرپرستی و والدگری است كه كودكان به عنوان « یك كودك »دریافت میكنند . اكثر والدین سوء رفتار كننده خود آزار دیده اند حتی اگر این سوء رفتار واضح و آشكار هم نبوده اما آن را به عنوان امری غیر مطلوب و غیر منصفانه به خاطر میآورند . به نظر نمیآید افراد بدرفتار دارای شخصیت بخصوصی باشند ، در عین حال شماری از والدین بدرفتار خود در هنگام كودكی مورد بدرفتاری قرار گرفته ، طرد شده و محرومیت كشیده اند و شاید آنان تقلید از پرخاشگری را آموخته باشند

و یا شاید محرومیت از محبت مادر ، به طریق خود او ، دوباره در آنان بروز كرده باشد . لانكستر ، اشاره میكند كودكانی كه به این سبك و شیوه رشد م

ییابند ممكن است از تندی و خشونت متنفر باشند ، اما تجربه دیگری از ارتباط را در خانواده ندارند . از سوی دیگر والدین سوء رفتارگر دارای اعتماد به نفس پایین بود و افراد بی اعتمادی میباشند . همچنین گزارش شده كه سوء رفتار جسمی همراه با اعتماد به نفس پایین ، از یك رابطه طولانی مدت بین بد رفتاری جسمی در دوران كودكی و اعتماد به نفس پایین در جوانی حكایت میكند .

مشكل دیگر والدین بدرفتار این است كه از وضعیت تكاملی طبیعی كودك اطلاعات كافی نداشته و از كودكان انتظار دارند كه نقش آنان را به عهده بگیرند ، بدین معنا كه آنها را سرپرستی و مراقبت نمایند . این مفهوم ، واژگونی نقش یا عدول نقش نامیده میشود كه والدین مانند یك كودك عمل كرده و از كودك انتظار دارند كه نقش والد و سرپرست را بازی نماید .

این مطالب مناسبترین جواب برای این سئوال است كه چرا برخی كودكان از سوء رفتار رهایی می یابند درحالیكه برخی دیگر قربانی سوء رفتار میشوند . گاهی عامل تسریع كننده آزار واقعه ای پر استرس نیست ، وظایف معمول مراقبتی و تربیتی كودك نظیر آموزش كنترل دفع ، تكامل در تكلم و مهارتهای كسب استقلال بالقوه میتواند برای والدین بد رفتار دشوار و غیر قابل كنترل باشد . عدم وجود اطلاعات كافی و واقعی والدین از توانایی های تكاملی متناسب با سن كودك این انتظار را به وجود می آورد كه یادگیری باید به طور خودكار ایجاد شود

. برای مثال ممكن است والدین تصمیم بگیرند در سن یكسالگی كودك را جهت آموزش كنترل دفع آماده كنند و انتظار داشته باشند كه كودك در اولین بار روی صندلی مخصوص نشسته و فورا هم كنترل دفع را یاد بگیرد . حال اگر كودك نتواند ، والدینش او را به دلیل عدم انجام رفتار مورد نظر تنبیه میكنند . این مطلب میتواند جوابگوی این مسئله باشد كه چرا اكثر صدمات فیزیكی در طی فعالیت های مراقبتی معمول از كودك نظیر استحمام ، پوشاندن لباس و تغذیه اتفاق میافتد .

ممكن است والدین بدرفتار مهارتهای والدگری را از روی مدلهای غیر عادی فراگرفته باشند ، در این صورت اهداف غیر واقعی داشته و زمانی كه كودك از اجرای آن مطابق با سلیقه و خواسته های آنان عاجز بماند ، مجازات شده و از محبت محروم میگردد .
دلیل دیگر واژگونی نقش انتظار والدین از كودك از پذیرش مسئولیت ، همانند یك فرد بالغ میباشد . برای مثال ممكن است كودكان خیلی كوچك نزد كودك 4-5 ساله جهت مراقبت تنها گذارده شوند ، زیرا والدین تصور میكنند این كودك قادر به مراقبت از كودكان كوچكتر از خود میباشد

.گاه والدین در حفظ كودك از خطر با شكست مواجه می شوند و معتقدند آگاه كردن كودك از خطر كافی است و در صورت عدم آگاهی ، باید با تنبیه او را از خطر آگاه نمود و این تصمیم غالبا منجر به ایجاد صدمات شدید و مهلك میگردد . والدین سوء رفتار گر تصور میكنند كه كودك فردی بزرگسال است و با آنها سر خصومت دارند و میخواهند آنان را آزرده و بر آنها حاكم باشند .

در والدین سوء رفتار گر به طور اعمال دارای تواناییهای محدود اجتماعی بوده و ذاتا نمیتوانندوالدین خوبی باشند همچنین درك و اطلاعات آنها از تكامل كودك ناقص بوده و تنبیه بدنی را برای تربیت كودك ضروری دانسته ونیز در مقابل پرخاشگری كودك ناتوان میباشند والدین سوء رفتارگر غالبا در محیطی جدا از اجتماع زندگی كرده و از برقراری ارتباط با افراد دیگر رضایت چندانی حاصل نمیكنند . بسیاری از افراد بدرفتار بدلیل بی ثباتی زندگی و دگرگونی خانواده از لحاظ اجتماعی طرد شده اند ، دچار تزلزل عاطفی بوده ، تحمل كمی در برابر محرومی

ت داشته و با حداقل تحریك دچار احساسات پرخاشگرانه میشوند و به دلیل همین تزلزل عاطفی ، به همسر یا كودك برای ارضاء نیازهایشان روی میآورند . غالبا افراد مستعد بدرفتاری با یكدیگر ازدواج كرده و هیچكدام نمیدانند كه چگونه با یكدیگر مرتکب شده اند . حال اگر نیازهای آنان توسط دیگران برآورده نشود حساس و خرده گیر میشوند . انتظارات غیر واقعی از دیگران به همراه رفتارهای پرخاشگرانه سبب طرد شدن آنها از اجتماع می گردد والدین بدرفتار به دلیل نیازهای برآورده نشده در جستجوی كسب رضایت از شریك زندگی خود كه ممكن است مثل خود آنها باشد ، بر میآیند .

در چنین شرایطی ممكن است هر والدین سوء رفتارگر باشند یا شریك زندگی فردی غیر فعال و وابسته باشد كه به واسطه عدم مداخله ، از سوء رفتار واقع شده ، چشم پوشی میكند . اكثر مواقع ناسازگاری وعدم توافق زوجین معمول بوده و به استرس خانواده میافزاید . اشخاص بد رفتار غالبا بدلیل ناتوانی در تطابق با نیازهای كودك در جنبه های مختلف تكاملی ، احساس گناه میكنند و این احساس محرومیت ، پریشانی

، گناه و بی یاوری با خشونت همراه میشود پرخاشگری شیوه اولیه پاسخ افراد بدرفتار با دیگران میباشد ، زیرا آنها تنها یك راه را برای مقابله با خشم و ترس و عصبانیت درونی شده میشناسند .
افراد مستعد به سوء رفتار معمولا قادر به حل مشكل خود نبوده ، فشارها و نگرانیهای اندك نیز قادر است آنها را در هم شكسته سبب ایجاد احساس عدم كفایت و كاهش اعتماد بنفس در زمان كوتاهی شده و سبب سوء رفتار می شود .

عدم دسترسی به سیستم های حمایتی و و جود استرسهای تحمیل شده از جانب كودك ، والدین را در معرض فشارهای اضافی قرار داده ، در نتیجه كودك را وسیله ای جهت انتقال محرومیت و اضطراب انتخاب و با او به خشونت رفتار میكنند .
لانكستر : در این زمینه تحریك و بی ثباتی تسریع كننده بوده و فعالیتهای سیستم های حمایتی اجتماعی را در هم میشكند . معمولا والدین بدرفتار برای درمان به چند موسسه مراقبتهای بهداشتی مراجعه كرده و ممكنست قبل از مبادرت به آزار نیز ، شكایات جزئی در مورد فرزندان خود مطرح سازند .
آنها معمولا درباره آسیب و صدمه وارده به كودك از خود نگرانی چندانی نشان ندااده و در رابطه با رشد و تكامل كودك نیز درك و شناختی اندك داشته و عموما در كنترل و مهار انگیزه های آنی خود ضعیف هستند . این والدین ، كم هوش ، مضطرب و فاقد قدرت مقابله با مسائل و مشكلات میباشند .

ج _ خصوصیات كودك
كودك فردی است كه با دیگران تفاوت داشته و منحصر به فرد شمرده میشود اگر چه به طور معمول چند كودك در یك خانواده مورد اذیت و آزار واقع میشوند ، ولیكن معمولا یك كودك بیش از سایرین آزار میبیند ، این كودك به احتمال قوی مبتلا به بیماری مزمن بوده ، در زمان تولد نارس بدنیا آمده ، دارای تغییر شكل جسمانی و فعالیت شدید و بیش از حد میباشد و معمولا نگهداری و تربیت چنین كودكی مشكل تر به نظر میآید .

همچنانكه كودك بزرگتر می شود یاد میگیرد چگونه نیازهای والدینش را با ساكت بودن ، تنها بازی كردن ، ابراز عاطفه به آنها ، انجام اعمال زیادتر از رشد خود و خودكفایی برآورده سازد . اما این موقعیت هرگز برای كودك مناسب نمیباشد . زیرا هر استرسی چون بیماری ، تولد كودكی دیگر ، نیاز مالی و غیره این تعادل ناپایدار و واژگونی نقش بین كودك و والدین را بر هم می زند شواهد نشان میدهد ، كودكانی كه مورد بدرفتاری قرار میگیرند ، رفتارهای ناسازگار بیشتری از خود نشان داده و رفتارهای ناپسندی چون خودسری ، منفی بافی ، بی عاطفه گی و وحشت آفرینی از خود نشان می دهند . كودكانی كه مورد آزار واقع شده اند بسرعت یاد میگیرند كه رفتارهای خود را در جهت بدرفتاری سوق دهند . آنها از طریق یكی از دو روش زیر یا تركیبی از هر دو ، با والدین خود ارتباط برقرار مینماید .

كودك آنچه را میآموزد كه والدینش بر طبق آن اندیشیده و رفتار میكنند . كودك از سنین پایین یاد میگیرد كه با آوردن قهوه ، سیگار و ; توجه والدین را جلب نماید .
كودك یاد میگیرد كه توجه به والدین خود را زمانی كه نامهربانند جلب كند .
والدین كودك را جهت اجتناب از فراموشی مورد سوء رفتار قرار داده و احساس میكنند هر توجهی از عدم توجه بهتر است . كودك یاد میگیرد كه با تندی و خشونت میتواند شریكی محبوب باشد ، همچنین كتك زدن یا استفاده از نیروی فیزیكی صحیح ، بمورد و روا میباشد . گاهی اوقات كودك تصور میكند كه والدین از او نفرت دارند ، مورد سوء رفتار قرارمیگیرد، در حالیكه در همان زمان خواهر یا برادر كوچكتر تمام توجه والدین را به خود اختصاص داده

. معمولا یك كودك در خانواده بدرفتار قربانی می شود . در صورت دور ساختن كودك از محیط خانواده ، جهت حفاظت وی ، والدین بسرعت قربانی دیگری را جایگزین میكنند به دلیل مختل شدن ارتباط بین والدین و كودكان بدرفتاری محدود به یك كودك نمیشود و با ترك كودك قربانی از محیط ، كودكان دیگر خانواده از این مسئله در امان نمیمانند ، مگر اینكه والدین در یادگیری مهارت های جدید مراقبتی ، رسیدگی به نیازهای و رهایی از محرومیتهای اجتماعی یاری شوند.
كودك آزار دیده با توجه به سن خود در مراقبت از والدین و در پاسخگوی به نیاز آنان در تهیه معاش ، لیاقت و توانایی زیادی را از خود نشان میدهد و برای كسب اطمینان مجدد ، در موقعیتهای ناآشنا ، به چهره والدین خویش نگاه نمیكنند . عده از كودكان نیز دارای نگاهی خیره و مات بوده حتی در خلال روشهای تهاجمی پزشكی نیز واكنشی از خود نشان نمیدهند آنان ممكن است هنگام تنبیه شدن گریه نكنند . بعضی از كودكان باهوش تر از والدین خود بوده كه این موضوع سبب ایجاد خصومت بین والدین و كودك میگردد .

عوامل دیگری كه سبب سوء رفتار با كودك میگردد عبارتند از
بهره بر داری اقتصادی
گاهی اوقات اعضای خانواده جهت دستیابی به اموال و دارایی كودكی كه تحت سرپرستی آنها قرار دارد نسبت به وی غفلت نموده یا وی را مورد سوء رفتار قرار میدهند « این امر در مورد كودكانی كه والدین خود را از دست داده اند صادق میباشد »
در بعضی از مواقع عنوان كودك معلول ، ناتوان عقب مانده را به او نسبت داده یا در صدد از بین بردن و از طریق استفاده از سموم و یا ایجاد حریق هستند .
مصاحبه با والدین

در هنگام مصاحبه با والدین كودكانی كه دچار آسیبهای مشكوك و غیر تصادفی هستند ، انتخاب روشی مبتنی بر درك و همدلی امری لازم و ضروری میباشد . هم چنین آگاهی از امكانات و تسهیلات اجتماعی و روانشناسی در امر پیشگیری از بدرفتاری با كودكان به شخص مصاحبه گر كمك میكند تا یك روش مناسب ، عینی و بدون سوگیری را در رابطه با والدین انتخاب نماید . اعتراف گرفتن از والدین در صورت وقوع اذیت و آزار بی مورد است .
نقش غربالگری
غربالگری باید قبل از تولد ، بعد از تولد و در فواصل معینی از مراحل رشدو تكامل كودك انجام پذیرد و در صورت شناسایی خانواده های در معرض خطر ، همچنین عوامل شایع بالقوه و فشارهای روانی كه منجر به سوءرفتار توسط اعضای خانواده نسبت به كودك گردیده آگاه شد تا حمایت های لازم جهت پیشگیری را انجام دهد . كنترل موقعیت سوء رفتار با كودك بسیار دشوار بوده و به راهكارهای متعدد تربیتی و ذهنی نیازمند میباشد .
نقش مراقبتی

كودك و والدین او نیازمند مراقبتهای بهداشتی ، درمان جراحات جسمی ، عاطفی ، روانی اتخاذ تدابیر درمانی برای خانواده و روان درماین برای افراد سوء رفتار گر از اموری است كه بعهده پرستار بهداشت می باشد .
هدف حفاظت كودك، حمایت و نوتوانی والدین و برگرداند كودك به خانواده در صورت وجود امنیت در خانه می باشد .
نقش آموزشی

پرستاران قادرند با حمایت والدین و آموزش درباره روشهای كنترل فشار ، شناخت فرایند روش و تكامل ، همچنین شناخت نیازها و تمایلات كودكان وجود منابع حمایتی در جامعه به اعضای خانواده در انتخاب روشی مناسب در برخورد با كودك كمك نماید .
نقش پژوهشی و رهبری

با توجه به دلایلی اصلی محدودیت و عدم موفقیت در برنامه های پیشگیری از سوء رفتار ، كمبود تحقیقات و اطلاعات آماری در ارتباط با سوء رفتار می باشد . یكی از نقشهای پرستاری تحقیق و بررسی موارد سوء رفتار ، علل ایجاد مشكل و یافتن راههای مناسب حل مشكل میباشد . پرستاران افراد مناسب جهت نقش رهبری در آموزش و تربیت نیروهای انسانی ، سیاستگذاری در جهت تداوم و گسترش كمك به كودكان در جلوگیری از سوء رفتار میباشند . همچنین مسئولیت رهبری گروههای داوطلب معمولا به عهد پرستاران میباشد .

نقش مشاوره ای
یكی دیگر از نقشهای موفقیت آمیز پرستار بهداشت در پیشگیری از سوء رفتار نقش مشاوره ای است ، پرستار میتواند با شناخت عوامل ایجاد خشونت و سوء رفتار بر اساس اهداف كوتاه مدت و دراز مدت برنامه مشاوره با خانواده را طراحی نماید . مشاوره با هدف ایاد روابط متعادل در خانواده و همچنین جلب توجه اعضای خانواده به رفع نیازهای جسمی و روانی دیگر اعضاء و كودكان ، سد محكمی در برابر خشونت و سوء رفتار محسوب میگردد . ارتباط مداوم پرستار با والدین و دیگر اعضای خانواده یك مكانیسم موثر جهت كاهش سوء رفتار میباشد .
پرستار به عنوان عامل تغییر در سه سطح اول ، دوم ، سوم پیشگیری مراقبت ارائه میدهد .

پیشگیریهای سطح اول
پیشگیر اولیه از سوء رفتار اقداماتی است كه پیش از شروع سوء رفتار صورت میگیرد و امكان بروز بعدی سوء رفتار را از بین میبرد .
زمانی كه مسئله قابل پیش بینی باشد مطرح میگردد، زیرا نمیتوان با قاطعیت پیش بینی كرد كه سوء رفتار چه زمانی اتفاق خواهد افتاد . پرستاران بهداشت جامعه بدلیل فعالیت در موقعیت های گسترده ای چون خانه ، مدرسه ،كارخانه ، درمانگاه قادرند قربانیان پنهان سوء رفتار را شناسایی كنند . این مرحله از پیشگیری شامل تقویت افراد و خانواده ها جهت مقابله و تطابق موثر با عوامل تنش زای متعدد زندگی میباشد بطوریكه بتوانند عوامل مخربی كه آنان را به سمت خشونت و سوء رفتار سوق میدهد را كاهش دهند . پرستاران بهداشت جامعه فرصت هایی متعددی جهت آموزش توانایی های والدگری به والدین دارند . آموزش مهارتهای اولیه ایی چون مراقبت از كودك ، تغذیه ، ساكت كردن و جنباندن كودك میتواند در كلاس ، خانه یا ملاقات در درمانگاه صورت پذیرد . این والدین نیاز به آموزش در این موارد را دارند تا بدون سوء رفتار با كودك او را پرورش دهند .

این نوع پیشگیری مستلزم برپایی دوره های آموزش بهداشت اجتماعی بویژه در مدارس دوره راهنمایی و متوسطه ، توام با موضوعاتی در خصوص نحوه پدر و مادر شدن ، رشد و تكامل ، پیشگیری از بارداری و نیز توسعه ارتباطات میباشد . دوره های آموزشی دیگر جهت ارتقاء نقش والدینی عبارتند از :
آموزش در دوران بارداری – بعد از تولد جهت مراقبت از نوزاد ، دوره های آموزشی مراحل رشد كودكان زیر یك سال و كودكان نوپا .

همچنین خدمات حمایتی اجتماع نظیر گروههای خودیاری ، كودكستان ها ، خطوط مستقیم تماس تلفنی و خدمات مشاوره ای جهت كاهش استرسهای والدین به امر پیشگیری اولیه در مورد سوء رفتار با كودكان كمك میكند . تشویق به همجواری مادر و نوزاد بعد از وضع حمل در مراكز تسهیلات زایمانی ، ملاقات طولانی با نوزاد نارس به افزایش فرآیند پیوند و دلبستگی بین والدین و فرزند كمك مینماید .

نلسون در این زمینه مینویسد پیشگیری نوع اول از اركان مهم این برنامه است و هدف آن منحصرا مبارزه با بدرفتاری نیست بلكه آگاهی از رشد و مهارتهای كودك احتمال بدرفتاری را هنگام مواجهه با مشكلات كمتر خواهد كرد . به همین دلیل انتظار میرود با كاهش فشار وارد بر خانواده ، كنترل كودكان نیز آسانتر صورت پذیرد . از طریق این گروهها برای والدین فرصت های فراهم آمده و از آنان حمایت میشود ، تا بتوانند درباره مشكلات خود به گفتگوی پرداخته و سبكهای مراقبت و سرپرستی از كودكان را فراگیرند .
پرستار بهداشت جامعه باید نیازهای بهداشتی خانواده را تعیین كرده و به آنها كمك كند تا برای نیازهای فردی خودشان روش های مراقبت از خود را به كار گیرند .

آموزش در مورد حوادث محیط منزل ، مكانهای تفریحی كه كودكان را تهدید میكند .
آموزش در جهت آگاهی یافتن از عوامل خطر در زندگی، بازدید منزل در زمان تولد جهت بررسی نیازهای بهداشتی مادر یا خانواده و آموزش جهت سلامت نوزاد تقویت علاقمندی در مورد رعایت بهداشت فردی و آموزش عادات بهداشتی از دیگر مواردی هستند كه در پیشگیری اولیه باید به آن توجه شود .
پیشگیری سطح دوم
هدف : متوقف یا محدود كردن پیشرفت بیماری یا صدمات ایجاد میباشد ، همچنین از بروز عوامل و معلولیت های حاصله پیشگیری بعمل آید به عبارتی در این مرحله از پیشگیری پرستاران میتوانند تدابیری پیشگیری را جهت محدود كردن و یا خاتمه دادن به سوء رفتارهای بعدی آغاز نمایند .

با انجام بررسی های بهداشتی و شناسایی خانواده های سوء رفتارگر ، فراهم آمدن حمایتهای اجتماعی ومشاوره ای ، افزایش بازدیدهای منزل ، تشویق وحمایت خانواده و دوستان ، همكاری با نهادها و موسسات اجتماعی وجهت كمك به كاهش مشكلات خانوادگی ، اجتماعی این خانواده ها امری الزامی است . اعضای خانواده باید به پرستار اطمینان داشته و پرستار نیز با نگرشی بی طرفانه آنها را پذیرفته ودرك نماید .
اقدامات پرستاری با تشریك مساعی والدین و ارائه راه حلهای مناسب بررسی و حل مشكلات مطرح شده در هنگام مواجهه با بحران در خانواده انجام می شود . پرستار باید مددجو را تجربیات ، نگرشها و ارزشهای گذشته مواجه نمود . و از سوی دیگر رفتارهای ضد اجتماعی منجر به آزار رسانی را شناسایی نماید .

رفتارهای ضد اجتماعی عبارتند از :
افسردگی
احساس اندوه و فقدان بعد از مرگ فرد مورد علاقه
تنهایی و فقدان سیستم حمایتی
بی خانمانی ونداشتن سرپناه

وجود تاریخچه ای از تمایل به خودكشی و رفتارهای تجاوزكارانه
بیكاری طولانی
وجود و یا استفاده از اسلحه و بازداشتهای قبلی
سابقه فرار از منزل یا بازداشتگاه
تصادف اتومبیل
وجود مشكلات جسمی و روانی در فرد

نلسون میگوید در برنامه پیشگیری سطح دوم ، به خانواده های توجه میشود كه احتمال بروز بدرفتاری در آنها بسیار زیاد بوده یا پیش از این بدرفتاری با كودك را آغاز كرده اند . با پیشرفتهای اخیر در تشخیص نظری این پدیده متخصصان توانایی آن را یافته اند والدینی را كه به احتمال زیاد با كودكان بدرفتاری میكنند ، كودكان آسیب پذیر و محیطهای پراسترس را شناسایی نمایند .

ماهیت مسئله و پیامدهای قانونی آن تلاشهای پیشگیرای را مشكل میسازد . كودكان در معرض بدرفتاری را میتوان به طور قانونی از والدینشان جدا كرد با توجه به این مسئله كه والدین این كودكان هیچگونه همكاری جهت اصلاح رفتار خود ندارند حتی به طور غیر مستقیم به در خطر بودن كودكانشان اشاره نمیكنند .

گاهی نیاز است كه اهداف دراز مدتی برای خانواده های سوء رفتارگر طراحی شود . از آنجایی كه گستردگی خانواده امروز بسیار كم شده یك دوست نزدیك میتواند نقش حیاتی در خانواده ایفا نماید وحمایت و محبتی را كه اعضای خانواده نیازمند فراهم نماید چرا كه هدف اصلی درمان برقراری رابطه ای مثبت بین اعضای خانواده و كودك تقویت اعتماد به نفس و تغییر عادات و نگرشهای كهنه میباشد كه فرد حمایتگر میتواند انجام دهد . معمولا رهبری این تیم را پرستاران به عهده میگیرند .

پیشگیری سطح سوم
هنگامی كه فرآیند سوء رفتار از مراحل خود فراتر رود می توان در مرحله سوم پیشگیری اقداماتی را انجام داد تا امنیت و سلامت خانواده را حفظ نمود .
به طور كلی پیشگیری نوع سوم شامل خدمات گسترده با تاكید بر اقدامات درمانی و ارجاع میباشد كه هدف آن بكارگیری همه تدابیر موجود برای كاهش یا محدود كردن عوارض ناشی از سوء رفتار است .
پرستاران بهداشت جامعه باید از منابع در دسترس جامعه و نگرشهای آنان جهت قربانیان سوء رفتار آگاهی داشته باشند تا از آسیب مجدد به كودكی كه یكبار دچار آسیب شده جلوگیری نمایند ، این امر با تحویل كودك به دیگری به عنوان فرزند خواندگی با حكم دادگاه حاصل میشود . تا زمانی كه خانواده از طریق مشاوره روانشناسی وكلاسهای مربوط به رشد و تكامل كودكان ، مورد بازپروری قرار گیرند، افراد معینی روزانه این خانواده سركشی میكنند این افراد به عنوان یاری دهندگان ،حمایت كنندگان مالی و كاهش دهندگان استرس در خانواده عمل میكنند.

مارلو می گوید پرستاران میتوانند در زمینه بهداشت عمومی یا در كنفرانسهای مربوطه به خانواده و كودك ، نقش آموزش تاثیر داشته باشند . بیمارستان نیز در برابر افراد مستعد به بیماریهای روانی (هیستری نظیر مادران كم سن و سال 13-19) یا متاركه كرده عامل پیشگیری مهمی محسوب میشوند .
پرستاران قادرند مانع بحرانی شدن ارتباط بین مادر و كودك شده ، سریعا علائم سوء رفتار را دریافته و وی را به یك موسسه حمایتی ارجاع دهند .
مسئله مهم و قابل توجه این است كه خطر بروز مجدد سوء رفتار از طرف والدین اصلاح شده همیشه وجود دارد .
بنابراین آموزش و ایجاد روابط متعادل در خانواده و توجه روانی ، جسمانی افراد به یكدیگر جهت رفع نیازبهای متقابل میتواند سد محكمی در برابر بروز مجدد سوء رفتار باشد .

شناخت خانواده ، یافتن مشكلات و كمك به حل آن از مسئولیتهای پرستار است وی هم چنین با شناخت عوامل خشونت و سندرم ضرب و شتم كودك بر اساس اقدامات كوتاه مدت و طولانی مدت برنامه ریزی قابل اجرایی تنظیم مینماید .
این مسئله باید همواره مد نظر باشد كه والدین هرگز به دلیل اینگونه اعمال خشونت آمیز نباید سرزنش شده و مورد توبیخ و تنبیه قرار گیرند .
لازم است پرستاران موارد مشكوك به بدرفتاری را به مسئولین گزارش نمایند چرا كه كوتاهی در این امر ممكن است منجر به صدمه جدی بعدی یا مرگ كودك و از سوی دیگر مجازات قانونی برای پرستاری گردد ، همچنین بواسطه هشدارهای قانونی از حفاظت كودك باید اطمینان حاصل كرد.

نقش اجتماعی : این نقش بواسطه تمركز بر روی فرد بدرفتار به عنوان یك انسان ایجاد میشود ، نظیر فراهم آوردن فرصتهایی مناسب جهت صحبت درباره علائق و كارهای لذت بخشی كه تاكنون انجام داده است . سوء رفتار ممكن است از مهارتهای اجتماعی فردی نادان و بی منطق باشد پرستار باید از فرصت های مناسب در محیطی سالم جهت تمرین اجتماعی شدن اینگونه افراد استفاده كند . البته این نشان دهنده این نیست كه پرستاران فقط با مددجویان صحبت میكنند بلكه با شناسایی كمبودهای آنان در صدد رفع مشكلات آنان نیز بر میآیند و با رفع نیازها و حل مشكلات آنها ارتباط همراه با اعتماد و آسایش بین مددجو و پرستار برقرار میگردد .

گزارش موارد سوء رفتار
گزارش كلیه موارد مشكوك به سوء رفتار و غفلت به مقامات ذیربط در آمریكا امری اجباری است .
معمولا پزشكان بدرفتاری با كودك را گزارش میدهند اما در حالات مختلف افراد غیر حرفه ای و غیر متخصص نیز میتوانند چنین مواردی را گزارش كنند. كلیه اشخاص گزارش كننده نیز بواسطه داشتن مسئولیت ، از پیگرد قانونی دادگاه مصون هستند . قصور در گزارش موارد مشكوك میتواند منجر به تعقیب قانونی شود . عموما موارد مزبور به مراكز حمایت از كودكان در هر ناحیه گزارش میشود . اهداف اینگونه مراكز حمایتی رسیدگی و پیشگیر ی از بدرفتاری با كودكان و فراهم نمودن خدمات اجتماعی جهت بازپروری والدین بدرفتار میباشد.

تعاریف قانونی
حكم توقیف توسط پلیس بمدت 72 ساعت هنگامی گرفته میشود كه این نگرانی وجود داشته باشد كه امكان اینكه والدین پیش از اتمام بررسی های اولیه به همراه كودك فراركننده یا دوباره آسیبی به كودك رسانند یا از بستری شدن كودك در بیمارستان خودداری نمایند.
تاریخچه كودك آزاری : صفحه 17 از كتاب كودك آزاری در ایران تالیف : سعید مدنی كودك آزاری قدمتی تقریبا معادل تاریخ بشر دارد . بابلیان و مردم روم باستان دختركان خود را وقف معابد می كردند ، این كودكان اكثرا در معرض سوء استافده جنسی قرار میگرفتند . در روم قدیم كشتن فرزندان حق قانونی والدین بوده اعراب در دوران بدویت و پیش از پذیرش اسلام ، دختران را زنده به گور میكردند ، در چین نیز فروش دختران امری رایج بود .

لباس هایی دخترانه پوشیده و علاوه بر ارائه خدمات عمومی بهداشت كه غالبا متعلق به دربار جود پسران كوچك نیز قرار میگرفتند . اصطلاحات « بچه مطرب » ، « امر دباز » و « امردبازی » كه در ادبیات عامیانه آن دوران متداول گردید ، فصل مهمی از تاریخ اجتماعی ایران را تشكیل میدهند .

صفحه 19 و 18 از كتاب : كودك آزاری در ایران تالیف : سعید مدنی ( تهفرخی ) در ایران بجز برخی موارد حاد آزار و یا قتل كودكان كه در جراید منتشر شده گزارش مشخصی از وضعیت آزار كودكان در گذشته ارائه نشده است اما در هر حال در ایران حساسیت ویژه محافل علمی یا بهداشتی خصوصا بهداشت روان نسبت به این مشكل اجتماعی ، عمدتا محدود به یك دهه اخیر است . یكی از معدود موارد آزار و قتل كودكان كه در گذشته نسبتا دور انعكاس قابل توجهی در افكار عمومی داشت و هنوز هم در خاطره ها جای معروف به « اصغر قاتل » بود .

این مرد 42 ساله در سال 1313 به جرم ارتكاب جنایت ها و قتل های متعدد و مراجعه میكردند . اغوا میكرد و به خرابه های جنوب تهران میكشاند و پس از سوء استفاده و آزار جنسی ، آنان را به قتل میرساند . پدر « اصغر قاتل » نیز دزد و راهزن بود و نزدیك به 40 نفر را به قتل رسانده بود وی در بازجویی های خود گفته بود : « تا آنجا كه یادم هست ، همیشه از زنها بدم میآمد ولی در عوض عشق و علاقه عجیبی به پسربچها داشتم : » اصغر در 22 سالگی نیز به جرم همجنس گرایی به زندان محكوم شده و در این زمینه گفته است : « در 22 سالگی به جرم همجنس گرایی به زندان محكوم شدم . پس از آزادی تصمیم گرفتم كه از این پس ، كودكان را پس از كامجویی به قتل برسانم . به قدری از این عمل لذت میبردم كه حد و وضعی بر آن متصور نبود

، مخصوصا پس از آنكه خون قربانیان خود را میخوردم ; » در هر حال حساسیت مجامع علمی و همین طور مدیران وصاحب نظران بهداشت روان نسبت به پدیده آزار كودكان و جستجوی راهكارهایی برای كنترل وكاهش آن در ایران عمدتا به یك دهه اخیر محدودمیشود .

صفحه 20 همان منبع بالا كودك آزاری چیست ؟ ( child abuse )
هر گونه آسیب جسمی یا روانی ، سود استفاده جنسی یا بهره كشی و عدم رسیدگی به نیازهای اساسی افراد زیر 18 سال توسط دیگر افراد و به صورتی كه غیر تصادفی نباشد . كودك آزاری تلقی میشود . اگر چه این تعریف تلاش كرده تا همه وجوه و ابعاد آزار كودكان را توضیح دهد ، اما در هر حال بسیاری از مفاهیم مندرج در آن ممكن است در بین صاحب نظران اختلاف برانگیز باشد در واقع با توجه به اهداف وكاربردهای متنوع ، تعاریف متعددی از آزار و خشونت ارائه شده است . (امری ولا و من بیلینگر ، 1988) انجمن روانپزشكی آمریكا در چهارمین دفترچه راهنمای تشخیص دور آماری اختلالات روانی مطرح شده اند ، عبارتند از :
سوء رفتار جسمی با كودك ، سوء رفتار جنسی با كودك ، مسامحه در مورد كودك بدرفتاری با كودك یك اصطلاح كلی است كه بیشتر توسط روانپزشكان كودك مورد استفاده قرار میگیرد (قابلان و سادوك ، 1988)

صفحه 21: در هر حال كودك آزاری طیف وسیعی از رفتارهای آسیب رسان از قبیل عدم برآوردن نیازهای اولیه كودك ، غفلت از مراقبت های بهداشتی ، فقدان رشد كافی ، تنبیه و بدرفتاری فیزیكی ، سوء استفاده جنسی و سوء رفتار هیجانی و آزار روانی را شامل میشود . مطابق تعریف سازمان بهداشت جهانی ، كودك آزاری عبارتست از آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی كودك به دست والدین یا افرادی كه نسبت به او مسئول هستند .

كودك آزاری جسمی (physical child Abuse) چیست ؟ همانند كودك آزادی ، در تعریف كودك آزاری جسمی نیز نظر واحدی وجود ندارد . در واقع تعاریف كودك آزاری جسمی عمدتا تحت تاثیر مسائلی نظیر : 1) قوانین و مقررات حقوقی مربوط به بزه دیدگی اطفال ،
2) ارزش های فرهنگی خصوصا در زمینه تربیت اطفال و تنبیه و مجازات آن
3)استعدادهای زیست شناختی قرار میگیرند .

1 صفحه 22 : آزار جنسی توسط سرویس های خدماتی پیشگیری از كودك آزاری ( 1988) اینگونه را تعریف شده است : « جراحت جسمانی كودك زیر 18 سال توسط فردی كه مسئول نگه داری و محافظت كودك است ، تحت شرایطی كه نشان دهد بهداشت و بهزیستی كودك در معرض خطر یا تهدید است » جلیلی و باقری یزدی ( 1380) در جمع بندی نهایی خود آزار جسمی را اینگونه تعریف كرده اند :
سوء رفتار جسمانی را ایراد صدمه مستقیم . صفحه 23 ( مانند ضرب وشتم وسوزاندن ) ، غیر مستقیم ( مثل هل دادن و پرت كردن ) و یا مسموم ساختن كودك توسط یكی مراقب نیز تعریف میكند كه عمدتا با علائم ذیل مشخص میگردد :
1_ سوختگی ، خون مردگی ها خراش ها ، پارگی ها و سوراخ شدگی ها
2_ شكستگی ها ، در رفتگی ها و قطع عضو ناشی از بستن محكم كودك

3_ وجود تغییرات هوشیاری ناشی از مسمومیت و یا ضربات وارده بر جمجمه به این ترتیب آزار جسمی به هر علمی كه منجر به آسیب عمدی جسمی كودك شود اطلاق شده است این آسیب ها ناشی از تنبیهات شدید جسمی یا تنبیهات غیر موجه میباشد . همچنین شامل حمله آگاهانه وعمدی به كودك مثل سوزاندن ، گاز گرفتن ، بریدن ،هل دادن ، تابیدن اندام ها ، شكنجه ، ضربات ، زخم ها و شكستگی ها میشود .

كودك آزاری جنسی (sexual child abvuse) چیست ؟ آزار جنسی ، درگیر نمودن كودك در فعالیت هایی است كه منجر به ارضاء جنسی افراد بزرگسال می شود . مركز ملی كودك آزاری،سوء استفاده جنسی را تماس ها یا تعاملات بین كودك و فرد بالغی میداند كه كودك را به منظور صفحه 24 : تحریك جنسی مورد استفاده قرار داده است . این سوء استفاده یا انتفاع جنسی شامل میباشد و به انواعی مانند بدرفتاری جنس تعرض جنسی ، زناء با محارم ، تجاوز و روسپیگری كودكان تقسیم میگردد آزار جنسی توسط افراد خانواده ، آشنایان و یا بندرت توسط افرادغریبه صورت میپذیرد ( هاتفی ) بنا بر نظر جلیلی ( 1374) كودك در هر سنی میتواند مورد سوء رفتار جنسی قرار گیرد اما مهاجم معمولا حداقل 5 سال بزرگتر از قربانی است . همچنین لااقل یك سوم كودكانی كه مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند ، تحت آزار جسمی وغفلت بوده اند .

بدرفتاری جنسی با كودك به صورت هر گونه تماس جنسی ناخواسته فرد بالغ با كودك تعریف شده است . ولی در مورد شرط ناخواسته بودن آن ، اتفاق نظر وجود ندارد . طبق تعریف دیگری بدرفتاری جنسی با كودك عبارتست از :
1_ به كار گیری ، استفاده ، اغوا ، تشویق ، واداشتن كودك به درگیر شدن با هر گونه رفتار روشن جنسی یا نمایش اینگونه رفتار
2_ تجاوز ، تماس جنسی ، فحشاء یا هر گونه بهره برداری جنسی دیگر از كودكان از دیدگاهی دیگر آزار جنسی این طور تعریف شده است : « عمل تحمیلی جنسی بر علیه كودكی كه فاقد تحول شناختی ، هیجانی و جسمی است »

صفحه 25 : كر و گمان نیز معتقدند آزار جنسی درگیر ساختن كودك در فعالیت هایی جنسی است ، به طوری كه كودك در كی از آن رابطه نداشته و توانایی آمادگی جهت برقراری این رابطه را نداشته باشد یا این كه بر خلاف محرمات اجتماعی یك جامعه باشد محمد نانی ( 1380) پنج ویژگی را در تعریف آزار جنسی ضروری میداند :
1_كودك عموما آن را دوست ندارد 2_ ارضاء جنسی خود آزار دهنده هدف اصلی آزارست 3_ در این رابطه یك تفاوت سنی و قدرتی وجود دارد كه این مسئله به طور موثری رضایت از رابطه را از بین میبرد. 4_ فعالیت جنسی معمولا پنهان ، همراه با توطئه چنینی قبلی واعمال زور از جانب فرد قدرتمند است
5_ گاهی اوقات به نظر می رسد كه به دلیل عدم ارضای نیازهای شدید كودك به حمایت فیزیكی ، عاطفی ، توجه و وابستگی او تمایل به پذیرش ، شروع و حفظ رابطه دارد.

صفحه 30 _ كودكان در چه سنی بیشتر مورد آزار قرار میگیرند؟ كودك در هر سنی ممكن است در معرض آزار قرا رگیرد . به عبارت دیگر طیف سنی كودكان آزار دیده به قدری گسترده است كه به سختی میتوان آن را منحصر به محدوده مشخصی كرد ، از دوران شیرخوارگی ، نوزاد ممكن است مورد انواع آزار یا غفلت دیگران واقع شود . تكان های شدید نوزادان برای خوابانیدن یا ساكت كردن گریه های آنها ، بارها منجر به مرگی ناگهانی شان شده است چه بسیار خردسالانی و یا كودكان بی دفاعی كه تنها به دلیل عدم توانایی دفاع از خود یا نداشتن زبانی گویا برای بیان نیازهای عاطفی شان ، قربانی سوء رفتار دیگران شده اند .

همچنین گزارشات فراوانی از سوی نوجوانان و كودكان بالغ درباره آزارشان توسط بزرگسالان منتشر شده است در گزارش از 25 مورد عینی از نمونه های كودك آزاری كه در طول 10 سال ( 1346 تا 1356) به بیمارستان سینا واقع در شهر تهران مراجعه كرده اند ، بیشترین ضایعات در اطفال بزرگتر از سن سه سالگی مشاهده شده است .

پژوهشی كه با هدف بررسی میزان پیشینه كودك آزاری و بی توجهی در دبیرستان های دولتی تهران انجام شده 2240 نفر دانش آموز دبیرستانی (شامل 1175 دختر و 1065 پسر ) با دامنه سنی 14 تا 18 سال را از نظر انواع آزار مورد بررسی قرار داد . در این مطالعه بیشترین سن وقوع آزار 11-15 سال گزارش شد كه 51/4 درصد سنین وقوع آزار را تشكیل میداد . براساس همین تحقیق 12/7 درصد دانش آموزان ، سن وقوع آزار را پیش از 6 سالگی گزارش نمودند، 19/5درصد 7 تا 10 سالگی و 16/4درصد 16تا 18 سالگی را به عنوان سن وقوع آزار ذكر كردند ، ( نوروزی ، ) 372صفحه 31 خضروی ) 1375) نیز با هدف بررسی كودك آزاری جسمانی ، 1800پرونده مربوط به كودكان مراجعه كننده به مركز شهید اسماعیلی در طول سالهای 1374 تا 1380را مورد مطالعه قرار داد . مطالعه بین سنین 8تا 12سالگی قرار داشتند و میانگین سن آنان نیز برابر 8/88 سال بود .

 

صفحه 37 : پسران یا دختران ، كدام یك بیشتر ازار داده میشوند ؟ بررسی تاثیر جنسیت بر كودك آزاری از مسائل مورد علاقه پژوهشگران بوده است . در پژوهش ها تلاش شده به مسائلی نظیر سؤالات زیر پاسخ داده شود . جنسیت كودكان تا چه حد در فراوانی و نوع كودك آزاری تاثیر گذار است؟ آیا تفاوت های جنسیتی منجر به تفاوت در میزان و شدت و نوع كودك آزاری می شود؟
كودك به صرف دختر یا پسر بودن آیا الگوی یكسانی از آزار را تجربه میكند ؟

نوروزی (1372) در مطالعه8 ای كه بر روی 1175دختر و 1065 پسر 14 تا 18 ساله انجام داد دریافت كه در گروه سنی مورد مطالعه دختران به طور معنی داری بیشتر از پسران مورد آزار عاطفی ، آزار جنسی و غفلت قرار گرفته اند . در این مطالعه میزان شیوع آزار جسمی بین دختران و پسران تفاوت معنی داری نداشت در مطالعه ای كه صفوی (1374) انجام داد ، یافته ها بر این امر دلالت داشت كه 76 درصد بچه های قربانی سوء رفتار جسمانی ، پسر و 24 درصد آنها دختر بوده اند . این تحقیق در درمانگاه شهید اسماعیلی از سال 1372 تا 1373 بر روی پرونده های اطفال مراجعه كننده به این درمانگاه صورت پذیر فت . صفحه 40 بر اساس نتایج حاصل از تماس تلفنی 1050 نفر با صدای مشاور در سال 1380 مشخص شود كه 357 نفر آنان مورد انواع آزار قرار گرفته اند ، كه 57 درصد آنان را دختران و 43 درصد را پسران تشكیل می دادند .

) قاسم زاده ، 1380) بررسی دیگری كه توسط محمد خانی وهمكاران در سال1380 بر روی دانش آموزان دوره راهنمایی شهر تهران صورت گرفت نشان دادكه میانگین نمرات آزارعاطفی در دختران به طور معنا داری بالاتر از پسران میباشد به عبارت دیگر دختران بیشتر از پسران آزار عاطفی را گزارش كرده اند . از سوی دیگر پسران نسبت به دختران درجات بیشتری از آزار جسمانی ومورد غفلت واقع شدن را گزارش كرده اند میانگین نمرات آزار جنسی نیز در دختران بالاتر از پسران بود

صفحه 50 نسبت كودك آزار دیده و فرد آزار دهنده : آزارهایی كه توسط كودكان گزارش میشود اعم از انواع آزار جسمی ، عاطفی و جنسی و غفلت از سوی چه كسانی اعمال میگردد ؟ آزارهای جسمی شدیدی كه عواقب آنها كودك را به درمانگاه ها یا بیمارستان ها میكشاند ، و حتی آزارهای بسیار شدیدتر وكشنده ای كه مرگ كودك را در پی دارند ، در اكثر قریب به اتفاق موارد از سوی افراد سادیستیك (sadistic) وروان پرینش پراكنده در جامعه و همچنین نامادری ها و ناپدری های بی رحمی كه تعلق خونی و عاطفی با كودك ندارند ، صورت نمیگیرد بلكه در تاریخچه بیشتر این آزارها رد پای یك والد یا فردی است كه به كودك نزدیك بوده و انتظار مراقبت و حمایت از كودك توسط وی میرفته است

. مطالعات نشان داده اند كه در اكثر موارد اقدام كنندگان به كودك آزاری ) به ویژه آزارهای جسمی ، عاطفی و غفلت) والدین كودك هستند و مواردی كه شامل بیگانگان وغریبه ها میشود در صد كوچكی از كل موارد را در بر میگیرد . تحقیقات دیگر نیز حكایت از آن دارند كه برادران و خواهران نیز از دیگر اقدام كنندگان به كودك آزاری در خانواده ها هستند . همچنین با وجود كلیشه های اجتماعی كه معمولا كودك آزاری را با فرزندخواندگی همبسته میدانند . داده های بدست آمده از گزارش های رسمی ، وجودی كه خطر كودك آزاری را در فرزند خوانده ها ، نشان داده است ، اما بر این رابطه صحه نمیگذارد ( بوالنهری 1377(

صفحه 113: بررسی میزان رابطه تحصیلات والدین و كودك آزاری ، در مطالعات مختلف نتایج كم و بیش مشابهی را نشان میدهند . اسداللهی (1374) در مطالعه سوء ر فتار والدین در مدارس ابتدایی شهر تبریز به منظور بررسی ارتباط بین میزان تحصیلات والدین با سوء رفتار جسمی ، روانی و انواع غفلت ( آموزشی ، جسمی و روانی ) میزان تحصیلات پدر ومادر را به طور جداگانه به سه دسته بی سواد و ابتدایی ، راهنمایی ومتوسطه ، دیپلم و بالاتر تفكیك نموده و پس از محاسبات آماری لازم به ارتباط معنا داری بین سطح تحصیلات پدر با انواع سوءرفتار باكودكان و همچنین ارتباط معنا دار میان میزان تحصیلات مادر با انواع سوء رفتار به غیر از آزار روانی دست یافت .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق در مورد آموزش بزرگسالان در سوئد با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق در مورد آموزش بزرگسالان در سوئد با word دارای 20 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق در مورد آموزش بزرگسالان در سوئد با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق در مورد آموزش بزرگسالان در سوئد با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق در مورد آموزش بزرگسالان در سوئد با word :

آموزش بزرگسالان در سوئد
تاریخچه
دبیرستانهای مردمی و انجمن‌های آموزش بزرگسالان در زمره قدیمی‌ترین مراكز سازمان یافته ارائه كننده دوره‌های آموزش بزرگسالان دركشور سوئد محسوب می‌گردند. با اعمال تغییرات ساختاری درحوزه آموزش سوئد طی قرن 19، روند توسعه آمورش بزگسالان تسهیل یافت. افتتاح نخستین مراكز آموزش متوسطه مردمی ویژه آموزش بزرگسالان در سال 1868 خود مبین این مطلب است.

گفتنی است كه سایر مراكز آموزش متوسطه مردمی كشور سوئد در آغاز قرن20 پدیدار شدند. انجمن‌های آموزش بزرگسالان در كشور سوئد به واسطه توسعه جنش‌های مردمی تشكیل گردید.ازجمله توسعه جنش‌های مردمی نظیر جنبش‌های مذهبی و جنبش‌های سیاسی می‌توان به نیاز اعضای جنبش به برخورداری از اطلاعات و بالابردن سطح آگاهی افراد از نیروی بالقوه خود اشاره نمود

. گفتنی است كه جامعه علمی این نیازها را تامین نموده، جنبش‌های مردمی نظارت بر حوزه آموزش را به دست گرفته و نخستین گروه‌های آموزش بزرگسالان كشور طی سال 1902 شكل گرفت. علی‌رغم ارائه دوره‌های معمول آموزش بزرگسالان در مدارس ایالتی، طرح توسعه مدارس ویژه آموزش بزرگسالان كشور سوئد طی دهه‌های 60 -1950به اجرا در آمد. مدارس شبانه ابالتی ویژه بزرگسالان نیز در آوریل سال 1938 تاُسیس گردید. طی دهه 1950نیز افراد بزرگسال كشور سوئد از امكان حضور در دوره‌های آموزش تكمیلی برخوردار گردیدند.

لازم به ذكر است كه مدارس شبانه ابالتی ویژه بزرگسالان ، ابتدا توسط انجمن‌های آموزش بزرگسالان اداره می‌گردید، تا اینكه درسال 1963 مدارس مذكور از امتیازات ایالتی برخوردار گردید.

در این اثنا و با گذر از دوره گذار، توسعه كلیه مدارس شبانه ابالتی ویژه بزرگسالان تحت نظارت شهرداری‌های كشور در آمد.علاوه بر این دوره‌های آموزش فنی و حرفه‌ای بزرگسالان به صورت دوره‌های آموزشی پاره وقت و توسط مدارس فنی و حرفه‌ای ارائه گردید.

در سال 1967 اقداماتی در خصوص اعمال اصلاحات تدریجی در حوزه آموزش بزرگسالان سوئدی به عمل آمد كه از آن جمله می‌توان به پذیرش دانش‌جویان در دوره‌ها ی آموزش ایالتی، ملی و شهری (منطقه‌ای) اشاره نمود. در نتیجه اعمال چنین اصلاحاتی، مدارس شبانه متوسطه و تكمیلی ایالتی ازفعالیت بازمانده و از سال 1968 تحت نظارت شهرداری‌های كشور فعالیت می‌نمایند.

در سال 1997 گذراندن دوره های آموزش پایه برای افراد بزرگسال كشور الزامی گردیده و با آموزش بزرگسالان تحت نظارت شهرداریهای كشور ادغام گردید. لازم به ذكر است كه دوره‌های آموزش بزرگسالان تحت نظارت شهرداریهای كشور بخشی از سیستم آموزش ایالتی كشور سوئد محسوب می‌گردد. ازسال 1986 مسئولیت برگزاری و نظارت بر دوره‌های آموزش زبان سوئدی ویژه مهاجرین به شهرداریها ی مناطق مختلف كشور تفویض گردیده است.

چارچوب‌های قانونی
طبق قانون مصوب 1975ویژه آموزش بزرگسالان كلیه شهروندان شاغل سوئدی از حق مرخصی بدون حقوق، جهت حضور در دوره‌های آموزشی برخوردارمی‌باشند. لازم به ذكر است كه محدودیت قانون مذكور مشروط بر این است كه افراد شاغل بزرگسال سوئدی به همكاری با یك كارفرما طی12-6 ماه گذشته مبادرت نموده باشند.كلیه افراد شاغل سوئدی هم چنین بدون احتساب موقیت شغلی از حق حضور دردوره‌های آموزشی كه توسط اتحادیه‌های تجاری ترتیب داده شده است، بر خوردارمی‌باشند.

علاوه بر این نه كارفرما و نه اتحادیه‌های تجاری از حق اولویت بندی برخوردار نبوده و به عبارت دیگر هیچ گونه محدودیتی بر حضور شاغلین در دوره‌های آموزشی بزرگسالان وجود ندارد. دوره‌های آموزش بزرگسالان در سطح ایالتی و منطقه‌ای كشور سوئد رایگان است. علاوه بر این كمك هزینه‌های بلاعوض تحصیلی و وام‌های آموزشی نیز به داوطلبین اعطا می‌گردد. گفتنی است كه از اول جولای 2001 كلیه دانشجویان دوره‌های آموزش بزرگسالان دركلیه مقاطع آموزشی تحت پوشش چنین كمك هزینه‌ها و وام‌های آموزشی قرارگرفته اند. سیستم كمك هزینه تحصیلی دوره آموزش بزرگسالان به صورت كمك هزینه‌های بلاعوض 5/34درصد و 82درصدی به دانشحویان ارائه می‌گردد. كمك هزینه‌های بلاعوض تحصیلی (UBS) نوع دیگری از كمك هزینه‌های تحصیلی است كه به اشخاص غیر شاغل بین رده‌های سنی 55-25 سال اعطا می‌گردد.

موسسات آموزش بزرگسالان
نظام آموزش بزرگسالان كشور سوئد از دوره‌های آموزش بزرگسالان تحت نظارت شهرداریها (komvux)، آموزش تكمیلی متوسطه، آموزش استثنایی ویژه بزرگسالان (sarvux) و آموزش زبان سوئدی به مهاجرین و افراد غیر بومی (sfi) متشكل می‌گردد.لازم به ذكر است كه مسئولیت برگزاری، نظارت و تامین بودجه كلیه دوره‌های آموزش ویژه افراد بزرگسال بر عهده شهرداریهای مناطق مختلف كشور می‌باشد. دوره‌های آموزش تكمیلی شغلی بزرگسالان نیز در اشكال مختلف آموزش شغلی پیشرفته (ky) و آموزش بازار كار به افراد بزرگسال سوئدی ارائه می‌گردد.

دوره‌های آموزش پیشرفته شغلی بزرگسالان دركشور سوئد توسط دانشگاه‌هاو دانشكده‌های ایالتی، شهرداریها، شوراهای استانی و سازمان‌دهندگان آموزش فردی برگزار می‌گردد. در سال 1997 طرح آموزش اولیه بزرگسالان با عنوان (kunskaplyfter) در جهت اجرای بهینه طرح مذكور اتخاذ گردیده و طی دوره آموزشی 5 ساله تا سال 2002 توسط آژانس ملی آموزش به اجراء در آمد. طی طرح مذكور تعداد 47000 مركز آموزش بزرگسالان تحت نظارت شهرداریها و تعداد 7000 مركز آموزش آزاد بزرگسالان آغاز به فعالیت نمود.

گفتنی است كه مسئولیت اجرای طرح مذكور تا سال 2006 به شهرداریها و مراكز آزاد آموزش بزرگسالان تفویض گردیده است . از جمله دیگر دوره‌های آموزش بزرگسالان دركشور سوئد می‌توان به آموزش آزاد سالمندان (folkbidning) تحت نظارت انحمن‌های آموزشی بزرگسالان و دبیرستانهای مردمی (follchogiscdor) اشاره نمود.لازم به ذكر است كه بودجه آموزش آزاد بزرگسالان توسط شوراهای ایالتی و شهرداریهای مناطق مختلف كشور تامین می‌گردد

. دوره‌های آموزش تكمیلی شغلی بزرگسالان نیز در اشكال مختلف آموزش شغلی پیشرفته (ky) و آموزش بازار كار به افراد بزرگ‌سال سوئدی ارائه می‌گردد. دوره‌های آموزش پیشرفته شغلی بزرگ‌سالان در كشور سوئد توسط دانشگاهها و دانشكده‌های ایالتی، شهرداریها، شوراهای استان و سازمان‌دهندگان آموزش فردی برگزار می‌گردد

. در سال 1997 طرح آموزش اولیه بزرگ‌سالان با عنوان (kunskaplyfter) طی دوره آموزش 5 ساله تا سال 2002 به اجرا در‌آمد. آژانس ملی آموزش، مسؤولیت اجرای طرح مذكور را برعهده دارد. طی طرح مذكور تعداد 47000 مركز آموزش بزرگ‌سالان تحت نظارت شهرداری‌ها و تعداد 7000 مركز آموزش آزاد بزرگ سالان آغاز به فعالیت نمود. گفتنی است كه مسؤولیت اجرای طرح مذكور تا سال 2006 به شهرداری‌ها و مراكز آزاد آموزش بزرگ‌سالان تفویض گردیده است. لازم به ذكر است كه آموزش عمومی بزرگسالان (kumvux)، آموزش بزرگسالان فاقد توانایی یادگیری (sarvux) وآموزش ویژه مهاجرین (sfi) تحت نظارت شهرداریها ارائه می‌گردد.

از جمله مهمترین نهادها و مراكز ارائه كننده آموزشهای بزرگسالان می‌توان به آژانس ملی آموزش (cfl) با دو واحد عملیاتی در مناطق harnosand و norrkoping و اداره مركزی در hossleholm ، تعداد 7 انجمن آموزشی ویژه بزرگسالان و تعداد147 دبیرستان مردمی برخوردار از امتیازات ایالتی اشاره نمود. دوره‌های آموزش بازاركار در كلیه شهرداریهای مناطق مختلف كشور برگزارمی‌گردد. انجمنهای آموزش بزرگسالان و دبیرستانهای مردمی از پایه قوی در اتحادیه های تجاری برخوردار بوده و با اجتماعات مذهبی، احزاب سیاسی و برخی جنبش‌های مردمی همكاری می‌نمایند. گفتنی است كه دوره‌های آموزش بزرگسالان توسط شهرداری‌ها و دبیرستان‌های مردمی تامین اعتبارمی‌گردد.

سیاست ‌های آموزش بزرگسالان
دوره‌های آموزش بزرگسالان در سوئد تحت نظارت شهرداریها (komnvn) برگزارمی‌گردد، آموزش مقدماتی بزرگسالان (kamskapslypt)آموزش ویژه بزرگسالان فاقدتوانایی یادگیری (sanran)، آموزش سوئدی ویژه مهاجرین (sfi) و آموزش تكمیلی شغلی بزرگسالان را شامل می‌گردد. آموزش بزرگسالان در سوئد توسط دبیرستانهای مردمی (folkhogskolor)؛ انجمن‌های آموزشی بزرگسالان (studieforbund) و برخی از مدارس تكمیلی (kompletferande utbildning) برگزار می‌گردد.

علاوه براین دوره‌های آموزش كار ویژه افراد فاقد شغل و نیازمندآموزش مجدد نیز ارائه می‌گردد. هدف از برگزاری دوره‌های آموزش بزرگسالان فراهم نمودن فرصتهای ویژه برای بزرگسالان بر پایه آرزوهای فردی و درجهت تكمیل آموزش و تقویت وضعیت فردی،حیات اجتماعی و كاری آنان می‌باشد.مطابق بیانیه دولت در خصوص آموزش بزرگسالان و توسعه برنامه‌های آموزشی بزرگسالان در سال 2001، استراتژیهای وبژه‌ای در جهت شكل دهی آموزش سالمندان همگام با آموزش عالی طراحی گردیده است. طبق چنین استراتژیهایی، آموزش پایه، نهایتاً به كلیه افراد بزرگسال ارائه

می‌گردد.چنین آموزش‌هایی از آموزش بزرگسالان تجت نظارت شهرداریها، آموزش بزرگسالان ویژه افراد فاقد توانایی یادگیری و آموزش سوئدی ویژه مهاجرین كه توسط آژانس ملی آموزش و انجمنهای آموزش بزرگسالان برگزارمی‌گردد، متشكل گردیده است.

ساختار آموزش بزرگسالان
علاوه بر فرصت‌های آموزشی كه توسط مدارس ویژه جوانان فراهم آمده است، طی دهه های60 و50 افزایش مدارس ویژه بزرگسالان نیز مشهود بوده است. مدارس مقدماتی و تكمیلی متوسطه شبانه دولتی ویژه بزرگسالان طی سال 1938 تأسیس یافت. درمدارس شبانه فشرده كه طی دهه50 به تدریج گسترش یافت، بزرگسالان از قدرت انتخاب بیشتری درجهت ادامه تحصیلات خود در مقاطع مقدماتی و تكمیلی متوسطه برخوردار گردیدند. در ابتداء مدارس شبانه توسط برخی از سازمانهای آموزشی راه اندازی شده و این درحالی است كه طی سال1963 برنده بورس دولتی شدند. سپس آنها دوره توسعه سریع را طی نموده و تحت كنترل دولتهای محلی در آمدند .

آموزش بزرگسالان توسط مدارس فنی نیز به صورت دوره های نیمه وقت برگزار گردیده و دوره های فنی تمام وقت نیز به دوره های نیمه وقت فنی شبانه تغییر وضعیت داد. دولت‌های محلی مكلف به ارائه 535 ساعت آموزش پایه زبان سوئدی به مهاجرین می‌باشند. هدف از ارائه آموزش زبان سوئدی ایجاد دانش پایه ومهارت در زبان سوئدی برای مهاجرین بزرگسال و شناخت جامعه سوئد بود.

در سال 1967 مجلس ملی سوئد تصمیم به اعمال تحولاتی اصولی در ساختار آموزش بزرگسالان گرفت. از این روی آموزش بزرگسالان به2صورت آموزش دولتی بزرگسالان درسطح ملی و آموزش بزرگسالان درسطح محلی ،سازمان دهی گردید. در نتیجه این تحولات، مدارس متوسطه شبانه و مدارس مكمل منحل گردید. در اول جولای 1968ساختار آموزش بزرگسالان توسط دولت‌های محلی تغییر یافت. سال بعد در سال 1977 آئین نامه دایره آموزش پایه بزرگ‌سالان ابلاغ گردید. از اول جولای 1996 دولت‌های محلی، عهده‌دار مسئوولیت فراهم سازی دوره‌های آموزش زبان سوئدی ویژه مهاجران گردیدند.

تعداد دانش آموزان طی سالهای تحصیلی 1994تا سال 1998 ( درصد زنان در سال 1998-1997)
آموزش زبان ویژه مهاجرین تحصیلات تكمیلی مقطع آموزش متوسطه تعداد دانش آموزان مقطع آموزش پایه سال تحصیلی
61017 6563 140868 48460 1995-1994
51486 5798 157599 47643 1996-1995
41134 1974 177732 47422 1997-1996
35746 8381 260612 47705 1997-1998

طبق آخرین آمار بدست آمده طی سال 1998، هزینه كلی آموزش بزرگسالان كه توسط دولتهای محلی تأمین اعتبار می‌گردد به 5 هزارمیلیون كرون سوئدی و برای آموزش زبان مهاجران نیز بر610 میلیون كرون سوئدی بالغ می‌گردد.
شرایط پذیرش
كلیه شهروندان سوئدی رده‌های سنی20 سال و بالاتر به شرط عدم برخورداری از تخصص‌های آموزشی پایه در مدارس پایه كشور از حق حضور در دوره‌های آموزش عمومی وآموزش تكمیلی بزرگسالان كه توسط شهرداریهای مناطق مختلف كشور برگزارمی‌گردد، برخوردارمی‌باشند.

از جمله مهم ترین شاخص‌های پذیرش داوطلبین دوره‌های آموزش بزرگسالان می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:
• عدم برخورداری متقاضیان از تحصیلات كافی
• عدم برخورداری متقاضیان ازشغل مناسب
• نیل به اهداف آموزش همگانی

هدف اصلی سیستم آموزش بزرگسالان كشورسوئد فراهم نمودن فرصتهای آموزشی برای افراد در جهت تكمیل تحصیلات مطابق با نیازهای فردی آنان می‌باشد.از جمله دیگر اهداف دوره‌های آموزشی فوق می‌توان به تقویت وضعیت بازار كار و حیات فرهنگی و سیاسی شهروندان بزرگسال سوئدی اشاره نمود.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله توسعه کارافرینی روستایی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله توسعه کارافرینی روستایی با word دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله توسعه کارافرینی روستایی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله توسعه کارافرینی روستایی با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله توسعه کارافرینی روستایی با word :

توسعه کارافرینی روستایی

بسمه تعالی

مقدمه
مطالعه برنامه‌ها, استراتژی‌ها, سیاست‌ها و راهكارهای مختلف توسعه (در سطوح مختلف) همراه با بررسی تجربه عملی كشورهای مختلف در زمینه توسعه روستایی و توسعه كارآفرینی و اشتغالزایی در روستاها, درس‌ها و نكات كلیدی بسیار مهمی را پیش روی ما گذاشته است. اگرچه الزاماً نمی‌توان عیناً از این تجربیات و رویكردها استفاده نمود اما توجه به آن‌ها و ”یادگیریِ“ درست نكات, باعث روشن‌شدن فضای موضوع كارآفرینی و اشتغالزایی در روستاها و تسهیل و تسریع فرآیند سیاست‌گذاری در این زمینه خواهد شد. بعلاوه می‌توان در بسیاری از موارد با بكارگیری رویكرد ”بومی‌سازی“, با استفاده از ابتكارات و دانش سایر ملل, به‌گونه‌ای اثربخش روش‌ها, طرح‌ها و برنامه‌های محلی را طراحی و اجرا نمود.

چرا كارآ‏فرینی در روستا؟
از آنجاییكه در اكثر مناطق جهان, روستاها از جمله نواحی فقیر درحال‌فرسایش محسوب می‌شوند, اندیشمندان و سیاست‌گذاران تمامی كشورهای دنیا توجه خاصی را معطوف به امر توسعه روستایی و رفع مشكلات و معضلات آن‌ها نموده‌اند. امروز صاحبنظران بین‌المللی بر این اعتقاد هستند كه باید جدای از سیاست‌ها و استراتژی‌های كلان توسعه و توسعه اقتصادی (كه بسیار مهم هم هستند) به طور ویژه و مشخص به امر توسعه روستاها و ریشه‌كنی فقر گسترده‌ای كه بر آن‌ها حاكم است نیز پرداخت.

مشكلات و معضلات روستاها در تمامی جهان ناشی از دو مساله اساسی است: یكی كمبود امكانات اجتماعی (ضعف زیرساخت) و دیگری كمبود درآمد (ضعف اقتصادی). از جمله امكانات اجتماعی می‌توان به خدمات بهداشتی, آموزشی, بیمه و تامین اجتماعی, خطوط ارتباطی (حمل‌ونقل و مخابرات), امنیت, آب آشامیدنی, سوخت, برق و امثالهم اشاره كرد. اگرچه بسیاری از دولت‌ها برنامه‌های گسترده‌ و پرهزینه‌ای را برای بهبود این زیرساخت‌ها انجام داده‌اند (همچون دولت ایران) اما مشاهدات نشانگر آن است كه این امر خود به‌تنهایی نتوانسته است معضلات زندگی روستایی را حل كرده و آنان را از فقر برهاند و سیل مهاجرت از روستا به شهر را كاهش دهد.

كمبود درآمد عامل مهمی است كه اگر برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود اجازه نمی‌دهد طرح‌های توسعه روستایی به ثمر بنشیند و روستاها توسعه یافته و از حركت به سمت شهرهای بزرگ بازایستند. كمبود درآمد روستاییان ناشی از چندین مساله است:
1 1 افزایش جمعیت روستاییان (مقدار مطلق)
1 2 بیكاری (كامل یا فصلی)
2 3 بهره‌وری پایین افراد و منابع
3 4 عدم‌جذابیت برای سرمایه‌گذاری
4 5 ضعف فضای كسب‌وكاری

مطالعات مختلف نشان داده است كه یكی از مهمترین اهداف توسعه اقتصادی (چه در شهرها و چه در روستاها) ایجاد اشتغال و مهمترین سازوكار و ابزار آن, كارآفرینی است. كارآفرینی باعث كاهش بیكاری و افزایش بهره‌وری افراد و منابع, و بالتبع افزایش درآمد مردم جامعه می‌گردد.

اگرچه نباید گفت كه كارآفرینی خصوصی تنها راهكار اشتغالزایی و افزایش درآمدهای مردم روستایی است, اما قطعاً می‌توان گفت بهترین و بهره‌ورترین نوع آن است. اقتصاددانان آن را مهمترین پیشران توسعه اقتصادی روستاها, سیاست‌مداران آن را یك استراتژی كلیدی برای جلوگیری از اغتشاشات و ناآرامی‌ در روستاها, كشاورزان و روستاییان آن را ابزاری برای بهبود درآمد خویش, و زنان آن را امكانی برای اشتغال در مجاورت محل سكونت خود كه می‌تواند خودمختاری, استقلال و كاستن از نیازهای اجتماعی آنان را در پی داشته باشد, می‌دانند [32].

كارآفرینی روستایی چیست؟
تعاریف بسیار مختلفی از كار‏آفرینی وجود دارد. بعضی آن را به معنای نوآوری, بعضی معادل مخاطره‌پذیری, برخی به عنوان نیروی ثبات‌دهنده و متعادل‌كننده بازار, و تعدادی نیز آن را مترادف با ایجاد یك كسب‌وكار جدید (یا ایجاد یك كسب‌وكار بر مبنای یك ایده جدید) یا توسعه كسب‌وكار موجود می‌دانند.
قدمت واژه‌ی كارآفرین به سال 1709 میلادی برمی‌گردد. سِی، اقتصاددان قرن هجدهم، كارآفرین را فردی تعریف كرد كه ”منابع اقتصادی را از حوزه‌ای با بهره‌وری پایین‌تر بیرون می‌كشد و آن‌ها را به حوزه‌ای با بهره‌وری و سود بیشتر منتقل می‌كند“ [Drucker 1985, P.277].

در نیمه اول قرن بیستم، شومپیتر، اقتصاددان و نظریه‌پرداز اجتماعی، مطالب گسترده‌ای پیرامون كارآفرینی و تأثیر آن بر اقتصاد نوشت. تز شومپیتر این بود كه كارآفرینانِ نوآور موجب نوعی ”عدم تعادل پویا“ در اقتصاد می‌شوند. وی، فرد كارآفرین را یك ”تخریب‌گر خلاق“ قلمداد می‌كرد كه با تجاری‌سازی نوآوری و جاانداختن آن در محیطی كه قبلاً فاقد آن بوده، تعادل اقتصادی را بر هم می‌زند [35].
كارآفرینی روستایی اساساً تفاوتی با كارآفرینی در شهر ندارد جز اینكه باید آن را در فضای روستا تصور نمود. پترین (1994) كارآفرینی روستایی را مجموع سه گزاره ذیل تعریف می‌نماید [32]:
1 1 نیرویی كه سایر منابع را برای پاسخگویی به یك تقاضا بی‌پاسخ بازار بسیج می‌كند

2 2 توانایی خلق و ایجاد چیزی از هیچ
3 3 فرآیند خلق ارزش به وسیله امتزاج مجموعه واحدی از منابع درراستای بهره‌گیری از یك فرصت
آنچه در مجموع می‌توان برای تعریف مقوله كارآفرینی روستایی بكار برد عبارتست از:
”بكارگیری نوآورانه منابع و امكانات روستا در راستای شكار فرصت‌های كسب‌وكاری“

یافته‌های كلیدی و راهكارهای توسعه كارآفرینی روستایی
از بررسی و تحلیل مجموعه مطالعات نظری و اكتشافی (موردكاوی‌ها) انجام‌شده, می‌توان به یافته‌های كلیدی و درس‌های اساسی ذیل اشاره كرد:
1 1 بدون وجود یك استراتژی كلان توسعه و توسعه اقتصادیِ مشخص, نمی‌توان توفیق فراوانی در امر توسعه روستایی و توسعه كارآفرینی در روستاها بدست آورد. قطعاً باید تمركززدایی یكی از مهمترین و اساسی‌ترین سیاست‌های كلان توسعه كشور باشد.
2 2 استراتژی توسعه اقتصادی كشور باید بخوبی جایگاه روستاها و رویكرد توسعه روستایی مطلوب را مشخص ساخته و برای آن ارزش و اهمیت كافی قایل شود. مثلاً نمی‌توان با انتخاب یك استراتژی صنعتی‌شدن (همچون كشور ما كه اخیراً توسط وزارت صنایع و معادن معرفی شده است) به توسعه روستایی (و توسعه كشاورزی) دست یافت. 

3 3 توسعه روستایی معادل توسعه كشاورزی نیست. توسعه كشاورزی باید به عنوان زیرمجموعه توسعه روستایی تلقی شود. بعلاوه كشور نباید صرفاً بر توسعه كشاورزی متمركز گردد, چون توسعه كشاورزی الزاماً به توسعه روستایی منتهی نمی‌گردد.
4 4 بهترین استراتژی توسعه روستایی, تركیبی از رویكرد ساختارهای سلسله‌مراتبی سكونت‌گاه‌ها, توسعه روستایی یكپارچه و توسعه پایدار است. لازم به ذكر است توسعه پایدار ما را مجاز به بهره‌برداری بیشینه از زمین و منابع طبیعی نمی‌داند. جالب است كه بدانیم بسیاری از كشورهای پیشرفته (همچون آلمان) به كنترل و محدودسازی كشاورزی و استفاده از جنگل‌ها و مراتع خود پرداخته‌اند و بیشتر مایلند اینگونه مواد و محصولات موردنیاز خود را از دیگر كشورها تامین كنند تا محیط زیست‌شان سالم باقی بماند.
5 5 توسعه روستایی صرفاً از طریق توسعه زیرساخت‌های عمرانی و ارایه خدمات اجتماعی رخ نمی‌دهد. بلكه نیازمند اشتغالزایی درآمدزا برای روستاییان و تسریع توسعه فرهنگی آنان (در مقابل جذابیت‌های فرهنگی-اجتماعی شهرها) است.

6 6 سروساماندهی به ساختار سلسله‌مراتبی سكونت‌گاه‌های كشور بسیار ضروری است. باید روستاهای مركزی‌تر (بزرگ‌تر و دارای امكانات بیشتر) روستاهای كوچك‌تر و پراكنده اطراف خود را پوشش داده و این روستاها از طریق شهرك‌ها یا شهرهای كوچك به شهرهای بزرگ (و در نهایت كلان‌شهرها) ارتباط یابند. به هر حال ممكن است در این فرآیند لازم باشد تا بسیاری از مناطق دورافتاده‌تر یا غیرقابل‌دسترس (كه طبق روند موجود نیز در حال تخلیه و نابودی هستند) نیز از گردونه خارج شده و ساكنان آن‌ها به دیگر روستاها یا مناطق جدید كوچ داده شوند.

7 7 باید با ارایه خدمات اجتماعی و اقتصادی مناسب در نقاط واسطی همچون روستاهای مركزی و شهرك‌ها و شهرهای كوچك, از مهاجرت مستقیم روستاییان به شهرهای بزرگ جلوگیری نمود. بعلاوه وجود چنین نقاط میانجی باعث خواهد شد كه بسیاری از روستاییان علاوه بر حفظ كار خود در روستا از زندگی شهری نیز برخوردار شده و بعضاً دارای كسب‌وكار جدیدی در آن نقطه واسط (در كنار شغل روستایی خود) نیز شوند كه این خود زمینه افزایش درآمد و رفاه آنان را فراهم می‌سازد.

8 8 اساساً نبایستی صرفاً توسعه روستایی و توسعه كارآفرینی روستایی را در بافت خود روستا تصور نمود. بلكه باید بدان به صورت ملی نگریست. به همین جهت از مهمترین راهكارهای توسعه كارآفرینی و اشتغالزایی در مناطق روستایی می‌توان به ایجاد شهرك‌های كسب‌وكاری اشاره كرد. این شهرك‌ها با ایجاد فضای مناسب برای رشد كسب‌وكارها و كارآفرینی همچون انكوباتوری باعث رشد شركت‌ها و بنگاه‌های روستایی می‌گردند.

9 9 در اكثر كشورهای جهان, نسبت جمعیت روستایی به جمعیت كل كشور در حال كاهش است بطوریكه در اغلب كشورهای پیشرفته این مقدار زیر 10 درصد می‌باشد. جدای از مسایل مربوط به روند رشد طبیعی شهرنشینی در تمامی جهان, علت اصلی این كاهش, محدودبودن ظرفیت تولید مناطق روستایی (به خصوص در حوزه‌های مربوط به كشاورزی) است. با صنعتی‌شدن و علمی‌شدن كشاورزی در كشورها, بهره‌وری منابع تولید روستایی نیز افزایش یافته و بالتبع (در درازمدت) نیازمند نیروی انسانی كمتری است. این روند خودبه‌خود باعث افزایش بیكاری و كاهش درآمد روستاییان دارای زمین و امكانات كمتر می‌شود. به همین جهت یكی از استراتژی‌های اصلی اشتغالزایی در مناطق روستایی, حركت به سمت صنایع و كسب‌وكارهای غیركشاورزی است. اینگونه كسب‌وكارها در چند حوزه اساسی قرار می‌گیرند: صنایع تبدیلی, صنایع فرهنگی, خدمات, امور دولتی و دیگر كسب‌وكارها.

10 10 صنایع تبدیلی از جمله مهمترین زمینه‌های مربوط به توسعه كشاورزی, توسعه روستایی و توسعه اشتغالزایی در روستاها است. وظیفه اصلی این صنایع, فرآوری محصولات كشاورزی و دامی روستا و تبدیل آن‌ها به كالاهایی نهایی‌تر و باارزش‌تر است. این امور اكثراً در صنایع و كارخانه‌های شهری انجام می‌شود. انجام این امور در روستاها یا نواحی اطراف روستاها باعث خلق ارزش‌افزوده بیشتر در این مناطق و تحریك تولید می‌شود. بعلاوه كیفیت و دوام محصولات نیز افزایش یافته و قدمی روبه‌جلو درراستای تحكیم امنیت غذایی كشور برداشته می‌شود. توسعه این گونه صنایع كه به دانش و فناوری فوق‌العاده‌ای نیازمند نیستند, امری امكان‌پذیر برای نواحی روستایی محسوب می‌شود. بسیاری از روستاییان نیز كه در شهرها نیز در همین نوع صنایع و كسب‌وكارها به كار مشغول می‌شوند, كمتر به مهاجرت متمایل خواهد گشت. اینگونه صنایع, امكان صادرات مستقیم محصولات و كالاها به دیگر كشورها را فراهم آورده و باعث افزایش رونق مناطق روستایی خواهد شد.

11 11 صنایع فرهنگی از جمله صنایع ریشه‌دار در مناطق روستایی محسوب می‌شوند و به جرات می‌توان گفت زادگاه این صنایع محسوب می‌شوند. اگرچه صنایع فرهنگی گستره وسیعی را در برمی‌گیرند, اما مناطق روستایی بیشتر بر صنایع دستی متمركز می‌باشند. از آنجاییكه روستاییان وقت آزاد به‌نسبه زیادی (به خصوص به صورت فصلی) در اختیار دارند, اكثراً بر زمینه‌ای از اینگونه صنایع وارد می‌شوند.

اینگونه مصنوعات یا مورد استفاده شخصی و خانوادگی قرار می‌گیرند یا اینكه به عنوان كمك‌خرج (در كنار درآمد اصلی از كشاورزی) مورداستفاده قرار می‌گیرند. مواد اولیه موردنیاز صنایع دستی, به‌وفور در مناطق روستایی موجود می‌باشد, بعلاوه اینكه نیازمند دانش فوق‌العاده یا فناوری سطح بالایی نیز نمی‌باشند. شایان ذكر است این صنایع, زمینه اشتغال مناسبی نیز برای زنان (به عنوان قشر عظیمی از جمعیت روستایی) محسوب می‌شود: از یك طرف آنان را از فضای خانه دور نكرده و از طرف دیگر با شرایط جسمانی و روحی آنان سازگاری بیشتری دارد.

 

12 12 صنعت گردشگری (توریسم) نیز از دیگر صنایع فرهنگی محسوب می‌شود كه زمینه رشد فوق‌العاده‌ای در مناطق روستایی دارد. طبیعت زیبای مناطق روستایی همراه با جاذبه‌های سنتی روستانشینان, زمینه موردعلاقه گردشگران داخلی و خارجی محسوب می‌شود. توسعه این صنعت كه با هزینه قابل‌توجه‌ای همراه نیست, در حاشیه خود باعث توسعه كسب‌وكارهای فراوانی خواهد شد.

13 13 خدمات زمینه فوق‌العاده اشتغالزایی است كه حوزه درحال‌رشدی در اكثر كشورهای جهان محسوب می‌شود بطوریكه بسیاری از اندیشمندان, اقتصاد نوین را اقتصاد خدماتی می‌نامند. خدمات زمینه بسیار مستعدی برای اشتغالزایی است چون در یك اقتصاد روبه‌رشد و پویا, نمی‌توان هیچ‌گونه محدودیتی برای توسعه خدمات در نظر گرفت. بعلاوه خدمات زمینه مناسبی برای خلاقیت و نوآوری افراد محسوب می‌شود. بخش عمده‌ای از كارآفرینی‌ها در حوزه خدمات اتفاق می‌افتد. خدمات اجتماعی, خدمات بهداشتی, خدمات فنی, خدمات آموزشی, تجارت, خدمات اقتصادی و مالی,‌ و خدمات ارتباطی از جمله مهمترین زمینه‌های قابل‌توسعه و اشتغالزا در مناطق روستایی هستند. قطعاً مشاركت دولت در این زمینه می‌تواند تسهیل‌كننده و تسریع‌كننده فرآیند توسعه خدمات در روستاها باشد.

14 14 دولت می‌تواند با برنامه‌ریزی, طراحی و اجرای طرح‌های مختلف برای ارایه خدمات دولتی در مناطق روستایی, زمینه اشتغالزایی و كارآفرینی فوق‌العاده‌ای را در روستاها ایجاد نماید. طیف این امور نیز بسیار گسترده است: از امور اداری, اقتصادی, انتظامی, بیمه و تامین اجتماعی گرفته تا مراقبت از محیط زیست, حفظ و توسعه مراتع و جنگل‌ها (و حتی پاسداری از مرزها و منافع عمومی و ملی). استخدام نیروهای كاری در این زمینه‌ها باید به صورت محلی انجام پذیرد و تا حد ممكن به بخش خصوصی واگذار گردد. این امر از طرف دیگر باعث كاهش حركت و مهاجرت روستاییان به شهرها برای دریافت اینگونه خدمات خواهد شد.

تحقق دولت الكترونیكی در سطح روستاها, چشم‌اندازی مطلوب برای آینده است كه اكثر كشورها در حال حركت به سمت آن می‌باشند.
15 15 ”رویكرد خوشه‌ای“ به توسعه, نگرش به‌نسبه جدیدی است كه سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان توسعه در كشورهای مختلف بكار می‌گیرند. نگاه كل‌نگرانه و منسجم به مسایل و كل فضای مربوط به یك مقوله, مدیران را در اجرای برنامه‌های توسعه با موفقیت بیشتری همراه می‌سازد. توسعه روستاها برمبنای توسعه خوشه‌های صنعتی, خوشه‌های فناوری و خوشه‌های دانشیِ روستایی, راهكار مناسبی برای توسعه روستاها و توسعه كسب‌وكارهای روستایی است. از آنجاییكه توجه به این رویكرد حائز اهمیت فوق‌العاده‌ای است آن را در بخش بعدی و قبل از تشریح مدل توسعه اشتغالزایی و كارآفرینی روستایی به گونه‌ای مفصل‌تر بیان می‌داریم.

16 16 اكثر كشورهای جهان (بالاخص كشورهای پیشرفته)‌ درحال حركت به سمت ایجاد جامعه دانش‌بنیان, جامعه یادگیرنده و جامعه اطلاعاتی هستند. جامعه دانش‌بنیان و جامعه یادگیرنده دو روی یك سكه هستند كه از مسیر تشكیل و تكامل یك جامعه اطلاعاتی می‌گذرند. اقتصادهای دانشی و اطلاعاتی دارای الزامات و ساختاری هستند كه اگر از آن‌ها غفلت شود اقشار روستایی از جمله آسیب‌پذیرترین گروه در آن خواهند بود. بدین جهت, اكثر كشورها برنامه‌هایی برای تقویت زیرساخت‌های اطلاعاتی جوامع روستایی خود (و ارتقای سواد اطلاعاتی آنان) و مدیریت اثربخش دانش در این مناطق (در تعامل با مناطق شهری) دارند.

17 17 توسعه فناوری‌های مناسب و اشاعه آن‌ها در مناطق روستایی نقش بسزایی در توسعه كسب‌وكارها دارد. توسعه فناوری‌های زیستی (بیوتكنولوژی) و فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی باعث افزایش توانمندی‌های نوآوران و كارآفرینان روستایی و شهری (برای فعالیت در روستاها) خواهد شد. اشاعه این فناوری‌ها به روستاها, موجی عظیم از فرصت‌های اشتغال را به این مناطق سرازیر می‌نماید. به‌ویژه امروز توسعه فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی در مناطق روستایی علاوه بر اینكه باعث تسهیل و بهبود امكانات و شرایط روستاییان می‌شود,‌ فرصت‌های كاری خوبی را نیز در اختیار قشر به‌نسبه تحصیل‌كرده روستا می‌گذارد.

18 18 ادغام فناوری‌های سنتی موجود در مناطق روستایی كشور با فناوری‌های نوین و پیشرفته راهكار مناسبی برای پیشرفت و روزآمدشدن محصولات و كالاهای ساخت روستا است. بسیاری از محصولات سنتی را می‌توان با ابزارها و تجهیزات نوین تولید نمود یا آنان را با فناوری‌های جدید آغشته نمود. این امر باعث بقای صنایع سنتی فعلی و بعضاً توسعه بازار (روبه‌اضمحلال) آنان خواهد شد.

19 19 توسعه فناوری امید رویكرد مناسبی برای ارتقای كیفیت و زندگی روستاییان است. این مفهوم كه اولین بار توسط راشمی مایر (اندیشمند و آینده‌پژوه هندی) مطرح گردید, تصریح می‌دارد كه الزاماً توسعه كشورهای درحال‌توسعه (و ورود به عصر فراصنعتی) از مسیر صنعتی‌شدن و الگوهای توسعه كلاسیكِ تجویزیِ غربی نمی‌گذرد.

بسیاری از كشورهای توسعه‌نیافته (بالاخص در مناطق روستایی) می‌توانند با بكارگیری مجموعه‌ای از فناوری‌های نرم و اثربخش كه هزینه سرانه اندكی دارند, دردسترس می‌باشند و باعث آلودگی محیط زیست نمی‌شوند, یك مسیر ”توسعه اقتصادی نرم“ را بپیمایند و جوامع خود را از فقر و فلاكت برهانند. از جمله این فناوری‌ها می‌توان منابع انرژی تجدیدپذیر (همچون سلول‌های خورشیدی و بیوگازها), فناوری‌های ارتباطی ارزان‌قیمت (تلفن‌های رادیویی) و فناوری‌های مالی و اقتصادی اشاره كرد. استفاده از این فناوری‌ها ارزان و نیازمند دانش تخصصی سطح بالایی نیست.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود قانون مجازات اسلامی دیات با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود قانون مجازات اسلامی دیات با word دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود قانون مجازات اسلامی دیات با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود قانون مجازات اسلامی دیات با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود قانون مجازات اسلامی دیات با word :

دانلود قانون مجازات اسلامی دیات با word
تعریف
ماده 1ـ دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیاء دم او داده میشود.

موارد دیه
ماده 2ـ دیه در موارد زیر ثابت میشود:
الف ـ قتل یا جرح یا نقص عضو که بطور خطاء محض واقع میشود و آن در صورتی است که جانی نه قصد جنایت نسبت به مجنی علیه را داشته باشد و نه قصد فعل واقعه شده بر او را. مانند آنکه تیری را به قصد شکاری رها کند و به شخصی برخورد نماید.
ب ـ قتل یا جرح یا نقص عضو که بطور خطاء شبیه عمد واقع میشود و آن در صورتی است که جانی قصد فعلی را که نوعأ سبب جنایت نمیشود داشته باشد و قصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد مانند آنکه کسی را به قصد تادیب بنحوی که نوعأ سبب جنایت نمیشود بزند و اتفاقأ موجب جنایت گردد یا طبیبی مباشر تا بیماری را بطور متعارف معالجه کند و اتفاقأ سبب جنایت بر او شود.

ج ـ دیه در موارد قصاص که در محل خود ذکر شده است.
تبصره 1ـ جنایتهای عمدی دیوانه و نا بالغ بمنزله خطای محض است.
تبصره 2ـ در صورتیکه در دادگاه ثابت شود جنایتهای عمدی که به اعتقاد قصاص یا به اعتقاد مهدورالدم بودن طرف انجام شود و بعدأ معلوم گردد که مجنی علیه مورد قصاص و یا مهدورالدم نبوده است بمنزله خطاء شبیه عمد است.

مقدار دیه قتل نفس
ماده 3ـ دیه قتل مرد مسلمان یکی از امور ششگانه ذیل است که جانی در انتخاب هر یک از آنها مخیر میباشد و تلقین آنها جایز نیست.
1ـ یکصد شتر سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشد.
2ـ دویست گاو سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشد.
3ـ یکهزار گوسفند سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشد.
4ـ دویست دست لباس سالم از حله های یمن.

5ـ یکهزار دینار مسکوک سالم و غیر مغشوش که هر دینار یک مثقال شرعی طلا به وزن 18 نخود است.
6ـ ده هزار درهم مسکوک سالم و غیر مغشوش که هر درهم به وزن 6/12 نخود نقره میباشد.
تبصره ـ پرداخت قیمت هر یک از امور ششگانه در صورت تراضی طرفین کافیست و اگر تلفیق بعنوان پرداخت قیمت یکی از امور ششگانه باشد کافی است.
ماده 4ـ دیه قتل عمد در مواردی که قصاص ممکن نباشد و یا ولی مقتول به دیه راضی شود یکی از امور ششگانه فوق خواهد بود لکن فقط در خصوص شتر لازم است که سن آنها از پنج سال گذشته و داخل در سال ششم شده باشد.

مهلت پرداخت دیه
ماده 5ـ دیه قتل خواه عمدی خواه غیر عمدی اگر چه در خصوص حرم مکه معظمه یا در یکی از چهار ماه حرام (رجب ـ ذیقعده ـ ذیحجه ـ محرم) واقع شود یکی از شش چیز گذشته است به اضافه یک ثلث (یک سوم) هر نوعی که انتخاب کرده است و سایر امکنه و ازمنه دارای این حکم نیستند هر چند متبرک باشند.
ماده 6ـ دیه قتل زن مسلمان خواه عمدی خواه غیر عمدی نصف دیه مرد مسلمان است.
ماده 7ـ دیه زن و مرد در جراحت ها یکسان است تا اینکه مقدار دیه به ثلث (یک سوم) دیه کامل برسد آنگاه دیه جراحت زن نصف دیه جراحت مرد خواهد بود.

ماده 8ـ مهلت پرداخت دیه در موارد مختلف بترتیب زیر است:
الف ـ دیه قتل عمد باید در ظرف یکسال پرداخت شود و تأخیر از آن بدون تراضی طرفین جایز نیست.
ب ـ دیه قتل شبیه عمد در ظرف دو سال پرداخت میشود.
ج ـ دیه قتل خطاء محض در ظرف سه سال پرداخت میشود.
تبصره ـ دیه قتل جنین و نیز دیه نقض عضو یا جرح بترتیب فوق پرداخت میشود.

مسئول پرداخت دیه
ماده 9ـ مسئول پراخت دیه در قتل عمد و شبه عمد خود قاتل است و مسئول پرداخت آن در قتل خطاء محض عاقله قاتل است که باید راسأ بپردازد و حق مراجعه به قاتل را ندارد.
ماده 10ـ اگر قاتل در شبیه عمد حتی با مهلت طولانی قادر به پرداخت دیه نباشد کسان او به ترتیب الاقرب و فالاقرب باید بپردازند و اگر آنها نباشند یا نداشته باشند از بین المال داده میشود.
(عاقله) مسئول پراخت دیه جنایتهای خطائی
ماده 11ـ دیه قتل خطاء محض و همچنین دیه جراحت (موضحه) و دیه جراحت های عمیق تر از آن بعهده عاقله میباشد و دیه جراحت های کمتر از آن بعهده خود جانی است.

تبصره ـ جنایت عمد و شبه عمد نابالغ و دیوانه بمنزله خطاء محض و برعهده عاقله میباشد.
ماده 12ـ عاقله عبارتست از بستگان نزدیک ابوینی یا ابی مانند پدرو جد پدری و برادر و پسر و عمو و پسران عمو.
ماده 13ـ زن جزء عاقله محسوب نمیشود و عهده دار دیه خطائی نخواهد بود و همچنین نابالغ و دیوانه.
ماده 14ـ عاقله اگر فقیر باشد عهده دار دیه نمیباشد.
ماده 15ـ هرگاه قتل خطائی با گواهی شهود عادل ثابت شود عاقله عهده دار دیه خواهد بود ولی اگر با اقرار جانی ثابت شود خود جانی ضامن است.
ماده 16ـ هرگاه اصل قتل با شهادت شهود عادل ثابت شود و قاتل مدعی گردد که خطاء انجام شده و عاقله منکر خطائی بودن آن باشد در صورتیکه عاقله سوگند یاد کند قول عاقله مقدم بر قول جانی میباشد.

ماده 17ـ جنایتهای خطائی که شخص بر خودش وارد آورده بعهده خود اوست و همچنین اتلاف های مالی که بطور خطاء محض انجام شود بعهده شخص تلف کننده است و عاقله عهده دار هیچگونه خسارتهای مالی در مورد اتلاف خطائی و مانند آن نیست و فقط در خصوص قتل و جرح خطائی محض عهده دار میباشند.
ماده 18ـ دیه خطاء محض بر عاقله به ترتیب طبقات ارث توزیع میشود.
ماده 19ـ هرگاه جانی دارای عاقله نباشد یا عاقله او نتواند دیه را در مدت سه سال بپردازد دیه از بیت المال پرداخت میشود.
ماده 20ـ دیه عمد و شبه عمد بر جانی است لکن اگر فرار کند ازمال او گرفته میشود و اگر مال نداشته باشد از بستگان نزدیک او با رعایت الاقرب فالاقرب گرفته میشود و اگر بستگانی نداشت یا تمکن نداشتند دیه از بین المال داده میشود.

موجبات ضمان
ماده 21ـ جنایت اعم از آنکه بمباشرت انجام شود یا به تسبیت یا به اجتماع مباشر و سبب موجب ضمان خواهد بود.
ماده 22ـ مباشرت آنست که جنایت مستقیمأ توسط خود جانی واقع شده باشد.
ماده 23ـ تسبیت در جنایت آنست که انسان سبب تلف شدن یا جنایت علیه دیگری را فراهم کنید و خود مستقیمأ مرتکب جنایت نشود مانند آنکه چاهی بکند و کسی در آن بیفتد و آسیب ببیند.

ماده 24ـ در صورت اجتماع مباشر و سبب در جنایت مباشر ضامن است مگراینکه سبب اقوی از مباشر باشد.
ماده 25ـ هرگاه طبیبی گرچه حاذق و متخصص باشد در معالجه هائی که شخصأ انجام میدهد یا دستور آن را صادر میکند هرچند با اذن مریض یا ولی او باشد باعث تلف جان یا نقص عضو یا خسارت مالی شود ضامن است مگر آنکه قبل از شروع به درمان از مریض یا ولی او برائت حاصل نماید.
ماده 26ـ هرگاه ختنه کننده در اثر بریدن بیش از مقدار لازم موجب جنایت یا خسارت شود ضامن است گرچه ماهر بوده باشد.
ماده 27ـ هرگاه بیطار و دامپزشک گرچه متخصص باشد در معالجه حیوانی هر چند با اذن صاحب او باشد موجب خسارت شود ضامن است مگر اینکه قبل از درمان از صاحب حیوان برائت حاصل نماید.

ماده 28ـ هرگاه طبیب یا بیطار و مانند آن قبل از شروع به درمان از مریض یا ولی او یا از صاحب حیوان برائت حاصل نماید، عهده دار خسارت پدید آمده نخواهد بود.
ماده 29ـ هرگاه کسی در حال خواب بر اثر حرکت و غلطیدن موجب تلف یا نقص عضو دیگری شود جنایت او بمنزله خطاء محض بوده و عاقله او عهده دار خواهد بود.
ماده 30ـ هرگاه کسی که چیزی را به همراه خود یا بوسیله نقلیه و مانند آن حمل کند و بشخص دیگری برخورد نموده موجب جنایت گردد در صورت عمد یا شبه عمد ضامن میباشد و در صورت خطاء محض، عاقله او عهده دار میباشد.
ماده 31ـ هرگاه کسی به روی شخصی سلاح بکشد یا سگی را به سوی او برانگیزد یا هر کار دیگری که موجب هراس او گردد انجام دهد مانند فریاد کشیدن یا انفجار صوتی که باعث وحشت میشود و بر اثر این ارعاب آن شخص بمیرد اگر این عمل نوعأ کشنده باشد یا با قصد قتل انجام شود گرچه نوعأ کشنده نباشد قتل عمد محسوب شده و موجب قصاص است و اگر این عمل نه نوعأ کشنده و نه با قصد قتل انجام بگیرد قتل شبه عمد محسوب شده و دیه آن بر عهده قاتل است.

ماده 32ـ هرگاه کسی دیگری را بترساند و موجب فرار او گردد و آن شخص در حال فرار خود را از جای بلندی پرت کند و یا به درون چاهی بیفتد وبمیرد در صورتیکه آن ترساندن موجب زوال اراده و اختیار و مانع تصممیم گیری او گردد ترساننده ضامن است.
ماده 33ـ هرگاه کسی خود را از جای بلندی پرت کند و بر روی شخصی بیفتد و سبب جنایت گردد در صورتی که قصد انجام جنایت را نداشته باشد و کاری را که با قصد انجام داده نوعأ سبب جنایت نباشد عهده داردیه خواهد بودو اگر خواست بجائی که کسی در آنجا نبود پرت شود و اتفاقأ بجائی افتاد که شخصی در آنجا بود عاقله او عهده دار خواهد بود ولی اگر در اثر لغزش یا علل قهری دیگر و بی اختیار به جائی پرت شود و موجب جنایت گردد نه خودش ضامن است نه عاقله اش.

ماده 34ـ هرگاه کسی به دیگری صدمه وارد کند و یا کسی را پرت کند و او بمیرد یا مجروح گردد در صورتیکه نه قصد جنایت داشته باشد و نه کاری را که قصد نموده است نوعأ سبب جنایت باشد عهده دار دیه آن خواهد بود.
ماده 35ـ هرگاه کسی دیگری را روی شخص ثالث پرت کند و آن شخص ثالث بمیرد یا مجروح گردد در صورتیکه نه قصد جنایت داشته باشد و نه کاری را که قصد کرده است نوعأ سبب جنایت باشد ضامن دیه میباشد.
ماده 36ـ هرگاه کسی در ملک خود یا مکان مباح دیگر یا راه وسیع عمومی توقف کرده باشد و دیگری به او برخورد نماید و مصدوم گردد آن شخص متوقف عهده دارد هیچگونه خسارت نخواهد بود.

ماده 37ـ هرگاه کسی در جائی متوقف باشد که توقف در آنجا جائز نیست مانند راه تنگ و دیگری اشتباهأ و بدون قصد به او برخورد کند و بمیرد شخص متوقف ضامن دیه خواهد بود. و همچنین اگر موجب لغزش رهگذر و آسیب آنها شود ضامن خسارت میباشد مگر آنکه عابر با وسعت راه عمدأ قصد برخورد داشته باشد که در این صورت نه تنها خسارت او هدر است بلکه عهده دار خسارت شخص متوقف نیز خواهد بود.

دیه اعضاء
ماده 75ـ هر جنایتی که بر عضو کسی وارد شود و شرعأ مقدار خاصی بعنوان دیه برای آن تعیین نشده باشد جانی باید ارش بپردازد.
ماده 76ـ هرگاه کسی موی سر یا صورت مردی را طوری از بین ببرد که دیگر نروید عهده داد دیه کامل خواهد بود و اگر دوباره بروید نسبت به موی سر ضامن ارش است و نسبت به ریش ثلث دیه کامل را عهده دارد خواهد بود.
ماده 77ـ هر گاه کسی موی سر زنی را طوری از بین ببرد که دیگر نروید ضامن دیه کامل زن میباشد و اگر دوباره بروید عهده دار مهرالمثل خواهد بود و در این فرقی میان کوچک و بزرگ نیست.

تبصره ـ اگر مهرالمثل بیش از دیه کامل باشد فقط به مقدار دیه کامل پرداخت میشود.
ماده 78ـ هر گاه مقدار از موهای از بین رفته دوباره بروید و مقدار دیگر نروید نسبت مقداری که نمی روید با تمام سر ملاحظه میشود و دیه به همان نسبت دریافت میگردد.
ماده 79ـ تشخیص روئیدن محدود مو و نروئیدن آن با خبره است و اگر طبق نظر خبره دیه یا ارش پرداخت شد و بعد از آن دوباره روئید باید مقدار زائد بر ارش به جانی مسترد شود.

ماده 80ـ دیه موهای مجموع دو ابرو در صورتیکه هرگز نروید پانصد دینار است و دیه هر کدام دویست و پنجاه دینار و دیه هر مقدار از یک ابرو بهمان نسبت خواهد بود و اگر دوباره روئیده شود درهمه موارد ارش است و اگر مقداری از آن دوباره روئیده شود و مقدار دیگر هرگز نروید نسبت به آن مقدار که مجددأ روئیده شود ارش است و نسبت به آن مقدار که روئیده نمیشود دیه با احتساب مقدار مساحت تعیین میشود.

ماده 81ـ از بین بردن مژه و موهای پلک چشم موجب ارش است خواه دوباره بروید خواه نروید و خواه تمام آن باشد و خواه بعض آن.
ماده 82ـ از بین بردن سایر موهای بدن غیر از آنجه بیان شد فقط موجب ارش است نه دیه.
ماده 83ـ از بین بردن مو در صورتی موجب دیه یا ارش میشود که به تنهائی باشد نه با از بین بردن عضو یا کندن پوست و مانند آن که در این موارد فقط دیه عضو قطع شده یا مانند آن پرداخت میگردد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید