دانلود تحقیق جایگاه اوقات فراغت در مدیریت زمان نوجوانان و جوانان با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق جایگاه اوقات فراغت در مدیریت زمان نوجوانان و جوانان با word دارای 155 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق جایگاه اوقات فراغت در مدیریت زمان نوجوانان و جوانان با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود تحقیق جایگاه اوقات فراغت در مدیریت زمان نوجوانان و جوانان با word

چکیده
فصل اول:معرفی تحقیق
مقدمه
بیان مسئله
ضرورت و اهمیت تحقیق
هدفهای پژوهش
سؤالات پژوهش
تعاریف عملیاتی مورد مطالعه
فصل دوم:ادبیات و پیشینه تحقیق
ادبیات تحقیق
تعریف اوقات فراغت
اهمیت اوقات فراغت
دیدگاههای مربوط به اوقات فراغت
انواع اوقات فراغت
کارکردهای اوقات فراغت
وظایف و عملکرد اوقات فراغت
اشکال گذران اوقات فراغت
اصول حاکم بر گذران اوقات فراغت
ضرورت گذران اوقات فراغت در نوجوانان و جوانان
اصول مهم در برنامه ریزی برای اوقات فراغت
تابستان و دانش آموزان – خلاقیت ها و آسیب پذیری ها
مراقبت ها در اوقات فراغت نوجوانان و جوانان
علت بیکاری نوجوانان و جوانان
نقش اولیاء در گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان
لزوم برنامه ریزی اوقات فراغت در نوجوانان و جوانان
توصیه به والدین در مورد اوقات فراغت فرزندانشان
پیشینه تحقیق
فصل سوم:روش تحقیق
جامعه مورد مطالعه
حجم نمونه و روش نمونه گیری
ابزار سنجش و روش جمع آوری اطلاعات
روش اجرای پژوهش
روشهای آماری جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل یافته ها
سؤالات پژوهشی و تفسیر آنها
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
پیشنهادات
محدودیت ها
منابع و مآخذ
پیوست
پرسشنامه

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود تحقیق جایگاه اوقات فراغت در مدیریت زمان نوجوانان و جوانان با word

1)احمدی،علی اصغر،1379،نشریه ماهانه آموزشی تربیتی پیوند،نقش اولیاء در گذراندن اوقات فراغت – تابستان 79

2)افروز،غلامعلی،نشریه ماهانه آموزشی تربیتی پیوند،خانواده ها و اوقات فراغت فرزندان – تابستان 76

3)افروز،غلامعلی،نشریه ماهانه آموزشی تربیتی پیوند،تابستان و دانش آموزان خلاقیت و آسیب پذیری ها – تابستان 80

4)انصاری،کریم “پروژه” بررسی چگونگی گذراندن اوقات فراغت دانش آموزان دبیرستانی دختر و پسر منطقه بوئین زهرا

5)بیابانگرد،اسماعیل،نشریه ماهانه اموزشی تربیتی پیوند – تابستان 78

6)حسینی،مریم “پروژه” بررسی چگونگی گذراندن اوقات فراغت دانش آموزان دبیرستانی دخترانه قزوین

7)شرفی،محمد رضا،بهره گیری نسل جوان از اوقات فراغت.مجله تربیت آبان 74

8)شریعتی رودسری،مصطفی،مجله تربیت،ماهانه پرورشی وزارت آموزش و پرورش

9)شعاری نژاد،علی اکبر،نقش فعالیت های فوق برنامه در تربیت نوجوانان

10)شیشه گیر،حسین “پروژه” بررسی چگونگی اوقات فراغت نوجوانان

11)عصاره،علیرضا،نشریه ماهانه آموزشی تربیتی پیوند.برنامه ریزی اوقات فراغت تابستان 76

12)عطایی،اعظم “پروژه” بررسی چگونگی گذراندن اوقات فراغت دانش آموزان دختر دبیرستان های قزوین

13)قاسمی،علی،نشریه آموزشی تربیتی پیوند،علت بیکاری نوجوانان و جوانان

14)معیری،محمد طاهر،مسائل آموزش و پرورش تهران،انتشارات پیام نور

15)نادری،عزت الله و سیف نراقی،مرسم – روش های تحقیق در علوم انسانی با تأکید بر علوم تربیتی

مقدمه

نشاط و سررور لازمه زندگی است و پژمردگی و کسالت زایل کننده استعدادها و توانایی های انسان می باشد.در فضایی که که نوجوانان و جوانان و حتی بزرگسالان فرصت تحرک و تلاش می یابند و فارغ از کارها و امور عادی و رسمی به تفریح و سرگرمی مورد علاقه خویش می پردازند می توان به استمرار فعالیت ها و شکوفایی استعدادها دل بست.به عبارت دیگر در جایی که مجالی برای فراغت یافت نمی شود افسردگی و رخوت به سراغ انسان خواهد آمد

ضرورت توجه به اهمیت کاربرد اوقات فراغت آن چنان نباشد که تمدن امروزی را به خود مشغول داشته که ناچار در کنار دیگر نهادهای اجتماعی به تأسیس نهاد اوقات فراغت تیز دست یازیده است.اوقات فراغت محصول محصو دوره اندیشی انسان در مورد سرنوشت خود و دوره رهایی از فعالیت های یدی و جمعی می باشد.امروزه دیگر اوقات فراغت یک پدیده جانبی نیست بله فراغت یکی از حوزه های مهم تمدن جدید است که با گسترش خود کم و کیف تولید فرهنگی را هم دگرگون کرده است بنابراین در همه جوامع بشری به آن به صورت یک نیاز واقعی می نگرند،شده و دولت ها سعی دارند با انتخاب الگوهای مختلف به تعریف،تقویت و گسترش آن در میان نسل ها و قشرهای مختلف جامعه بپردازند

یکی از مهمترین لایه های اجتماعی جامعه ما و هر جامعه ای قشر جوان می باشد که سعی می شود مسائل اوقات فراغت آنها را مورد بررسی قرار دهد

تحقیق حاضر کوششی است که با هدف شناسایی نحوه گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان جامعه شهری ایران با تأکید بر چگونگی پرداختن آنان به فعالیت های مختلف فراغت صورت گرفته است.امید است نتایج این تحقیق به عنوان تلاشی در مقیاس ملی در سیاست گذاری و تصمیم گیری های مربوط به نوجوانان و جوانان مؤثر واقع شود و به راه کارهای معینی در زمینه هدایت “وضع موجود” به “وضع مطلوب” منتهی گردد

بیان مسئله:

برنامه ریزی و اجرای سیاست های صحیح و به جا برای نیروی انسانی که جزء سرمایه های ملی شناخته می شود از ضروریات جوامع در حال توسعه می باشد

آموزش جوانان ایرانی امری ضروری است.جوانانی که به تقدیر و سرنوشت عادت کرده اند،آشنا کردن با مباحث ضروری روزمره بسیار مفید و لازم می باشد

یکی از مشکلات پایدار جوامع فعلی فراهم آوردن وسایلی است که نیاز به فعالیت های تفریحی سالم و کافی را تضمین نماید

سعادت فرد و جامعه در گرو آن است که برنامه ریزان(خانواده و دولت)به خصوص در مورد کودکان و نوجوانان به گونه ای حساب شده اوقات فراغت را سازماندهی و برنامه ریزی کنند

اعم برنامه های فراغتی هدفمند بوده و در قالب کلاسهای آموزشی و فعالیت های جمعی رسمی طراحی شده تا فرد مطابق برنامه ها از آن استفاده نماید

لذا باید توجه داشت که هر گونه رسیت و الزام آوری می تواند به شدت به روح فراغتی برنامه ها ضربه بزند.اما با توسعه شبکه ارتباطی و فراگیری شبکه آموزشی،نیازها و کنش های رفتاری آنها را هم تحت تأثیر قرار داده است

توجیه افکار عمومی و کسب حمایت عمومی و ترغیب مردم برای مشارکت و بهره گیری از برنامه های فراغتی ایجاد شده نیز بدون شناخت اهداف برنامه ها و توانایی تبیین آن میسر نیست.دست اندر کاران برنامه های فراغتی باید از ارزشهای قلمرو فعالیتی خود آگاه بوده و در توجیه موثر آنها برای مردم و نهادهای حمایت کننده از تجربه لازم برخوردار باشند

بدیهی است سیاستگذاری و برنامه ریزی برای رسیدن به وضع آرمانی نیازمند شناخت وضع موجود است یعنی با شناخت گرایشها،نگرشها،تمایلات و علاقه مندی های نوجوانان و جوانان به انواع فعالیت های فراغت،برنامه ریزی و تدارک امکانات لازم برای رسیدن از وضع فعلی به وضع مطلوب ممکن می شود

لذا با توجه به مباحث ذکر شده نیاز به انجام نظر سنجی در مورد چگونگی گذران اوقات فراغت در شهرستان قزوین،خو را ضروری می نمایاند که با در نظر داشتن سه بخش خانواده،فرد و ارزیابی کلاسهای برگزار شده در مورد اوقات فراغت موضوع مورد ارزیابی قرار گرفت و اولویت های مورد علاقه جوانان در زمن اوقات فراغت مورد بررسی قرار گرفت تا سازمان ملی جوانان به عنوان کمیته هماهنگ کننده دستگاههای اجرائی انجام این نظر سنجی را جزء ضروری ترین برنامه برای خود در نظر گرفت اما آیا تمامی اجزاء به یک میزان از امکانات و وسایل آموزشی بهره مند می شوندآیا عدالت اجتماعی وضعیت را برای تمامی قشرا یکسان ایجاد کرده است

اوقات فراغت را می توان مهمترین و دلپذیرترین اوقات آمار بشر دانست.این اوقات مستعد است که برای مؤمنان لحظه های نیایش یا معبود،برای عالمان دقایق تعمق و تفکر و برای هنرمندان زمان ساختن و ابداع باشد.در عین حال برای عده ای تیز این اوقات به جای “فراغت” ملال آورترین لحظه هاست

واقعیت های تاریخی حاکی از آن است که تا مدتها بعد از انصلاب صنعتی کار همراه با استثمار شدید،مجالی برای “فراغت” باقی نمی گذاشت اما به تدریح ساعات کار محدود شد و اوقات فراغت با ابعاد و معانی تازه خود در جامعه شکل گرف از این جهات باید فراغت را پدیده ای متعلق به عصر جدید دانست

ضرورت و اهمیت تحقیق

صاحب نظرانی چون دومازیه و اوژه و آندرسون اعتقاد دارند که جوامع انسانی به سوی “تمدن فراغت” در حال تحول و حرکت است.به نظر آنان این تحولات توجه زیادی را به چگونگی نوع اشتغال در ساعات فراغت ایجاب می کند و پرداختن به آن روز به روز از اهمیت بیشتری برخوردار می گردد.به علاوه وجود ضرب المثلهایی چون “بیکاری مادر بیماری است” و “شیطان همیشه برای دستهای خالی کار بدی می یابد” اهمیت توجه به اوقات فراغت و نحوه گذران آن را خاطر نشان می سازند.همچنین به باور برخی از اندیشمندان فعالیت های اوقات فراغت به مانند آییه فرهنگ جامعه می باشد دلالت ضمنی چنین برداشتی آن است که چگونگی گذران اوقات فراغت یک جامعه تا میزان زیادی نشانگر خصایص بارز آن فرهنگ به شمار می رود.دبیرخانه شورای عالی جوان(1374) در کتابچه اوقات فراغت به نقل از فرانسیس دوگه می نویسد:“به من بگویید اوقات فراغت خود را چگونه می گذرانید تا یگویم که شما که هستید و فرزندانتان را چگونه تربیت می کنید.”

پی یر دوگه اعتقاد دارد که :“موجودیت و اصالت فرهنگ بر مبنای فرصت های و اوقات فراغت افرادی که در آن جامعه زندگی می کنند پی ریزی شده است.”

تاگور شاعر نامدار هنری می نویسد:“تمدن های انسانی سرمایه های جاویدانی هستند که از کاشت،داشت و برداشت های صحیح اوقات فراغت تجلی گشته اند.”

بر اساس تعالیم اسلامی اوقات فراغت در دوشادوش اوقات کار قرار داشته و فرصت ارزشمندی هم برای بازیافتن خود و تجلی یافتن بعد معنوی انسان و هم پاسخ دادن به حس کمال جویی انسان می باشد.استفاده از اوقات فراغت مانند گذشته اختصاص به طبقه خاصی نداشته و همه قشرها می توانند از آن استفاده جویند ولی از آنجا که کشور ما در زمره جوان ترین کشورهای جهان با میانگین سنی 16 تا 1 سال قرار دارد از این رو ایجاد امکانات مناسب برای گذران اوقات فراغت و هدایت نوجوانان و جوانان در بهره گیری از این فرصت ها می تواند نقش به سزایی در شکل گیری شخصیت آنان و سازندگی مؤثر جامعه ایفا نماید

رسیدن به بزرگسالی فرآیندی پیچیده و چند بعدی است که منزلت و نیز منازل قابل شناسایی در حرکت به سوی آن به لحاظ اجتماعی ساخته می شود.بر این اساس تغییرات و تفاوت های پدیدار شناسی گذار از یک گروه به گروه دیگر و از نسلی به نسل دیگر بر تغییرات اندیشی و هنجاری یک جامعه اشاره دارد.زیمنه هایی همچون کاهش اشتغال جوانان،بسط علایق و فرصتهای آموزشی و تحصیلی برای جوانان،اشتغال پاره وقت و اهمیت یافتن اوقات فراغت از جمله زمینه هایی هستند که شرایط جدیدی را پیش روی جوانان قرار داده است لذا تحقیق در زمینه نیازهای نوجوانان و جوانان در میان گروههای سنی،جنسی،تحصیلی و طبقاتی مختلف جوانان در شناخت و پیش بینی اولیت ها،نیازها و آینده نگری آنها و نیز تغییرات اجتماعی و فرهنگی که در معرض آن قرار دارد بسیار مؤثر است

در برنامه های اوقات فراغت نباید اهداف دولت،شخص و مربیان در ارزشها،تمایلات و اهداف در تعارض باشند.خانواده و سازمانهای دولتی ممکن است بتوانند در شرایطی خاص برنامه های اجباری خود را به افراد تحمیل کنند

اشتغال مناسب نوجوانان و جوانان به فعالیت های سازنده و سالم به هنگام گذران اوقات فراغت موجب می گردد که آنان قابلیت های فردی خود را نشان داده و استعدادهای ویژه و قدرت خلاقه خویش را ظاهر سازند

هدفهای پژوهش:

1شناخت چگونگی گذراندن اوقات فراغت  در نوجوانان و جوانان

2جستجو در مورد برنامه ها و کلاس هایی که در تابستان برای نوجوانان و جوانان اجرا می شود

3راههای یافتن راه حل های عملی و مؤثر برای پر کردن صحیح اوقات فراغت

4تعیین نیازهایی که نوجوانان و جوانان برای پر کردن اوقات فراغت خود نیاز دارند

5تعیین نیازهای دانش آموزان برای برنامه ریزی آینده خصوصاً آموزش و پرورش

6شناخت مشکلات دانش آموزان و خواستگاههای اقتصادی،فرهنگی و اجتماعی خانواده های انان با تکیه بر نحوه گذراندن اوقات فراغت

سؤالات پژوهش

1چه نوع امکانات جهت گذراندن اوقات فراغت برای نوجوانان وجود دارد؟

2صدا و سیما در گذراندن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان چه نقشی ایفا می کند؟

3جایگاه مطالعه کتاب در اوقات فراغت چقدر است؟

4نوجوانان چه مقدار از اوقات فراغت خود را ورزش می کنند؟

5در اوقات فراغت چه ورزش هایی را بیشتر انجام می دهید؟

6در شبانه روز میانگین اوقات فراغت دانش آموزان چقدر است؟

7آیا برای اوقات فراغت خود برنامه ریزی می کنید؟

تعاریف عملیاتی متغیرهای مورد مطالعه

فراغت در لغت به معنای آسودگی و آسایش،آسوده شدن از کار و آزاد بودن از کار روزانه معنی شده است

“اوژه” در تعریف فراغت می گوید:“منظور از فراغت سرگرمی ها،تفریحات و فعالیت هایی است که به هنگام آسودگی از کار عادی با شوق و رغبت افراد به سوی آن رو می آورند.”

“دومازیه” جامعه شناس فرانسوی و مؤلف کتاب “به سوی یک تمدن فراغت” اوقات فراغت را چنین تعریف می کند “اوقات فراغت مجموعه فعالیت هایی است که شخص پس از ارزیابی از تعهدات و تکالیف شغلی،خانوادگی و اجتماعی با میل و اشتیاق به آن می پردازد و غرضش استراحت،تفریح،توسعه دانش یا به کمال رساندن شخصیت خویش یا به ظهور رساندن استعدادها،خلاقیت ها و یا بالاخره بسط مشارکت آزادانه در اجتماع است.”

گروه بین المللی جامعه شناسی فراغت نیز اوقات فراغت را “مجموعه ای از اشتغالات که فرد با رضایت خاطر یا برای استراحت و یا برای تفریح و یا به منظور توسعه آگاهی ها و یا فراگیری غیر انتفاعی و مشارکت اجتماعی داوطلبانه بعد از رهایی از الزامات شغلی،خانوادگی و اجتماعی بدان می پردازد،تعریف می کند.”

فراغت در فرهنگ “لیتره” دلالت بر فرصت و زمانی دارد که پس از انجام رساندن کار و شغل روزانه برای فرد باقی می ماند

“آندرسون” فراغت را زمان و فرصت فروخته شده ای ذکر می کند که تعلق به فرد دارد.زمانی که فرد به میل خود از آن بهره گیری می کند به اعتقاد او کار در جوامع غربی کمتر پاسخگوی احتیاجات فرد بوده و بیشتر تابع منافع شغلی است از این رو وی در فراغت نوعی فعالیت خود انیگخته و توأم با آزادی گزینش را مطرح می سازد.به نظر “ماکس کاپلان” فراغت

1)خاطره ای دلپذیر

2)نوعی رهایی از وظایف اجتماعی

3)نوعی ادراک روانی آزادی

4)نوعی فعالیت فرهنگی و سرانجام

5)سرشتی از بازی و تفریح دارد

وی فراغت را از دو زاویه مورد بررسی قرار داده است:1)فردی      2)اجتماعی

به اعتقاد وی فراغت از جنبه فردی رضایت درونی را در برداشته و از جنبه اجتماعی مبتنی بر ارزشی ات که جامعه برای پدیده فراغت قائل می باشد.انجمن بین المللی جامعه شناسی غیر فراغت را این گونه تعریف نموده است

فراغت عبارت است از مجموعه ای از اشتغالات که فرد به میل خود برای استراحت با تفریح و یا به منظور توسعه آگاهی ها و فراگیری غیر انتفاعی و مشارکت اجتماعی داوطلبانه بعد از رهایی از الزامات شغلی،خانوادگی،مذهبی و اجتماعی بدان می پردازد

همان طوری که از تعاریف بالا برمی آید فراغت،بیکاری و بیگاری نیست بلکه نوعی فعالیت را شامل می شود که حتی ممکن است مهمترین  و دشوارترین فعالیت ها باشد در حقیقت آنچه موضوع فراغت را مهم و تأثیر آن را با اهمیت می سازد پرداختن داوطلبانه و خارج از الزام و جبریه انجام کاری می باشد که باعث آرامش و رضایت درونی فرد می گردد

تعاریفی که در تحقیق وجود دارند

برنامه ها و فعالیت های فوق برنامه

:فعالیت هایی که مکمل برنامه ها و فعالیت های درسی دانش آموزان است و آنها را با مشاغل و حرف مختلف و دیگر زمینه های مورد نیاز زندگی و جامعه خود آشنا می سازد

هنجارها

اصول و قواعد معینی هستند که از مردم جامعه انتظار می رود آنها را رعایت کنند و همچنین نشان دهنده بایدها و نبایدها در زندگی است

هنجار شکنی

عدم پیروی از قواعد و مقررات که افراد جامعه ملزم به رعایت و احترام بدان می باشند

بزهکاری

سرپیچی از دستورات و مقررات اجتماعی و رفتار خلاف اخلاق یا رفتاری که زیانی را متوجه افراد جامعه می سازد.(بهرامی)

توسعه اجتماعی

تغییرات اجتماعی سنجیده که بر اساس برنامه ریزی صورت می گیرد

نیاز

حد وسط بین وضع موجود و وضع مطلوب جامعه را نیاز می گویند نیازها انواع مختلفی دارند.نیازها را برحسب درجه می توان به نیازهای اولیه و ثانویه طبقه بندی نمود

نیازهای اولیه

نیازهای زیستی و حیاتی انسان را برآورد می سازد

نیازهای ثانویه

نیازهایی که در مرحله اول ارضا شده و تکمیل نمودن آن در مرحله ثانویه قرار گرفته و از اهمیت حیاتی کمتری برخوردار باشند

برنامه ریزی

مجموعه فعالیت هایی که هدف و روش و وسایل مناسبی را دارد و به اجرا درمی آید و مورد ارزشیابی قرار می گیرد

ادبیات تحقیق:

فعالیت روزانه انسان و لزوم تجدید قوا برای ادامه اشتغال و بهره وری بیشتر و بهتر از فرصتها،ضرورت توجه به اوقات فراغت را بیان می دارد.حتی ائمه اطهار علیه السلام نیز در سفارش های خود به این موضوع اشاره نمود و به آن توجه خاص داشته اند چنانکه حضرت علی(ع) می فرمایند:برای مردم با ایمان شبانه روز سه ساعت(وقت) است،یک ساعت برای مناجات با خدای تعالی،یک ساعت برای تأمین معاش و اصلاح زندگی و یک ساعت برای ارضای تمایلات روا و جلب لذتهای حلال.(نهج البلاغه،1261)

در مورد جوان و اوقات فراغت باید با دقت بررسی موضوع فراغت پرداخته و ضمن بررسی وضعیت آنان در گذران اوقات فراغت به مسئله اوقات فراغت پرداخت.بنابر این اگر صرفاً خواسته باشیم با ارائه توصیه های ابزاری به تحریص و تشویق جوانان در استفاده از اوقات فراغت بپردازیم ممکن است نتیجه حاصله منجز به پیدایی جامعه ای شود که در آن جوان انتظار دارد دیگران کار و کوشش کنند و او فقط به اوقات فراغت خویش بپردازد

تعریف اوقات فراغت

فراغت در فرهنگنامه فارسی به معنی آسایش،استراحت،آسودگی و آرامش آمده است و منظور از آن استفاده از فرصت غیر فعالیت مشخص می باشد.فرهنگ لاروس اوقات فراغت را سرگرمی ها،تفریحات و فعالیت هایی که افراد به هنگام آسودگی از کار عادی با تشویق و رغبت به آن می پردازند معنی کرده است

جامعه شاسان آمریکایی اوقات فراغت را فعالیتی آزاد و بدون اجر و فرد که رضایت خاطر آنی را به همراه دارد تعریف کرده اند

فراغت در مفهوم نوین آن،حاصل کار و ناشی از پیشرفت فنی است،فراغت با خود ذهنیت و نیازهای جدیدی به همراه می آورد.ساز و کارها و نهادهایی را که برای پاسخ به این تقاضاهای جدید پدید آمده است می توان در تعبیر «صفت سرگرمی» خلاصه کرد.بنابراین می بینیم که اوقات فراغت در واقع زمانی شروع می شود که فرد یا افراد از کارهای مستمر و جاری و وظیفه مند خلاص شده و با اهداف گوناگون به استراحت و آرامش می پردازند

ضرورت توجه به اوقات فراغت در میان نسل جوان پدیده تازه ای نیست،بعد از پایان جنگ جهانی دوم در میان کشورهای پیشرفته نسبت به آن حساسیت بیشتری به وجود آمده است.(اعلامیه جهانی حقوق کودک نوامبر 1951)

مجمع عمومی سازمان ملل که طی قطعنامه شماره 1386 در خصوص نیازمندی های اساسی کودکان انتشار یافته است بازی و تفریح را به عنوان یکی از نیازمندی های نه گانه مادی و معنوی مطرح می کند.یکی از نشانه ها و شواهد بین المللی در خصوص اهمیت و توجه به اوقات فراغت نسل جوان و آینده سازان جامعه جهانی است

اوقات فراغت عبارت است از رهایی موقت از کار و اشتغالات رسمی زندگی و انجام فعالیت هایی که مورد نظر و به دلخواه فرد هستند

نکته قابل توجه در این تعریف آن است که به هیچ وجه فراغت به معنای بیکاری و عدم انجام و گونه کاری نیست،بلکه نوعی فعالیت را شامل می شود که حتی ممکن است مهمترین و دشوارترین فعالیت ها به شمار آید

در حقیقت آنچه موضوع فراغت را مهم و تأثیر ان را با اهمیت می سازد پرداختن داوطلبانه و خارج از الزام و جبر به کاری است که باعث آرامش و رضایت درونی فرد می شود.بیشتر اختراعات و اکتشافات بشری که بوسیله دانشمندان و متفکران صورت گرفته است محصول تفکر و قوه ابتکار و خلاقیتی است که در زمان فراغت حاصل آمده است و بیشتر جرائم و بزهکاری ها نیز در اوقات فراغت صورت می گیرد اگر انسان برای اوقات فراغت خود برنامه ریزی یا فعالیتی نداشته باشد آنگاه اوقات فراغت به بیکاری تبدیل می شود و بیکاری نیز عموماً سبب افت و جرم زاست

انسان به خصوص در ایام نوجوانی و جوانی به علت نیرو و انرژی فوق العاده ای که در درون خود احساس می کند نمی تواند به آسانی با مسأله بیکاری کنار بیاید و احتمال ابتلا به انواع انحرافات و کج وی های رفتاری در این دوران وجود دارد.بیکاری بر سلامت جسمانی و روانی اثر منفی دارد.باید اضافه کرد که اوقات فراغت فقط برای دانش آموزان نیست برای اولیاء و بویژه معلمان نیز این اوقات وجود دارد.در طی سه ماه تعطیلی تابستان عموماً معلمان نیز اوقات فراغت زیادی دارند و این ایام فرصت بسیار مناسبی است تا آنان کارکرد و عملکرد یک سال تحصیلی خود را مورد بررسی قرار دهند و با نگاهی تیز بینانه نقاط ضعف و کاستی های روش تدریس و کار خود را شناسایی کنند و برای رفع آنها کوشا باشند

اهمیت اوقات فراغت

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق بررسی و مقایسه خلاقیت کودکان اجتماعی و انزوا طلب حدود سنی 8 ساله با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق بررسی و مقایسه خلاقیت کودکان اجتماعی و انزوا طلب حدود سنی 8 ساله با word دارای 96 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق بررسی و مقایسه خلاقیت کودکان اجتماعی و انزوا طلب حدود سنی 8 ساله با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود تحقیق بررسی و مقایسه خلاقیت کودکان اجتماعی و انزوا طلب حدود سنی 8 ساله با word

 فصل اول :             
مقدمه             
کلیات ( بیان مساله )       
اهمیت و ضرورت مساله   
اهداف تحقیق            
فرضیات تحقیق       
تعاریف عملیاتی متغیرها   
فصل دوم :             
یادگیری خلاق         
تحریک نیمکره های مغز    
گسترش دامنه فعالیت مغز    
حافظه             
شناخت حافظه         
حافظه در تشبیه         
حافظه و عضله         
حافظه و انبار         
تفاوت های فردی در صفات اجتماعی مختلف      
ارتباط و مکالمه         
مبادلات کلامی         
آفرینندگی             
توانایی ها آفریننده         
ویژگی های افراد آفریننده    
آفرینندگی و هوش و استعداد تحصیلی            
روش آموزش آفرینندگی    
فصل سوم :            
روش تحقیق             
جامعه             
حجم   نمونه             
ابزار گردآوری اطلاعات    
داده های خام نمرات اجتماعی و انزوا و خلاقیت        
نمودار شماره 1 فراوانی کودکان منزوی و اجتماعی  
نمودار پراکنش       
فصل چهارم :            
تحلیل یافته ها         
تحلیل نموداری یافته ها   
تحلیل استنباطی یافته ها   
تحلیل آلفای کرونباخ       
اعتبار و روایی ابزار گردآوری اطلاعات           
فصل پنجم :             
نتیجه گیری             
محدودیت ها و مشکلات تحقیق                 
پیشنهادات             
ضمائم و پیوست ها (خلاقیت تورنس)           
منابع و مأخذ             

نیمکره های مغز

مغز از دو نیمکره چپ و راست تشکیل شده است. در زمینه مطالعه؛ یادگیری علوم، ریاضیات و فنون، خواندن و نوشتن، با استفاده از ویژگیهای نیمکره چپ صورت می گیرد. بر این نکته تأکید می گردد که یادگیری هر نوع علم وفنی، به نیمکره چپ ارتباط دارد و همچنین فرمان نوشتن به دست از سوی نیمکره چپ صادر می شود ضمن آنکه در حدود 75 درصد چپ دستها نیز فرمان نوشتن را از نیکره چپ دریافت می دارند

اما آنچه به نیمکره راست مربوط می گردد، ویژگی هایی است که خلاقیت و بهره وری حاصل آن است.ویژگی های نیمکره عبارتست از : تصور و تجسم، تخیلی و رؤیا، شناخت موسیقی. هرگاه در هنگام مطالعه به گونه ای عمل شود که ملزم به بهره گیری از تصور و تجسم و یا تخیل و رؤیا برای درک و به خاطر سپاری داده های دریافت شده، گردیم و یا با توجه به جزییات و شناخت رنگ و همچنین پخش موسیقی مناسب در هنگام مطالعه، به استخراج داده ها و نگهداری آن در حافظه بپردازیم، به افزایش تحرک و فعالیت نیمکره راست مغز، مبادرت ورزیده ایم که حاصل آن افزایش بازدهی از مطالعه است. این ویژگی ها که از عمده ترین خصوصیات مستقل و یا مشترک نیمکره راست می باشد، کلیدهایی است که با پرداختن به هر یک از آنها، افزایش فعالیت نیمکره راست مغز و شکوفایی استعدادها را موجب خواهیم شد. به یاد داشته باشید که در شرایط عادی در هنگام فراگیری، نیمکره چپ فعال می گردد چه یادگیری از اعمالی است که به نیمکره چپ مربوط می گردد؛ زمانی که نیمکره راست نیز به میدان وارد خواهد شد که یکی از ویژگیهای مربوط به نیمکره راست، در هنگام یادگیری مورد عمل قرار گیرد تا به تحریک نیمکره راست بی انجامد. ورود نیمکره راست به عرصه یادگیری، به معنای دو برابر شدن توان یادگیری به جهت فعالیت نیمکره ای دیگر نیست، یادگیری با بهره گیری از نیمکره راست در کنار نیمکره چپ، توان یادگیری را به چندین برابر افزایش می دهد چرا که نیمکره راست با خلاقیت؛ تفکر و کیفیت ارتباط دارد و ارزش و میزان یادگیری در این حالت به صورت تصاعدی افزایش می یابد. مقایسه میزان موارد درک به خاطر سپرده شده با و بدون حضور نیمکره راست، نشان از فزونی چشمگیر میزان یادگیری در هنگام حضور نیمکره راست در میدان یادگیری دارد. در پایان این سلسله مباحث، به طراحی آزمونهایی پرداخته ایم که با انجام آن، تفاوت فاحش یادگیری خلاق – که متضمن فعالیت ممتاز نیمکره راست مغز می باشد.پ – یادگیری عادی، مورد سنجش و اندازه گیری قرار خواهد گرفت

  تحریک نیمکره راست مغز :

کلید تحریک نیمکره راست مغز اقدام (مطالعه – یادگیری) بر مبنای ویژگیهای نیمکره راست است. نظام مطالعه ای که در این تحقیق تحت عنوان نظام مطالعه برتر طراحی و ارائه گردیده، مبتنی بر تهیه و تنظیم طرح شبکه ای همزمان با مطالعه است. عمده ترین ویژگی طرح شبکه ای، در ارتباط مستقیم آن با فعالیت مغز است چرا که در طبقه بندی مطالب بر اساس شبکه ای، ملزم به استخراج نکات کلیدی و طبقه بندی مطالب بر اساس تشخیص نکات و شاخه های اصلی ومواد پشتوانه یا فرعی می باشیم، این امر امکان پذیر نخواهد شد جز آنکه با عطف دقت و توجه به متن مورد مطالعه، به تشخیص مواد اصلی پشتوانه و طبقه بندی آنها توفیق یابیم. تشخیص مواد اصلی و پشتوانه و طبقه بندی نکات کلیدی، به معنای پی یردن به جزییات در پی دقت است که با عنوان شناخت رنگ، در ویژگی های نیمکره راست جایگاهی را به خود اختصاص داده است

در نظام مطالعه برتر بر این نکته تأکید گردید که در مرحله بازیابی سنجش خود، به تجسم طرح شبکه ای بپردازیم که در این صورت اقدامی شایسته در جهت پایداری مطالب در حافظه انجام می پذیرد. تصور و تجسم از اعمالی است که فعالیت نیمکره راست مغز را موجب می شود و بدین جهت بر اجرای طرح شبکه ای و تجسم ان برای یادگیری خلاق و کسب بیشترین بازدهی تأکید می گردد. علاوه بر این چنانچه در حین مطالعه به تصویر سازی و صحنه پردازی از مفاهیم به شکلی تجسم پذیر مبادرت ورزیم و به لمس ارتباط میان مفاهیم از این رهگذر نایل شویم، به عرصه یادگیری خلاق از دروازه تصور و تجسم گام نهاده ایم. در بسیاری از موارد بهره گیری از ویژگی تصور و تجحسم به راحتی امکان پذیر است و می توان با شکل دادن به مفاهیم، به تجسم آن پرداخت. چنین اقدامی نه تنها درک وبه خاطر سپاری و بازیابی آن مفاهیم را آسان می سازد، که تأثیری نیکو بر خلاقیت ونوع نگرش فرد نسبت به خود و جهان هستی دارد و موجب روشن بینی و ژرف اندیشی وی می گردد که نتیجه اجتناب ناپذیر افزایش فعالیت مغز و بویژه حضور نیمکره راست مغز در برخورد با پدیدیه ها و فراگیری است

از جمله ابزاری که برای یادگیری خلاق وافزایش زمان پایداری مطالب در حافظه به کار گرفته می شود، تخیل و رؤیا است. تخیل و رؤیا از ویژگیهای نیمکره راست می باشد که حضور و به کارگیری آن برای ایجاد ارتباط بین مفاهیم، افزایش فعالیت نیمکره راست و در نتیجه افزایش بازدهی را موجب می شود

گسترش دامنه فعالیت مغز  :

مغز در تمامی اوقات، در حال فعالیت است و در آن واحد از چند زواویه به طور ارادی یا غیرارادی، و یا آگاهانه و ناآگاهانه، تحریک می گردد که محصول آن تفکر و همچنین فرمان به انجام یا خودداری از انجام عملی خطاب به اعضای بدن است که به صورت کنش یا واکنش جلوه گر می شود. شکل تفکر به عنوان محصول عالی مغز، متفاوت است و ژرفای تفکر نیز در ارتباط با موضوع و زمینه تفکر، تغییر می یابد. شکل و چگونگی تفکر بهعوامل متعددی ارتباط می یابد که از جمله فضا و شرایط اندیشه، چگونگی دریافت و ثبت داده ها، پیشینه ارتباط تفکر و داده های دریافتی، نوع نگرش و برخورد با موضوع اصلی اندیشه از زوایای مختلف، ارتباط احساسی با موضوع و داده ها و ;، در ارتباط با یادگیری خلاق و مهارتهای مطالعه موضوع این پژوهش، مورد توجه ویژه ماست

ارائه برنامه به مغز در هنگام اندیشیدن، که از آن با نام تفکر هدفدار یاد می کنیم، نغز را از پرداختن به مسائل احساسی ای که آن را تحت تأثیر خود قرار داده و آن را از تفکر رو به تعالی باز داشته است، دور می دارد چه یکی از مهمترین آفاتی که سایر موارد را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد، واگذاشتن مغز به خود در تمامی لحظات برای نشخوار مسائل احساسی، بازدارنده، منفی و در جا زننده ای است که مغز را به اشغال خود درآورده است و راه را بر حضور تفکر خلاق وپیش برنده، سد کرده است. برای رهایی مغز از این آفات، می بایست با ارائه برنامه به آن برای بهره گیری از تمامی لحظات، به تربیت و پرورش مغز برای تفکر هدفدار و خلاق مبادرت ورزید. هرگاه به دریافت و تحلیل داده ها به گونه ای آگاهانه و ارادی اقدام کنیم، گامی در جهت تربیت و پرورش مغز برای فعالیت و پرداختن به موارد رو تعالی برداشته ایم. نگریستن ژرف و تعمق در موضوع هایی که در مقابل دیدگان ما قرار گرفته است و یا از رهگذر مطالعه و یادگیری به آن پرداخته ایم و یا از طریق هر یک از حواس دیگر به دریافت داده هایی نایل شده ایم و آگاهانه به موارد انتخابی از آن میان می اندیشیم، حرکتی است برای افزایش فعالیت مثبت مغز و تفکر خلاق

حافظه :  

برای آدمیاتن، تنها راهنمای خوب، دانش و گمان درست است

«افلاطون : رسال منون»

مسایلی که در این فصل مورد بررسی قرار می گیرد، برمبنای کاربرد و انطباق آن با مجموعه قواعد مهارتهای مطالعه مورد توجه قرار گرفته است. بی تردید مسایل بیشماری را در رابطه با حافظه می توان بیان کرد و هر یک از تئوریهای مطرح را از زوایای مختلف مورد بحث قرار داد، چه دنیای حافظه ان چنان دنیای گسترده ای است که هرگز نقطه پایانی بر مطالعه درباره حافظه، نمی توان متصور بود. تمامی اعضای بدن، قلمرو فرماندهی مغز می باشد و کنش و واکنش انها بر اساس درستی شبکه ارتباطی عصبی و فرمانی است که از مغز دریافت می دارند و حافظه به جایی تعلق دارد که ستاد فرماندهی بدن (مغز) مستقر است و این نخستین خط متمایز کننده حافظه از سایر اعضاء و نقطه اهمیت آن است و همچنین این ویژگی، تحقیقات مشترک در باب مغز و حافظه را موجب شده است، چه هر یافته ای در باب هر یک از آنها به دیگری نیز مربوط می گردد. از این دنیای بی انتها وناشناخته، به بیان نکاتی کاربردی در رابطه با حافظه و کارکرد مغز که با موضوع یادگیری خلاق در ارتباط باشد، می پردازیم

شناخت حافظه :

در تعریفی از حافظه، می توان آن را دستگاهی دانست که بوسیله آن نگهداری و بازیابی مطالب صورت می گیرد. پس حافظه دو عمل به خاطر سپاری نکات حال و به خاطر آوری نکات گذشته را به عهده دارد. نکات حال مطالبی را شامل می شود که هم اینک با آن روبرو هستیم و آگاهانه و یاناآگاهانه در حافظه نقش می بندد. نکات گذشته در برگیرنده مطالبی است که در حافظه نقش بسته اند و درصدد بازیابی آگاهانه ان برآمده ایم و یا ناخودآگاه هانه به ذهن تداعی و متبادر می گردد و ممکن است چند ثانیه و یا چندین سال از زمان نخستین حضور آن در حافظه، سپری شده باشد

حافظه در تشبیه :

برای درک چگونگی کارکرد حافظه و یافتن شیوه هایی که تقویت حافظه و افزایش بازدهی را به همراه داشته باشد، به کشف کارکرد حافظه از طریق مقایسه و تشبیه آن با عناصر و عواملی که دارای وجوه مشترک با حافظه می باشند، می پردازیم. بر مبنای این مطالعه تطبیقی، مبانی و نظامهای تقویت حافظه این گونه ارائه و تدوین می گردد

الف ) حافظه و عضله :

وجه تشبیه حافظه و عضله، تشابه اعمالی است که ورزیدگی و تقویت حافظه و عضله را در پی دارد. تقویت و ورزیدگی عضلات و اعضای بدن، در گروی به کارگیری بیشتر آنهاست، هر چه فعالیت یدی انسان بیشتر شود و عضلات و ماهیچه ها بیشتر به کارگرفته شود، قوی تر و ورزیده تر می گردد. مبنای فعالیت بیشتر عضلات و ورزیدگی آنها، در حرکت است و مبنای به کارگیری بیشتر حافظه وتقویت آن، افزایش داد و ستد اطلاعات است. هر گونه اطلاعاتی که از طریق حواس پنجگانه کسب و در حافظه بازیابی و استفاده های بعدی، ثبت گردد، در این و ستد اطلاعاتت با حافظه نقش دارد و هر چه اطلاعات دقیق تر و جزیی تر باشد، اثر گذاری آن در راستلی تقویت حافظه بیشتر است

ب ) حافظه و انبار :

تشبیه حاحافظه به انبار بر مبنای ویژگی ذخیره سازی در انبار و حافظه است. همان گونه که مواد و قطعات مورد نیاز برای استفاده های بعدی در انبار ذخیره می شود، حافظه نیز به ذخیره سازی اطلاعات برای استفاده در مواقع مورد لزوم می پردازد. در این ذخیره سازی دو اصل مد نظر می باشد که عدم رعایت آن اصول، امر ذخیره سازی و استفاده از مواد ذخیره شده را با اشکال مواجه می سازد و گاه به کلی امکان بهره برداری از آن منابع سلب می کند. آن دو اصل عبارتند از

1 ) نظم و طبقه بندی

 2 ) نسبیت

 تفاوت های زبانی در طبقات اجتماعی مختلف :

 کودکان خانواده های طبقه متوسط به طور کلی در تمام اندازه گیریهای استاندارد زبانی، یعنی در واژگان، ساخت جمله، تمایز آوازها و تلفظ از خانواده های طبقه پایین نمره بیشتری می آورند (تمپلین، 1957). شاید یکی از دلایل اساسی این تفاوتها این باشد که مادرهایی که متعلق به طبقات اجتماعی مختلفی هستند به نحو متفاوتی با فرزندان خود حرف می زنند، یک جامعه شناس انگلیسی با کارهای اولیه ای که درباره این موضوع کرد الگوی کنش متقابل کلامی را توضیح داد ( برنستاین، 1970 ). این جامعه شناس گزارش کرد که مادران طبقه پایین نوعاً «مجموعه علایم» زبانی محدودی را به کار می برند و با فرزندان خود جملات کوتاه، ساده و قابل مهم حرف می زنند، به طوری که رویدادهای فعلی و نزدیک موردنظر آنان است. از طرف دیگر، مادران طبقه متوسط برای نظم و ترتیب دادن به فرزندان خود و آموختن معیارهای اخلاقی و انتقال احساسات و هیجانات از «مجموعه علایم گسترده ای» استفاده می کنند. هرچند که مجموعه علایم ساده تر برای کودکان خردسالتر مفید است، ولی مجموعه علایم پیچیده تری که مادران طبقه متوسط به کار می برند  کودکان بزرگتر را قادر می کند تا بیشتر به طرف انتزاعات، تعمیم دادن و روابط اجتماعی کشیده شوند. کودکان طبقه پایین احتمالاً بیشتر تفکر عینی دارند وکمتر ذهنی هستند و در مدرسه و در آزمونهای توانایی شناختی با مشکلات بیشتری مواجه اند

 این استدلالها به دلایل متعددی مورد تردید قرار گفته است. یکی اینکه، محقق این مطالعات نتوانست بین «عملکرد» زبانی و «توانش» زبانی ( دانش لازم برای به کاربردن زبان) تمایز قایل شود؛ او فقط عملکرد را سنجید. احتمال دارد که کودکان طبقه پایین توانش اساسی برای مجموعه علایم گسترده ای را داشته باشند، ولی آن را به کار نبرند، زیرا از نظر آنان به کاربردن آن نشانه خیال پرداز بودن یا سستی است و یا شاید بین آن توانشها و مدرسه و ارزشهایی که مدرسه با خود دارد ارتباطب بیش از حد قایلند. وقتی که از پسران طبقه متوسط و طبقه پایین خواستند که به «دوست نزدیکی» نامه ای دوستانه بنویسند و با نامه ای رسمی برای سفری تقاضای مقداری پول کنند نامه های رسمی این دو گروه با هم تفاوتی نداشت (رابینسون، 1965). وقتی که از پسران طبقه پایین خواستند تا مجموعه علایم گسترده ای را به کار برند از خود توانش و دانش لازم را نشان دادند، هرچند که معمولاً از مجموعه علایم محدود و «خشتی» استفاده می کردند

ارتباط و مکالمه :

 یکی از مهمترین عملکردهای زبان برقراری ارتباط است. برقراری ارتباط موثر نه تنها مستلزم داشتن دانشی از قواعد دستوری (نحو)، و دانستن معنای کلمات (معناشناسی) است، بلکه همچنین مستلزم داشتن «توانایی در گفتن حرف مناسب در زمان و مکان مناسب، به افراد مناسب و با توجه به موضوعات مناسب است » (دور، 1979 ، ص 337). یعنی داشتن درکی از کاربردشناسی زبان

 همان طور که می دانیم کودکان پیش از اینکه حرف زدن بیاموزد می توانند ارتباط برقرار کنند؛ و این کار را از طریق حرکات و اعمال انجام می دهند تا به کمک آن حالات عاطفی خود را بیان کنند و برای ارضای نیازهای خود از دیگران کمک بگیرند. بچه دستش را به طرف شیء که می خواهد دراز می کند، اسباب بازی مکانیکی را به یک بزرگسال می دهد تا آن را برایش بیاندازد، و سرش را به علامت نفی تکان می دهد، ( چپمن، زیر چپ؛ پی، 1980 ). این حرکات با اولین ارتباط آوایی ارادی کودک همراه است. بعضی دیگر از ارتباطهای آوایی کودک توجه را به پدیده ها و اشیاء جلب می کنند. کودک دستش را به عنوان خداحافظی تکان می دهد و یا دالی بازی می کند. احتمالاً این حرکات و آواسازیها مقدمه ای است بر برقراری ارتباط از طریق زبان ( برونر، 1975 )

 مبادلات کلامی اولیه :

 اکنون بر سر این مسئله توافق است که پیاژه توانش کودکان در برقراری ارتباط را بسیار دست کم می گرفت. کودکان دو ساله مستقیماً با یکدیگر و بزرگسالان حرف می زنند. معمولاً گفتارشان بریده بریده است و درباره اشیای آشنا در محیط پیرامونشان حرف می زنند. غالب پیامهای کودک پاسخ مناسب به دنبال دارد؛ در غیر این صورت پیامش را تکرار می کند. غالباً گفتارها کوتاه هستند، ولی گفتگوهای طولانی تر و مفصلتر نیز در بعضی از بازیها مشاهده می شود، مثلاً وقتی که کودکان می کوشند تا در جابه جا کردن اثاثیه ای کمک کنند ( ولمن و لمپرز، 1977 ). در مکالماتی که بزرگسالان آغازگر آن هستند کودکان دوساله غالباً صرفاً گفته های بزرگسال را تکرار می کنند

 کودکان سه ساله به هنگام گفتگو با بزرگسالان نوبت را رعایت می کنند و تقریباً نیمی از پاسخهای آن اطلاعات مربوط و تازه ای به گفته های بزرگسالان می افزاید. البته مکالمه کوتاه است و به ندرت به بیش از دو نوبت می رسد ( بلوم، رکیسانو، و هور، 1976 ). گفتگو با دیگر کودکان سه ساله گاهی طولانی تر می شود. در مطالعه ای بین دو کودک سه ساله 21 سوال و جواب رد و بدل شد. آنان درباره مسافرتی که یکی از آنان قرار بود برود حرف می زدند ( گاروی، 1975 ، 1977 )

 کودکان در سن چهار سالگی توانایی چشمگیری در انعطاف پذیری دارند و می دانند که شیوه های مکالمه خود را در صورتی که موقعیت مخاطبشان اقتضا کند چطور تطبیق دهند. در مطالعه ای کودکان چهار ساله هنگام بازی خودجوش با کودکان 2 سله، همسالان و بزرگسالان و هنگامی که درباره چگونگی کار یک اسباب بازی توضیح می دادند مورد مشاهده قرار گرفتند. این کودکان 4 ساله به هنگام حرف زدن با کودکان 2 ساله جملات کوتاهتر و ساده تری به کار می بردند و از کلماتی استفاده می کردند که توجه کودکان دو ساله را جلب می کرد مثل «نگاه کن». آنان به هنگام حرف زدن با بزرگسالان یا سایر کودکان 4 ساله کمتر از چنین کلماتی استفاده می کردند. جملاتی که مخاطب آن بزرگسالان و همسالان کودک بود طولانیتر و پیچیده تر بود و بیشتر شامل بند وابسته و تبعی بود ( شانتز، گلمن، 1973 )

 آفرینندگی :

 تعریف آفرینندگی :

 همانند حل مسئله، از آفرینندگی نیز تعریف مشخصی به دست نیامده است. اکثر روانشناسان آفرینندگی و حل مسئله را فرایندهای مشابهی دانسته اند ( برای مثال، مایر، 1930 ؛ تورنس، 1960 ؛ دی چکو و کرافورد، 1974 ؛ گانیه، 1977 ؛ گیج و برلاینر، 1984 ) . گانیه در طبقه بندی خود از انواع یادگیری بالاترین سطح یادگیری را حل مسئله می داند، و معتقد است که آفرینندگی نوع ویژه ای از حل مسئله است

 یک اکتشاف علمی بزرگ با یک اثر بزرگ هنری مطمئناً از فعالیت حل مسئله سرچشمه می گیرد. این اعمال آفرینشی، همانند رفتار حل مسئله، برمقدار زیادی دانش قبلاً آموخته شده متکی هستند، چه این دانشها از نوع دانش «عمومی» شناخته شده در علوم باشند چه از نوع دانش «خصوصی» شناخته شده به وسیله شخص هنرمند. بسیاری از اندیشمندان آفریننده اظهار داشته اند که پیش از آفرینش یک اثر درباره مسائل مربوط به آن برای مدت طولانی عمیقاً به مطالعه و تفحص مشغول بوده اند. در واقع اگر مطلب به غیر از این بود تعجب آور می نمود. در اظهارات این افراد هیچ چیز نشان نمی دهد که بین حل مسئله و کوششهای آفریننده ای که منجر به کشفیات دارای آثار مهم اجتماعی می شود، تفاوت زیادی وجود دارد. 0 گانیه، 1977 ، ص 165 )

 در عین حال، می توان بین حل مسئله و آفرینندگی از این لحاظ تفاوت قائل شد که حل مسئله فعالیتی عینی تر از آفرینندگی است، و از آن هدف مشخص تری دارد. یعنی حل مسئله بیشتر بر واقعیات استوار است و هدف آن عینی و بیرونی است، در حالی که آفرینندگی بیشتر جنبه شخصی دارد و زیادتر از حل مسئله مبتنی بر شهود و تخیل است. به تعبیر دیگر، در حل مسئله شخص با موقعیتی رو به رو می شود که باید برای آن یک راه حل بیابد، اما در آفرینندگی فرد هم موقعیت مسئله و هم راه حل آن را خود می آفریند. به قول ویتیگ و ویلیامز ( 1984 ، ص 245 )، «آفرینندگی مستلزم حل کردن مسائل است، اما افراد آفریننده، پیش از آنکه مسائل را حل کنند، آنها را می آفرینند یا بر پیچیدگی آنها می افزایند.»

 ویژگی مهم دیگر آفرینندگی که آنرا از حل مسئله متمایز می سازد تازگی نتایج تفکر آفریننده است. مورگان و همکاران (1984) در این باره گفته اند

 در مقایسه با حل مسئله به طور متداول، راه حلهای آفریننده راه حلهایی تازه هستند که دیگران قبلاً به آن دست نیافته اند. محصول تفکر آفریننده ممکن است راههای تازه تدوین دنیای پیرامون ما باشد. تأکید تفکر آفریننده بر کلمه تازه است. ( ص 198 )

 توانائیهای آفریننده :

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله مقایسه سلامت روانی خانواده در بین افراد دارای شغل های دولتی و آزاد مردان با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله مقایسه سلامت روانی خانواده در بین افراد دارای شغل های دولتی و آزاد مردان با word دارای 74 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله مقایسه سلامت روانی خانواده در بین افراد دارای شغل های دولتی و آزاد مردان با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله مقایسه سلامت روانی خانواده در بین افراد دارای شغل های دولتی و آزاد مردان با word

 چکیده

فصل اول

کلیات تحقیق

مقدمه

بیان مساله

سوال مساله

اهداف تحقیق

اهمیت و ضرورت تحقیق

متغییرهای تحقیق

تعاریف عملیاتی و نظری و اثرهاو مفاهیم

فرضیه تحقیق

فصل دوم

ادبیات و پیشینه ی تحقیق

تعریف

مشکل تعریف

تاریخچه

مختصری درباره تاریخچه بهداشت روانی در ایران

اهمیت ،دامنه ، حدود و زیانبخشی بیمارایهای روانی در جامعه

علل افزایش و شیوع بیماریهای روانی

تفاوتهای فردی در کار

جنبه های تفاوتهای فردی

تفاوتهای فردی در عملکرد شغلی

روشهای سنجش تفاوتهای فردی

شیوه های سنتی انتخاب کارکنان

کاربرد روانشناسی و روشهای علمی در گزینش

فرضیه های  مربوط به فرد و شغل

آزمونهای استخدامی

مراحل برنامه  آزمونهای استخدام داوطلبان شغل

تجزیه و تحلیل شغل

موارد بررسی در تجزیه و تحلیل شغل

ایجاد فرضیه

تعیین معیارها

تهیه تست ها و آزمونها

اجرای آزمون

بررسی نتایج آزمون و تصمیم گیری

تحقیقات انجام شده در خارج و داخل کشور

فصل سوم

جامعه مورد مطالعه

جامعه مورد مطالعه

حجم نمونه

روش نمونه گیری

ابزار اندازه گیری تحقیق حاضر

معرفی آزمون گلد نبرگ

دستور اجراء پرسش نامه سلامت  روانی

روش تحقیق

روش آماری مربوط به فرضیه

فصل چهارم

یافته ها و تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه فصل چهارم

یافته ها و تجزیه و تحلیل آنها

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

پیشنهادات

محدودیت ها

پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ;

منابع و مآخذ;

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله مقایسه سلامت روانی خانواده در بین افراد دارای شغل های دولتی و آزاد مردان با word

– آزاد – موسی – 1380 روان شناسی شغلی – انتشارات بهار – تهران

– دادستان – پریرخ – 1378- تنیدگی روانی – انتشارات قوس – تهران

– دلاور – علی 1378- آمار استنباطی – انتشارات رشد – تهران

– دلاور – علی 1378- روش تحقیق در علوم تربیتی – انتشارات رشد – تهران

– شاملو – سعید – 1380- سلامت روانی و بهداشت روانی – انتشارات نور – تهران

-شریفی – مسعود – 1379- بهداشت کارکنان از لحاظ روحی– انتشارات تارا – تهران

 – مقدمی پور – مرتضی 1382- روان شناسی کار – انتشارات مهربان – تهران

– موسی – مهران -1380 – شغل و سلامت روانی – انتشارات راهرو – تهران

– میلانی فر – بهروز -1379- بهداشت روانی – انتشارات نی – تهران

– نیازی – رویا – 1379- سلامت روانی – انتشارات فرهنگ – تهران

تعریف

بهداشت روانی ،روان پزشکی پیشگیر ،بهداشت روانی اجتماعی ،و یا روانپزشکی اجتماعی به کلیه ی رو شها و تدابیری اطلاق می شود که برای جلو گیری از ابتلا و درمان بیماریها ی  روانی و توان بخشی بیماران روانی موجود به کار می رود . دو واژه  اخیر بعد از سومین انقلاب در روانپزشکی از سال 1963 که باعث ایجاد مراکز جامع روانپزشکی در مناطق جغرافیایی و یا جمعیتی معین گردیده  به کار رود

مشکل تعریف

مشکل تعریف بهداشت روانی از آنجا سر چشمه می گیرد که هنوز تعریف صحیح و قابل قبولی برای بهنجاری نداریم . البته تعاریف و نقطه  نظر های زیادی با توجه به شرایط و موقعیتهای اجتماعی ،سنن و فرهنگ برای بهنجاری شده است . پزشکان و  افرادی که با دید پزشکی به مسئله نگاه می کنند  بهنجاری شده است . پزشکان و افرادی که با دید پزشکی به مسئله نگاه می کنند بهنجاری یا سالم بودن را نداشتن علایم بیماری تلقی می کنند و به عبارت دیگر سلامتی و بیماری را درد و قطب مخالف یکدیگر قرار می دهند و برای اینکه فردی  سالم بیمار شود بایستی  از قطب سالم به قطب  مخالف برود . این امر در بعضی از بیماریها از جمله بیماریها ی عفونی ممکن است صادق باشد ولی در بیماریها ی روانی صادق نیست . عدم وجود علایم بیماری روانی و یا ازبین رفتن علایم بیماری در اثر درمان ،به این معنی نیست که فرد از سلامت روانی کامل بر خوردار و به اصطلاح سالم است . بیماران مبتلا به صرع،جنون ادواری و انواع افسردگی ها و نظایر آن از این قبیلند  البته این موضوع منحصر به بیماریهای روانی نیست ودر اکثر بیماریهای جسمانی نیز صدق می کند بیماران مبتلا به فشار خون ویا بیماری قند و غیره اگر به علت استفاده از دارو فشار خون عادی ویا قند خون در حد طبیعی دارند دلیلی بر سلامتی انها نیست چون قطع درمان باعث پیدایش و بر گشت علایم بیماری خواهد شد . پزشکان و روان پزشکان بهداشتی که در سازمانهای بهداشتی با طب پیشگیری و برنامه های اجرایی سرو کار دارند ماند اپیدمیوژیست ها برای تعریف بهنجاری از نرمال میانگین یا زنگو له ی معروف منحنی توزیع استفاده می کنند و افراد را با خصوصیات افراد میانگین مقایسه می کنند

این روش جنبه ی بالینی و درمانی نداشته و جنبه آماری دارد . به علاوه تعیین خصوصیات افراد میانگین که از طریق آماری به دست می آید ، خود مسئله ی قابل بحثی است . روانپزشکان فردی را از نظر روانی سالم می دانند که تعادلی بین رفتار ها و کنترل او در مواجه با مشکلات اجتماعی وجود داشته باشد . از این دید گاه انسان و رفتار های او در مجموع یک سیستم در نظر گرفته می شود که بر اساس کیفیات تأثیر و تأثر متفابل عمل می کنند . با این دید سیستمیک ملاحظه می شود که چگونه عوامل متنوع زیستی انسان بر عوامل روانی اجتماعی او اثر گذاشته و بالعکس از آن اثر می پذیرد . به عبارت دیگر در بهداشت وتعادل  روانی ،انسان به تنهایی مطرح نیست بلکه آنچه مورد بحث قرار میگیرد پدیده هایی است که در اطراف او وجود دارند و بر جمع سیستم  ونظام او تأثیر می گذارند و از آن متأثر می شوند . پس از دید روانپزشکان سلامتی عبارتست از تعادل در فعالیت های زیستنی ،روانی و اجتماعی افراد که انسان از این تعادل سیستمیک و ساختار های سالم خود برای سر کوب کردن و تحت کنترل در آوردن بیماری استفاده می کند . روانکاوان و طرفداران فرضیه های روانکاوی (روان تحلیلی ) از شخصیت ایده  آل صحبت می کنند و من  را میانجی بینئ خواسته های نهاد و کنترل و مؤاخذه فوق  من می دانند و بهنجاری را میانجیگری صحیح و منطقی بین دو قدرت نهاد و ابر من می دانند . روانکاران به مراحل مختلف رشد روانی و عملکرد صحیح و خالی از تعارض ایگو ،استفاده از مکانیسم دفاعی سازنده در ضربه ها و فشارهای شدید را دلیل بر سلامت و تعادل روان می دانند . کار های اریکسون [1]و هارتمن[2] نیز به منظور تأیئد این نظریه است . کارشناسان سازمان بهداشت جهانی سلامت فکر و روان را این طور تعریف می کنند :سلامت فکر  عبارتند از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران ،تعببر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی ،عادلانه رضاسب . لونیسون [3] و همکارانش در سال 1962 سلامتی روان  را این طور تعریف کر ده اند : سلامتی روان عبارتند از اینکه فرد چه احساسی نسبت به خود ،دنیای اطراف ،محل زندگی ،اطرافیان مخصوصاً با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد ، چگونگی سازش وی با درآمد خمود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویشتن. کارل مننجر[4] می گوید : سلامت روانی عبارت است از سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و مؤثر  به طور کامل شود . طبق تعریف واتسون[5] مؤسس مکتب رفتار گرایی “رفتار عادی نمودار شخصیت انسان سالم است که موجب سازگاری او با محیط و با لنتیجه رفع نیازهای اصلی  و ضروری او می شود

تعریف  گنیز برگ[6] در مورد بهداشت روانی عبارت است از :تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط بخصوص در سه فضای مهم زندگی عشق ،کار ،تفریح این شخص و همکارانش برای تو ضیح بیشتر می گویند : استعداد یافتن و ادامه ی کار ، داشتن خانواده ، ایجاد محیط خانوادگی خرسند فرار از مسائلی که با قانون در گیری دارد ،لذت بردن از زندگی و استفاده صحیح از فرصت ها ملاک تعادل و سلامت روان است .با توجه به تعریف بهنجاری ،از دیدگاههای مختلف و پیچیدگی علوم رفتاری در پزشکی و عدم تعیین مرز و حد رفتار عادی ، ارتباط جسم و روان ، رابطه علوم رفتاری با فیزیولوژی و پزشکی از یک طرف و روانشناسی ، فلسفه ،علوم انسانی و جامعه شناسی از طرف دیگر ، کمبود تحقیقات و مطالعات در بیماری های روانی و نحوه اجرای انواع پیشگیری هاکه پایه و اساس بهداشت را در پزشکی تشکیل می دهند همگی تقطه ضعفی است که تعریف ، هدف و برنامه های بهداشت روانی را دچار اشکال می کند

مشکلات تعریف بهداشت روانی به قدری آشکار است که احتیاج به ارائه مدارک و دلیل ندارد و تعاریف فوق نشان دهنده ی وسعت مسئله و خط مشیی است برای آنان که علاقه مند به بهداشت در بیماریهای روانی هستند .همان طور که گذشت اکثریت روانپزشکان توانایی سازش با محیط ، انعطاف پذیری قضاوت عادلانه و منطقی در مواجه با محرومیتها و فشارهای روانی را ملاک سلامت و تعادل روان می دانند و هدف اصلی از درمان بیماران روانی نیز قادر کردن آنها به زندگی خانوادگی ، اجتماعی و به اصطلاح سازش با محیط است . تعاریف فوق برای روانپزشک بهداشتی

که در وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی مجری طرح و برنامه ریزی بهداشت روانی کشور است و با مسائلی مانند سیاست روز ، امکانات بودجه ، مسائل ارتباط جمعی،کمبود پرسنل و نیروی انسانی متخصص و فعال ، مسائل اداری ، مالی ، قضایی،آمار و اقلام ،جمعیت ، تعداد مبتلایان جهت پیاده کردن و گسترش برنامه های بهداشت روانی و خلاصه مسائل همه گیر شناسی سرو کار دارد مفید و مفهوم نیست و با نوع کار او نیز توافقی ندارد . از تعاریف فوق چنین استنباط می شود که بهداشت روانی ، علمی است برای بهزیستی و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی از محیط خانه گرفته تا مدرسه و دانشگاه ، محیط کار و نظایر آن را در بر می گیرد و در بهداشت روانی آنچه بیش از همه مورد نظر است ” احترام به شخصیت و حیثیت انسانی است ” و تا هنگامیکه حیثیت و شخصیت فرد بر قرار نشود سلامت فکر و تعادل روان و بهبود روابط انسانی معنی و مفهومی نخواهد داشت . روی این اصل بهداشت روانی را دانش یا هنری می دانند که به افراد کمک می کند که با ایجاد روشهای صحیح روانی و عاطفی بتواند با محیط خود سازگاری کند و برای حل مشکلات از راههای مطلوب استفاده نماید . مجدداً به این واعیت تأکید می شود که در بهداشت روانی تنها نداشتن علائم بیماری کافی نیست . بهداشت مناسب باید افراد را قادر سازد تا تواناییهای جسمی و روحی خود را به حد اکثر رسانده از استرسهای ناشی از عوامل بین افراد جلوگیری کرده ، زندگی اجتماعی ، اقتصادی بارور و هماهنگ با محیط داشته باشد

تاریخچه

تاریخچه ی بهداشت روانی با توجه به وجود بیماریهای روانی از زمانی که بشر وجود داشته و مخصوصاً زندگی اجتماعی را شروع کرده همراه بوده است . پیدا کردن شروع و آغاز هر نهضتی به خصوص نهضتهای اصلاحی و علمی به علت داشتن منابع گوناگون و چند جاذبه مسئله مشکلی است . در حقیقت روانپزشکی را می توان قدیمی ترین حرفه و تازه ترین علم به شمار آورد . قدیمی ترین ف چون بیماریهای روانی از قدیم وجود داشته و بقراط در 377 تا 460 سال قبل از میلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماران جسمی باید درمان کرد ، علل سرشتی و فرضیه مزاجها از همان زمان بقراط و جالینوس وجود داشته و اهمیت تاریخی دارد . تازه ترین علم برای این که تقریباًً از 1930 بعد از تشکیل اولین کنگره بین المللی بهداشت روانی بود که روانپزشکی به صورت جزئی  از علوم پزشکی شد و سازمانهای روانپزشکی و مراکز پیشگیری در کشور های مترقی یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شرع کردند

از فعالیت این سازمان ها در جریان جنگ جهانی دوم عملاً کاسته شد و به این ترتیب می توان روانپزشکی را به صورت تازه ترین علم بعد از جنگ جهانی دوم به حساب آورد . از اسناد و مدارک موجود چنین استنباط می شود که تا آخر قرن هیجدهم و همزمان با انقلاب کبیر فرانسه از تاریخچه ی بهداشت روانی اطلاعات کافی در دست نیست . به علت جهل و بیسوادی از بروز بیماریهای روانی ،اختلالات رفتاری و بیماریهای روانی را به دخالت ارواح خبیثه و شیاطین ،قدرتهای ماورای انسانی و نفوذ عوامل طبیعی مانند خورشید ، ماه ، رعد و برق در بدن می دانستند و عقیده داشتند که باید این بیماری ها با نیروهای ماوراءالطبیعه ، وساطت افراد مقدس در نزد خدا بهبودی یابند و این شفاعت موقعی اتفاق می افتد که بیمار در خواب باشد . اولین بار بقراط فیلسوف مشهور یونانی بود که خرافات را در مورد بیماریهای روانی کنار گذاشت و اختلالات روانی را به طرف پزشکی کشانید . درباره مالیخولیا و جنون زایمانی تعریف و توصیف کرد و مغز را مرکز اصلی روان دانست . جالینوس علت بیماریهای روانی را اختلال عمل مغز و عدم تعادل اخلاط بدن می دانست . در اوایل قرن سینزدهم و اوایل رنسانس ارتباط جسم و روان و یکپارچگی و واکنش آنها مورد بحث قرار گرفت و بعلاوه فرضیه ی ابو علی سینا مسئله ی این ارتباط را به اسپانیا و کشورهای دیگر کشاند و این زمینه ای برای فرضیه جدید برای بیماریهای روان تنی شد . این قرن باید قرن سحر وجادو ، دخالت شیاطین و ارواح در ایجاد بیماریهای روانی دانست . اولین روانپزشک به نام جان وی یر[7]که در سال 1515 در دهکده ای در مرز آلمان و هلند به دنیا آمده بود پس از اتمام دوران پزشکی در پاریس علاقمند به مطالعه در بارهی رفتار انسانی و بیماریهای روانی شد و در سال 1563 کتابی در سوئیس نوشت که امروز، اهمیت زیادی دربارهی تاریخچه روانپزشکی دارد . به علت علاقمندی در نوشتن رساله هایی در مورد تشخیص بیماری ها ی روانی ، پیسکوزهای سمی ،صرع ، وحشت شبانه ، پسیکوزهای پیران ، هیستری ، پارانوئیا ، توهمات ، افسردگی و سایر پدیده های روانی مرد قرن 16 نام گرفت . گر چه نوشته های او با مخالفت و طرد او از طرف گروه زیادی از اطباء و نویسندگان آن زمان روبرو شد ولی تا قرن اخیر ارزش و اهمیت نوشته های او معلوم نبود ولی با رشد روانشناسی پویا مجدداً نوشته های تاریخی “وی یر “ارزش خود را در روانپزشکی پیدا کرد . اولین روانپزشک در کشور انگلستان ویلیام بتی[8] در سال 1753 بود . اطلاعات جسته گریخته وجود دارد که تا قرن چهاردهم مکانهایی برای مواظبت  نگهداری بیماران روانی در مونت کاسینو ایتالیا و بیمارستانی در لیون فرانسه و در پاریس و همچنین بنا شدن بیمارستان بتلم در لندن در سال 1247 (اولین بیمارستان تقریباًرسمی و دولتی )و در سال 1385 بیمارستان سنت بارتولو مو در لندن در نزدیک کلیسای سنت بارتولو وجود داشته است . در اسپانیا اولین بیمارستان روانی  در سال 1409 در شهر والنسیا به وسیله ی یک کشیش اسپانیایی ایجاد شد و علت آن رفتار استهزا آمیز و آزار دهنده یافراد نسبت به بیماران روانی در ملاء عام و خیابانهای آن زمان بوده است . در اثر اقدام و پیشنهاد این کشیش از سال 1412 تا 1489 پنج بیمارستان دیگر در نقاط مختلف اسپانیا ساخته شد و در سال 1567 به علت نفوذ اسپانیا ییها اولین بیمارستان روانی در شهر مکزیکو بنا نهاده شد . روی این اصل نقش اسپانیا ییها در بنا نهادن بیمارستان روانی و مواظبت از بیماران روانی هم در قدیم و هم امروزه از اهمیت فابل توجهی بر خودار بوده  و هست از اینکه نحوهی درمان در بیمارستان های آن زمان چه بوده و به سر بیماران جه می آمده آیا بیماران بهبود می یافتند یا نه ؟ اطلاعات درستی نداریم ولی آنچه مسلم است این است که اگر بیماران در منازل یا خانواده های می ماندند به طناب و زنجیر بسته می شدند  به طوری که بعضی از آنها زنجیر ها را پاره می کردند و از خانواده فرار ،در غار ،جنگلها زندگی  می کردند  واز پوست و برگ درختان تغذیه می کردند ، به صورت دیو ،اجنه مزاحم رهگذاران می شدند و هر کس آنها را می کشت مسئولیتی نداشت مسئولیتی نداشت . بیماران روانی خفیف به صورت فقراءولگردان در کوچه و بازار وسیله خنده ی مردم و تمسخر بچه ها و آلت دست بزرگتران می شدند . در بیمارستان بتلم لندن تا قرن 19 خوراک ،پوشاک ،و جای کافی برای بیماران وجود نداشت و بیماران را در روزهای یکشنبه در معرض دید و تماشای مردم در مقابل دریافت مختصر پول قرار می دادند و از این راه سالیانه 400 پوند انگلیسی عاید بیمارستان میشد تا کمبود بودجه را جبران نمائند در قرن 17 ارتباط جسم و روان و محل این ارتباط در سلسه اعصاب مورد بحث قرار گرفت و دکارت [9] ومالپکی ویلیس[10] و سایر ین مراکزی برای این ارتباط تعیین کرده اند . در همین قرن در سال 1602 اولین کتاب پزشکی درباره ی بیماری های روانی به نام پراکسیس مدیا توسط پزشک سوئیسی [11]  نوشته شد که در آن طبقه بندی بیماریها ی روانی مورد توجه قرار گرفته و برای بیماریها ی روانی علل ارگانیک قائل شدند . دو نفر از روانپزشکان معروف آن زمان یکی زاکیا [12] که پدرپزشکی قانونی لقب گرفته و سالها نیز پزشک پاپ بوده است کتابی درباره ی روانپزشکی قضایی نوشته و در گزارشات او مطالب زیادی وجود دارد از جمله اینکه فقط پزشک است که می تواند درباره یناراحتی و شرایط روانی افراد اظهار نظر نماید ،با بیمار روانی به مصاحبه بنشیند و درباره ی رفتار و اعمال بیمار قضاوت نماید . دیگری به نام توماس سید نهام [13] که خاطر نشان کرد واکنشهای هیستریک فقط مخصوص خانمها نبوده بلکه نزد آقایان و کودکان نیز دیده می شود و به صورت همه نوع علائم مانند :تهوع ،استفراغ ،سرفه ، تشنج دردهای معده ی و روده ای و درد های مختلف بدن ممکن است تظاهر نماید . نکته ی قابل ارزش این بود که در آن تاریخ که همه درگیر علایم روانی شدید و جنون مالیخولیایی بودند سید نهام به ناراحتی های نورتیک اشاره کرد ولی بعد از او مسئله به فراموشی سپرده شد تا اینکه مجدداً در قرن بیستم توسط فروید به سر زبانها افتاد . در قرن هجدهم مسئله به همان طریق هفدهم ادامه یافت و مؤسسات خیریه در کشور های کاتولیک بنا به پیشنهاد کشیش ها تأسیس شد . در این مؤسسات نظرات مردم درباره ی نحوه ی نگهداری و نظریه ی پزشکان در مورد درمان متفاوت بود . در بیمارستان تبلم اختلاف بین پزشکان طوری بود که عده ای بیماران روانی را غیر قابل علاج می دانستند و بعضی نیز روشهای مختلف درمانی به آنها توصیه و عقیده داشتند که این بیماران بایستی درمان پزشکی شوند . در همین قرن ژرژ سوم پادشاه انگلستان که دچار حملات مانیاک شده بود توجه پزشکان و اطرافیان را به خود معطوف داشت و توجه نه تنها به درمان ژرژ سوم بلکه به مسائل پزشکی و روانپزشکی و پرستاری بیماران روانی بیشتر شد . در اواخر قرن 18 و اوایل قرن نوزدهم نام سه نفر باید در سر لوحه ی پیشتازان و رهبران درمان اخلاقی و انسانی که عبارتند از فلیپ پینل [14]از فرانسه،ویلیام تیوک [15] از انگلستان و ون سنتر و کیاروگی [16] از ایتالیا قرار گیرد .کیاروگی در سال 1794- 1793 سه جلد کتاب درباره ی بیماری های روانی نوشت و افتتاح بیمارستان روانی به نام بونی فازیو و گذارندن قانون برای بیماران روانی در سال 1774 از کار های او بود مورگانی [17] نیز در ایتالیا از افرادی بود که در پیشرفت و ادامه ی درمان با روش اخلاقی سهم مهمی داشت  تیوک(1819- 1732 ) به علت داشتن اعتقادات مذهبی و اینکه اگر بیمار روانی از محیط فشار آورد دور باشد بهبود می یابد در یورگ انگلستان در سال 1796 بیمارستانی برای 30 نفر افتتاح کرد و به درمان پزشکی با آزاد گذاشتن بیماران افدام کرد و چون نتایج رضایت بخشی داشت بعد از او نیز پسرش به نام ساموئل تیوک [18] روش پدر را ادامه داد و روش او الگویی برای افتتاح بیمارستان و مزاکز روانی در ایالات متحده امریکا گردید .پینل (1826-1745 ) متولد جنوب فرانسه و پزشک معروف در سال 1794 به پاریس رفت و به ریاست بیمارستان بیستر که مربو ط به بیماران روانی مرد و حدود 200 بیمار خطرناک و غیر قابل کنترل داشت منصوب شد . پنیل از سالها قبل در باره یدرمان و نگهداری بیماران روانی به طریق انسانی نظریه های داشت . پس از منصوب شدن به این سمت اولین اقدامش آزاد گذاشتن بیماران و کنار گذاشتن تنبیه و شکنجه بود که با استقبال اکثریت مردم آن زمان روبرو شد و در نتیجه این امر در بیمارستان سالی پتریر که مخصوص بیماران زن بود و توسط اسکیرول [19]اداره می شد به احراز در آمد . پینل در کتابی به نام رساله ی پزشکی فلسفی در باره ی مانی با زبانی بسیار ساده و روشن و مطابق سبک پزشکی  علایم بیماری های روانی را شرح داده و به چهار گروه بیماری های روانی اشاره کرد . که عبارت  بو دند از : ملاکونی یا اختلال عملی فکری و ذهنی ، مانی یا هیجان عصبی بیش از حد بدون هذیان ویا توام با هذیان ،دمانس یا جنون پیری و اختلال پدیده های فکری و بالاخره عقب ماندگی ذهنی یا محدودیت فعالیت قوای ذهنی پینل اعتقاد داشت که این بیماریها بایستی بات دارو درمان شوند و در رساله ی خود هیجان را عادلی مستعد کننده و یا تسریع کننده در بیماریهای روانی دانسته است . به نظرمی رسد وجود این عقیده در پینل به این علت بوده است که در مکتب روان شناسی عملی ارسطویی (یکی از مکاتب روان شناسی یونان در سالهای 322 تا 384 قبل از میلاد ) هیحان در سر لوحه ی علایم بیماری های روانی قرار داده شده بود و به عبارت دیگر ارسطو بیماری های روانی را در اثر به هم خوردن تعادل و هیجان و سلامت روان را به علت تعادل کامل هیحان می دانست

اهمیت ،دامنه ، حدود و زیانبخشی بیمارایهای روانی در جامعه

اعتقاد کامل داریم که تندرستی یکی از نعمتهای بزرگ در زندگی انسان است و نمی توان منکر شد که سلامتی روانی در زمره بالاترین نعمتهاست . افرادی که بنحوی از انی با بیماران روانی ، عقب ماندگان ذهنی و معتادین به مواد مخدر و الکل سروکار دارند به این امر اعتقاد کامل دارند . بدیهی است بیماریهای روانی مخصوص به یک قشر و یا طبقه خاصی نبوده و تمام طبقات جامعه را شامل می گردد . بیماری روانی ، کارگر ، کارمند ، محصل ، پزشک ، مهندس ، تاجر ، استاد دانشگاه و یا افسر ارتش نمی شناسد و به عبارت دیگر امکان ابتلا به ناراحتیهای روانی برای همه افراد جامعه وجود دارد و هیچ انسانی از فشارهای روانی و اجتماعی مصون نیست و به عبارت دیگر در برابر بیماری روانی  مصونیت نداشته و ندارد و این خطری است که مرتباً نسل فعلی و آینده را شدیداً  تهدید می کند . با توجه به نکات فوق حدود و زیانبخشی بیماریهای روانی را می توان بطور زیر خلاصه کرد

1- زیانهای فرهنگی

2- زیانهای عاطفی

3- زیانهای سیاسی

4- زیانهای اقتصادی

5- زیانهای فردی و اجتماعی

6- زیانهای خانوادگی و انسانی

به طور کلی باید گفت وجود یک بیمار روانی به کار عادی و اقتصاد خانواده لطمه شدید وارد می کند ، در آمد سالانه را کاهش می دهد .از لحاظ روابط انسانی سایر افراد خانواده ها را در وضع ناراحت و تأسف آوری قرار می دهد و خانواده ها باید صرف نظر از مخارج  هنگفت و صرف وقت ، فشار روانی شدیدی را برای نگهداری بیمار خود تحمل کنند . مراقبت و نگداری بیمار روانی زندگی خانواده ها را مختل،

نشاط و رفاه فردی را از اعضای خانواده سلب می کند . برای سازمانهای درمانی ، آموزشی ، سیاسی ، اقتصادی و انتظامی مسئله بزرگ و پیچیده ای را ایجاد می کند . در تخریب و ضایع کردن نیروی انسانی ، در اقتصاد اجتماع تأثیر عمیق می گذارد و به پیشرفت کشاورزی، صنعتی ، آموزش و پرورش لطمه سنگینی می زند . به همین دلیل بهداشت روانی در بعضی از کشورها در رأس برنامه های ملی و بهداشت همگانی قرار داده شده است . بیماران روانی که از طریق مراکز دادگستری ، پزشکی قانونی ،پلیس و یا مراکز بهداشتی و درمانی دیگر جهت بستری شدن معرفی می شوند معرف آن است که این افراد برای افراد خانواده ، اجتماع و حتی خودشان خطرناک هستند و این امر نشان دهنده اهمیت موضوع و احتیاج به پذیرش ، درمان و نگهداری این افراد است و هیچ سازمانی نمی تواند به علت نداشتن نیروی انسانی کافی و یا متخصصین از پذیرش و تحت نظر گرفتن آنها خودداری نماید . چاره اندیشی ، ایجاد قوانین و مقررات معین برای بستری ، درمان ، ترخیص و حمایت از بیماران در جامعه بایستی در سر لوحه برنامه های بهداشتی قرار گیرد و تا مادامی که قوانین و مقررات خاصی برای نظارت بر درمان و توانبخشی و یا نگهداری بیماران روانی به مورد اجرا گذاشته نشده است . بهداشت روانی به مفهوم اصلی و اساسی انجام نگردیده است . متأسفانه قانون گذاران و مجریان امر بع علت نداشتن اطلاعات کاف درباره بیماریهای روانی و یاد گیری با مسائل متعدد از اقدام در برنامه ریزی در باره بهداشت روانی به نحوی از انجام طفره می روند ویا حتی وجود مشکل را انکار می کنند این مسئله نه تنها در سازمان های اجرایی کشور به چشم می خورد بلکه از تعصبات بیجای خانواده بیمار نیز می باشد

با عقیده به این که بیماریهای روانی درمانی ندارند ، سرو صدای این نوع بیماران به کسالت و ناراحتی آنها بستگی دارد حقیقت امر را کتمان می نمایند . باید دانست که اولاً اکثر بیماریهای عصبی روانی قابل علاج و پیشگیری هستند و در ثانی هزاران بیماری جسمانی وجود دارد که قابل علاج نیستند . بسیاری از بیماریهای قلبی و عروقی، سرطانها ، بیماریهای روماتیسمی و تغذیه ای ،بیماریهای پوستی ، بیماریهای کلیوی ، کبدی و غیره درمان اختصاصی ندارد ، مرتباً عود می کنند ، مزمن می شوند و گاهی تا آخر عمر بیمار با آنها دست به گریبان است . مسلم است که بیماریهای عصبی روانی نیز نمی توانند از این قانون مستثنی باشند . نکته جالب اینکه بشر مرتباً سعی و کوشش می کنند راهی برای درمان بیماریهای جسمانی پیدا کند و یا لا اقل با بیمار رفتاری معقول و انسانی داشته باشد ولی متأسفانه در مورد بیماریهای روانی این طور نبوده و این بیماران اکثر با طرد سازمانهای درمانی مواجه بوده اگر هم برنامه ای برای آنان تنظیم و به مورد اجرا گذاشته می شود جنبه رحم و دلسوزی و احسان را داشته و دارد. در مطالعه ای در انگلستان 30 در صد مردم آن کشور داروهای ضد افسردگی را بی اثر و 78 در صدد مردم داروهای ضد افسردگی را اعتیاد آور دانسته و همین تعداد نیز اقرار کرده اند که از عنوان کردن بیماری خود شرم داشته و مراجعه به روانپزشک را عیب می دانستند . تعصب نسبت به بیماریهای روانی به قدری است که هنوز نه تنها در کشور ما بلکه در بیشتر کشورهای جهان آمار دقیق و منظمی مربوط به بیماریهای روانی در دسترس نیست . در ایران فقط 10% تخت های بیمارستانی متعلق به بیماران روانی و حدود 12% بورجه بهداشتی کشور صرف بیماران روانی می گردد . در صورتی که در کشورهای مترقی نصف تخت های بیمارستانی برای بیماران روانی اختصاص داده شده است . مسئله افزایش بیماریهای روانی موضوع روز بوده و رابطه مستقیم با سیر صعودی رشد جمعیت و افزایش فشارهای عاطفی و هیجانی دارد .( طبق اظهار مدیر کل سازمان جهانی بهداشت در دانمارک در اردیبهشت 1357 در حدود 45 میلیون نفر مبتلا به بیماریهای روانی شدید بوده و در حدود همین تعداد نیز به علت اختلالات ناشی از مواد مخدر ، الکل ، عقب ماندگی ذهنی ، بیماریهای سبک عصبی روانی جداً ناتوان شده اند .) این پزشک اظهار کرده است که در کشور های در حال توسعه بیمارانی که به مؤسسات بهداشتی درمانی مراجعه می کنند از نوعی اختلالات روانی رنج می برند و سالیانه بیش از 100 میلیون بیمار افسرده جدید تشخیص به کلینک ها و روانپزشکان مراجعه و تحت مداوا قرار می گیرند . در مجله روانپزشکی آمریکا ذکر شده است که 25 تا 30 در صد افراد آمریکا از نظر نشانه های روانی غیر عادی هستند . طبق گزاش مجله درباره مطالعه اثر داروهای ضد اضطراب و مُسکن 17% مردم بلژیک و 10% مردم فرانسه از داروهای ضد افسردگی و آرام بخش سبک استفاده می کنند و تعداد زنان در بین مصرف کنندگان این دارو دو برابر مردها بوده و تعداد زیادی از این افراد بیش از 45 سال دارند . مطالعه فوق برای اثر داروهای آرام بخش و ضد افسردگی سه حلقه ای در روی قلب به علت گزارش مرگ های ناگهانی انجام شده است . افزایش بیماران روانی واحتیاج به سرویس دهی از یک طرف و کمبود نیروی انسانی که لازمه اجرای برنامه های صحیح درمان اجتماعی و بهداشتی است از طرف دیگر مغایرت پیدا می کند . در جوامع پیشرفته که افزایش بیماران روانی نارساییهای نیروی انسانی را بشدت خود می رساند حتی مجبور می شوند از بیماران روانی که بهبودی نسبی یا کلی یافته اند به عنوان نیروی انسانی مفید استفاده کرده ، ازتجربیات آنها در راه درمان بیماران روانی و حتی روان درمانی بیماران دیگر بهره برداری کنند . در مطالعات متعدد میزان از کار افتادگی در بیماران افسرده را در طول عمر بین 3 تا 5 سال گزارش کرده اند و با توجه به اینکه افسردگی به مراتب خوش خیم تر از بیماری اسکیزوفرنی است لذا میزان از کار افتادگی در بیماری اخیر بسیار زیاد و در بعضی از بیماران از شروع بیماری تا آخر عمر خواهد بود

علل افزایش و شیوع بیماریهای روانی :

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید