دانلود زهد دراسلام یعنی چه ؟ با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود زهد دراسلام یعنی چه ؟ با word دارای 27 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود زهد دراسلام یعنی چه ؟ با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود زهد دراسلام یعنی چه ؟ با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود زهد دراسلام یعنی چه ؟ با word :

معنای زهد

ابن أثیر، لغت شناس معروف در كتاب ارزشمندش، النهایه ، می نویسد: «الزهد: قلیل الشیء شیء زهید؛ زهد؛ یعنی، چیز اندك و ناچیز». [ وقتی گفته می شود:] «تزاهدوا الحدّ: احتقروه و أهانوه؛ نسبت به چیزی زهد ورزیدند؛ یعنی، آن را حقیر شمردند و ناچیز انگاشتند». همچنین یكی از معانی زهد، خویشتن داری از ارتكاب نارواها و خودداری از ناسپاسیهاست؛ چنانچه پیامبر (ص) فرمود: «الزهد هو أن لا یغلب الحلال شكره و لاالحرام صبره، زاهد كسی است كه در هنگام دستیابی به موارد مشروع و حلال، خود را گم نكند (به افراط و تفریط نگراید) و در صورت فراهم آمدن زمینه ارتكاب حرام، صبر و خویشتن داری را از دست ندهد و دست به گناه نیازد.»

مرحوم نراقی در كتاب معروف خود، جامع السعادات، می نویسد: «ضد حب الدنیا و الرغبه الیها هو زهد؛ ضد دوستی و تمایل به دنیا را «زهد» گویند او می افزاید: «زاهد كسی است كه قلب او شیفته و وابسته به دنیا نباشد و جز به قدر ضرورت زندگی به دنیا رو نیاورد.»

طریحی می نویسد: «الزهد من الشیء خلاف الرغبه فیه؛ زهد نسبت به چیزی عبارت است از : عدم تمایل و گرایش قلبی نسبت بدان». وی همچنین در تبیین معنای زهد از معانی الأخبار مرحوم صدوق، حدیثی نقل می كند كه : «الزهد یحب ما یحب خالقه، و یبغض ما یبغض خالقه، و یتحرج من حلال الدنیا، و لا یلتفت الی حرامها؛ زاهد كسی است كه معیار حب و بغض او حب و بغض خدای متعال باشد و هرچه كه در نظر خدا محبوب است در پیش او محبوب باشد، و هر چه كه در پیش خدا مبغوض است در چشم او ناپسند آید، و از حلال دنیا كناره گیرد و به حرام آن اعتنا نكند.»

وی می نویسد: زهد واقعی، حاصل نمی آید، جز با سه نوع ترك كه عبارتند از:

1- ترك دنیا؛ 2- ترك زینت؛ 3- ترك خواسته های نفسانی

البته در احادیث هم به این سه نوع ترك اشاره شده است:

«الزهد فی الدنیا ثلاثه أحرف زاء وهاء و دال، فأما الزاء فترك الزینه و اماالهاء فترك الهوی و اما الدال فترك الدنیا؛ واژه زهد دارای سه حرف است: «زا» علامت ترك زینت است، «ها» نشانه ترك هواست، و «دال» علامت ترك دنیا می باشد.»

در باب بیان فواید زیارت اهل قبور آمده است:

«فزوروها فانها تزهد فی الدنیا و تذكر الآخره؛ به زیارت اهل قبور بشتابید! زیرا این عمل مایه زهد ورزیدن در امور دنیوی و یادآور زندگی اخروی است».

چنانكه قرآن كریم از حالت ویژه برادران یوسف در هنگام فروختن وی به قافله مصری این چنین یاد می كند: آنان به قیمتی اندك و ناچیز قانع شدند و با بی اعتنایی ویژه ای از كنار او گذاشتد: « و شروه بثمن بخس دراهم معدوده و كانوا فیه من الزاهدین»

از دقت در اصل مفهوم لغوی و اصطلاحی و موارد كاربرد كلمه زهد به دست می آید كه «زهد» عبارت است از: عدم گرایش و رغبت قلبی نسبت به دنیا و امور دنیوی و پرهیز از آن، زهد، ضد حرص و آز به معنای حقیر و ناچیزانگاشتن، اهانت رواداشتن و انهادن است، و ترك كردن از پیامدهای این حالت ویژه می باشد؛ همچنین می توان زهد را به بی اعتنایی و عدم وابستگی قلبی نسبت به دنیا تفسیر كرد. البته از تقابل زهد و حرص بهتر می توان به حقیقت مفهوم زهد، دست یافت. چنان كه یكی از عرفای بزرگ در تفسیر زهد می گوید:

«الزهد فراغ القلب من الدنیا لا فراغ الید منها و یقابله الشح و الحرص؛ زهد آن است كه دل انسان، وابسته به دنیا نباشد، نه آن كه دست آدمی از مال دنیوی خالی باشد، از این رو در برابر زهد، حرص و آز قرار دارد.»

اهمیت زهد

زهد، در فرهنگ و معارف الهی، دارای ارج و اهمیت ویژه ای است، تا آنجا كه پروردگار متعال، اسوگان و راهبران راستین را به روی آوردن بدان فراخوانده است: «و شرط علیهم الزهد فی درجات هذه الدنیا الدنیه» ؛ زهد زینتی است خدایی در زندگی خدا باوران. زهد همه گونه نیكیها و خیرها و زیباییها را به همراه خود دارد و كلید همه خوبیهاست. در سایه زهد، عبادت پروردگار متعال به بهترین وجه صورت می پذیرد. زهد یكی از مصادیق حكمت الهی در میان انسانهاست، چنان كه پیامبر اكرم (ص) فرمود: «مراد از حكم در آیه و آتیناه الحكم صبیاً، كه درباره یحیای پیامبر (ص) نازل شده است، زهد پیشگی است.»

خداوند متعال به موسای كلیم فرمود: «یا موسی انه لن یتزین المتزینون بزینه أزین فی عینی مثل الزهد؛ ای موسی! آراسته ترین فرد در نزد من كسی است كه خود را به زینت زهد بیاراید، زهد برترین زینتهاست.» چنان كه در كلامی از رسول خدا (ص) می خوانیم:

«ان صلاح اول هذه الامه بالزهد و الیقین و هلاك آخرها بالشح و الأمل؛ اصلاح و سعادت امت من دستیابی به زهد و رسیدن به مرحله یقین است، ولی مایه هلاكت آنان روی آوردن به حرص و آزمندی و آرزوهای بلند پروازانه و نابجاست.»

آری، اهمیت مسأله زهد به درجه ای است كه از آن به عنوان بزرگترین عامل آسودگی یاد شده است: «الزهد فی الدنیا الراحه العظمی؛ زهد ورزیدن در دنیا بزرگترین آسودگی است». چنان كه رسول خدا (ص) فرمودند: «السعاده التامه بالعلم و السعاده الناقصه بالزهد و العباده من غیرالعلم و الزهاده تعب للجسد؛ سعادت كامل انسان از طریق علم و دانش و سعادت نیمه تمام از راه زهد حاصل می شود، و عبادت بدون دانش و زهد مایه خستگی بدن است» آن حضرت همچنین به ابن مسعود این چنین رهنمود داد:

«یابن مسعود! النار لمن ركب محرماً و الجنه لمن ترك الحلال، فعلیك بالزهد فان ذلك مما یباهی الله به الملائكه و به یقبل الله علیك بوجهه و یصلی علیك الجبار؛ ای ابن مسعود! جهنم برای كسی است كه آلوده دامن باشد، و بهشت از آن كسی است كه حلال را ترك گوید (یعنی در لذات و روزیهای حلال غوطه ور نشود) پس در پی زهد پیشگی باش، زیرا زهد از چیزهایی است كه خدا بر فرشتگان خود بدان مباهات می كند و به خاطر زهد است كه آدمی مورد توجه خداوند متعال قرار می گیرد و مشمول درود او می‌گردد.»

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود قرآن كتاب آسمانى ما و معجزه جاوید پیامبر با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود قرآن كتاب آسمانى ما و معجزه جاوید پیامبر با word دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود قرآن كتاب آسمانى ما و معجزه جاوید پیامبر با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود قرآن كتاب آسمانى ما و معجزه جاوید پیامبر با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود قرآن كتاب آسمانى ما و معجزه جاوید پیامبر با word :

قرآن

دانلود قرآن كتاب آسمانى ما و معجزه جاوید پیامبر با word ماست.این كتاب در طول بیست و سه سال تدریجا بر رسول خدا نازل گشت. قرآن كریم كه هم كتاب پیغمبر اكرم است و هم مظهر اعجاز او، نقشى صدها بار بزرگتر داشت از نقش عصاى موسى و دم عیسى.پیغمبر اكرم آیات قرآن را بر مردم مى‏خواند و جاذبه این آیات، افراد را به سوى اسلام مى‏كشید.تاریخچه‏هاى مربوط به این موضوع در تاریخ اسلام از حد احصاء خارج است.قرآن مجموعه 114 سوره است و مجموع این سوره‏ها بر حدود 6205 آیه مشتمل است و همه این آیات مجموعا در حدود 78000 كلمه است.

مسلمین از صدر اسلام تا عصر حاضر اهتمام بى‏نظیرى در امر قرآن نشان داده‏اند كه نشانه شیفتگى آنها نسبت به قرآن است.قرآن در زمان رسول اكرم به وسیله گروهى كه خود ایشان معین كرده بودند – كه به نام «كاتبان وحى‏» معروف شدند – نوشته مى‏شد.بعلاوه غالب مسلمین اعم از مرد و زن، كوچك و بزرگ، عشق عجیبى به حفظ همه و یا اكثر آیات قرآن داشتند، قرآن را در نمازها مى‏خواندند و در غیر نمازها تلاوت آن را ثواب مى‏دانستند و بعلاوه از تلاوت آن لذت مى‏بردند و مایه آرامش روح آنها بود.

اهتمام عظیم مسلمین نسبت به قرآن

مسلمین در هر عصرى متناسب با امكانات فكرى و عملى خود تحت تاثیر شوق و عشقى كه به كتاب آسمانى خود داشتند درباره قرآن كار كرده‏اند، از قبیل یاد گرفتن و به خاطر سپردن، قرائت نزد استادان قرائت و تجوید، تفسیر معانى، توضیح و شرح لغات قرآن در كتب لغت مخصوص این كار، بر شمردن آیات و كلمات و حتى حروفى كه در مجموع قرآن به كار رفته است، تدقیق در معانى آن و استفاده از آن در مسائل حقوقى، اخلاقى، اجتماعى، فلسفى، عرفانى، علمى و زینت دادن گفته‏ها و نوشته‏هاى خود به آیات قرآن، كتیبه‏هاى بسیار عالى یا گچ‏بریها و كاشى كاریها، نوشتن آن با خطوط بسیار زیبا، تذهیب آن، آموختن آن به فرزندان خود قبل از هر آموزش دیگر، تدوین نحو و صرف زبان عربى به خاطر قرآن، ابداع و ابتكار علم معانى و بیان و بدیع، جمع آورى لغات زبان عربى و امثال اینها.

عشق و علاقه مسلمین به قرآن منشا و مبدا یك سلسله علوم ادبى و عقلى شد كه اگر قرآن نمى‏بود این علوم به وجود نمى‏آمد.

اعجاز قرآن

قرآن معجزه جاوید خاتم الانبیاء است.از بدو نزول قرآن در مكه كه با سوره‏هاى كوچك آغاز شد رسول اكرم رسما بر آن «تحدى‏» كرد، یعنى مدعى شد كه قرآن كار من نیست، كار خداست و از من و هیچ بشر دیگر ساخته نیست كه مانند آن را بیاورد و اگر باور ندارید آزمایش كنید و از هر كسى مى‏خواهید كمك بگیرید، ولى بدانید كه اگر جن و انس پشت به پشت دهند كه مانند آن را بیاورند، قادر نخواهند بود.

مخالفان پیغمبر اكرم نه در آن زمان و نه در زمانهاى بعد – كه اكنون چهارده قرن از آن مى‏گذرد – نتوانسته‏اند به این مبارزه طلبى پاسخ بدهند.آخرین سخن مخالفان آن عصر این بود كه «جادو» است.

خود این اتهام، اعتراف ضمنى به خارق العاده بودن قرآن و نوعى اظهار عجز در برابر قرآن بود.

مخالفان سرسخت پیامبر از هیچ معارضه‏اى با پیغمبر براى تضعیف و مغلوب كردنش مضایقه نكردند و تنها كارى كه به آن دست نزدند – زیرا صد در صد ناامید بودند – همان بود كه پیغمبر مكرر پیشنهاد مى‏كرد و خود قرآن هم تصریح كرده است، یعنى آوردن لا اقل یك سوره(و لو سوره‏اى یك سطرى مانند قل هو الله و سوره انا اعطیناك الكوثر)مانند قرآن.

جنبه‏هاى اعجاز قرآن

قرآن از جنبه‏هاى مختلف معجزه است، یعنى فوق بشرى است.در اینجا به اجمال اشاره مى‏كنیم.از نظر كلى اعجاز قرآن از دو جهت است: لفظى و معنوى.

اعجاز لفظى قرآن مربوط مى‏شود به مقوله زیبایى، و اعجاز معنوى آن به مقوله علمى.پس اعجاز قرآن یكى از جنبه زیبایى و هنرى است و دیگر از جنبه فكرى و علمى.هر یك از این دو جنبه – خصوصا جنبه علمى – به نوبه خود داراى چند جهت است (1) .

الفاظ قرآن

سبك قرآن نه شعر است و نه نثر.اما شعر نیست براى اینكه وزن و قافیه ندارد.

بعلاوه، شعر معمولا با نوعى تخیل كه تخیل شاعرانه نامیده مى‏شود همراه است.قوام شعر به مبالغه و اغراق است كه نوعى كذب است.در قرآن تخیلات شعرى و تشبیه‏هاى خیالى وجود ندارد.در عین حال نثر معمولى هم نیست، زیرا از نوعى انسجام و آهنگ و موسیقى برخوردار است كه در هیچ سخن نثرى تاكنون دیده نشده است.مسلمین همواره قرآن را با آهنگهاى مخصوص تلاوت كرده و مى‏كنند كه مخصوص قرآن است.

در دستورهاى دینى رسیده است كه قرآن را با آهنگ خوش بخوانید.ائمه اطهار

1.اخیرا بعضى از دانشمندان مصرى و ایرانى، مدعى نوعى اعجاز در قرآن از جنبه «فنى‏» ، یعنى نظام مخصوص در هندسه حروف و كلمات، و منحنى مخصوص در بالا رفتن تدریجى سطح آیات نازله[شده‏اند.]رجوع شود به كتاب سیر تحول قرآن و مقاله «قرآن و كامپیوتر» در نشریه فلق، شماره اول، نشریه دانشجویان دانشكده ادبیات.

گاهى قرآن را در خانه‏هاى خود با آهنگى چنان دلربا مى‏خواندند كه مردم كوچه را متوقف مى‏كرد.هیچ سخن نثرى مانند قرآن آهنگ پذیر نیست، آنهم آهنگهاى مخصوصى كه متناسب با عوالم روحانى است نه آهنگى مناسب مجالس لهو.پس از اختراع رادیو هیچ سخن روحانى نتوانست با قرآن از نظر زیبایى و تحمل آهنگهاى روحانى برابرى كند.علاوه بر كشورهاى اسلامى، كشورهاى غیر اسلامى نیز از نظر زیبایى و آهنگ، قرآن را در برنامه‏هاى رادیویى خویش گنجانیدند.عجیب این است كه زیبایى قرآن زمان و مكان را در نوردیده و پشت‏سر گذاشته است.بسیارى از سخنان زیبا مخصوص یك عصر است و با ذائقه عصر دیگر جور در نمى‏آید و یا حد اقل مخصوص ذوق و ذائقه یك ملت است كه از فرهنگى مخصوص برخوردار مى‏باشند، ولى زیبایى قرآن نه زمان مى‏شناسد و نه نژاد و نه فرهنگ مخصوص.

همه مردمى كه با زبان قرآن آشنا شدند آن را با ذائقه خود مناسب یافتند.هر چه زمان مى‏گذرد و به هر اندازه ملتهاى مختلف با قرآن آشنا مى‏شوند، بیش از پیش مجذوب زیبایى قرآن مى‏شوند.

یهودیان و مسیحیان متعصب و پیروان برخى از مذاهب دیگر در طول چهارده قرن اسلامى انواع معارضه‏ها براى تضعیف مقام قرآن كرده‏اند، گاهى نسبت تحریف داده‏اند و گاهى در برخى قصه‏هاى قرآن خواسته‏اند تشكیك كنند و گاهى به شكلى دیگر علیه قرآن فعالیت كرده‏اند، ولى هیچ گاه به خود ندیده‏اند كه از سخنوران ورزیده خود كمك بگیرند و به فریاد مبارزه طلبى قرآن پاسخ گویند و لا اقل یك سوره كوچك مانند قرآن بیاورند و به جهانیان عرضه دارند.

همچنین در تاریخ اسلام افراد زیادى پدید آمده‏اند كه به اصطلاح «زنادقه‏» یا «ملاحده‏» خوانده شده‏اند و برخى از آنها برجستگى فوق العاده داشته‏اند.این گروه به اشكال و اقسام مختلف علیه «دین‏» به طور كلى و قرآن خصوصا سخنانى گفته‏اند و برخى از آنها خداوند سخن در زبان عربى شمرده مى‏شوند و احیانا به منازعه با قرآن برخاسته‏اند، ولى تنها كارى كه كرده‏اند آن بوده كه كوچكى خود و عظمت قرآن را روشن‏تر كرده‏اند.تاریخ از «ابن راوندى‏» ، «ابوالعلاء معرى‏» ، یا «ابوالطیب متنبى‏» شاعر نامدار عرب، داستانها در این زمینه آورده است.اینها كسانى بوده‏اند كه خواسته‏اند قرآن را «كارى بشرى‏» جلوه دهند.

افراد زیادى به ادعاى پیغمبرى برخاستند و سخنانى آوردند به خیال خود شبیه قرآن، و ادعا كردند كه این سخنان نیز مانند قرآن از جانب خداست. «طلیحه‏» ، «مسیلمه‏» و «سجاح‏» از این گروه هستند.این گروه نیز به نوعى دیگر كوچكى خود و عظمت قرآن را روشن نمودند.

عجیب این است كه كلام خود پیغمبر كه قرآن بر زبان او جارى شده است، با قرآن متفاوت است.از رسول اكرم سخنان زیادى به صورت خطبه، دعا، كلمات قصار و حدیث باقى مانده است و در اوج فصاحت است، اما به هیچ وجه رنگ و بوى قرآن ندارد. این خود مى‏رساند كه قرآن و سخنان فكرى پیغمبر از دو منبع جداگانه است.

على(علیه السلام)از حدود ده سالگى با قرآن آشناست، یعنى سن على در این حدود بود كه اولین آیات قرآن بر پیغمبر اكرم نازل شد و على مانند تشنه‏اى كه به آب زلال برسد آنها را فرا مى‏گرفت و تا آخر عمر پیغمبر در راس كاتبان وحى قرار داشت.

على حافظ قرآن بود و همیشه قرآن را تلاوت مى‏كرد، شبها كه به عبادت مى‏ایستاد با آیات قرآن خوش بود.با این وضع اگر سبك قرآن قابل تقلید مى‏بود، على با آن استعداد بى‏نظیر در سخنورى و فصاحت و بلاغت كه بعد از قرآن نظیرى براى سخنش نمى‏توان یافت، مى‏بایست تحت تاثیر سبك قرآن از سبك قرآن پیروى كند و خود به خود خطابه‏هایش به شكل آیات قرآن باشد، اما مى‏بینیم سبك قرآن با سبك على كاملا متفاوت است.

آنگاه كه على در ضمن خطابه‏هاى غرا و فصیح و بلیغش آیه‏اى از قرآن مى‏آورد كاملا متمایز است و ستاره‏اى را ماند كه در مقابل ستارگان دیگر درخشش فوق العاده دارد.

قرآن موضوعاتى را كه معمولا زمینه هنر نمایى بشر در سخن سرایى است و افراد بشر اگر بخواهند هنر سخنورى خویش را بنمایانند آن زمینه‏ها را انتخاب مى‏كنند و سخن خویش را با پیش كشیدن آنها زیبا مى‏سازند، از فخر، مدح، هجو، مرثیه، غزل و توصیف زیباییهاى طبیعت، مطرح نكرده و درباره آنها داد سخن نداده است، موضوعاتى كه قرآن طرح كرده همه معنوى است، توحید است، معاد است، نبوت است، اخلاق است، احكام است، مواعظ است، قصص است، و در عین حال در حد اعلاى زیبایى است.

هندسه كلمات در قرآن بى‏نظیر است، نه كسى توانسته یك كلمه قرآن را پس و پیش كند بدون آنكه به زیباییهاى آن لطمه وارد سازد و نه كسى توانسته است

مانند آن بسازد.قرآن از این جهت مانند یك ساختمان زیباست كه نه كسى بتواند با جابجا كردن و تغییر دادن، آن را زیباتر كند و نه بتواند بهتر از آن و یا مانند آن را بسازد.

سبك و اسلوب قرآن نه سابقه دارد و نه لاحقه، یعنى نه قبلا كسى با این سبك سخن گفته است و نه بعدا كسى – با همه دعوتها و مبارزه طلبیهاى قرآن – توانسته است با آن رقابت كند و یا از آن تقلید نماید.

تحدى قرآن و مبارزه طلبى او هنوز هم همچنان مانند كوه پا برجاست و براى همیشه باقى خواهد بود.امروز هم همه مسلمانان با ایمان مردم جهان را دعوت مى‏كنند كه در این مسابقه شركت كنند و اگر مثل و مانندى براى قرآن پیدا شد آنها از دعوى و ایمان خود صرف نظر مى‏كنند و اطمینان دارند كه چنین چیزى میسر نیست.

معانى قرآن

اعجاز قرآن از نظر معانى نیازمند به بحث وسیع‏ترى است و لااقل نیازمند به یك كتاب است، ولى مى‏توان به طور مختصر زمینه‏اى به دست داد.مقدمتا باید بدانیم قرآن چه نوع كتابى است؟آیا كتاب فلسفى است؟آیا كتاب علمى است؟آیا كتاب ادبى است؟آیا كتاب تاریخى است؟و یا صرفا یك اثر هنرى است؟ پاسخ این است كه قرآن هیچكدام از اینها نیست.همچنانكه پیامبر اكرم، بلكه عموم پیغمبران، تیپ جدایى هستند، نه فیلسوف‏اند، نه عالم، نه ادیب، نه مورخ و نه هنرمند و یا صنعتگر و در عین حال مزایاى همه آنها را – با چیزهایى اضافه – دارند، قرآن نیز كه كتاب آسمانى است، نه فلسفه است و نه علم و نه تاریخ و نه ادبیات و اثر هنرى، در عین حال مزایاى همه آنها را دارد بعلاوه یك سلسله مزایاى دیگر.

قرآن كتاب راهنمایى بشر است و در واقع كتاب «انسان‏» است اما انسان آن‏سان كه خداى انسان او را آفریده و پیامبران آمده‏اند او را به خودش بشناسانند و راه سعادتش را به او بازگو كنند، و چون كتاب انسان است پس كتاب «خدا» هم هست، زیرا انسان همان موجودى است كه خلقتش از ما قبل این جهان آغاز مى‏شود و به ما بعد این جهان منتهى مى‏گردد، یعنى انسان از نظر قرآن نفخه روح الهى است و خواه ناخواه به سوى خداى خودش بازگشت مى‏كند.این است كه شناسایى خدا و شناسایى انسان از یكدیگر جدا نیست.انسان تا خود را نشناسد خداى خود را به درستى نمى‏تواند بشناسد.از طرف دیگر، تنها توام با شناختن خداست كه انسان به واقعیت‏حقیقى خود پى مى‏برد.

انسان در مكتب پیامبران – كه قرآن كامل‏ترین بیان آن است – با انسانى كه بشر از راه علوم مى‏شناسد بسى متفاوت است، یعنى این انسان بسى گسترده‏تر است.

انسانى كه بشر از راه علوم مى‏شناسد، در میان دو پرانتز(تولد – مرگ)قرار دارد و قبل و بعد این پرانتزها را تاریكى گرفته است و از نظر علوم بشرى مجهول است، ولى انسان قرآن این پرانتزها را ندارد، از جهان دیگر آمده است و در مدرسه دنیا باید خود را تكمیل كند و آینده‏اش در جهان دیگر بستگى دارد به نوع فعالیت و تلاش و یا تنبلى و سستى‏اى كه در مدرسه این جهان انجام مى‏دهد.تازه انسان میان تولد و مرگ – آنچنانكه بشر مى‏شناسد – بسى سطحى‏تر است از آنچه پیامبران مى‏شناسانند.

انسان قرآن باید بداند: از كجا آمده است؟ به كجا مى‏رود؟ در كجا هست؟ چگونه باید باشد؟ چه باید بكند؟ انسان قرآن آنگاه كه به این پنج‏سؤال عملا درست پاسخ گفت‏سعادت واقعى‏اش در این جهان كه هست و در جهانى كه باید برود تامین مى‏گردد.

این انسان براى اینكه بداند از كجا آمده و از چه منبعى آغاز شده است باید خداى خود را بشناسد، و براى اینكه خداى خود را بشناسد باید در جهان و انسان به عنوان آیات آفاقى و انفسى مطالعه كند و در عمق وجود و هستى تعمق نماید.

و براى اینكه بداند به كجا مى‏رود، باید درباره آنچه قرآن آن را «بازگشت به خدا» مى‏نامد، یعنى معاد و حشر اموات، هراسهاى قیامت و نعمتهاى جاویدان و عذابهاى سخت و احیانا جاویدان آن و بالاخره مراحل و منازلى كه در پیش دارد تامل كند و از آنها آگاهى یابد و بدانها اعتقاد پیدا كند و ایمان آورد و خدا را همچنانكه اول و نقطه آغاز موجودات مى‏شناسد، آخر و نقطه بازگشت موجودات نیز بشناسد.

و براى اینكه بداند در كجا هست، باید نظامات و سنن جهان را بشناسد و مقام و موقع انسان را در میان سایر موجودات درك كند و خود را در میان موجودات بازیابد. و براى اینكه بداند چگونه باید باشد، باید خلقها و خویهاى انسانى را بشناسد و خودش را بر اساس آن خلقها و خویها بسازد. و براى آنكه بداند چه باید بكند، باید یك سلسله مقررات و احكام فردى و اجتماعى را گردن نهد. انسان قرآن علاوه بر همه اینها باید به یك سلسله موجودات نامحسوس و غیر مرئى، و به تعبیر خود قرآن «غیب‏» ، به عنوان مظاهر و مجارى اراده الهى در نظام هستى ایمان بیاورد، و هم باید بداند كه خداوند متعال در هیچ زمانى بشر را كه به هدایت آسمانى نیاز داشته است، مهمل نگذاشته و یك عدخ افراد نخبه كه پیامبران خدا و راهنمایان بشر بوده‏اند، از طرف خداوند مبعوث شده و پیام الهى را رسانده‏اند.

انسان قرآن به طبیعت به عنوان «آیت‏» و به تاریخ به عنوان یك «آزمایشگاه‏» واقعى كه درستى تعلیمات پیامبران را مى‏رساند، نظر مى‏افكند.

آرى، انسان قرآن چنین است و مسائلى كه در قرآن براى انسان طرح شده اینها بعلاوه برخى مسائل دیگر است.

موضوعات قرآنى

موضوعاتى كه در قرآن طرح شده زیاد است و نمى‏توان به طور جزئى بر شمرد، ولى در یك نگاه اجمالى این مسائل به چشم مى‏خورد: 1.خدا، ذات، صفات و یگانگى او و آنچه باید خدا را از آنها منزه بدانیم و آنچه باید خدا را به آنها متصف بدانیم(صفات سلبیه و ثبوتیه).

2.معاد، رستاخیز و حشر اموات، مراحل بین مرگ تا قیامت(برزخ).

3.ملائكه، وسائط فیض و نیروهاى آگاه به خود و به آفریننده خود و مجرى اوامر الهى.

4.پیامبران، یا انسانهایى كه وحى الهى را در ضمیر خود دریافت كرده و به انسانهاى دیگر ابلاغ كرده‏اند.

5.ترغیب و تحریض براى ایمان به خدا، به معاد، به ملائكه و پیامبران و كتب آسمانى.

6.خلقت آسمانها، زمین، كوهها، دریاها، گیاهان، حیوانات، ابر، باد، باران، تگرگ، شهابها و غیره.

7.دعوت به پرستش خداى یگانه و اخلاص ورزیدن در پرستش، كسى و چیزى را در عبادت شریك خدا قرار ندادن، منع شدید از پرستش غیر خدا، اعم از انسان یا فرشته یا خورشید یا ستاره یا بت.

8.یادآورى نعمتهاى خدا در این جهان.

9.نعمتهاى جاویدان آن جهان براى صالحان و نیكوكاران، عذابهاى سخت و احیانا جاویدان آن جهان براى بدكاران.

10.احتجاجات و استدلالات در مورد خدا، قیامت، پیامبران و غیره، و پاره‏اى خبرهاى غیبى ضمن این احتجاجات.

11.تاریخ و قصص به عنوان آزمایشگاهى انسانى و لابراتوارى كه صدق دعوت پیامبران را روشن مى‏كند، و عواقب نیك مردمى كه بر سنن انبیاء رفته‏اند و عاقبت بد تكذیب كنندگان آنها.

12.تقوا، پارسایى و تزكیه نفس.

13.توجه به نفس اماره و خطر وساوس و تسویلات نفسانى و شیطانى.

14.اخلاق خوب فردى از قبیل شجاعت، استقامت، صبر، عدالت، احسان، محبت، ذكر خدا، محبت‏خدا، شكر خدا، ترس از خدا، توكل به خدا، رضا به رضاى خدا و تسلیم در مقابل فرمان خدا، تعقل و تفكر، علم و آگاهى، نورانیت قلب به واسطه تقوا، صدق، امانت.

15.اخلاق اجتماعى از قبیل اتحاد، تواصى(توصیه متقابل)بر حق، تواصى بر صبر، تعاون بربر و تقوا، ترك بغضاء، امر به معروف و نهى از منكر، جهاد به مال و نفس در راه خدا.

16.احكام از قبیل نماز، روزه، زكات، خمس، حج، جهاد، نذر، یمین، بیع، رهن، اجاره، هبه، نكاح، حقوق زوجین، حقوق والدین و فرزندان، طلاق، لعان، ظهار، وصیت، ارث، قصاص، حدود، دین، قضا، شهادت، حلف(قسم، ثروت، مالكیت، حكومت، شورا، حق فقرا، حق اجتماع و غیره.

17.حوادث و وقایع دوران بیست و سه ساله بعثت رسول اكرم.

18.خصائص و احوال رسول اكرم، صفات حمیده آن حضرت، عتابها نسبت به آن حضرت.

19.توصیف كلى از سه گروه در همه اعصار: مؤمنین، كافرین، منافقین.

20.اوصاف مؤمنین و كافران و منافقان دوره بعثت.

21.مخلوقات نامرئى دیگر غیر از فرشتگان، جن و شیطان.

22.تسبیح و تحمید موجودات جهان و نوع آگاهى در درون همه موجودات نسبت به خالق و آفریننده‏شان.

23.توصیف خود قرآن(در حدود پنجاه وصف).

24.جهان و سنن جهان، ناپایدارى زندگانى دنیا و عدم صلاحیت آن براى اینكه ایده‏آل و كمال مطلوب انسان قرار بگیرد، و اینكه خدا و آخرت و بالاخره جهان جاویدان شایسته این است كه مطلوب نهایى انسان قرار گیرد.

25.معجزات و خوارق عادات انبیاء.

26.تایید كتب آسمانى پیشین خصوصا تورات و انجیل و تصحیح اغلاط و تحریفهاى این دو كتاب.

گستردگى معانى

اینها كه گفته شد اجمالى بود از آنچه در قرآن آمده است و البته حتى نمى‏توان ادعا كرد كه از لحاظ اجمالى نیز كافى است.

اگر تنها همین موضوعات متنوع را درباره انسان و خدا و جهان، و وظایف انسان در نظر بگیریم و آن را با هر كتاب بشرى درباره انسان بسنجیم، مى‏بینیم هیچ كتابى طرف قیاس با قرآن نیست، خصوصا با توجه به اینكه قرآن به وسیله فردى نازل شده كه «امى‏» و درس ناخوانده بوده و با افكار هیچ دانشمندى آشنا نبوده است، و بالاخص اگر در نظر بگیریم كه محیط ظهور چنین فردى از بدوى‏ترین و جاهلى‏ترین محیطهاى بشرى بوده است و مردم آن محیط عموما با تمدن و فرهنگ بیگانه بوده‏اند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بصیرت با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بصیرت با word دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بصیرت با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله بصیرت با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله بصیرت با word :

تحقیق بصیرت در 22 صفحه word قابل ویرایش با فرمت docx

دانلود مقاله بصیرت با word
فهرست

چکیده

مقدمه

واژه شناسی

1. معنای لغوی بصیرت

2. معنای اصطلاحی بصیرت

مفهوم بصیرت

اهمیت و جایگاه بصیرت

هدف بصیرت

موانع کسب بصیرت

دلبستگی به دنیا :

گرفتار شدن به شهوات و لذت ها:

راه های عملی کسب بصیرت

جایگاه بصیرت در دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی

مبانی بصیرت

1 قرآن کریم (وحی الهی)

2 تقوا

3 ولایتمداری

4 تفکّر(عقل)

نتیجه گیری

چکیده

باتوجه به تحولات سیاسی اجتماعی امروز جهان اسلام و از جمله ایران اسلامی ،یکی از مهمترین مسائل جامعه ما مسأله بصیرت است.بر این اساس باتوجه به نقش ،جایگاه و اهمیت بصیرت ،در این مقاله با بهره گیری از تحلیل آیات و روایات و اندیشه مقام معظم رهبری ،مبانی بصیرت،موانع و راههای کسب بصیرت در عرصه های سیاسی و اجتماعی به بررسی گذاشته شده است. بصیرت دانایی صرف نیست بلکه دانایی همراه با باور و ایمان است.از این رو موجب هدایت و حرکت است به شرط آنکه هیجانها ،غرایز حیوانی و وسوسه های شیطانی در آن اٍری نداشته باشد و مصداق حق را درست تشخیص دهد.

واژگان کلیدی قرآن کریم، بصیرت ،تقوا،ولایتمداری، آیه اللّه خامنه ای

مقدمه

یکی از موضوعاتی که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی ،حضرت آیت الله خامنه ای در چپند سال اخیر به آن تأکید داشتند ،مفهوم« بصیرت» و ضرورت برخورداری و بهره مندی از آن در عرصه های سیاسی و اجتماعی بوده است و مشکل اصلی جامعه اسلامی را نبود بصیرت و ضرورت در این عرصه عنوان نموده اند. به جرأت می توان گفت دلیل همه انحرافات سیاسی و اعتقادی که تا کنون ملت ها با آن روبرو بوده اند و بعضا به نابودی و انحطاط آنان نیز منجر شده ،رفتارها ،تصمیم گیریهاو موضع گیریهای بدون بصیرت بوده است.در این مقاله درباره مفهوم بصیرت ،موانع و راههای کسب آن و نقش جایگاه ولایت در عبور از فتنه ها و بصیرت دهی پرداخته شده است.

پرسش اصلی این است که مهم ترین مبانی یا اصولی که بصیرت بر آن استوار است کدامند؟برای پاسخ به این سؤال،در این مقاله با بهره گیری از آیات و روایات و به ویژه بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیه اللّه خامنه ای به شیوهء توصیفی تحلیلی،بهره گرفته می شود.

واژه شناسی

بصیرت در لغت به معنای بینایی،بینش،دید عمیق،چشم درون،هوشیاری،یقین، حجت روشن و برهان قاطع است(فرهنگ معین).

از آنجا که بصیرت از واژه های قرآنی نیز هست،مروری بر آیات مشتمل بر این واژه و هم خانواده های آن،ما را در فهم بهتر از معنای بصیرت یاری می کند.

1. معنای لغوی بصیرت

فرهنگ معین« بصیرت » را چنین معنا می کند 1 . بینش، بینایی؛ 2. روشن بینی 3. دانایی :4. زیرکی، هوشیاری 5. یقین؛6. حجت روشن، برهان قاطع

2. معنای اصطلاحی بصیرت

بدیهی است منظور از،« بصیرت » دیدن با چشم نیست؛ بلکه نوعی بینش عمیق درباره حق و حقیقت است که در رفتارهای فردی، اجتماعی ، فرهنگی، سیاسی و… بروز و نمود دارد وموجب می شود انسان در هم عرصه ها، به ویژه عرص اجتماعی سیاسی، رفتاری همسو باحق داشته باشد.

در قرآن کریم، مشتقات «بصر» 148بار و واژه «بصیرت» دوبار تکرار شده است. به طور کلی واژه «بصر» درمتون اسلامی، گاه درباره بینایی ظاهری و حس، و گاه درباره بینایی باطنی و عقلی به کار می رود.

در قرآن و روایات اسلامی، واژه هایی وجود دارند که می توان گفت معادل واژه بصیرت اند و یا به آن بسیار نزدیک هستند.

1 یقظه : یقظه (بیداری) بصیرت یافتن است

2 نور :

3 فرقان : نیروی جدا کننده حق از باطل

همچنین در بسیاری از روایات، واژه های دیگری همچون: عقل ، معرفت ،علم و حکمت، نیز در معنای بصیرت به کار رفته اند.

شیوهء دیگر قرآن کریم برای شناساندن مفهوم بصیرت،طرح موانع بصیرت است، خداوند در این زمینه از مثالهای ملموس استفاده می کند؛مثالهایی همچون«غشاوه»و «اکنّه»(یعنی پرده)،«وقر»(یعنی پنبه)و«سدّ»و«قفل»و«ختم»(یعنی مهر):

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی آغاز خداشناسی و خودشناسی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی آغاز خداشناسی و خودشناسی با word دارای 26 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی آغاز خداشناسی و خودشناسی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود بررسی آغاز خداشناسی و خودشناسی با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود بررسی آغاز خداشناسی و خودشناسی با word :

دانلود بررسی آغاز خداشناسی و خودشناسی با word
فهرست مطالب

عنوان صفحه

آغاز خداشناسی، خودشناسی است…………………. 1

خداجویی (چرا برای شناسایی آفریدگار جهان فکر و مطالعه می کنیم؟) 2

آثار خداشناسی در زندگی ما…………………… 4

خداشناسی از یک راه مطمئن……………………. 5

انگیزه خداجویی…………………………….. 7

انواع صفات خدا (چرا صفات خدا به دقت و احتیاط فراوان احتیاج دارد؟) 7

چه راهی برای خداشناسی وجود دارد که مبتنی بر نوعی یافت درونی و وجدانی است؟……………………………………… 11

چرا تفاوتی که خداوند در خلقت مخلوقات گذاشته است، ظلم به آنها محسوب نمی شود؟………………………………….. 14

فلسفه آفرینش (هدف خدا از خلقت آفرینش چیست؟)…… 14

چه نفع و بهره ای از آفرینش نصیب موجودات می شود؟.. 15

چرا خداوند درخلقت موجودات تفاوت قائل شده است؟…. 18

چه قانونی سعادت بشر را تضمین می کند؟ ………… 19

وضع قوانینی این چنین از عهده چه کسی ساخته است؟… 19

رضای پروردگار را چگونه باید کسب کرد؟…………. 20

خوف و رجاء………………………………… 21

امتحان……………………………………. 22

دعا………………………………………. 23

شکر………………………………………. 23

لطف……………………………………… 24

آغاز خداشناسی، خود شناسی است

خودشناسی چگونه است؟

به چند نمونه از ویژگی های انسان التفات كنیدتا خالق را بهتر بشناسید

1- هرگاه به این حقیقت واقف شود كه آدم خلیفه خدا بر روی زمین است یعنی آیینه تمام نمای صفات الهی است و هركس بخواهد خدا را ببیند می تواند او را كه ساخته شده و دست پرورده خداوند است مشاهده نماید چنین كسی خدای خود را خواهد شناخت.

2- آدمی كه دربندگی پروردگار خود ثابت باشد خداوند به خود می بالد وبه هنر خویش تبریك می گوید و می فرماید: آفرین بر قدرت كامل بهترین آفریننده. چون كه خدا خودش بهتر می داند كه چه موجود عظیمی آفریده از این جهت به آفرینش خود تبریك می گوید.

3- همچنین در آیات متعدد قرآن تصریح گردیده كه انسان مسجود ملائك است.

4- در حدیث است كه بیان می کند: هركس خود را شناخت محققاً خدای خود را شناخته است.

5- زمانی كه آدم بداند كه قلبش منزلگاه خدا است.

6- آنگاه كه امانت و اختیار خداوند را در خود احساس نمود.

7- موقعی كه فهمید و به یقین رسید كه خداوند چاشنی روح خود را در وجود او دمیده است ارزش وجودی خود را درك می كند و تقرب و نزدیكی خویش را با خالق یكتا حفظ نموده و پیوند بندگی را محكمتر نگه می دارد و از خودشناسی به خداشناسی پی می برد و این خودشناسی هرچه دقیقتر و عمیق تر گردد معرفت خداشناسی در انسان تقویت می شود.بنابراین می توان گفت همانطور كه قرآن كلام خدا است و پیامبر كلام خدا است انسان هم كلام خداوند است.پس آنكس كه جانشین خدا در زمین است خدا را می شناسد.آنكه وجودش كلمه خدا است با كلام خدا آشنا است. او كه قلبش جایگاه خدا است خدا را می شناسد.

پس انسان با توجه به شناخت خویشتن و درون نگری خود به شرح فوق و اینكه دارای نیروهای خدادادی عقل و فطرت و قدرت خلاقیت و اختیار و انتخاب احسن است مسلماً به مرحله ای می رسد كه خالق یكتای خود را می بیند و می شناسد و تنها او را می پرستد.

رسد آدمی به جایی كه بجز خدا نبیند بنگر كه تا چه حدّ است مكان آدمیت

خدا جویى

چرا براى شناسایى آفریدگار جهان فكر و مطالعه مى كنیم؟

1- عشق به آگاهى و آشنایى به جهان هستى، در درون جان همه ما است.

همه ما به راستى مى خواهیم بدانیم این آسمان بلندپایه، با اختران زیبایش، این زمین گسترده با مناظر دل فریبش، خود به خود به وجود آمده اند، یا این نقش هاى عجیب به دست نقاشى ماهر و توانا و چیره دست، كشیده شده است؟

نخستین سؤالاتى كه در زندگى براى همه ما پیدا مى شود این است كه:

از كجا آمده ایم؟ در كجا هستیم؟ و به كجا مى رویم؟

و ما اگر پاسخ هاى این پرسش هاى سه گانه را بدانیم ؟ یعنى بدانیم آغاز زندگى ما از كجا شروع شده و سرانجام به كجا خواهیم رفت؟ و اكنون چه وظیفه اى داریم؟بنابراین نخستین چیزى كه ما را به دنبال خداجویى و شناسایى آفریننده جهان هستى مى فرستد، همان روح تشنه و جستوجوگر ما است.

2- حس شكرگزارى

ما هنگامى كه به این سفره گسترده آفرینش نگاه مى كنیم و انواع نعمت هایى كه در اختیار ما قرار دارد، چشمان بینا، گوش هاى شنوا، عقل و هوش كافى، نیروهاى مختلف جسمانى و روانى، انواع وسایل زندگى، و روزى هاى پاك و پاكیزه، در این سفره پهناور مى بینیم، بى اختیار به این فكر مى افتیم كه بخشنده این همه نعمت ها را بشناسیم، و اگر چه نیاز به تشكر ما نداشته باشد، در برابر او شكرگزارى كنیم و تا این كار را نكنیم، احساس ناراحتى و كمبود داریم و این دلیل دیگرى است كه ما را به دنبال شناسایى خدا مى فرستد.

3- پیوند سود و زیان ما با این مسئله

مذهب ها و مكتب هاى مختلف هر كدام ما را به سوى خود دعوت مى كند، ولى از آنجا كه سرنوشت ما، خوشبختى و بدبختى ما، پیشرفت و عقب افتادگى ما، به بررسى و انتخاب بهترین راه بستگى دارد، خود را ناگزیر مى بینیم كه در این باره فكر كنیم، راهى كه موجب پیشرفت و تكامل ما است انتخاب كنیم و از آنچه ما را به پرتگاه بدبختى و فساد و سیه روزى مى كشاند پرهیز نماییم. این نیز دلیل دیگرى است، كه ما را به مطالعه درباره آفریننده جهان هستى دعوت مى كند.

آثار خداشناسى در زندگى ما

1- خداشناسى و پیشرفت علوم

عالم هستى همانند كتاب بزرگى است كه هر یك از موجودات آن كلمه یا جمله اى از آن را تشكیل مى دهد، از نظر یك فرد خداپرست همه ذرات این جهان قابل دقت است، یك انسان با ایمان در پرتو نور خداپرستى، با كنجكاورى خاصی به مطالعه اسرار آفرینش مى پردازد (و همین موضوع به پیشرفت علوم و دانش هاى انسانى كمك مى كند) زیرا او مى داند آفریننده این دستگاه، بى نهایت علم و قدرت دارد، و همه كارش روى حكمت و فلسفه است، بنابراین دقیق تر مطالعه مى كند، عمیق تر بررسى مى نماید تا اسرار آن را بهتر درك كند.خلاصه، خداپرستى وسیله پیشرفت علوم و دانشهاست.

2- خداشناسى و تلاش و امید

به هنگامى كه حوادث سخت و پیچیده در زندگى انسان رخ مى دهد، و درها ظاهرأ به روى او از هر سو بسته مى شود و احساس ضعف و ناتوانى و تنهایى در برابر مشكلات مى كند، ایمان به خدا به یارى او مى شتابد و به او نیرو مى دهد.آنها كه ایمان به خدا دارند خود را تنها و ناتوان نمى بینند، مأیوس نمى شوند، احساس ضعف و ناتوانى نمى كنند، چون قدرت خدا بالاتر از همه مشكلات است و همه چیز در برابر او سهل و آسان مى باشد.آنها با امید به لطف و حمایت و كمك پروردگار به مبارزه با مشكلات برمى خیزند و تمام نیروهاى خود را به كار مى گیرند و با عشق و امید به تلاش و كوشش ادامه مى دهند و بر سختى ها پیروز مى شوند.آرى ایمان به خدا تكیه گاه بزرگى براى انسان ها است.

ایمان به خدا مایه استقامت و پایمردى است.ایمان به خدا نور امید را همیشه در دل ها زنده نگه مى دارد.

3- خداشناسى و آرامش

دانشمندان روان شناس مى گویند در زمان ما بیمارى روانى و ناراحتى روحى بیش از هر زمان دیگر است.و نیز مى گویند یكى از عوامل این بیمارى احساس نگرانى است، نگرانى از حوادث آینده، نگرانى از مرگ، نگرانى از جنگ و نگرانى از فقر و شكست.از جمله چیزهایى كه مى تواند نگرانى را از روح انسان دور كند ایمان به خدا است زیرا هر وقت عوامل نگرانى مى خواهد در روح او نفوذ كند ایمان به خدا آن را عقب مى راند.خدایى كه مهربان است، خدایى كه روزى دهنده است، خدایى كه از حالات بندگانش آگاه و هر گاه رو به سوى او آرند، به آنها كمك مى كند و از ناراحتى ها رهایى مى بخشد.به همین جهت مؤمنان واقعى همیشه احساس آرامش مى كنند و هیچگونه نگرانى در روح آنها نیست و چون كارشان براى خدا است اگر زیانى هم كنند جبرانش را از او مى طلبند و حتى در میدان جنگ لبخند بر لب دارند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود نسل صالح ازمنظر قرآن وروایات با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود نسل صالح ازمنظر قرآن وروایات با word دارای 322 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود نسل صالح ازمنظر قرآن وروایات با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود نسل صالح ازمنظر قرآن وروایات با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود نسل صالح ازمنظر قرآن وروایات با word :

چکیده :

پایان نامه حاضر تحت عنوان « دانلود نسل صالح ازمنظر قرآن وروایات با word » تلاشی در حد بضاعت در جهت شناخت نسل ، ذریه صالح و بررسی عوامل مؤثر در ایجاد چنین نسلی از دید گاه اسلام می باشد . این پژوهش در قالب پنج فصل وهر فصل نیز، مشتمل بربخش ها وزیر بخش های متمایز در راستای این هدف تنظیم ونگارش شده است .

اهمیت تربیت فرزند از منظر اسلام از مهمترین وظایف والدین محسوب میگردد. اگر فرزندان صالح شوند به تبع آن یک جامعه ، به صلاح گرایش پیدا می کنند . در هر کاری باید هدف وغایت مشخص شود تا برای رسیدن به آن هدف برنامه ریزی شودوغایت تربیت انسان این است که او بسوی کمال سیر کند .عمده ترین ویژگی ها ومبانی تربیت نسل صالح از منظر قرآن وروایات ، عبارتند از :معرفت وشناخت خدا از منظر عقل وخرد انسانی ، ایمان استوار وعمل صالح ، فطرت ، کرامت ومسئولیت پذیری است . انسان در سایه فطرت خدادادی وکرامت ذاتی می تواند فردی مسئولیت پذیر باشد وبا بکار گیری عقل وتدبر قدم در صراط مستقیم بگذارد .

عمده ترین عوامل مؤثر در ایجاد نسل صالح را می توان به عوامل درونی(وراثت ، نقش همسر ، خانواده و وظایف هریک) و عوامل بیرونی( محیط تربیت «دوستان ، مربیان آموزشی» و محیط اجتماع « محیط جغرافیا و مقتضیات سیاسی وحکومتی» ) تقسیم بندی کرد .

درمکتب وسیره اهل بیت به منظور پرورش نسل صالح از شیوه های تربیتی معصومین ، در راستا استفاده گردیده است .شفارش هایی که حضرت علی (ع) به فرزندش امام حسن (ع)دارد خود دلیل براین مدعاست . روشهایی که حضرت زهرا (س) در تربیت فرزندان خود داشته است وسیره وروش پیامبر (ص)می تواند به عنوان الگویی صحیح مورد بهره وری قرارگیرد.

مقدمه

امروزه درعصری زندگی می کنیم که متأسفانه انحطاط اخلاقی و فساد گریبان گیر اکثریت جوامع بشری شده است وعلیرغم آنکه صنعت و تکنولوژی پیشرفت کرده است ، ولی به تبع آن مفاسد اخلاقی نیز بسیار گسترش پیدا کرده است . با این شرایط برای اینکه یک نسل صالح و سالم بماند ، باید زمینه هایی ایجاد گردد که فرزندان در خانواده و جامعه ای رشد کنند که تمام شرایط جهت رشد جسمی و روحی آنها مهیا باشد .

در این پایان نامه ،تحت عنوان «نسل صالح از منظرقرآن وروایات » سعی براین است که عوامل مؤثر در اصلاح نسل ، گستردگی دامن تربیت در انسان به دلیل گستردگی روح او و نامحدود بودن عوامل موثر در آن ، و میزان توانایی انسان در شناخت آنها و شناسایی میزان تأثیر عوامل از نظر کمیت و کیفیت ، اصول ومبانی تربیت نسل صالح وبهره گیری از جامع ترین شیوه های تربیتی در مکتب وسیره اهل بیت بررسی شود .

هدف تربیت نسل صالح بدون تعالیم دین تأمین نمی شود . از طرفی در زمینه ایجاد نسلی صالح ، اگربه فرض انسان توانایی شناخت کامل خود واحاطه بر عوامل موثر در زمینه فکر و روح خود را داشته باشد و بر کلیه اسرار و رموز تربیت خویش آگاهی یابد، بااین همه بدون تکیه بر پشتوانه ای بس نیرومند که بتواند برامیال سرکش غالب آیدو او را در پیروزی بر نفس یاری رساند نمی تواند در صلاح و تربیت خویش موفق باشد ، آن تکیه گاه مطمئن « ایمان‌ » است . به طور قطع بعد از پیدایش ایمان اولیه ،هر اندازه شخص به اعمال مناسب یا ایمان مبادرت ورزد و ملکات اخلاقی مناسب با آن را در دل خود پرورش دهد وگرایشها و تمایلات مخالف با ایمان را سرکوب نماید ، به همان اندازه ایمان در کانون دل او رسوخ کرده و از عمق و قدرت بیشتری برخوردار می شود . لذااگر می خواهیم فرزندانمان به سعادت برسند باید در کانونی پرورش یابندکه محوریت این کانون«ایمان وشناخت حق » باشد .

برطبق تعالیم اسلام، « فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است» بنا براین تأمین صلاحیت او در سایه ادای حق و ایمان میسر است و آن کس که خواستار فرزندی صالح است باید تربیت او را امری ضروری بداند . دربینش قرآنی، شخصیت فرزندان جزئی از شخصیت افراد محسوب می شود و شرافت و آبروی فرزندان مایه شرافت و آبروی خانواده و مخصوصاً والدین است . در خانواده توجه به تربیت کودک امری ضروری است از آن جهت که اولاًٌ اساس رفتار در دوران کودکی نهاده می شود ثانیاً کودکانی که درست تربیت شده اند در بزرگسالی در مواجهه با دشواریها و مشکلات موفق تر خواهند بود . به وسیله تربیت ، می توان نیروی اراده را در کودک پرورش داد و شرایط حیات را انسانی کردو از موجودی خام و استعدادی نهفته فردی با استعدادشکوفا و دوراز عوامل مخرّب ووسوسه انگیز تربیت نمود .

ضرورت مطلب از آن روست که اعمال روشهای تربیتی والدین نسبت به فرزندان، فرزند به صلاح ویا فساد سوق داده می شود . لذا اهمیت آگاهی دادن به آن دسته والدینی که بدون شناخت نیاز های فطری فرزندان اقدام به ساختن نیاز برای آنان می کنند بجای آنکه اجازه دهند فرزندانشان به مقتضای فطرتشان تربیت یابند .آگاهی دادن به آن دسته والدینی که قبل از اینکه تربیت خویش را در عمق طبیعت و فطرت خویش استوار گردانند ، جوانه ها و ساقه های نورس فرزندان را قارچ گونه پرورش می دهند وباتشویق روش های نادرست ، طرح های کلیشه ایی بیرونی را که گاه سنخیتی با اصل وجودی وهویت و طبیعت نهفته فطری ندارد ، برفرزندان القاء می کنند ؛ بیش از پیش احساس می شود که ای کاش اندیشه های آدمیان ، فطرت آدمی را از او جدا نمی ساخت و آن اصل صحیح و سالم زندگی معقول و انسانی را برای او محفوظ می داشت و والدین سعی می کردند برپایه اصول عقلانی و معنوی و بر پایه سیره و روش معصومین (ع) بر تربیت فرزندان و ایجاد نسلی صالح اقدام کنند . وجود نسل صالح به خانواده بر می گردد و اکثر خوبیها و بدیها منتسب به خانواده است به طوری که اگر خانواده و جامعه شرایط صالح شدن فرزند را آماده کنند نقش اساسی را در این امر ایفا کرده اند واگر این دو کانون یعنی« خانواده و جامعه» سهل انگاری و مسامحه در امر پرورش و تربیت فرزندان انجام کنند مطمئاً هر سه گزینه (فرزند،خانواده ، جامعه) به ورطه نابودی کشیده می شوند . امید است با رویکردی عاقلانه و تدبیری درشأن این امانت الهی ، مقدمات صلاح و سعادت او را فراهم کنیم و فرزندانی صالح تحویل جامعه دهیم .

پایان نامه حاضر در راستای رسیدن به این هدف وشناسایی عوامل وشیوه های درست تربیت نسل صالح، براساس آموزه های وحیانی قرآن وروایات وسیره ی اهل بیت ، در پنج فصل تنظیم شده است .

فصل اول: شامل چکیده ، مقدمه و کلیات است ودر کلیات به اهمیت ، ضرورت وطرح تحقیق ونیز انگیزه و روش آن و … پرداخته شده است .

فصل دوم درباره ی مفهوم ترتیب ، اهمیت و اهداف آن که در این فصل سعی شده ابتدا مقدماتی در شناخت انسان مطرح شود و سپس مبحث ذریه بررسی شده و به دنبال آن مفهوم صالح و به اهمیت و اهداف وحقیقت تربیت پرداخته شده است .

در فصل سوم ویژگیها و مبانی تربیت و نسل صالح مطرح شده است خصوصا ً به مباحث فطرت انسان ، مسئولیت پذیری و تحمل و تدبر او ، حق طلبی و مهرورزی و … پرداخته شده است.

در فصل چهارم عوامل موثر در تربیت نسل صالح به عوامل بیرونی و درونی که شامل این عناوین است اشاره گردیده : عوامل درونی : وراثت ،والدین نقش همسر و… . عوامل بیرونی : محیط اجتماع ،دوستان و ورفقا، مدرسه ومربیان آموزشی، مقتضیات سیاسی وحکومتی مورد بررسی قرار گرفته شده است .

در فصل پنجم اصول و شیوه های تربیت از منظر قرآن و مکتب اهل بیت مطرح شده است. اصول شامل: اصل تدرّج ،تذکر ،تیسیر ، الگوگیری، گرایش به حق و… که این شیوه های تربیتی نیز شامل : شیوه های بازدارنده و انگیزشی می باشد . و در مکتب اهل بیت به سیره و روش اولیاء الهی و شیوه تربیتی معصومین و چگونگی نسل صالح از منظر آنها مورد بررسی قرار گرفته است.

امید است با عنایات خاص الهی توانسته باشم گامی در جهت شناخت انسان و اهداف آن در جهت ایجاد نسلی صالح برداشته باشم .

معصومه مهدویان راد

تابستان 1387

فصل اول : کلیات

1 – 1 بیان مسئله

1 -2 ضرورت واهمیت موضوع تحقیق

1 – 3 اهداف وانگیزه انتخاب موضوع

1 – 4 سؤالات تحقیق

1 -5 تاریخچه (پیشینه ) تحقیق

1 -6 روش تحقیق

1- 7 ساختار و محدوده تحقیق

1-1 بیان مسئله

انسان موجود ناشناخته ای است و اندیشمندان مکاتب گوناگون بشری بسته به وسعت اندیشه و فکر خویش، با هر آرمان و اعتقادی که دارند خواسته اند که بشروعوامل سعادت وشقاوت او را تعریف کنند و بشناسانند . به این منظور او را محور فعالیت های شناختی خویش قرار داده اند .

راه هائی که بشر پیشرفته برای حل مشکلات عقلی و حیاتی خود ارائه کرده و روشهای مختلفی برای رسیدن به اطمینان و سعادت فردی واجتماعی گشوده است . پس از مدتها سرگردانی و جستجوی راه باز هم _ اعتراف بسیاری از دانشمندان ومصلحان اجتماعی _ به جایی نرسیده است .در بسیاری از موارد ، نسل امروز به گونه ای عمل کرده که از درون تهی شده تا بیرونش را آباد کند و تربیت شده های این نسل به گونه ای عمل کردند که همواره از درون تهی و از بیرون زینت داده شده اند . در این جا سخن از این است که انسانها را به راهی که آنرا معیوب وناقص می سازد نکشانیم و روشهای تربیتی و راهکارهایی را برای آنها بازنکنیم که آنها را محوو مسخ کند و به بهانه پیشرفت و ترقی اهداف و غایت او را نابود سازیم و انسانیت او را درهم شکنیم. با ایجاد راهکارها نسلی بسازیم که همواره به آن افتخار کرده و از سعادت آن لذت ببریم و برای این نسل، برنامه ها و اهداف گوناگون طرح ریزی کرده و آن را به صالح شدن و سعادت سوق دهیم . اما چه راهکارهایی برای ایجاد نسلی صالح باید مد نظر قرار گیرد که در پرتو آن تک تک افراد این نسل به سعادت برسند؟ انسانها به واسطه انسانیت نا شناخته ای که در وجودشان است نتوانسته اند به کمال حقیقی برسند اگرآن استعدادانسانیت وجودشان را شکوفا کنند بالطبع به مقاماتی می رسند که مقام خلیفه الهی است .

این شناخت کامل انسان و کمالات وجودی او از عهده عقل و دانش بشری خارج است اما با توجه به تعالیم الهی و آسمانی می توان قدم در این راه گذاشته و به صلاح و تربیت شخصیت وجودی انسانی پرداخت حتی در سایه تعالیم می توان شخصیت او را بازسازی کرد و فرزندان را گام به گام به سعادت و صالح شدن ترغیب کرد و با گشایش راهها و هدایت آنها فرزندانی را تربیت کرد که مایه سعادت پدر و مادر و خود باشند واز سویی دیگر در خدمت افراد جامعه وخلق خدا قرارگیرند .

1- 2 ضرورت واهمیت موضوع تحقیق

جامعه ای که در آن زندگی می کنیم ، والدین وخانواده ها دنبال ارزشهای انسانی ودینی هستند وبرای فرزندان خویش دنیایی را تجسم می کنند وآرزوی صلاح وسعادت آنان را دارند ، اخلاق ، ایمان و… ابزارهایی برای رسیدن به این اهداف هستند .

از طرفی در عصری قرار گرفتیم که انحطاط اخلاقی رو به گسترش است وبه کمک پیشرفت صنایع بشری مرزها را در هم شکسته و همه را مورد هجوم قرارداده خصوصا ً فرزندان که در معرض آسیب هستند .بنابراین شایسته است متولیان امر تعلیم وتربیت وخانواده ها برای پیشگیری چاره ای بیندیشند و برنامه ریزی صحیح واصولی راهکارهای علمی وعملی ارائه دهند .

فرزندان در خانواده های متفاوت با سلایق واخلاقیات گوناگون رشد می کنند اما چه عواملی باعث می شود که خانواده ای که دو فرزندداشته باشند یکی به سعادت می رسد ودیگری راه گمراهی در پیش می گیرد ؟

عملکرد خانواده در سعادت وشقاوت فرزندان بر پایه چه عاملی است ؟ لذا برحسب نیاز واهمیت موضوع وطرح دیدگاه هایی برای ایجاد نسل صالح وانسانهای برجسته دینی ، ضروری به نظر می رسد وباید مورد پرورش ومطالعه قرارگیرد تادر اختیار علاقه مندان به تربیت واخلاق قرارگیرد ودر پرتو بهره گیری ازاصول وروشهای ایجاد نسل صالح وروشهای تربیتی بتوان افراد صالحی تربیت کرد وجامعه ی انسانی را از کژ روی ها وناهنجاریهای اخلاقی واجتماعی مصون داشت .

1- 3 اهداف وانگیزه انتخاب موضوع

کودکان گردانندگان جامعه ی فردا هستند وسر نوشت وسعادت جامعه به سلامت وسعادت آنها گره خورده است واگر ما بخواهیم نسلی صالح وبه قول فارابی مدینه ای فاضله داشته باشیم بایداز ریشه به این امر اقدام کرد زیرا کودکان پایه واساس ایجاد نسل صالح هستند و بسیاری از ناهنجاریها وبزهکاریها دراجتماع از عدم آشنایی خانواده ها نسبت به کودکانشان ووظایف واقعی آنها نسبت به فرزندانشان نشأت می گیرد .از آنجایی که مکاتب بشری با دستورات عالی آسمانی ، هر قدر هم پیشرفته باشند معمولا ً در تربیت کودک دقت وتوجه لازم وکافی را ندارند براین اساس تصمیم گرفتم که به بیان وظایف ومسئولیت ها ی والدین در ایجاد نسلی صالح در قالب آیات وروایات بپردازم .

در این راستا موضوع « نسل صالح از منظر قرآن وروایات » را انتخاب نمودم .می توان گفت اهمیت وضرورت این موضوع ، به میزان اهمیت تأثیر تربیت در سرنوشت کودک ووابستگی سعادت وشقاوت او با سعادت وشقاوت پدر ومادر وهمچنین با رشد وانحطاط جامعه است .براساس بینش اسلامی ، می دانیم که کودک با زمینه ی فطری پاک والهی به دنیا می آید . فطرت او خداشناس وشریف وکشنده ی او به سوی مکرمت ها وفضایل است اما این که چه امری باعث می شود کودکی که با چنین فطرتی سلیم متولد می گردد ولی پایبنده انحرافات وآلودگی ها می شود ؟باید گفت عوامل بسیاری در این امر دخالت دارند که مهمترین آن تربیت غلط خانواده است ؛ به عبارتی دیگرزمینه ی صحیح ظهور وبروز استعداد های درونی وامکانات بالقوه فرد توسط خانواده فراهم نیامده است ، بدین جهت تربیت در مسیر درست آن امری مهم واز ضروری ترین نیاز های بشری است .

در وجود انسانها استعداد های فراوانی وجود دارد وبرای اینکه یک نسل به صلاحیت برسد باید این استعداد ها در آن شناخته وشکوفا گردد ( استعداد های اخلاقی ، دینی وعقلی ) .زیرا این استعداد ها ریشه در سعادت بشر دارند واگر انسان بااختیار واراده آزاد وتزکیه روح بدین امر اهتمام ورزد ، در این صورت به سعادت می رسد . اما نباید فراموش کرد که زمام هعمه ی امور در دست خداوند متعال است .

والدین ومربیان امر تربیت وایجاد نسلی صالح در عین حالی که باتوجه به عوامل مؤثر در تربیت ومراقبت متربیان می پردازند قلبا ً باید به این نکته توجه داشته باشند که لازمه موافقیت درایجاد نسلی صالح برخورداری از توفیق الهی است ، زیرا زمام همه ی امور به دست خداوند متعال است.

از این جهت باید همواره دست استمداد به درگاه الهی دراز کنند واز او طلب یاری وتوفیق نمایند وهرگز اقدامات خود را کافی برای هدایت وتربیت دیگران ندانند ودر تمام مراحل ، چشم به توفیقات وعنایت الهی داشته واز توسل واستمداد از درگاه الهی لحظه ای غفلت نورزند .

1-4سؤالات تحقیق

برای یررسی موضوع مورد بحث آنچه که بیشتر تبادر به ذهن است ، یک سری سؤالاتی است که جواب دادن به این سؤالات راه را آسان تر کرده وما را به هدف نزدیک تر می کند .

1) هدف از تربیت نسل صالح در تعالیم اسلامی چیست ؟

2) ویژگیها ومشخصات بارز نسل صالح در مکتب اسلام کدام است ؟

3) عمده ترین عوامل مؤثر در تربیت نسل صالح در آموزه های اسلامی چیست ؟

4) نقش والدین تا چه حد ومیزان در تربیت فرزند ونسل صالح دخیل است ؟

5) نقش ایمان وتعالیم مذهبی تا چه حد در تربیت نسل صالح مؤثر است ؟

6) نقش اراده واستعدادهای انسان در تربیت نسل صالح چیست ؟

7) مهمترین مبانی تربیت نسل صالح از دیدگاه قرآن وروایات چیست ؟

8) مهمترین اصول تربیت نسل صالح از دیدگاه قرآن وحدیث چیست ؟

9) عمده ترین شیوه های تشویقی ویا بازدارنده در تربیت نسل صالح کدام است؟

10) رهنمودهای قرآنی در تربیت نسل صالح چیست؟

11) رهنمودهای روایی در مکتب وسیره ی معصومین درجهت شیوه های تربیت وسعادت نسل صالح چیست ؟

1- 5 تاریخچه تحقیق ( پیشینه تحقیق )

از زمان نگارش این پایان نامه ، بنابر عرف تحقیق وپژوهش باید به کتابخانه ها ومراکزی می رفتم که اطلاعات مکفی جهت نگارش رساله بدست بیاورم .بعد از راهنمایی های اساتید بزرگوار وبعد از مطالعه کتابهای معرفی شده این مسئله برای مبرهن شد که برای تعلیم وتربیت کتب بسیاری از اساتید معروفی چون آقایان مطهری ، فلسفی ، قائمی و… تألیف شده است . در جهت کسب اطلاعات به سایت ها معتبر وکتب مرجع رجوع کردم اما در مورد عنوان رساله خویش( نسل صالح از منظر قرآن وروایات ) پایان نامه یا کتابی با این عنوان نیافتم .

با مراجعه به منابع معتبر روایی وحدیثی مطالبی در زمینه ی ذریه و طینت مورد استفاده قرار گرفت. کتب تربیتی مانند کتب متعدد استاد شهید مرتضی مطهری مثل کتاب فطرت و… ، کتاب کودک ووراثت آقای فلسفی ، کتب مختلف آقای قائمی که در منابع به طور مفصل ذکر شده کمک مؤثری در جهت تکمیل این رساله بود .

1 – 6 روش تحقیق

هر تحقیق معمولا ً دارای روش خاص خود است . دراین تحقیق مطالب ومباحث براساس شیوه ی کتابخانه ای وفیش برداری مطالب تنظیم شده است و به ضرورت از نرم افزارهای اسلامی وسایت های اینترنتی نیز استفاده شده است . ابتدا با طرح چارچوب تحقیق ، فصول وبخش های لازم مشخص گردیده سپس با توجه به موضوع « نسل صالح از منظر قرآن وروایات » است ، آیات وروایات مربوطه از طریق معجم المفهرس لالفاظ القرآن ودیگر کتب موضوعی استخراج گردیده است .

در این نوشتار سعی شده است از کتب اصیل وتفاسیر معتبر شیعه ، گاه تفاسیر اهل سنت واز کتب دیگر علماء استفاده شود .

1-7 ساختار ومحدوده ی تحقیق

تحقیق حاضر در محدوده ی آیات قرآن وروایات معصومین وآراء علما تفسیری وحدیثی وبعضی علماء روان شناسی ، مشتمل بر مباحث زیر است :

ابتدا چکیده و مقدمه آمده است وسپس در قالب پنج فصل به ترتیب زیرارائه شده است :

فصل اول _ کلیات شامل : انگیزه ی انتخاب واهداف موضوع ، ضرورت واهمیت موضوع تحقیق ، ساختار ومحدوده ی تحقیق ، روش تحقیق ، سؤالات تحقیق .

فصل دوم_مفهوم تربیت فرزندوواژه های مرتبت باآن واهمیت آن ازدیدگاه اسلام شامل:شناخت انسان(واژه شناسی)0

مفهوم واژه ی ذریه و صالح از نظر لغوی وکاربردی ، تربیت وجایگاه آن ، اهمیت تربیت فرزند از دیدگاه اسلام

حقیقت ، اهداف وغایت تربیت فرزند .

فصل سوم _ ویژگیها ، مبانی واصول تربیت نسل صالح از منظر قرآن وروایات شامل : ویژگیها ( معرفت وایمان به خدا ، ایمانی استوار وعمل صالح ، مهرورزی ، حق طلبی وعدالت جویی ، مبانی ( راه روشن، توجه به فطرت الهی انسان ، غریزه وتفاوت آن با فطرت ، فضائل فطری انسانی ، کرامت ، توجه به معرفت وتزکیه نفس ، مسئولیت پذیری وویژگیهای انسان مسئولیت پذیر ، آشنایی با تربیت وآداب اسلامی ، بکارگیری عقل وتدبر ، اصلاح عادات ورفتار ناپسند) .اصول ( اصل تدریج وتدرّج ، الگو گیری وعبرت آموزی ، تیسیر ، اعتدال ، گرایش به حق و تذکر )

فصل چهارم _ عوامل مؤثر وموانع ، در تربیت فرزند ونسل صالح از منظر قرآن وروایات شامل : عوامل درونی ( وراثت ،نقش همسر شایسته ، انعقاد نطفه ، نقش خانواده ، اخص وظایف والدین در هفت روز تولد ) عوامل بیرونی ( محیط تربیت ، مدرسه ومربیان آموزشی ، دوستان ورفقا ،محیط اجتماعی ، محیط جغرافیایی ، مقتضیات سیاسی وحکومتی )

فصل پنجم _ شیوه های تربیتی نسل صالح از دیدگاه قرآن ومکتب اهل بیت شامل : شیوه های انگیزشی ورفتاری( محبت به فرزند ، عدم تبعیض بین فرزندان ، الگوی عملی صحیح ، تشویق وفوائد آن ، پرورش حیا ونجابت ، هماهنگی تربیت با طبیعت فرزندو…) شیوه های بازدارنده ( پرهیز دادن فرزند از پنهان کاری ، پرهیز فرزند از زشتی های گفتاری ، سود جویی ، تجمل گرایی ، ناز پروری ، رذائل اخلاقی ) شیوه های تربیت فرزند در مکتب اهل بیت ( تربیت وسیره ی معصومین ، تربیت از منظر پیامبر « ص» ، حضرت علی «ع» ، حضرت زهرا «س»). ودر پایان ، حسن ختام که به انتظار وتربیت نسل صالح پرداخته شده است .

فصل دوم : مفهوم تربیت فرزند ، واژه های مرتبط با آن و اهمیت واهداف آن از دیدگاه اسلام

2-1 واژه شناسی انسان وبرخی تعریف ها درباره او

2-1- 2 مفهوم لغوی واصطلاحی ذریه

2-1-2-1 ذریه مومن ولحوق آن

2-1-3 بدء طینت از منظر امام محمد باقر(ع)

2-1-4 مفهوم لغوی واصطلاحی صالح

2-1-5 مفهوم لغوی واصطلاحی تربیت

2-1-6 تربیت وجایگاه آن از دیدگاه برخی صاحب نظران

2-1-7 موضوع تربیت از دیدگاه بعضی دانشمندان

2-1-8 اهمیت تربیت فرزنداز دیدگاه اسلام

2-1-9 حقیقت تربیت فرزند

2-1-10 اهداف وغایت تربیت فرزند

2-1-10-1 تربیت اخلاقی

2-1-10-2 تربیت جسمی

2 -1 واژه شناسی« انسان » و برخی تعاریف در باره ی او

قبل از پرداختن به واژه های مر تبیت با تربیت فرزند ( صالح و ذریه) بهتر است كمی در مورد انسان و شاكله وجودی او بحث شود و سپس ماهیت او مورد بررسی قرار گیرد به راستی انسانی كه خود مخلوق خداوند است چگونه می تواند تمامی رموز و رازهای خلقت خویش را بشناسد وبر درون و برون خویش وقوف و آگاهی یابد ؟ لذا برآن شدیم تا ابتدا به واژه شناسی انسان پرداخته آنگاه برخی تعاریف و ماهیت او را بررسی كنیم . در لسان العرب آمده است :

« اذا كان الانسان فی الاصل انسیان فهو افعلان من النسیان و قدحذفت الیاء فقیل الانسان»1

اگراصل کلمه انسان را انسیان بدانیم بر وزن افعلان از “نسیان” به معنای فراموشی گرفته است و آن درحالی است كه حرف یا حذف شده است وگفته شده انسان.بعضی علماءلغت کلمه ی انسان را واژه ای مطلق دانسته اند که به معنی سیاهی وسایه دلالت دارد چنانچه فرید وجدی می نویسد :

«الانسان البشر او آدم و ذریه یطلق علی الذكر و الانثی و فی اللغه یطلق الانسان علی ضل الجبل والارض التی لم تزرع والمثال یری فی سواد العین جمعه اناسی واناسیه و آناس»2.

«انسان یعنی آدم وذریه او ، بر مرد و زن بطور یكسان اطلاق می شود . ودرلغت برسایه كوه و زمینی كه كشت و زراعت نشده است اطلاق می شود وبعنوان ضرب المثل در سیاهی چشم (مردمك) کاربرد دارد. جمعش اناس – اناسیه و آناس است .»

در مفردات راغب نیز آمده است که « انس» به معنای الفت ومحبت وخلاف تنفر است .لفظ«انسی» اسم منسوب است به مفهوم آنچه موجب انس می شود . کلمه ی « انسان» از آن رو بدین نام نامیده شده

1 ) ابن منظور، لسان العرب ، ج1 ، واژه انس

2)وجدی ، محمد فرید ، دایره المعارف القرآن العشرین ، ج1،698

که خداوند او را چنان خلق کرد که هیچ قوامی برای او نیست ، مگر به واسطه ی انس بعضی انسان ها

نسبت به یکدیگر که این قوام محقق می گردد.

کلمه « انسان » از آن رو بدین نام نامیده شده که وجود و خلقتش ، تنها با محبت به یكدیگر قوام و ثبات خواهد داشت ولذا گفته اند انسانها فطرتاً اجتماعی( مدنی باطبع ) هستند . زیرا قوام و دوام وجودشان به یكدیگر پیوسته است وممكن نیست انسان به تنهایی بتواند تمام نیازها و اسباب زندگی خود را فراهم نماید…و نیز گفته اند اطلاق نام انسان بر او به خاطر این است كه او به هر چیزی كه با او پیوسته و همراه است الفت دارد و به آن انس می گیرد . و گفته اند انسان ، اصلش انسیان بوده ، یعنی فراموش كردن و به این دلیل او را انسان نامیدند كه عهد خویش با خدا را فراموش كرده است «عالم زر».1

كلمه انسان 65 بار در قرآن مجید به كار رفته است. با توجه به آیات متوجه می شویم كه صورت ظاهر مراد نیست بلكه باطن و نهان و استعداد و انسانیت و عواطف او مدنظر است .

« ان الانسان لظلوم كفار2- لیس للانسان الا ما سعی3 ووصیناالانسان بوالدیه احسانا 4».

انسان تا به امروز ، با آن همه رشد و پیشرفت های چشمگیر درباره شناخت جهان طبیعت و چگونگی امكان تصرف آن به سود خویش ، هنوز نتوانسته است معلومات لازم و كافی ، درباره موجودیت خویشتن بدست آورد و همه ابعاد و سطوح خویش را بشناسد. اگر انسان بتواند خود را بشناسد و به ابعاد وجودی خویش آشنا شود كه چه گوهری است به‌تحقیق خدا وعظمت او را شناخته است كه چه

1)اصفهانی ، راغب ، مفردات الفاظ القرآن ، ص 94 ، واژه انس

2) بحار الانوار

3) ابراهیم /34

4) نجم / 39

گوهری را خلق كرده است .

« من عرف نفسه فقد عرف ربه » 1

این روایت كه از حضرت ختمی مرتبت نقل شده است این حقیقت را می رساند كه اگر خود آدمی خوب شناخته شود بزرگترین قدم در راه شناخت خداوند برداشته است .

در روایت است که :

« دخل رجل علی رسول الله (ص) فقال یا رسول الله كیف الطریق الی معرفه الحق ؟ فقال معرفه النفس» 2

« مردی نزدرسول خدا آمد وعرض كرد ای پیامبر خدا ، راه برای معرفت حق چگونه است ؟ پیامبر (ص) فرمود : شناخت نفس».

امیرالمومنین علی (ع) نیز بر ضرورت انسان شناسی برای تمام انسانها تاكید دارد . تاثیر فراوان نقش شناخت حقیقت انسان ، در درك ارزشهای اخلاقی است .

« یا ایهاالناس اتقوالله فما خلق امرو عبثاً فیلهو ولاترك سدی فیلغوما دنیاه التی تحسنت له بخلف من الاخره التی قبحها سوء النظر عنده ومالمغرور الذی ظفر من الدنیا یا علی همته كالاخر الذی ظفر من الاخره بادنی سهمه» 3

«ای مردم ! از خدابترسید ، هیچكس بیهوده آفریده نشده تا به بازی پردازد و او را به حال خود وانگذاشتند تا خود را سرگرم كارهای بی ارزش نماید ، ودنیایی كه در دیده ها زیباست ، جایگزین

1) احقاف /15

2) بحار الانوار ج7

3) بحارالانوار ج7 ص72

آخرتی نشود كه آنرا زشت می انگارند و مغروری كه در دنیا به بالاترین مقام رسیده ، چون كسی نیست كه در آخرت به كمترین نصیبی رسیده است»

این همان است که قرآن كریم می فرماید :

« والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات وتواصوا بالحق و تواصوا بالصبر ».1

« قسم به عصر زمان همانا انسان در زیان است مگر كسانی كه ایمان آوردند و عمل نیك و صالح انجام دادند و یكدیگر را به حق و صبر توصیه كردند .»

در مورد انسان و ماهیت آن مطلب فراوان است ولی در حد مقدمه به اختصار بیان شد برای اینكه یك نسل چگونه صالح می شود ابتدا باید به شناخت انسان می پرداختیم و ابعاد وجودی او را در حد لازم بیان می كردیم وجود و ماهیت انسان باید مشخص می گردید و بعد چگونگی صلاح و رستگاری او مورد بازبینی قرار می گرفت كه خود مقدمه بخش دیگری است كه به آن خواهیم پرداخت .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تحقیق جامع و کامل در مورد یتیم با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق جامع و کامل در مورد یتیم با word دارای 105 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق جامع و کامل در مورد یتیم با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود تحقیق جامع و کامل در مورد یتیم با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق جامع و کامل در مورد یتیم با word :

یتیم شدن برای آدمی اتفاقی است که غالباً غیر قابل پیش بینی و پیشگیری می باشد و ممکن است هر لحظه و در هر کجا ، هر فردی با واقعه فوت و از دست دادن پدر و مادرش مواجه شود و این رخداد رویه و روال زندگی او را تغییر دهد.

اما خداوند متعال که بنابر مصلحت عالیه خویش ، بعضی از بندگانش را در چنین شرایطی قرار می دهد ، علاوه بر توجه و عنایت خاص خودش نسبت به آنها ، دستورات و سفارش هایی برای سایر مردم نسبت به رفتار خردمندانه با ایتام فرموده است. امید آنکه در این تحقیق ، گوشه ای از وظایف ما مسلمانان نسبت به یتیمان با استناد به آیات شریفه قرآن بررسی و بازگو شود.

دانلود تحقیق جامع و کامل در مورد یتیم با word
فهرست مطالب

فصل اول

کلیات

1- تعریف و تبیین موضوع

2- چکیده

3- فواید تحقیق

4- پیشینه موضوع

5- روش گردآوری اطلاعات

6- اهداف تحقیق

7- واژگان کلیدی

فصل دوم

یتیم از دیدگاه اسلام

بخش 1: اسلام ، دین همه جانبه و کامل

بخش 2: توجه به یتیم قبل از اسلام.

بخش 3: اسلام و نقش خانواده در تربیت کودک.

بخش 4: نقش یتیمی در بالندگی و شکوفایی.

فصل سوم:

حمایت تربیتی و اجتماعی از یتیم در دین اسلام

بخش 1: وظایف فردی مسلمانان نسبت به یتیم

بخش 2: وظایف اجتماعی مسلمانان نسبت به یتیم

بخش 3: وظایف حکومت اسلامی در قبال ایتام

فصل چهارم :

حمایت مالی و حقوقی از یتیمان در قرآن

بخش 1- سرپرستی یتیمان

بخش 2- ارث از دیدگاه اسلام

بخش 3- ضرورت حفظ و مراقبت از اموال یتیمان

بخش 4- احکام فقهی «حجر» در قرآن

منابع

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مفهوم تقوا از دیدگاه قرآن وسنّت با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مفهوم تقوا از دیدگاه قرآن وسنّت با word دارای 101 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مفهوم تقوا از دیدگاه قرآن وسنّت با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مفهوم تقوا از دیدگاه قرآن وسنّت با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مفهوم تقوا از دیدگاه قرآن وسنّت با word :

مقدمه

تقوا به معنای حفظ کردن خویشتن از چیزی است که انسان از آن می ترسد. این واژه از ریشه وقی گرفته شده است که به معنای حافظ و سپر است. انسان برای آن که خود را از زیان جنگ حفظ کند و آثار شمشیر و نیزه و تیر را از خود دفع سازد تن را به سپر می سپارد تا وی را نگه دارد و آسیبی به او نرسد. تقوا در اصطلاح شرعی به معنای نگه داری نفس از چیزی است که موجب گناه می شود و گرفتار خشم و غضب الهی می گردد. برای دست یابی به مقام تقوا و رهایی از خشم الهی شخص می بایست از هر آن چه خداوند از آن بازداشته است پرهیز کرده و به هر چه فرمان داده انجام دهد.

بنابراین تعریف تقوا به ترک و پرهیز از آن چه نهی کرده و بازداشته است، تعریف جامعی نیست؛ چنان که ترجمه آن به پرهیز و پرهیزگاری بیانگر معنا و مفهوم قرآنی آن نمی باشد؛ اگر چه حتی در این تعریف پرهیزگاری را به معنای ترک برخی مباحات نیز معنا کرده و ترک آن را کمال تقوا قرار دهیم؛ زیرا تقوا درحقیقت، چیزی جز حرکت در راه راست و صراط مستقیم نیست که این راه دربردارنده همه آن چیزی است که ما از آن به دین یاد می کنیم؛ از این رو می توان تقوا را در اصطلاح و فرهنگ قرآنی به معنای عمل به دین دانست و یا پا از این فراتر نهاده و تقوا را به معنای دین داری در حوزه ایمان و عمل دانست. بنابراین می توان گفت که در مفهوم قرآنی تقوا در همان معنای دین داری به کار رفته است و متقی همان دین دار است که در حوزه های مختلف خود را به اشکال گوناگونی نشان می دهد.

تقوای واقعی همان است که انسان را نجات می دهد، انسان را آزاد و رها می کند. انسان در زیر امتحانها (چه امتحان به نعمتها و چه امتحان به نقمتها) باید تقوا داشته باشد که این تقواست که او را نجات می دهد و آزاد و رها می کند و انسان باید با همه اینها درگیری پیدا کند منتها باید خود را آزاد کند.

تاکنون به منظور تبیین لغات و الفاظ قرآن، تألیفات ارزشمندى از سوى اندیشه وران و محققان ارائه شده است که هرکدام از ویژگیهایى برخوردار بوده و نقش بسزایى در تفسیر وبیان آیات قرآن داشته است، ولى ازآن جا که قرآن دریاى بیکران معارف و گنجینه بى نهایت دانش است، بسنده کردن به تحقیقات موجود با توجه به محدودیت آنه، مانع دریافت بهتر و درک ژرف تر کلام خداست و شایسته است پژوهشگران و محققان اسلامى در هرزمان به میزان توان خود، در جهت توسعه ورشد تحقیقات قرآنى گام برداشته و با تبیین بهتر و رساتر فرهنگ ومعارف قرآن و ارائه آن به جامعه انسانى، رسالت خویش را به انجام رسانند.

پایان نامه حاضر که پژوهشى است درباره واژه(تقوا) و کلمات هم خانواده آن در قرآن، به همین هدف تدوین شده و محتواى اصلى آن تبیین مفهومى و بررسى جنبه هاى صرفى تقوا در قرآن است. و درصدد اثبات این مطلب که مراد از (تقوا) در قرآ ن، همواره یک معنى و مفهوم مشخص و قالبى نیست، بلکه زمینه هاى گوناگون و جنبه هاى کاربردى آن در تبیین مراد، نقش مؤثرى داشته و به معنى و مفهوم آن شکل خاص مى بخشد.

بیان مساله

طبیعت آدمی منفعت جو و طالب سود و فایده است و تا فایده كاری را نداند به آن دست نمی زند. از این رو داشتن انگیزه نخستین گام برای حركت در یك مسیر است. قرآن و روایات علاوه بر آن كه به ارزش و اهمیت تقوا، تفسیر آن و عوامل و موانع خویشتنداری و اوصاف و ویژگی های متقین اشاره می كند به طور گسترده به تبیین آثار و ثمرات تقوا در زندگی فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی این مساله پرداخته و از این طریق در راستای تحریك انگیزه ها قدم برمی دارد. شناخت مفاهیم اخلاقی قرآن باید مبتنی بر مقدّمات علمی باشد؛ زیرا، متن پژوهی براساس شناخت مفاهیم صورت می‌گیرد و اگر واژگان و مفاهیم كلیدی یك متن به درستی معنا نگردد، دستیابی به مفهوم و پیام متن میسّر نخواهد شد. از دیگر سو قرآن كریم و روایات ائمّه‌ی طاهرین : به زبان عربی است، اوّلین گام برای پژوهش‌های قرآنی و روایی، شناخت مفاهیم قرآنی‌ – روایی است و شناخت مفاهیم قرآنی‌ ‌- روایی ارتباطی بس تنگاتنگ با تفسیر قرآن، فقه الحدیث و استنباط مفاهیم ژرف و بالا بلند دینی دارد، و از آنجا كه در قرآن و روایات مفاهیم دیگری با تقوا مرتبط‌اند، بحثی لغوی، قرآنی و روایی در این باره راهگشاست.

اهمیت و ضرورت تحقیق

آیه 18 سوره حشر خطاب به مؤمنین است: «یاایها الذین آمنوا اتقوا الله، ای اهل ایمان تقوای الهی داشته باشید». راجع به کلمه تقوا ما مکرر بحث کرده و نوشته ایم که اگر چه معروف در ترجمه ها این است که تقوا را گاهی به ترس و گاهی به اجتناب ترجمه می کنند – اگر بعد از آن خدا ذکر شده باشد «اتقوالله» می گویند یعنی از خدا بترسید و اگر معصیت ذکر شده باشد «اتق المعاصی» می گویند معنایش این است که از معاصی اجتناب کنید – ولی مفهوم کلمه تقوا نه اجتناب است و نه ترس. البته تا حدی ملازم با این دو هست یعنی هر جا که تقوا باشد خشیت الهی هم هست و هر جا که تقوا باشد اجتناب از معاصی هم هست ولی خود این لغت معنایش نه اجتناب است و نه ترس؛ و در اصطلاحات خود قرآن و در نهج البلاغه – که تقوا خیلی تکرار شده است – کاملا پیداست که معنی تقوا نه ترس است و نه اجتناب.بنا به ضرورت تصمیم گرفتم در این مورد تحقیق كنم .

اهداف تحقیق :

هدف از پژوهش حاضر بررسی تقوا از دیدگاه قرآن و سنت است .

سوالات تحقیق :…

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود عملكرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون بوسیله عقیدتی سیاسی ناجا جهت تبلیغ دین با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود عملكرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون بوسیله عقیدتی سیاسی ناجا جهت تبلیغ دین با word دارای 53 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود عملكرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون بوسیله عقیدتی سیاسی ناجا جهت تبلیغ دین با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود عملكرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون بوسیله عقیدتی سیاسی ناجا جهت تبلیغ دین با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود عملكرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون بوسیله عقیدتی سیاسی ناجا جهت تبلیغ دین با word :

بسمه تعالی

1- نمایندگی ولی فقیه در ارتش مقام معظم رهبری

2- نهاد سیاسی ایدئولوژیك

ارتش

ژاندارمری

شهربانی

با تشكیل سپاه پاسداران ابتدا شهید محلاتی نماینده ولی فقیه در سپاه شد

سپس عبداله نوری این وظیفه را بعهده گرفت

در سال 60

3- سازمان عقیدتی سیاسی

رئیس ها روحانیون دارای بینش سیاسی و سطح تحصیلات حوزه (معادل فوق لیسانس)

لف) آموزش عقیدتی

ب) روابط عمومی و تبلیغات

ج) تعیین شایستگی مكتبی و نظارت بر عملكرد نیروهای مسلح

د) توجیه سیاسی و ارتقاء بینش و معرفت سیاسی

با مدیریت روحانیون

1- مبلغ دیدن

2- مدیریت فرهنگی فرهنگ سازی در نیروهای مسلح

– رعایت :

1- اخلاق

2- آداب اجتماعی

3- هم شأن حكومت اسلامی

هدف اسلامی كردن فضای نیروهای مسلح بود

1- اختیارات قانونی

2- توان اجرای قانون

تعدیل روحیه نظامگری مقابل روح نظامگیری

روحانی دارای روح متواضع و معتدل است و اختیاری از خودش نمی‌بیند

آرامتر – ساكت‌تر و عالم‌تر- زاهدتر- عدم علاقه به تعریف تمجید و مقام

برای همین محراب مسجد را كوتاهتر می‌سازند كه روحانی متواضع باشد و خود را پایین‌تر ببیند.

روحانی نباید تملق و چاپلوسی كند و در برابر باطل حقیقت گو باشد و عدم انفعال داشته باشد. روحانی باید مستقل باشد.

فرماندهی كل قوا اقناعی است یعنی باید قانع كند.

برای شلیك هر گلوله به سمت اهداف باید نیروی تحت امر با پاسخ مناسب توجیه شود.

برای چی بزنم ؟

به كی بزنم ؟

چرا بزنم ؟

لذت بردن از احترامات نظامی دور شدن از فضای روحانی است

1- معادل لیسانی، پیمانی استخدام بشود.

2- معادل فوق لیسانس، استخدام می‌شود.

·برای استخدام روحانی، او كنترل علمی- امنیتی میشود و باید صلاحیت فردی، خانوادگی و اجتماعی داشته باشد.

· با حرمت گذاشتن به قوانین پادگانها و نظامگیری روحیه انسانی و اسلامی را به بدنه نظامیها بدهد.

1- سركشی به اتاق نظامی‌ها

2- گوش دادن به درد و دلهای نظامیها

با همكلام شدن روحانیها با سربازها آمار خودكشی‌ها كاهش یافت. (آمار شنیداری بوده) با رفتار درست و تربیت اسلامی سلامت و صحت نظام بالا می رود.

اقتدا به روحانی نیاز به باور دارد و ربطی به رتبه او ندارد.

در مورد عملكرد روحانیون سازمان سنجش نیست.

شهر جهرم مردم دیداری دارد البته تحقیقی نیست و فقط نظریه شخصی است.

دعوت از روحانی خوش اخلاق در مجلس عروسی سربازها

نیروهای انتظامی بستر گناه و معصیت است.

در نیروهای انتظامی ناظر ایمان و دین خود فرد است.

روحانیون زیادی با خانواده افراد نیروهای مسلح ارتباط خوب دارند و به مشكلات آنها و جوانان آنها رسیدگی میكند.

روحانیون خوب در مجموعه نیروی مسلح تأثیر خوب دارد

روحانیون دیكتاتوری و اداری محوری را از نیروی مسلح دور كرده‌اند.

اعزام روحانیون به مناطق و مأموریتها در هفته ناجا- محرم- ماه رمضان و دهه فجر صورت می گیرد.

روحانیون از طریق دفتر ولی فقیه در قم جذب و اعزام میگردند.

اعزام بوسیله‌ معاونت تبلیغات ع. س صورت می گیرد. مكان اعزام تقریباً داوطلبانه از طرف روحانی انتخاب می شود.

دفتر ع.س در رقم لیست روحانیون را از شورای مدیریت حوزه‌ علمیه قم و دانشگاه رضوی مشهد دریافت میكند.

حقوق مبلغها با توجه به موارد زیر تعیین می گردد.

1- میزان تحصیلات

2- معروف بودن

3- توانایی او

مبلغان معمولی حدوداً در ماه نود هزار تومان دریافت می‌كنند.

در ع. س روحانی مجرد استخدام نمی شود.

فلسفه وجودی عقیدتی: ارتش ژاندارمری شهربانی همه شاهنشاهی هستند كارمندان مهم نبودند ولی نیروهای نظامی و انتظامی خطرناك بودند

با نگاه فرهنگی و پیشگیری باید انقلاب درونی در نیروها ایجاد كنند

با آموزش اسلامی و دینی نیروها را پرورش دهند.

پرورش نیروهای معتقد به نظام با دید مذهبی

با ایجاد مسائل اداری كمی از مسائل پرورشی عقب ماندند.

نیروهای مسلح ما منش اسلامی دارند.

سؤالات شرعی خود را در حیطه وظایف‌شان از روحانیون می پرسند.

خانواده در منش پلیس اثرگذار است.

وضع اقتصادی در منش پلیس اثر گذار است

1- مبلغ باید خودش اصلاح شده باشد- خودش عامل باشد- باید الگو باشد

2- عوامل مؤثر در خروج در انسانیت و تدین را كاهش بدهیم- رسیدگی به معیشت مأموران

مستأجر صاحب‌ خانه قاچاق فروش) كمتر 300-400 هزار تومان خط فقر است.

به خانواده‌های كاركنان باید رسیدگی شود حتی از لحاظ فرهنگی

شرایط اثرگذاری را بیشتر كرد خانواده اثر زیادی دارد.

نگاه به مدرك تحصیلی

ارتباطات سازمان:

1- بازرسی

2- حفاظت اطلاعات

در اسلام كمین گذاشتن برای جلوگیری حرام است.

این دو معاونت جهت پاكسازی نیرو بوجود آمده ولی كاربردی كه ع. س دارد را ندارند

نحوه‌ برخورد سازمانی با همكاران باید اصولی باشد.

باید چه كنیم كه قلبها را پاك كنیم؟

روحانی باید در قلب مأمور برود.

12 فروردین 70 ادغام شهربانی – ژاندارمری- كمیته

جذب عقیدتی: 6 ماه طول می كشد كمیته عقیدتی نداشت

عقیدتی ژاندارمری و شهربانی از نیروهای خوبی تشكیل شده بود.

سردار دروس روحانی را خوانده است- فوق لیسانس حقوق دارند.

عدم آگاهی از تكالیف شرعی و احكام – بچه‌های كمیته زن و مردی كه ارتباط جنس داشتند همانطور لای پتو می‌پیچیدند.

دانشگاه علوم انتظامی تدریس می‌كنند- از شاگردان شهید بهشتی

در استان سمنان زن و مرد زناكار را فقط حد می‌زدیم و از كتك خوردن او توسط مردم جلوگیری كردیم.

باید آگاه به مسائل و احكام دین و شرع بود.

با نگاه آموزش دادن به معاوننت آموزش رفتم ولی ارضاء نشدم 10 سال معاون طرح و برنامه بودم باز ارضا نشدم.

در معاونت تبلیغات تأثیر گذار شدم با تهیه فیلم- نماز خواندن سرباز در نمازخانه پاسگاه.

در آذربایجان اسم زینب را روی دختر نمی‌گذارند چون مصیبت كش است.

با انگیره اثر گذاری به عقیدتی آمده‌ام.

ابزارهای متفاوت برای تزریق اندیشه دینی وجود دارد مثل چاپ كتاب- سمعی بصری

در جبهه شب خوابم نمی‌برد دیگران را باد زدم- بیداری خود را منشأ ثواب كردم.

نمایشگاه پلیس و نماز را به پا كردم.

چه اشكالی دارد در موقع نماز ماشین پلیس جلوی مسجد بایستد و مأموران وضو بگیرند و نماز بخوانند.

عكس نمازگزاران كه پلیسها آب و سیل را با كاسه بر می‌گردانند تا زیر نمازگزارها نروند بسیار تأثیر گذار شد.

با هنرهای نمایش و تجسمی میتوان تأثیر گذار بود.

فیلم صیانتی

جرم‌های مأموران:

1- مسائل اخلاقی

2- رشوه

3- مواد مخدر

باید خود ساخته باشیم

1- تبلیغی و تقویت ع. س

2- تبلیغ و تشریح موقعیت روحانیت

3- اثر بخش روحانیت در تهذیب افراد

4- عدم گرایش تهذیب یافته در كارهای خلاف

در اداره یكی از افراد مراجعه كرد و اعلام كرد از كشوری میز پولش را برداشته‌اند (سیصد هزار تومان) دو پیچ را باز كرده و برده بودند. از روی احساس شخصی را خواستم كه راننده بود و به ماشین خسارت زده ولی نمی توانست پول را به تعمیرگاه بدهد- فقیر هم بوده- با او صحبت كردم اول قسم خورد و منكر شد ولی بعد اعتراف كرد كه پول را خورده فقط 36 هزار تومان آن را مانده بود- كشف نقطه تأثیرگذاری او كاری بود كه كردم، پول دزدی را به صورت اقساط گرفتم.

در زیارت خانه خدا قصد بوسیدن حجرالاسود را د اشتم از حاج آقا دیانت اجازه گرفتم تا بروم. ایشان در لحظه خداحافظی نكته‌ای متذكر شد و آن اینكه زیارت حجرالاسود مستحب است ولی آزار مسلمان برای جلو رفتن و كنار زدن حرام است.

وقتی به خانه‌ خدا نزدیك می‌شدم و جمعیت را دیدم كه به زحمت خود را به حجرالاسود می رسانند یاد نكته‌ای كه حاج آقا بیان داشتند افتادم. برای همین گوشه‌ای ایستادم . ولی از اینكه نتوانستم جلو بروم و حجرالاسود را بنویسم ناراحت بودم بیكباره دیدم كسانی كه كف خانه را تمیز می‌كنند با حلقه‌ای كه جلوی من زدند راه را برای من باز كردند. جلو رفتم سرم را داخل حجرالاسود كردم و بوسیدم و تماشا كردم.

بیكباره با رفتن زمین‌شوها جمعیت به سمت‌ام هجوم آورد. از خدا كمك خواستم تا بدون دردسر از میان آنها رد شوم كه همین هم شد به راحتی عبور كردم.

شكر گذار خداوند شدم كه بوسیله حاج آقا دیانت به موقع به من تلنگر زده شد تا بدون اینكه فعل حرامی از من سر بزند حجرالاسود را زیارت كنم.

زندان نوشهر حدوداً 300 نفر زندان دارد كه 20 تا 30 نفر زن جزء زندانیها هستند.

سربازی در محل خدمتش تحت تأثیر مردی كه از زنش جدا شده بوده و در بیابان زندگی میكرده، قرار گرفته، نوارهای ابی گوش میكرده – در مرخصی‌ها با دختری آشنا می شود- بعد از 7 الی 8 ماه كه از خدمتش میگذرد به مرخصی كه میرود با دفتر نامزد میكند.

تا قبل از نامزدی با دختر با او بیرون میرفته- دختر كه پدر نداشته از طرف مادر بیشتر تحت نظر بوده است.

سرباز با پایان گرفتن مرخصی قصد رفتن به محل خدمت را میكند ولی در ركاب اتوبوس دو دل می شود.

از طرفی اجباراً باید به محل خدمتش برود و از طرفی دلش نمی آمده دختر را تنها بگذارد. تصمیم‌اش را میگیرد و ترجیح می دهد بماند. عقب گرد میكند و به خانه دختر میرود- مادر خانم‌اش از اینكه به محل خدمتش نرفته ناراحت میشود.

از آن پس هر چه سرباز به خانه دختر میرود مادر خانمش اجازه نمیدهد دختر را با خود بیرون ببرد. اصرارها و تلاشهای سرباز راه به جایی نمی‌برد.

یكبار از خانه كه بیرون می آید سعی می‌كند از طریق پنجره دختر را بیرون بكشد كه با مقاومت دختر مواجه میشود- سرباز چاقو پرت میكند كه از پشت به دختر میخورد- كار دختر به بیمارستان می‌كشد . . . .

با شكایت مادر دختر سرباز به زندان نوشهر منتقل میشود- از آنطرف دختر هم در بیمارستان بستری می‌شود. ظرفیت زندان هفتاد نفر بود برای همین حدود صد نفر را فقط در نمازخانه‌ زندان اسكان د اده بودند. سرباز هم كه میان آنان بود از حرفها و حركات آنان آزرده و افسرده شده بود. سیگار میكشید و هر روز عصبی‌تر میشد. به توصیه زندان بانها و مشاوران نیز گوش نمیداد و یاغی شده بود. چند بار خود زنی كرده بود. حالش وخیم شده بود كه من احساس كردم باید وارد ماجرا شوم و به او كمك كنم . . . .

ابتدا به افسر نگهبان توصیه كرم با او كاری نداشته باشد. لباس شخصی پوشیدم و لباس روحانی‌ام را در اتاق كارم پنهان كردم- سرباز را به اتاقم دعوت كردم- به او سیگار تعارف كردم و گرم گرفتم.

گفتگو:

– از آخوندها خوشت می‌آید؟

– نه

– آیا با طلبه‌ای كه نماز ظهر را به جماعت می‌خواند ارتباط داری؟

– نه

– منهم از آخوندها خوشم نمی‌آید ولی طلبه آدم خوبی است، خودت را به او نزدیك كن.

– دوست ندارم

– تو چرا اینكار ها را می‌كنی؟

– من عاشق دختره بودم اجازه ندادند بیرون بروم از سربازی هم ماندم

– این طلبه هم مثل تو بوده ولی این كارها رو نكرده و حرف مادرخانمش را گوش كرده سیگار روشن كردم و دست او دادم و با خودش سیگار كشیدم

– نوار چی گوش میكنی؟

– ابی

– منهم ابی گوش میكنم بلدی بخونی؟

– آره

– مثل ابی بخون

– ترانه‌ای را خواند و شروع به گریه كرد . . . .

دو روز بعد در دفتر خودم با او ملاقات كردم باز هم لباس شخصی پوشیدم – اعتماد بیشتری به من كرد- پیشتر به فكر فرو رفته بود.

– تو چه فكری هستی؟

– در فكر دختر هستم

– من برایت خبر می‌آورم.

– از زندان آزاد شوم مادر دختر را می‌كشم

وضع روحی‌اش خراب بود- به بیمارستان برای ملاقات دختر رفتم- مادرش نیز بود- پیش آنها با لباس روحانی رفتم- مادر دختر از دست پسر خیلی عصبانی بود میگفت: پسره بیاد بیرون دهنشو سرویس میكنم.

به دروغ گفتم: مادر اشتباه نكن . . . . ایشون در زندان پیشیمان شده و میگفت چطور روی زن و مادر زنم را نگاه كنم نصیحت كردم كه اینها جوانند و گفتم دوران جوانی و نامزدی الان با قدیم متفاوت است.

مقداری نرم شدند.

برگشتم زندان – متوجه شده بودم كه كم ‌سواد است و تا اول راهنمایی خوانده است.

به او گفتم:

تو كه می‌گویی مادر زنم را بكشم. او پشیمان است و نسبت به تو دلسوز شده

– آنها قصد زدن مرا دارند (كسانی كه برای ملاقاتشان می آمدند گفته بودند)

– نه اینطوری نیست، زخم دختر هم عمیق نیست.

– بعد از ملاقاتهای زیادی كه با دو طرف كردم برایشان ملاقات حضوری گرفتم كه كمی از تنش‌های میان آنها كم شد. من كه در نمازخانه بعد از نماز كتاب اندیشه‌های اخلاقی را تدریس می كردم سرباز را دعوت كردم تا پای صحبت طلبه بنشیند و استفاده كند – آمد ولی دور از جمع نشست و سیگار میكشید. بحث اخلاق در خانواده را یك ربعه جمع كردم – موقع نماز شد – بین نماز احكام می گفتم – دیدم وسط جمعیت به نماز ایستاده – برای اینكه مرا نشناسد رو به دیگران صحبت كردم.

فردای آنروز پشت سرم به نماز ایستاد – بین مسئولان زندان نشسته بود. بعد از نماز مچ دستم را گرفتم، تو خودت آخوندی؟

مرا شناخت و این آغاز دوستی عمیق ما شد. چند بار برایش ملاقات حضوری گرفتم- در زندان یك قاضی ناظر داشتیم كه پس از مدتی برای سرباز درخواست بخشش كردم كه با توجه به رضایت خانواده دختر و خوب شدن رفتار سرباز، حكم آزادی اش را گرفتم.

بعد از زندان آندو را به عقد هم درآوردم و از اهالی محل و آشنایان برایشان وسایل خانه و كمك مالی جمع كردم و آنها را سر زندگی مشتركشان فرستادم . . . .

بعد از یكسال و نیم آنها را در چالوس دیدم كه صاحب بچه‌ای هم شده بودند. دختر چادری شده بود. پسر نیز به زور دست مرا بوسید و . . . .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏ بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏ بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها با word دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏ بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود بررسی مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏ بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها با word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود بررسی مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏ بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها با word :

عنوان صفحه

بخش اول : مرحله‏بندى تبلیغ وبهره‏بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها……………………………………….3

فصل اول: زمان‏بندى مراحل مختلف دعوت…………………………………………………………………………4

1.دعوت مخفى و انفرادى. ………………………………………………………………………………………………4

2. مرحله انذار عشیره با نزول آیه أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الأَقْرَبِینَ. ………………………………………………………..5

3. مرحله دعوت آشكار و همگانى……………………………………………………………………………………….5

فصل دوم: شروع دعوت از خانواده و نزدیكان………………………………………………………………………6

فصل سوم: گسترش دعوت بر اساس شرایط…………………………………………………………………………..7

فصل چهارم: بر پا نمودن پایگاه‏هاى تبلیغى………………………………………………………………………….9

فصل پنجم: هجرت………………………………………………………………………………………………………..10

فصل ششم: اخذ بیعت از یاران………………………………………………………………………………………….11

بخش دوم : مدارا و نرمش در برخورد و معاشرت……………………………………………………………….13

فصل اول:پاسخ آرام به شبهه‏ها و تهمت‏ها………………………………………………………………………….14

فصل دوم: مرونت و آسان‏گیرى در مسایل شخصى……………………………………………………………..15

فصل سوم:ارتباط صمیمى با همگان…………………………………………………………………………………17

فصل چهارم: تحمل ایذاى مشركان و حتى مسلمانان…………………………………………………………..19

بخش سوم: ابراز محبت و جلب اعتماد………………………………………………………………………21

فصل اول: اعطاى بخشش و هدیه به افراد و قبایل………………………………………………………….22

فصل دوم: خوش‏بینى به مؤمنان…………………………………………………………………………………22

فصل سوم: عفو و گذشت زاید الوصف……………………………………………………………………….23

فصل چهارم: مشورت با مؤمنان…………………………………………………………………………………25

فصل پنجم: ترویج فرهنگ اخوت……………………………………………………………………………..27

فصل ششم: مواسات و كمك به هر نحو ممكن……………………………………………………………..28

بخش چهارم: هماهنگى با مخاطبان در معیشت………………………………………………………….29

فصل اول: ساده زیستى…………………………………………………………………………………………30

فصل دوم: پرهیز از تكلّف و تشریفات……………………………………………………………………….30

بخش پنجم: ادب و احترام وافر دربرابر مردم………………………………………………………….32

فصل اول: احترام به كودكان………………………………………………………………………………..33

فصل اول: احترام به همه اقشار و طبقات………………………………………………………………….34

پی نوشت ها……………………………………………………………………………………………………..35

منابع وماخذ………………………………………………………………………………………………………41

بخش اول

مرحله‏بندى تبلیغ وبهره‏بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها

زمان‏بندى مراحل مختلف دعوت

مهم‏ترین شیوه در این محور، تعیین زمان دقیق فعالیت‏هاى تبلیغى بر اساس محاسبه شرایط و امكانات موجود است. پیامبر(ص) با الهام از آیات الهى، تبلیغ بى وقفه دین را باترتیب زمانى منطقى آغاز نمود و استمرار بخشید. در مورد مراحل اصلى دعوت پیامبر، میان سیره‏نویسان اندكى اختلاف نظر وجود دارد؛ گروهى مثل طبرى و ابن هشام همان دومرحله مشهور دعوت نهانى و آشكار مكه را مطرح مى‏كنند و گروهى نظیر یعقوبى به سه‏مرحله معتقدند؛ یعنى مرحله انذار خویشاوندان را پیش از دعوت علنى، مرحله‏اى جدا دانسته‏اند(1)، كه با توجه به نزول دو آیه جداگانه در باب دعوت عشیره و دعوت همگانى و اقدام مجزاى رسول‏خدا(ص) براى هر یك، نظریه دوم صحیح‏تر به نظر مى‏رسد. بنابراین مراحل اصلى دعوت پیامبر به‏ویژه در مكه عبارتند از:

1.دعوت مخفى و انفرادى:

فراخواندن یكایك افراد مستعد و اسلام آوردن عده‏اى از اصحاب، پس از نزول آیه <قم فانذر» كه بنا به روایتى كه در طبقات ابن سعد ذكرشده، این دعوت سه سال طول كشیده است.(2) از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود:پس از نزول وحى، رسول‏خدا(ص) سیزده سال در مكه بماند كه سه سال آن با دعوت محتاطانه و پنهانى گذشت و او آشكارا تبلیغ نمى‏كرد تا آن كه خداوند فرمان علنى دعوت را فرمود پس پیامبر دعوت خود آشكارا ادامه داد.(3)نیز به روایت طبرى، حضرت رسول از ابتداى نبوت تا سه سال به طور نهانى دعوت مى‏كرده است، تا آن كه مأمور به اظهار دعوت شد و آیه <فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ المُشْرِكِینَ»(4) و آیه <وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الأَقْرَبِینَ»(5) فرود آمدند.(6) درباره فلسفه این شیوه تبلیغى، نویسنده فروغ ابدیت مى‏نویسد:

افراد پخته و عاقل و دانا، همواره در راه نیل به مقاصد خود از همین طریق وارد مى‏شدند و رهبر عالى قدر اسلام از همین اصل مسلم استفاده نمود و سه سال تمام، بدون شتابزدگى در تبلیغ آیین خود مى‏كوشید و هر كس را كه از نظر فكر و استعداد، شایسته و آماده مى‏دید، كیش خود را به او عرضه مى‏داشت… در ظرف این سه سال ابداً دست به دعوت عمومى نزد و فقط با افراد، تماس‏هاى خصوصى برقرار مى‏كرد.(7)از جمله نتایج اتخاذ این شیوه این بود كه <سران قریش، در این سه سال، كوچك‏ترین جسارتى به پیامبر نمى‏كردند و همواره ادب و احترام او را نگاه مى‏داشتند و او نیز ظرف این مدت از بتان و خدایان آنها آشكارا انتقاد نمى‏كرد.»(8)

2.مرحله انذار عشیره با نزول آیه أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الأَقْرَبِینَ :

در این مرحله كه میان مرحله دعوت مخفى آشكار واقع گردید و مدت آن كوتاه‏تر از دو مرحله دیگر بود، پیامبر(ص) سعى در تشكیل نخستین صف ایمانى و خط دفاعى در مقابل دشمنى‏هاى روزافزون مشركان لجوج داشت. در این مرحله، پیامبر با یارى جستن از تعلقات قبیله‏اى خویشانش، سعى در جلب حمایت آنان نمود. هرچند اتخاذ این شیوه در باره خویشاوندان پیامبر توفیق كامل نیافت و تنها دو عضو از آنان به او گرویدند (خدیجه و على)، اما این از اهمیت این شیوه نمى‏كاهد، به‏ویژه این كه در دعوت پیامبران دیگر نیز به كار رفته و موفقیت آمیز بوده است. به‏هرحال تلاشى براى تشكیل هسته مركزى دعوت با حضور گروهى است كه علاوه بر قرابت ایمانى، تعلق نسبى و خونى نیز با صاحب دعوت دارند.

3.مرحله دعوت آشكار و همگانى:

با نزول آیه <فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ المُشْرِكِینَ * إِنّا كَفَیْناكَ المُسْتَهْزِئِینَ»(9)، فرمان دعوت آشكار و تبلیغ علنى به پیامبر رسید و پیامبر و نو مسلمانان مرحله جدى‏ترى از دعوت را آغاز كردند كه قهراً مستلزم درگیرى‏ها و موضعگیرى‏هاى خصمانه از سوى جامعه بت‏پرست مكه بود، اما آوازه اسلام و قدرت مسلمانان به حدى رسیده بود كه بتوانند على رغم تهدیدها و شكنجه‏ها، نداى توحید را حداقل به گوش تمام اعضاى جامعه خود برسانند. <علامه جعفر مرتضى» در این باره مى‏نویسد:پس از آن كه پیامبر(ص)، بستگان نزدیك خود را انذار كرد و پس از انتشار قضیه نبوت در مكه كه قریش، جدى بودن آن را درك كرد و حمله‏هاى خود را علیه آن شروع كرد، خداوند به پیامبر فرمان داد تا دعوت خویش را علنى سازد و حتى از قریش بخواهد كه تسلیم پروردگارشان شوند و اسلام را بپذیرند… پس آیه فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ نازل گردید.(10)وى ادامه مى‏دهد:پس از گذشت سه سال نخست بعثت، مرحله جدید و مهم و دشوارترى كه مرحله علنى‏شدن دعوت به خداى تعالى است فرا رسید. این مرحله ابتدا از یك محیط نسبتاً كوچك آغاز شد.(11)در خصوص چگونگى آغاز دعوت علنى و همگانى، روایات متفاوتى نقل شده است كه مكان و كیفیت آن را با اختلاف بیان مى‏كند و ما به نقل دو روایت بسنده مى‏كنیم؛ در تفسیر الدر المنثور آمده است:پیامبر بر بالاى كوه صفا ایستاد و قریش را ندا داد. چون اجتماع نمودند چنین فرمود: اگر به شما خبر دهم كه گروهى در پایین كوه بر ضد شما جمع شده‏اند آیا مرا تصدیق مى‏كنید؟ گفتند: آرى، تو پیش ما متهم نیستى و ماهرگز از تو دروغى نشنیده‏ایم. فرمود: پس شما را به عذاب دردناك هشدار مى‏دهم… ابولهب برخاست و بانگ بر او زد و گفت: همین امروز بمیرى! آیا براى این امر مردم را گرد آورده‏اى؟! مردم از اطراف او پراكنده شدند و خداى تعالى این آیه را نازل فرمود: <تَبَّتْ یَدا أبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ.»(12)مطابق روایت فوق، حضرت دعوت علنى را با یك زمینه‏سازى و اخذ اقرار قبلى بر قبول انذار و سپس با یك انذار صریح شروع كرده كه درس آموز مبلّغان است. مؤلف نورالثقلین نیز مى‏نویسد:آن حضرت بر بالاى سنگى ایستاد و فرمود: اى گروه قریش! اى خلق عرب! شما را به لااله الا الله و رسالت خویش دعوت مى‏كنم و به شما فرمان مى‏دهم كه بت‏ها و شریك‏ها را رهاسازید و دعوت مرا اجابت نمایید تا مالك تمام عرب شوید و عجم به دین شما درآید و در بهشت از سلاطین گردید. مردم او را مورد استهزا قرار دادند و گفتند: پسر عبدالله دچار جن شده اما به خاطر موقعیت ابوطالب اقدامى علیه او نكردند.(13)بر پایه این روایت، آغاز دعوت همگانى پیامبر بر محور بشارت دادن به نعمت‏هاى دنیوى واخروى استوار بوده است.

شروع دعوت از خانواده و نزدیكان

در میان همه مردم، بستگان هر مبلّغ پیش از دیگران با پیام دعوت آشنا مى‏شوند. قرابت قومى نیز باعث نزدیكى افكار مى‏شود. پس امكان اقناع آنان بیش از دیگران وجود دارد. به‏علاوه آن كه، قرآن مسؤولیت هدایت، ارشاد و كمك به خانواده را لازم‏تر از هدایت و یارى دیگران مى‏شمرد؛ <قُواْ أنْفُسَكُمْ وَ أهْلِیكُمْ نارَاً.»(14)از این روست كه نخستین مؤمن به رسالت پیامبر(ص) همسر او خدیجه است و دومین، پسر عم و دست پرورده دامان نبى، على بن ابى‏طالب، كه مسلماً این قرابت و خویشى، هرگز از ارزش و عمق ایمان آن دو نمى‏كاهد. این شیوه ضمن آن كه چتر حمایتى نسبتاً كارسازى را براى پیامبر فراهم مى‏كند، پاسخگوى برخى از شبهه‏ها و انتقادهاى محتمل نیز است.پس از افراد خانواده و بستگان نزدیك، نوبت به بستگان و خویشان دورتر مى‏رسد كه پیامبر در مرحله انذار عشیره به دعوت آنها پرداخت و براى اقناع آنان، تلاشى وسیع صورت داد. عباس زریاب در این باره مى‏نویسد:

بنابر آنچه از مجموع روایات مختلف برمى‏آید، حضرت، بزرگان قریش را دعوت كرد و از رسالت خود با ایشان سخن گفت و گویا گرچه هیچ‏كدام این دعوت را نپذیرفتند، اما سخنى درشت نیز به او نگفتند، جز ابولهب عمّ پیغمبر كه خطاب به بنى‏هاشم گفت: اى‏پسران عبدالمطلب ! این زشت است، پیش از آن كه دیگران جلو او را بگیرند، شما جلوش را بگیرید. زیرا اگر در آن وقت كه دیگران بخواهند او را بگیرند، شما او را تسلیم‏كنید، تن به خوارى داده‏اید، و اگر بخواهید از او پشتیبانى كنید كشته مى‏شوید. ابوطالب گفت: به خدا تا زنده هستیم از او پشتیبانى خواهیم كرد.(15)

گسترش دعوت بر اساس شرایط

این جنبه از بطن دو شیوه گذشته استنباط و استخراج مى‏شود، بدین ترتیب كه انتقال از یك‏مرحله و ورود به مرحله دیگر، همواره در تبلیغ حكیمانه نبوى بر پایه دلایلى بوده است كه مى‏توان ازجمله، به تغییر شرایط، شدت و ضعف دشمنى و عناد مشركان و یا وضعیت خانوادگى و پشتوانه حقوقى رسول‏خدا اشاره كرد. مبلّغ حكیم وظیفه دارد ضمن حفظ روحیه پشتكار و تلاش بى‏وقفه و پى‏گیرى اهداف مقطعى نگاه اصلى را متوجه هدف نهایى گرداند و این مهم مستلزم اتخاذ شیوه‏هاى انعطاف‏پذیر و قابل تغییر در مسیر دعوت است.پیامبر بزرگ اسلام، بر این اساس در هر مقطع با در پیش گرفتن شیوه‏هاى جدید، موجبات گسترش دعوت را فراهم مى‏آورد؛ آن‏گاه كه به هیچ روى امكان تبلیغ دین نبود، تنها با رفتار موحدانه خود و عبادت حنیفانه و عدم احترام بت‏ها و التزام به فضایل اخلاقى به تبلیغ عملى مى‏پرداخت و آن زمان كه ابلاغ دین به تك تك افراد میسر شد، به این كار آغاز كرد، اما اظهار دین میسر نبود. در مقطع بعد، توانست برخى از مظاهر مسلمانى از جمله طواف و نماز به شیوه مخصوص را در كنار كعبه به نمایش بگذارد. در كتاب سیره رسول الله آمده است:پس از اسلام آوردن عمر بن الخطاب، مسلمانان جرأت یافتند و تكبیرگویان از خانه <ارقم بن ابى الارقم» بیرون آمدند و به طواف كعبه رفتند.(16)آن‏گاه كه به حمایت حقوقى ابوطالب و حمایت مالى خدیجه پشتگرم بود به نیكى از آن بهره برد و چون آنها را از دست داد نوعى هجرت را براى حفظ انجمن نومسلمانان مقرر كرد وبه شِعب پناه آورد كه چنان كه تاریخ مى‏گوید، استقامت مسلمانان در محاصره اقتصادى شعب ابى‏طالب تا حدودى مشركان را تحت تأثیر قرار داد. زمانى نیز كه خطر همه جانبه، مسلمین را تهدید مى‏كرد و ناچار شد راه گریزى به بیرون از قلمرو مشركان بیابد، عده‏اى از آنان را به حبشه فرستاد. این اقدام موفق، شناخت كامل پیامبر را از اوضاع پیرامون خود نشان‏مى‏دهد.نمونه دیگر را در تغییر سیاست تبلیغى پیامبر پس از انذار عشیره مى‏بینیم؛آن حضرت كه در ابتدا مأمور بود به خویشان نزدیك وعشیره اقربین خود یعنى خاندان‏هاى قریش هشدار و انذار دهد، چون سرسختى ایشان را دربرابر اسلام و پافشارى ایشان را بر كفر و ضلال دید و مرگ ابوطالب، بزرگ‏ترین حامى خود را ازدست داد، به فكر تبلیغ طوایف و قبایل دیگر عرب افتاد و از نزدیك‏ترین قبیله نیرومند و ثروتمند عرب یعنى ثقیف آغاز كرد.(17)پس از نومیدى از ایمان مردم مكه و طایف، در شیوه تبلیغى خود تجدید نظر نمود و درصدد بسط دعوت در سرتاسر عربستان و خروج از بن بست محدوده قبایل قریش برآمد. اما این كار نیز به خاطر هم پیمانى‏هاى متعدد آنها با قریش و بى یاور بودن رسول‏خدا(ص)، اقدامى خطرناك به شمار مى‏رفت. از این رو پیامبر تصمیم گرفت در موسم حج به قبایل مختلف مراجعه كند تا در پناه بنى‏هاشم و بقیه تازه مسلمانان، تبلیغ مؤثرترى انجام دهد.

بر پا نمودن پایگاه‏هاى تبلیغى

برپایى محل یا مراكزى براى تبلیغ، موجب تمركز بخشیدن به كار دعوت مى‏شود و از فعالیت‏هاى پراكنده و بى نتیجه جلوگیرى مى‏كند. در دعوت رسول‏خدا(ص)، پایگاه‏هاى پرجاذبه‏اى براى سازماندهى و هدایت مردم در نظر گرفته شده است. در ابتداى دعوت پنهانى، مشهور است كه خانه <ارقم بن ابى الارقم» نخستین پایگاه دعوت پیامبر اسلام بوده و مسلمانان نخستین، آیین اسلام و آموزش‏هاى قرآنى را در آن‏جا فرا گرفته‏اند؛پس از آن كه ارقم اسلام آورد و به قول خودش، هفتمین نفرى بود كه ایمان آورده بود، خانه خود را در اختیار حضرت رسول و یارانش قرار داد و عده زیادى در این خانه اسلام آوردند و حتى اسلام اشخاص در آن، نوعى تاریخ گذارى هم شد… این خانه در دامنه كوه صفا قرار داشت و به همین جهت، دارالاسلام خوانده شد.(18)پس از آن كه دعوت پیامبر علنى گردید، مسلمانان تا آن‏جا كه مى‏توانستند از پایگاه تبلیغى عمومى مسجدالحرام براى فعالیت‏هاى ارشادى بهره جستند، مسلماً طواف و نماز و عبادات دیگر مسلمانان در مسجدالحرام با شیوه خاص اسلامى، مى‏توانست بیش از هر مكان دیگر به تأثیرگذارى دعوت یارى رساند.در بدو ورود پیامبر به مدینه، مسجد قبا برپا گردید و مركز دعوت نبوى قرار داده شد، تا آن كه مسجد مدینه به عنوان مهم‏ترین مقر دعوت، به دست با كفایت پیامبر و یاران ساخته شد و منشأ بزرگ‏ترین تحولات دینى، سیاسى، اجتماعى و علمى و حتى نظامى در جهان گردید. نكته اساسى در كیفیت و دامنه بهره‏بردارى پیامبر از این پایگاه تبلیغى است؛ مركز نشر احكام‏الهى، قضاوت و داورى، جایگاه وعظ و ارشاد و تعلیم و تحقیق، پایگاه آمادگى رزمى و توجیه سیاسى، محل تصمیم‏گیرى و شورا، مصلاى جماعت و محل عبادت و اعتكاف درهمه اوقات و سرانجام پناه هر بى پناه. اینها ازجمله كاركردهاى مسجد در زمان رسول‏خدا(ص) بود.

هجرت

از جمله اقدامات حضرت رسول(ص) كه مصداق بارز ابتكار عمل و انعطاف‏پذیرى در اتخاذ شیوه و استفاده از فرصت‏هاست، موضوع هجرت مى‏باشد. پیامبر، با ابتكار هجرت، به همه مبلّغان آموزش داد كه چگونه از شرایط فشار و اختناق، راهى به چشم‏اندازهاى دعوت آزادانه بگشایند، نه آن كه با ماندن در محیط فشار، راضى به ركود دعوت شوند.زمانى كه همه عرصه‏ها بر پیغمبر تنگ شد و خود را بدون پشتوانه احساس كرد و دندان‏هاى اشراف قریش را تیزتر دید، با روشن بینى و مطالعه دقیق شرایط مكه و مناطق مجاور، چگونگى اجراى این شیوه را با احتیاط سنجید و در نهایت گروه نخست مهاجران را به حبشه فرستاد و پس از وفات خدیجه و ابوطالب، خود، سفرى هجرت‏وار به طایف كرد و از آن نتیجه‏اى نگرفت و حتى با دشوارى (با جوار یكى از مشركان) به مكه بازگشت.حضرت مى‏خواست یاران او مدتى از آزار و استهزا و تعقیب قریش در امان باشند، تا شاید زمانى فرا برسد كه عده مسلمانان بیشتر و براى اسلام و تبلیغ آن محیط امن ترى به‏وجود آید.(19)بر این اساس دو علت براى مهاجرت وجود داشته؛ یكى در امان بودن از خطر و دوم، امكان تبلیغ بیشتر. امّا برخى علت اصلى هجرت را عمدتاً دریافتن پایگاه جدیدى براى دعوت خلاصه كرده‏اند:

هجرت پیامبر به مدینه، پس از زمینه‏سازى و آمادگى كامل و دقیق و در شرایطى بسیار حساس و تعیین كننده صورت گرفت، موقعیتى كه هجرت را یكى از مراحل خط سیر دعوت الهى اسلام قرار داد. چه، عكس العمل ها و اقدامات قریش در مكه، عملاً به ركود نسبى دعوت اسلامى انجامیده بود، هرچند افرادى، پیوسته وارد اسلام مى‏شدند.(20)سید قطب بر این عامل بسیار تأكید دارد كه ادامه مى‏دهد:

بدین ترتیب، رسول‏خدا پایگاهى دیگر غیر از مكه را نیاز داشت كه حامى این اعتقاد و عاملى براى خروج از دوران بحران تبلیغ باشد و آزادى پیروان را تأمین نماید و این به نظر من، مهم‏ترین و نخستین عامل هجرت پیامبر بود. اینان، براى حفظ جانشان به هجرت نرفتند، بلكه براى ایجاد پایگاه و انتقال دعوت روانه شدند، چون همگى داراى قبیله و پشتوانه اجتماعى و حقوقى نیز بودند.(21)به هر حال، علت این هجرت هر چه بوده باشد، كاركرد تبلیغى آن غیر قابل اغماض و تأثیر آن در روند دعوت اجتناب ناپذیر است. رسول اكرم(ص) با این اقدام، گام‏هاى اولیه را براى گسترش دعوت به تمام مناطق با استوارى برداشت؛ مسلمانان مهاجر، پس از چند ماهى ترویج آیین مسلمانى، با شنیدن خبر دروغین سجده قریش و اسلام آوردن آنها بازگشتند، اما بنا به روایت واقدى؛پس از بازگشت، قریش برایشان بیشتر سخت گرفتند و خویشان ایشان، بر ایشان ظلم و ستم روا داشتند و مسلمانان آزار و سختى دیدند. پس حضرت رسول اجازه فرمود كه براى بار دوم به حبشه مهاجرت كنند و این خروج دوم، پررنج‏تربود.(22)از همه مهم‏تر، هجرت آن حضرت به مدینه است. در هجرت به مدینه كه در سال سیزدهم بعثت صورت گرفت، اولین نكته، انتخاب یثرب پس از بررسى و مطالعه دقیق است كه بایستى در آن تمام ملاحظات اجتماعى و سیاسى در نظر گرفته شود. دیگر این كه سبب اصلى هجرت، عدم امنیت براى ادامه دعوت، به ویژه به خطر افتادن جان پیامبر و مركزیت دعوت با توطئه مردان قبایل مختلف مكه بوده است.

اخذ بیعت از یاران

چنان كه قبلاً یادآور شدیم، پیامبر اسلام در موسم حج به نزد قبایل مختلف مى‏رفت و از آنها مى‏خواست به دعوت حق گرویده، از پرستش بت‏ها دست بردارند. در سال یازدهم بعثت، در همان موسم، شش یا هفت نفر از مدینه از قبیل خزرج در عقبه اولى واقع در منا با پیامبر ملاقات كردند و پس از شنیدن دعوت الهى، با توجه به سابقه ذهنى نسبت به ظهور پیامبر جدید كه از زبان یهود مدینه شنیده بودند، آن را پذیرفتند. این عده در مدینه، آیین جدید را ترویج كردند، به طورى كه خانه‏اى در مدینه نماند كه از پیغمبر سخن به میان نیاید.

در سال بعد، دوازده تن از مدینه كه افراد سال قبل نیز در میان آنان بودند در همان عقبه اولى به زیارت پیامبر نایل شدند. اینان نیز كه چند نفرشان از قبیله اوس بودند، بیعت كردند. این همان بیعت یا پیمان اول عقبه است.(23) اقدام مهم تبلیغى رسول‏خدا در این موقعیت، اعزام مصعب بن عمیر براى نمایندگى خود و آموزش دین و قرآن است كه بهره‏بردارى مناسب از موقعیت را حكایت مى‏كند.مصعب، پس از تبلیغ مستمر و موفق خود، در موسم حج سال بعد، به همراه 75 نفر مسلمان مدنى به مكه آمد. آنان خواستار ملاقات با پیامبر و بیعت شدند. رسول‏خدا، وعده اواخر شب در جنب عقبه اولى را معین فرمود. در آن‏جا پس از گفت‏وگوهایى صمیمانه از آنان پیمان وفادارى و حمایت و تلاش در راه دعوت اسلام گرفت و به پیمان دوم عقبه و پیمان جنگ و پیكار (بیعهالحرب) شهرت یافت.(24)با اندك مطالعه و دقت در تاریخ اسلام روشن مى‏شود كه این اقدامات و پیمان‏هاى متعاقب آن، تأثیر شگرفى در گسترش حساب شده دعوت و به‏ویژه فراهم شدن زمینه براى هجرت تاریخ‏ساز حضرت بر جاى نهاد.از سوى دیگر، با توجه به شرایط خاص اجتماعى عربستان واهمیت حلف و پیمان در میان عرب جاهلى به عنوان تنها عامل ثبات ومسالمت و ضامن همزیستى میان قبایل و تیره‏هاى مختلف، حساسیت و اهمیت این بیعت‏ها آشكارتر مى‏گردد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید